Skip navigation.

دجال و رجاله!





هین که دجال بیامد بگشا راه مسیح
هین که شد روز قیامت ...

ما از همة طرفداران آزادی بیان و دمکراسی می‌خواهیم از تجمع در خیابان و از شرکت در هرگونه تظاهرات، به ویژه تظاهرات مخالف‌نمایان خودداری کنند. این تظاهرات فقط با هدف سرکوب ملت ایران سازمان داده می‌شود تا حاکمیت جنایتکار آمریکا را در جایگاه «مدافع حقوق بشر» تثبیت کند. به همین دلیل است که سنای ایالات متحد برای دفاع از حقوق بشر در ایران قصد اعطای «اختیارات ویژه» به رئیس جمهور را دارد.

به پیشنهاد جوزف لیبرمن که می‌دانیم از طرفداران پروپاقرص «حقوق‌بشر» است، سنای آمریکا می‌خواهد به رئیس جمهور آمریکا اختیاراتی اعطاء کند که او بتواند برای «دفاع از حقوق بشر»، به ویژه در ایران دست به عمل بزند. این خبر«خوش» در رادیوفردا، مورخ 29 دسامبر 2009، انتشار یافته. می‌بینیم که اهدای «نوبل صلح» به اوباما حکمتی داشت! محفل نوبل شکمش را برای یک جنگ خوب صابون زده. باری، به گزارش رادیوفردا، لیبرمن همچنین تأکید کرده که «مذاکرات هسته‌ای حقوق‌بشر را نیز شامل می‌شود». خلاصه سال 2010 میلادی اگر ما ملت شانس بیاوریم، سرنوشتی مشابه عراق و افغانستان خواهیم داشت، ‌ اگر نه، بجای ارتش آمریکا یک کاروان خردجال دیگر برای‌مان به راه می‌اندازند.

همچنانکه پیشتر گفتیم، خطبة اول نماز جمعة پیشین در واقع «پیام» ارباب به گروه طاعون سبز و رهبران‌اش برای تداوم آشوب‌ها بود. در راستای همین پیام است که سایت‌های بی‌بی‌سی و صدای‌آمریکا تصویر تهاجم گروه‌های ضربت به مأموران انتظامی حکومت اسلامی را به عنوان تصاویر «درگیری مردم» با نیروهای مذکور به مخاطب حقنه کرده به زبان بی‌زبانی از ایرانیان می‌خواهند تا از این نوع «مردم» یاد بگیرند! البته این تصویر دوست‌داشتنی توسط فرانس پرس مخابره شده و بی‌بی‌سی هم «محض احتیاط» و در واقع برای اطمینان دادن به مخاطب ‌هالو ،‌ صورت مهاجمین را پوشانده تا بدانیم و آگاه باشیم که اگر چهرة مهاجمین مشخص شود، جان‌شان در خطر خواهد بود، درصورتیکه چنین نیست! ما این تصویر را منتشر می‌کنیم تا هم سرداران جمکران با چهرة چماقداران آیندة کشور آشنا شوند، و هم شوت‌وپرت‌ها که در خیابان عربده می‌کشند، بدانند چه آیندة درخشانی در انتظارشان نشسته: حکومت اوباش نظامی بدون ریش و بدون نعلین!

از قدیم گفته‌اند مستی و راستی! همة مقامات حکومت اسلامی با دیدن جمال بی‌مثال ارباب مست شده و راست می‌گویند،‌ به ویژه پاسدار ال‌لاریجانی و پرزیدنت «‌ال‌مهرورزی»! و اما از رسانه‌های جمکران هم بگوئیم که از خود بیخود شده، پریشان می‌گویند ولی در این میان شهربانی کلنل آیرون‌ساید و ساواک حواس‌شان خیلی خیلی خوب جمع است، و به تمرین همان برنامة بهمن1357 ‌مشغول‌ شده‌اند. روند کار اینان اعزام نیروهای ویژة نظامی، یا همان گروه‌های ضربت با لباس مبدل به خیابان‌ها جهت تهاجم به نیروهای انتظامی است. نیروهائی که از قضای روزگار فاقد سلاح گرم هم هستند! روشن‌تر بگوئیم هدف از این عمل خداپسندانه، یعنی ایجاد درگیری بین نیروهای ضربت و نیروهای انتظامی این است که نخست به نیروهای انتظامی تفهیم کنند که در برابر «مردم»، یعنی در برابر همان نیروهای ضربت با لباس مبدل که از قضای روزگار به انواع فنون رزمی مسلط‌اند، جز باتوم هیچ سلاح دیگری نخواهند داشت و اگر در برابر چنین «مردمی» قرار گرفتند می‌باید فرار را بر قرار ترجیح دهند، در غیر اینصورت خون‌شان پای خودشان خواهد بود.

همچنانکه در تصویر فوق می‌بینیم، دو سه تن از «مردم»‌ کذا بدون نقاب و بدون حجاب، با شلوار جین و کفش ورزشی در کمال «خونسردی» و با بهره‌گیری از مهارت‌های رزمی خود مشغول کتک زدن مأموران انتظامی هستند. مهاجمان کذا کوچک‌ترین نگرانی از عواقب عمل خود ندارند، چرا که مأموریت دارند با ایجاد تزلزل در نیروهای انتظامی، نه تنها زمینة‌ سرکوب را گسترش دهند که برای کاروان خردجال آینده نیز زمینة مناسب را فراهم آورند. همچنانکه در سال 1357 نیز با ایجاد درگیری در بطن نیروهای مسلح همین تزلزل مطلوب برای فروپاشانی به وجود آمد.

باری در تصویر کذا می‌بینیم، نیروهای انتظامی به سلاح گرم مجهز نیستند و مهاجمین نیز گویا بخوبی از این امر آگاه‌اند! چرا که اگر این افراد مسلح می‌بودند به محض آغاز تهاجم به یکی از آنان، دیگران می‌بایست به سوی مهاجم یا مهاجمین آتش می‌گشودند، ولی می‌بینیم که هیچیک از نیروهای انتظامی اسلحه به دست ندارد و حتی یکی از آنان در حال فرار دیده می‌شود! در محل این درگیری «مردمی»،‌ جمعیت به چشم نمی‌خورد، به عبارت دیگر از محل تظاهرات فاصله داریم! پس خوب به این تصویر بنگریم که «تظاهرات مسالمت‌آمیز»،‌ «خط امام» و توحش جنبش سبز را متجلی می‌کند. عربدة حاکمیت آمریکا و شرکای‌ا‌ش در سازمان ناتو برای دفاع از همین قماش حقوق و مطالبات به آسمان برخاسته. خشونت و توحشی که در این تصویر می‌بینیم، بازتاب اهداف واقعی رهبران خودفروختة جنبش سبز و اربابا‌ن‌شان در لندن و واشنگتن است. حال که از «اصل مطلب» یعنی آغاز روند «خودبراندازی»‌ حکومت اسلامی آگاه شدیم بازگردیم به سخنان شیرین مقامات جمکران و در این مسیر از پاسدار لاریجانی آغاز کنیم که اخیراً در مصر به پابوس اهودباراک و نتان‌یاهو شتافته بود و یک «ده‌فرمان» نیز از دست‌های مقدس نخست‌وزیر اسرائیل دریافت کرد.

البته این ده فرمان با آن ده‌فرمان «بی‌بی‌گوزک‌های» کتب مقدس هیچ ارتباطی ندارد. ده فرمان نوین توسط حزب کارگر و لیکود در اسرائیل، تحت عنوان «رموز مملکت‌داری» و ویژة حکومت اسلامی تنظیم شده. خلاصه بگوئیم، این ده‌فرمان «قطب‌نمای بصیرت» را به دست جمکرانیان می‌دهد. وقتی پاسدار علی‌کوچیکه از مصر به تهران بازگشت علاوه بر رساندن پیام نتانیاهو به سرداران در مورد بازارگرمی برای حاجیه عبادی،‌ سه فرمان از ده‌فرمان کذا را به تساوی و با رعایت «عدالت علوی» بین مهرورزی، آیت‌الله مکارم شیرازی و شخص شخیص خود تقسیم کرده، هفت فرمان باقیمانده را نیز به برادر عیال‌اش، یعنی استاد «علی مطهری» تقدیم کرد. و اینچنین بود که خواهر شیرین عبادی را دستگیر کردند تا حاجیه عبادی نتوانند به دفاع از حقوق‌بشر ادامه دهند. اما حاجیه عبادی از آن بیدها نیست که از این بادها بلرزد، ایشان بلافاصله یک بیانیة سرشار از بلاهت صادر کرده به جهانیان گفتند،‌ «به خواهرم گفته بودند اگر خانه‌اش را عوض نکند، و منهم به دفاع از حقوق‌بشر ادامه دهم دستگیر خواهد شد!» متن این بیانیه با کد: 11418 در سایت پیک ایران مورخ 8 دیماه 1358 منتشر شده.

