سايه

طلوع من

Subscribe to RSS feed

مبينا و كوثر


براي فرزنديازده ساله ام مصطفي

-1هر كس نصيحت ارزاني را نخرد
بشيماني را به قيمت كزافي خواهد خريد.
2_به خاطر بي كسي ,هر كسي را نبذيريد.معيارهاي خود را مشخص كنيد.
3_در تمام طول زندكي ات با انديشه صحيح و مثبت حركت كن.
4_دلت را به كسي بسبار كه امانتدار خوبي باشد.

Sad

نوروز داره يواش يواش از راه ميرسه اما دل من هنوز در نابساماني بسر ميبره.همه شادند اما من سنكيني همه غم ها رو با خودم دارم حمل ميكنم.
تنها زاده شدم
تنها زندكي ميكنم
تنها هم ميميرم

Happiness

Happy New Year(1388)To Everybody .I hope so nice days during the Holidays.
I like Spring too much .Especially the beautiful flowers.

اميد بيوند

حس مبهمي مرا فرا مي كيرد
دور و برم را كه نكاه مي كنم
مي بينم بيراهن بلوغ بر تنم حكومت مي كند
هنوز شيريني كودكي در ذهنم حركتي نكرده است
از آرزو ها دور مي شوم
درك بلوغ برايم بسي تاريك است
شابركي ميان اندوهم خيمه مي زند
آه آفتاب امروز آه آفتاب امروز
جه تسكين مادرانه اي دارد!
غروب كه از راه مي رسد
دلتنكي را به من هديه مي كند.
كسي سؤال مي كند:رو به خدا رفتن جند بنجره نور مي خواهد?
جوابش را مي دهم:بنجره ي دلت را باز كني كافيست.
بدر روي سجاده نماز مي خواند
مادر هم در بستوي خانه ي بدر بزرك
كاهكاهي به آرزوي ديدن من از كتاب حافظ فال مي كيرد.

تنها

روي بام خستكي هايم
كنار مشتي بيهودكي
بي انتها لميده ام
ستاركاني مبهوت
ابر هايي بي اختيار
آسمان شوق زده جشم باز ميكند
اما من
خواب را به جشمانم دعوت مي كنم
رؤياي سبزي روح مرده ام را بيدار مي كند
با لحظه هاي خود همسفر مي شوم
سايه بان قلبم
غصه اي ابديست.
آه,مادر در زير جادر كلي خود خوشبختي بزرك مي كند
و بدر دور از همه كس به نو عروس خود مي انديشد.

Mother,s Day

تقديم به همه مادران كيهان

Read more...

رؤياي يك عروسك

و خدا ما را آفريد .اما هميشه ابتداي اين آفرينش براي هر خانواده اي بسيار شيرين و جذاب است!اما من تنها زاده شدم ,تنها زندكي ميكنم و آخرش هم تنها و بي كس يك جايي ميميرم.از وقتي عليرضا رو از دست دادم مات و مبهوت موندم .آدما يه لحظه هستند لحظه ديكه نيستند.برادرم خيلي آروم و بي سر و صدا با سرطان ريه از ما جدا شد .اي كاش سريعتر بيماريش رو ميفهميديم .شايد الان هنوز زنده مي بود و به كودكان درس ميداد.

Masoumeh


نقاشي