My Opera is closing 3rd of March

چرت و پرت

هر چی دلم بخواد، فقط برای خودم

Subscribe to RSS feed

برداشت دوم

ساعت 11 و 33 دقیقه - برداشت اول
اتاق خیلی گرمه و به زور نشستم پشت کامپیوتر. به زور می خوام بنویسم. هر چی زور می زنم چیزی به ذهنم نمیاد که بنویسم.

فینیق صبح رفت بیرجند. دلم واسش تنگ میشه. تنها کسیه که باهاش یکم راحتم و حالا اون نیست و من الان ناراحتم.

امروز جمعست . الان بیش از یه ماهه که جمعست و امروز باید آخرین جمعه باشه. الان فکرم هم جمعه شده و اصلا نمی تونم تصور کنم یه روز شنبه میشه و من از تعطیلی در میام. یعنی شنبه هم بشه فرقی نمی کنم چون باطری تقویم من تموم شده و روی جمعه گیر کرده!

حدس می زنم فردا صبج بیدار میشم و کیف و کتابمو ور می دارم می رم سر کلاس میشینم و بعد پا میشم بر می گردم در حالی که احساس نا امیدی می کنم. ولی الان هیچ کاری هم برای پیش گیری از همچین رویدادی نمیکنم. و فقط منتظرم این حدسم درست از آب دربیاد!
خیلی بیخیال شدم. واسه چی اینقدر تلاش کنم؟ هرچه بادا باد. ازچشم همه میفتم خوب بیفتم بیفتم. مثل یه آدم بی عرضه میشم خوب بشم! البته می دونم افتادم و هستم.

تو آینه خودمو نمی تونم نگاه کنم. پر جوش و زشت.
اخلاق خیلی ها رو نمی تونم تحمل کنم


نه..نه........کات.....چی داری می گی دیوونه....نگفتم دیگه راست نگو!.....تمرکز کن....حاضری؟....برداشت دوم.....اکشن!

هوا چقدر خوبه. الان تو اتاق نشستم و دارم موزیکای مورد علاقمو گوش می دم. یه لحظه گفتم بذار بیام یه چیزی پست کنم.

امروز جمعست و دیگه واقعا آخرین روز تعطیلاته و از فردا کلاسهام به طور جدی شروع میشن. تعطیلات خوش گذشت : هم تو ارومیه هم این یه هفته آخر که مشهد بودم و انرژی و انگیزه کافی برای درس خوندن دارم
فقط تنها مشکل اینه که همه خودکارام گم شدن و باید صبح دوباره خودکار بخرم!
از فردا می خوام بشینم درسامو بخونم. خیلی علاقه دارم به درسام و خیلی درسای شیرینی هستن. فقط از آنالیز بدم میاد که اونو هم سعی می کنم خوب بخونم.
احساس می کنم روابط عمومی و اعتماد به نفسم یکم بیشتر شده و از این بابت خوشحالم.

خالم صبح زود رفت بیرجند. دلم واسش تنگ میشه. بهترین دوستمه....

ساعت 12






February 2014
S M T W T F S
January 2014March 2014
1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28