Monday, 7. July 2008, 18:13:22
Samera, Iraq, walpaper, Imam Hadi
...
امام هادی علیه السلام
Saturday, 5. July 2008, 16:03:17
Hadi, سامرا, دعا برای سلامت امام, Emam Hadi
...
در اصفهان مردی بود شیعه به نام عبدالرحمن.گروهی از اهل اصفهان از جمله احمد بن نضر و ابوجعفر محمد بن علویه به او گفتند: به چه دلیل اعتقاد به امامت امام هادی علیه السلام را در این زمان بر خود واجب کرده ای؟
او پاسخ داد:
شاهد موضوعی بودم که این اعتقاد را بر من واجب کرد.من مرد فقیر و تهیدستی بودم، باز زبانی گویا و با جرات.سالی از سالها اهل اصفهان مرا به همراه گروه دیگری از مردم برای قضاوت و دادخواهی به بارگاه متوکل فرستاند.
روزی بر در بارگاه متوکل بودیم که فرمان احضار علی بن محمد بن رضا علیه السلام صادر شد.به برخی از کسانی که حاضر بودند گفتم: این مرد که فرمان به احضارش داده اند کیست؟شخصی گفت: مردی علوی است و رافضیان به امامتش اعتقاد دارند.سپس گفت که ممکن است متوکل برای به قتل رساندنش او را احضار کرده باشد.گفتم: از اینجا نمی روم تا بنگرم این مرد چه کسی است.
ایشان سوار بر اسب آمد در حالی که مردم در طرف راست و چپ راه ایستاده بودند و او را تماشا می کردند، هنگامی که او را دیدم عشقش به دلم افتاد و پیش خود دعا کردم که خدا او را از شر متوکل حفظ کند.
او در حال حرکت میان مردم فقط به یال اسبش نظر می کرد و توجهی به راست و چپش نداشت و من هم پیوسته برای او در حال دعا بودم .چون از کنار من عبور کرد با چهره ی مبارکش به من روی آورد و فرمود:خدا دعایت را مستجاب کرد و عمرت را طولانی نمود و ثروت و اولادت را بسیار و فراوان کرد.به خود لرزیدم و در میان یارانم افتادم.پرسیدند: برایت چه اتفاقی افتاد؟ گفتم: خیر است و چیزی در آن باره نگفتم.
پس از آن به اصفهان بازگشتم .خدا درب ثروت فراوانی به رویم گشود تا جایی که امروز غیر از آنچه بیرون خانه است ، چیزهایی به ارزش هزار هزار درهم در خانه دارم و ده فرزند به من عنایت شد و اکنون عمرم به هفتاد و چند سال رسیده است و تا حال قایل به امامت آن بزرگوار هستم که آنچه در دل من بود دانست و خدا دعایش را درباره ی من وبرای من مستجاب کرد.
منبع: الخرائج و الجرائح:1/392 - بحارالانوار: 50/141
Monday, 30. June 2008, 15:17:25
سامرا, ایمان, قناعت, عافیت و سلامتی
...
ابوهاشم جعفری می گوید: مدتی بود که به فقر و تنگدستی بسیار شدیدی دچار شده بودم.به نزد ابی الحسن (امام علی بن محمد علیه السلام) رفتم.به من اجازه ی ورود داد ، هنگامی که نشستم فرمود: ای ابا هاشم! کدام نعمت خداوند عزوجل را بر خود می خواهی شکر کنی؟!
زبانم بند آمد .نمی دانستم چه جوابی به حضرت بدهم.اما شروع به سخن کرده و فرمود:
خدای مهربان ایمان را روزی تو کرد و در نتیجه بدنت را بر آتش دوزخ حرام نمود.
و سلامتی و عافیت به تو بخشید ، در نتیجه تو را بر طاعت و عبادت یاری داد.
و قناعت را روزی تو فرمود در نتیجه از ناخویشتن داری مصونت داشت.
ای ابو هاشم! من به این خاطر با این مطالب با تو شروع به سخن کردم که گمان بردم می خواهی نزد من از کسی که این همه لطف و محبت در حق تو کرده شکایت کنی.در ضمن دستور داده ام صد دینار به تو بدهند .آن را بگیر.