دل چه خورده‌ست عجب دوش که من مخمورم
یا نمکدان که دیده‌ست که من در شورم
بوی جان هر نفسی از لب من می‌آید
تا شکایت نکند جان که ز جانان دورم

بله عبادی خیلی از حقوق‌بشر دفاع کرده، به ویژه از حقوق افتخار به دین و مذهب، عزاداری، پهن‌کردن سجاده، حق «صیغه شدن» دختربچه‌ها، حق سنگسار و قصاص، حق مهمل‌گوئی، مداحی‌آخوند، ستایش از آخوند منتظری، و از همه مهم‌تر دفاع از حقوق «مشاهدة روح» منتظری بر دوش فرشتگان بهشت و ... و خلاصه دفاع از حقوقی که هیچ ارتباطی با اعلامیة جهانی حقوق ‌بشر نداشته، ندارد و نخواهد داشت. خوانندگان گرامی! تصدیق می‌کنید که فعالیت‌های «دمکراتیک» حاجیه عبادی به ویژه در ماه مبارک محرم، ارکان نظام «یزید» زمان را حسابی به لرزه درآورده، و خلاصه «یزیدیان» خواهرش را نیز به همین دلیل دستگیر کردند، باشد که تنور یخ‌زده کنیزکان مطبخی کاخ سفید گرم بماند، و اهالی مرز پرگهر تحفة‌ محفل نوبل را از یاد نبرند. پس ما هم عبادی را رها کرده بازمی‌گردیم به ده‌فرمان اهدائی اهودباراک و نتانیاهو به پاسدار ال‌لاریجانی، ملقب به علی‌کوچیکه!

دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم
مست بخشایش او گشتم و جان بخشیدم
جهت مهر سلیمان همه تن موم شدم

همچنانکه گفتیم سه فرمان از ده‌فرمان بین لاریجانی، مهرورزی و حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی تقسیم شد، و هفت فرمان دیگر را به علی مطهری دادند که «طرح 7 ماده‌ای آشتی»‌ ارایه کند. آیت‌الله مکارم به محض مشاهدة تک فرمان کذا پرسشی بس عمیق مطرح کردند که در سایت تابناک منعکس شده. ایشان فرمودند، «آیا عقل اجازه می‌دهد‌ که دشمن را شاد کنیم؟» بله، ژرفای این پرسش چنان بود که نویسندة این وبلاگ در آن غرق شده و هم اینک ادامة‌ مطلب را از اعماق اقیانوس خرد حضرت آیت‌الله می‌نویسد. باری از آنجا که واژه‌های «عقل»، «دشمن» و «شادی» در زبان ملایان تعریف مشخصی ندارد، پاسخ به این پرسش حکیمانه برای‌مان مقدور نیست، پس برویم به سراغ تک فرمان پاسدار لاریجانی. ایشان که از تظاهرات حکومتی روز عاشورا سخت به وجد آمده بودند، ضمن هشدار به رهبران «مخالفان» از آنان خواستند راه‌شان را از جریان «زشت‌کار» جدا کنند. البته به نظر می‌رسد، روی سخن پاسدار لاریجانی بیشتر با میرحسین باشد که با صدور بیانیه‌های الکی به پوچ سازی یا تهی‌کردن مطالبات مخالفان حکومت از محتوای مادی‌شان اشتغال دارد.

اظهارات لاریجانی در سایت «رادیوفردا»، مورخ 8 دیماه سالجاری موجود است. پاسدارلاریجانی دارودستة موسوی را «چپ» و مخالفان حکومت توحش را «ضدانقلاب» معرفی کرده. چه خوب شد که فهمیدیم در جمکران، فاشیسم اسلامی و خط تحجر «امام» سیزدهم را «چپ» می‌خوانند! باری در همین جمکران یک جریان «چپ» وجود دارد که همچون دیگر گروه‌ها و تشکل‌های مبهم «سیاسی» در حکومت اسلامی، جیره‌خوار شبکة آمریکائی دلالان اسلحه و قاچاقچیان «شریف» مواد مخدر است، و خود را «مستقل» و ضدامپریالیست هم معرفی می‌کند. بقیه، یعنی ملت ایران که با کل این حکومت مزدور و بیگانه‌پرست مخالف‌اند، در ردة «زشت‌کاران» قرار گرفته و علی‌لاریجانی «حکم جنگ» با آنان را صادر فرموده‌اند.

علی‌کوچیکه می‌فرماید، تظاهرات روز عاشورا «جنگ با خدا»‌ بود و خلاصه تظاهرکنندگان طبق قوانین حکومت توحش «محارب» شناخته شده و باید کشته شوند! لاریجانی همچنین نانی هم به ارباب خود یعنی اوباما قرض داده، و او را حامی مخالفان حکومت معرفی می‌کند حال آنکه اوباما و شرکاء، به گواهی مواضع‌شان از فدائیان اسلام و آخوند و ریش و نعلین به شمار می‌روند. با این وجود جیره خواران‌ در جمکران اصرار فراوان دارند تا اینان را مدافع حقوق‌بشر جلوه دهند، باشد که بر جذابیت‌شان بیفزایند. این واژگون نمائی در راستای سیاست «تابوسازی» صورت می‌پذیرد. از قضای روزگار، حنازرچوبه نیز با توسل به همین شیوة مزورانه به تبلیغ برای رضاپهلوی پرداخته! بگذریم و بازگردیم به طرح 7 ماده‌ای «آشتی»، ساخته و پرداختة علی مطهری.

استاد مطهری کوچیکه می‌پندارد دولت جمکران و رهبران طاعون سبز «حق انتخاب» هم دارند و می‌توانند مسیر خود را به دلخواه انتخاب کنند. به عبارت دیگر این نابغة بزرگ جهان اسلام هنوز پیام قتل‌های سیاسی اخیر، به ویژه ترور خواهرزادة میرحسین مفلوک را نگرفته! پس مهملات علی مطهری را رها کرده می‌رویم به سراغ مهرورزی که در حنازرچوبه، ‌مورخ 8 دیماه سالجاری به راستی حق مطلب را ادا کرده، و می‌گوید، حوادث عاشورا نمایشنامه‌ای استعماری بود!

رأی او دیدم و رأی کژ خود افکندم
نای او گشتم و هم بر لب او نالیدم
او به دست من و کورانه به دستش جستم
من به دست وی و از بیخبران پرسیدم
ساده دل بودم یا مست و یا دیوانه
ترس ترسان ز زر خویش همی دزدیدم

بله از حق نگذریم مهرورزی در مورد بخشی از حوادث کذا واقعاً راست می‌گوید:

«[...] نمايشنامه‌اي که صهيونيست‌ها و آمريکائي‌ها آن را سفارش دهند و بليت‌اش را پيش‌خريد کنند فقط خودشان تماشاچي آن هستند. دکتر محمود احمدي‌نژاد [...]‌ در محل نهاد رياست‌جمهوري [حوادث روز عاشورا را ] نمايشي تهوع‌آور [خواند].»

اتفاقاً ما هم باپرزیدنت مهرورزی موافق‌ایم! فقط گویا «مستر» پرزیدنت فراموش کرده‌اند که همچون دیگر مقامات حکومت جمکران خود ایشان نیز از بازیگران اصلی همین نمایشنامة مهوع به شمار می‌روند! باری حنازرچوبه سخنان پرزیدنت مهرورزی را با کد: 867215 منتشر کرده. ما هم به مهرورزی توصیه می‌کنیم نگاهی به عکس فرانس پرس در این وبلاگ بیاندازد و به ما توضیح دهد، باتوجه به شرایط موجود، به چه دلیل در صدد پاسخگوئی به نمایشنامة استعماری برآمده و قصد برپائی یک نمایش مهوع دیگر را دارد؟ ایشان همچنین به ما بگویند چرا «ناجا»، همچون رژیم شاه که سربازان وظیفه را در بحران سال 57 در برابر مهاجمان خیابانی قرار داده بود، نیروی انتظامی فاقد تجربه و غیرمسلح را در برابر جمعیت خشمگین قرار می‌دهد؟ همچنین می‌خواهیم بدانیم در روزهای تاسوعا و عاشورا کدام نهاد حکومت قدرقدرت اسلامی گروه‌های ضربت را با لباس مبدل برای تهاجم به نیروی انتظامی به خیابان‌ها آورده بود؟ اگر حوادث روز عاشورا ساخته و پرداختة دست استعمار است، که هست، مسلماً گروه‌های ضربت کشور امام زمان نیز از همان استعمار دستور می‌گیرند که در برخوردهای «رزمی» با نیروهای انتظامی از چنین «آزادی‌هائی» برخوردار شده‌اند! البته انصاف داشته باشیم! جماعت «تظاهرکننده» در این عکس، همانطور که تمام رادیو همبونه‌های پر از چرک و کثافت در بوق گذاشته‌اند، رفتاری بسیار «مسالمت‌آمیز» و عاری از هرگونه «خشونت» دارند! و بی‌دلیل نیست که حاکمیت آمریکا برای دفاع از حقوق اینان پای به میدان ‌گذاشته.

