Tuesday, 16. September 2008, 16:54:44
کوروش ، قطره قطره خون ناچيزÃ
آخرین سخنان کوروش بزرگ :
((ای بچه های من و ای دوستانی که همه در اینجا حضور دارید اینک من به پایان عمر خود رسیده ام.
و به این نکته از روی نشانه های مسلمی پی برده ام.
زمانی که من دیگر وجود نداشتم،شما درمن به چشم یک انسان خوشبخت بنگرید و این احساس در همه ی کرده های شما و در همه ی گفته هایتان آشکار باشد.
من دوستان خود را با نیکی هایی که در حقشان کرده ام خوشبخت دیده ام ودشمنانم را با دست خود به بندگی کشیده ام.
میهن من چیزی بجز یک ایالت کوچک از آسیا نبود و من اینک آن را در میان همه ی کشور ها بزرگ ومفتخر بر جا می گذارم.
از همه ی فتوحاتی که کرده ام،حتا(حتی)یکی نیست که من آن را نگاه نداشته باشم؛ لیکن هر چند که در گذشته همه ی آرزوهای خود را بر آورده دیده ام.
ولی همیشه از این ترسیده ام که رخدادی ناگوار راببینم.یا بشنوم، یا از آن رنج ببرم وهمین ترس همواره مانع شده است از اینکه زمام اختیار خود را بی هیچ ملاحظه ای به دست غرور یا به دست عیش و شادی نامعتدلی رها کنم.
لیکن اکنون که رو به مرگ می روم شما فرزندانم راکه خدایان به من بخشیده اند؛درقید حیات برجای گذارم وضمنا بطور روشن هم باید بگویم که سلطنت را برای که بر جا می گذارم تا برسر آن درگیری وآشوبی پیش نیاید.
البته من شما دو پسرم را با مهر و محبتی یکسان دوست دارم اما باشندگی در شورا واداره ی امور و انجام همهی اقدامات مفید به فرزند ارشدم تعلق دارد.
من بوسیله همین میهن پرورش یافته ام،میهنی که از آن شماست ونه تنها به برادران بلکه به همه ی شهروندان پیرتر نیز تعلق دارد و شما را نیز ای فرزندانم ، من خودم از همان دوران کودکی تربیت کرده ام وبه شما آموخته ام،که پیر رامحترم بشمارید و کاری کنید که کسان از خودتان جوان تر به شما حرمت بگذارند.
هان.ای کمبوجیه من سلطنت را به تو واگذار می کنم و به تو ای تانا اوکسارس((بردیا))حکومت کشور ماد و ارمنستان می دهم.
توخود ای کمبوجیه می دانی که این عصای زرین نیست که تاج و تخت پادشاهی را نگاه می دارد،بلکه دوستان وفادار عصایی واقعی تر و مطمئن تر برای پادشاهی هستند ولی تو خیال مکن که آدمها ذاتا وفادارند تو ای تانااوکسارس باید در فرمانبرداری از برادرت چنان چست و آماده باشی که هیچ کس در این راه به پایت نرسد.
ودر کمک کردن به او از توشتاب زده تر کسی نباشد؛چون هیچ کس از رفاه و سعادت او یا از خطراتی که وی راتهدید کند بقدر تو سود یا زیان نخواهد دید شما را به نام خدایان و به نام پیشینیانم سوگند می دهم.
ای فرزندان من ، اگر می خواهید خاطره ی مرا با حرمت وسربلندی داشته باشید نسبت به هم به خوبی رفتار کنید.
چون شما بی شک مطمئن نیستید از اینکه من زمانی این زندگی انسانی را به پایان آوردم دیگر چیزی نخواهم بود.
هرگز فراموش نکنید که قربانیان قاتلان خود را دنبال می کنند و الهه های انتقامجو همیشه به کمک ایشان خواهند آمد.
