تنفر
Friday, June 9, 2006 6:14:53 AM
ساعت پنج و نوزده دقیقست و من متنفرم
با خودم میگم حیف این تنفرم نیست که بیخودی برای هیچی بخوام متنفر بشم
آره..
. راستش متنفر نیستم ... اصلا چرا گفتم متنفرم؟
آدم از چی باید متنفر باشه؟ ... گزینه خاصی به ذهنم نمیاد
ولی فکر کنم باید فقط ازمتنفر بودن متنفر باشم وگرنه دلیل خاصی نداره من از چیزی متنفر باشم... البته این حالت خاص هم هیچوقت نباید پیش بیاد اصولا
صبر کن ببینم یعنی واقعا نباید از چیزی متنفر بشم؟ مثلا از ریا از دروغ گفتن از پستی! از رهبر(البته منظورم از رهبر رهبر ایران یعنی آقا نیست(ایشون رو از هر کسی تو دنیا بیشتر دوست دارم)) از بیسوادی یا از تنبلی یا از توهین نباید متنفر باشم؟ یا از اونی که از من بدش میاد یا از فقر و بیعدالتی و تبعیض نژادی؟! نباید متنفر باشم؟
یا از...
آره بعضی چیزها هست که در نگاه اول ازشون بدم میاد یا ازشون متنفرم! ولی وقتی دو ثانیه بیشتر به نفرت فکر میکنم میبینم که نه... نباید متنفر باشم...
اگه قرار باشه از چیزایی که اون بالا گفتم متنفر باشم که اون وقت باید از همه متنفر باشم..
اصلا وقتی متنفر میشم مگه چی میشه؟....
وقتی متنفر میشم یـــــــــعنی چه!
حوصلم سر رفت... نباید زیاد فکر کنم! ولش... خسته شدم :-)
خلاصه به نظرم چیزی اونقدر ارزش نداره که ازش متنفر بشم...
همونطور که چیزی اونقدر ارزش نداره که عاشقش بشم..
آخه مثلا مگه چیزی ارزش داره؟
چه سوال چرتی! معلومه که چیزی ارزش نداره...
البته با این حساب خود نفرت و عشق هم ارزشی نداره :-)
وا!! ولی اونوقت میشه متنفر شد.. میشه عاشق شد...
آره.. راستش به این نتیجه می رسیم که مجازیم نفرت داشته باشیم از چیزی، یا عاشق چیزی بشیم... که البته مجازیم هر غلط دیگه ای هم بکنیم...
اصلا به من چه... من بعضی وقتها متنفر میشم... لازم هم نیست براش اینقدر فکر اسراف کنم که آیا این کارم عقلانیه!
خلاصه الان ساعت پنج و چهل دقیقست و من هیچی نیستم و به هیچ نتیجه ای هم نرسیدم (البته این خودش یه نتیجه بود به هر حال!)
... هرچند نظر شما برام اصلا مهم نیست! ولی دوست دارم نظر شما رو هم درباره نفرت بدونم!
... از هر کسی که این پستو خوند و بیکار بود و می تونست کامنت بده و کامنت نداد متنفرم :-)
راستی یه چیز بیربط! تو اخبار یه کره خرو نشون می داد که داشت شیر یه ماده سگو می خورد!!...
حالا با توجه به اینکه ترکها خرن و فارسها سگن چه برداشت نفرت آوری(یا نفرت نیاوری! یا هر چی) میشه از این خبر داشت!؟
(البته یه برداشت اینه که الان هم فارسها و هم ترکها از اینکه گفتم ترکها خرن و فارسها سگن از من متنفر شدن!)(یه برداشت هم اینه که یاد خودم افتادم!!!)
با خودم میگم حیف این تنفرم نیست که بیخودی برای هیچی بخوام متنفر بشم
آره..
. راستش متنفر نیستم ... اصلا چرا گفتم متنفرم؟
آدم از چی باید متنفر باشه؟ ... گزینه خاصی به ذهنم نمیاد
ولی فکر کنم باید فقط ازمتنفر بودن متنفر باشم وگرنه دلیل خاصی نداره من از چیزی متنفر باشم... البته این حالت خاص هم هیچوقت نباید پیش بیاد اصولا
صبر کن ببینم یعنی واقعا نباید از چیزی متنفر بشم؟ مثلا از ریا از دروغ گفتن از پستی! از رهبر(البته منظورم از رهبر رهبر ایران یعنی آقا نیست(ایشون رو از هر کسی تو دنیا بیشتر دوست دارم)) از بیسوادی یا از تنبلی یا از توهین نباید متنفر باشم؟ یا از اونی که از من بدش میاد یا از فقر و بیعدالتی و تبعیض نژادی؟! نباید متنفر باشم؟
یا از...
آره بعضی چیزها هست که در نگاه اول ازشون بدم میاد یا ازشون متنفرم! ولی وقتی دو ثانیه بیشتر به نفرت فکر میکنم میبینم که نه... نباید متنفر باشم...
اگه قرار باشه از چیزایی که اون بالا گفتم متنفر باشم که اون وقت باید از همه متنفر باشم..
اصلا وقتی متنفر میشم مگه چی میشه؟....
وقتی متنفر میشم یـــــــــعنی چه!
حوصلم سر رفت... نباید زیاد فکر کنم! ولش... خسته شدم :-)
خلاصه به نظرم چیزی اونقدر ارزش نداره که ازش متنفر بشم...
همونطور که چیزی اونقدر ارزش نداره که عاشقش بشم..
آخه مثلا مگه چیزی ارزش داره؟
چه سوال چرتی! معلومه که چیزی ارزش نداره...
البته با این حساب خود نفرت و عشق هم ارزشی نداره :-)
وا!! ولی اونوقت میشه متنفر شد.. میشه عاشق شد...
آره.. راستش به این نتیجه می رسیم که مجازیم نفرت داشته باشیم از چیزی، یا عاشق چیزی بشیم... که البته مجازیم هر غلط دیگه ای هم بکنیم...
اصلا به من چه... من بعضی وقتها متنفر میشم... لازم هم نیست براش اینقدر فکر اسراف کنم که آیا این کارم عقلانیه!
خلاصه الان ساعت پنج و چهل دقیقست و من هیچی نیستم و به هیچ نتیجه ای هم نرسیدم (البته این خودش یه نتیجه بود به هر حال!)
... هرچند نظر شما برام اصلا مهم نیست! ولی دوست دارم نظر شما رو هم درباره نفرت بدونم!
... از هر کسی که این پستو خوند و بیکار بود و می تونست کامنت بده و کامنت نداد متنفرم :-)
راستی یه چیز بیربط! تو اخبار یه کره خرو نشون می داد که داشت شیر یه ماده سگو می خورد!!...
حالا با توجه به اینکه ترکها خرن و فارسها سگن چه برداشت نفرت آوری(یا نفرت نیاوری! یا هر چی) میشه از این خبر داشت!؟
(البته یه برداشت اینه که الان هم فارسها و هم ترکها از اینکه گفتم ترکها خرن و فارسها سگن از من متنفر شدن!)(یه برداشت هم اینه که یاد خودم افتادم!!!)