هین که دجال بیامد ...

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ زی دو




فیلترشکن‌های جدید30دسامبر2009

unshnic.co.cc
mangjoses.co.cc
randomanon2.info
nolocks3.info
virtualz.cz.cc
kissmyspace.info
4dump.info
spydox.net
phproxyfacebookproxy.cn
fsmff.com
privatewarcraft.com
jeraf.net
erashift.com
hiderboss.info
inetjump.com
diamondproxie.co.cc
amigori.co.cc
proxybanter.co.cc
starsurfer.co.cc
nolimitation.co.cc
trudizliit.co.cc
ablysi.co.cc
forextrinity.co.cc
spaceburner.com
madsmenz.co.cc
saky.info
httpswebsurf.info
scrutinzed.co.cc
pdqproxy5.info
eaglefinance.co.cc
youmean.co.cc
randomanon3.info
chargein.info
latinbonanza.co.cc
freeandexproxy5.info

تودة «سازنده»!





من در میان تودة‌ سازنده‌ای قدم به عرصة‌ هستی نهاده‌ام
که گر چه نان ندارد اما بجای آن
میدان دید باز و وسیعی دارد
و افتخار اینرا دارد
که می‌تواند
[...]

بله، می‌بینیم که پرسوناژهای مقدس «عاشورا» یکی پس از دیگری خلق می‌شوند. ابتدا از میرحسین جلاد یک «حسین» ساختند، و روز گذشته یک «ابولفضل‌العباس» بر این کاروان استعماری افزوده شد. همچنانکه در وبلاگ‌های اخیر گفتیم روند مقدس تبدیل میرحسین به «تابو» می‌باید بر بی‌بی‌گوزک‌های کربلا منطبق باشد. در این راستا با قتل فرضی یا واقعی خواهرزادة میرحسین موسوی که 35 سال داشت، پرسوناژ «ابولفضل» نیز به کاروان مقدس میرحسین پیوست. چرا که بر اساس روایات و قصص آخوندهای شیعه، حضرت ابولفضل‌العباس نیز هنگام «شهادت» 35 بهار را پشت سر گذارده بودند. در تکمیل این روند گوساله فریب،‌ اربابان حکومت اسلامی در لندن و واشنگتن یک اصل اساسی را فراموش کرده‌اند و آن اینکه ابوالفضل کربلای تهران، همچون میرحسین جلاد هیچ ارتباطی با دمکراسی و اعلامیة جهانی حقوق بشر ندارد!

مردم،
گروه ساقط مردم
[...]
در زیر بار شوم جسدهاشان
از غربتی به غربت دیگر می‌رفتند

در تأئید وبلاگ «فهرست طلائی» تکرار می‌کنیم، ‌ آن‌ها که در خیابان‌های شهر به زد و خورد با نیروهای انتظامی مشغول‌اند،‌ همچون رهبران طاعون‌سبز، با مطالبات دمکراتیک ملت ایران بیگانه‌اند. و استعمار دیگر نمی‌تواند همچون روزهای طلائی سال1357، با توسل به برنامة «شهیدسازی» و تحریک افکار عمومی چهرة کریه فاشیسم را به زیور آزادی و استقلال بیاراید.

آن‌ها غریق وحشت خود بودند
و حس ترسناک گنهکاری
ارواح کور و کودن‌شان را
مفلوج کرده بود

ما هیچ دلیلی نمی‌بینیم برای ابراز مخالفت با یک حکومت سرکوبگر از یک گروه سرکوبگر دیگر حمایت کنیم. کسانیکه به بهانة مخالفت با خامنه‌ای و احمدی‌نژاد زیر علم آخوند منتظری سینه می‌زنند در سنگر فاشیسم نشسته‌اند، و 4 کشور حاضر در نشست گوادالوپ، ‌ یعنی ایالات متحد، انگلستان، فرانسه و آلمان نیز در همین سنگر لنگر انداخته‌اند. به یاد داریم که در نخستین روزهای ژانویة 1979، سران 4 کشور کذا با حمایت آشکار از «فاشیست ـ مسلمان‌ها» خواهان کناره‌گیری شاه ایران شدند. امروز هم‌اینان برای سازمان دادن به یک براندازی دیگر خیز برداشته و از سرکوب تظاهرکنندگان «انتقاد» به عمل می‌آورند.

گاهی جرقه‌ای، جرقة ناچیزی
این اجتماع ساکت بیجان را
یکباره از درون متلاشی می‌کرد
آن‌ها به هم هجوم می‌آوردند

البته به یاد داشته باشیم که حکومت اسلامی، همچون هر حکومت پوشالی و دست‌نشاندة‌ استعمار در هرحال «خودبرانداز»‌ است. به محض اینکه منافع اربابان حکومت اقتضا کند، کشور ایران به صحنة آشوب تبدیل خواهد شد. و از آنجا که منافع کذا با انواع تشیع از علوی،‌ صفوی، ‌اموی و نبوی پیوند مستقیم دارد، آشوب‌ها نیز باید با مراسم آئینی تشیع تقارن زمانی داشته باشد. سی سال پیش هم سه روز پس از خروج شاه، تظاهرات «مردمی» تاسوعا و عاشورا به جهانیان و به ویژه به ما ملت ثابت کرد که همة‌ «مردم» ‌اسلام را می‌خواهند و برای اسلام «انقلاب» هم کرده‌اند. حال آنکه در پس پردة تظاهرات کذا،‌ ژنرال هویزر و همراهان گرم «مذاکرات»‌ با سران ارتش بودند تا ارتش نیز همچون آخوندجماعت «در کنار مردم» قرار گیرد. امروز هم تشکل‌های مزدور چپ‌نما از جمله «فدائیان خلق اکثریت» در همین راستا بیانیه صادر کرده، خواهان پیوستن نیروهای نظامی به «مردم» ‌شده‌اند! باشد که از این مفر «فدائیان» بتوانند 30 سال دیگر هم برای اربابان‌شان زمینة تاراج و تخریب در ایران فراهم آورند.

خورشید مرده بود، و فردا
در ذهن کودکان
مفهوم گنگ و گمشده‌ای داشت

روز گذشته، با تهاجم نیروهای ویژة نظامی به نیروهای انتظامی حکومت اسلامی، روند «خود براندازی» استعماری پای به مرحلة نوینی گذارد. و البته این برنامة شناخته شده که مشابه آنرا در پائیز سال 1357 نیز شاهد بودیم در رادیو «همبونه‌های پر از چرک و کثافت و مرض» به عنوان «درگیری مردم» با نیروی انتظامی معرفی شده! ولی آن‌ها که به نیروهای انتظامی حمله می‌کنند، فقط لباس «مردم» عادی بر تن دارند! اینان همان چماقداران حکومت آینده‌اند و بیانیه‌های مزورانة چپ‌نمایان جیره خوار غرب در واقع حمایت از چماقداران «حکومت آینده» می‌باید تلقی شود. به همین دلیل است که همچون سال 1357، هم‌سوئی داس‌الله، حزب‌الله و تفنگ‌فروش‌های غرب را شاهدیم.