و شما خیال می کنید که حرمت مردگان زمانی ارواحشان از هر نیرویی عاری شده باشد همیشه بر جا خواهند ماند؟از خدایان بترسید که جاودانی هستند هر چیز را می بینند هر کاری که بخواهند می توانند بکنند و در دنیا نگهدار نظم و نسقی هستند که خدشه ناپذیر فناناپذیر و شکست ناپذیر است و زیبایی وعظمت آن به وصف نمی آید . وشما ای پسران من وقتی من مردم جسدم را نه در طلا بگذارید و نه در نقره بلکه آن را هر چه زودتر به خاک بسپارید ((تا اجزای بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد))وقتی هم خویشتن را به حجاب مرگ پوشاندم.از شما پسران عزیزم خواهش می کنم نگذارید هیچ کس حتا(حتی) خود شما جسد من را ببیند تنها کاری که می کنید همه ی پارسیان و همه ی متحدان را بر سر گور من بخوانید تا به من شاد باش(تبریک) بگویند از اینکه از آن پس در امن و امان خواهم بود و دیگرهیج درد ورنجی نخواهم کشید)).
تاریخ دراین فکر است آیا بزرگمردی همانند او باز خواهد آمد... نویسنده:آلبرشاندور برگرداننده:محمد قاضی برگرفته از نسک(کتاب)کوروش ".
و می پرسيم : آيا بعد از سخنان کوروش مردم زمين کلام حقی را شنيده اند ؟ هرگز ، ولی اميدواريم که بار ديگر خورشيد تابان ايرانی بر ايران بتابد و از ايرانيان مردانی کوروش صفت از خاک برخيزند و هنگام بازگشت به خاک اقرار کنند که بعد از اين چيزی نخواهم بود . کوروش با درايت و روشن بينیی تمام اشاره می کند که گرفتار مرده پرستی نيفتيد و گرچه شما خيال می کنيد که ارواح در اطراف ما سرگردانند .
Monday, 15. September 2008, 09:11:13
آرامشی عطا فرما تا بپذيرم
راه نجات چيست ؟
*****
رهجويان گمنام ، انجمن زنان و مردانی است که با بهره گيری از تجربه و اميد و اتکإ به يکديگر ، بر آنند تا مشکل هم سان خود را حلّ کنند و ديگر مبتلايان را نيز در بهبودی از بيماریء گمراهی ياری دهند . تنها شرط عضویيت تمايل به راه يابی است . در رهجويان گمنام حقّ عضويتی وجود ندارد و ما از طريق شرکت داوطلبانه در مخارج انجمن ، خود کفإ هستيم . رهجويان گمنام با هيچ انجمن سياسی ، دينی و یا اجتماعی پيوستگی ندارد و مايل به موضع گيری در مسائل اجتماعی نيست و هيچ اصولی را رد یا قبول نمی کند . هدف اصلی ما "هشياری" و کمک بديگر بيماران است ، تا عقل را جايگزينِ ذهن و احساس کنند .
***************
رهجو كيست؟
اكثر ما براي جواب دادن به اين سئوال احتياج به فكر كردن نداريم و جوابش را خوب ميدانيم! زماني تمام زندگي و فكر و ذكر ما به نوعي در ذهن خلاصه شده بود. ما هميشه مشغول آزار دادن خود بودیم. ما زندگي ميكرديم كه فکر كنيم و فکر ميكرديم كه زندگي كنيم. خيلي ساده، رهجو ، خانم يا آقائی است كه زندگيش را ذهن كنترل كند. ما كساني هستيم كه در چنگال يك بيماري مزمن و پيشرونده گرفتاريم و هميشه عاقبتي چون زندان، تيمارستان و مرگ در انتظارمان است.
***************
برنامه رهجويان گمنام چيست؟
رهجويان گمنام، یك انجمن غیرانتفاعي از زنان و مرداني است كه رنج ، از ذهن مشكل اصلي زندگيشان بوده است. ما بيمارانی هستيم كه در حال بهبوديم و اكنون بطور مرتب گرد هم ميآييم تا به كمك هم پاكي خود را حفظ كنيم. اين برنامه، يك برنامه پرهيز كامل از هرگونه تأثير ذهن در عملکرد و نتيجه گيری های ما است. تنها لازمه عضويت در اين انجمن تمايل به قطع آزارهای ذهن است. پيشنهاد ميكنيم كه در اين مورد روشنبين باشيد و اين فرصت را از دست ندهيد. برنامه ما مركب از اصولي است كه بسيار ساده بيان شدهاند و ما ميتوانيم آنها را در زندگي روزمره خود به كار بنديم. نكته بسيار مهم اين برنامه، عملي بودن آن است. در رهجويان گمنام هيچ شرط و شروطي وجود ندارد. ما به هيچ سازماني وابسته نيستيم. حق عضويتي نداريم و با هيچ سازمان سياسي، مذهبي و يا انتظامي ارتباطي نداريم. هرگز تحت نظر نبوده و نيستيم. هر كس كه مايل باشد بدون در نظر گرفتن سن، مذهب، نژاد و جنسيت ميتواند به ما بپيوندد.
