Skip navigation.

رهجويان گمنام

نماز عشق دو رکعت است که وضوی آن صحيح نيايد الا به خون

سياسی های مست و مست های معتقد

به ياد ميترا
مهربان
درود بر شما
تمرکز بر يک ديدگاه در شرائط ملتهب امروز کاری هست که ممکن بنظر نمی رسد ، مگر در هم آوائی با ضحاک و بی داد زمانه و چگونه از راه بنويسم وقتی هر روز خبر از ميان رفتن و نابود شدن مردم ايران از شکنجه گاه ها و بی داد گاه های نظام منحوس و پليد بگوش می رسد .
هنوز داغ قتل مظلومانه يعقوب مهر نهاد ، بر سينه ها سنگينی می کند که خبر محکوميت برادرش را برايمان می فرستند : {ابراهیم مهرنهاد فعال مدني و برادر نوجوان یعقوب مهرنهاد تحت عنوان “متهم ردیف اول علیه امنیت ملی” بدون داشتن وکيل درزاهدان به پنج سال زندان (سه سال قطعي و دو سال معلق) محکوم شد . } و از اين دست خبرها هر روز موجبات آزار روان و نگرانی را دامان میزند ؛ که ما به وظيفه و مسئوليت انسان بودن خود عمل کرده و می کنيم ؟ يا ما هم خود را بخواب زده ، از کنار بی داد می گذريم و اين نوشته ها را بهانه حضور خود قرار داده و بگونه ای رياکارانه ، خود را در زمره انسان های مسئول و زنده ، قالب کرده ، در اين قلب و سياه کاری از اساتيد تفرقه و جدائی مردم که يد طولائی در مبارزات يکی به نعل و ديگری بر ميخ ، دارند ؛ سود برده ، برچسب يک انسان زنده را ، بر خود می کوبيم !
مردم سرزمينی که زير سم سياه پوشان شيطان پرستی که به تلبيس گرفتار شده و در ابليس ماندگار شدند و از مهر و ميترا بريدند و به « الله » گرويدند و در اين تغئير نگرش ، تهاجم و غارت و غنيمت در نگاهشان جلوه ای از روشنی پديد آورد و زناکاران تاريخ بشری را به زعامت و رهبری برگزيدند و باور کردند هدايت مردگان را و تاثير مردگان را !
تاثير مردگان بر زندگان جز مرگ چه می تواند باشد که اين سنت پيغمبره ، بپذير ، زن يا مرد ، فرقی نمی کنه ، بمير !
از چه بايد نوشت ، از دين پليد يا ، فرهنگ مرده ؟
از جهل مردم ، يا نادانی دانش پژوهان دروغين ؟
از خودم ، يا از تو ؟
ديشب نوزده رمضان بود و مردم ما به پاس ، غارتگری ها و تجاوزات مردی که هدايت مردم غارتگر و زناکاری که تجاوز به کودکان و زنان درمانده و اسير را از واجبات دين می دانستند ، را بعهده داشت ، اين روزها را گرامی ميداريم و بر بزرگ مردی هم چون ابن ملجم مرادی ، تفو و لعن می فرستيم که به نجات انسانيت قيام کرده و بر پليدی و تجاوز خط قرمزی از خون کشيد و فرق سر بزرگ نامرد تاريخ بشری را از ميان شکافت تا مرز بين روشنائی و تاريکی پديدار آيد و به جهل من و تو نيامد ! .
اينک به پاس انتقام خدای مهر و روشنائی ، در چنين شب هائی هزاران دختر و پسر مورد تجاوز قرار می گيرند که تا نيمه های شب در کوچه ها سرگردانند و پيروان سياهی و تباهی در کمين ! هزاران انسان در معرض مصرف مواد مخدر قرار می گيرند که ، مجوز شب زنده داری را از مکتب گرفته اند .
شب عجيبی بود ، مومنان تا نيمه های شب در خيابان ها و مساجد علاف بودند و سحری نخورده به خواب رفتند در حالی که نماز را به روزگار توبه موکول کرده اند.
از کدام درد بنويسم که تو ايرانی نادان به تعصب پليد و زشت اکنون ابرو در هم نکنی که ، به ويلای کنار دريای بهشتی ات که به همت لعن و نفرين بر مردان نصيبت خواهد شد و اميد دخول بر حوض کوثر که ، جان ها ، فدای آن حوض و آن کوثر ! خسارتی وارد شد !
بهشت را به بها بدهند و نه به بهانه !

دعوی‌ی من دعوی‌ی محبان صادق استبهتان

Comments

محسن دانش نيا 25. February 2009, 21:41

پيرمرد خر خدا هدايتت كنه ، عقب مونده ي پرت

Write a comment

You must be logged in to write a comment. If you're not a registered member, please sign up.

Download Opera, the fastest and most secure browser
December 2009
M T W T F S S
November 2009January 2010
1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31