من به آوار می‌اندیشم
و به تاراج وزش‌های سیاه

امروز طاعون سبز در داخل و پامنبری‌های‌اش در خارج مرزها، هم‌صدا با سران 4 کشور حاضر در نشست گوادالوپ در حمایت از آشوب‌طلبان و قانون‌شکنان بیانیه صادر می‌کنند. چرا؟ چون منافع آشوب به بانک‌های غرب سرازیر می‌شود. و شاهدیم که دولت قدرقدرت جمکران نه تنها در برابر دخالت اربابان و حمایت‌شان از آشوب‌طلبان خفقان اختیار کرده که جهت گسترش دامنة آشوب رسماً به لشکرکشی خیابانی تداوم می‌بخشد. روز گذشته، اراذل طاعون سبز تظاهرات غیرقانونی به راه انداختند و یک «ابولفضل» شهید هم تولید کردند. فردا قرار است حامیان دولت تظاهرات کنند. مسلم است که در تظاهرات «قانونی» طرفداران دولت، اوباش مخالف‌نما هم حضور خواهند یافت تا بازار زدوخورد و درگیری خیابانی کساد نشود، و احتمالاً چند شهید دیگر هم تولید کنند تا برسیم به عدد جادوئی 72 تن! و از این مراسم «مرده کشی»، به آن مراسم «مرده‌پرستی» برویم و همچنان دامنة مرگ و سوگواری را در کشور گسترش دهیم، چرا که در این مراسم روضه و زوزه اگر برای ما ملت جز خشونت و تخریب هیچ نیست برای دیگران «نفت» فراوان هست. این است دلیل شیفتگی غرب به طالبان، به ویژه طالبان خوب و «میانه‌رو»!

اشغالگران کشور افغانستان، و در رأس‌شان آنگلوساکسون‌های دو سوی آتلانتیک هو و جنجال به راه انداخته‌اند که می‌باید با «طالبان خوب» و نازنازی که سلاح بر زمین می‌گذارند مذاکره کنیم! حال آنکه اگر آنگلوساکسون‌ها تجهیز طالبان را متوقف کنند، همة طالبان از خوب و بد و متوسط خلع سلاح خواهند شد. این پروپاگاند ابلهانه که در مصاحبة دیوید میلی‌بند هم مطرح شده بود، در راستای جنجال پیرامون خلع سلاح هسته‌ای آمریکا و اسرائیل قرار می‌گیرد.

در واقع ایالات متحد از تابستان سالجاری دیگر هیچ نیازی به سلاح هسته‌ای ندارد، چرا که به توپ‌های لیزری مسلح شده و می‌تواند اهداف ثابت و متحرک را از راه دور نابود کند. در نتیجه همة متحدان آمریکا در ناتو می‌توانند سلاح‌های هسته‌ای خود را نابود کرده، در تبلیغات رسانه‌ای، جامعة بشری را هم مدیون خود کنند. این مختصر را گفتیم تا بوق‌های آمریکا در جمکران از جمله پاسدارلاریجانی و منوچهر متکی و دیگران بیش از این ارباب‌شان را برای خلع سلاح هسته‌ای تحت فشار نگذارند! همین روزهاست که بشنویم، به دلیل پافشاری نوکران آمریکا در جهان اسلام، هم اسرائیل و هم ایالات متحد سلاح‌های هسته‌ای خود را نابود کرده‌اند و این عمل در رسانه‌های غرب «پیروزی بزرگ» اتحاد جماهیر نوکری بر آمریکا و اسرائیل خواهد بود. در نتیجه، حکومت جمکران هم‌صدا با مطرب‌های پنتاگون خواهد ‌خواند: ما دیگه پیروز شدیم ...

و این «پیروزی بزرگ» در واقع ثابت می‌کند که آمریکا در برابر «قدرت» جهان اسلام سر تعظیم فرود آورده. مسلماً برای بزرگداشت این پیروزی در کاخ سفید، مراسم برگزاری «نماز شکر» به امامت «مایک همر» برپا خواهد شد و خطبه‌های پیش از نماز را نیز یکی از کنیزهای مطبخی کاخ سفید ایراد می‌کند، تا همه بدانند و آگاه باشند که ایالات متحد از «حقوق برابر» زن و مرد، البته در چارچوب دین اسلام دفاع می‌کند. می‌دانیم که خاج‌پرست‌ها ادعا می‌کنند انسان، دینی و بومی است، در نتیجه دمکراسی غربی و مسیحی می‌شود! یا بهتر بگوئیم به ادعای اینان کشورهای مسلمان‌نشین نمی‌توانند از دمکراسی برخوردار باشند. اخیراً این اظهارات ابلهانه از زبان وزیر دفاع آلمان هم شنیده شد.

«کارل تئودور زو گوتنبرگ»، وزیر دفاع آنجلا مرکل که طی دو ماه کشتار غیرنظامیان افغان توسط ارتش آلمان را بیشرمانه «انکار» می‌کرد، خواهان حضور «طالبان میانه‌رو» در کابینة افغانستان شده! ایشان که از کاتولیک‌های مکتبی و متعهد دولت مرکل به شمار می‌روند در مصاحبة خود با رسانة «بیلد آم زونتاگ» در جایگاه غیب‌گو نشسته و پیشگوئی کرده‌اند که به دلیل ویژگی‌های قومی در افغانستان، هرگز در این‌کشور دمکراسی محقق نخواهد شد!

بله این سخنان مضحک می‌باید از زبان کسی شنیده شود که 60 سال پیش اکثریت قریب به اتفاق مردم‌اش با عربدة «هایل هیتلر» همة غیرخودی‌ها، از جمله یهودیان را به اردوگاه فرستاده، و اگر چرخش اجباری سیاست انگلستان نبود، هنوز «آلمان نازی» پابرجا و استوار باقی مانده بود. هر چند که امروز نیز تهاجم به غیرخودی‌ها، از جمله آتش زدن مهاجران ترک‌تبار ثابت می‌کند، «ژرمن‌ها» ویژگی‌های قومی‌شان را حفظ کرده و «فرهنگ‌شان» را از دست نداده‌اند.

باری، به گزارش سایت نووستی، ‌ مورخ هفتم دیماه 1388، کارل گوتنبرگ برای حل مسائل افغانستان پیشنهاد می‌کند «حقوق‌بشر نسبی» یا همان فاشیسم در این کشور به مورد اجرا گذاشته شود. نوادة فرهیختة‌ گوتنبرگ معروف می‌فرمایند، ابتدا باید ببینیم کدام گروه طالبان «خوب» و کدام گروه «بد» است! آنگاه با در نظر گرفتن «فرهنگ‌ها» و «سنن» افغانستان «حقوق بشر» را نیز مد نظر داشته باشیم. این سخنان بیشرمانه نوع «محترمانة» طرفداری از فاشیسم در افغانستان است:

«ما باید بپرسیم [...] کدام دسته از ستیزه‌جویان تهدیدی جدی علیه جامعة بین‌الملل به شمار می‌رود و کدام دسته بیشتر دغدغة‌ مسائل داخلی خود [...] را دارد. بی‌آنکه فرهنگ‌ها و سنن افغانستان نادیده انگاشته شود، مسالة‌ حقوق بشر را نیز باید مد نظر داشت.»

می‌دانیم که اگر طالبان خوب در افغانستان نباشند، بساط کشت خشخاش و تولید مواد مخدر تعطیل می‌شود‌ و گوتنبرگ و شرکاء در ناتو یکصد میلیارد دلار در سال ضرر می‌دهند. و در اینصورت وزیر دفاع آلمان بجای پوشیدن آن کت و شلوارهای ابریشمین و مکش مرگ‌ما باید،‌ با در نظر گرفتن «فرهنگ‌ها» و «سنن» ژرمن‌ها، ‌ یا همچون «زیگفرید» اسطوره‌ای از پوست کفتار تن‌پوش برای خود تهیه کنند، ‌ یا اینکه ابتکار به خرج داده با در نظر گرفتن همان آداب و رسوم «شکمی» ژرمن‌ها، لباسی از پوست سیب زمینی، برگ کلم و قوطی آبجو بر تن فرمایند.

به گزارش نووستی، حضرت کارل گوتنبرگ فقط پس از «بررسی دقیق تاریخ و ویژگی‌های قومیتی و سیاسی افغانستان» به این نتایج درخشان رسیده. نووستی می‌افزاید، وزیر دفاع آلمان هفتة گذشته طی مصاحبه با رسانة «ولت آم زونتاگ»، فرموده‌اند، شورشیانی که فرهنگ خود را با فرهنگ غرب متفاوت می‌بینند تهدید مستقیم علیه غرب نیستند و ما باید با آنان ارتباط برقرار کنیم. البته گوتنبرگ کاملاً حق دارد، این قماش شورشی همچون حکومت اسلامی، تهدیدی مستقیم بر علیه ملت‌ خود به شمار می‌رود، در نتیجه منافع غرب را تأمین خواهد کرد.

