Skip navigation.

NAHID ROXAN

رستاخیز الاغ!





مطالبات جنبش‌مدنی، «پس گرفتن آراء موسوی» نیست، استقرار یک حکومت دمکراتیک و محاکمة موسوی و دیگر مقامات حکومت اسلامی در دادگاه است.

با تکیه بر تحلیل و بررسی «مناظره‌های انتخاباتی» حکومت جمکران است که ما برگزاری انتخابات را کودتا می‌خوانیم، و اعتراض موسوی به تقلب فرضی را تداوم همین کودتا می‌دانیم. پیشتر توضیح دادیم که مناظره‌های چهار نامزد طایفة ‌آب‌منگل و سخنان پامنبری‌های‌شان، نظیر حاج‌فرج‌دباغ‌ها و ... روی به «تخریب همه جانبه» دارد.

امروز هم می‌گوئیم کودتای 22 خردادماه شکست خورده، ‌ چرا که همة آب‌منگل‌های قانون‌شکن در سنگر «قانون» توحش‌پرور خود پناه گرفته‌اند. پس جنبش‌مدنی می‌باید همین سنگر «توجیه توحش» را هدف قرار دهد. در این راستا لازم است از هرگونه خشونت در شعار و رفتار بپرهیزیم.

با صدور بیانیة گروه 8 همة امید حکومت آب‌منگل‌ها برای دستیابی به «تحریم» نقش بر آب شد. صدور اعلامیة گروه 8 در مورد ایران ثابت کرد که گروگان‌گیری حکومت اسلامی از اربابان‌ا‌ش در لندن و پاریس هم دیگر کارساز «اعمال تحریم» نخواهد شد! به عبارت دیگر رهبر فرزانه از «پیشرفت در همة‌ زمینه‌ها» محروم شدند، و حکومت اسلامی یک گام دیگر به مرگ نزدیک شد. چون بیانیة مذکور شامل هیچ تحریم و تهدیدی نیست. در نتیجه حکومت توحش نمی‌تواند با تکیه بر تحریم‌ها به عربده‌جوئی بپردازد. حکومت اسلامی نفس‌های آخر را می‌کشد و در این برهة سرنوشت‌ساز است که جنبش مدنی می‌باید با شناسائی گروه‌های فاشیست از نفوذ آنان به صفوف خود جلوگیری کند. برای محک زدن مخالفان کافی است از آنان بخواهیم آشکارا حمایت خود را از تمامی مفاد «اعلامیة جهانی حقوق بشر» اعلام دارند.

همچنانکه گفتیم اعلامیة جهانی حقوق‌بشر فاقد هرگونه ابهام است، و به همین دلیل بهترین چارچوب حقوقی برای طرح مطالبات مدنی و تأمین حقوق انسانی به شمار می‌رود. از اینرو هیچیک از دستاربندان مدعی مخالفت با حکومت جمکران از این اعلامیه پشتیبانی نمی‌کند. موضع دستاربندان انسان‌ستیز و فریبکار مشخص شده، پس هر گروه و تشکلی که در داخل و خارج از ایران مدعی دفاع از «آزادی» و «حقوق شهروندی» است، بهتر است موضع خود را در برابر اعلامیة‌ جهانی حقوق بشر نیز مشخص ‌کند و اعلام دارد که آیا «کل» مفاد این اعلامیه را می پذیرد یا خیر؟ به این ترتیب فاجعة 22 بهمن تکرار نخواهد شد؛ مسئله مشخص می‌شود که کدام گروه‌ها صرفاً خواهان براندازی‌اند،‌ و کدامیک طرفدار استقرار دمکراسی، آزادی‌های سیاسی، مطبوعات و شکوفائی فرهنگی در ایران.

می‌دانیم که برای آب‌منگل‌ها، جنگ «نعمت الهی» و تحریم، ابزار پیشرفت به شمار می‌رود. این حکومت تاکنون از طریق بحران‌آفرینی و جنگ، «انزوای سیاسی» و «تحریم اقتصادی» را به ابزار سرکوب ما ملت تبدیل کرده. اینبار نیز حکومت جمکران با کودتای22 خردادماه، ادعای تقلب، سرکوب و کشتار مردم تلاش ‌کرد تا تهدید اربابان در لندن و واشنگتن را بهانه قرار داده، از مذاکره پیرامون بحران دست‌ساز هسته‌ای خودداری کند، و با یک تیر در عمل چند نشان بزند. از یک‌سو در داخل ارعاب و سرکوب مردم را گسترش دهد، و از سوی دیگر در خارج دست اربابان‌اش را برای نصب «سپردفاعی» در مرزهای روسیه باز بگذارد. پرزیدنت اوباما در سفر اخیر خود به مسکو اعلام کردند اگر ایران فعالیت هسته‌ای را کنار بگذارد، ما هم از نصب سپردفاعی در مرزهای روسیه خودداری می‌کنیم! در نتیجه کافی است اربابان حکومت اسلامی در لندن و واشنگتن به رهبر فرزانه و پرزیدنت 24 میلیونی‌شان، احمدی‌نژاد استقلال‌‌ جادوئی‌شان را یادآور شوند! همچنانکه جوزف بایدن بر «استقلال» اسرائیل جهت تهاجم نظامی به ایران تأکید کرد.

پیشتر در مورد «توهم استقلال» یا بهتر بگوئیم «توطئة‌ استقلال» توضیح داده‌ایم. امروز می‌پردازیم به پیوند این توطئه با تجمع،‌ تظاهرات و خشونت، تا روشن شود به چه دلیل حکومت اسلامی و مخالف‌نمایان‌اش می‌کوشند با تظاهرات و شعار پوچ «خشونت» را بر جامعه حاکم کنند. برای شناخت ریشة این تحرکات موذیانه لازم است نگاهی داشته باشیم به «بهار عاظادی»، یا انتصاب «غیرقانونی» مهدی بازرگان به نخست وزیری در حالیکه طبق قانون، شاپور بختیار نخست وزیر ایران بود. نخست‌وزیری مهدی بازرگان، قانونی نبوده، مشروعیتی خیابانی داشت و تظاهرات «مردم» در تهران به این عمل غیرقانونی مشروعیت بخشید. البته تظاهرات در تهران بسیار گسترده بود. به عبارت دیگر شوت‌وپرت‌ها با پیوستن به صفوف شیادان و براندازان‌ فرصتی را که در دوران بختیار برای تأمین مطالبات دمکراتیک مردم فراهم آمده بود، با شعار «مرگ بر شاه» به یک فرصت طلائی برای تجدید قوای استعمار تبدیل کردند.

اینگونه بود که سلطنت پهلوی «در خیابان» جای خود را به حکومت به اصطلاح «مستقل» اسلامی داد. و از خاکستر استبداد فرسوده، استبدادی تازه نفس و سرکوبگرتر به پا برخاست. چنین معجزاتی همواره «در خیابان» صورت می‌پذیرد. بهتر بگوئیم، قانون هرگز قادر نیست الاغ مردة‌ لازار را جان دوباره بخشد، چرا که قانون را انسان‌ها برای استقرار نظم و عدالت در جامعة انسانی تدوین می‌کنند، حال آنکه دست مسیحائی الاغ لازار را در ملاء عام زنده می‌کند تا قدرت و برتری پدر مقدس و آسمانی خود را به بندگان‌ حقیراش ثابت کند. مسلماً اگر کسی پس از مشاهدة «رستاخیز الاغ» به خود اجازه می‌داد در وجود پدر آسمانی مسیح تردید کند، جان سالم به در نمی‌برد. این است فواید «معجزات» در معابر عمومی: نفی عامل انسانی!

و اینچنین بود که پس از انتصاب مهدی بازرگان به نخست وزیری، تظاهرات خیابانی به روزمرة مردم تهران تبدیل شد، تا اقلیت ناچیزی که با گله‌داری و گله‌پروری مخالف بود بداند و آگاه باشد، «مردم» اسلام را می‌خواهند؛ «‌مردم» امام را می‌خواهند؛ و حق با همین «مردم» است! روز 12 فروردین‌ماه سال 1358 مشخص شد که این «مردم» طرفدار امام و اسلام، ‌ 99 درصد جمعیت عاقل و بالغ ایران را تشکیل می‌دهند و خلاصه بهتر است یک درصدی‌ها حواس‌شان جمع باشد و «رستاخیز الاغ» را به زیر سئوال نبرند.

