نهج البلاغه
Sunday, June 11, 2006 1:20:53 AM
دارم دوباره نهج البلاغه می خونم (برای پایان ترم)(از روی یه جزوه ی سی صفحه ای ).. جدای از حرفهای واقعا زیبایی که توش هست.. این اعتماد به نفس حضرت علی خیلی بالاست....و در مدح و ستایش خودشون و خونوادشون خیلی حرفها فرمودن... من که عمرا نمی تونم همچین حرفایی رو بزنم ... و نمی تونم چنین حرفایی رو تحمل کنم(البته اگه کسی غیر از حضرت علی این حرفارو بزنه!)---(البته من منظورم رد و یا توهین به حرفهاشون نیست فقط می خوام بگم که اعتماد به نفسشون زیاده... خوش به حالشون..
هيچ يك از افراد اين امت را نمىتوان با آل محمد (ص) قياس كرد و برابر دانست و يكسان ديد...(خ2)
كجايند كسانى كه مىپندارند كه آنان در علم مطّلع و استوارند، بجز ما اهل بيت، ادعاى آنها دروغ و ستم بر ما است، زيرا خداوند ما را برترى داده و ايشان را فرو نهاده، آنان خود بهتر مىدانند كه چرا خدا ما را بلند و ايشان را پست نموده، و چنين مقامى را به ما داده و آنها را از آن محروم فرموده، و ما را داخل و آنها را خارج ساخته، به وسيله ما هدايت و راهنمايى انجام مىپذيرد، و تيرگى و كورى روشنايى مىگيرد،(خ144)
هنگامى كه در تاريكى گمراهى و نادانى بوديد با راهنمايى ما رهايى يافتيد و به راه راست گام نهاده و به سوى روشنايى شتافتيد، و جامه بزرگى و سيادت و سعادت براى خويش بافتيد....(خ100).
پس در ميان آن پيشآمدها و تبهكاريها و گرفتاريها برخاستم تا سرانجام ناراستى و تبهكارى نابود شد، و دين از خطر نابودى و پريشانى رهيد(خ62)
..بيشتر حق در آن است كه شما انكار مىكنيد، و معذور داريد كسى را كه شما را بر او حجت و دليلى نيست و آن كس منم. مگر من آن نيستم كه در ميان شما بر طبق آيين قرآن كريم رفتار كردم و اين بار گران را به جان پذيرا گشتم و سبكتر و آسانتر از آن- يعنى عترت پيامبر اكرم را- در ميان شما به جاى گذاشتم درفش ايمان را در ميان شما نصب كردم، و بر حدود و حقيقت حلال و حرام آگاهتان گرداندم، از داد و دهش خويش، لباس آرامش و عافيت به تن شما پوشانده، با گفتار و كردار نيكو و پسنديده خود، فرش آراسته سعادت و رستگارى را در برابرتان گستردم و اخلاق خوب و پنسديده خود را به شما نشان دادم..(خ87)
و...
البته چرت می گم و اینا همش توجیه داره ولی الان دیدم که یه جا امام فرمودن که با بخیل دوست نشوید (ق38) و فرمودن که بخل و تنگ چشمی ننگ است (ق3) و یه جا هم زن هارو تشویق کردن که بخیل باشن(ق234)....
