Skip navigation.

December 2009

( Monthly archive )

فهرست «طلائی»!





حتی اگر شایعات رسانه‌های غرب در مورد «شهدای» فرضی تظاهرات در ایران صحت هم داشته باشد، این اصل مسلم را فراموش نکنیم که طرفداران فرضی آخوند منتظری و میرحسین ‌موسوی که با عربدة الله‌اکبر و یاحسین در خیابان‌ها به زدو خورد با پلیس مشغول‌ شده‌اند، با مطالبات دمکراتیک ملت ایران بیگانه‌اند.

همچنانکه گفتیم برای «گرم» کردن بازار میرحسین، باید او را به «تابو» تبدیل کرد. ولی برای «داغ» کردن بازار ایشان لازم است تصویرشان در باور عام به تصویر «حسین» دربی‌بی‌گوزک‌های شیعی‌مسلکان نزدیک شود. و در این راستا «بی‌بی‌سی» و رادیوفردا به نقل از شاهدان عینی که «با چشم خودشان دیده‌اند» از «شهادت» خواهرزادة میرحسین موسوی و 7 تن دیگر «خبر» می‌دهند! البته از نظر ما این تعداد اندک «شهید» برای گسترش آشوب و براندازی کفایت نخواهد کرد! پس شاهدان عینی را بفرمائید تا از صدها و هزارها شهید راه فاشیسم هم برای‌مان بگویند، چرا که مخالفان فرضی دولت جمکران برای کسب حقوق و آزادی‌های دمکراتیک به خیابان نیامده‌اند،‌ اینان شهید راه تجهیز ایران به سلاح هسته‌ای، ‌ یا همان «حق مسلم» آنگلوساکسون‌ها هستند.

امروز، 27 دسامبر2009،‌ از هر نظر عاشورائی و کربلائی است. امروز مصادف است با دومین سال «شهادت» بی‌نظیربوتو، مادر معنوی طالبان در پاکستان، و هفتمین روز درگذشت حسینعلی منتظری، ‌پدرمعنوی طالبان جمکران و گویا نخستین روز «شهادت»‌ فرضی یکی از نزدیکان میرحسین موسوی و 7 تن دیگر در کربلای کوچه و خیابان‌های تهران! البته این یکی «خبر»به نقل از همان «شاهدان عینی» و همچنین یک منبع «نزدیک به موسوی» در اختیار ملت ایران قرار گرفته! و حتماً خیلی موثق است. خلاصه خط تولید «شایعه پراکنی» و «شهیدسازی» استعمار دوباره به راه افتاده، باشد که یک حرکت «مردمی» همچون ملی کردن نفت، یا کودتای 22 بهمن کارساز آنگلوساکسون‌ها شود، چرا که اوضاع‌شان سخت خراب است. همین چند روز پیش بود که دیوید میلی‌بند، وزیر امورخارجه‌شان کاسه گدائی به دست گرفته خواهان «مبادلات فرهنگی» با ملت ایران شده بود!

باری به گزارش حنازرچوبه، ‌ مورخ دوم دی‌ماه سالجاری، بریتانیا در طولانی‌ترین دورة‌ رکود اقتصادی خود پس از جنگ جهانی دوم قرار گرفته. بر اساس همین گزارش که با کد: 859479 انتشار یافته، علیرغم تزریق پول به بانک‌ها، عدم اطمینان به بازارها به کاهش سرمایه‌گذاری منجر شده و شیون و زاری «گاردین»، رسانة حامی تجهیز گورکن‌ها به سلاح اتمی نیز به آسمان برخاسته. خلاصه اربابان حکومت اسلامی سخت به افلاس افتاده‌اند و امروز نه مدرسی هست، نه مصدقی و نه کاشانی و خصوصاً نه روح‌اللهی‌ که با جنجال و آشوب در ایران از مصیبت ارباب بکاهند. در عوض داس‌الله و حزب‌الله که در دم‌جنبانی برای ارباب از هیچ فداکاری فروگذار نمی‌کنند بار دیگر به اجماع رسیده «معلق زدن» آغازیده‌اند.

بله، امروز اخبار همة رسانه‌های تصویری در سراسر جهان «عاشورائی» شده بود و نفتخواران و نزولخواران همه جای‌شان کربلا شده، سوگواری می‌کردند! نمایشات تعزیه و برنامة عاشورا از روز 24 دسامبر در لندن آغاز شد. الیزابت دوم در لباس شمر، به ناله و زاری پرداخته ‌فرمود، سال 2009 سال سختی بود! البته ملکة انگلستان حق‌ دارند، سالی که گذشت خیلی سخت بود، بریتیش پترولیوم و رویال داچ‌شل برای برخورداری از «حق مسلم» خود در عراق زحمات فراوان کشیدند. چندین تن مواد منفجره به هدر رفت، و چند صد عراقی ناقابل فدای راه نفت شدند! در عوض امسال در نجف و کربلا مراسم تعزیه و زوزه و ضجه و سوگواری برای «سالار شهیدان» با شکوه و جلال هر چه تمام‌تر برگزار شد.

با وعدة اطعام مساکین، از زن و مرد و کودک، هر چه ولگرد و بیخانمان و بی‌سرپرست و بدبخت و گرسنه و آواره دم دست بود بسیج کردند و با چادرسیاه و پیراهن «مشکی» به مراسم سینه‌زنی آوردند تا در مسیر کاروان تعزیه نقش سیاهی لشکر ماتم‌زده ایفا کنند. عده‌ای نیز با لباس‌ قرمز و شمشیر و کلاه‌خود از برابر این سیاهپوشان سیه‌روز عبور می‌کردند و گروهی دیگر در برابر دوربین‌ها قمه و زنجیر می‌زدند! اما یک تصویر از همه جذاب‌تر بود. تصویر پسربچه‌ای گریان، با صورت و لباس خونین که یک شمشیر به اندازة قد خودش به دست گرفته و جلودار سپاهیان «حق» شده بود. خلاصه از زمان سرنگونی صدام حسین «هنر» شیعی‌مسلکان در عراق همانطور که می‌بینیم کاملاً شکوفا شده. اگر خاک‌شان را استعمارگران به توبره کشیده‌اند و نفت‌شان را غارت می‌کنند و هر روز برای‌شان بمب می‌گذارند، حداقل در ابراز توهمات و توحش از «آزادی» کامل برخوردار شده‌اند. و از اینروست که کودکان را به شرکت در چنین صحنه‌های هولناکی وادار می‌کنند تا تصویر «انسانی‌ات» برای همیشه در ذهن‌شان مخدوش شود.

این تصاویر را تلویزیون اسرائیل هم چند بار پخش کرد تا همه با ابعاد «آزادی» بیان و مطبوعات و جنبش‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، و خلاصه «دمکراسی» واقعی در عراق اشغال‌شده بخوبی آشنا شوند. سپس دوربین‌ها بر فلسطین و فیلیپین متمرکز شد، کشورهائی که همه در آن به مرده‌کشی و گریه زاری مشغول بودند، بعد هم رسیدیم به واشنگتن که حاکم ظالم در «بیت آنحضرت» سیل راه انداخته بود! بله، یکی از مراکز خرید، یعنی یکی از همان «شاپینگ‌مال‌های‌»‌ معروف که محل چرای گله‌های گمشده با کارت‌های اعتباری است آب گرفته بود و از زمین و آسمان آب می‌ریخت! خوشبختانه هیچیک از گوسفندان خداوند غرق نشدند، ولی این گوسفندان خوب از «تفریح» روز یکشنبه‌شان محروم مانده، برخلاف شیعیان عراق حتی «آزادی» گریستن و سینه‌زنی و قمه‌زنی و ...غیره هم نداشتند. در نتیجه تروماتیسم این فاجعه برای همیشه گریبانگیرشان خواهد شد. حال به فواید مراسم روضه و زوزه پی می‌بریم!

باری از این قاره به آن قاره جز تصاویر عزاداری و چهره‌های ماتم‌زده هیچ نبود تا اینکه رسیدیم به بخش تفریحی یعنی بخش «توجیه» مرزشکنی و یکجانبه‌گرائی و نقض قوانین و مقررات توسط حاکمیت ایالات متحد، جهت تحمیل شرایط ویژه بر تمام مسافران شرکت‌های هوائی به ویژه در غرب. بله، این بخش «کمدی ـ سیاسی» اخبار بود!

چنین آورده‌اند که چند روز پیش، یک جوان نیجریائی در هواپیما «قصد» انجام عملیات تروریستی داشته که دستگیر شده! و از آنجا که این «خبرموثق» کمی تا قسمتی ابلهانه می‌نمود، امروز فرانس‌پرس درصدد رفع و رجوع آن برآمد! در نتیجه، به ما گفتند، پدر این جوان از طریق تلفن پلیس را در جریان «نیت» پلید پسرش قرار داده! فکر نمی‌کنم بیش از این بتوان مخاطب را ابله انگاشت! مگر پلیس می‌تواند بر اساس اظهارات تلفنی یک ناشناس کسی را دستگیر کند؟ یا اینکه اگر کسی بخواهد بمب‌گذاری کند، با پدرش مشورت می‌کند؟ بمبگذار محترم حتماً گفته، پاپاجان من یک تک پا برم بمب بگذارم و برگردم! پدرش هم، که مثل همة پدرها در باور عام، خیر و صلاح پسرش را می‌خواسته، ابتدا استخاره کرده، استخاره که بد آمد به پلیس خبر داده! نه! اصل «خبر» به مراتب مضحک‌تر از این‌ها است!

به گزارش فیگارو، مورخ 27 دسامبر 2009، عمر عبدالمطلب، پدر جوان نیجریائی پا را از این حرف‌ها فراتر گذشته، ایشان مستقیماً با سفارت آمریکا در نیجریه تماس می‌گیرند و از «عقاید» افراطی پسرشان، فاروق عبدالمطلب که در ماه ژوئن 2008، ویزای ورود به خاک مقدس آمریکا را هم دریافت کرده، ابراز نگرانی می‌فرمایند. فیگارو می‌افزاید، به گفتة یک مسئول بلند پایة‌ ایالات متحد نام این جوان خطاکار در فهرست رسمی 55 هزار نفر مظنون قرار داشته، ولی در فهرست 4 هزار ممنوع الورود به خاک آمریکا نام ایشان دیده نمی‌شد. به عبارت دیگر سازمان سیا از «افکار افراطی» همه با خبر است! بگذریم! به گزارش فیگارو، پدر جوان افراطی، یعنی وزیر پیشین، و رئیس شورای اداری «فرست بنک آو نیجریا»‌ از کردار پسرش که اخیراً «از خانواده دوری گزیده بود» سخت دگرگون و آشفته شده. بله وقتی می‌گوئیم از «پدر» دور نشوید و از کانون گرم خانواده فاصله نگیرید دلیل دارد! ممکن است نام‌تان در فهرست رسمی 55 هزار مظنون عموسام قرار گیرد، و پدرتان به سفارت آمریکا تلفن کرده از افکار «افراطی» شما ابراز نگرانی کند. بعد هم ممکن است خود شما به دلیل پفیوزی ارثی اعتراف کنید که مقدار زیادی مواد منفجره با خود به درون هواپیما آورده‌اید و ... و همین برای تحمیل «شرایط ویژه» و افزایش مقررات امنیتی در فرودگاه‌های جهان کفایت می‌کند! وسائل لازم برای تأمین چنین امنیتی از سوی پنتاگون در اختیار جهانیان قرار خواهد گرفت.

ساده‌تر بگوئیم،‌ همة دولت‌ها موظف‌اند چنین ابزاری را هرچه سریع‌تر به چند برابر قیمت ابتیاع کنند تا «آزادی» مسافران خطوط هوائی خدشه‌دار نشود. چرا که این «آزادی» در گرو آزادی سازمان سیا برای ارعاب مردم در ابعاد جهانی است. این ماجرای ابلهانه که برای سرکوب و ارعاب و به ویژه جهت زدن جیب ملت‌ها سر هم شده، حکایت همان «سایبر ارتش» است که با هدف سرکوب «آزادی بیان» فارسی‌زبانان توسط سازمان سیا و البته به نام حکومت اسلامی به راه افتاده بود! می‌دانیم که سازمان مقدس سیا از مدافعان «آزادی» در سراسر جهان است، البته آزادی در جنایت، آزادی در قانون‌شکنی، و آزادی در امر مقدس شایعه‌پراکنی. بی‌دلیل نیست که هر دو جناح حکومت گورکن‌ها اینچنین ذکر «آزادی» گرفته‌اند؛ «از سیا آموز اخلاص عمل!»