ولی در کمال تعجب رفته، رفته همین «مردم» به آتش زدن کتابفروشی‌ها، تهاجم به دفاتر روزنامه‌ها و مخالفت رسمی با آزادی بیان پرداختند،‌ چرا که امام‌شان خواهان «شکستن قلم‌ها» و «اصلاح روزنامه‌ها» شده بود! شیخ مهدی بازرگان و اعضای خودفروختة دولت‌ «موقت» هم خفقان اختیار کرده بودند، می‌دانیم که «دولت مردمی» نمی‌تواند با «خواست مردم» مخالفت کند! خلاصه بگوئیم گروه برژینسکی «حکومت خیابانی» مورد نظر خود را با این ترفندها تشکیل داده بود، تا اینکه به تدریج «مردم» به ماشاالله قصاب‌ها و زهراخانوم‌ها و دیگر اعضای «امت حزب‌الله» محدود شد. اینچنین بود که دست مسیحائی برژینسکی، با هدف استقرار گروه شیخ مهدی در جایگاه اوپوزیسیون و ایجاد بحران، روز فرخندة 4 نوامبر، بار دیگر یک «رستاخیز الاغ» به راه انداخت و سفارت آمریکا به اشغال فعلة ساواک در آمد. پس از این رستاخیز الاغ، ماهیت «ضدامپریاس» امام به اثبات رسید،‌ و یک درصدی‌ها در جایگاه «طرفداران آمریکا» قرار گرفتند.

خلاصه بساط «مرگ بر شاه» جای خود را به «مرگ بر آمریکا» سپرد و «بازار مرگ» رونق دوباره یافت. دارائی‌های ایران در بانک‌های آمریکا مسدود شد، قانون اساسی سنگسار و قصاص ولایت فقیه به تصویب مجلس خبرگان رسید، سپس اکثر همین به اصطلاح «مردم» آنرا در یک رفراندوم تأئید کردند. هنوز افغانستان توسط ارتش اتحاد جماهیر شوروی اشغال نشده بود، ولی آمریکا فرودگاه طبس را برای ارسال سلاح به ضدکمونیست‌های متعهد و مکتبی افغانستان برگزیده بود. درسایة این جنجال و هیاهو، «مردم» بنی‌صدر را به ریاست جمهوری چاه جمکران برگزیدند، سپس بمب‌گزاری در بغداد آغاز شد و جیمی کارتر تحریم اقتصادی ایران را مورد تأئید قرار داد. حدود شش‌ماه پس از تحریم‌ها جنگ بین ایران و عراق هم آغاز شد، و از قضای روزگار به خواست همین «مردم» جنگ مذکور 8 سال ادامه یافت. همة این معجزات با تظاهرات «مردم» و شعارهای زندگی‌بخش «مرگ»، «در خیابان» به وقوع پیوست. این بود فشرده‌ای از تاریخچة‌ فضاحت‌بار حکومت «مردم‌محور» اسلامی و فواید تظاهرات با شعار مرگ و نفرت. اینجاست که به اهمیت پرهیز از خشونت در کردار و شعارهای جنبش مدنی پی می‌بریم.

پیشتر گفتیم عوامل سرکوب نمی‌باید بتوانند ما را در جمع به عنوان «دشمن» شناسائی کنند و به این منظور محو شدن در تل ناشناس توده‌ها را پیشنهاد کردیم. فراموش نکنیم که مهم‌ترین گام برای پرهیز از خشونت، خودداری از «تجمع» است، چرا که تجمع سرکوب نظامی را آسان می‌کند. به عنوان نمونه بجای یک تجمع هزار نفری، سیصد گروه سه نفره و پراکنده تشکیل دهید. قدرت جنبش مدنی در پراکندگی آن است. «حضور در خیابان» کافی است، هیچ نیازی به «صفوف فشرده» وجود ندارد. محاصره و ضرب و شتم یک جمع هزار نفره به مراتب ساده‌تر از تعقیب و دستگیری سیصد گروه سه نفره است. پراکندگی ما به پراکندگی نیروهای سرکوب می‌انجامد. اینان برخلاف ما با پراکنده‌شدن آسیب‌پذیرتر می‌شوند. این یک اصل اساسی است که باید همواره آنرا به یاد داشته باشیم. حال بپردازیم به شعارهای خشونت‌گریز.

آنچه جنبش مدنی می‌تواند انجام دهد، تبدیل همة‌ شعارهای «مرگ» به «زندگی» است. بجای «مرگ بر دیکتاتور»، می‌توان از شعار «درود بر زندگی» یا «درود بر آزادی» استفاده کرد. همچنانکه پیشتر هم گفتیم از توسل به شعارهای مذهبی جداً خودداری کنیم، این شعارها فقط نشان «خشونت» است. جنبش مدنی انسان‌محور است بنابراین نمی‌تواند در شعارهای خود انسان‌ستیز باشد. دشنام و ناسزا و خلاصه هر آنچه «موجودیت انسان» را هدف قرار داده و به «تخریب انسان» می‌پردازد به جنبش مدنی راهی ندارد. پیشتر در مورد موجودیت انسان گفته‌ایم، پس یادآور ‌شویم هر آنچه «انتخاب فرد» نیست، مانند خاستگاه اجتماعی، ملیت، قومی‌ات، نژاد، گرایش جنسی، موجودیت انسانی اوست. به همچنین است شغل و جایگاه اجتماعی افراد. به عنوان نمونه تحقیر مردم به دلیل فقرشان نشان انسان‌ستیزی است، همچنان که ستایش ثروتمندان.

پیشتر گفتیم که مبارزة مسالمت‌آمیز سخت‌ترین نوع مبارزة سیاسی است چرا که چنین مبارزه‌ای حفظ تعادل درونی و پرهیز از احساسات را می‌طلبد در نتیجه هر کس مخالف حکومت اسلامی و غیرمسلح باشد الزاماً قادر به پرهیز از خشونت نخواهد بود. برای چنین مبارزه‌ای شناخت ابعاد مختلف خشونت، شناخت شعارهای پوچ، و ‌اهداف پروپاگاند اهمیت فراوان دارد. ولی آشنائی با «شرایط واقعی» و مشخص کردن «اولویت‌ها» از اهمیت بیشتری برخوردار است. شرایط واقعی ما ایرانیان چیست؟ آگاهی از شرایط درون مرزها و آشنائی با وضعیت کشورهای همسایه.

بهتر است بدانیم ما در یک جزیره و منزوی از دیگر نقاط جهان زندگی نمی‌کنیم. مناطق هم‌مرز ما در کشورهای عراق و افغانستان، تحت اشغال نظامی آنگلوساکسون‌ها به مناطق آشوب تبدیل شده، پاکستان درگیر جنگ داخلی است، و ترکیه به عنوان عضو ناتو، همزمان به کشتار کردهای ترکیه و عراق می‌پردازد. روسیه درگیر مبارزه با اسلامگرایان دست پروردة ناتو است و خلاصه ایران از نظر جغرافیائی در یک منطقة بحران زده قرار گرفته. بحرانی که استعمار به وجود آورده تا بتواند چپاول خود را گسترش دهد. پس مسلم بدانیم که استعمارگران خواهان استقرار دمکراسی در ایران نیستند و دوستی‌های‌شان ریشه در نفت‌پرستی دارد. از اینروست که تأکید می‌کنیم جنبش مدنی نمی‌باید به تشکل‌های مدعی دفاع از حقوق بشر در غرب اطمینان کند، یا به تشکل‌های سازمان ملل میدان دهد. ما باید بدانیم که در این مبارزه تنهائیم و باید به خود متکی باشیم.