منبع:من لا یحضرالفقیه:4/401
Friday, 16. May 2008, 11:00:50
Samera, Iran, Shia, Emam Hadi
...
چند روز پیش به یکی از مساجد شهر رفته بودم که بعد از نماز چشمم به پوستری افتاد.متن این پوسر و عکس هاش را براتون می گذارم.
الحمد لله بعد از دو سال دعاها و حرکت های خود جوش عاشقان و محبین اهل بیت به نتیجه نشست و با غبار روبی و عطر افشانی بارگاه ملکوتی امامین عسگرین و سرداب مقدس از شرمندگی شیعه در پیشگاه امام زمانش کاسته شد

در پایین پوستر هم این حدیث از پیامبر اکرم صلی الله آمده است:
قال رسول الله : و سیجد اناس ممن حقّت علیهم من الله اللعنه و السّخط ان یعفوا رسم ذلک القبر و یمحوا اثره ، فلا یجعل الله تبارک و تعالی لهم الی ذلک سبیلا
پیامبر خدا فرمود: و به درستی که گروهی از مردم که خداوند لعنت و غضبش را بر آنها حکم نموده است برای تخریب این قبور و محو کردن آثار ایشان تلاش و کوشش می نمایند ، ولی خداوند تبارک و تعالی هیچ راهی برای رسیدن به اهدافشان قرار نداده است.
منبع: کامل الزیاره

ای امام و مولای من . جانم فدای تو باد
ای کاش من نیز در کنار شیعیان تو بودم و با اشک دیده قبر نورانی تو را شستشو می دادم.
یا امام هادی بارگاه و مزارت گرچه ویران گشت ولی نور ولایت تو و فرزندت امام حسن دل شیعیانت را آباد و خرم می گرداند.
Tuesday, 17. July 2007, 19:26:48
emam hadi iran
ابوهاشم جعفری می گوید :تنگدستی بسیار سختی به من رسید ، به سوی اباالحسن علی بن محمد(امام هادی علیه السلام) رفتم.به من اجازه ورود داد ، هنگامی که نشستم فرمود: ای اباهاشم! کدام نعمت خدای عزوجل را بر خود می خواهی شکر کنی؟!
زبانم بند آمد و نمی دانستم چه جوابی به حضرت بدهم ، امام علیه السلام شروع به سخن کرده و فرمود:
خدای مهربان ایمان را روزی تو کرد و در نتیجه بدنت را بر آتش دوزخ حرام نمود
و سلامتی و عافیت به تو بخشید ، در نتیجه تو را بر طاعت و عبادت یاری داد
و قناعت را روزی تو فرمود در نتیجه از ناخویشتن داری مصونت کرد.
ای ابوهاشم ! من به این خاطر با این مطالب با تو شروع به سخن کردم که گمان بردم می خواهی نزد من از کسی که این همه لطف و محبت در حق تو کرده شکایت کنی .در ضمن دستور داده ام صد دینار به تو بدهند ، آن را بگیر.
*حکم اعدام امام هادیابن اورمه نقل می کند در عصر خلافت متوکل به سامره رفتم.اطلاع یافتم که متوکل حضرت امام هادی را زیر نظر یکی از درباریانش به نام سعید حاجب زندانی نموده و حکم اعدام آن حضرت را به سعید داده است.
نزد سعید رفتم .از روی تمسخر به من گفت: آیا می خواهی خدای خود را بنگری؟
گفتم:خداوند پاک و منزه از آن است که چشمها او را ببینند.گفت منظورم این شخص(اما هادی علیه السلام) است که شما می پندارید او امام شما است.
گفتم : بی میل نیستم آن حضرت را دیدار کنم.
گفت: من مامور اعدام او هستم و فردا او را اعدام می کنم.رئیس پست در نزد من بود ، واسطه شد تا من به خدمت امام علیه السلام برسم. به آن اطاقی که امام در آنجا بود رفتم.ناگاه دیدم در مقابل آن حضرت قبری کنده اند ، سلام کردم و از گریه بی تاب شدم.
حضرت فرمود:چرا گریه می کنی؟
گفتم: به خاطر آنچه می بینم.
