Monday, 11. August 2008, 19:25:44
بهترین حالات جنسی: 5 اشتباهی که اکثر آقایون مرتکب میشوند
یکی از چالش های متعدد آقایون این است که در روابط جنسی خود با همسرشان چه حالتی را انتخاب کنند. بزرگترین ترس آنها این است که خانمشان از آن وضعیت همیشگی خسته شده و درنتیجه میل و علاقه خود را به رابطه جنسی با آنها از دست بدهد. پس سوال این است که بهترین مواضع و جایگاه های جنسی چه مواضعی است؟
بهترین راه برای توضیح مسئله این است که چه کارهایی را نباید انجام بدهید. با به یاد داشتن این، به 5 مورد از اشتباهات آقایون در مسائل جنسی اشاره می کنیم تا شما دیگر مرتکب آنها نشوید.
اشتباه اول: تقلید همه چیزهایی که در فیلم های پورنو می بینید.
این می تواند بزرگترین اشتباه آقایون در مسائل جنسی باشد. مردان بی تجربه ممکن است تصور کنند که فیلم های پورنو می تواند الگوی خوبی برایشان باشد اما با واقعیت مسئله آشنا نیستند. مشکل اینجاست که آن دسته فیلم ها تلاش می کنند که صحنه خوبی را برای بیننده بسازند نه اینکه لذت و میل هنرپیشه ها را بیشتر کنند.
و درواقع، یکی از بدترین راه های تحریک اندام جنسی خانمها، زمانی است که وی پاهایش را روی شانه هایتان بگذارد. در این حالت که لگن او آنقدر به عقب خم شده است، ممکن است در گردنه رحم احساس درد کند. همچنین این وضعیتی است که فشار زیادی به زن وارد می کند.
اشتباه دوم: تلاش زیاد برای نینداختن وزنتان روی زن، در هر وضعیت
برای خانم ها رابطه جنسی راهی برای نزدیکتر شدن به آقایون است. وقتی وزنتان را روی بدن او می اندازید او لذت زیادی می برد. پس دفعه بعد که با همسرتان رابطه جنسی برقرار می نمایید سعی کنید وزنتان را بیشتر روی او بیندازید. همانطور که می بینید، طی رابطه جنسی، تقریباً همه خانم ها از اینکه بدن مردشان به بدن آنها بچسبد بسیار لذت می برند.
اما چه مقدار از وزنتان را باید روی آنها بیندازید؟ آنقدر که بعد از تمام شدن رابطه جنسی خانمتان نگوید احساس می کند که تریلی از روی او رد شده و صافش کرده! حد و مرز را نگه دارید. چون اگر به مدتی طولانی همه وزنتان را روی او بیندازید برای او دردناک خواهد بود. اما واقعیت این است که اکثر خانم ها دوست دارند که طی رابطه جنسی کمی از وزن همسرشان روی آنها بیفتد.
اشتباه سوم: اینکه وقتی همسرتان روی شماست، اجازه بدهید همه کارها را او انجام دهد.
تقریباً برای همه خانم ها، رابطه جنسی عملی پویا است. به همین خاطر اگر شما هم بی حرکت باشید و هیچ کاری انجام ندهید، رابطه جنسیتان کاملاً برهم خواهد خورد و مفهوم رابطه جنسی برای او تغییر خواهد کرد. صحبت های تحریک کننده و آرام در حین رابطه جنسی نیز تاثیر شگفت انگیزی خواهد داشت که نباید از آن غافل شوید.
اشتباه چهارم: منفعل بودن
خیلی از آقایون انواع کتاب های"آقایونی مریخی" را خوانده اند و به همین خاطر تصور می کنند که زن ها دوست دارند که همه چیز را به او بسپارید و برای هر کاری که می خواهید بکنید اجازه بگیرید. به جای این روش فقط هر کاری که می خواهید را انجام دهید. حتی وقتی می خواهید حالتتان را تغیر دهید، خشن رفتار کنید و به اینطرف و آنطرف پرتابش کنید و مطمئن باشید که عاشق این رفتارتان خواهد شد. اصلاً نگرانش نباشید. اگر چیزی اتفاق بیفتد که همسرتان دوست نداشته باشد، مطمئناً به شما خواهد گفت.