شورشیانی که از طریق غرب مسلح می‌شوند، وظیفه دارند به ملت افغانستان یادآوری کنند که امنیت،‌ رفاه، آموزش، بهداشت، آزادی‌های فردی و اجتماعی، و ... «غیراسلامی» و «غربی» ‌است،‌ ولی تجارت برده، قاچاق مواد مخدر و اسلحه، زورگوئی و رشوه‌خواری از جمله فعالیت‌های اسلامی و «شرقی» به شمار می‌رود. همچنانکه حکومت اسلامی جمکران سه ‌دهه است همین کار را می‌کند، و می‌بینیم که مهم‌ترین شریک تجاری این حکومت همین دولت آلمان است:

«هرگز دموکراسی به معنای غربی کلمه در افغانستان محقق نخواهد شد [...] مایل‌ایم تا مجراهای ارتباطی خود با اقوام و اجتماعات میانه روی افغان را باز بگذاریم[...] هر فرد شورشی تهدید مستقیم علیه غرب به شمار نمی‌رود. [فرق است] میان گروه‌هائی که [...] به جنگ با فرهنگ ما برخاسته‌اند با افرادی که فرهنگ غرب را [...] متفاوت می‌بینند[...]»

بله لازم است شورشیان محترم همواره «فرهنگ غرب» را متفاوت ببینند تا از کمک‌های همه جانبة غرب برای سرکوب ملت‌های خود برخوردار شوند. اگر سخنان گهربار وزیر دفاع آلمان را به دقت بررسی کنیم خواهیم دید، کارل گوتنبرگ، «شورشی» را، یعنی کسی که قانون‌شکنی، خشونت و جنایت در نظرش «موجه» و «حق» است به هیچ عنوان یک پدیدة منفی نمی‌انگارد. شورشی در افغانستان برای کارفرمایان تفنگ‌فروش گوتنبرگ موهبتی است الهی. به همین دلیل است که آدمخواران ناتو یکصدا به دفاع از آشوب‌طلبان در ایران برخاسته، زوزة دفاع از حقوق بشر سر داده‌اند! اگر شورشیان گروه موسوی یا بهتر بگوئیم اراذل و اوباش پیرو خط‌امام نتوانند در ایران کاری از پیش ببرند، نان کرکس‌ها در غرب حسابی آجر می‌شود.

از اینرو مایک همر، سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید که پیشتر نیز در سوگ آخوند منتظری بیانیه صادر کرده و هم‌صدا با کنیزهای مطبخی جمکران این شیخ کودتاچی و جنایتکار را مدافع حقوق‌بشر خوانده بود، باز هم برای دفاع از حقوق بشر پای به میدان گذاشته، یک بیانیه ابلهانة دیگر صدوریده. «مستر» همر بدون در نظر گرفتن تظاهرات غیرمجاز عمله اکره‌شان ادعا کرده‌اند «تظاهرکنندگان» فقط خواهان احقاق حقوق جهانی خود هستند و ایالات متحد در کنار آنان است. البته در اینکه ایالات متحد در کنار طاعون سبز قرار دارد، حداقل ما هرگز تردید نداشته‌ایم، چرا که مطالبات این گروه در تضاد کامل با حقوق‌بشر قرار می‌گیرد و حاکمیت آمریکا نیز همواره در سنگر قانون‌شکنان و جنایت‌کاران مبارزه کرده.

من می‌توانم از فردا
[...]
با غرور [...] به دیوار مستراح‌های عمومی بنویسم
خط نوشتم که خر کند خنده

حال باید ببینیم تظاهرکنندگان چه می‌طلبیده‌اند که مطالبات‌شان اینچنین به مذاق کاخ سفید شیرین و گوارا آمده؟ اینان خواهان استقرار دمکراسی و دفاع از آزادی بیان بودند؟ به هیچ عنوان! تظاهرکنندگان با عربدة «مرگ» و «یا حسین» و مزخرفاتی از این ‌قماش به خیابان آمده‌اند. حزب دمکرات هم فرصت را برای دفاع از طالبان «خوب» مناسب دیده بیانیه صادر می‌کند. «یاحسین» حقوق ‌جهانی است؟ «مرگ بر خامنه‌ای» حقوق جهانی است، «الله‌اکبر» حقوق‌جهانی است؟ نه این مزخرفات گنگ و مبهم تأمین کنندة حقوق‌ جهانی حاکمیت ایالات متحد است، که همواره چهرة پلید خود را در پس پردة شعار پوچ «آزادی» پنهان داشته. حقوق ملت ایران ارتباطی به الله و حسین ندارد و با مرگ خامنه‌ای هم تأمین نخواهد شد. حاکمیت آمریکا اگر خیلی به رعایت حقوق‌بشر در ایران علاقه دارد، می‌تواند بجای صدور بیانیه‌های مضحک، تبلیغات خود را به نفع «فاشیست‌ ـ مسلمان‌ها» چه در ایالات متحد و چه در کشورهای عضو ناتو متوقف کند.

در دیدگان آینه‌ها گوئی
حرکات و رنگ‌ها و تصاویر
وارونه منعکس می‌گشت
و برفراز سر دلقکان پست
و چهرة وقیح فواحش
یک هالة ‌مقدس نورانی
[...]

به گزارش صدای آمریکا، مورخ 28 دسامبر2009، مایک همر، سخنگوی شورای امنیت ملی ایالات متحد فرموده‌اند، تاریخ با کسانی است که «حقوق» خود را «به حق» و بدون توسل به خشونت می‌طلبند، و آمریکا نیز در کنار چنین حق‌جویانی ایستاده. ایشان همچنین گفته‌اند، فرمانروائی از طریق ارعاب و خشونت هیچ خوب نیست و ... و اگر نظر ما را بخواهید، بهتر است نگاهی به مردم عراق، افغانستان، پاکستان و به ویژه ترکیه داشته باشیم که تحت نظارت ارتش جنایتکار ناتو جز خشونت و ارعاب نمی‌بینند، و رسانه‌های غرب نیز در این مورد خفقان کامل اختیار کرده‌اند، هر چند اینان دفاع از حقوق‌بشر در ایران را وظیفة شرعی خود می‌دانند! البته همان حقوق‌بشری که آخوند منتظری از آن دفاع می‌کرد، ‌ یعنی دروغ، قانون‌شکنی و جنایت:

«[...] سرکوب ناعادلانه شهروندان ايرانی که تنها خواهان احقاق حقوق جهانی خود هستند از نظر ما قوياً محکوم است [...] اميد و تاريخ با کسانی است که به حق و به طور مسالمت‌آميز حقوق خود را می‌جويند، در اين ميان ايالات متحده آمريکا نيز دوشادوش آن‌ها قرار دارد. حکومت و فرمانروائی از طريق ارعاب و خشونت با مردم، دادگرانه و عادلانه نيست[...]»

حضور سخنگوی کاخ سفید عرض کنیم، ما برای تأمین حقوق انسانی خود هیچ نیازی به بیانیه‌های هیئت حاکمة ایالات متحد و شرکای‌ جنایتکارش در اروپا نداریم. حاکمیت آمریکا در جایگاهی قرار ندارد که بتواند سخن از حقوق‌بشر و حقوق مسالمت‌آمیز به میان آورد. شرایط اسفبار ملت‌های عراق و افغانستان که به صورت «مسالمت آمیز» و برای احقاق حقوق حقة شرکت‌های نفتی آنگلوساکسون‌ها اشغال شده‌اند، شاهدی است براین مدعا. از نظر ما صدور این قماش بیانیه‌های بی‌سروته و متناقض که در «صدای آمریکا» منعکس می‌شود، بدون استثناء گسترش آشوب در ایران را مدنظر دارد.

و برفراز سر دلقکان پست
و چهرة وقیح فواحش
[...]
(فروغ فرخزاد)

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ زی دو




فیلترشکن‌های جدید29دسامبر2009

survivor2009.co.cc
spaghtf.co.cc
forextrip.co.cc
blinkspeed.co.cc
vocationaltradeschools.co.cc
ohproxy.com
lazo.cz.cc
inetjump.com
hiderboss.info
unblockproxylist.cn
jeraf.net
proxyblasts.com
baws.info
kissmyspace.info
thelakeshow.co.cc
gunja.co.tv
unblocktoday.com
fuzeditnow.co.cc
unlock-the-web.co.cc
forexinclude.co.cc
clipperzx.co.cc
houstonrocketz.co.cc
warriozred.co.cc
goldenstatez.co.cc
traceback.info
beyondinternet.co.tv
godofproxie.co.cc
ecza.info
bypass2010.co.cc
asset.cz.cc
forexwild.co.cc
anonymous-surfing53.co.cc
todayproxie.co.cc
antiofficeblock.co.cc
forexround.co.cc
safetythegirl.co.cc
proxcloak.co.cc
surfspirit.co.cc

فهرست «طلائی»!





