Afghaninfo - معلومات افغانستان

وبلاگ معلوماتی افغانستان

Subscribe to RSS feed

دوباره به وبلاگ اوپرا برگشتم!


مدتی بود که کلا این وبلاگ رو فراموش کرده بودم
از تمام بینندگان هم معذرت میخوام که وبلاگ رو به صورت غیربروز مشاهده میکردند
از این به بعد سعی میکنم که در این وبلاگ اوپرا هم برعلاوه سایر سایتها و وبلاگها حضور داشته باشم و در خدمت شما عزیزان باشم
ولی خدایی اوپرا سیستم بلاگ خیلی عالی هست
نمیشه به آسونی ازش دل کند

I get back my blog from opera !

Hi
for today I get back my blog ! it was banned by opera , my brother report this mistake in here
http://my.opera.com/community/forums/topic.dml?id=1395992&t=1337020639
and now I am very happy !

بیست نکته برای افزایش سلامتی و طول عمر



1. هرگز سیگار نکشید و اگر میکشید، نیمه آخر آن را به هیچ وجه نکشید.
2. در حمام هیچگاه مستقیما زیر دوش آب گرم نفس نکشید. کلر یک قاتل تدریجی است.
3. هنگام شارژ موبایل ابتدا شارژر را به گوشی وصل کنید و سپس آن را به برق وصل کنید. بهتر است موبایل خاموش باشد.
4. چای بیشتر از یک روز مانده را اصلا ننوشید.
5. هنگام روشن کردن کولر اتومبیل خود ابتدا به مدت حداقل 5 دقیقه پنجره ها را باز بگذارید و در پمپ بنزینها کولر را خاموش نمایید.
6. غذای خود را بیشتر از یکبار در مایکروفر گرم نکنید و بعد از آن درصورت عدم استفاده دور بریزید.
7. با حیوانات خانگی تعامل مثبت داشته باشید. آنها ممکن است از خیلی از انسانها سالم‌‌تر و تمیزتر باشند. عوامل مشترک زیاد آنها با انسان ها می تواند به شکل واکسن در بدن عمل کند.
8. هنگام غذا بین هرلقمه حداقل 1 دقیقه فاصله بگذارید و دو ساعت قبل و بعد از غذا و هنگام آن نوشیدنی ننوشید.
9. هنگام حرکت اتومبیل، پنجره ها را تماما باز نکنید تا هوا بصورت باد وارد مجاری تنفسی نگردد.
10. لوازم آرایشی را بیشتر از 5 ساعت برروی پوست خود باقی نگذارید. سلولهای پوستی نیاز به تعرق و تنفس دارند. درمنزل نیز تا حد امکان از لباسهای گشاد ، راحت و باز استفاده نمایید.
11. موهای خود را بیش از یکبار در شبانه روز شانه نکنید.مراقب ورود شوره سر (حتی بصورت نامرئی) به چشمها و مجرای تنفسی خود باشید.
12. هنگام دویدن و راه رفتن سر خود را بالا نگهدارید. هنگام نشستن و خوابیدن برعکس سر خود را پایین نگهدارید.
13. توجه بیش از حد به وزن، سودمند نیست. بدن انسان قادر است بصورت خودکار میزان ورودی، جذب و میزان دفع را تنظیم نماید و اشتهای طبیعی نیز متناسب با آن میباشد. هرچه قدر دوست دارید بخورید.
14. اگر نیاز مالی ندارید، لازم نیست روزی 8 ساعت کار کنید. بهترین تعداد ساعات کاری بین 5 الی 6 ساعت میباشد.
15. هرگز پشت مانیتور (های قدیمی) که روشن هستند قرار نگیرید. ضرر آنها از خیلی از دستگاههای عکسبرداری بیشتر است.
16. ورزش و تحرک در ابتدای صبح نه تنها سودمند نیست بلکه خطرناک نیز هست. سعی کنید آن را در حداقل 3 ساعت بعد از بیداری و یا عصر انجام دهید.
17. توجه بیش از حد به امور سیاسی، ورزشی و اقتصادی برای سلامت روان مضر بوده و در دراز مدت به علت عدم امکان تسلط بر کنترل آنها، باعث اختلالات روانی میگردد.
18. هیچگاه به پهلو نخوابید. سعی کنید در جهت عمود بر محور مغناطیسی زمین بخوابید.
19 - روزه بگیرید
20 - نماز بخوانید

