Wednesday, July 18, 2007 4:21:54 PM
نقاش قصه نیست
جا مانده ای غمین
بر روی لاشه ها
بر روی این زمین
یک آسمان سخن
یک آسمان کلام
تنها عبور او
یک لحظه یک سلام
با پای خسته رفت
تا بی کران راه
با داغی از جنون
از سوز یک نگاه[/SIZE][/SIZE][/SIZE]
Friday, June 22, 2007 10:16:32 PM
در کوهسار قلبم دشتی به خون شناور
داغ درون دل را آری به خاطر آور
من راز دل بگویم تنها به گوش خورشید
اینک من و خیالت بعد از خروش خورشید
سر تا به پا زلالی سر سبز چون بهاران
یک عمر سر سپارم..در کوی سر بداران
Wednesday, April 18, 2007 10:15:12 PM
بابا امشب دختر تو تو کلانتری می خوابه
به چه جرمی؟ چه گناهی؟!! آخه اون یه بی حجابه
سر سفره ،نون خالی، بدو تا عقب نیفتی
آقای رییس جمهور ! اینه نفتی که میگفتی؟
همه گیجن، همه مَنگَن ،همه نعشه ، همه معتاد
واسه دوست نا خلف نیست ، اینارو غصه به ما داد
تو کلاس فقر و فحشا ،همه نمره های بیستیم
آره آدم میکشیم ما، تروریستیم تروریستیم،
بابا دیوارای زندون داره جونمو میگیره
نمی گم چرا تو کردی...؟واسه گفتن دیگه دیره[/SIZE][/ALIGN][/B][/COLOR]
Tuesday, April 10, 2007 12:01:46 AM
این خانه تکانی هم نمی خورد
تا بشکند این تارهای عهد عنکبوت را
نسیم هم رخت بسته
از این ویرانه
که غبار
طاقت طاقچه ها را طاق کرده است
...........
کاش
پنجره ها
نور را به سیاه چاله تبعید نمیکردند
Saturday, April 7, 2007 11:16:46 PM
قسم به ستارگان
زمانیکه فرو میریزند
که میشکنند
،
که متلاشی می شوند
قسم به شب
وقتی ، مرده ها سر از خاک بلند میکنند
تا ما را به راه خودشان هدایت کنند
و مرگ سر آغاز راهی شد که ندانسته رفتیم
........
قسم به فرشتگان
که همیشه فرشته ماندند
.......
وستارگانی که در پستو های جهل
خاموش شدند
....
Friday, March 23, 2007 10:07:21 PM
آدماچش دارن اما
چشم دل چه سوت و کوره
واسه ناله های این دل
چه کسی سنگ صبوره؟!
آدما مرده پرستن
آدما پستن و خوارن
واسه تندیس عدالت
پارو حق هم میزارن
همه مسجدا شلوغن
پی ِ نذری، آش رشته
همه معده های خالی
هیچکی راضی بر نگشته
این مترسکای زنده
توی چنگ شب اسیرن
واسه درد دل شنیدن
پول خونِتو میگیرن !
واسه تا ابرا رسیدن
واسه هم چاله میکارن
جوونا برن بجنگن
آدما جنازه خوارن!
حالا جغدا روی بومن
حالا وعده های خالی
قصه های نون وسبزی
توی خوابای خیالی
ما که خیری نمیبینیم
دنیامون تاریک و زشته
تو کمک کن که بمیریم
شهیدا ! جاشون بهشته
Saturday, March 10, 2007 11:02:26 PM
مکعب
خانه
خانه های مکعبی
شهر من پازلیست
با خانه های خاکستری

Tuesday, January 23, 2007 2:52:52 AM
های! این منم که در پی اویی؟
های! این تویی که در پی اویم؟
باز این خیالها مرا دور میزنند
باز این علامت سوال روبرویم
در من شروع حس امیدی
با من همیشه تو روبرویی
از وحشت زوال ثانیه ها
از ظلمت سپیده قصه گویی
مجروح راههای نرفته
زخمی ِزخم های نخورده
بغضی درون گلویم در کمین توست
حسی درون قلب تو مرده[/SIZE][/ALIGN]....
Thursday, January 11, 2007 10:22:49 PM
SIZE=4]
لا اله الا هو
و چاله ای شبیه یک گور روبه رو
راهی که میرود که به بن بست نمی رسد.
این بود فلسفه ی صعود نام او
نامی که هزار بود و یکی نبود.
اللهُ رحیم و رحمان و ودود
کی میشود برای تو از عاشقی سرود؟
از قاصدکی که خبر می آورد ز دوست.
آن قاصدی که گمان می کرده ای ز اوست!
آتش زدی بر این خواب و خیال ناب
آه از کجا خبر آورده ای آفتاب
از کجا میگوید
او که حتی نامش در پاورقی کتاب محمد هم نیامد
به خدا راست میگویم
که پاک آلوده شده ام..