اشتباه پنجم: تصور اینکه حالت های عجیب و غریب بهتر عمل می کند
لازم نیست معکوس از سقف آویزان شوید و کاری دیوانه وار انجام د هید. فقط طبیعی باشید. قدیمیترین حالت رابطه جنسی (مرد روی زن خوابیده) برای اکثر افراد بهترین حالت رابطه جنسی است.
حالت های عجیب و غریب فقط بدنتان را خسته می کند و روحیه تان را هم برهم می زند چون گمگشتگی در این حالت ها هم زیاد اتفاق می افتد و نمی دانید دستتان را کجا بگذارید و پایتان را کجا.منبع:www.mardoman.net
Monday, 11. August 2008, 19:10:13
اينو مستقينا از وبلاگ زير ميزارم چيز قشنگيه
مدرسه ما : پايگاه جهنمي
خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس
ديدن مدير از دور : شبهي در تاريكي
نمره بيست : افسانه آه
مدير مدرسه : مرد 6 ميليون دلاري
شوخي با مدير : بازي با مرگ
روز دادن كارنامه : حادثه در كندوان
امتحان : شايد وقتي ديگر
روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي
اخراج از كلاس : يك بار براي هميشه نمازخانه دبيرستادن : قطعه اي از بهشت زنگ آخر : آرايشگاه زيبا امحان پايان ترم : قلب ها براي كه مي تپد پيام متقلب براي ديگران : چشم هايم براي تو راهي براي متقلبان : جيب بر ها به بهشت نمي روند آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه جاي سيلي معلم : دايره سرخ دبير تربيتي : پاك باخته صفر هاي پشت سر هم : برج مينو اعتراض براي نمره : شليك نهايي حياط مدرسه : پارک ژوراسيک زنگ ورزش : المپيک در بازداشتگاه شوراءدبيران : جنگ نفتکشها ناظم : پليس آهني کنکور : بالاتر از خطر ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها نگاه معلم : بگذار زندگي کنم دانشگاه : سرزمين آرزوها خارج از مدرسه : آن سوي آتش بحث با مدير : فرياد زير آب شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختي پاي تخته : لبه تيغ ديكتاتوري معلم : مزد ترس منفي هاي پشت سر هم : گلوله هاي بي صدا اولين دانش آموزي كه معلم از او درس مي پرسد : قرباني وراجي سر كلاس : مجوز مرگ آخر كلاس : بهشت پنهان مبصر كلاس : افعي بوي جوراب بچه ها : عطر گل ياس دبيرام مدرسه ما : تبعيدي ها اخراج از مدرسه : مي خواهم زنده بمانم سايه دبير تربيتي : سايه شوگان دفتر دبيران : خانه ارواح نمره ده : شانس زندگي اتاق ورزش : جزيره آدم خور ها دستشويي : اطاق گاز سال آخر دبيرستان : سال هاي بي قراري ساختمان مدرسه : آسمان خراش جهنمي اخراجي ها : بينوايان رفتن به دانشگاه : هدف سخت دفتر مدير : کلبه وحشت صاحبان نمره زير ده : سربداران كيف هاي دانش آموزان : محموله ظرفيت نيمكت ها : دو نفر و نصفي سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل كلاس خصوصي : وعده پنهان زنگ ادبيات : نان و شعر دفتر ناظم : محكمه عدالت حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن : زرد قناري دانش آموزان رشته رياضي : سوته دلان رفتار مشاور مدرسه با دانش آموزان : عاشقانه
منبع:http://weblog.azemat.com/archives/002750.php
Tuesday, 19. February 2008, 18:05:19
حرفهائی ست که باید زد اما نه به کسی ، حرفهای بی مخاطب ، و حرفهائی که باید به کسی زد اما نباید بشنود .