با چه کسی دوستی را بهم بزنیم؟



● خودشیفته ‌ها
این افراد شدیدا حس خودبزرگ بینی دارند و چنین می‌پندارند که دنیا گرد آنها می‌چرخد. این افراد مانند کنترل گرها موذی و حیله گر نیستند و تا حدی آشکار خواسته‌های خود را بیان می‌کنند. گاهی به نظر می‌رسد باید به آنها گفت: "فقط خودت مهم نیستی که!" این افراد فقط خواسته‌های خود را در نظر می‌گیرند و نیازهای شما به باد فراموشی گرفته می‌شود. در این رابطه شما احساس یاس و سرخوردگی پیدا می‌کنید. آنها چنان انرژی شما را صرف خواسته‌ها و امیال خود می‌کنند که دیگر چیزی برای خودتان باقی نمی‌ماند.

● منفی گراها
این دسته قادر به درک خوبی‌ها و شادی‌ها نیستند. اگر به آنها بگویید که امروز روز بسیار قشنگی است حتما از اتفاق ناگوار قریب الوقوعی خبر می‌دهند؛ اگر از موفقیت امتحان میان ترم خود خبر دهید، در مقابل از سختی امتحانات نهایی به شما هشدار می‌دهند. آنها شادی را نابود می‌کنند. دید مثبت شما به زندگی جای خود را به بدبینی و منفی بافی می‌دهد. قبل از آنکه متوجه شوید، منفی گرایی در ذهن و روح شما جایگزین شده و همه شادی‌ها پشت شیشه‌های خاکستری پنهان می‌شود

● افرادی که همیشه در مورد دیگران قضاوت می‌کنند
مواردی که شما زیبا و دلفریب می‌بینید، به نظر این افراد عجیب و غیرجذاب است. اگر شما نظر جدیدی را جالب بدانید، این افراد آن را به کل اشتباه می‌شمارند. اگر شما سلیقه دوستی را ستایش کنید، آنها آن را بد یا مایه نگرانی قلمداد می‌کنند. افراد همیشه قاضی تقریبا مانند منفی گراها هستند. اگر قسمت اعظم وقت خود را با اینگونه افراد بگذرانید، طولی نمی‌کشد که شما هم یکی از آنها خواهید شد.

● خود رای‌ها
تخصص این عده کنترل دیگران به نفع خودشان است؛ و ممکن است چنان مهارتی هم داشته باشند که شما اصلا متوجه کنترل آنها نشوید تا زمانی که دیگر دیر شده است. این افراد نقطه ضعف‌های شما را پیدا می‌کنند و از این طریق به خواسته‌های خود می‌رسند. این افراد باورها و اعتماد به نفس شما را هدف قرار می‌دهند. این افراد راهی برای اجبار شما به انجام کاری پیدا می‌کنند که لزوما انجام نمی‌دهید و به این ترتیب شما احساس هویت، اولویت‌های شخصی و توانایی درک واقعیت مساله را ازدست می‌دهید و به ناگاه دنیا حول محور خواسته‌ها و اولویت‌های آنها قرار می‌گیرد.

● همیشه ناامیدها
اگر طرح جدید و بکری داشته باشید، همیشه ناامیدها به شما اطمینان می‌دهند که با شکست روبه رو خواهید شد؛ و زمانی که موفق می‌شوید، شما را دلتنگ و افسرده می‌کنند. اگر رویایی در سر داشته باشید، هشدار می‌دهند که دستیابی به آرزویتان غیرممکن است.

این افراد "آنچه هست" را باور دارند و نسبت به "آنچه خواهد شد" مشکوک و ناامید هستند. معاشرت با این افراد موجب می‌شود خودباوری و اعتماد به نفس خود را به راحتی از دست بدهید. در حالیکه پیشرفت و تغییر فقط نتیجه نوآوری و بدعت گذاری است، رویای ناممکن‌ها و تلاش برای دستیابی به دوردست‌ها.