اما آزادی، «انسانی» است، و سردمداران طاعون‌سبز دست در دست مهرورزی فقط با هدف لجن‌پراکنی و «آزادی‌ستیزی» است که دم از «آزادی» می‌زنند، چرا که اینان هم با آزادی و هم با انسان بیگانه‌اند. به یاد داشته باشیم که جنگ زرگری ایندو گروه تبهکار فقط با هدف فراهم آوردن فرصت بیشتر برای اربابان‌شان در لندن و واشنگتن به راه افتاده. به همین دلیل است که برای جبران شکست طاعون سبز در لشکرکشی‌های خیابانی، ساواک جمکران گروهی را به نام طرفداران مهرورزی راهی خیابان می‌کند تا رسانه‌های غرب بتوانند به نقل از «اوپوزیسیون» برای‌مان خبرسازی کنند. بله، همچنانکه «گفتگو با مردگان» جای خود را به تماشای فیلم رنگی از «بهشت» سپرد تا بتوانیم از نگاه یکی از کنیزکان مطبخی کاخ سفید، تصویر «روح» آخوند منتظری را بر دوش فرشتگان در بهشت تماشا کنیم، تل موهوم شاهدان عینی هم جای خود را به «اوپوزیسیون» سپرده! و به این ترتیب فرانس‌پرس و دیگر نیوزها و پرس‌های «معتبر» جهان می‌توانند به نقل از «اوپوزیسیون» بسیار معتبر جمکران «شایعات» کربلای حسینی را برایمان یک به یک،‌ در پوشش «خبر موثق» بازگو کنند. البته اشتباه نکنیم، این خبرهای موثق همه باید به بی‌بی‌گوزک‌های کربلا شباهت داشته باشد. از آنجمله‌ است شایعات مربوط به حسینعلی‌ منتظری، میرحسین موسوی و درگیری اوباش طرفدار اینان با پلیس جمکران.

پیشتر گفته‌ایم، بازهم می‌گوئیم و خواهیم گفت که تجهیز حکومت اسلامی به سلاح اتمی سیاستی است استعماری. این سیاست در پس آشوب و جنجال «تقلب فرضی» پیرامون «انتخابات فرضی» در حکومت اسلامی قرار گرفت، ولی به دلیل شکست جنبش طاعون سبز، اینک شاهدیم که همین سیاست استعماری با صورتک «آزادی» پای به میدان می‌گذارد. نماد نوین سیاست مذکور همچنانکه در وبلاگ «ندای مرگ» گفتیم «مرگ رسانه‌ای» و مبهم یک زن جوان است به نام ندا. ولی پرسوناژهای این سیاست همان جنایتکاران قدیم‌اند: پیروان خط امام، اصلاح‌طلبان، چپ‌نمایان و لباس‌شخصی‌های ساواک جمکران به اضافة رهبر معنوی‌شان، آخوند منتظری جنایتکار و رهبرسیاسی‌شان، میرحسین موسوی جلاد. خلاصه بگوئیم گروه مزدور «فدائیان اسلام» با برچسب‌های نوین پای به میدان سیاست کشور گذاشته‌اند و همة شرایط حاکمیت مطلوب آنگلوساکسون‌ها فراهم آمده: یک دستاربند خودفروخته و یک جلاد سابقه‌دار در رأس یک گروه لات و اوباش و تیغ‌کش، درست همچون مجموعة غائلة 22 بهمن! و این است مجموعة جادوئی‌ای که آنگلوساکسون‌ها برای ما ملت خیلی می‌پسندند.

دستاربند خودفروخته، هفتة گذشته زمین را از وجود پلیداش پاک کرد، کاخ سفید و همة لوطی و عنترهای‌اش در داخل‌وخارج مرزها به این ترتیب در ماتم از دست رفتن این «عزیز» سیاه‌پوش شدند. ولی به برکت انزوای رسانه‌ای حاکم بر ایران، میرحسین همچون حسین افسانه‌های کربلا همچنان مقاومت می‌فرمایند، و نزدیکان‌شان پیوسته در این نبرد نابرابر توسط یزید و همکاران‌اش «شهید» می‌شوند. و این فرصتی است طلائی برای سگ‌های سیرک عموسام که در راستای پیام بیشرمانة رئیس شورای امنیت ملی کاخ سفید، از حسینعلی منتظری جنایتکار اسطورة مقاومت و شجاعت بسازند.

آورده‌اند که آنحضرت علاوه بر تحمل «حصر» رسانه‌ای، «داغ» شکنجه‌های زندان «حاکم ظالم» را نیز بر پیکرشان دارند، و خلاصه رضا پهلوی می‌بایست ضمن ابراز تأسف از این امر و انتقاد از سیاست‌های دوران پهلوی، از این الگوی شهامت و مقاومت «ستایش» هم به عمل می‌آورد که نیاورد! و به این ترتیب گویا یک «فرصت طلائی» را از دست داده باشد! عجیب است که اگر رضا پهلوی از یک کودتاچی جنایتکار، که شمه‌ای از جنایات‌اش اخیراً در نامة معروف شیخ کروبی خودفروخته فاش شده، تجلیل به عمل آورد، حتماً نام‌اش در فهرست 55 هزار فدائی «دمکراسی» در ایران قرار می‌گیرد و کاخ سفید هم نام او را در زمرة مدافعان حقوق‌بشر به ثبت خواهد رساند!

ولی عجیب‌تر اینکه بعضی‌ها با این مهملات می‌خواهند بار دیگر «دخالت آخوند جماعت را در سیاست» کشور‌ توجیه کنند. آخوند منتظری به چه جرمی در زمان شاه زندانی شده بود؟ به جرم دفاع از حقوق بشر و دمکراسی؟ مسلماً خیر! با تکیه بر ارتباط او با جنایات مهدی هاشمی، یعنی قتل روحانیونی که به «مبارزات» شیوخ خودفروخته و جیره‌خوار کارخانة رجاله پروری اعتقاد نداشتند، باید بگوئیم زندانی شدن منتظری همچون زندانی شدن شیخ مهدی بازرگان و شرکاء برای تبدیل اینان به رهبران اوپوزیسیون بوده، همچنانکه تبعید خمینی هم با هدفی مشابه صورت گرفت. اما اگر ارتباط مهدی بازرگان با جنایت برملا نشده، ارتباط منتظری و خمینی همچون اکبر بهرمانی با قتل انسان‌های دیگر بر همه روشن است، و این برای ما فرصتی بود طلائی که دریابیم، در قاموس داس‌الله تجلیل از قاتلان و قانون‌شکنان جیره‌خوار استعمار، ‌ طرفداری از حقوق‌بشر به شمار می‌رود! چرا که قاتلان و قانون‌شکنان کذا در زمرة دستاربندان‌ بوده‌اند. بله این ‌است «تحلیل» علمی داس‌الله بینوا از شرایط سیاسی کشور! این بندگان آستان مقدس عموسام که همچون دیگر آخوندپرستان مطیع استعمار «دیانت‌شان عین سیاست‌شان» ‌است، هنوز با حفظ برچسب «چپ» آرزوی رهبری آخوند در کلة پوک‌شان می‌پرورانند، و‌ به همین دلیل مبلغ نظریة استعماری فوکویاما در مورد «دین ضداستبداد» شده‌اند. البته فکر نکنید اینان ابله‌اند یا خود فروخته، به هیچ عنوان! دلیل پریشانگوئی و مهمل‌بافی «چپ‌‌نمایان» فقط این است که حضرات نه تنها مانند بعضی‌ها «با چشم خودشان «روح» آیت‌الله منتظری را بردوش «فرشتگان بهشت» دیده‌اند که جای داغ و درفش «حاکم ظالم»‌ را نیز بر ریش و پشم مقدس آنحضرت مشاهده کرده‌اند.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ زی دو




فیلترشکن‌های جدید28دسامبر2009

letsrockandrollz.co.cc
anonymous-surfing51.co.cc
pureproxie.co.cc
kissmyspace.info
gtmyspace.com
inetjump.com
newunblockproxy.cn
ipanel.biz
baws.info
proxyblasts.com
unblockproxylist.cn
lazo.cz.cc
dinosurfer.info
freethemes.co.tv
indianapacerz.co.cc
anonymous-surfing52.co.cc
denvernuggetz.co.cc
sociani.co.cc
unblock-the-web.co.cc
detroitpistonz.co.cc
charlottebobcatz.co.cc
backfree.info
bostoncelticz.co.cc
fortfreedom.co.tv
atlantahawkz.co.cc
speedblank.co.cc
hidemybank.co.cc
spaceip.info
loveditdown.co.cc
fastesthider.co.cc
sputnikz.co.cc
oisterel.co.cc
rapidproxie.co.cc

ندای مرگ!





خط سوم کودتا با توسل به شعار «آزادی» و «ندا» پروپاگاند خود را آغاز کرد. شکست مفتضحانة طاعون سبز جهت دوقطبی کردن فضای جامعه پیرامون «خط‌امام» و «حق مردم»، باعث شد تا اربابان حکومت اسلامی در لندن و واشنگتن برای ایجاد اجماع، علاوه بر «جسد ندا»، به شعار پوچ فریبنده‌تری متوسل شوند: آزادی! این شعار پس از شکست استعمار در ایجاد اجماع پیرامون «جنبش سبز» و خط ‌توحش امام برسرزبان‌ها افتاد. به عبارت دیگر «خط ندا» و حرکت به سوی سراب «آزادی» بجای «خط امام» و «بازگشت به گذشته»‌ نشست. اما هر دو مسیر گنگ و مبهم است،‌ بهتر بگوئیم راه‌ به مرگ و نیستی می‌برد. در واقع «خط امام،‌ آزادی،‌ ‌ندا و بازگشت به گذشته» اجزاء مجموعة مرگ‌ و ابهام‌اند.

خارج از چارچوب قوانین و مقررات «صریح» و فاقد ابهام، یعنی قوانین انسان‌محور، «آزادی» جز هرج‌ومرج و شورش و مرزشکنی نخواهد بود. هر چند همة‌ سگ‌های دست‌آموز عموسام با شعار گنگ و پوچ «آزادی» به معلق زدن پرداخته‌اند، اربابان حکومت اسلامی بی‌جهت به این شعار متوسل شده‌اند. آزادی، انسانی است و خارج از قوانین انسان‌محور نمی‌توان آزادی‌های فردی و اجتماعی را تعریف و تعیین کرد.

آزادی، خارج از قوانین انسان‌محور، ‌ فقط کارساز گروه‌های تبهکار نظیر دارودستة آخوند منتظری و باند مهدی‌هاشمی خواهد بود. در وبلاگ «پاپ و مریم»، ‌ بخشی از نامة آخوند کروبی خطاب به حسینعلی منتظری را آوردیم و گفتیم که اگر ارتباط پنهان حکومت اسلامی با آمریکا از طریق باند منتظری فاش نشده بود، مهدی هاشمی با تأئیدات شخص حسینعلی منتظری و دیگر آخوندهای شناخته شده و یا ناشناس این حکومت می‌توانست همچنان به جنایات خود ادامه دهد. و مسلم بدانیم اوباش جنایتکار همواره در اطراف «آیات عظام» حضور خواهند داشت، ‌ چرا که «مجری فتوی» هم اینان‌اند. در واقع اوباش اهرم‌های قدرت دستاربندان‌اند و همچنان که زنده‌یاد کسروی دهه‌ها پیش گفته، «پیوند بین دستاربند و اوباش، پیوندی است ناگسستنی!» پس جای تعجب نیست ‌که شیپورهای استعمار نظیر «بی‌بی‌سی» و «رادیوفردا» اینچنین به دستاربندان ارادت ‌ورزند. کارفرمایان این شیپورها برای اعمال سیاست‌های استعمار به اراذل و اوباش حامی ملایان نیاز فراوان دارند.