حال برای اینکه به بیراهه نرویم باید ببینیم هدف ما چیست؟ هدف ما جایگزینی احمدی نژاد با موسوی نیست، مبارزه با تقلب در انتخابات مضحک جمکران هم نیست. چه در اینصورت می‌باید به رفراندوم قانون اساسی این حکومت بازگردیم که در سایة عوام‌فریبی و جنجالی که به دلیل «اشغال» سفارت آمریکا به راه افتاده بود، با تقلب بر ما ملت تحمیل شد. اگر قرار بر رفع تقلب باشد، باید به ریشة تقلب بازگردیم و بهتانی را فاش کنیم که «تأئید» این قانون توحش‌پرور توسط «اکثریت مردم» خوانده شده، و خواهان جبران این تقلب شویم. در اینصورت می‌توان تدوین قانون اساسی انسان‌محور را آغاز کرد. قانونی که برای استقرار یک حاکمیت دمکراتیک الزامی است. هدف ما هم استقرار یک حکومت دمکراتیک در چارچوب اعلامیة جهانی حقوق بشر است. برای دستیابی به چنین هدف والائی است که باید از شعارهای انحرافی نظیر باز پس گرفتن «رأی موسوی» فاصله بگیریم، و به دور از احساسات مخرب با برخورد منطقی هر نوع خشونت را از ذهن و زبان خود دور کنیم. «روح» اعلامیة جهانی حقوق بشر ریشه در همین برخورد منطقی دارد.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو


نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس




فیلترشکن‌های جدید10ژوئیه2009

srjohnice.org
mymerengue.info
8az.info
slaughterblog.com
completepool.info
https://3309795673.com/0_o.php
accessum.org
videoall.info
unblocksitesnow.info
tavsproxy.info
www.summerproxy.net
proxy.moneynews24.com
meddlingmage.info
bringingdownthehouse.info
www.neatfill.com
ghost-ride.info
winserv2008.com
www.roodel.com
windowz7.net
www.starwarsmania.com
hidingnow.com
www.enjoyanonymous.info
25w.info
mytradebag.com
unhider.com
www.getaroundit.info
tiger-host.com/proxy
windows7hacks.net
https://threatens.org
3by.info
www.rifffly.net
unblocker-1.info
fungamesclub.info
www.broadr.info
cybermask.info
www.allsphere.info
dressedinblack.info
www.clearload.com
unblockwebsitesnow.info
lifeshakestore.com
carphotographs.info
www.thedarkwar.com
sportathletics.info
onkey.info
actionanime.info
3m9.info

شاه‌سازان!





نخستین سخنرانی رسمی احمدی‌نژاد که شب گذشته پخش شد، نشان تغییرات گسترده و غیرقابل اجتنابی است که اربابان حکومت اسلامی ناچاراند در ایران به آن تن در دهند. اینهمه در صورتیکه نیروهای «نظامی ـ امنیتی» حکومت از طریق شکنجه و اعدام بازداشت‌شدگان در پی ایجاد آشوب در شهرها نباشند. امروز برخلاف تبلیغات رسانه‌های غرب که علاقه دارند چهرة مقتدری از حکومت اسلامی ارائه دهند، ‌ این حکومت در تمامیت خود متزلزل شده. این روزها برای جنبش‌مدنی سرنوشت‌ساز است. خارج از طرح مطالبات صنفی و تأکید بر رعایت اعلامیة جهانی حقوق بشر، مهم‌ترین گام برای کاهش خشونت در جامعه، ‌ خلع سلاح اعضای محافل به اصطلاح سیاسی،‌ به ویژه فالانژهای گروه بهزاد نبوی است. اینان در تظاهرات غیرمجاز موسوی حضور فعال داشتند. در هر حال هیچ دلیلی وجود ندارد که گروه‌های «سیاسی» مسلح باشند.

همچنانکه در وبلاگ «کدو و کودتا» گفتیم حکومت جمکران و جناح کلینتون، ‌ حضور رابرت گیتس در وزارت دفاع را فراموش کرده بودند! اینان می‌پنداشتند طی نمایشات 22 خردادماه 1388 می‌توان کودتای 22 بهمن 1357 را تکرار کرد. ولی از آنجا که تاریخ تکرار نمی‌شود مگر به صورت مضحکه، «کودتای انتخابات» هم کل این حکومت را از رهبر فرزانه گرفته تا رئیس جمهور مردمی، و از اوپوزیسیون «اصلاح‌طلب» و سپاه قدرقدرت پاسداران گرفته تا لباس شخصی‌ها همه را مفتضح کرد. چرا که اینان در اجرای برنامة شهید‌سازی و برپائی مراسم روضه و زوزه و درگیری ناکام ماندند. ما اطمینان داریم که اگر بر پایة تبلیغات رسانه‌ای 40 میلیون ایرانی در مسابقات مارگیری شرکت کرده بودند، 24 میلیون نفرشان هم حتماً به احمدی‌نژاد رأی می‌دادند، ولی در واقع چنین نشده! این است نتیجة کودتای ناکام 22 خردادماه 1388.

همچنانکه درابتدای این وبلاگ گفتیم، سخنرانی احمدی‌نژاد نخستین بازتاب شکست کودتای 22 خردادماه به شمار می‌رود. اکنون زمان آن رسیده که جنبش‌مدنی مطالبات خود را مطرح کند. در این راستا لازم است از اشغال فضای اجتماعی توسط سازمان ملل، و دیگر گروه‌های مدعی دفاع از حقوق بشر که در غرب لنگر انداخته‌اند، ممانعت به عمل آوریم.

پس حضور برندگان خوشبخت نوبل صلح،‌ به ویژه حضور شخص «الی ویزل» بگوئیم، ملت ایران هیچ نیازی ندارد که دبیرکل سازمان ملل جهت آگاهی از موارد نقض حقوق بشر بازرس ویژه به ایران ارسال دارند. آنچه «برنار مدوف» از چنگ بعضی‌ها درآورده با «صدوریدن» بیانیه‌های مضحک به جیب شما باز نخواهد گشت.

نقض حقوق بشر در ایران به کودتای ناکام 22 خرداد محدود نمی‌شود. استقرار حکومت اسلامی و تدوین قانون اساسی این حکومت فی‌نفسه نقض آشکار حقوق بشر در ایران بوده. اگر سازمان ملل و گروه‌های حقوق‌بشر فروش غرب حسن‌نیت می‌داشتند، در سکوت کامل به تماشای «رفراندوم» قانون اساسی سنگسار و قصاص نمی‌نشستند. مگر نه این است که اعلامیة جهانی حقوق بشر مدافع «حقوق فردی» است؟ پس دلیل سکوت حقوقدانان سازمان‌های مدعی دفاع از حقوق بشر در برابر تحمیل قوانین «توحش جمعی» بر فرد، فرد ایرانیان چه بود؟ تأئید حکومت اسلامی توسط 99 درصد ایرانیان؟!

روز 12 فرودین‌ماه 1358 اکثریت وسیع ایرانیان در رفراندوم شرکت کردند، و از لج شاه به استقرار نظام توحش رأی مثبت هم دادند. ولی حقوقدانان غرب نیک می‌دانند که تأئید احکام و قوانین انسان‌ستیز، حتی توسط صددرصد افراد یک جامعه به این قوانین مشروعیت انسانی اعطا نخواهد کرد. پس بهتر است کسانی که سی‌سال پیش سکوت کردند، امروز هم ساکت باشند. ماهیت دولت‌های طالبان‌پرور ناتو و گروه‌های حقوق بشرفروش غرب همچون نقش سازمان رسوای ملل بر ما کاملاً روشن شده. از محفل نوبل و برگزیدگان‌اش نیز بهتر است حرفی نزنیم که «مثنوی هفتاد من کاغذ شود!» پس بازگردیم به همان کدوئی که از چشمان تیزبین حکومت جمکران و حزب دمکرات ایالات متحد پنهان ماند، و به ناکامی کودتا انجامید.