حتی اگر شایعات رسانه‌های غرب در مورد «شهدای» فرضی تظاهرات در ایران صحت هم داشته باشد، این اصل مسلم را فراموش نکنیم که طرفداران فرضی آخوند منتظری و میرحسین ‌موسوی که با عربدة الله‌اکبر و یاحسین در خیابان‌ها به زدو خورد با پلیس مشغول‌ شده‌اند، با مطالبات دمکراتیک ملت ایران بیگانه‌اند.

همچنانکه گفتیم برای «گرم» کردن بازار میرحسین، باید او را به «تابو» تبدیل کرد. ولی برای «داغ» کردن بازار ایشان لازم است تصویرشان در باور عام به تصویر «حسین» دربی‌بی‌گوزک‌های شیعی‌مسلکان نزدیک شود. و در این راستا «بی‌بی‌سی» و رادیوفردا به نقل از شاهدان عینی که «با چشم خودشان دیده‌اند» از «شهادت» خواهرزادة میرحسین موسوی و 7 تن دیگر «خبر» می‌دهند! البته از نظر ما این تعداد اندک «شهید» برای گسترش آشوب و براندازی کفایت نخواهد کرد! پس شاهدان عینی را بفرمائید تا از صدها و هزارها شهید راه فاشیسم هم برای‌مان بگویند، چرا که مخالفان فرضی دولت جمکران برای کسب حقوق و آزادی‌های دمکراتیک به خیابان نیامده‌اند،‌ اینان شهید راه تجهیز ایران به سلاح هسته‌ای، ‌ یا همان «حق مسلم» آنگلوساکسون‌ها هستند.

امروز، 27 دسامبر2009،‌ از هر نظر عاشورائی و کربلائی است. امروز مصادف است با دومین سال «شهادت» بی‌نظیربوتو، مادر معنوی طالبان در پاکستان، و هفتمین روز درگذشت حسینعلی منتظری، ‌پدرمعنوی طالبان جمکران و گویا نخستین روز «شهادت»‌ فرضی یکی از نزدیکان میرحسین موسوی و 7 تن دیگر در کربلای کوچه و خیابان‌های تهران! البته این یکی «خبر»به نقل از همان «شاهدان عینی» و همچنین یک منبع «نزدیک به موسوی» در اختیار ملت ایران قرار گرفته! و حتماً خیلی موثق است. خلاصه خط تولید «شایعه پراکنی» و «شهیدسازی» استعمار دوباره به راه افتاده، باشد که یک حرکت «مردمی» همچون ملی کردن نفت، یا کودتای 22 بهمن کارساز آنگلوساکسون‌ها شود، چرا که اوضاع‌شان سخت خراب است. همین چند روز پیش بود که دیوید میلی‌بند، وزیر امورخارجه‌شان کاسه گدائی به دست گرفته خواهان «مبادلات فرهنگی» با ملت ایران شده بود!

باری به گزارش حنازرچوبه، ‌ مورخ دوم دی‌ماه سالجاری، بریتانیا در طولانی‌ترین دورة‌ رکود اقتصادی خود پس از جنگ جهانی دوم قرار گرفته. بر اساس همین گزارش که با کد: 859479 انتشار یافته، علیرغم تزریق پول به بانک‌ها، عدم اطمینان به بازارها به کاهش سرمایه‌گذاری منجر شده و شیون و زاری «گاردین»، رسانة حامی تجهیز گورکن‌ها به سلاح اتمی نیز به آسمان برخاسته. خلاصه اربابان حکومت اسلامی سخت به افلاس افتاده‌اند و امروز نه مدرسی هست، نه مصدقی و نه کاشانی و خصوصاً نه روح‌اللهی‌ که با جنجال و آشوب در ایران از مصیبت ارباب بکاهند. در عوض داس‌الله و حزب‌الله که در دم‌جنبانی برای ارباب از هیچ فداکاری فروگذار نمی‌کنند بار دیگر به اجماع رسیده «معلق زدن» آغازیده‌اند.

بله، امروز اخبار همة رسانه‌های تصویری در سراسر جهان «عاشورائی» شده بود و نفتخواران و نزولخواران همه جای‌شان کربلا شده، سوگواری می‌کردند! نمایشات تعزیه و برنامة عاشورا از روز 24 دسامبر در لندن آغاز شد. الیزابت دوم در لباس شمر، به ناله و زاری پرداخته ‌فرمود، سال 2009 سال سختی بود! البته ملکة انگلستان حق‌ دارند، سالی که گذشت خیلی سخت بود، بریتیش پترولیوم و رویال داچ‌شل برای برخورداری از «حق مسلم» خود در عراق زحمات فراوان کشیدند. چندین تن مواد منفجره به هدر رفت، و چند صد عراقی ناقابل فدای راه نفت شدند! در عوض امسال در نجف و کربلا مراسم تعزیه و زوزه و ضجه و سوگواری برای «سالار شهیدان» با شکوه و جلال هر چه تمام‌تر برگزار شد.

با وعدة اطعام مساکین، از زن و مرد و کودک، هر چه ولگرد و بیخانمان و بی‌سرپرست و بدبخت و گرسنه و آواره دم دست بود بسیج کردند و با چادرسیاه و پیراهن «مشکی» به مراسم سینه‌زنی آوردند تا در مسیر کاروان تعزیه نقش سیاهی لشکر ماتم‌زده ایفا کنند. عده‌ای نیز با لباس‌ قرمز و شمشیر و کلاه‌خود از برابر این سیاهپوشان سیه‌روز عبور می‌کردند و گروهی دیگر در برابر دوربین‌ها قمه و زنجیر می‌زدند! اما یک تصویر از همه جذاب‌تر بود. تصویر پسربچه‌ای گریان، با صورت و لباس خونین که یک شمشیر به اندازة قد خودش به دست گرفته و جلودار سپاهیان «حق» شده بود. خلاصه از زمان سرنگونی صدام حسین «هنر» شیعی‌مسلکان در عراق همانطور که می‌بینیم کاملاً شکوفا شده. اگر خاک‌شان را استعمارگران به توبره کشیده‌اند و نفت‌شان را غارت می‌کنند و هر روز برای‌شان بمب می‌گذارند، حداقل در ابراز توهمات و توحش از «آزادی» کامل برخوردار شده‌اند. و از اینروست که کودکان را به شرکت در چنین صحنه‌های هولناکی وادار می‌کنند تا تصویر «انسانی‌ات» برای همیشه در ذهن‌شان مخدوش شود.

این تصاویر را تلویزیون اسرائیل هم چند بار پخش کرد تا همه با ابعاد «آزادی» بیان و مطبوعات و جنبش‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، و خلاصه «دمکراسی» واقعی در عراق اشغال‌شده بخوبی آشنا شوند. سپس دوربین‌ها بر فلسطین و فیلیپین متمرکز شد، کشورهائی که همه در آن به مرده‌کشی و گریه زاری مشغول بودند، بعد هم رسیدیم به واشنگتن که حاکم ظالم در «بیت آنحضرت» سیل راه انداخته بود! بله، یکی از مراکز خرید، یعنی یکی از همان «شاپینگ‌مال‌های‌»‌ معروف که محل چرای گله‌های گمشده با کارت‌های اعتباری است آب گرفته بود و از زمین و آسمان آب می‌ریخت! خوشبختانه هیچیک از گوسفندان خداوند غرق نشدند، ولی این گوسفندان خوب از «تفریح» روز یکشنبه‌شان محروم مانده، برخلاف شیعیان عراق حتی «آزادی» گریستن و سینه‌زنی و قمه‌زنی و ...غیره هم نداشتند. در نتیجه تروماتیسم این فاجعه برای همیشه گریبانگیرشان خواهد شد. حال به فواید مراسم روضه و زوزه پی می‌بریم!

باری از این قاره به آن قاره جز تصاویر عزاداری و چهره‌های ماتم‌زده هیچ نبود تا اینکه رسیدیم به بخش تفریحی یعنی بخش «توجیه» مرزشکنی و یکجانبه‌گرائی و نقض قوانین و مقررات توسط حاکمیت ایالات متحد، جهت تحمیل شرایط ویژه بر تمام مسافران شرکت‌های هوائی به ویژه در غرب. بله، این بخش «کمدی ـ سیاسی» اخبار بود!