پس جای تعجب نیست که پس از مرگ حسینعلی منتظری، اوباش مؤنث و مذکر از جمله حاجیه عبادی به مداحی این کودتاچی جنایتکار نشسته‌، در کمال بلاهت بکوشند تا این شیخ پلید و مزور و تاریک‌اندیش را «مدافع حقوق بشر»‌ معرفی کنند. در این راستا مصاحبة بلاهت‌گستر حاجیه عبادی با رادیوفردا، مورخ 4 دیماه 1388 را از دست ندهیم! در این مصاحبه سرگذشت آخوند منتظری شباهت فراوانی به بی‌بی‌گوزک‌های شیعی‌مسلکان پیرامون خلیفة چهارم دارد. از آنجمله است، این دروغ مفتضحانه که، آنحضرت در راه دفاع از حق مردم از مال و مقام چشم پوشی فرمودند و ... و خلاصه اگر ایشان «رهبر» می‌شدند حتماً به دمکراسی می‌رسیدیم، و‌ همه مدیون ایشان‌اند و مزخرفاتی از این قماش. حاجیه «عبادی ـ توسلی»، حتی پس از مرگ منتظری هم از احوالات او برای‌مان خبر می‌آورند تا ادبیات سیاسی را هر چه بیشتر در مقدسات و مزخرفات غرقه کنند. عیال حاج توسلی شخصاً مشاهده کرده که هم اکنون «روح» آخوند منتظری بر «دوش فرشتگان بهشت» است! خلاصه اگر تاکنون گورکن‌ها فقط با مردگان «صحبت» می‌کردند، از روز گذشته اینان توانائی‌های نوین یافته همچون عبادی می‌توانند مردگان را ببینند، البته ضمن مصاحبه با رادیوفردا!

مصاحبه کننده با طرح یک پرسش، حاجیه عبادی را به شاهراه «خررنگ‌کن» دروغ‌پردازی و سراب شرم‌آور «تحریف» رهنمون می‌شود. ایشان می‌فرمایند، شما که از نقش سرنوشت‌ساز آخوند منتظری در زندان، جهت نزدیک کردن چپ و راست آگاه‌اید، فکر می‌کنید اگر ایشان به مقام «رهبری» می‌رسیدند، راه‌گشای نظام دمکراسی و نزدیکی تمام نیروهای سیاسی در ایران می‌شدند؟ در واقع این پرسش مزورانه دو هدف را دنبال می‌کند، پنهان نگاه داشتن نقش حسینعلی منتظری در سرکوب و کشتار چپ در ایران، و نهایت امر در ترادف قرار دادن دمکراسی سیاسی با نزدیک شدن «نیروهای سیاسی» و‌ غیردمکراتیک به یکدیگر! نیروهائی که هیچکدام مطالبات دمکراتیک نداشته و ندارند. حاجیه عبادی هم در جواب به این پرسش گوساله فریب به نشخوار مطلب معروف شیخ مسعود بهنود در «بی‌بی‌سی» مشغول شده، می‌گوید، طالقانی و منتظری در زندان که بودند خیلی با مسلمین مبارز و چپ انقلابی خوشرفتاری می‌کردند! می‌دانیم که چپ‌نمایان ایران و مسلمانان به اصطلاح مبارز، هر دو در سنگر مقدس فاشیسم نشسته‌اند و طی سه دهة اخیر سرسپردگی‌شان به آستان مقدس گاوچران‌ها عملاً به اثبات رسیده، و نزدیکی این دو گروه به ظاهر «متضاد» هدفی جز سرکوب ملت ایران نداشته و ندارد. اما در ذهن علیل عبادی همین است نشان دفاع حسینعلی منتظری از «دمکراسی» و حقوق بشر. همچنانکه در وبلاگ «دیوید و فانی»گفتیم ‌آن حقوق‌بشری که عبادی از آن دفاع می‌کند و آخوند منتظری را «پدر» آن خوانده ثمرة شیرین ازدواج فرخندة سازمان‌سیا با محفل نوبل است و طعم شیرین ثمرة چنین ازدواجی از شیرینی چارچوب آن یعنی «جنگ، تجارت برده و قاچاق اسلحه و موادمخدر» ناشی می‌شود. به عبارت دیگر این نوع ویژه از «حقوق‌بشر» در واقع حقوق امثال عبادی و موسوی و دیگر جیره‌خواران شبکة قوادان و قاچاقچیان محترم است که از ارکان سیاست استعمار در جهان سوم‌اند. البته حاجیه عبادی ضمن تکرار سوگنامة‌شیخ مسعود فراموش کرده که طالقانی پس از استقرار حکومت اسلامی، از مخالفان منتظری به ویژه در مورد مبحث ولایت فقیه در قانون اساسی جمکرانی‌ها به شمار می‌رفت، و فقط پس از مرگ طالقانی اصل ولایت‌فقیه به تصویب مجلسی رسید که همین آقای منتظری «رئیس‌» آن شده بود، شاید فقط به همین «دلیل» طالقانی خیلی زود این جهان را ترک گفت.

در واقع نسبت به مواضع فکری آخوند منتظری همه روشنفکر خواهند بود، حتی خر ملانصرالدین! بی‌دلیل نیست که دست‌های مقدس استعمار ایشان را برای جانشینی خمینی دجال مناسب تشخیص داد، و زمانیکه به دلیل جنایات اوباش‌الله و نزدیکان‌شان، نام منتظری از برنامة‌ جانشینی قانونی خمینی حذف شد، مصلحت اربابان بر این قرار گرفت تا این شیخ جنایتکار به «تابو» تبدیل شود، و مخالفان «جذب» ایشان شوند. از اینرو، به برکت شایعات ساواک، سرگذشت منتظری به تدریج به بی‌بی‌گوزک‌های شیعی‌مسلکان در باب امامان‌شان شباهت پیدا کرد؛ وی در«حصر» قرار گرفت و رنج فراوان برد و ... و حتی شیخ صادق صبا نیز که به دیدار ایشان رفته بود، به ما می‌گفت که ملاقات با منتظری «خطرناک» است! و ما را از جو تهدید و خطر در اطراف وجود ذیجود حضرت‌شان آگاه می‌کرد!

خلاصه برنامة تابوسازی بخوبی پیش می‌رفت و اینک که ایشان در قید حیات نیستند، برنامة بی‌بی‌گوزک‌سازی آغاز شده؛ نوبت به میرحسین رسیده که در جایگاه «تابو‌»‌ قرار گیرد. در نتیجه، پس از مرگ منتظری، میر«حسین شهید» از پست ریاست آکادمی «هنر زوزه» و روضه و سوگواری «عزل»‌ شد، و این امر باعث اندوه فراوان پیروان آن‌حضرت و طرفداران «دمکراسی» در ایران شده! می‌بینیم که با تحمیل انزوا بر «تابو» چگونه هر لحظه بر جذابیت وی ‌افزوده می‌شود! به همین دلیل است که «رادیوفردا» از زبان آخوند کدیور تلویحاً خواستار «بازداشت» میرحسین شهید می‌شود تا بازار کساد ایشان هر چه گرم‌تر شود. بله «رادیوفردا» باز هم آخوندکدیور، نظریه‌پرداز استخراج دمکراسی از خلخال آن زن یهودی را از پستو بیرون کشیده تا مطالبات حاکمیت آمریکا را از زبان ایشان برای‌مان بیان کند، ‌ چرا که رسانه‌های رسمی ایالات متحد نمی‌توانند آشکارا برای دولت‌های غرب تعیین تکلیف کنند. چنین موضع‌گیری‌هائی باعث خواهد شد که به دلیل دخالت در امور داخلی یک کشور پاسخگو نیز باشند. اما ایرانی‌نمایان ساکن ینگه دنیا درست مانند حکومت توحش جمکران کاملاً غیرمسئول و از هفت دولت آزادند، اینان همچون کودکان صغیر و مهجور پاسخگوی گفتار و کردار خویش نیستند.

در نتیجه، هر گاه آمریکا بخواهد مطالبات مرزشکنانه و فراقانونی خود را در برابر ملت ایران مطرح کند، به حکومت جمکران متوسل می‌شود، ‌ و هر گاه بخواهد مطالبات قانون‌شکنانه خود را در سطح جهان مطرح کند دست به دامن طرفداران «طاعون سبز» خواهد شد. همچنانکه برای سرکوب آزادی بیان فارسی‌زبانان بر روی شبکة مجازی «سایبر ارتش آمریکائی»‌ به راه انداخته بودند، و برای رد گم کردن ادعا می‌کردند که این ارتش قدرقدرت اول از همه به سایت طاعون سبز و توئیتر حمله کرده! روند همان روند 11 سپتامبر است. ایالات متحد برای قانون‌شکنی و چپاول و سرکوب نیاز به یکجانبه‌گرائی دیگران داشت، و به همین دلیل عملیات 11 سپتامبر را به متحدان و نوکران خود نسبت داد تا بتواند به منطقه لشکر کشی کند. و حزب دمکرات با تکیه بر همین واقعیت و مسلماً اسنادی که از آن در اختیار داشت توانست طرح اصلاحی نظام درمانی در ایالات متحد را به کنگرة آمریکا حقنه کند. حزب دمکرات از زبان «جان کری»، تلویحا حزب جمهوریخواه را به افشاگری در مورد حوادث 11 سپتامبر تهدید کرده بود.

خلاصة‌ مطلب روز 24 دسامبر 2009 سنای آمریکا طرح بیمة درمانی عمومی را تصویب کرد! هر چند که پس از تحمل اصلاحیه‌های متعدد از طرح کذا تقریباً چیزی برجای نمانده، ولی از هیچ بهتر است! از مطلب دورافتادیم، بازگردیم به حکومت اسلامی و طاعون سبز، به عنوان ابزار قانون‌شکنی و یکجانبه‌گرائی در دست دولت ایالات متحد.

ایندو صورتک به دلیل نشستن در «سنگر حق» هیچ مسئولیتی ندارند، پاسخگوی گفتار و کردار خود هم نیستند چرا که ادعا می‌کنند مجری قوانین الهی‌اند! و از این‌ نظر درست به واتیکان می‌مانند. پاپ، رهبر کاتولیک‌های جهان نیز اعمال کاتولیک‌های متعهد را «توجیه» می‌کند و همچنانکه گفتیم اخیراً جناب پاپ جنایات هیتلر را نیز به حساب «اومانیسم» گذاشت! ‌ حال آنکه کلیسای آنگلیکن، به ویژه کلیسای کاتولیک در کل اروپا هیچ مخالفتی با جنایات هیتلر نداشتند و از این ‌نظر با «جهان اسلام» در یک سنگر واحد توحش نشسته‌اند. به همین دلیل است که دین اسلام به ابزار سیاست‌گذاری در منطقه و به ویژه در ایران تبدیل شده. و به همین دلیل است که محفل جنگ‌فروشان و شبکة دلالان اسلحه به دین اسلام اینهمه علاقه دارند. از اینرو، «اشپیگل»، بوق جنگ‌فروشان محفل یوشکافیشر با آخوند کدیور مصاحبه کرده و رادیوفردا، مورخ 5 دی‌ماه سالجاری به این بهانه عکس کدیور را در سایت خود چسبانده، و بخشی از مهملات قانون‌شکنانة او را نیز برای‌مان نقل می‌کند.

شیخ محسن کدیور، که خود را در جایگاه رهبر مخالفان حکومت اسلامی رویت فرموده، همچون ماشاالله قصاب لگدی نثار مقررات و قوانین بین‌الملل کرده، از کشورهای غرب می‌خواهد حکومت ایران را فاقد مشروعیت بدانند! البته آخوند کدیور اگر ذره‌ای شعور می‌داشت چنین مهملاتی بر زبان نمی‌آورد، ولی از آنجا که ایشان به اندازة کافی از حماقت بهره‌منداند نمی‌توانیم چنین انتظار بی‌موردی داشته باشیم! باید سئوال کرد محسن کدیور به عنوان یک ملای ساکن ینگه دنیا در جایگاهی قرار گرفته که بتواند مشروعیت حاکمیت ایران را به زیر سئوال ببرد؟ با تکیه بر کدام مستندات؟ با تکیه بر سرکوب تظاهرات غیرمجاز که با شایعه‌پراکنی به راه افتاد؟ کدام دولت غرب می‌تواند برخلاف پروتکل‌های رایج حکومت اسلامی را فاقد مشروعیت بداند؟ مسلما هیچ دولتی در غرب چنین برخورد ساختارشکنانه‌ای با دولت جمکران نخواهد داشت، دلیل نیز روشن است. دمکراسی‌های غرب خود را به رعایت چارچوب‌های حقوقی سازمان ملل موظف می‌دانند، ‌چرا که می‌باید پاسخگوی سیاست‌های بین‌المللی خود باشند. در صورتیکه حکومت اسلامی به دلیل حمایت همه جانبة آنگلوساکسون‌های دو سوی آتلانتیک خود را موظف به رعایت چارچوب‌ها و ساختارهای حقوقی نمی‌بیند،‌ و به همچنین است در مورد مواضع اوپوزیسیون رسمی این حکومت که ـ در داخل و خارج مرزها ـ به شن‌های روان می‌ماند. بله سیاست شن‌های روان سیاستی است که از سوی استعمار همزمان در مورد حکومت اسلامی و مخالف‌نمایان‌اش اجرا می‌شود، و اینان را هر لحظه به اتخاذ مواضعی متناقض وادار می‌کند.