کدوئی که پروپاگاندیست‌های آبدارخانة سازمان سیا بخش کوچکی از آنرا به عنوان یک کدوی درسته و کامل به معرض نمایش گذاشته و می‌کوشند از طریق «تکرار»، این دروغ بزرگ را به ما بباورانند که اعتراض عجولانة ‌موسوی به تقلب، آنهم پیش از اعلام نتایج نهائی انتخابات فرضی، اعتراض به کودتا بوده! حال آنکه کل حاکمیت‌ با برگزاری انتخابات و اعلام نتایج دور از ذهن در عمل خواهان اعتراض موسوی و کروبی جهت سازمان دادن به کودتا بود. همچنانکه شاهد بودیم چند روز، دست لباس شخصی‌ها، فالانژها و پاسداران برای ایجاد آشوب و تجمع غیرمجاز باز گذارده شد، البته بدون نتیجه!

«جوزف گوبلز، وزیر پروپاگاند آدولف هیتلر گفته، هیچ بعید نیست که با شناخت روحیة افراد مورد نظر، و از طریق تکرار بتوان به آنان ثابت کرد که یک مربع در واقع یک دایره است. می‌توان واژه‌ها را آنقدر ساخت و پرداخت تا پوششی باشند بر اهداف پنهان.»
منبع: در باب پروپاگاند.

شیوة‌ تمرکز بر یک نقطه، پوپولیسم، جمع‌گرائی و مردم محوری، القاء «توهم» و باوراندن دروغ به افراد با توسل به شعار پوچ و برپائی تجمع و تظاهرات همه و همه ریشه در روانشناسی «جمع» دارد. و ژوزف گوبلز، رضوان‌الله علیه از فواید جمع‌گرائی و از نقاط ضعف «جمع» نیک آگاه بود.

«القاء توهم»، پیوندی مستقیم با «تجمع» و «تکرار»‌ دارد. شیفتگی فعلة فاشیسم به تجمع در خیابان‌ها و عربده‌جوئی و سردادن شعارهای پوچ بی‌دلیل نیست! زمانی که به جمع می‌پیوندید، و شعار پوچ سر می‌دهید، قدرت «تفکر منطقی» از شما سلب می‌شود. در نتیجه به سادگی می‌پذیرید که 40 میلیون ایرانی در مضحکة حکومت جمکران شرکت کرده‌اند، و سپس برای پس گرفتن رأی کذا با سلاح سرد و گرم به خیابان‌ها ریخته یک پایگاه بسیج را هم به آتش کشیدند. در صورتیکه مردم عادی به هیچ عنوان چنین رفتاری ندارند. صحنه‌هائی که ما شاهد بودیم شباهت فراوانی به نمایشات پائیز 1357 در تهران داشت. لباس شخصی‌هائی که با شعار «مرگ بر شاه» به ادارات، بانک‌ها و اتومبیل‌ها حمله می‌بردند. شایعه پراکنی پیرامون خشونت نظامیان، شایعة حضور نظامیان اسرائیل در ایران برای سرکوب تظاهرات، ‌و ... و این تحرکات و شایعات آنقدر تکرار شد و آنقدر «شهید» فرضی و واقعی تولید کرد تا مردم عادی هم با تکرار شعار گوساله‌پسند «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» در تهران به تظاهرات میلیونی پیوستند و کودتای ژنرال هویزر از «مشروعیت مردمی» برخوردار شده، «انقلاب» نام گرفت! پس فراموش نکنیم که شارلاتان‌های سیاسی با توسل به نارضایتی مردم ساده‌اندیش و مشتی‌ شوت‌وپرت توانستند اهداف استعمار غرب را در ایران تحقق بخشند.

متأسفانه در مبارزات سیاسی «صداقت» نشان حماقت است. اگر تحرکات سیاسی بر موج احساسات جمعی متمرکز شود «جمع» را به مسلخ می‌فرستد. به همین دلیل است که ما با تظاهرات خیابانی و به ویژه با تظاهرات به اصطلاح «خودجوش» مخالف‌ایم. چرا که اهداف واقعی چنین تظاهراتی در ابهام کامل قرار خواهد گرفت. به عنوان نمونه ببینیم در پس شعار عوام‌پسند و معصومانة، «موسوی رأی منو پس بگیر!» چه اهدافی می‌توانست وجود داشته باشد. آیا استقرار دمکراسی و تأمین حقوق انسانی مدنظر بود، یا برگزاری دوبارة انتخابات و پیروزی میرحسین موسوی، جهت تحمیل خط امام‌ «روشن‌ضمیراش» آنهم با تکیه بر مشروعیت 85 درصدی؟ هدف حکومت جمکران و اربابان همین بود: استقرار موسوی، همزمان در جایگاه مخالف خامنه‌ای و رئیس جمهور محبوب و مدافع حقوق مردم! البته این عملیات فقط برای مذاکرة «آبرومندانه» با آمریکا برنامه ریزی شده بود. در داخل بساط سرکوب تشدید می‌شد، چون باز هم تندروهای فرضی با سیاست‌های رئیس‌جمهور «مردمی» مخالفت می‌کردند و مانع از «اصلاحات» نیست در جهان ایشان می‌شدند. اینجا بود که فعلة فاشیسم فراموش کرد مردم ایران از کل طایفة‌ آب‌منگل‌ها نفرت دارند و برای میرحسین موسوی به خیابان‌ها نخواهند آمد.

در واقع تظاهرات، زمانی معنا و مفهوم دارد که از سوی یک حزب سیاسی با اهداف مشخص «مادی» برگزار شود، نه برای مبارزه با «دروغ» و تقلب فرضی یا واقعی آنهم در حکومتی که قانون توحش اساسی‌اش را با توسل به تقلب و در سایة جنجال اشغال سفارت آمریکا بر ملت ایران حقنه کرده. انتخابات این حکومت سی سال است که به همین ترتیب برگزار می‌شود و میرحسین موسوی با چند و چون آن بخوبی آشناست. امروز پای‌ «حماسة» 22 خرداد لنگ می‌زند، و اوپوزیسیون بینوای حکومت اسلامی همچنان می‌کوشد برای «تکرار» سناریوی دوران ریاست جمهوری کارتر، یک «شاه» دست‌وپا کرده، مردم را بر نفرت از او متمرکز کند. بساط «شاه‌سازی» از ابتدای استقرار حکومت آب‌منگل‌ها به راه بود. چنین شایع کرده بودند که اکبر بهرمانی قدرت و ثروت شاه را دارد. این کارگاه «شاه‌سازی» هنوز تعطیل نشده، پاسدار اکبر ذکر «سلطان» گرفته و عیال الهام، سخنگوی دولت هم به نعلین اکبر بهرمانی چسبیده و مبتذلات می‌پراکند. داش صفار هم خفقان اختیار کرده، تا مبادا ابتذال در جامعة ایران کمی کاهش یابد.

نشاندن «جزء» بجای «کل» همچنانکه گفتیم از شیوه‌های پروپاگاندی به شمار می‌رود که نخبگان عرصة فقر فرهنگی تلاش می‌کنند آنرا بر جامعة ایران حاکم کنند. به همین دلیل همه می‌خواهند یک «شاه» داشته باشند، تا همة کمبودها و جنایات را به او نسبت داده، کل حاکمیت را از زیر ضربه نجات دهند. همچنانکه در سال 1357 نیز چنین شد. شاه رفت! ولی سرکوب سیاسی، جنایت و تاراج نه تنها بر جای ماند که افزایش هم یافت. مردم هم از تظاهرات خیابانی هیچ به دست نیاوردند جز سرکوب بیشتر. پس بهتر است پامنبری‌های آب‌منگل‌ها در داخل و خارج مرزها دست از شاه‌سازی و سلطان‌پروری بردارند، چرا که مردم بخوبی می‌دانند رفتن خامنه‌ای یا اکبر بهرمانی سیاست استعمار را تغییر نخواهد داد، بلکه آنرا در پوششی نوین، «مردم‌پسند‌تر» و عوامفریبانه‌تر قدرت می‌بخشد.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو


نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس




فیلترشکن‌های جدید9ژوئیه2009

srjohnice.org
ghost-ride.info
thepowerproxy.info
actionanime.info
tiger-host.com/proxy
unblocker-1.info
cybermask.info
www.enjoyanonymous.info
meddlingmage.info
freeproxys.info
windows7hacks.net
hidingnow.com
www.neatfill.com
sportathletics.info
videoall.info
mymerengue.info
www.clearload.com
lifeshakestore.com
thewebunblocker.info
gettoblockedsites.info
accessum.org
winserv2008.com
carphotographs.info
unblockwebsitesnow.info
mytradebag.com
unhider.com
windowz7.net
https://3309795673.com/0_o.php
https://threatens.org
fungamesclub.info
completepool.info
tavsproxy.info
www.mailboxaquatics.com
nositesblocked.info
monsterunblocker.info
unblocksitesnow.info
www.thedarkwar.com
proxy.moneynews24.com
onkey.info
covermytracks.info
8az.info
dressedinblack.info
livegeek.info
slaughterblog.com

کدو و کودتا!