● آنهایی که نمی‌توانند صممیمی‌ شوند
در کنار این افراد هیچگاه حس صمیمیت و راحتی نخواهید کرد؛ داستانی خنده دار تعریف می‌کنید اما آنها فقط لبخندی مودبانه تحویل می‌دهند. در پی بی توجهی آنها، شما غمگین و افسرده می‌شوید. یکی از مهیج ترین اتفاقاتی را که برایتان پیش آمده تعریف می‌کنید اما آنها فقط سرسری سر خود را تکان می‌دهند. روابط این دسته افراد مبتنی بر معیارهای سطحی و بی معنی است. زمانی که شما واقعا به یک دوست نیاز دارید، آنها نیستند. زمانی که نیازمند انتقادی سازنده هستید، از همانی که هستید تعریف می‌کنند و اگر حمایت بخواهید، شما را محکوم به شکست می‌دانند.

● حرمت شکن‌ها
این افراد در بدترین زمان و به بدترین شکل ممکن حرفی می‌زنند یا کاری انجام می‌دهند؛ در یک کلمه حرمت نگاه نمی‌دارند. شاید این فرد کسی باشد که به او اعتماد کرده بودید اما او از این اعتماد سوءاستفاده کرده و رازتان را برملا می‌کند. شاید یکی از نزدیکان تان باشد که در کارهایی که به او ارتباط ندارد دخالت می‌کند، یا شاید همکاری باشد که رفتاری تحقیرآمیز پیشه کرده است.

● آنهایی که همیشه متوقع هستند
هیچ وقت نمی‌توان این افراد را راضی و خوشحال نگه داشت. آنها قدر شما را نمی‌دانند و خواسته‌هایشان غیرواقعی و نامعمول است؛ همیشه دنبال مقصر جلوه دادن شما هستند و هرگز مسوولیت چیزی را خود قبول نمی‌کنند

معلم چه می آموزاند؟ - Afghaninfo





زندگی می آموزد که شتاب نکن.

زندگی می آموزد چیزهایی که می خواهی به آنها برسی وقتی دریافتشان می کنی می بینی آنقدر هم که فکر می کرده ای مهم نبوده شاید هم اصلا مهم نبوده شاید موجب اندوهت نیز گشته است.

زندگی می آموزد از دست دادن آنقدر هم که فکر می کنی سخت نیست.

زندگی می آموزد رنج ها و سختی ها با همه تلخی که در کام تو دارند اگر خودت بخواهی می توانند بسیار آموزنده و رشد دهنده باشند.

زندگی می آموزد چیزهایی که بزرگترها سر آن دعوا می کنند بزرگتر از چیزهایی نیست که کوچک ترها سر آن دعوا می کنند.

زندگی می آموزد همه لحظات تبدیل به خاطراتی شیرین می شوند بعدا که می گذری و تو در آن لحظه بی تابی می کردی و این را نمی دانستی.

زندگی می آموزد آنها که از تلخی ها می گریزند شیرینی ها را نخواهند چشید و آنها که از سختی ها می ترسند به آسودگی نخواهند رسید.

زندگی می آموزد گذشت و مهربانی شیرین است.

زندگی می آموزد آنکه کام دیگران را تلخ می کند غیر ممکن است کام خودش شیرین باشد.

زندگی می آموزد سادگی زیباتر است.

زندگی می آموزد بار بر دوش دیگران نهادن، شانه های خودت را سنگین می کند و بار از دوش دیگران برداشتن، خودت را سبکبار می کند.

زندگی می آموزد صمیمیت را.

زندگی نشان می دهد کسانی را که سنگین و بزرگ راه رفتند و خرد و شکسته شدند.

زندگی می گوید من با تو مهربانم، خیلی مهربانم اگر تو با خودت نامهربان نباشی.

زندگی می گوید بیش از آنکه تو مرا دوست می داری من تو را. بیش از آنکه تو مرا می خواهی من تو را.

زندگی می گوید تو خیلی وقت ها مرا گم می کنی. جاهای عجیبی بدنبال من می گردی، جاهایی که شاید حتی زندگیت به تنگنا کشیده می شود.

زندگی می گوید خیلی وقت ها تو از چیزی می گریزی و به تنگ می آیی که همانجا بوی عطر من پیچیده است.

