Skip navigation.

exploreopera

| Help

Sign up | Help

لامپ سوخته

دفتر خاطراتم

اجبار

اون- امشب نمياد جاش وا مي‌ستي؟
من- همه حاضرن؟
اون- 3 تا شون نيستند، پيداشون ميكنيم.
من- صبر كن لباس بپوشم، الان ميام
اون- من ميرم پيداشون كنم.
من- اومدم.
================
توضيح: وقتي طرف نياد مجبوري تو به اجبار از سر رفاقت و دوستي و ... كار رو راه بندازي!

آنجلينا، بلوتوث، كلاس، كتابزيب

Write a comment

Comment
(BBcode and HTML is turned off for anonymous user comments.)

Please type this security code : 77c02f

Smilies