مرگ بد با صد فضیحت ای پدر
تو شهیدی دیده‌ای از ک...خر؟

همچنانکه گفتیم مبارزة مسالمت‌آمیز سخت‌ترین راه مبارزه است، چرا که مستلزم «برخورد منطقی»، یا مهار احساسات، ‌ به ویژه «خشم»،‌ «نفرت» و «لجبازی» است. در این راستا لازم است خود را در معرض خشونت قرار ندهیم. هدف استعمار از اعمال خشونت،‌ برهم زدن تعادل جامعه از طریق ایجاد اختلال در «تعادل درونی» افراد است. انسان موجودیت «مادی» دارد و طبق قوانین فیزیک به هر کنشی واکنش نشان می‌دهد. کسی که متحمل خشونت می‌شود، حتی اگر بلافاصله واکنش خشن نشان ندهد، «تعادل درونی» خود را از دست داده. و همین «تخریب تعادل» درونی است که کارساز سیاست استعمار می‌شود.

دلیل شکست و افتضاح کودتای 22 خردادماه این است که حزب دمکرات ایالات متحد و محفل کودتای 22 بهمن رابرت گیتس را ندیدند! در واقع دمکرات‌ها خواستند مانند دوران ریاست جمهوری کارتر از طریق جنجال خیابانی یا «انتخابات جمکران» یک کودتای مردمی مشابه 22 بهمن سازمان دهند، ولی فراموش کردند که وزارت دفاع در دست جمهوری‌خواهان است و رابرت گیتس، وزیر دفاع از حضور در مراسم شصتمین سالگرد تأسیس سازمان ناتو نیز خودداری کرده! به عبارت دیگر حضرات پایان جنگ سرد و فروپاشی سازمان ناتو را نادیده انگاشتند. و نادیده گرفتن این واقعیت کار را به رسوائی حکومت جمکران و اربابان‌اش در واشنگتن کشاند.

آورده‌اند کنیزکی خر خاتون خود را شهوت‌راندن آدمیان آموخته بود و برای اندازه نگه داشتن آلت‌تناسلی الاغ آنرا از درون کدوئی می‌گذراند. الاغ بینوا هر روز پژمرده‌تر و نزارتر می‌شد. روزی خاتون از روزن در کنیزک را درحال شهوترانی با الاغ مشاهده کرد، ولی به گفتة مثنوی «دقیقة کدو را ندید»‌. خاتون وسوسه شد که از الاغ استفادة «بهینه» کند پس کنیزک را به بهانه‌ای از خانه بیرون فرستاد و «بی‌کدو» به سوی الاغ شتافت اما چون از تمهید کنیزک بی‌خبر بود، حین انجام این عمل ثواب کباب شده، جان سپرد. چون کنیزک باز آمد، نوحه کرد که «ای چشم روشنم [...] کدو را ندیدی؟»

پس کنیزک آمد از اشکاف در
دید خاتون را بمرده زیر خر
گفت ای خاتون احمق این چه بود
گر ترا استاد خود نقشی نمود
ظاهرش دیدی سرش از تو نهان
اوستا ناگشته بگشادی دکان
یا چو مستغرق شدی در عشق خر
آن کدو پنهان بماندت از نظر

جنجال هیاهو پیرامون «تقلب» در نمایشات مضحک جمکران همچنانکه گفتیم به دلیل شکست کودتای 22 خردادماه به راه افتاده. اربابان حکومت اسلامی قصد «نوسازی» حکومت جمکران جهت تداوم سیاست دوران کارتر را داشتند، یا خلاصه بگوئیم، عرضة نفت رایگان ایران برای شکستن بهای نفت روسیه در بازار جهانی. رویاهای طلائی حزب دمکرات ایالات متحد، تأمین مشروعیت گسترده برای حکومت اسلامی و بیرون کشیدن میرحسین موسوی از صندوق مارگیری را نیز شامل می‌شد. رویائی که به کابوس تبدیل شد. تهدید ایران به تهاجم اسرائیل از زبان جوزف بایدن، معاون اوباما، واکنشی است «منطقی» به شکست کودتا!

یکی از خوانندگان گرامی در مورد «امکان تهاجم نظامی اسرائیل به ایران» نظر نویسندة این وبلاگ را جویا شده‌اند. بهتر است بجای تهاجم نظامی اسرائیل تهاجم نظامی سازمان ناتو را مطرح کنیم، چرا که در کل منطقه حاکمیت مستقلی وجود ندارد که «ارتش مستقل» داشته باشد. دولت اسرائیل همانقدر مستقل است که حکومت اسلامی ایران. ارتش اسرائیل مانند ارتش اعضای اتحاد جماهیرنوکری در منطقه از قاهره تا تهران به طور خاص تحت فرماندهی پنتاگون و به طور کلی تحت نظارت سازمان ناتو قرار گرفته. و اگر تهاجمی از سوی اسرائیل به ایران صورت پذیرد، با تأئید سازمان ناتو و با توافق حکومت اسلامی خواهد بود. چرا که جنگ‌هائی که در منطقه به راه می‌افتد، جنگ‌هائی است استعماری و منافع آن مستقیماً نصیب سازمان ناتو و پادوهای‌اش خواهد شد.

سازمانی که حتی در داخل مرز کشورهای «دوست» خود نیز از جنگ‌افروزی ابائی ندارد. همچنانکه در پاکستان شاهدیم ارتش طالبان پرور پاکستان در درة «سوات» با «طالبان» وارد جنگ شده و این جنگ که تاکنون بیش از 3 میلیون آواره بر جای گذارده با سکوت کامل رسانه‌های غرب روبرو است. پس هیچ اشکالی ندارد که ناتو یک جنگ خوب هم بین متحدان‌اش در اسرائیل و حکومت اسلامی ایران به راه اندازد. در هر حال اسرائیل نمی‌تواند بدون موافقت پنتاگون، یعنی همان فرماندة ارتش ناتو وارد جنگ شود. اما آنچه اهمیت دارد این است که بدانیم وزارت دفاع آمریکا در دست جمهوریخواهان است، محفلی که گزینة نظامی را منتفی می‌داند؛ تهدیدهای اخیر در واقع از سوی حزب دمکرات مطرح می‌شود که علاقه دارد حکومت اسلامی را مانند پاکستان به سلاح اتمی مجهز کند تا همزمان با افزایش تنش کاذب بین اسرائیل و حکومت اسلامی، ملت‌های منطقه را تحت فشار گذاشته و دمکراسی هند و به ویژه دولت روسیه را مستقیماً تهدید کند.

هیاهوی اخیر پیرامون تهاجم نظامی به ایران ریشه در اختلافات روسیه و آمریکا دارد. روسیه در مرزهای خود از جنگ استقبال نمی‌کند و پیشتر هم گفتیم اگر تا امروز علیرغم تلاش حکومت اسلامی جمکران و اربابان‌اش در غرب کشورمان مورد تهاجم نظامی قرار نگرفته فقط به دلیل فشار روسیه بر آمریکاست.

