اردیبهشت من

Subscribe to RSS feed

شب زده

شاید بارها شنیده باشی
ولی اینبار عمیق بخوان

><><><><><

عزیز بومی
ای هم قبیله
رو اسب غربت
چه خوش نشستی

تو این ولایت
ای با اصالت
تو مونده بودی
تو هم شکستی

تشنه و مومن
به تشنه موندن
غرور ِ اسم ِ دیار ما بود

اون که سپردی
به باد حسرت
تمام دار و ندار ما بود

کدوم خزون خوش آواز
تو رو صدا کرد ای عاشق
که پر کشیدی بی پروا
به جستجوی شقایق

کنار ما باش که محزون
به انتظار بهاریم
کنار ما باش که با هم
خورشیدو بیرون بیاریم

هزار پرنده
مثله تو عاشق
گذشتن از شب
به نیت روز

رفتنو رفتن
صادق و ساده
نیامدند باز
اما تا امروز

خدا به همراه
ای خسته از شب
اما سفر نیست
علاج این درد


راهی که رفتی
رو به غروبه
رو به سحر نیست
شب زده برگرد

ب.ا
جمعه 18 خرداد 86 ــ بندر انزلی
13:31

No title

خداوندا ! بگذار خواهان انجام آنی باشم که بیش از توان من است
میکل آنژ

><><><><><><><><><><><><

اولین صفحه ی پایان نامه
بعد از به نام خدا


ب.ا


February 2012
M T W T F S S
January 2012March 2012
1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29