به عنوان نمونه،‌ طاعون سبز دیگر «رایش» یا بهتر بگوئیم «رأی فرضی» خود را نمی‌خواهد، بلکه خواهان «آزادی» شده! اما این قماش «آزادی» همچنانکه بالاتر گفتیم، جز شعار پوچ نیست. شعاری است که فقط با هدف گسترش قانون‌شکنی و سرکوب مطالبات صنفی و به بیراهه کشاندن جنبش‌مدنی برسرزبان‌ها می‌افتد. در راستای چنین مسیری است که عبارات ابلهانة «آزادی درونی» و «آزادی فکر» ‌را از زبان عیال «روشنفکر» موسوی می‌شنویم، همان کسی که اینروزها برای تغذیه به «جسد ندا» چنگ انداخته و می‌خواهد «ندا» را نقاشی کند! «آزادی فکر» و «آزادی درونی» آزادی‌هائی است که هرگز در قالب کلام یا در قالب هنر تجلی نخواهد کرد، به عبارت دیگر این سخنان ابلهانه فقط پوچ‌پردازی و عوامفریبی است. و اما حاجیه رهنورد به شیادی اکتفا نمی‌کند، وی مخالفان خود را نیز «واپسگرا» خوانده، ‌چرا که الطاف «فارین پالیسی» به اوباش و خاله‌شلخته‌های «طاعون سبز» جایگاه «روشنفکری» اعطا کرده! چه کسی از روشنفکر انتقاد می‌کند؟ کوته فکر، واپسگرا، متحجر و ... و ازجمله نویسندة همین وبلاگ که طرفدار دمکراسی و آزادی مطبوعات است! بله این است فواید «برگزیده» شدن لات و اوباش به عنوان روشنفکر و هنرمند و غیره از طرف دکان آزادی‌فروشان غرب.

«فارین پالیسی» و دیگر محافل سفله‌پروری غرب برای برگزیدگان خود در همان جایگاهی قرار می‌گیرند که خداوند ابراهیم برای پیام آوران‌اش: در جایگاه «حق مطلق!» و از اینرو طبیعی است که مخالفان این «برگزیدگان» ممتاز، برگزیدگانی که محافل سفله‌پروری بر سرشان گذاشته و «حلوا، حلوا» می‌کنند، خود به خود در جایگاه «باطل» قرار ‌گیرند. پس «بخش دوم» مصاحبة ژیلا بنی‌یعقوب با همسر روشنفکر موسوی را در سایت «گویا» از دست ندهید که واقعاً «گویا» است. گویای بیشرمی و ابتذال و وقاحت و لاف‌زدن و حماقت و بلاهت و پوچگوئی زهرة کاظمی که در این مصاحبه به اوج می‌رسد:

«جنبش سبز تبلور همة آرمان‌های ما [...] است [...] جنبش سبز تازه به دوران رسيده نيست. به واژة‌ سبز نگاه کنيد. سبز تبلور بسياری از آرمان‌های [...] مردم ماست، چه در زندگی مادی و چه در زندگی معنوی[...]»

بله ما هم به «واژة سبز» نگاه کردیم! همة «آرمان‌های مردم» در آن تبلور یافته! چرا که واژة سبز همچون «آرمان‌های مردم» گنگ و مبهم و فاقد هر گونه صراحت است، در نتیجه می‌تواند بهترین پناهگاه فاشیسم و استعمار باشد. تداعی سبز همه چیز می‌تواند باشد جز دمکراسی، جز اعلامیة جهانی حقوق‌بشر، جز انسان‌ آزاد و قوانین انسان‌محور. و بی‌دلیل نیست که آخوند کدیور، حسینعلی منتظری را رهبر معنوی همین جنبش کذا می‌داند:

«آیت‌الله منتظری چراغی روشنی‌بخش برای ایران بود و در پایان هم به رهبر معنوی جنبش سبز تبدیل شد [...]»

البته آخوند کدیور بهتر است در همان دانشگاهی که بودجه‌اش از سوی قبیلة دلالان اسلحه تامین می‌شود به تدریس ادامه دهد و از طرف دارودستة خودش صحبت کند. کسی که قادر است با نهج‌البلاغه و خلخال زن یهودی در هزارة سوم میلادی «دمکراسی»‌ بر پا ‌کند مسلم است که باید جنایتکاری همچون منتظری را هم چراغ روشنی‌بخش خط نورانی خود بخواند. حال بازگردیم به شعار آزادی.

«آزادی»، فریبنده‌ترین شعاری است که می‌تواند به ابزار سیاست استعمار تبدیل شود. با توسل به این واژة جادوئی می‌توان همة شوت وپرت‌ها را در اردوی غرب بسیج کرد. به همین دلیل است که این واژه را از زبان مقامات حکومت و مخالف‌نمایان حکومت کذا می‌شنویم. در واقع هر دو گروه حکومتی به یکسان از تکه استخوان اهدائی ارباب بهره‌مند می‌شوند. اما آنچه اهمیت دارد، این است که این آزادی در ابهام کامل قرارگرفته و از مرحلة شعار عوام‌پسند فراتر نمی‌رود. از اینجهت تبلیغات رسانه‌ای بر واژة «آزادی» متمرکز شده.

ابتدا رسانه‌ها از زبان آخوند منتظری نوشتند، «مطالبات مردم نسبت به گذشته بیشتر شده»، پس از مرگ منتظری،‌ از زبان احمدی‌نژاد شنیدیم که «در ایران آزادی حکومت می‌کند». همچنین از زبان «فاشیست ـ مسلمان‌های» طاعون سبز مطالب مشابهی شنیدیم که «مردم» ‌دیگر به رأی خود در انتخابات اهمیت نمی‌دهند و خواهان «آزادی‌اند.» دلیل تمرکز بر آزادی این است که این واژه به دلیل ابهام خود همه را جذب می‌کند. هیچکس مخالف آزادی نیست ولی هیچکس نمی‌داند چارچوب آزادی کذا چیست! بله، آزادی زمانیکه فاقد چارچوب باشد، بسیار فریبنده می‌شود. به همین دلیل اربابان حکومت اسلامی در لندن و واشنگتن جهت ایجاد «اجماع» در ایران از یکسو به «ندا» و از سوی دیگر به شعار پوچ و مبهم «آزادی» متوسل شده‌اند.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ زی دو




فیلترشکن‌های جدید27دسامبر2009

naughtiusmaximus.info
thehumansaredead.info
bigrax.info
ipanel.biz
goggleplex.info
anybodywantapeanut.info
tastesliketang.info
thawtbubble.info
chucknorrislives.info
rbrducky.info
togalog.info
ladidadida.info
aquabacon.info
biggusdickus.info
help-im-trapped.info
unblockproxylist.cn
this-address-is-too-long.info
wantaproxy.info
kissmyspace.info
please-just-come-here.info
inserturlhere.info
cranstyle.info
iamyourfather.info
stickfigger.info
bugabu.info
alphatango.info
fatlossexercise.info
wannaproxy.info
flightoftheproxy.info
theycamefrombehind.info
po-ta-to.info
proxyblasts.com
judoproxy.info
rugtug.info
bumblebuns.info
iloveitproxy.com
cacklestix.info
hidemysss.com
inetjump.com
ploomper.info
pugnug.info
thekurgan.info
baws.info
poe-tay-toe.info
rubrduk.info
gtmyspace.com
facebookproxyweb.cn
i-cant-think-of-a-name.info
ploofer.info
boilem-mashem.info

پاپ و مریم!





آفرین جان‌آفرین‌ پاک را
آنکه جان بخشید و ایمان خاک ‌را
[...]
آسمان چون خیمه‌ای برپای کرد
بی‌ستون کرد و زمین‌اش جای کرد

مدتی است افراد «روانپریش» در ایتالیا فراوان شده‌، به «مقامات» هم حمله می‌کنند! چند روز پیش سر و صورت برلوسکنی، ‌نخست وزیر ایتالیا به خون کشیده شد، شب گذشته هم پاپ بندیکت دوست داشتنی و نازنازی ما را به زمین انداختند! یک زن جوان از شدت علاقه،‌ یقة ایشان را گرفته، آنقدر کشید تا آن‌حضرت نقش زمین شدند. و تا محافظان محترم آمدند به خود بجنبند، دیگر دیر شده بود. در این مراسم الهی یک کاردینال «شنل» قرمزی فرانسوی هم پای‌ مقدس‌شان شکست؛ ولی پاپ بندیکت شانس آوردند که زیر دست و پا له نشدند! البته کلاه‌شان بر زمین افتاد؛ آرایش موهای‌شان نیز درهم ریخت، و محافظان بدون توجه به «پروتکل‌ها» هول‌هولکی کلاه را بر سر مبارک‌شان گذاشتند. خلاصه زمانیکه «پدر مقدس» جهت برگزاری مراسم اعلام آمادگی فرمودند، بالای گوش راست‌شان یک حلقه مو بجای اینکه سر به زیر داشته و سجده کند، دست به آسمان برده بود! حتماً دعا می‌کرد!

بله رسانه‌ها گفتند آن زن جوان بیمار روانی است! مسلم است هر کس به رهبر کاتولیک‌های جهان حمله کند، باید بیمار روانی باشد. اما چند روز پیش که همین رهبر گرانقدر پس از تبرک «پاپ پی 12»، همکار هیتلر، به اورشلیم مشرف شده، همان ‌هیتلر را به قول گورکن‌ها،‌ «خداناباور» خواندند، هیچکس حرفی نزد. کسی نگفت پاپ دیوانه شده، ‌ و طوطی‌وار تبلیغات حلقة فرانکفورت و مهملات امثال یورگن‌هابرماس را نشخوار می‌کند. چرا؟ چون در «باورعام» ‌و طبق تبلیغات اسلامی سازمان سیا،‌ هر کس مرتکب جنایت شود، به خداوند ابراهیم «ایمان» ندارد! برای این نوع «ایمان» هم یک «ایمان‌سنج» وجود دارد که فقط در دست‌های مقدس سازمان سیاست. به همین دلیل است که جنایت داریم تا جنایت! بعضی جنایت‌ها ناشی از ایمان به خداوند است،‌ از جمله کودک‌بارگی کشیش‌ها.

افتضاحات کلیسای کاتولیک همچون عشق آخوند جماعت به خداوند، هرگز پایان نمی‌پذیرد. چرا که دکان این قماش عشق و عاشقی پررونق است و با گذشت زمان نسبت مستقیم دارد. هر چه بر سن و سال خدافروشان افزوده شود، بازارشان نیز پر رونق‌تر خواهد شد، در صورتیکه در مورد روسپی‌ها اصلاً چنین نیست. خودفروش‌ هر چه جوان‌تر باشد درآمد بیشتری خواهد داشت، ولی شاهدیم که ‌نرخ فروش آخوند جماعت در پیری سرسام‌آور می‌شود. به عنوان نمونه همین آخوند منتظری خودمان را در نظر بگیریم که دم مرگ چقدر عاشق دلخسته داشتند، به ویژه در رادیوفردا،‌ بی‌بی‌سی و شورای امنیت کاخ سفید.