«توهم استقلال» اسرائیل و حکومت اسلامی داستانی است که توسط اربابان‌شان در غرب ساخته و پرداخته شده. چرا که این استقلال ‌پوشالی، به ویژه در مرزهای روسیه امروز و مرزهای اتحاد جماهیرشوروی سابق کارساز استعمار بوده و ملت ایران و دیگر مردم منطقه را به سپر بلای آنگلوساکسون‌ها تبدیل می‌کند. پیشتر در این مورد مفصلاً توضیح داده‌ایم پس بحث را به بررسی کلی مقاطع سرنوشت‌ساز سدة اخیر محدود می‌کنیم. پس از انقلاب اکتبر و شکست جنبش مشروطه، کودتای کلنل آیرون‌ساید ایران را به کشوری «مستقل» تبدیل کرد. کشور مستقلی که برای پشتیبانی از شاخة دوم سیاست انگلستان در مرزهای شوروی ایجاد شد. همچنانکه حکومت اسلامی نیز برای پشتیبانی از طالبان به وجود آمد.

هدف این سیاست‌ها سرکوب ایرانیان و تشویق سرکوب در داخل مرزهای اتحاد جماهیر شوروی بود. سیاستی که نهایت امر به اشغال نظامی افغانستان، جنگ ایران با عراق و فروپاشی اتحادجماهیر شوروی انجامید و طی سال‌های اخیر جنگ را به درون مرزهای روسیه کشانده، و هنوز هم «تغییر» چشم‌گیری در این سیاست دیده نمی‌شود. با اینحال سیاست فوق در چارچوب روند خود به نوعی «توهم استقلال» نیز دامن می‌زند و می‌بینیم که حکومت اسلامی از روند گسترش این «توهم» مستثنی نشده؛ این حکومت برخی اوقات خود را «رقیب روسیه» نیز می‌انگارد!

مهم‌ترین هدف استعمار از ایجاد این «رقابت موهوم»، ‌ بحران‌سازی در منطقة خلیج‌فارس، پائین نگاه داشتن بهای «تمام‌شدة» نفت برای صنایع غرب از طریق تزریق درآمدهای نفتی کشورهای منطقه در زرادخانه‌های ارتش‌های دست‌نشانده بوده. طی دهه‌ها دولت‌های اسرائیل، ایران، عربستان و ... تحقق هدف فوق را به بهترین وجه امکانپذیر کرده‌ا‌ند. در دورة «انقلاب» اسلامی مجری این سیاست استعماری همانطور که دیدیم «محفل جنگ 8 ساله»، همین دارودستة میرحسین موسوی بود. اینجاست که به ارتباط این «دارودسته» با اهداف واقعی کودتای 22 خردادماه بهتر پی می‌بریم.

دمکرات‌ها رویای «سرفرازی» حکومت طالبان جمکران و نفت رایگان در سر می‌پروراندند، به همین دلیل روز 22 خردادماه را برای چنین کودتائی مناسب تشخیص داده بودند، چرا که می‌پنداشتند عدد 22 برای‌شان شانس می‌آورد. کودتای قبلی را هم در 22 بهمن‌ماه به ثمر رسانده بودند. خلاصه همه چیز به خوبی و خوشی پیش می‌رفت. از نخستین ساعات 22 خردادماه رسانه‌های استعمار غرب به دمیدن در شیپور «استقبال گستردة ایرانیان» از «انتخابات» مشغول شده، با انواع و اقسام «طرفداران» حکومت اسلامی مصاحبه‌های گرم و نرم ترتیب می‌دادند، و خلاصه طبق جنجال رسانه‌ای «همه» طرفدار موسوی بودند!

ای بسا سرمست نار و نارجو
خویشتن را نور مطلق داند او
[...]
صد هزاران نام خوش را کرد ننگ
صد هزاران زیرکان را کرد دنگ

البته ما پیش از برگزاری مسابقات مارگیری بارها در مطالب این وبلاگ گفتیم، کسی در مراسم مهوع حکومت شرکت نخواهد کرد، چون اکثریت مردم ایران از این حکومت جنایتکار بیزار‌ند. در هر حال زمانیکه دروغ بزرگ «شرکت 40 میلیون نفر» در مسابقات مارگیری به خورد افکار عمومی در غرب داده شد، کاشف به عمل آمد که اکثریت در این «دروغ بزرگ»، طرفدار احمدی نژادند و موسوی باید با سازمان دادن تظاهرات «خودجوش» خیابانی «مردم» یا پاسدارهای کودتاچی را برای «شکار شهید» وارد صحنه کند تا با برگزاری مراسم سوگواری همچنان تعداد «شهدا» را افزایش دهد. اشکال کار گورکن‌ها این بود که بجز عملة تحکیم وحدت و دارودستة اصلاح‌طلبان، کسی وارد این بازی مهوع نشد.

فعل آتش را نمی‌دانی تو برد
گرد آتش با چنین دانش مگرد
چون ندانی دانش آهنگری
ریش و مو سوزد چو آنجا بگذری

این است دلیل «انسان‌دوست» شدن سه شیخ پلید: هاشمی، خاتمی و کروبی که خواهان آزادی «بازداشت‌شدگان» تظاهرات غیرمجاز شده‌اند. خواست اینان در واقع آزادی چماق‌کش‌های «خودی» است! با بقیة مردم کاری ندارند. در واقع کار حضرات به رسوائی کشیده چرا که میرحسین موسوی نتوانست «جنبش‌مدنی» را به نام خود به ثبت برساند و فعلاً برای تداوم جنجال «حلقة پاک» به راه انداخته، و با گروه کارگزاران و دیگر «فاشیست ـ مسلمان‌ها» به شاخ و شانه کشیدن برای رهبر مفلوک جمکران مشغول است. می‌بینیم که قوة قضائیة جمکران هم هیچ مزاحمتی برای محفل کودتا فراهم نمی‌آورد، همه از اعضای طایفة آب‌منگل‌ها به شمار می‌روند. کودتای 22 خردادماه و تظاهرات آب‌منگل‌ها فقط برای عقب‌راندن ما، مخالفان واقعی این حکومت و به سکوت کشاندن جنبش مدنی صورت پذیرفت. و همچنانکه دیدیم در این تلاش شکست خوردند، چون برخلاف دوران شیرین ریاست جمهوری جیمی کارتر، پنتاگون در دست حزب دمکرات نیست. در نتیجه بهای شکست را جناح هیلاری کلینتون می‌باید پرداخت‌ کند، جناحی که علاقة فراوانی به ریش و نعلین و سازمان دادن به کودتاهای «به نام خدا» دارد.

نفس ما را صورت خر بدهد او
زآنک صورت‌ها کند بر وفق خود

امروز «زلایا»، رئیس جمهور قانون‌شکن هندوراس برای ملاقات با هیلاری کلینتون راهی ایالات متحد شد! روز گذشته همین فرد، «به نام خدا» از ارتش هندوراس می‌خواست حقوق مردم را رعایت کند! بهتر است طایفة آب‌منگل‌ها هم اینبار پیش از «اشغال خیابان‌ها» و عربده‌جوئی و چاقوکشی جهت «صیانت از حقوق مردم» و دیگر دروغ‌های شاخدار «دقیقة کدو» را به درستی دریابند که «در» خواهند یافت!

آن کنیزک می‌شد و می‌گفت آه
کردی ای خاتون تو استا را به راه
کار بی‌استاد خواهی ساختن
جاهلانه جان بخواهی باختن

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو


نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس




فیلترشکن‌های جدید8ژوئیه2009

covermytracks.info
www.mailboxaquatics.com
unblocker-1.info
www.orangeprox.info
livegeek.info
thepowerproxy.info
www.pinkpr0x.info
unblocksitesnow.info
hidingnow.com
meddlingmage.info
gettoblockedsites.info
freeproxys.info
www.surfingisforwork.info
threatens.org
mytradebag.com
onkey.info
cybermask.info
5ya.info
www.popupssuck.info
8az.info
actionanime.info
ghost-ride.info
www.greenpr0x.info
www.blueprox.info
monsterunblocker.info
www.proxywithoutpopups.info
lifeshakestore.com
slaughterblog.com
thewebunblocker.info
unblockwebsitesnow.info
tavsproxy.info
winserv2008.com
www.cookiesproxy.info
www.securityproxies.info
www.thedarkwar.com
www.redpr0x.info
fungamesclub.info
nutritionbeauty.info
www.windowproxy.info
www.popupsproxy.info
https://3309795673.com/0_o.php
www.bluepr0x.info
www.proxy777.info
www.orangepr0x.info
srjohnice.org
sportathletics.info
carphotographs.info
www.accessproxy.info
nositesblocked.info
completepool.info

حلقة «پاک»!