براي ما مهم نيست كه شما چگونه فرصت زندگی را از دست داده ايد . كارهايي كه در گذشته كردهايد و يا دارائي و نداري شما براي ما بيتفاوت است. تنها چيزي كه براي ما اهميت دارد، اين است كه شما ميخواهيد در مورد مشكلتان چه بكنيد و ما چطور ميتوانيم به شما كمك كنيم. در اينجا تازهواردان از همه مهمترند زيرا ما فقط با در ميان گذاشتن آنچه كه داريم، ميتوانيم آن را حفظ كنيم. تجربه گروهي ما نشان ميدهد كساني كه بطور مرتب در جلسات شركت ميكنند ، فرمانروای کشور وجود خويش باقی می مانند .
***************
چگونگي عملكرد
اگر شما طالب آنچه كه ما داريم هستيد و حاضريد براي بدست آوردنش كوشش كنيد، در آن صورت آمادهايد كه قدمهاي خاصي را برداريد. اينها اصولي هستند كه بهبودي ما را ممكن ساختند.
1-
ما اقرار كرديم كه در برابر ذهن عاجز بوديم و زندگيمان غيرقابل اداره شده بود.
2-
ما به اين باور رسيديم كه يك نيروي برتر ميتواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.
3-
ما تصميم گرفتيم كه اراده و زندگيمان را به مراقبت خداوند، بدانگونه كه او را درك ميكرديم، بسپاريم.
4-
ما يك ترازنامه اخلاقي بيباكانه و جستجوگرانه از خود تهيه كرديم.
5-
ما چگونگي دقيق خطاهايمان را به خداوند، به خود و به يك انسان ديگر اقرار كرديم.
6-
ما آمادگي كامل پيدا كرديم كه خداوند كليه این نواقص شخصيتي ما را برطرف كند.
7-
ما با فروتني از او خواستيم كمبودهاي اخلاقي ما را برطرف كند.
8-
ما فهرستي از تمام كساني كه به آنها صدمه زده بوديم تهيه كرده و خواستار جبران خسارت از تمام آنها شديم.
9-
ما بطور مستقيم در هر جا كه امكان داشت از اين افراد جبران خسارت كرديم، مگر درمواردي كه اجراي اين امر به ايشان و يا ديگران لطمه بزند.
10-
ما به تهيه ترازنامه شخصي خود ادامه داديم و هرگاه در اشتباه بوديم سريعاً به آن اقرار كرديم.
11-
ما از راه دعا و مراقبه خواهان ارتقاء رابطة آگاهانه خود با خداوند، بدان گونه كه او را درك ميكرديم شده و فقط جوياي آگاهي از ارادة او براي خود و قدرت اجرايش شديم.
12-
با بيداري روحاني حاصل از برداشتن اين قدمها، ما كوشيديم اين پيام را به رهجويان برسانيم و اين اصول را در تمام امور زندگي خود به اجرا درآورديم.
اين دستورالعمل، مشكل به نظر ميرسد و ما نميتوانيم آن را به يكباره انجام دهيم. ما يك روزه رنجور نشدهايم، بنابراين، به خاطر
داشته باشيد كه به خودتان سخت نگيريد.
تنها مسئلهاي كه بيش از هر چيز ديگر باعث ناكامي ما در بهبودي ميشود، موضع بيتفاوتي و بيحوصلگي نسبت به اصول روحاني است. سه اصل ضروري روحاني: صداقت، روشنبيني و تمايل ميباشد. ما با در دست داشتن اينها به سلامت به راه راست وارد شدهايم.