بعد هم من نفهمیدم که حضرت محمد یه انسان معمولی بود یا نه... چون یه جا حضرت علی فرمودن که " از روزى كه آن حضرت را(پیامبر) از شير گرفتند خداوند بزرگترين فرشتهاى را از ميان فرشتگانش با او دمساز گردانيد تا شب و روز به راه راستش ببرد، و نيكوترين اخلاق جهان را نشانش بدهد "
بعد هم کشف کردم که من هم یکم "پارسا" هستم چون امام فرمودن که:
"بىگمان پارسايان در جهان، با اين كه لبانى خندان دارند، اما دلهاشان پيوسته گريان است، به ظاهر شادند ولى در باطن غمناك و لبريز از اندوهند، و با اين كه براى اندك روزى خدا داد مورد رشك همه كس هستند اما از خويشتن بيزار و نگرانيشان بىپايان است،(خ113)
این دعا هم به نظرم یه جوری اومد:
"بار پروردگارا، به عدل و دادگريت رفتار نكرده، عفو و بخشش خود را در باره من به كار بر"(خ227)
این ها هم بعضی از صفات پرهیزکاران:
جمعى هستند كه پرهيزكارى و پارسايى، ايشان را از شر و شور، نشاط و شادى انداخته، از اين رو تواضع و فروتنى و شكستگى، جانشان را فرا گرفته و اين صفات گوشه نشينشان كرده است، تشنگى آنان را آب شور بدمزه دريا تسكين مىدهد. لبان آنها پژمرده و بسته و دلهاشان از زخمى سوزنده در گداز است. اينها آن قدر مردم را پند و اندرز داده و مردم نصايحشان را نشنيدهاند كه خسته و پريشان و خوار گشته كشته گرديدند و نظيرشان اندك شده دلشان اندوهگين، پيكرهاشان لاغر. و خواستنىهاشان اندك است، و با خواندن و تدبّر در آيات قرآن خود را اندوهگين مىسازند،
این ها هم همینطوری برای اینکه پست طولانی بشه و کسی حوصله خوندن اینارو اصلا نداشته باشه!
"كوهها را در هوا سر بلند فرمود، و پىهاشان را چون ريشه در آب محكم نمود، و آنها را از زمينهاى سخت و هموار بلند ساخته و ريشههاشان را در جاهائى كه قرار گرفتهاند فرو برده، قلههاى آنها را بسيار بلند و رفيع و بلنديشان را به اطراف كشانيده، و آنها را چنان در تخته خاك فرو برد كه ستون و ميخ زمين گرديدند، پس زمين متحرك ساكن شد از اين كه اهلش را بجنباند،"(خ211)
بيچاره فرزند آدم: مرگش پنهان،بيماريها و دردهايش پوشيده، كارهايش همه ثبت مىشود، از آزار پشه ناچيزى بفرياد آيد، آب در گلو گرفتنش مىكشد، و قطرهاى عرق او را بويناك مىكند(ق49).
و...
ولی کلا حرفهای خیلی جالبی داره و همرو دعوت می کنم که حتمن نهج البلاغه بخونن و همچنین فهمیدم که احمدی نژاد درست داره از روی نهج البلاغه رفتار می کنه(یا لااقل سعی می کنه)...
هيچ يك از افراد اين امت را نمىتوان با آل محمد (ص) قياس كرد و برابر دانست و يكسان ديد...(خ2)
كجايند كسانى كه مىپندارند كه آنان در علم مطّلع و استوارند، بجز ما اهل بيت، ادعاى آنها دروغ و ستم بر ما است، زيرا خداوند ما را برترى داده و ايشان را فرو نهاده، آنان خود بهتر مىدانند كه چرا خدا ما را بلند و ايشان را پست نموده، و چنين مقامى را به ما داده و آنها را از آن محروم فرموده، و ما را داخل و آنها را خارج ساخته، به وسيله ما هدايت و راهنمايى انجام مىپذيرد، و تيرگى و كورى روشنايى مىگيرد،(خ144)
هنگامى كه در تاريكى گمراهى و نادانى بوديد با راهنمايى ما رهايى يافتيد و به راه راست گام نهاده و به سوى روشنايى شتافتيد، و جامه بزرگى و سيادت و سعادت براى خويش بافتيد....(خ100).
پس در ميان آن پيشآمدها و تبهكاريها و گرفتاريها برخاستم تا سرانجام ناراستى و تبهكارى نابود شد، و دين از خطر نابودى و پريشانى رهيد(خ62)
..بيشتر حق در آن است كه شما انكار مىكنيد، و معذور داريد كسى را كه شما را بر او حجت و دليلى نيست و آن كس منم. مگر من آن نيستم كه در ميان شما بر طبق آيين قرآن كريم رفتار كردم و اين بار گران را به جان پذيرا گشتم و سبكتر و آسانتر از آن- يعنى عترت پيامبر اكرم را- در ميان شما به جاى گذاشتم درفش ايمان را در ميان شما نصب كردم، و بر حدود و حقيقت حلال و حرام آگاهتان گرداندم، از داد و دهش خويش، لباس آرامش و عافيت به تن شما پوشانده، با گفتار و كردار نيكو و پسنديده خود، فرش آراسته سعادت و رستگارى را در برابرتان گستردم و اخلاق خوب و پنسديده خود را به شما نشان دادم..(خ87)
و...