حنازرچوبه، ‌مورخ دوم دی‌ماه سال‌جاری متن نامه‌ای را که آخوند کروبی در سال 1367 خطاب به ایشان نگاشته با کد: 860266 تحت عنوان «بازخوانی نامة‌ تاريخي مهدی کروبی به آيت‌الله منتظری»‌ منتشر کرده. البته می‌دانیم که مطالب رسانه‌های جمکران را می‌باید با «احتیاط» فراوان ‌بررسی کنیم، همچنین می‌دانیم شیخ کروبی، نویسنده نامة می‌تواند ادعا کند هرگز چنین نامه‌ای ننوشته! و خلاصه بگوئیم از آنجا که شیخ جماعت پفیوز و اهل تقیه و خودانکاری است، و حکومت اسلامی نیز حکومت تقیه و پفیوزی است، مسئولیت صحت و سقم مطالب مطروحه در نامة ‌کذا با همان حنازرچوبه است. باری چنین گفته می‌شود که شیوخ، حمید روحانی، ‌ امام جمارانی و مهدی کروبی در تاریخ 29 بهمن‌ماه سال 1367 خورشیدی،‌ حسینعلی منتظری را به حمایت از مهدی هاشمی، قاتل،‌ کارمند ساواک و ... متهم کرده از او «گلایه» می‌کنند. و البته شاهدیم که حسینعلی منتظری به دلیل حمایت از مهدی هاشمی هرگز مورد پیگرد قانونی قرار نگرفت و مهدی هاشمی نیز فقط به دلیل لو رفتن بده‌بستان‌های پنهان حکومت اسلامی با آمریکا اعدام شد. باری در نامة‌ کذا صفات پسندیدة مهدی هاشمی و تزویر و دوروئی آخوند منتظری را چنین شرح داده‌اند:

«شما [...] ‌می‌دانید که [مهدی هاشمی] و باند او [...] مرحوم شمس‌آبادي و نيز روحاني ديگري را به جرم، عدم اعتقاد به مبارزه [...] به قتل رسانيدند. [مهدی پس از دستگیری] در خدمت ساواک قرار گرفت [او پس از انقلاب اسلامي] حشمت و دو فرزند [...] او را [...] به قتل رسانيد و آنگاه که از سوي حضرتعالي [...] به مسئوليت نهضت‌ها گماشته شد [...] در افغانستان [...] کشت و کشتار و برادرکشي راه انداخت[...] سيد هادي هاشمي بنابر اتهاماتي که در پرونده او موجود است [...] طبق قانون به بازجوئي فراخوانده شد. حضرتعالي [...] اعلام داشتيد که بازجوئي و محاکمة او بازجوئي و محاکمة من است [...] شما [...] طي يک سخنراني اعلام مي‌داريد که تبعيض غلط است، ما نبايد ميان خودي و بيگانه فرق بگذاريم! ما بايد از حکومت حضرت علي درس بياموزيم [...]»

فکر می‌کنم به اندازة کافی با این روحانی «شریف»‌ و برگزیدة دکان حقوق‌بشرآمریکا آشنا شده باشیم. در هر حال، آخوند منتظری در بین دستاربندان سیاست‌زدة‌ جمکران «مشتی است نمونه خروار». ولی از آنجا که این شخصیت فرهیخته از برگزیدگان «بی‌بی‌سی» بودند، هنوز که هنوز است «مردم» برای برپائی مراسم زوزه و روضه در سوگ ‌ایشا‌ن با پلیس درگیر می‌شوند و «خبرموثق» آنهم به نقل از منبع مبهم «شاهدان عینی» برای‌مان نقل می‌شود! همچنانکه فرانس‌پرس و بی‌بی‌سی، خبر شرکت ده‌ها و بلکه صدها هزار تن در مراسم تشییع جنازة این جانور وحشی را برای‌مان پخش کردند و ما هم دریافتیم که سازمان سیا قصد دارد با استقرار «جسد منتظری» در جایگاه رهبرکبیر «انقلاب»، با توسل به یک نعش برای‌مان کودتای «مردمی» سازمان دهد!

در وبلاگ «دیوید و فانی» گفتیم که حکومت اسلامی برای بازگذاشتن دست اربابان در شایعه‌پراکنی و «عقیده سازی» انزوای رسانه‌ای را بر کشور حاکم می‌کند تا راه برای کودتاچیان هموار شود، و اینان بتوانند همچون سال 1357، ‌ در رسانه‌های‌شان میلیون‌ها فدائی و عاشق و شیفته برای «رهبرنوین» خلق کرده، به امر مقدس «معلق زدن» مشغول شوند. در وبلاگ سردبیران «بی‌بی‌سی»، مورخ 22 دسامبر 2009، شیخ صادق صبا، تاواریش سابق در مطلبی تحت عنوان «یک مشکل همیشگی»، ضمن تکذیب شایعه‌سازی، پخش «اخبار» مربوط به تشییع جنازة منتظری را چنین توجیه می‌کنند که، راستش خبرنگار در محل حضور نداشت، پلیس هم به ما آمار دقیق نداد و ... و خلاصه 20 سالی است که در مورد ایران با چنین مشکلی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم!

ایشان می‌گویند، تعیین تعداد دقیق شرکت کنندگان در رویدادهای مختلف نه تنها برای ما که برای بسیاری از رسانه‌های «مستقل» و «بی‌طرف» دنیا کار صعبی است. «کاماراد» صبا از مشکلات خبررسانی شکوه و گلایة فراوان کرده می‌گویند اگر «ما» در ایران دفتر داشتیم، می‌توانستیم مستقلاً تحقیق کنیم، ولی دولت ایران به «بی‌بی‌سی» فارسی اجازة فعالیت نمی‌دهد! و اینجاست که از مشاهدة مصائب «کاماراد» اشک از چشمان نویسندة این وبلاگ سرازیر شد. ایشان در مورد شرکت کنندگان در مراسم تشییع جنازة آخوند منتظری می‌فرمایند،‌ کیهان نوشت 5 هزار نفر، مخالفان گفتند بیش از یک میلیون نفر، یکی از خبرگزاری‌های خارجی از عدد صدها هزار نفر استفاده کرد و ... و خلاصه ما با سردبیران ارشد تلویزیون یک جلسه فوری برگزار کردیم و به این نتیجه رسیدیم که ده‌ها هزار نفر «معقول‌ترین» است! ولی خوب میزان دقیق شرکت کنندگان را بدون در دست داشتن مساحت محل تجمع نمی‌توان تعیین کرد.

البته هیچ رسانه‌ای نمی‌تواند میزان «دقیق» شرکت‌کنندگان در یک تجمع را به اطلاع دیگران برساند، مگر اینکه اقدام به شمارش افراد حاضر در محل کرده باشد. آنچه اهمیت دارد، این است که تعداد «تقریبی»، و نه تعداد «معقول» شرکت کنندگان در یک تجمع به اطلاع مخاطب برسد. ولی در مورد تظاهرات قم موضوع متفاوت است. چرا که بعضی‌ها به ویژه در ینگه دنیا می‌کوشند ضمن تبدیل «منتظری» به «تابو»، وی را چنان بنمایانند که هرگز نبوده. ساده‌تر بگوئیم، انواع «مستقل» و «بیطرف» بوق‌های استعمار قصد ارائة «چهرة دلپذیر» از یک کودتاچی جنایتکار و مزور را دارند.

البته به یاد داشته باشیم که «برادر» صادق صبا برای بزک کردن چهرة کریه منتظری و تبدیل وی به «تابو» زحمات فراوان کشیده‌اند، ایشان حتی برای زیارت حضرت «آیت‌الله» رنج سفر به قم بر خود هموار کرده، در این شهر مذهبی یک آیت‌الله «لیبرال ـ دمکرات» برای‌مان اختراع کرده بودند.‌ خلاصه اگر برنامة هیزاکسلنسی به صورت دقیق اجرا می‌شد، امروز اوضاع در جمکران متفاوت می‌بود! ولی اگر هم نشد اشکالی ندارد. به شیخ صادق اطمینان می‌دهیم که دولت احمدی‌نژاد به اندازة دارودستة میرحسین در «خط‌امام» قرارگرفته، و هر دو در سنگر مزدوری برای لندن و واشنگتن می‌رزمند. به عنوان نمونه اگر طرفداران طاعون سبز فقط «شعار مرگ بر روسیه» سر می‌دادند، مهرورزی در عمل نیز به نبرد با روسیه مشغول شده! سخنرانی ابلهانة وی در کپنهاگ، جارو جنجال برای دریافت خسارت جنگ دوم جهانی و عربدة‌ خلع‌سلاح هسته‌ای در کنار دروغ‌پردازی‌های حنازرچوبه و بازنویسی «تاریخ» شاهدی‌ است براین مدعا! البته انزوای رسانه‌ای را نیز نمی‌باید از نظر دور داشت که دست همة رسانه‌های «مستقل» غرب را برای شایعه پراکنی باز می‌گذارد.

پیش از ادامة مطلب باید حضور شیخ صادق بگوئیم، حاکمیت انگلستان اگر بخواهد اطلاعات دقیق در مورد مسائل جمکران در اختیار خبرگزاری‌ها قرار گیرد، کافی است به حکومت پوشالی و دست‌نشاندة خود یک هشدار بدهد، اشکال این است که اعمال «سیاست انزوای رسانه‌ای» در ایران، منافع غرب را بیشتر تأمین می‌کند، تا «خبررسانی شفاف» که راه بر ابهام و شایعه می‌بندد. بگذریم! «برادر» صادق صبا در سوگ عزیز از دست‌ رفته نشسته‌اند و نمی‌باید از ایشان انتظار بیش از حد داشته باشیم. پس نگاهی خواهیم داشت به اظهارات اشک‌آور حداد عادل در بیروت!

خرها وکیل ملت و ارکان دولت‌اند
بنگر که بر چه پایه رسیده مقام خر

حنارزرچوبه، ‌مورخ 26 آذرماه 1388، در گزارشی با کد: 848426 می‌نویسد حداد عادل، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس جمکران در بیروت گفته، هر چه ما پیشرفت می‌کنیم آمریکا بیشتر برای‌مان مشکل ایجاد می‌کند، کافیست یک لبخند بزنیم تا مشکلات حل شود:

«به هر ميزان که کشور ما پيشرفت مي‌کند اين مشکلات نيز بيشتر مي‌شود. اگر ايران [در مورد مسلة فلسطین] يک لبخند به غربي‌ها [...] بزند مشکلات‌اش حل مي‌شود[...]»

بله یک لبخند کافی ‌است! ولی حداد عادل که از طرف «ایران» صحبت می‌کند حاضر نیست بخندد،‌ او هم از گورکن‌ها یاد گرفته و ترجیح می‌دهد روضه و زوزه سر دهد. فقط حداد عادل فراموش کرده که نوکر را برای لبخند زدن به کار نمی‌گمارند! باری حداد در بیروت مزخرفات دیگری هم تحویل حنازرچوبه داده که نشان از درک و فهم عمیق وی از مسائل کشور دارد. از آنجمله است این مسئلة اساسی که، پس از «انقلاب» مردم ایران فقط می‌خواستند امور داخلی خود را اصلاح کنند، و قصد تجاوز به هیچ کشوری را نداشتند! عجیب است اولاً‌ که سخن از «مردم» در میان نیست، ثانیاً گورکن‌ها می‌پندارند هیچکس به یاد ندارد که در دورة‌ نخست‌وزیری شیخ مهدی بازرگان،‌ خمینی همه روزه از «صدور انقلاب» به سراسر جهان سخن می‌گفت و کشورهای همسایه را تهدید می‌کرد! ما که فراموش نکرده‌ایم، در هر حال آمریکا این انقلاب‌ «خردرچمن» را برای جنگ‌افروزی در منطقه به راه انداخت اگر نه امثال حداد عادل امروز در ناکجاآباد به سینه‌زنی و نوحه‌خوانی برای امام‌شان مشغول بودند.

شد دائمی ریاست خرها به ملک ما
ثبت است بر جریدة‌ عالم دوام خر

حال خرها را رها کرده، بپردازیم به رهبرشان و نگاهی داشته باشیم به بخشی از برنامة‌ فرهنگی دفتر مقام‌معظم که در حنازرچوبه، ‌مورخ 3 دی‌ماه سالجاری با کد: 861013 انتشار یافته. شب اول، پنج شنبه 7 محرم، علاوه بر سخنرانی علیرضا پناهیان و مداحی سماواتی، مراسم عزاداری توسط حسین سازور و «حاج منصور ارضی» اجرا می‌شود. حاج منصور را که فراموش نکرده‌ایم، از ارکان نظام‌اند. و در چنین نظام نظم‌گریزی مهرورزی برای دریافت خسارت از متفقین قیام کرده.