دوستن داشتن یار


آه چه حالتی دارد! نه به وصف می­آید و نه به فهم! دوست داشتن چه قدرتی دارد، در خویشاوندی و صمیمیت راستین چه نیروی معجزه گر خدایی نهفته است. چه لذتی است اینجا در "خود را نادیده گرفتن " در "خود را لقمه لقمه کردن" و به دهان دوست دادن که بجود و بجود و بجود و طعم و عصاره­اش را بمکد و تفاله­اش را بر خاک بریزد و این خود بهترین زندگی کردن است! و اینها و اینگونه نعمت­ها را همه از او دارم! من کی با این حالات آشنا بودم؟ کودک را، پدرش، مادرش می­زند و او به گریه می­افتد و از درد فریاد می­کشد، اما چه می­کند؟ با چهره برافروخته و چشمانی سرخ و گونه­های خیس از اشک، خود را به دامن مادرش یا پدرش، همان که آزارش داده است می­افکند.

طنز زیبای بوکسر


طنز زیبا و جالب بوکسر
فدراسیون بین المللی بوکس یک افغان را که در یک مسابقه یک در مقابل دو توانست دوحریف خود را در کمتر از یک دقیقه نک اوت و به شفاخانه روان کند منحیث سلطان بوکس سنگین وزن جهان به رسمیت شناخت.

هفته قبل یک مسابقه بوکس در سفارتخانه افغانستان در واشنگتن میان محمد هارون الکو مستشار این سفارت و در طرف مقابل اکلیل حکیمی سفیر کبیر و نماینده فوق العاده جلالتماب حامد کرزی ریس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان به امریکا و سروش یوسفزی یک مستشار دیگر سفارت افغانستان در ایالات متحده امریکا براه انداخته شده بود که در جریان ان در ثانیه 13 محمدهارون الکو مشتزن سابقه دار افغانستان توانست با دو گراد پی درپی و یک هاکن راست و یک اپرکت چپ سروش یوسفزی را بیهوش ونک اوت کند. با بیرون شدن سروش یوسفزی, هارون الکو توجه خود را بطرف اکلیل حکیمی معطوف و توانست وی را در ثانیه 39 با یک هاکن راست و سه گراد و با رقص پای بسیار منظم نک اوت و بیهوش بسازد. گفته میشود که مصدومین به شفاخانه انتقال و وضعیت شان اضطراری اعلان شد.

محمد هارون الکو فرزند لوی حارنوال جمهوری اسلامی افغانستان است و به خبرنگاران چنین گفت: این افتخار بزرگ و تاریخی را در قدم اول به قبله گاه عزیزم که افتخارات امروزیم مدیون تلاش ها و تربیه ایشان است تقدیم میکنم و بعدا شخص وزیر صاحب خارجه و جلالتماب رییس جمهور هم شامل این افتخار بزرگ تاریخی میباشند.
من همیشه مدیون ابوی خود میباشم زیرا من از زمانکه از صنف ده مکتب بعد از چند سال ناکامی ممتد اخراج و انزمانی که ابویم جای کار نمیکرد تشویق ایشان بود که مرا به حرفه بوکس اشنا ساخت و بعدا از برکت ایشان مستشار سفارت افغانستان مقرر شدم و این افتخار تاریخی را به کشورم و به فامیلم کسب نمودم.

وزیر خارجه کشور برگزاری مسابقه بوکس سنگین وزن جهان را در سفارت خانه افغانستان از جمله ابتکارات منحصر به فرد خودشان در زمان تصدی این وزارت خانه قلمداد کرد و گفت که این بزرگترین افتخار به وزارت خارجه و جمهوری اسلامی افغانستان است.

رییس کمیته المپیک هم این دستاورد تاریخی را برای همه ملت افغانستان تبریک گفت و بیان داشت : از جناب رییس جمهور افغانستان میخواهم که به این فکر باشند که کریکت تنها ورزش در جهان و یا در افغانستان نیست که یک بورد که متشکل از خود جناب شان و شش وزیر و بیست رییس و هشتاد والی عضو ان هستند و بودیجه ان به تنهایی شش الی ده مرتبه زیادتر از تمام بودیجه سایر رشته های ورزشی باشد.
افتخار که هارون الکو به ورزش و دیپلوماسی افغانستان اورد باید رییس جمهور را متوجه بسازد که در سفارتخانه های افغانستان و در تعیینات وزارت خارجه چی میگذرد و اینکه باید سایر رشته های ورزشی بخصوص ورزش بوکس هم مورد توجه قرار بگیرد.

