My Opera is closing 3rd of March

چرت و پرت

هر چی دلم بخواد، فقط برای خودم

Subscribe to RSS feed

غُر

ساعت یازده و شونزده دقیقه
بغض تو گلوم گیر کرده ولی چون فعلا نمی دونم چرا! گریه نمی کنم تا ببینم چی میشه!
مثل همیشه خسته ام... یه هفتست تقریبا که تعطیل شدیم و فرجه ها شروع شدن ولی من تقریبا هیچی نخوندم.. همش پشت این کامپیوتر نشستم و معلوم نیس که چیکار میکنم.... و فقط نگران امتحانامم
موهام تقریبا بلند شدن و اذیت می کنن و من هم که لج کردم و فعلا کوتاهشون نمی کنم... لباسام بو میده!.... این مونیتور هم پر لکه شده از یه طرف هم نور افتاده روش و همه متنهایی که می خونم کثیف دیده میشن.. اسپیکرها هم علاوه بر ضعیف بودنشون یکیشم سوخته و الان فقط از این بلندگوی سمت راست صدا میاد... بدنم میخاره.... میز هم که خیلی قاطی پاطی شده... روش همه چی پیدا مشه.. سی دی ... هدست ... آینه..شانه... سیم یو اس بی ام پی تری پلیر و دوربین خرابم.... واکس مو .. مو چین... مو.. کارت اینترنت... عکس و.. پایش شله و قتی تایپ می کنم همه چی تکون می خوره... ولی کی حال داره بیاد اینارو مرتب کنه؟ فینیق هم صبج رفت.. نه خودم درس خوندم نه گذاشتم اون درس بخونه.. ساعت یازده و سی دقیقه شده... و دارم تئومان آهنگ آینا رو گوش می دم... و بغض تو گلوم گیر کرده و گریم میاد ولی نمی دونم چرا و واسه همون گریه نمی کنم .... پام مخاره... و موهام همش میره توی یقم و از پشت بد دیده میشه و پر از شوره شده.. این واکس مو هم تقلبیه و بوی بدی میده.... شونه ام هم پر از مو شده و حالم به هم می خوره وقتی میبنمش... با زبونم دارم با دندونام بازی می کنم...لای دندونام پر از آت آشغاله و نمی تونم وقتی با یه نفر حرف می زنم بخندم چون دندونام زرده و خیلی ضایعس مثل اینکه... این مگسه همش میشینه رو پام میره اینور اونرو... پامو تکون میدم بلند میشه دوباره میاد میشنیه رو پام... باید بشینم درس بخونم.. آنالیزرو چیکار کنم... اه... سرم گیج میره... گرممه... چرا دارم اینارو می نویسم.. چرا داری میخونی؟... این سه نقطه ها چیه همش میذارم... ویرگول گذاشتم سخته نه؟ شیفت + ف! کی حال داره علائمرو رعایت کنه... الان کف پامو گذاشتم روی صندلی و سرمو خم کردم و دارم به کیبورد نگا می کنم و دهنممو هم تکیه دادوندم به زانوم... نمی دونم چرا می خوام اینارو توضیح بدم... دیگه گریم نمیاد... اما احساس می کنم که...(الکی گفتم احساس نمی کنم)... ولش بذار اهنگو عوض کنم.. برم یکم وبگردی کنم.. راستی به لیست بد بختیهایی که گفتم اینو هم اضافه کنم که باتری ساعتم هم ضعیف شده و همش عقب می مونه.. مثلا الان که ساعت یازده و پنجاه دقیقست این یازده و چهار دقیقست... واقعا چقدر بدبختم!! خودم هم خندم میگیره به این همه بدبختی...




پ.ن. با توجه به درخواستهای مکرر خوانندگان بیشمار این وبلاگ در کامنتدونی بالاخره این آهنگ آینا از تئومان رو که اون بالا داشتم گوش می کردم رو آپلود کردم براتون! فقط پهنای باند نسبت به دانلودهایی که می کنین کمه... اگه یه وقت دیدین دانلود نمیشه... صبر کنین و چند دقیقه دیگه دوبار تلاش کنین!(راستی من حالم خوبه )
February 2014
S M T W T F S
January 2014March 2014
1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28