احمدی نژاد که برای سازمان دادن به جنگ از سمساری سازمان سیا بیرون کشیده شده بود، و قصد پاک کردن اسرائیل از نقشة جهان را داشت، اینک ضمن شاخ‌وشانه کشیدن برای ارباب به انگلستان و روسیه هم پارس می‌کند. خلاصه به دستور ایشان قرار شده خسارات وارده به ایران، نه در جنگ با عراق که در جنگ دوم جهانی برآورد شود تا پرزیدنت مهرورزی بلافاصله آنرا نقد کرده در یکی از بانک‌های آمریکا به امانت بگذارند! مهرورزی می‌گوید، علیرغم اعلام بی‌طرفی،‌ ‌ کشور ایران اشغال شد! بله مهرورزی مانند دیگر پادوهای مستقل استعمار نمی‌داند اعلام بیطرفی نمی‌تواند «یکجانبه» باشد، به عبارت دیگر طرف مقابل هم باید این بی‌طرفی را بپذیرد و در مورد خاص ایران چنین توقعی بی‌جا بوده. متأسفانه به دلیل حضور نظامیان آلمان در کشورمان دولت ایران نمی‌توانست اعلام بیطرفی کند، چرا که در عمل بی‌طرف نمانده بود. حضورمستشاران نظامی و جاسوسان آلمان نازی در ایران در کمال تأسف واقعیت دارد. مراکز جاسوسی اینان با تمام تجهیزات‌اش حتی پس از استقرار حکومت اسلامی همچون اماکن مقدس نگهداری می‌شد و ... بهتر است احمدی نژاد پیش از جاروجنجال، ابتدا این مراکز را «پاک» کند تا افتضاح پناهندگی دختر بن‌لادن به سفارت عربستان در ایران تکرار نشود!

به محض اینکه خبر پناهندگی صبیة بن‌لادن در ایران انتشار یافت رسانه‌های جمکران «تقیه» آغاز کرده، آنرا توطئة‌دشمن خواندند! همچنین سخنگوی وزارت امور‌خارجة جمکران موضوع را تکذیب کرد. امروز معلوم شد 25 نفر از اعضای قوم و قبیلة بن‌لادن در ایران لانه کرده‌اند. به گزارش «پیک ایران»، مورخ 4 دیماه 1388،‌ «عمر بن‌لادن» در گفتگو با العربیه اظهار داشت:

«[خواهرم] از دست مأموران ایرانی فرار نکرده [...] افراد خانواده‌ام نیز در آنجا بازداشت نیستند،‌ آن‌ها میهمان دولت ایران هستند و ما از آن‌ها تشکر می‌کنیم که در طول این مدت از آن‌ها محافظت کردند[...]»

این مطلب با کد: 11219 در سایت پیک‌ایران منتشر شده. حتماً مستشاران نظامی نازی‌ها هم میهمان دولت ایران بوده‌اند! حال که مشخص شد اطلاعات مقامات جمکران تا چه حد از میهن اسلامی دقیق است، ‌ بازگردیم به ماجرای پاپ بندیکت که شب گذشته توسط یک زن جوان «ضربه فنی» شدند و دامن‌شان به یک طرف رفت و کلاه‌شان به طرف دیگر. گفته شد طرف از فرط علاقه به پاپ مثل ببر روی سر ایشان پریده! خلاصه یک‌نفر با زبان حضرت پاپ، یعنی با زبان الهی با‌ ایشان گفتگوی مختصری صورت داد تا رهبر کاتولیک‌ها بدانند گفتگوی «فیزیکی» چه طعم شیرینی دارد! و البته ایشان شانس آوردند که «ابراز عشق» آن زن نامتعادل همچون ابراز عشق زکریا شدید نبود! اگر نه ممکن بود ایشان هم به سرنوشت مریم باکره دچار ‌شوند.

باز آنرا بین که دل پر جوش شد
اره بر سر دم نزد خاموش شد

طبق روایات مسلمین، پدر یحیی تعمید دهنده، زکریا تنها کسی بود که با مریم ملاقات می‌کرد،‌ و چون مریم باردار شد یهودیان به زکریا تهمت زده خواهان قتل او شدند. حضرت زکریا هم مانند همة برگزیدگان خداوند ابراهیم که هنگام ضعف همواره فرار را بر قرار ترجیح داده‌، و هنگام قدرتمداری همچون سگ‌هار مزاحم مردم شده‌اند، پا به فرار گذاشت و همچنانکه ایشان می‌فراریدند، آوای درختی را شنیدند که می‌گفت، «یا نبی‌الله» به جانب من بیا! زکریا به سوی درخت رفت، درخت از وسط شقاق برداشته آنحضرت را در جوف خود پنهان کرد و دوباره به صورت اول درآمد. اما امان از این شیطان که گوشة جامة زکریا را گرفت که از درخت نیکوکار بیرون بماند! و چون یهودیان رسیدند از شیطان که خود را به صورت انسان درآورده بود پرسیدند کسی را با این مشخصات ندیدی؟ شیطان هم پاسخ داد، من شخصی ساحرتر از او ندیدم که به افسون این درخت بشکافت و درون آن پنهان شد، اینهم گوشه‌ای است از جامة او... پس مردم با اره به جان درخت افتاده آنرا به دونیم کردند، حضرت زکریا هم در این گیرودار به دو نیم شدند.

اما در کتب مقدس مسیحی داستان زکریا متفاوت است و در تورات اصلاً چنین زکریائی وجود ندارد. حال باید ببینیم اسناد و مدارک مهرورزی تا چه حد با اسناد و مدارک انگلستان، حامی اصلی نظامیان هیتلر در ایران هم‌سوئی خواهد داشت! خلاصه ببینیم و تعریف کنیم که زکریای حکومت اسلامی با نوع آمریکائی آن چه تفاوت‌ها و تشابه‌هائی خواهد داشت!

گم شدم در بحر حیرت ناگهان
زین همه سرگشتگی بازم رهان

 

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ زی دو




فیلترشکن‌های جدید26دسامبر2009

hidemysss.com
thekurgan.info
newunblockproxy.cn
kissmyspace.info
stickfigger.info
plethorax.info
ploofer.info
iloveitproxy.com
inetfreely.com
gtmyspace.com
theycamefrombehind.info
facebookproxyweb.cn
aquabacon.info
i-cant-think-of-a-name.info
bumblebuns.info
this-address-is-too-long.info
ipanel.biz
boilem-mashem.info
cacklestix.info
weaselstomper.info
thehumansaredead.info
unblockproxylist.cn
pugnug.info
cranstyle.info
bigrax.info
inetproxy.net
everythingtoshare.com/proxy1
alphatango.info
togalog.info
baws.info
inetdoor.net
biggusdickus.info
rbrducky.info
wannaproxy.info
proxyblasts.com
fatlossexercise.info
bugabu.info
inserturlhere.info
ploomper.info
naughtiusmaximus.info
poe-tay-toe.info
pronglesurf.info
tastesliketang.info
facebookproxywebsites.cn
thawtbubble.info
help-im-trapped.info
goggleplex.info
please-just-come-here.info
chucknorrislives.info
judoproxy.info


دیوید و فانی!





ازین تاختن گوز و ریدن به راه
نه دانگ و نه غزو و نه نام و نه گاه

در فرهنگ دهخدا در باب فعل «ریدن» چنین آمده است: ریدن، برادر شاشیدن،‌ تخلیة شکم کردن،‌ بیرون ریختن فضولات شکم از راه مقعد، تغوط کردن و... و اما نه در فرهنگ دهخدا و نه در فرهنگ‌های دیگر این «فعل مقدس» در ترادف با فعل «خبررسانی» قرار نگرفته. ولی خبرگزاری‌های غرب و طرفداران میرحسین جلاد، به ویژه در سایت «جرس» برای پخش «اخبار موثق» و «مقالات» سرشار از بلاهت خود چنین ترادفی را نه تنها «جایز» که «واجب شرعی» نیز به شمار آورده‌اند.

خبرگزاری‌های غرب فقط مانده از توالت عمومی برای کسب «اخبار موثق» ایران و تجمع «میلیون‌ها ایرانی» در شهر قم و دیگر شهرهای کشور استفاده کنند. سی سال پیش بوق‌های کفتاران جنگ‌فروش برای سازمان دادن به براندازی به همین ترفند متوسل شدند: شایعه پراکنی بجای خبررسانی! امروز شبکة «بی. اف. ام. تی. وی» به نقل از «طرفداران احمد منتظری» خبر هم پخش می‌کرد! البته با در نظر گرفتن منافع آدمخواران مدافع «حقوق‌بشر دینی» در ایران،‌ حفظ آخوند در «جایگاه ویژه» هیچ تعجب ندارد‌. در این راستا نگاهی خواهیم داشت به مصاحبة «بی‌بی‌سی» با دیوید میلی‌بند،‌ وزیر امورخارجة بریتانیا. بله، مستر عنایت فانی، در این مصاحبه پرسش‌های متین و «معقول» مطرح می‌کنند، و پاسخ های «بجا» هم به‌ ایشان داده می‌شود. طی این مصاحبه، میلی‌بند که گویا فراموش کرده ما می‌دانیم ایشان از کجا آمده‌اند، یک نمایندة حقوق بشر برای‌مان تعیین کرده به نام شیرین عبادی! سپس ضمن هارت‌وپورت و تهدید و طرفداری از حقوق بشر، میلی‌بند کاسة‌ گدائی هم به دست گرفته خواهان ارسال دانشجو از ایران به انگلستان شده‌اند‌ و ... و از همه مهم‌تر ایشان آشکارا تمایل خود را برای ایجاد تقابل بین ایران و روسیه جهت حفظ منافع انگلستان در افغانستان اعلام داشته‌اند! تنها کاری که این گدای پررو انجام نداده همان «تخلی» در عالم واقع است. امر مقدسی که به صورت مجازی در کمال موفقیت انجام گرفته!

بعد از اين بر وطن و بوم و برش بايد ريد

به موازات پخش «خبر موثق» از توالت عمومی، ‌ و به دلیل کسادی بازار طاعون سبز، دارودستة‌ ملاممد خاتمی یک جبهة موازی گشوده و با توسل به شعارهای فریبندة «لائیسیته» و «دمکراسی»‌ در واقع مهملات همان پاسدار ساواکی را بازتولید می‌کنند. بله وقتی مرجع «توالت عمومی»‌ باشد کار به همینجا هم خواهد ‌رسید، و باز هم بگوئیم جای تعجب نیست. حضور «فاشیست ـ مسلمان‌هائی» که خود را مدافع دمکراسی ولائیسیته جا زده‌اند عرض کنیم، ‌ با یورگن هابرماس،‌ مدعی «دین عقلانی» و شیپورچی حلقة‌ فرانکفورت که برای حفظ ‌منافع اربابان‌اش در بارگاه مقدس پنتاگون، اعتقادات و باورهای فردی را از حریم خصوصی به عرصة عمومی وارد کرده، هیچکس به دمکراسی و لائیسیته نمی‌رسد. با تبلیغات حلقة فرانکفورت که برای نفی «انسان‌محوری»، در کمال بیشرمی «تاریخ» را به عنوان «نگرانی»، و توهم و خرافات دین را «عقلانی» تعریف می‌کند‌ به تنها جائی که خواهید رسید همان توالت عمومی یا خلای محبوب‌تان است. یعنی منبع الهام اعضای حلقة‌ فرانکفورت و دغدغة اصلی بنیانگذار حکومت اسلامی. ایشان در مسائل31، 59، 60 ، ‌64 از رسالة گرانبهای خود در باب آداب تخلی یا همان «ریدن شرعی» و «دینی» چنین می‌فرمایند:

«موقع تخلى بايد طرف جلوى بدن يعنى شكم و سينه رو به قبله و پشت به قبله نباشد[...] در چهار جا تخلى حرام است، ‌ در كوچه‏هاى بن‌بست [...] در ملك كسى كه اجازه تخلى نداده[...] در اماکن موقوفه روى قبر مؤمنين در صورتى كه بى‏احترامى به آنان باشد[...] واجب اسـت انسان وقت تخلى و مواقع ديگر, عورت خود را از كسانى كه مكلف‌اند[...] بپوشاند, ولى زن و شوهر لازم نيست عورت خود را از يكديگر بپوشانند [...]»

