سال نو مبارک
Thursday, 1. January 2009, 21:33:16
Tuesday, 19. June 2007, 22:44:20
بيشتروبلاگ نويسان دوست دارند باخوانندگانشان درارتباط باشند.يكي ازاين راههااستفاده ازايميل استالبته اين راه مشكلات زيادي داردوبايد به اكانت ايميل خودبرويد وايميل بزنيد وياازبرنامه هايي مانندoutlookاستفاده كرد.لذا بهترين وساده ترين راه براي ارسال ايميل به مديروبلاگ يا وبسايت ساخت فرم تماس استبااين فرم هم ارسال ايميل براي كاربر اسان است وهم اينكه ايميل مدير وبلاگ ازاسپم ها درامان است.من قصددارم دراين بخش ساخت فرم تماس راآموزش دهم تابتوانيد به راحتي براي وبلاگ خودرايك فرم تماس بسازيد.براي اين كارازphp كمك ميگيريم .لذالازم است ازهاستي بهره گيريم كه php راساپورت كند .اگرچنانچه ازسيستمهاي رايگان وبلاگ نويسي مانند بلاگفا استفاده ميكنيد وهاست نداريد بهتراست ابتدا يك اكانت در http://www.ripway.com بازكنيد چون اين سايت 50مگابايت هاست رايگان ارائه ميدهد كه php راساپورت ميكند.
خوب درمرحله دوم بايد براي فرم تماس خود سه صفحه html بانام هاي contact – error – thanks بسازيد وباپسوندhtml ذخيره كنيد.زحمت نكشيد سيديوسف منيري زحمتش روكشيده سه فرم رااز اينجا دريافت كنيد ( اينه ! )خوب حالا بايد اسكريپت php بسازيد .براي اينكار از امكانات سايت http://www.thesitewizard.com استفاده ميكنيمساخت اسكريپت php بااين سايت بسيارآسان است وتنهادردومرحله انجام ميگيرد.براي شروع كار ابتدا به اين آدرس برويد.دراين صفحه گزينه creat php feedbackform راانتخاب كرده وبرروي دكمه Go to 2 step كليك كنيددرصفحه جديد بايد چند فيلد را پركنيد:Email Aderess : دراين فيلد ايميلي كه ميخواهيد اطلاعات فرم به آن ارسال گردد راوارد كنيد.url feedback form : دراينجا آدرس محلي راكه فرم contact يا feedback ياهمان فرم ارسال راآپلودكردهايد وارد كنيد.به عنوان مثال اگر فرم تماس را با نام contact.html ذخيره كرده ايدودرهاست خود با url http://www.yourdomain.comآپلودكرده ايد آدرس فرم شما به اين صورت درمي ايد: http://www.yourdomain.com/contact.html اين ادرس فرم اصلي شماست آن رادرفيلد دوم وارد كنيدUrl of ” thanks you page” : پس ازارسال ايميل توسط فرم تماس بهتراست صفحه اي باعنوان تشكر بسازيد.اگر اين صفحه تشكررابا نام thanks.html ذخيره وبه هاست خود آپلود كرده ايد آدرس آن به اين صورت خواهد بود: http://www.yourdomin.com/thanks.html اين آدرس را دراين فيلد( فيلد سوم ) وارد كنيدUrl of “error page” : چنانچه كاربري يكي ازفيلدهاي فرم تماس راپرنكند بايد صفحه اي بانام ” خطا درارسال”نمايش داده شود.اگراين صفحه رابانام error.html ذخيره و آپلودكرده ايد آدرس آن بدين صورت خواهد بود:http://www.yourdomin.com/error.html اين آدرس رادراين فيلد ( فيلد چهارم ) وارد كنيد.Subject : چنانچه مايليد ايميل هايي كه توسط فرم براي شما ارسال ميشود داراي موضوع باشد موضوع مورد نظرخود رادراين فيلد وارد كنيدپس ازپركردن فيلدها بادقت و تيك زدن گزينه I agree to the conditions” “بر روي گزينه Generate Script” “ كليك كنيد.در صفحه جديد ميتوانيد كد php رادريافت كنيد.اين كدراباعنوان feedback form.php ذخيره كنيد وبه هاست خود اپلود نماييد.