کاهش شاخص بورس در غرب باعث افزایش علاقة بعضی‌ها به «دمکراسی» در ایران و فوران حماقت غلامان‌ ایرانی‌نمای‌شان در غرب نظیر پاسدار محسن سازگارا و شرکاء شده. اینان می‌پندارند که مردم ایران دوران طفولیت سیاسی را طی می‌کنند، و هنوز هم می‌توان برنامة براندازی را با توسل به شیوة‌ تولید و پرورش «شهید» سازمان داد. به همین جهت با «صدوریدن» بیانیه‌های لبریز از بلاهت از مردم می‌خواهند درگیری با بسیج را به مساجد و مراسم مذهبی بکشانند!

«[شاهرودی گفت] نظام قضائی ما [...] نظام موفقی است [...] اگر این اندازه زندانی نداشته باشیم تا این حد ناامنی نخواهیم داشت[...]»
منبع: کیهان، مورخ 4 آذرماه سال 1387 به نقل از وبلاگ رامین مولائی.

دلیل اعدام‌های وحشیانه «تأمین امنیت» ما مردم است! پس جای نگرانی نیست به ویژه که پاسدار سازگارا برای بزرگداشت سالگرد کودتای ناکام 18 تیرماه یک بیانیة گوساله‌پسند «صدوریده»، و میرحسین موسوی هم برای پیگیری حقوق مردم به «حلقة پاک» پیوسته، دفترودستکی به راه خواهد انداخت که «حزب» خوانده می‌شود. برنامة حزب کذا هم فعلاً مشخص نیست! باید ببینیم مذاکرات اوباما با مدودف، تا چه حد دست انگلستان و فرانسه را برای تقویت طالبان در ایران باز خواهد گذاشت.

به دلیل قانون‌مداری گورکن‌ها، میرحسین موسوی، بجای پاسخگوئی در برابر دادگاه، «حزب» تشکیل می‌دهد! حزب کذا به دلیل برخورداری از حمایت لندن و پاریس، حزبی است «داسی ـ دینی»، یا بهتر بگوئیم تلفیق حزب انگلیسی توده است با فالانژهای جیره‌خوار کارخانة‌ رجاله‌پروری. پیشتر روزنامة لوموند فرمان تأسیس چنین تشکل گوساله‌پسندی را تحت عنوان «تشکل دمکراتیک» صادر کرده بود. بله این آخرین شاهکار میرحسین موسوی برای تقویت پوپولیسم اسلامی، عوامگرائی و حفظ منافع ارباب‌ در لندن و پاریس است. گفته می‌شود حزب کذا «سیاسی ـ مردمی» خواهد بود! نمی‌دانستیم حزب غیرسیاسی و ضدمردمی هم وجود دارد! ویژگی حزب کذا همچنانکه می‌توان حدس زد «ابهام» و «مردمی» بودن آن است. بگذریم!

در هر حال، مطالبات ما، مطالبات «گنگ» و «مبهم» ملت و مردم و توده‌ها یا همان تل فاقد هویت نیست. مطالبات ما مشخص و تعریف شده است. چارچوب مطالبات ما را «اعلامیة جهانی حقوق بشر» تشکیل می‌دهد، و به همین دلیل با اعمال خشونت مخالف‌ایم. در نتیجه از مدافعان واقعی دمکراسی می‌خواهیم از همراهی با آشوب‌طالبان و تهاجم به مراسم مذهبی حکومتی خودداری کنند. چرا که هدف چنین تحرکات مزورانه‌ای تخریب جنبش‌مدنی و معرفی آن به عنوان یک حرکت «دین‌ستیز» است.

در وبلاگ «حماسة یک کودتا» گفتیم که پیوستن به صفوف طرفداران موسوی و تکرار شعارهای عزاداران حسینی، می‌تواند جنبش‌مدنی را به بیراهة خشونت بکشاند. به همچنین است ایجاد مزاحمت برای برپائی مراسم مذهبی. درست است که ما به خرافات دین اعتقاد نداریم، ولی بسیاری از مردم اعتقادات دینی دارند و باید اعتقادات‌شان محترم شمرده شود. ما با تهاجم به مراسم مذهبی حتی به مراسم مذهبی حکومتی و ایجاد اخلال در آن مخالف‌ایم. به پاسدار بی‌مقدار «سازگارا» و دیگر غلامان اکبر بهرمانی هم می‌گوئیم مردم ایران ابزار استقرار «حکومت دمکراتیک اسلامی»، مطلوب محفل «ریچارد پرل» نخواهند شد.

همانطور که گفتیم تغییرات واقعی در راه است، و محفل کودتای 22 بهمن برای ایجاد راه بند در برابر این تغییرات است که دور باطل «آشوب و سرکوب»‌ را با توسل به مضحکة انتخابات و تحریک افکار عمومی در کشور شتاب بخشیده. البته نقش بوزینه‌های مخالف‌نما در غرب را در اعمال این سرکوب همه جانبه نمی‌باید نادیده انگاریم. پس از کودتای 28 مرداد، هر گاه حکومت دست‌نشاندة غرب در ایران تضعیف شده، اعضای سازمان ناتو در داخل ایران آشوب به راه انداخته و در خارج مرزها در قفس مخالف‌نمایان را باز کرده «تظاهرات» به راه انداخته‌اند. این روزها همچنانکه شاهدیم بازار تظاهرات مخالف‌نمایان جمکران در غرب رونق فراوان دارد. چماقداران انجمن‌های اسلامی، کنیزکان و غلام‌بچگان سردارسازندگی، تیغ‌کشان نخبة عرصة «هنر» چاه جمکران، و ... و به ویژه اعضای سیرک پنتاگون بسیج شده‌اند تا مطالبات ملت ایران را در پس پردة جنجال و هیاهو به سکوت بکشانند. همچنانکه در بهمن ماه 1357 نیز دقیقاً چنین شد.

سران خائن ارتش هر چند اعلام «بی‌طرفی»‌ کردند، راهگشای استقرار مشتی جنایتکار و روسپی سیاسی در رأس هرم قدرت شدند، کسانیکه نخستین اقدام انقلابی‌شان سرکوب آزادی‌ها و بازگشت به تحجر اسلام بود. دوران نخست وزیری شیخ مهدی بازرگان یا همان «بهار عاظادی»، اعدام‌ها، تعطیلی روزنامه‌ها و دستگیری و اعدام نویسندگان را فراموش نکرده‌ایم. همة این جنایات به برکت «مردم همیشه در صحنه» یا بهتر بگوئیم به برکت اشغال خیابان‌ها توسط ماشاالله قصاب‌ها و زهرا خانوم‌ها امکانپذیر شد. اینان در تبلیغات حکومت، «مردم»، «ملت» و «امت» خوانده می‌شدند، حال آنکه هیچ ارتباطی با مردم ایران نداشتند. همچنانکه امروز «مردم» مورد اشارة‌ میرحسین موسوی نیز هیچ ارتباطی با مردم ایران ندارد.

به گزارش نووستی، مورخ 6 ژوئیه 2009، از پایگاه اطلاعاتی اعتمادملی، میرحسین موسوی در بیانیة اخیر خود تأسیس یک حزب «سیاسی ـ مردمی» را به بینوایان فرهنگی «مژده» داده. این همان حزب «داسی ـ دینی» است که از تلفیق حزب پوپولیست توده و فالانژهای «پیرو خط امام» ایجاد خواهد شد، حزبی «پاک» که با احزاب «نجس» همکاری نخواهد کرد. در حزب «پاک» چماقداران ارسالی از لندن همچون «ابوالفضل فاتح»، مسئول ستاد تبلیغات موسوی، و به ویژه وزیر اسبق نفت، بیژن نامدار زنگنه حضور به هم می‌رسانند.