شرمنده ام که سوال میکنم
برای رفتنش بلیط بگیرم
میرود؟
مرده شورت را ببرند
که من بمیرم و تو بیایی و گریه کنی
تا کسی گریه ات را بخرد و
بیهوده بمیرم
و بیهوتر خاک
و شکنجه و عذاب تا پاک شوم
وروز از نو روزی از کهنه
برهنه تر از برهنه
میروم تا برسم به اولین بزنگاه
آه از این خیال
این توهم
این زوال
../3/1385
یک روز میرسم
نه شاید کال
بیفتم در کفنی که به کیسه ی زباله شبیه تر
خیال میکنم کودکم
که در تاق کوچکم باد میکنم تا بیرون بزنم
آن وقت گندش در می آید
تنم
بدنم
غصه می خورم
گرسنه نیستم
یک نفر در به درم
در بند
به روی کمر شکسته کمر بند
شکسته است چهار ستون استخوانم
جانم به لب آمده ا ست
همیشه شب آمده است.
گریه ام دریاچه ی خزرم
در به درم
اه نمی کشم
نقاشی
گنجشک اشی مشی فراش باشی
كاش زمين قد خم نمي كرد
كه تو
برشانه هايش تكيه كني.
آه
كه تو پا به گودالي گذاشته اي كه چاله نيست.
و نه حتي كاغذي مچاله نيست
پنهان كن اشكهايت را بهارم
زمستان
جاي آه و ناله نيست....................
هنوز از پا نیافتاده ام
ایستاده ام
روی دو پا
فقط سایه ای
گه گاهی
روی زمین میافتد
روی زمین کشیده میشود
روی زمین قل می خورد
روی زمین.....
بی گناهم ولی
پیچ می خورد دور گردنم طنابی
اما من هنوز
ایستاده ام
سر پا
........
اساحه ام را برداشته ام
به سیم آخر میزنم
لا
دو
می
ما شه را میکشم
تا پک آخر.
کاش میشد به لطافت حرفهای تو
حرف گفت
اما افسوس که این لبها امروز
یخ بسته اند.......
میدانی
سردی هوای زستان است که نمی گذارد بگویم
معشوقم را ربوده اند
یک قفس یک نفس یک ترنم
حسرت بوی نان بوی گندم
رسم آزاده گی را سرودم
آتش راه من در تنم گم
عاقبت ما همه رستگانیم
آه از این خیال این توهم!
29/8/1385
من از قبیله ی هزار دریا اشک آمده ام
از سکوت از هزار خاطره ی نگفته
و از بغضی که گلو میفشارد
حرفی برای گفتن آورده ام
اگر گریه بگذارد.
اینجا با خیال تخت بخواب
زمین رام رام است.
نه زلزله ای می آید
نه زلزله ای میرود
روزها میگذرد.تن در اوار قفس میشکند.
و کسی نیست بخواهم او را
وکسی نیست بگردم اورا
که بیابم اورا
طعم اینجا تلخ است
بوی گندیدن یک دل ز درون
بوی مردن دارد
اسمان ابی نیست
سردی و سوز هوا از درد است
دست گرمی که به آغوش بگیرد تن را
خشک و پژمرده و آلوده و سرد سرد است.
که نه جای ماندن
و نه جای کوچیدن ما باشد
نیست
هرکجا پا بنهم گور من است
وطنم
ایرانم
قبر سر بسته ی
تکه های
شرم
تن مغرور من است!
خدایا
به من صبری ده تا بتوانم در مقابل اعمالی که از روی جهالت به من
تحمیل میشوند
تاب بیاورم
خدایا به من سکوتی بده
تا حرفای ممنوعه ام به بغض تبدیل نشده
در گلو باقی بمانند
خدایا به من دلی ده تا بتوانم غصه هایم را در آن جا بدهم
و به من سَری ده
تا در برابر ظلم خم کنم
کودکی مانده درون تختی
تخت خوابی که تکانی میخورد
خواب کودک میبرد
کودکی مرده درون تختی
تختخوابی که تکانها می خورد
کودک کوچک ناز
کودک خوب و قشنگ
در ته خوابش میمرد
مادری مانده درون وحشت
مادری بی کودک
مادری خیره به قاب عکسش اینک
قاب عکس کودک
خانه ای خاک شده
خانه ای بی آباد
خانه ای رفته بباد
نازنین
زندگی بود که انروز تکانها می خورد
زندگی بود که جان را میداد
کودکی در ته خوابش میمرد
باد بادک در باد
روحها یی به سبکبالی آوای کبوتر در باد
سوی پرواز قناری میرفت
ان طرف تر در باد
شهر هایی اباد
چشم در راه عروسکها بود
اینجا نشسته بودی
اینجا تو بودی ای یار
بر من دوباره تر کن
تکرار روز دیدار
سرشارم از سجودت
غمگینم از نبودت
دردی درون سینه
زخمی بروی گیتار
من بی کناهم اما
تن میدهم به مردن
شیون برای این تن
مردن برای یکبار
پا به استقبال مرگ گذاشته ام
می چرخم ، نمی دانم که
هرز میشوم
پا به کوچه گذاشته ام
ومیـــــــــدوم تا بمـــــــیرم
تا از سر بگیرد
تا باز
از سر بگیرم
[/ALIGN][/B][/SIZE][/COLOR]