براي آپلود چهار فايل فوق ازيك برنامه FTP استفاده نماييد در آپلود فايل ها دقت كنيد درحالت ASCI Iارسال نماييد درغير اينصورت فرم كارنخواهد كرد.خوب حالا بايد لينك صفحه اصلي فرم خود را به صفحه وبلاگ خود لينك كنيد .پابرهنه برخط مطلبي درهمين مورد نوشته كه ميتوانيد در اين آدرس ازآن استفاده كنيد.ذكر اين نكته مهم است كه بايد هر4 فايل خودرادريك دايركتوري آپلود كنيد.اما شايد شما حال وحوصله آپلود وهاست واين برنامه ها رانداشته باشيد پس آسانترين راه اين است كه ازسرويس هاي ميزبان فرم تماس استفاده كنيد.يكي ازاين سايتهاي ميزباني فرم سايت free contact us ميباشد كه كارباآن بسيارآسان است كافيست از اينجا عضو شده ولينكي كه دريافت ميكنيددر وبلاگ خود قراردهيد مانند همين فرم تماس كه من در آي تي بلاگ فعلا از آن استفاده مي كنم .البته سايت Brave net هم اين سرويس راارايه مي دهد كه باعضويت درآن ميتوانيد از آن استفاده كنيد.مطالبي درهمين زمينه :
ساخت يك فرم وارسال اطلاعات آن به ايميل شما توسط php نوشته شده توسط بابك هزاوه نويسنده پژواك.
Tuesday, 19. June 2007, 22:25:34
Sunday, 15. April 2007, 20:57:39
بدبختانه نام " عبید زاکانی " که یکی از نوابغ و
بزرگان ایران و وجودی تا یک اندازه شبیه به نویسنده بزرگ فرانسوی " ولتر " در پیش
یک مشت مردم هزل پرست یا بیخبر به هرزه درائی و و هزالی شهرت کرده و او را " هجاگو"
و " جهنمی " شمرده اند در صورتی که در واقع چنین نیست، نه " عبید" به هجو احدی
پرداخته و نه غرض او در مطایبات و رسائل شیرین خود بردن آبروی کسی یا تهدید دیگران
برای جلب منفعت و استیفای منظورهای مادی و شخصی بوده است بلکه او مقصود های عالی تر
از اینها داشته و شاهباز همت و نظر بلندش در افقهای بالاتر از مد نظر کوتاه بینان
معمولی پرواز می کرده است ... مطایبات عبید زاکانی همه نماینده این حس و تدوین آنها
از جانب آن منشی زبر دست لطیف طبع بیشتر برای رساندن احوال خراب آن ایام و وقت خوش
کردن اندوه دیدگان بوده و گویی عبید در این عمل برای خود و امثال خود تشفی خاطر و
تسَلی دلی می جسته است.
( برای اطلاعات بیشتر به کلیات عبید زاکانی با مقدمه استاد عباس اقبال آشتیانی
مراجعه نمایید.)
به راستی طنز عبید نمونه بارز واکنش و عکس العمل روحی هشیار
و طبع حساس آزاد مردی است در برابر قساوت ها، نابکاریها، بیدادگری ها، بی عفتیها،
مردمکشی ها، حق شکنی ها، ریا کاری ها، فسق ها و فسادها و زهد نمایی های حکام زمانه
خود می باشد.وبه حق در میابیم که طنز عبید نه تنها هزل نیست بلکه حماسه قومی است که
هنگامی در زیر فشار حکومت جابر و استبدادی هیچ وسیله ای برای رفع ظلم و جور و دفع
استبداد نیافت ناگزیر به سلاح طنز و کنایه به جنگ وضع موجود میرود . طنز عبید در
واقع شمشیر برانی است که در روزگاری تیره و دشوار بر پیکر ظلم و بیداد و دیکتاتوری
و استبداد فرود آمده است و زبان مردی شیفته حق و عدالت است تا بدین سلاح انتقام ملت
رنجدیده ایران از حکام ایلخانی و جلایری و مظفری بستاند.اینک نمونه ای ازطنز
تلخ او:
شخصی از مولانا عضدالدین پرسید که چونست که در زمان خلفا مردم دعوی خدایی و پیغمبری
بسیار می کردند و اکنون نمی کنند ؟ گفت: مردم این روزگار را چندان ظلم و گرسنگی
افتاده است که نه از خدایشان یاد می آید و نه از پیغمبرشان .
