بهاریه
Friday, April 4, 2008 2:47:13 PM
Trauma, Memory, Identity
رها .
به غایت بی قراری
آنجا که من بودم وتو ـ
و نرفتن ونرسیدن
به اسفندی که به انتظارت بهار است ،
نو شدن به درد لحظه ای
که پوشیده یکسر شولای عبوس نبودن
ز انتظار تو
به بهار ،
شعاع شادی آفتاب
وزیده به راهت
که نسیم فروردین حضور توبوده /
تا همیشه به یادت بیاورد
نوروزخیال توبوده
به آفتابی که پهن کرده به راهت
زبهار
به نوروز
بهار
.