فرمود: گریه نکن ، آنها به مراد خود نخواهند رسید. قلبم آرام گرفت ، دو روز بعد خبر کشته شدن متوکل و همدمش را شنیدم .آری سوگند به خدا ،بیش از دو روز از دیدار من با امام نگذشته بود که آنها کشته شدند.(مختارالرپخرائج ، ص 212)
Saturday, 16. June 2007, 01:53:42
داوود بن قاسم جعفری می گوید:در سامرا برای وداع به حضرت امام هادی علیه السلام جهت رفتن به حج بر او وارد شدم، با من بیرون آمد وقتی به ÷ایان حائل رسید به پایین آمد ، من هم با او به پایین آمدم ، با دستش روی زمین خطی شبیه دایره کشید سپس به من فرمود: ای عمو آنچه در این دایره است برگیر تا برای هزینه سفرت باشد و برای حج خو از آن کمک بگیری ، من با دستم به زمین کوبیدم.قالبی طلا دیدم که در آن دویست مثقال طلا بود.
منبع:مناقب 4/409- برگرفته از کتاب اهل بیت عرشیان فرش نشین
Friday, 15. June 2007, 02:16:43
religion
امام علی بن محمد که با القاب هادی و نقی شهرت یافتند در 16 ذیحجه سال 213 هجری در مدینه متولد گشت.پدر ایشان جوادالائمه علیه السلام هستند و مادر ایشان سمانه نام داشت.
دوران زندگی این حجت خدا در سه بخش تقسیم می شود.تا 8 سالگی دوران قبل از امامت و از سال 220 هجری تا سال 232 هجری قمری دوران امامت ایشان در زمان خلفای قبل از متوکل و سومین بخش از زندگی حضرت در سخت ترین شرایط از سال 232 هجری به بعد ، که با خلافت 14 ساله متوکل(دهمین خلیفه عباسی) شروع شد.
اما ، سرانجام امام مظلوم ما در سوم رجب سال 254 در سن 41 سالگی در شهر سامره بر اثر زهری که با دسیسه معتز(سیزدهمین خلیفه عباسی) توسط معتمد عباسی به آن حضرت خوراندند به شهادت رسید.

Wednesday, 13. June 2007, 15:38:28
news

تصويري از حرم امامين عسگريين(ع) قبل (راست) و بعد از انفجار بدون دو منارهدفتر توسعه وبلاگ ديني با صدور بيانيهاي حمله به حرم امامين عسگريين(ع) را محكوم كرد.
به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين بيانيه آمده است: بار ديگر حريم الهي و مرقد مطهر امام هادي و امام حسن عسگري (عليهما السلام) به دست ناپاكان مورد هتك حرمت قرار گرفت و دل انسانهاي حقيقتجو را داغدار كرد. جامعهي وبلاگنويسان، با عرض تسليت به پيشگاه منجي آخرالزمان (عج) و محكوميت اين اقدام شيطاني اعلام ميدارد دشمنان اسلام و انسانيت دست به هر اقدام خشونتباري بزنند، نميتوانند فطرت انسانهاي آگاه و منصف را تحت تاثير قرار داده و بينش خداجويي را از ميان بردارند.
در اين بيانيه تاكيد شده است: اين اقدام به دست هر گروه و با هر هدفي انجام شده باشد، در راستاي تامين خواستهي قدرتهاي زورگو بوده و به انگيزهي تداوم حضور اشغالگران در سرزمين عراق و از بين بردن اتحاد و انسجام اسلامي است.
دفتر توسعه وبلاگ ديني، از همهي وبلاگنويسان دعوت كرده است با نوشتن يادداشتهاي اعتراضآميز و روشنگرانه به اين سوال اساسي پاسخ دهند كه اقدامات تروريستي و غير انساني عليه مسلمانان بهويژه شيعيان با چه هدفي صورت گرفته و امت متحد اسلامي در اين شرايط چه وظيفهاي دارد؟
اين دفتر از وبلاگنويسان دعوت كرده است تا با قرار دادن لوگوي تسليت در وبلاگها با حضرت ولي عصر (عج) همدردي كنند.