حجاب نام و ننگ از پیش بردار
که محرم ک..ن نپوشاند ز محرم

حال که با «خط‌» تفکر بنیانگزار حکومت مقدس بهتر آشنا شدیم، بهتر است نگاهی داشته باشیم به سایت پیروان «خط‌امام» که در راستای همین «خط» نورانی حاجیه عبادی بدون پوشاندن عورت «سر قدم رفته» و آخوند منتظری را «پدر حقوق‌بشر» خوانده. البته آن حقوق‌بشری که «عبادی» مدافع آن شناخته می‌شود، ‌ منتظری هم باید پدرش باشد. چرا که این قماش حقوق‌بشر ثمرة شیرین ازدواج فرخندة سازمان‌سیا با محفل نوبل است و طعم شیرین ثمرة چنین ازدواجی از شیرینی چارچوب آن یعنی «جنگ، تجارت برده و قاچاق اسلحه و موادمخدر» ناشی می‌شود. به عبارت دیگر این نوع ویژه از «حقوق‌بشر» در واقع حقوق امثال عبادی و موسوی و دیگر جیره‌خواران شبکة قوادان و قاچاقچیان محترم به شمار می‌آید که پیشتر هم «نوبل حسین» در اسلو به «شرافت‌شان» گواهی داده بود. قوادان و قاچاقچیانی که با حمایت ارتش جنایتکار ناتو منطقه را به باغ وحش تبدیل کرده‌،‌ و از ارکان سیاست استعمار در جهان سوم‌اند. از اینرو سیاست کذا را «قاف،‌ ‌قاف» ‌خوانند، این سیاستی است که با «شعار» حقوق ‌بشر اعمال می‌شود. ولی حقوق مذکور با اعلامیة جهانی حقوق‌بشر که ما از آن دفاع می‌کنیم هیچ ارتباطی ندارد.

اعلامیة جهانی حقوق‌بشر را حقوقدانان غرب با تکیه بر قوانین «انسان‌محور»‌ تنظیم کرده‌اند و «فرزند» احدی نیست. روشن‌تر بگوئیم کسی نمی‌تواند بر این اعلامیه ادعای پدری و مهتری داشته باشد. در عوض حقوق‌بشردینی، همچنانکه گفتیم، هم پدر دارد، هم مادر و از اینرو «دیوید میلی‌بند» نیز در مصاحبة خود با «عنایت فانی» از آن دفاع به عمل آورده. میلی‌بند را که همه می‌شناسیم! پیشتر در مورد محفل‌اش توضیح مفصل داده شده. ایشان از فرهیختگان دوران افلاس انگلستان‌اند که جهت حفظ جبهة طالبان در منطقه یا همان سنگر «قاف، قاف» می‌بایست همچون تونی بلر، یک شبه ره صدساله می‌رفتند که خوب هم رفتند. منتهی رتبة میلی‌بند از بلر پائین‌تر است چرا که بلر مسیحی و انگلیسی است، حال آنکه خانوادة میلی‌بند در ردة مهاجران یهودی اروپای شرقی قرار گرفته. در نتیجه، اینان برای حفظ منافع تفنگ‌فروشان از تونی بلر هم پای را فراتر خواهند گذارد. پیش از ادامة مطلب لازم است یک پرانتز باز کنیم و برای آندسته از هم‌میهنان گرامی که با «توحش کلیسا» در اروپای غربی آشنائی ندارند نکاتی را به صورت شتابزده توضیح دهیم.

یهودیان به طور کلی در اروپا منفوراند. ریشة نفرت همچنانکه گفتیم در تبلیغات کلیساست که «یهودی» را مسئول مرگ عیسی می‌داند، حال آنکه پدرومادر عیسی یعنی یوسف نجار و مریم از اقوام سامی‌اند! البته در اینجا «پدرآسمانی» آنحضرت را از این بحث کنار می‌گذاریم. باری در انگلستان اوضاع یهودیان وخیم‌تر است. پیشتر هم گفتیم که در قرن 12 میلادی، یهودیان را از این کشور متمدن اخراج کردند تا جزیرة کذا «مسیحی» و «پاک» باقی بماند. به هر تقدیر در باور عام، یهودیان اروپای شرقی از یهودیان اروپای غربی «پست‌تر» نیز شمرده می‌شوند، ‌ حتی اگر به یک محفل واحد وابسته باشند. به عنوان نمونه ردة «رابین کوک»، وزیر اسبق امورخارجة بریتانیا، به مراتب از ردة میلی‌بند بالاتر است و ... و خلاصه کنیم که خانوادة میلی‌بند در پائین‌ترین ردة یهودیان اروپائی در انگلستان قرار گرفته، ‌ در نتیجه نفرت بیشتری شامل حالش خواهد شد. البته فکر نکنید اینان به دلیل یهودیت‌شان مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، نه چنین نیست. ولی تحقیر و نفرت جامعه را حس می‌کنند و همین برای تخریب و تزلزل‌شان کفایت خواهد کرد.

در نتیجه به دلیل همین تزلزل اکثر اینان برای حفظ خود از گزند جامعه تلاش می‌کنند به «قدرت» نزدیک شوند. با توجه به اینکه ریشه‌های قدرت را در «قدرت پنهان» یعنی در باندهای تبه‌کار و فروشندگان جنگ می‌باید جستجو کرد، آسیب‌پذیرترین و متزلزل‌ترین افراد جذب همین محافل جنگ‌طلب و خشونت‌پرور می‌شوند و برای حفظ این «جایگاه امن» به هر کاری تن خواهند داد. پس سخنان موهن و بیشرمانة میلی‌بند در مورد ایران و افغانستان را با در نظر گرفتن جایگاه یهودیان مهاجر اروپای شرقی در کشور انگلستان می‌باید بررسی و تحلیل کرد، چرا که توحش و خشونت و حماقتی که در این اظهارات موج می‌زند فقط می‌تواند بازتاب همان توحشی و تحقیری باشد که از باورهای جامعة آنگلیکن بریتانیا به ذهن و ضمیر امثال میلی‌بند منتقل شده.

خواستم تا زحلی گویم و منحوس ترا
بازگویم نه، که صدبار از او نحس‌تری
ملخ از تخم تو چیزی نتواند که خورد
که تو از گرسنگی تخم ملخ را بخوری

میلی‌بند در مورد افغانستان، چند آیة الهی نازل کرده، می‌گوید این کشور خاستگاه تروریسم است! وی ادامه می‌دهد که جهان متمدن، یعنی غرب که در واقع افغانستان را عمداً به پایگاه تروریسم تبدیل کرده، باید این پایگاه را از دست‌پروردگان خود پس بگیرد! به عبارت دیگر، سیاست طالبان‌پروری آنگلوساکسون‌ها که پیش از استقرار حکومت اسلامی جمکران در این کشور اعمال می‌شد،‌ هیچ نقشی در شرایط اسفبار امروز افغانستان ندارد! ‌ افغانستان چنین «است» همچنانکه محمد پیامبر خداست و آن‌ها که افغانستان را به بهانة وقایع 11 سپتامبر اشغال کرده‌اند همگی در سنگر «تمدن» لنگر انداخته‌اند. و از آنجا که میلی‌بند هم از اشغال نظامی افغانستان حمایت می‌کند، بنابراین خوانندگان این مصاحبة «متمدن» می‌باید ایشان را هم متمدن به شمار ‌آورند، هر چند که اظهارات‌شان در عمل خلاف این امر را ثابت کند:

«افغانستان خاستگاه ایده‌ال تروریسم بین‌المللی است. جهادی‌های جهانی می‌توانند در هر جائی باشند ولی خاستگاه و ماوای ایده‌آل آن‌ها مرز افغانستان و پاکستان است. لازم است که بدانیم [پس] گرفتن این خاستگاه ایده‌آل از تروریسم بین‌المللی برای دنیای متمدن ضروری است.»

بله این جوانک یاوه‌گو که از ناکجاآباد سیاست استخراج شده، و خود را متمدن می‌انگارد، نمی‌داند پیش از دخالت غرب در افغانستان چه شرایطی بر این کشور حاکم بوده. به همین دلیل است که به شیوة خمینی دجال سخن می‌گوید. کافی است در سخنان وزیر امورخارجة بریتانیای کبیر «اسلام» را بجای واژة «تمدن» بگذاریم، تا دو جبهة جادوئی حق و باطل ایجاد شود و از آنجا که میلی‌بند در سنگر حق نشسته، افغانستان به خودی خود تبدیل می‌شود به خاستگاه باطل! و نبرد حق علیه باطل نیز روشن است که نبرد خدا علیه شیطان خواهد بود! پس لازم می‌آید میلی‌بند همچنان در افغانستان به جنگ «برحق» خود ادامه دهد. باری متن مصاحبة میلی‌بند در سایت بی‌بی‌سی،‌ مورخ 22 دسامبر 2009 در دسترس مشتاقان قرار دارد و ما به فرازهائی از سخنان خشونت‌گستر جوان‌ترین وزیر امورخارجة تاریخ انگلستان اکتفا خواهیم کرد. فقط یادآور شویم تمام پرحرفی‌های میلی‌بند که سراسر توهین به ایرانیان و ملت افغانستان است یک هدف اصلی را دنبال می‌کند، و آن این است که حکومت مفلوک جمکران در کنفرانس 28 ژانویة 2010 باید از مواضع توحش‌گستر و طالبان‌پرور انگلستان حمایت کند تا منافع «دنیای متمدن» ‌حفظ شود.

میلی‌بند در مورد برنامة هسته‌ای ایران هم اظهارنظر کرده، ولی از آنجا که تصمیم در این مورد نه با انگلستان که با پنتاگون است، نظرات وی را نادیده می‌گیریم. میلی‌بند می‌گوید ما علاقمندیم که روابط خود را با ایران گسترش دهیم، و خیلی دل‌مان می‌خواهد منافع این روابط نصیب «مردم ایران»‌شود! وی همچنین تأکید کرده که مسائل داخلی ایران به «مردم» مربوط است ولی مناظره‌های ابلهانة پیش از انتخابات جمکران را سازنده دانسته، هر چند از شمارش آراء و «نقض حقوق بشر» پس از انتخابات ابراز نگرانی می‌کند. و دقیقاً همینجاست که مذاکرات هسته‌ای به حقوق‌بشر گره می‌خورد! به این ترتیب که عنایت فانی صحبت میلی‌بند را قطع کرده به وی می‌گوید مخالفان دولت معتقدند، الویت شما در رابطه با ایران فقط مسئلة هسته‌ای است و اصلا به حقوق‌بشر اهمیتی نمی‌دهید، و دیوید میلی‌بند می‌گوید، «نات ات‌ال!»‌ یعنی به هیچ عنوان، مگر بیانیه‌های «ما» را نخوانده‌اند؟ من هفتة گذشته با «خانم» عبادی ملاقات کردم، همین امسال دولت بریتانیا 50 یا 60 بار از برخورد ایران با مسئلة حقوق‌بشر انتقاد کرده، ایران اصول اساسی حقوق‌بشر را رعایت نمی‌کند ما این مسائل را فراموش نمی‌کنیم و ... و پوچیاتی از این دست!

پیش از ادامة مطلب یادآور شویم، پس از افتضاحات جمکران گروه 8 با صدور بیانیة رسمی از حکومت اسلامی درخواست کرده بود به سرکوب‌ها پایان دهد. ولی وقتی دست حمایت آنگلوساکسون‌ها بر سر حکومت جمکران کشیده می‌شود، این بیانیه‌ها فقط به گسترش سرکوب منجر خواهد شد، چرا که حکومت اسلامی با مراجعه به قطب‌نمای بصیرت بلافاصله رعایت حقوق بشر را «خواست دشمن» شمرده و سرکوب را افزایش می‌دهد. به ویژه که آخرین ابزار و شیوه‌های سرکوب از دست‌های مقدس ارباب در لندن و واشنگتن به جمکران ارسال می‌شود؛ البته در برابر دلارهای حاصل از چپاول نفت که در بانک‌های غرب «محفوظ» است.

اگر محکم ببندی بند شلوار
هنوزت عقد صحبت نیست محکم

باری میلی‌بند پس از معرفی آخوند شیرین عبادی به عنوان سرپرست دکان حقوق‌بشر در جمکران، ضمن تأکید بر استقلال «بی‌بی‌سی» از دولت بریتانیا، و ابراز رضایت از این «فضای باز»، کاسة گدائی را درآورده خواهان مبادلات فرهنگی می‌شود:

«مسأله هسته‌ای مهم است، حقوق بشر مهم است [...] اضافه بر اینها مسأله [...] مبادلة دانشجو، که باید میان ایران و بریتانیا وجود داشته باشد. تعداد زیادی دانشجوی ایرانی در این کشور هستند که بسیار هم خوب است [...] بی‌بی‌سی فارسی [...] مستقل است.[...] بی‌بی‌سی از طرف دولت بریتانیا نیست. این شبکه اخبار مستقل در اختیار مردم می‌گذارد. بنابراین همة‌ این‌ها خوب است. ما از این باز بودن فضا استقبال می‌کنیم و امیدواریم بیشتر شود.»