عاقبت کسب علم: معرکه گیری با پسر خود ماجرا می کرد که توهیچ کاری نمی کنی و عمر در
بطالت به سر میبری. چند با تو بگویم که معلق زدن بیاموز، و سگ ز چنبر جهانیدن و رسن
بازی تعلم کن تا از عمر خود برخوردار شوی. اگر از من نمی شنوی، به خدا تو را در
مدرسه اندازم تا آن علم مرده ریگ { به ارث مانده } ایشان بیاموزی و دانشمند شوی و
تا زنده باشی در مذلت و فلاکت و ادبار بمانی و یک جو از هیچ جا حاصل نتوانی کرد.
عاقبت ظلم و عدل :در تواریخ مغول آمده است که هلاکوخان چون بغداد را تسخیر کرد،جمعی
را که از شمشیر بازمانده بودند،بفرمود تا حاضر کردند.حال هر قومی باز پرسید.چون بر
احوال مجموع واقف گشت،گفت که باید صاحبان حرفه را حفظ کرد.ایشان را رخصت داد تا بر
سر کارخود رفتند.تجار را مایه فرمود دادند،تا از بهر او بازرگانی کنند.جهودان را
فرمود که قومی مظلومند،به جزیه از ایشان قانع شد.مخنثان را به حرم های خود
فرستاد.قضات و مشایخ و صوفیان و حاجیان و واعظان و معرفان و گدایان و قلندران و
کشتی گیران و شاعران و قصه خوانان را جدا کرد و فرمود : اینان در آفرینش زیادی
هستند و نعمت خدای را حرام می کنند ! حکم فرمود تا همه را در شط غرق کردند و روی
زمین را از وجود ایشان پاک کرد.
لاجرم نزدیک نود سال پادشاهی در خاندان او باقی ماندو هر روز دولت ایشان در افزایش
بود.
ابوسعد بیچاره را چون دغدغه عدالت در خاطر افتاد و خود را به شعار عدل موسوم
گردانید،در اندک مدتی دولتش سپری شد و خاندان هلاکوخان و کوشش های او در سر نیت
ابوسعید رفت،آری:
چو خیره شود مرد را روزگار / همه آن کند کش نیاید بکار
رحمت بر این بزرگان صاحب توفیق باد که خلق را از تاریکی گمراهی عدالت به نور هدایت
ارشاد فرمودند. (اخلاق الاشراف )
اندر معنی قاضی و متعلَقات آن:
القاضی: آن که همه او را نفرین کنند.
نایب القاضی: آن که ایمان ندارد.
الوکیل: آنکه حق را باطل گرداند.
العدل: آن که هرگز راست نگوید.
المیانجی: آن که خدا و خلق از او راضی نباشند.
چشم قاضی: ظرفی که به هیچ پر نشود.
الوخیم: عاقبت او . ( قاضی )
المالک: منتظر او. ( قاضی )
الرشوة: کارساز بیچارگان.
السعید: آن که هرگز روی قاضی نبیند. ( خوش به حال دوست ما سعید نویسنده وبلاگ مفشو!
)
طالب الزر: همنشین او.
البهشت:آنچه ( قاضی ) نبیند.
الحلال: آنچه . ( قاضی ) نخورند.
مال الایتام و الاوقاف: آنچه . ( قاضی ) بر خود از همه چیز مباحتر دانند.
الناانصاف: حاکم اوقاف.
الجاهل: دولتیار
العالم: بی دولت
دارالتعطیل: مدرسه
الدانشمند: آنکه عقل معاش ندارد
Sunday, 1. April 2007, 01:28:12
Tuesday, 27. March 2007, 06:55:32
Sunday, 28. January 2007, 00:57:33
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدسکه دراز است ره مقصد و من نوسفرم
نظر شما در باره نوشته های من
| S | M | T | W | T | F | S |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
| ||||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
| 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
| 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
| 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
| 29 | 30 | |||||
وبلاگ من در بلاگ اسکای
صفحه من در گوگل
کتابخاانه من
انجمن بحث و گفتگوی دوستان وبلاگ
وب سایت من
سایت شخصی من