سخن از حرفهایی است به کسی ، به مخاطبی ، حرفهایی که جز با او نمی توان گفت ، جز با او نباید گفت ،
اما او نباید بداند ، نباید بشنود . حرفهایی که مخاطب نیز نامحرم است !!! ...
دكتر علي شريعتي
Monday, 18. February 2008, 19:46:42
آتش و دریا
من با عشق آشنا شدم
و چه کسی این چنین آشنا شده است ؟
هنگامی دستم را دراز کردم
که دستی نبود.
هنگامی لب به زمزمه گشودم ،
که مخاطبی نداشتم.
و هنگامی تشنه ی آتش شدم ،
که در برابرم دریا بود و دریا و دریا.....!
« دکتر علی شریعتی »
اينم قشنگ بود
انقدر شکست خوردم تا راه شکست دادن را آموختم . ناپلیون بناپارت
تجربه مدرسه ای است که شاگردانش را با قیمت گزافی بار می آورد.
موفقیت در سه چیز است: فراموش کردن گذشته .غنیمت شمردن حال و امید به آینده.
Monday, 18. February 2008, 19:35:24
زيبايي
جوان زيبايي به اسم نرگس بود که هر روز مي رفت کنار درياچه اي تا زيبايي خودش رو در اب تماشا کنه... روزي چنان شيفته ي زيبايي خودش شد که به درون درياچه افتاد و غرق شد ...در جايي که به اب افتاده بود گلي روييد که ان را نرگس ناميدند.
روزي اورياد ها -الهه هاي جنگل- به کنار درياچه امدند که از يک درياچه ي اب شيرين به کوزه اي سرشار از اشک هاي شور استحاله يافته بود...به درياچه گفتند چرا مي گريي؟
درياچه گفت: براي نرگس مي گريم
اوريادها گفتند:آه...شگفت اور نيست که براي نرگس مي گريي ... هرچه بود با انکه همه ي ما همواره در جنگل در پي اش مي شتافتيم تنها تو فرصت داشتي که زيبايي او را از نزديک تماشا کني ...
درياچه پرسيد:مگر نرگس زيبا بود؟؟؟
اوريادها شگفت زده پاسخ دادند : کي مي تواند بهتر از تو اين موضوع را بداند؟
درياچه لختي ساکت ماند و بعد گفت : براي نرگس ميگريم اما هرگز زيبايي او را نديده ام...براي نرگس مي گريم چون هر بار از فراز کناره ام به رويم خم مي شد مي توانستم در اعماق ديدگانش بازتاب زيبايي خودم را ببينم
Monday, 18. February 2008, 19:15:18
اين مطلبو توي يه وبلاگ خوندم به نظرم قشنگ اومد:
چه خوب شد که انقلاب شد
چه خوب شد که انقلاب شد، که ظلم برچیده شد، و عدل برقرار شد. خفقان رفت و آزادی آمد.
چه خوب شد که شاه رفت، شاه خائن، که نوکر بیگانه و دشمن مردم بود. شاهی که فکر میکرد در همه چیز صاحبنظر است، صلاح مردم را بهتر از خودشان میداند، صدای مخالف را باید در حلقش خفه کرد تا به گوش مردم نادان نرسد...
چه خوب شد که پهلوی رفت، که بساط حکومت مادامالعمر برای همیشه جمع شد، که قانون ظالمانهی سربازی که رضاخان به تقلید از اجنبی و برای کنترل کردن مردم وضع کردهبود دیگر وجود ندارد.
چه عالی شد که مردم دیگر مجبور نیستند طبق خواستهی حکومت لباس بپوشند، مجبور نیستند طبق تجویز حاکمیّت با هم رابطه داشتهباشند، مجبور نیستند از خانه که بیرون میروند نگران باشند که پلیس چه کارشان خواهدکرد. چه خوب که حریم افراد حرمت دارد.