البته چرت می گم و اینا همش توجیه داره ولی الان دیدم که یه جا امام فرمودن که با بخیل دوست نشوید (ق38) و فرمودن که بخل و تنگ چشمی ننگ است (ق3) و یه جا هم زن هارو تشویق کردن که بخیل باشن(ق234)....
بعد هم من نفهمیدم که حضرت محمد یه انسان معمولی بود یا نه... چون یه جا حضرت علی فرمودن که " از روزى كه آن حضرت را(پیامبر) از شير گرفتند خداوند بزرگترين فرشتهاى را از ميان فرشتگانش با او دمساز گردانيد تا شب و روز به راه راستش ببرد، و نيكوترين اخلاق جهان را نشانش بدهد "
بعد هم کشف کردم که من هم یکم "پارسا" هستم چون امام فرمودن که:
"بىگمان پارسايان در جهان، با اين كه لبانى خندان دارند، اما دلهاشان پيوسته گريان است، به ظاهر شادند ولى در باطن غمناك و لبريز از اندوهند، و با اين كه براى اندك روزى خدا داد مورد رشك همه كس هستند اما از خويشتن بيزار و نگرانيشان بىپايان است،(خ113)
این دعا هم به نظرم یه جوری اومد:
"بار پروردگارا، به عدل و دادگريت رفتار نكرده، عفو و بخشش خود را در باره من به كار بر"(خ227)
این ها هم بعضی از صفات پرهیزکاران:
جمعى هستند كه پرهيزكارى و پارسايى، ايشان را از شر و شور، نشاط و شادى انداخته، از اين رو تواضع و فروتنى و شكستگى، جانشان را فرا گرفته و اين صفات گوشه نشينشان كرده است، تشنگى آنان را آب شور بدمزه دريا تسكين مىدهد. لبان آنها پژمرده و بسته و دلهاشان از زخمى سوزنده در گداز است. اينها آن قدر مردم را پند و اندرز داده و مردم نصايحشان را نشنيدهاند كه خسته و پريشان و خوار گشته كشته گرديدند و نظيرشان اندك شده دلشان اندوهگين، پيكرهاشان لاغر. و خواستنىهاشان اندك است، و با خواندن و تدبّر در آيات قرآن خود را اندوهگين مىسازند،
این ها هم همینطوری برای اینکه پست طولانی بشه و کسی حوصله خوندن اینارو اصلا نداشته باشه!
"كوهها را در هوا سر بلند فرمود، و پىهاشان را چون ريشه در آب محكم نمود، و آنها را از زمينهاى سخت و هموار بلند ساخته و ريشههاشان را در جاهائى كه قرار گرفتهاند فرو برده، قلههاى آنها را بسيار بلند و رفيع و بلنديشان را به اطراف كشانيده، و آنها را چنان در تخته خاك فرو برد كه ستون و ميخ زمين گرديدند، پس زمين متحرك ساكن شد از اين كه اهلش را بجنباند،"(خ211)
بيچاره فرزند آدم: مرگش پنهان،بيماريها و دردهايش پوشيده، كارهايش همه ثبت مىشود، از آزار پشه ناچيزى بفرياد آيد، آب در گلو گرفتنش مىكشد، و قطرهاى عرق او را بويناك مىكند(ق49).
و...
ولی کلا حرفهای خیلی جالبی داره و همرو دعوت می کنم که حتمن نهج البلاغه بخونن و همچنین فهمیدم که احمدی نژاد درست داره از روی نهج البلاغه رفتار می کنه(یا لااقل سعی می کنه)...