چنین آورده‌اند که چند روز پیش، یک جوان نیجریائی در هواپیما «قصد» انجام عملیات تروریستی داشته که دستگیر شده! و از آنجا که این «خبرموثق» کمی تا قسمتی ابلهانه می‌نمود، امروز فرانس‌پرس درصدد رفع و رجوع آن برآمد! در نتیجه، به ما گفتند، پدر این جوان از طریق تلفن پلیس را در جریان «نیت» پلید پسرش قرار داده! فکر نمی‌کنم بیش از این بتوان مخاطب را ابله انگاشت! مگر پلیس می‌تواند بر اساس اظهارات تلفنی یک ناشناس کسی را دستگیر کند؟ یا اینکه اگر کسی بخواهد بمب‌گذاری کند، با پدرش مشورت می‌کند؟ بمبگذار محترم حتماً گفته، پاپاجان من یک تک پا برم بمب بگذارم و برگردم! پدرش هم، که مثل همة پدرها در باور عام، خیر و صلاح پسرش را می‌خواسته، ابتدا استخاره کرده، استخاره که بد آمد به پلیس خبر داده! نه! اصل «خبر» به مراتب مضحک‌تر از این‌ها است!

به گزارش فیگارو، مورخ 27 دسامبر 2009، عمر عبدالمطلب، پدر جوان نیجریائی پا را از این حرف‌ها فراتر گذشته، ایشان مستقیماً با سفارت آمریکا در نیجریه تماس می‌گیرند و از «عقاید» افراطی پسرشان، فاروق عبدالمطلب که در ماه ژوئن 2008، ویزای ورود به خاک مقدس آمریکا را هم دریافت کرده، ابراز نگرانی می‌فرمایند. فیگارو می‌افزاید، به گفتة یک مسئول بلند پایة‌ ایالات متحد نام این جوان خطاکار در فهرست رسمی 55 هزار نفر مظنون قرار داشته، ولی در فهرست 4 هزار ممنوع الورود به خاک آمریکا نام ایشان دیده نمی‌شد. به عبارت دیگر سازمان سیا از «افکار افراطی» همه با خبر است! بگذریم! به گزارش فیگارو، پدر جوان افراطی، یعنی وزیر پیشین، و رئیس شورای اداری «فرست بنک آو نیجریا»‌ از کردار پسرش که اخیراً «از خانواده دوری گزیده بود» سخت دگرگون و آشفته شده. بله وقتی می‌گوئیم از «پدر» دور نشوید و از کانون گرم خانواده فاصله نگیرید دلیل دارد! ممکن است نام‌تان در فهرست رسمی 55 هزار مظنون عموسام قرار گیرد، و پدرتان به سفارت آمریکا تلفن کرده از افکار «افراطی» شما ابراز نگرانی کند. بعد هم ممکن است خود شما به دلیل پفیوزی ارثی اعتراف کنید که مقدار زیادی مواد منفجره با خود به درون هواپیما آورده‌اید و ... و همین برای تحمیل «شرایط ویژه» و افزایش مقررات امنیتی در فرودگاه‌های جهان کفایت می‌کند! وسائل لازم برای تأمین چنین امنیتی از سوی پنتاگون در اختیار جهانیان قرار خواهد گرفت.

ساده‌تر بگوئیم،‌ همة دولت‌ها موظف‌اند چنین ابزاری را هرچه سریع‌تر به چند برابر قیمت ابتیاع کنند تا «آزادی» مسافران خطوط هوائی خدشه‌دار نشود. چرا که این «آزادی» در گرو آزادی سازمان سیا برای ارعاب مردم در ابعاد جهانی است. این ماجرای ابلهانه که برای سرکوب و ارعاب و به ویژه جهت زدن جیب ملت‌ها سر هم شده، حکایت همان «سایبر ارتش» است که با هدف سرکوب «آزادی بیان» فارسی‌زبانان توسط سازمان سیا و البته به نام حکومت اسلامی به راه افتاده بود! می‌دانیم که سازمان مقدس سیا از مدافعان «آزادی» در سراسر جهان است، البته آزادی در جنایت، آزادی در قانون‌شکنی، و آزادی در امر مقدس شایعه‌پراکنی. بی‌دلیل نیست که هر دو جناح حکومت گورکن‌ها اینچنین ذکر «آزادی» گرفته‌اند؛ «از سیا آموز اخلاص عمل!»

اما آزادی، «انسانی» است، و سردمداران طاعون‌سبز دست در دست مهرورزی فقط با هدف لجن‌پراکنی و «آزادی‌ستیزی» است که دم از «آزادی» می‌زنند، چرا که اینان هم با آزادی و هم با انسان بیگانه‌اند. به یاد داشته باشیم که جنگ زرگری ایندو گروه تبهکار فقط با هدف فراهم آوردن فرصت بیشتر برای اربابان‌شان در لندن و واشنگتن به راه افتاده. به همین دلیل است که برای جبران شکست طاعون سبز در لشکرکشی‌های خیابانی، ساواک جمکران گروهی را به نام طرفداران مهرورزی راهی خیابان می‌کند تا رسانه‌های غرب بتوانند به نقل از «اوپوزیسیون» برای‌مان خبرسازی کنند. بله، همچنانکه «گفتگو با مردگان» جای خود را به تماشای فیلم رنگی از «بهشت» سپرد تا بتوانیم از نگاه یکی از کنیزکان مطبخی کاخ سفید، تصویر «روح» آخوند منتظری را بر دوش فرشتگان در بهشت تماشا کنیم، تل موهوم شاهدان عینی هم جای خود را به «اوپوزیسیون» سپرده! و به این ترتیب فرانس‌پرس و دیگر نیوزها و پرس‌های «معتبر» جهان می‌توانند به نقل از «اوپوزیسیون» بسیار معتبر جمکران «شایعات» کربلای حسینی را برایمان یک به یک،‌ در پوشش «خبر موثق» بازگو کنند. البته اشتباه نکنیم، این خبرهای موثق همه باید به بی‌بی‌گوزک‌های کربلا شباهت داشته باشد. از آنجمله‌ است شایعات مربوط به حسینعلی‌ منتظری، میرحسین موسوی و درگیری اوباش طرفدار اینان با پلیس جمکران.

پیشتر گفته‌ایم، بازهم می‌گوئیم و خواهیم گفت که تجهیز حکومت اسلامی به سلاح اتمی سیاستی است استعماری. این سیاست در پس آشوب و جنجال «تقلب فرضی» پیرامون «انتخابات فرضی» در حکومت اسلامی قرار گرفت، ولی به دلیل شکست جنبش طاعون سبز، اینک شاهدیم که همین سیاست استعماری با صورتک «آزادی» پای به میدان می‌گذارد. نماد نوین سیاست مذکور همچنانکه در وبلاگ «ندای مرگ» گفتیم «مرگ رسانه‌ای» و مبهم یک زن جوان است به نام ندا. ولی پرسوناژهای این سیاست همان جنایتکاران قدیم‌اند: پیروان خط امام، اصلاح‌طلبان، چپ‌نمایان و لباس‌شخصی‌های ساواک جمکران به اضافة رهبر معنوی‌شان، آخوند منتظری جنایتکار و رهبرسیاسی‌شان، میرحسین موسوی جلاد. خلاصه بگوئیم گروه مزدور «فدائیان اسلام» با برچسب‌های نوین پای به میدان سیاست کشور گذاشته‌اند و همة شرایط حاکمیت مطلوب آنگلوساکسون‌ها فراهم آمده: یک دستاربند خودفروخته و یک جلاد سابقه‌دار در رأس یک گروه لات و اوباش و تیغ‌کش، درست همچون مجموعة غائلة 22 بهمن! و این است مجموعة جادوئی‌ای که آنگلوساکسون‌ها برای ما ملت خیلی می‌پسندند.

دستاربند خودفروخته، هفتة گذشته زمین را از وجود پلیداش پاک کرد، کاخ سفید و همة لوطی و عنترهای‌اش در داخل‌وخارج مرزها به این ترتیب در ماتم از دست رفتن این «عزیز» سیاه‌پوش شدند. ولی به برکت انزوای رسانه‌ای حاکم بر ایران، میرحسین همچون حسین افسانه‌های کربلا همچنان مقاومت می‌فرمایند، و نزدیکان‌شان پیوسته در این نبرد نابرابر توسط یزید و همکاران‌اش «شهید» می‌شوند. و این فرصتی است طلائی برای سگ‌های سیرک عموسام که در راستای پیام بیشرمانة رئیس شورای امنیت ملی کاخ سفید، از حسینعلی منتظری جنایتکار اسطورة مقاومت و شجاعت بسازند.