بله فضای «بی‌بی‌سی» بخصوص خیلی «باز» است، البته برای گسترش تقدس، آخوند پروری و دین‌فروشی. آنقدر فضای این رسانه باز شده و آنقدر از دولت بریتانیا مستقل شده که پرسش‌های مربوط به سیاست‌های این دولت را نیز سانسور می‌کند، ‌چرا که قادر نیست به آن‌ها پاسخ دهد. این رسانه، همچون رادیوفردا و دیگر بوق‌های ناتو حتی یک مورد طنز در مورد خود منتشر نمی‌کند! حتماً خود را «مقدس» هم می‌انگارد. ولی میلی‌بند مصاحبه نکرده تا واقعیت را بگوید، این «وزیرک» را آورده‌اند تا مزخرفات «فاشیست ـ مسلمان‌های» گروه ملاممد خاتمی را برای‌مان تکرار کند. از اینرو میلی‌بند، ‌ ضمن تأکید بر نیت خیر بریتانیا از «خواست مردم ایران»‌ نیز آگاه شده ‌می‌گوید، این «ملت تحصیلکرده» ضمن «حفظ اعتقادات» خود می‌خواهد با جهان ارتباط داشته باشد. بله، می‌بینیم که خیمه زدن توله‌های اصلاح‌طلبان و بورسیه‌های خبرچین ساواک در منچستر و لندن چه معجزاتی کرده! میلی‌بند که حرف می‌زند اگر چشم‌ها را ببندیم احساس می‌کنیم شیخ صادق‌صبا، حاجیه عبادی و شیخ مسعود بهنود گروه هم‌سرایان تشکیل داده‌اند:

«من می‌دانم که مردم ایران چه می‌خواهند. آن‌ها یک ملت تحصیلکرده هستند که می‌خواهند با جهان خارج ارتباط داشته باشند، در حالیکه به اعتقادات خود هم پایبند بمانند[...] اما روشن نیست که دولت ایران اصلا اجازه چنین مبادلاتی را بدهد. از نظر ما این مبادلات بسیار مفیدند. درها باز است و تعهد به مبادلات فرهنگی، دانشجوئی و شخصی بسیار قوی است. آنچه ما نداریم تعهد دولت ایران است که این مبادلات را امکانپذیر کند.»

بله اصل مطلب این است که دولت جمکران تعهد کند با ارسال دانشجو مخارج دانشگاه شکسته‌ها و پروفسورهای پوسیدة بریتانیا را با ارز حاصل از چپاول نفت تأمین خواهد کرد، باشد که این مبادلات اگر برای ما ملت جز خسارت هیچ ندارد به حال حاکمیت انگلستان سخت مفید افتد. به ویژه که پس از کودتای ناکام هیزاکسلنسی، آنچه بریتانیا می‌خواهد این است که ایران یک عضو مورد احترام جامعة بین‌المللی باشد و در این ‌راه آماده جان‌فشانی است. فانی از میلی‌بند می‌پرسد، وقتی «شایعة» دخالت انگلستان در آشوب‌های اخیر را می‌شنوید، چه احساسی دارید؟ وزیرک هم می‌گوید، «من حس می‌کنم»، این شایعات «دروغ» است، و آنرا به شدت تکذیب می‌کند. خلاصه رخدادهای شش‌ماه اخیر با احساسات دیوید میلی‌بند پیوند یافته! و احساس ایشان این است که پس از برگزاری انتخابات، حق مسلم مردم است که در پی یک شایعه، تظاهرات غیرقانونی هم به راه بیاندازند!

البته مسلم است هیچ دولتی نمی‌گوید حامی کودتاچیان بوده. کودتاها «رخ» می‌دهد؛ بدون دخالت بیگانه! همچنانکه 22 بهمن 57 نیز دقیقاً همینطور شد. اما در مورد 28 مرداد، میلی‌بند می‌فرماید، بله از سوی «دو طرف» اشتباهی پیش آمده ولی «فورگت ایت» بهتر است به سوی آینده بنگریم، تظاهرات مردم ایران به خواست ما نبوده. ولی ما باید از حقوقی که «فکر می‌کنیم»‌ ایرانی‌ها به دنبال‌اش هستند دفاع کنیم! می‌دانیم که میلی‌بند گفته بود می‌داند ما ملت تحصیلکرده چه می‌خواهیم:

«من حس می‌کنم که این اظهارات تحریف واقعیت است. این که بریتانیا مسئول تظاهرات مربوط به انتخابات در ایران است ذره‌ای واقعیت ندارد. تصمیم مردم ایران که تظاهرات کنند یا نظرشان را بگویند، به خواهش و تشویق ما یا از طرف ما نیست. بنابراین واکنش من این است که ما باید از حقوقی که فکر می‌کنیم ایرانی‌ها به دنبالش هستند قویا دفاع کنیم، حق حرف زدن از سوی خودشان، نه از طرف ما.»

ما هم معتقدیم میلی‌بند باید از سوی خود و دولت متبوع‌اش صحبت کند، نه از طرف ایرانیان. کودتای 28 مرداد «اشتباه» هیچ طرفی نبوده، پیامد توطئة محمد مصدق و فدائیان اسلام و دیگر جیره‌خواران کارخانة رجاله پروری است که با حفظ اعتقادات‌شان مبادلات فرهنگی را آنطور که لندن در نظر داشت افزایش دادند. همچنین ابراز نظر «مردم» بر اساس شایعه‌پراکنی آنهم با تظاهرات خیابانی خواست حاکمیت بریتانیاست! خوب است که مسئول ستاد تبلیغاتی میرحسین جلاد هم از انگلستان صادر شده بود و خلاصه این سیاست ایجاد آشوب مسبوق به سابقه و «قدیم» است و از دوران قاجار رایج بوده.

میلی‌بند در پاسخ به عنایت فانی خیلی به گرفتن «درس از تاریخ» ابراز علاقه می‌کند، و به همین دلیل همچون رضا پهلوی که از اشتباهات گذشته هیچ نیاموخته بود، مورد خطاب و عتاب فانی‌ قرار نمی‌گیرد. بله این دیوید میلی‌بند خیلی بچة خوبی است و در مورد «تاریخ» هم حرف‌های مهمی می‌زند، از جمله می‌گوید در تاریخ‌شان اشتباه هم وجود داشته! یا اینکه نباید درگذشته زندگی کنیم و ... و اگر زندگی کردن در گذشته خوب نیست شاید این جوان رعنا بتواند به ما بگوید به چه دلیل به اعتقادات ملت ایران چسبیده و چرا در افغانستان سنگ مذاکره با طالبان را بر سینه می‌زند؟ اعتقادات و شیوة طالبان متعلق به زمان حال است؟ نه! ولی دهه‌هاست که همین اعتقادات به توحشی میدان داده که کارساز سیاست خیرخواهانة انگلستان شده، پس دلیلی ندارد که از آن دست بشویند:

«فکر می‌کنم مهم است که از تاریخ درس بگیریم [...] یقین دارم همة طرف‌های درگیر مرتکب اشتباهاتی شده‌اند [...] اشتباه حتماً در تاریخ ما هم وجود داشته. اما حالا باید نگاه مان به امروز و آینده باشد. از گفتگوئی صادقانه دربارة کج‌روی‌های گذشته استقبال می‌کنم ولی در عین حال از تیره کردن گذشته سودی نمی‌بریم. نباید در گذشته زندگی کنیم. نگذاریم که لغزش‌های گذشته، زمان حال و آینده را تحت تاثیر قرار بدهد.»

آری همین حرف‌های دلنشین بود که باعث شد عنایت فانی حکایت آن 1،5 میلیارد دلار کذا را پاک فراموش کند! تا میلی‌بند به صراحت و البته در کمال وقاحت مواضع آیندة نوکران لندن در جمکران را در نشست 28 ژانویه تعیین نماید، به‌ این بهانة واهی که منافع ملت ایران با منافع انگلستان هم‌سوئی دارد! حداقل میلی‌بند چنین وانمود می‌کند:

«ثبات افغانستان به سود ایران است. ایران از تولید مواد مخدر در افغانستان آسیب زیادی می‌بیند [...] ایران باید انتخاب کند که آیا می‌خواهد ثبات را تقویت کند و کنار ما بایستد یا ثبات را تضعیف کند[...] ‌مایل‌ام که ببینم دولت ایران در کنفرانس لندن چنین تصمیمی می‌گیرد.»

بله ایشان مایل‌اند گورکن‌ها همچون دیگر نوکران ارتش ناتو از طالبان حمایت کنند تا یکبار دیگر لندن بتواند ملت ایران به سپر بلای خود در برابر هند و روسیه تبدیل کند. می‌دانیم که هند و روسیه پیشتر مخالفت خود را با این سیاست ـ ‌مذاکره با طالبان خوب ـ اعلام کرده‌اند. البته از امروز تا 28 ژانویه ممکن است تحولاتی در جهان رخ دهد که گورکن‌ها نتوانند به دم‌جنبانی برای ارباب ادامه دهند، ‌ هر چند که مهرورزی پس از ابراز مراتب نوکری در کپنهاگ، از هم اکنون پروندة جنگ دوم جهانی را گشوده و حضور مستشاران نظامی آلمان نازی را در ایران تکذیب می‌کند! می‌دانیم که آلمان هیتلری با حمایت انگلستان در ایران لانه کرده بود، و خسارت این سیاست را هم ملت ایران متحمل شد.

طریقت‌خواهی از سعدی بیاموز
ره اینست ای برادر تا جهنم

اینبار هم از قضای روزگار انگلستان قصد دارد ما را به ابزار حمایت خود از طالبان تبدیل کند و می‌بینیم که هم طاعون سبز و هم مهرورزی «مبارز» خفقان اختیار کرده‌اند، و در واقع مواضع ارباب را کاملاً تائید می‌کنند. خلاصه همه از ارباب و نوکر در خط «تفکر» امام روشن‌ضمیر به صف شده به تخلی یا همان «ریدن دینی» مشغول‌اند و از آنجا که سیاست‌شان عین دیانت‌شان است، ریدمان‌شان هم در واقع سیاسی می‌شود. کار بجائی رسیده که مهرورزی برای لغزخوانی‌های‌اش اسناد و مدارک هم پیش‌بینی کرده! شاید بهتر باشد بجای این شیرین زبانی‌ها، «شواهد» و «مستندات» حضور نظامیان آلمان را در ایران «پاک» کند، همانطور که ایشان پیشتر قصد «پاک کردن» اسرائیل را داشتند.

گفتا شکرم بیار و بادام
گفتم نخرم سرت به گ..زی

به گزارش فرانس پرس در فیگارو، مورخ 23 دسامبر 2009، تعداد 10 هزار نفر از بیکاران سیرالئون برای تأمین امنیت عراق به این کشور اعزام خواهند شد! ما هم از 28 ژانویه 2010 جوانان ایران را به دو دسته تقسیم کرده، یک گروه را برای تأمین امنیت و ثبات افغانستان به این کشور اعزام می‌کنیم، گروه دوم را هم برای مبادلات فرهنگی می‌فرستیم به انگلستان تا «تحصیلکرده» شوند و پس از بازگشت به ایران در جایگاه رفیع بیکار و یا مزدوری برای اجنبی قرار گرفته، بعداً برای تأمین امنیت به عراق صادر شوند.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ زی دو




فیلترشکن‌های جدید24دسامبر2009

kickfind.info
scoldedz.co.cc
hidehere1.info
newkidunblock.co.cc
sitesneak1.info
xmas-leaderboard-proxy.co.cc
piecebook.co.cc
holidayhappy.co.cc
ezunblockz4.info
forextrailer.co.cc
proxiesbypass.info
christmasproxies.co.cc
hideourass.co.cc
kudzuri.co.cc
xmassurfing.co.cc
forexwireless.co.cc
bloxarebad1.info
freshnewproxy.info
domainhider.co.cc
forexheadsup.co.cc
hideyourpc.info
paclandz.co.cc
armora.net
coverme78.info
baws.info
tatoo.cz.cc
freewebproxy3.co.tv
starred.co.cc
domainchek.cz.cc
proxyblasts.com
hypnohide.co.cc
cnnyou.co.cc
tubeyoux.co.cc
forexradiance.co.cc
hoez-cant-stand-me.co.cc
anonymous-surfing47.co.cc
christmas-inbox.co.cc
scroomed.co.cc
demonsurfer.co.cc
unblock3dproxy4.info
blackhatx.co.cc
santa-gift.co.cc
proxyshare2.info
wishthesanta.co.cc
laharai.co.cc
piratedx.co.cc
hidefromall3.info
mykick.info
leaponline.info

 

December 2009
S M T W T F S
November 2009January 2010
1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31