چه قدر سهراب با زندگی آشناست... رستگاری لای گلهای حیاط
Wednesday, November 25, 2009 2:06:25 PM
ابری نیست
بادی نیست
می نشینم لب حوض
گردش ماهی ها
روشنی من گل آب
پاکی خوشه ی زیست
مادرم ریحان می چیند
نان و ریحان و پنیر
آسمانی بی ابر
اطلسی هایی تر
رستگاری نزدیک
لای گل های حیاط
نور در کاسه ی مس چه نوازش ها می ریزد
نردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آرد
پشت لبخندی... پنهان هر چیز
می روم بالا تا اوج
من پر از بال و پرم
راه می بینم در ظلمت
من
پر از فانوسمَ