چه خوب که مردم دیگر از دولت نمیترسند، بلکه دولت از مردم واهمه دارد.
چه خوب که با اکثر کشورهای دنیا دشمنی آشکار یا پنهان داریم؛ آنها همه بد هستند. ما همه خوبیم.
چه خوب که دیروز ذلیل بودیم و امروز عزیزیم. دیروز مثل نوکرشان بودیم که بدون ویزا به مملکتشان میرفتیم، امروز ویزا میخواهیم و نمیدهند.
چه خوب که دهان آمریکا را صاف کردیم و هیچ غلطی نتوانست بکند و نمیتواند هم. چه خوب که در دنیا یاور مظلوم و دشمن ظالم هستیم. چه خوب که نژادپرست نیستیم.
چه خوب که تمامیت ارضیمان را حفظ میکنیم و حتّی به گستراندنش هم میاندیشیم، امّا این یکی بین خودمان بماند.
چه خوب که آپولو هوا میکنیم و انرژی هستهای داریم. به مصیبتش میارزید.
چه خوب که طبقهی ممتازی که پاسخگوی هیچ کس نباشد، دیگر نداریم. ثروتاندوزان قدرتمندی که مردم را خوار میشمردند، یا فرار کردند یا اعدام شدند. دیگر وجود ندارند.
چه خوب که آن بنیادهای طاغوتی فرو ریختند و به جای آنها بنیاد شهید و بنیاد مستضعفان داریم.
چه خوب که چیزهایی برای صادر کردن داریم و چه خوب چیزهایی برای صادر کردن داریم: نفت و بنیادگرایی. هم خودمان مصرف میکنیم و هم به بقیه میفروشیم.
چه خوب که دولت پاسخگوی مردم است، قانونها شفّافند و در دسترس همگان.
چه خوب که اسرائیل را به رسمیت نمیشناسیم و فلسطین را حمایت میکنیم. برای آیندهی فلسطین هم برنامهریزی کردهایم.
چه خوب که داد زدیم، داد زدن را چه خوب یاد گرفتیم. آنها چه میگویند؟ صدایشان را نمیشنویم.
چه خوب که دیروز اسیر بودیم و امروز آزادیم، رسانههای آزاد داریم، اقتصاد آزاد داریم، هوای آزاد داریم و سقوط آزاد.
چه خوب که حکومت علوی داریم، که منتقدش را مجال میدهد، مخالفش را نمیکشد، و به مجیزگویی محتاج نیست.
چه قدر ما خوبیم. چرا ما این قدر خوبیم؟ ما کی به این خوبی شدیم؟ از بدو خلقت. خدا خاک ما را با گلاب گل کرد.
چه کردیم ما. دنیا هنوز متعجّب است. ما را نمیفهمند. ما از زمانهمان فراتریم. ارزش ما فردا معلوم میشود و هر فردایی را فرداییست، تا فردای قیامت.
Saturday, 16. February 2008, 17:33:09

Hi
I read a THEME todey that was interesting :
Men are tantamount ، but tycoons are more tantamount. Whole men are tantamount ، but daughters are cohorter. Whole men are tantamount ، but child more important . Whole men are tantamount ، but ladies are first . Whole men are tantamount ، but negros are wretched and whi are beter ... Of course there is no prejudice . at last whole men are tantamount ، but some people are more tantamount
excuseme for my bad English...
in persian
سلام امروز يه مطلب يه جايي خوندم به نظرم جالب اومد اينجا گذاشتمش:
آدمها با هم برابرند ، اما پولدارها محترمترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرفدارترند .
همه آدمها با هم برابرند ، اما بچه ها واجبترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما خانمها مقدمترند .
همه آدمها با هم برابرند ، اما سياهها بدبختترند و سفيدها برترند... البته تبعيضي در كارنيست .
در كل همه آدمها با هم برابرند ، اما بعضيها برابرترند