ما احساس ميكنيم كه برخورد ما با بيماري گمراهی ، كاملاً واقعبينانه است. هيچ چيز ارزش درماني كمك يك رهجو به ره ياب ديگر را ندارد. ما معتقديم كه روشمان عملي است. زيرا يك ره ياب بهتر از هر كس ديگر قادر است يك رهجوی ديگر را درك و كمك كند. ما معتقديم كه هر چه زودتر با مشكلات اجتماعي روزمره خود روبرو شويم، به همان نسبت سريعتر ميتوانيم تبديل به اعضاي قابل قبول، مسئول و سازنده اجتماع خود شويم. تنها راه جلوگيري از فعال شدن مجدد ذهن ، مراقبت بر ذهن ، در همان اشارات اول است. اگر شما هم مثل ما هستيد، ميدانيد كه بها دادن به ذهن ما را به دنیای وهم و زندگی پر رنج سوق میدهد! ما بر روي اين نكته قوياً تأكيد ميكنيم. زيرا ميدانيم كه توجّه به ذهن ، به هر شكلي و يا جايگزين كردن نوع ديگري از خيال پردازی ، آتش ذهن ما را دوباره شعلهور ميكند.
تفاوت قائل شدن بين نفس ، باعث لغزش بسياري از رهجويان شده است. قبل از پيوستن به رهجويان گمنام بسياري از ما نفس لوامه را چيز جداگانهاي ميدانستيم، اما، ما توان پرداخت اين بازگشت را نداريم، ذهن ، يك ماده مخدر است و ما افراد مبتلا به بيماري گمراهی ، بايد از هرگونه ماده مخدر پرهيز كنيم تا بهبود يابيم.
***************
سنتهاي دوازدهگانه رهجويان گمنام
ما آنچه را كه داريم فقط با مراقبت كامل ميتوانيم حفظ كنيم و همانطور كه آزادي فردي ما از قدمهاي دوازدهگانه سرچشمه ميگيرد، به همان صورت آزادي گروه نيز به سنتهاي ما بستگي دارد.
تا زماني كه پيوندهايي كه ما را به يكديگر متصل ميكند از آنچه كه ما را از هم جدا مينمايد محكمتر باشد، همه چيز به خوبي پيش خواهد رفت.
1-
منافع مشترك ما بايست در رأس قرار گيرد. بهبودي شخصي به وحدت D.A بستگي دارد.
2-
در ارتباط با هدف گروه ما تنها يك مرجع نهايي وجود دارد، خداوندي مهربان كه به گونهاي ممكن خود را در وجدان گروه بيان كند. رهبران ما فقط خدمتگزاران مورد اعتماد ما ميباشند، آنها حكومت نميكنند.
3-
تنها لازمه عضويت، تمايل به قطع دستور ذهن است.
4-
هر گروه بايست مستقل باشد باستثناء مواردي كه بر گروههاي ديگر و D.A در كل اثر بگذارند.
5-
هر گروه فقط يك هدف اصلي دارد، رساندن پيام به گمراهی كه هنوز در عذاب است.
6-
يك گروه D.A هرگز نبايست هيچ مؤسسه مرتبط و يا هر سازمان خارجي را تأئيد و يا در آنها سرمايهگذاري كند، يا نام D.A را به آنها عاريت دهد،
مبادا مسائل مالي، ملكي و شهرت، ما را از هدف اصلي خود منحرف سازد.
7-
هر گروه D.A ميبايست كاملاً متكي به خود باشد و كمكي از خارج دريافت نكند.
8-
رهجویان گمنام بايست هميشه غيرحرفهاي باقي بماند، اما مراكز خدماتي ما ميتوانند كارمندان مخصوصي استخدام كنند
9- D.A
تحت اين عنوان، هرگز نبايست سازماندهي شود، اما ما ميتوانيم هيئتهاي خدماتي يا كميتههايي تشكيل دهيم كه مستقيماً در برابر كساني كه بدانها خدمت ميكنند، مسئول باشند.
10-
رهجویان گمنام، هيچ عقيدهاي در مورد مسائل خارجي ندارد و نام D.A هرگز نبايست به مباحث اجتماعي كشانده شود.
11-
خط مشي روابط عمومي ما بنا بر اصل جاذبه است تا تبليغ، ما لازم است هميشه گمنامي شخصي خود را در سطح مطبوعات، راديو و فيلم حفظ كنيم.
12-
گمنامي، اساس روحاني تمام سنتهاي ما است و هميشه يادآور اين است كه اصول را به شخصيتها ترجيح دهيم.