گفتنی است که برای تشویق بوکسور افغانی یک گردهمایی بزرگی براه انداخته شده بود که دران پیام تبریکی محمد علی کلی وجو فرایزر و مایک تایسن و برادران کلیچکو خوانده شد و محفل باصرف طعام چاشت که از طرف لوی حارنوال به افتخار قهرمانی نور دیده ایشان تهیه دیده شده بود به امید قهرمانی های زیادتر در رشته دیپلوماسی نوش جان گردید.

طنر جالب : اگر میخواهید که لت نخورید ، سفیر نشوید


طنز جالب محلی آماده کردیم امیدواریم که مورد توجه شما عزیز و بیینده گان وبلاگ افغان انفو قرار گیرد
---------------
مشت و لگدزدن و یخن همدیگر را پاره ‌کردن و کبود کردن زیر چشم یا به اصطلاح مردم، بادنجان سیاه کاشتن و پاره کردن خشتک و امثالهم از ابزار دیپلوماتیک در ماشین دیپلوماسی حکومت کشور ماست.
از آنجایی که جنگیدن خاصیت به مرگ ما شده و بدون اینکه بدانیم چرا می‌جنگیم، فقط می‌جنگیم؛ بنا اصل دیپلوماسی ما نیز بر همین پایه استوار است.
از رده‌ های بالا به پایین براساس قدرت و از رده پایین به بالا بر اساس واسطه داشتن و رابطه داشتن و فرزند و برادر و بچه ‌خاله و عمه این و آن بودن می ‌توان طرف را لت و کوب کرد و این لت و کوب تا زمانی ادامه می ‌یابد که یکی از طرفین یا بی ‌هوش شود یا فرار کند و در این عرف بزن‌ بزن ما، هیچگونه میانجی ‌گری نقش ندارد.
به ‌هر صورت، حالا که متوجه شده ‌ایم که بزن و بکوب و مشت و یخن شدن جزء اساسی‌ترین اصول اداری ماست، بر آن شدیم تا در این مقال روش‌های لت و کوب را به شما یادآوری کنیم تا در صورتی که در موقف مشخصی هستید چگونه لت بزنید یا لت بخورید.

لت و کوب دیپلوماتیک
یکی از روش‌های کارا در بزن و بکوب در وزارت خارجه یا هم نهاد‌های تابع این وزارت نظیر سفارت‌خانه‌ها و کنسولگری‌ها، لت و کوب دیپلوماتیک می‌باشد.
این روش به‌ شکلی است که معمولا دو همکار هم‌ رتبه برای به‌ دست آوردن چوکی خالی ‌مانده در وزارت با هم گلاویز می‌شوند و چنان همدیگر را تکه پاره می‌کنند تا طرف بگوید « برو چوکی از تو » و در این موقعیتی است که پیروز چوکی را از آن خود می‌کند و وزیر خارجه هم سریعا مکتوب تقررش را نوشته و رییس ‌جمهور آن را امضا می‌کند.
روش دیگرش هم بیشتر در سفارت‌های کشور رخ می‌دهد و آن‌ طوری است که یک تن از افراد پایین‌ رتبه که یا فرزند یک آدم کلان در کشور است یا هم رابطه خونی با فرد با نفوذی در کشور دارد و بر اساس همین توان رابطه‌ ای، بدون اینکه بداند دیپلومات به کی می‌گویند، به یکی از کرسی‌های یک سفارت‌خانه تعیین می‌شود و در حالیکه بست‌ کاری ‌اش پایین است، بر اساس همان اصل متداول (سرباز است ولی جنرال را زده می‌ تواند) در زمان‌های مشخص تعدادی از کارمندان سفارت یا هم خود شخص رییس مورد لت کوب وی قرار می‌گیرند.
در همچو موقعیت‌ها در حالی‌که رسانه‌ ها تصاویر لت و کوب را به نمایش گذاشته ‌اند. وزارت خارجه سریعا با دایر کردن کنفرانس مطبوعاتی هرگونه لت و کوب سفیر را رد کرده و می‌گوید یک ‌سوء تفاهم کوچک بود و رفع شد. در حالیکه افراد لت و کوب شده در شفاخانه در حال اغما به سر می‌برند، وزارت می‌گوید هیچ خبری نیست.
معمولا در اینگونه لت و کوب‌ها سریعا برای ماست‌ مالی کردن غایله فاعل لت و کوب را به داخل کشور خواسته و چون طرف واسطه‌ اش (توس قره) با التماس از وی درخواست می‌کنند که (بیادر گل کمی آهسته‌ تر بزن. ده کوچه بالاتر هم خبر شد. می‌زنی یا می ‌کشی.)

