My Opera is closing 3rd of March

چرت و پرت

هر چی دلم بخواد، فقط برای خودم

Subscribe to RSS feed

از چه ارتفاعی باید سقوط کنم که مطمئن بشم اگه بیفتم حتما می میرم؟
از چه دارویی و چقدر باید بخورم تا مطمئن باشم صبح از خواب پا نمیشم؟
آسونترین و ارزونترین و کمدرد ترین روش برای خودکشی که زیاد هم جراَت نمی خواد چیه؟

لطفا تا امشب جوابهاتون رو کامنت بذارین. موضوع خیلی حیاتیه!




داشتم در مورد آزادی فکر می کردم. البته فقط 2دقیقس که دارم در بارش فکر می کنم... گفتم ادامه فکرامو همراه با نوشتنش بکنم ببینم چی می شه! وچطوری میشه - ....(پ.ن. فعلا سفیدش کردم .. چون هنوز نمی دونم چی نوشتم...بعدا یکم فکر کنم بعد سیاهش می کنم!!)

از کجا شروع کنم؟
از وقتی که من شنیدم آزادی بیان همراه با قبول مسئولیت یا یه چیز تو همین مایه ها به این فکرا افتادم

آزادی به نظرم ربطی به قبول مسئولیت ربطی نداره
اصلا آزادی یعنی انجام دادن هر کاری که دلت می خواد بدن هیچ شرطی و بدون به عهده گرفتن مسئولیت عواقب کارت
آزادی یعنی اینکه آزادی هرکاری دلت خواست بکنی

مثلا من به شرطی آزادم که شرایط زیر برام مهیا باشه:
من هر حرفی دلم خواست بزنم و هر مذهبی که دلم خواست داشته باشم ویا نداشته باشم! و کسی جلوی منو نگیره (و از این جور آزادی ها)...
من حتی آزاد باشم دروغ بگم و کسی حق نداره به خاطر دروغ گفتنم منو مجازات کنه
من آزاد باشم اگه از یکی خوشم نیومد با تریلی از روش رد بشم و کسی به خاطر این کارم منو مورد بازجویی و مجازات قرار نده
من آزاد باشم از بهترین فروشگاه لوازم کامپیوتری بهترین لپتابشو بدزدم وکسی جلوی منو نگیره
و من آزاد باشم به هرکسی دلم خواست فحش بدم و یا بهش تجاوز! کنم و کسی جلوی منو نگیره
و من آزاد باشم هر لباسی دلم خواست بپوشم (یا نپوشم!) و هر تیپی خواستم بزنم و به کسی ربطی نداشته باشه
....
البته این آزادی توی ذهن من فکر کنم یه چیزای دیگه هم داشته باشه...مثلا..
اینترنت پر سرعت... شبانه روزی.... بدون فیلتر


من بتونم حتی اون کارایی رو که نمی تونم بکنمو هم بکنم!
من آزاد باشم که هر چی خواستم بخرم البته بدون پرداخت پول...
من بتونم پرواز کنم ....
من بتونم از توی دیوار رد بشم ....
هر لحظه بخوام بتونم هر کجا(ها) دلم خواست باشم...
بدون نیاز به هوا نفس بکشم...
احتیاجی به خوردن آب و غذا نداشته باشم...
بدون وجود نور و بدون چشم ببینم...
هر چی خواستم اختراع کنم...
هر چی خواستم خلق کنم...
باد و زلزله و طوفان و... اختیارش دست من باشه...
هر کاری که من گفتم اون کارا انجام بشه...
.....
خدا تحت فرمان من باشه...
....
مثل اینکه خیلی رشد کرد این مفهموم آزادی! و به جاهای دیگه ای رفت!
البته من کاری و نظری در مورد آزادی دیگران ندارم..
در خقیقت من آزادم اگه همه چی زندانی من باشه...

خلاصه آزادی به نظر من باید شبیه اونی باشه که گفتم ... حالا اگه این بده یا نمیشه بگین نمیشه و یه چیز دیگه به جای آزادی تعریف کنین.... اگه یه کم هم آزادی رو محدود کنیم دیگه آزادی مفهموشو از دست میده...

February 2014
S M T W T F S
January 2014March 2014
1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28