درك اين سنتها به مرور و به آهستگى براى ما امكانپذير خواهد شد. ما از راه صحبت با اعضاء و تماس با ديگر گروه ها، اطلاعاتى كسب مىكنيم ، امّا معمولاً پس از شروع فعاليّت در كارهاى خدماتى است كه كسى به ما خواهد گفت: "بهبودى هريك از ما به وحدت DA بستگى دارد." اين وحدت به كيفيت پيروى ما ازسنتهاي مان مربوط است. سنتهاى دوازدهگانه DA غير قابل دستكارى است. آنها رهنمودهايى هستند كه جمعيّت ما را آزاد و زنده نگاه مىدارند.
با پيروى از اين رهنمودها، در ارتباط با ديگران و اجتماع، از بسيارى از مشكلات اجتناب خواهيم كرد. اين، بدان معنى نيست كه سنتهاى ما تمام مشكلات را از ميان بر مىدارند. ما در هر صورت بايد با مسائلى كه پيش مىآيند، نظير مشكلات ارتباطى، اختلاف سليقه، مباحثات داخلى و مسائل مربوط به افراد و گروههاى خارجى، روبرو شويم، امّا در هر صورت ما وقتى اصولمان را رعايت مىكنيم، از بعضى از دردسرهايى كه اين مسائل به وجود مىآورند جلوگيرى به عمل خواهيم آورد.
بسيارى از مشكلات ما، همان هايى هستند كه اعضاى اوّليه ما هم با آن ها روبرو بودهاند و تجربياتى كه آن ها به سختى بدست آوردند، باعث تولد سنتها شده است. تجربه به ما نشان داده است كه اين اصول امروزه همان اعتبارى را دارند كه درشروع داشتهاند. سنتهاي مان ، ما را در برابر فشارهاى داخل و خارج كه ممكن است باعث نابودي مان شود، حفظ مىكنند. آن ها رشتههاى واقعى پيوند ما هستند و فقط با درك و اجراي شان است كه كاربرد پيدا مىكنند.
***************
ما بهبود پيدا می کنيم
وقتى ما به آخر خط مىرسيم و درك مىكنيم كه با ذهن و تراوشات نابهنگامش ، نمىتوانيم مثل يك انسان زندگى كنيم، همگى با يك مسئله بغرنج روبرو هستيم. آيا كار ديگرى مانده است كه انجام نداده باشيم؟ اينطور به نظر مىرسد كه دو راه بيشتر نباشد، ما يا مىتوانيم به بهترين نحو ممكن روانه عاقبت تلخ خود يعنى زندان، تيمارستان ، يا مرگ شويم و يا راه تازهاى براى زندگى پيدا كنيم. درگذشته، تعداد بسيار كمى از رهجويان شانس پيدا كردن راه دوم را داشتهاند، اما رهجويان امروز خوشبختتر هستند. براى اولين بار در تاريخ بشر راه سادهاى براى گمراهان پيدا شده كه تأثير آن در زندگى بسيارى از ره يافتگان ، به اثبات رسيده است و دردسترس همه قرار دارد. اين برنامه، يك برنامه روحانى ساده و کاملاً مربوط به راه ، به نام رهجویان گمنام است.
***************
دم را دریاب
دم را درياب که دم ، نفس است و موهبت آسمانی . همهِ تلخی و شيرينی های زندگی ما در دم خلاصه می شود . در دم بدنيا می آئيم و در دم از دنيا می رويم . پس دم را دریاب که در دم ، موهبت رشد ، شکوهِ جُنبِش ، جلال و زيبائی نهفته است و همه خاطرات ما را ، لحظه ها بارور می کنند . در اين زايش ، آن چه که بدنيا می آيد می تواند بيانگر رُشد ، جنبش و زيبائی باشد . همه ما سعی می کنيم که در همه لحظات عمر از حضور بر درگاه خويش غائب نشويم و سر بر آستان عشق بسائيم و درون را از غير بزدائيم . بهتر است افسانه باشيم تا يک افسانه سرا. بهتر است ديگران ، از ما ، قصّه های حقيقی بگويند . پس به خودت بگو : در پيشگاه خود حاضرم ، با او نَفَس می کشم و از خيال دست می کشم . تا دم را دريابم و کتاب ذهن را سياه ننويسم.
(آمين)