شب زده
Tuesday, 12. June 2007, 11:03:33
شاید بارها شنیده باشی
ولی اینبار عمیق بخوان
><><><><><
عزیز بومی
ای هم قبیله
رو اسب غربت
چه خوش نشستی
تو این ولایت
ای با اصالت
تو مونده بودی
تو هم شکستی
تشنه و مومن
به تشنه موندن
غرور ِ اسم ِ دیار ما بود
اون که سپردی
به باد حسرت
تمام دار و ندار ما بود
کدوم خزون خوش آواز
تو رو صدا کرد ای عاشق
که پر کشیدی بی پروا
به جستجوی شقایق
کنار ما باش که محزون
به انتظار بهاریم
کنار ما باش که با هم
خورشیدو بیرون بیاریم
هزار پرنده
مثله تو عاشق
گذشتن از شب
به نیت روز
رفتنو رفتن
صادق و ساده
نیامدند باز
اما تا امروز
خدا به همراه
ای خسته از شب
اما سفر نیست
علاج این درد
راهی که رفتی
رو به غروبه
رو به سحر نیست
شب زده برگرد
ب.ا
جمعه 18 خرداد 86 ــ بندر انزلی
13:31
ولی اینبار عمیق بخوان
><><><><><
عزیز بومی
ای هم قبیله
رو اسب غربت
چه خوش نشستی
تو این ولایت
ای با اصالت
تو مونده بودی
تو هم شکستی
تشنه و مومن
به تشنه موندن
غرور ِ اسم ِ دیار ما بود
اون که سپردی
به باد حسرت
تمام دار و ندار ما بود
کدوم خزون خوش آواز
تو رو صدا کرد ای عاشق
که پر کشیدی بی پروا
به جستجوی شقایق
کنار ما باش که محزون
به انتظار بهاریم
کنار ما باش که با هم
خورشیدو بیرون بیاریم
هزار پرنده
مثله تو عاشق
گذشتن از شب
به نیت روز
رفتنو رفتن
صادق و ساده
نیامدند باز
اما تا امروز
خدا به همراه
ای خسته از شب
اما سفر نیست
علاج این درد
راهی که رفتی
رو به غروبه
رو به سحر نیست
شب زده برگرد
ب.ا
جمعه 18 خرداد 86 ــ بندر انزلی
13:31