لت و کوب اداری
در اینگونه روش‌ها معمولا لت خوردن از بالا به پایین است و آن‌ طوری است که وزیر معین را و معین رییس را و رییس آمر را و آمر مدیر را و مدیر مامور را مورد تنبیه‌ بدنی در اقسام مختلف قرار می ‌دهد و مامور هم از خود پایین زور‌تر ندیده عقده ‌اش را در دل نگه‌ داشته بعد از رسیدن به خانه آن را به ‌سر مادر اولادها یا خود اولاد‌ها خالی می‌کند و از اینجا چالش خشونت علیه زنان هم قوی‌ تر می‌شود.
معمولا در این روش هیچگونه بازخواستی وجود ندارد و به ‌دلیل اینکه مادون‌ها در عرف اداری کشور برای لت‌خوردن آفریده شده‌اند، بنا این روش یکی از طبیعی‌ترین روش‌ها در اداره کشور است و به‌ طور دایم مورد تطبیق قرار می‌گیرد و کسی هم نمی ‌پرسد که ( او بیادر چرا این بی‌گناه را بی‌خود می‌زنی).

روش نظامی و سلطه‌ گرانه
در این روش افراد نظامی هرکسی را که خوش‌ شان بیاید، می ‌زنند و مورد لت و کوب قرار می‌دهند.
البته این روش دو بعد دارد: بعد جنایتکارانه و غیرجنایتکارانه.
در بعد جنایتکارانه فرد نظامی (چی خارجی باشد یا هم از نوع ملی‌اش باشد) لوله‌ تفنگ را طرف مردم دور داده و هرگونه که خواست ماشه را فشار می‌ دهد یا هم سرباز داخلی که از طرف طالبان موظف شده و با همکاری دوستان وارد نیرو‌های مسلح ‌شده حساب استادان خارجی ‌اش را می‌رسد.
در بعد غیر جنایتکارانه‌اش، سرباز یا صاحب‌ منصب هم هرکسی را دلش خواست لت می‌زند.
از او سوال می‌کنی لت می‌خوری،
خبرنگار هستی و راجع به برخورد‌های پولیس مصاحبه می‌کنی لت می‌خوری.
از یک حمله ‌انتحاری گزارش تهیه می‌کنی لت می‌خوری.
موترت به ‌دلیل سرعت بیشتر کمی دیرتر در مقابل محل تلاشی متوقف می‌کنی لت می‌خوری.
ترا به داخل جاده راه نمی ‌دهند که فلانی بزرگوار آمده و تو می‌گویی که سرباز جان اینجا خانه من است یا دفتر کار من است باید بروم، لت می‌خوری.
می‌خواهی خود را به یک کارمند عالیرتبه با تعدادی از محافظان برسانی تا حلال مشکلاتت باشد از دست محافظینش لت جانانه می‌خوری.
و لت می‌خوری و لت می‌خوری و لت می‌خوری. و هیچگاهی نه کسی می‌گوید چرا لت خوردی و نه کسی می‌پرسد چرا ترا زدند!

اینها روش‌های متعارف لت زدن و لت خوردن در سیستم اداری کشور است.
حالا هر دوستی که می‌خواهد از این روش‌های لت و کوب در امان باشد یا اینکه اصلا در اداره حکومتی کار نگیرد یا اگر کار گرفت هر کسی را که (کارتن کلان بود) همینکه دید تا کمر خم شود و اگر روزی هم به مناصب بلند بر اساس لیاقتش رسید، وقتی دید یک مادون فرزند فلان وزیر و وکیل و معین است، هیچگاه حرفش را رد نکند و هم او را احترام فراوان کند.
اگر در جایی سربازان را دید بهترین کار این است که کوچه عوض کند، زیرا این احتمال دارد که از سر ساعت ‌تیری هم مورد عنایت سرباز قرار بگیرد. خصوصا اگر زن‌ها می‌خواهند لت نخورند، سفیر نشوند.