پیشتر گفتیم که «برادر» بیژن، از طریق پری زنگنه، یک پا در محفل دلال اسلحه، «عدنان کشوقی» دارند و یک پا در محفل اسرائیل‌پرستان فرانسه از جمله برنار هانری لوی. خلاصه حزب کذا تمام ویژگی‌های بستنی «پاک»‌ و فاشیسم «حزب جمهوری اسلامی» را داراست. بستنی‌های «پاک» که پیش از ظهور خردجال در ایران تولید می‌شد، مثل بستنی‌های ینگه دنیا، طعم کف صابون می‌داد. حزب جمهوری اسلامی که پس از ظهور خردجال، توسط آخوند بهشتی در ایران تأسیس شد، بر طبل «مردم» می‌کوبید. این حزب مانند «نهضت عاظادی» و حزب توده کارنامة درخشانی دارد. تحمیل قانون اساسی توحش در سایة جنجال‌های اشغال سفارت آمریکا، کودتای خزنده علیه بنی‌صدر و کشتار و سرکوب مخالفین از اهداف مردمی این حزب بود. افسوس که به دلیل شکست طرح تجزیة ایران از طریق جنگ، اربابان حکومت اسلامی دلیلی برای وجود آیت‌الله بهشتی، امام جمعة ارسالی ساواک به مسجد هامبورگ و رئیس دیوانعالی نظام مقدس ندیدند و حضرت آیت‌الله را در مقر حزب‌شان با یک تن مواد منفجره به ملاقات حوریان بهشتی فرستادند. بعد هم خمینی دجال تشکیل«حزب» را عامل «تفرقه» در میان «مردم» خواند و ایجاد هرگونه تشکل سیاسی را هم ممنوع کرد!

به مرور زمان در راستای تقسیم کاذب، یا همان تکثیر آمیبی،‌ تشکل‌های پوشالی نظیر کارگزاران، اصولگرایان، اصلاح‌طلبان و مشارکت و اعتماد ملی به راه افتاد که همگی در واقع «موضع مشترکی» دارند: تحمیل مقدسات اسلام بر عرصة سیاست جهت سرکوب مردم. تشکل نوین میرحسین موسوی هم خارج از این روند سرکوب نخواهد بود. موسوی جنایتکار در آخرین بیانیة خود اعلام داشته:

«گروهی از نخبگان برآنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق مردم را پیگیری کنند ... اینجانب نیز به این جمعیت می‌پیوندم.»

بله در جمکران، احزاب و تشکل‌ها همه «معنوی» و پوچ‌اند، خلاصه بگوئیم، برنامة «اقتصادی» ندارند، اساسنامه ندارند، و فقط شعار مبهم و ابلهانه تحویل ملت می‌دهند. پس کاملاً طبیعی است که میرحسین موسوی و شرکاء برای «پیگیری صیانت از حقوق مردم» از همین محافل تشکیل دهند، و در جایگاه قوة قضائیه بنشینند تا آشوب پیرامون شبه‌انتخابات را از طریق «قانونی» تداوم بخشند. جالب اینجاست که نخبگان کذا به ویژه شخص نامدار زنگنه همچون میرحسین موسوی از جنایتکاران و چپاولگران ثروت‌های ملی است! بین خودمان بماند هیچکس در حد اینان برای صیانت از حقوق مردم «صلاحیت» ندارد. نووستی در ادامه به نقل از «اعتمادملی» می‌افزاید:

«موسوی در طول مناظره‌های خود بارها از حلقه‌ای نام برد [...] که نه تنها پاک هستند [...] که هیچگونه مشکل مالی ـ سیاسی نداشته‌اند. محمدرضا حسینی بهشتی، علیرضا حسینی بهشتی، بیژن نامدار زنگنه، ابوالفضل فاتح، قربان بهزادیان نژاد، علی عرب مازار[...]»

هیچکس نمی‌پرسد چرا «شبه‌انتخابات» 22 خردادماه اینچنین مورد توجه بوق‌های استعماری قرار گرفته؟ اینهمه توجه برای این است که شوت‌وپرت‌ها نمی‌دانند، آنچه در رسانه‌ها پخش می‌شود همان است که «همه» می‌باید «بدانند!» و در این راستا آنچه همه باید بدانند، همان «طرفداری» 40 میلیون ایرانی از حکومت توحش است، و خصوصاً پایمال شدن حق جنایتکاری به نام میرحسین موسوی. آنچه همه می‌توانند و باید بدانند این است که در حکومت توحش الهی انتخابات وجود دارد، و طی سه دهه این انتخابات در کمال سلامت برگزار شده، فقط از 22 خردادماه به بعد ناگهان همه برای پایمال کردن حق حسین مظلوم «تقلب» به راه انداخته‌اند! اگر نه موسوی با آراء حدود سی میلیون ایرانی «نیست ‌در جهان» تاجگذاری می‌کرد، و پرزیدنت اوباما دیگر در برابر روسیه چنته‌اش اینچنین خالی نمی‌ماند.

می‌بینیم که مضحکة 22 خردادماه سخت به حال «پروپاگاند» و تحریک افکار عمومی مسلمین «مفید» می‌نمود. در نتیجه همة رسانه‌های جهان غرب کودتای 22 خرداد را در بوق و کرنا گذاشتند. می‌دانیم که هر چه برای پروپاگاند رسانه‌ای سودمند باشد، برای چپاول نیز مفید خواهد بود. پیشتر گفتیم که هدف نهائی پروپاگاند رسانه‌ای جنگ افروزی جهت سرکوب و چپاول است، و به همین دلیل است که «انتخابات» حکومت نوکری عموسام اینچنین با استقبال فراوان روبرو شده. در این گیرودار آنچه نصیب ما ملت شد، بازداشت، قتل و سرکوب هم میهنان‌مان، خشونت، تهدید و ارعاب توسط حکومت منفور جمکران و اربابان‌اش بوده.

به موازات ملاقات «اوباما ـ مدودف» در مسکو، امروز «گوردون براون ـ سرکوزی» هم با یکدیگر در «اویان» ملاقات کردند! و خلاصه معلوم شد اوضاع سخت خراب است و براندازی و آشوب در ایران می‌تواند همچون دست مسیح، ‌ الاغ مردة «لازار» را جان دوباره بخشد. حداقل بعضی‌ها چنین می‌پندارند. ولی ما حضورشان عرض می‌کنیم، دوران تشکیل دمکراسی و سوسیالیسم «به نام خدا» به ویژه در ایران دیگر به سر رسیده. جنبش‌ مدنی انسان‌محور است و بیگانه با شعارهای گنگ و متناقض استعماری.

می‌آیم،‌ می‌آیم
و آستانه پر از عشق می‌شود
و من در آستانه به آن‌ها که دوست می‌دارند
و دختری که هنوز آنجا
در آستانة پر عشق ایستاده
سلامی دوباره خواهم داد

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو


نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس




فیلترشکن‌های جدید7ژوئیه2009

healthness.org
nutritionbeauty.info
www.cookiesproxy.info
newmerengue.info
mfia.info
www.websurfinganonymous.info
monsterunblocker.info
www.accessproxy.info
rdio.info
www.popupsproxy.info
fungamesclub.info
www.proxywithoutpopups.info
www.surfingisforwork.info
www.rocknproxy.info
5ya.info
www.ezfreeinternet.com
https://acmeserv.com
www.popupfreeproxy.info
www.pinkpr0x.info
www.windowproxy.info
mytradebag.com
www.ezfreeworld.com
completepool.info
winserv2008.com
skipbyschool.com
www.orangepr0x.info
tezi.info
carphotographs.info
www.unrestrictedarea.be
www.greenpr0x.info
www.proxy777.info
www.limepr0x.info
www.blueprox.info
srjohnice.org
www.proxynopopups.info
rjnox.com
nhut.info
livegeek.info
covermytracks.info
www.ticklemeprox.info
www.enjoyanonymous.info
tavsproxy.info
kncifm.net
www.mailboxaquatics.com
proxycommander.com
www.tealprox.info
windowz7.net
www.securityproxies.info
www.thedarkwar.com
https://3309795673.com/0_o.php

July 2009
S M T W T F S
June 2009August 2009
1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31