آورده‌اند که آنحضرت علاوه بر تحمل «حصر» رسانه‌ای، «داغ» شکنجه‌های زندان «حاکم ظالم» را نیز بر پیکرشان دارند، و خلاصه رضا پهلوی می‌بایست ضمن ابراز تأسف از این امر و انتقاد از سیاست‌های دوران پهلوی، از این الگوی شهامت و مقاومت «ستایش» هم به عمل می‌آورد که نیاورد! و به این ترتیب گویا یک «فرصت طلائی» را از دست داده باشد! عجیب است که اگر رضا پهلوی از یک کودتاچی جنایتکار، که شمه‌ای از جنایات‌اش اخیراً در نامة معروف شیخ کروبی خودفروخته فاش شده، تجلیل به عمل آورد، حتماً نام‌اش در فهرست 55 هزار فدائی «دمکراسی» در ایران قرار می‌گیرد و کاخ سفید هم نام او را در زمرة مدافعان حقوق‌بشر به ثبت خواهد رساند!

ولی عجیب‌تر اینکه بعضی‌ها با این مهملات می‌خواهند بار دیگر «دخالت آخوند جماعت را در سیاست» کشور‌ توجیه کنند. آخوند منتظری به چه جرمی در زمان شاه زندانی شده بود؟ به جرم دفاع از حقوق بشر و دمکراسی؟ مسلماً خیر! با تکیه بر ارتباط او با جنایات مهدی هاشمی، یعنی قتل روحانیونی که به «مبارزات» شیوخ خودفروخته و جیره‌خوار کارخانة رجاله پروری اعتقاد نداشتند، باید بگوئیم زندانی شدن منتظری همچون زندانی شدن شیخ مهدی بازرگان و شرکاء برای تبدیل اینان به رهبران اوپوزیسیون بوده، همچنانکه تبعید خمینی هم با هدفی مشابه صورت گرفت. اما اگر ارتباط مهدی بازرگان با جنایت برملا نشده، ارتباط منتظری و خمینی همچون اکبر بهرمانی با قتل انسان‌های دیگر بر همه روشن است، و این برای ما فرصتی بود طلائی که دریابیم، در قاموس داس‌الله تجلیل از قاتلان و قانون‌شکنان جیره‌خوار استعمار، ‌ طرفداری از حقوق‌بشر به شمار می‌رود! چرا که قاتلان و قانون‌شکنان کذا در زمرة دستاربندان‌ بوده‌اند. بله این ‌است «تحلیل» علمی داس‌الله بینوا از شرایط سیاسی کشور! این بندگان آستان مقدس عموسام که همچون دیگر آخوندپرستان مطیع استعمار «دیانت‌شان عین سیاست‌شان» ‌است، هنوز با حفظ برچسب «چپ» آرزوی رهبری آخوند در کلة پوک‌شان می‌پرورانند، و‌ به همین دلیل مبلغ نظریة استعماری فوکویاما در مورد «دین ضداستبداد» شده‌اند. البته فکر نکنید اینان ابله‌اند یا خود فروخته، به هیچ عنوان! دلیل پریشانگوئی و مهمل‌بافی «چپ‌‌نمایان» فقط این است که حضرات نه تنها مانند بعضی‌ها «با چشم خودشان «روح» آیت‌الله منتظری را بردوش «فرشتگان بهشت» دیده‌اند که جای داغ و درفش «حاکم ظالم»‌ را نیز بر ریش و پشم مقدس آنحضرت مشاهده کرده‌اند.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ زی دو




فیلترشکن‌های جدید28دسامبر2009

letsrockandrollz.co.cc
anonymous-surfing51.co.cc
pureproxie.co.cc
kissmyspace.info
gtmyspace.com
inetjump.com
newunblockproxy.cn
ipanel.biz
baws.info
proxyblasts.com
unblockproxylist.cn
lazo.cz.cc
dinosurfer.info
freethemes.co.tv
indianapacerz.co.cc
anonymous-surfing52.co.cc
denvernuggetz.co.cc
sociani.co.cc
unblock-the-web.co.cc
detroitpistonz.co.cc
charlottebobcatz.co.cc
backfree.info
bostoncelticz.co.cc
fortfreedom.co.tv
atlantahawkz.co.cc
speedblank.co.cc
hidemybank.co.cc
spaceip.info
loveditdown.co.cc
fastesthider.co.cc
sputnikz.co.cc
oisterel.co.cc
rapidproxie.co.cc

ندای مرگ!





خط سوم کودتا با توسل به شعار «آزادی» و «ندا» پروپاگاند خود را آغاز کرد. شکست مفتضحانة طاعون سبز جهت دوقطبی کردن فضای جامعه پیرامون «خط‌امام» و «حق مردم»، باعث شد تا اربابان حکومت اسلامی در لندن و واشنگتن برای ایجاد اجماع، علاوه بر «جسد ندا»، به شعار پوچ فریبنده‌تری متوسل شوند: آزادی! این شعار پس از شکست استعمار در ایجاد اجماع پیرامون «جنبش سبز» و خط ‌توحش امام برسرزبان‌ها افتاد. به عبارت دیگر «خط ندا» و حرکت به سوی سراب «آزادی» بجای «خط امام» و «بازگشت به گذشته»‌ نشست. اما هر دو مسیر گنگ و مبهم است،‌ بهتر بگوئیم راه‌ به مرگ و نیستی می‌برد. در واقع «خط امام،‌ آزادی،‌ ‌ندا و بازگشت به گذشته» اجزاء مجموعة مرگ‌ و ابهام‌اند.

خارج از چارچوب قوانین و مقررات «صریح» و فاقد ابهام، یعنی قوانین انسان‌محور، «آزادی» جز هرج‌ومرج و شورش و مرزشکنی نخواهد بود. هر چند همة‌ سگ‌های دست‌آموز عموسام با شعار گنگ و پوچ «آزادی» به معلق زدن پرداخته‌اند، اربابان حکومت اسلامی بی‌جهت به این شعار متوسل شده‌اند. آزادی، انسانی است و خارج از قوانین انسان‌محور نمی‌توان آزادی‌های فردی و اجتماعی را تعریف و تعیین کرد.

آزادی، خارج از قوانین انسان‌محور، ‌ فقط کارساز گروه‌های تبهکار نظیر دارودستة آخوند منتظری و باند مهدی‌هاشمی خواهد بود. در وبلاگ «پاپ و مریم»، ‌ بخشی از نامة آخوند کروبی خطاب به حسینعلی منتظری را آوردیم و گفتیم که اگر ارتباط پنهان حکومت اسلامی با آمریکا از طریق باند منتظری فاش نشده بود، مهدی هاشمی با تأئیدات شخص حسینعلی منتظری و دیگر آخوندهای شناخته شده و یا ناشناس این حکومت می‌توانست همچنان به جنایات خود ادامه دهد. و مسلم بدانیم اوباش جنایتکار همواره در اطراف «آیات عظام» حضور خواهند داشت، ‌ چرا که «مجری فتوی» هم اینان‌اند. در واقع اوباش اهرم‌های قدرت دستاربندان‌اند و همچنان که زنده‌یاد کسروی دهه‌ها پیش گفته، «پیوند بین دستاربند و اوباش، پیوندی است ناگسستنی!» پس جای تعجب نیست ‌که شیپورهای استعمار نظیر «بی‌بی‌سی» و «رادیوفردا» اینچنین به دستاربندان ارادت ‌ورزند. کارفرمایان این شیپورها برای اعمال سیاست‌های استعمار به اراذل و اوباش حامی ملایان نیاز فراوان دارند.

پس جای تعجب نیست که پس از مرگ حسینعلی منتظری، اوباش مؤنث و مذکر از جمله حاجیه عبادی به مداحی این کودتاچی جنایتکار نشسته‌، در کمال بلاهت بکوشند تا این شیخ پلید و مزور و تاریک‌اندیش را «مدافع حقوق بشر»‌ معرفی کنند. در این راستا مصاحبة بلاهت‌گستر حاجیه عبادی با رادیوفردا، مورخ 4 دیماه 1388 را از دست ندهیم! در این مصاحبه سرگذشت آخوند منتظری شباهت فراوانی به بی‌بی‌گوزک‌های شیعی‌مسلکان پیرامون خلیفة چهارم دارد. از آنجمله است، این دروغ مفتضحانه که، آنحضرت در راه دفاع از حق مردم از مال و مقام چشم پوشی فرمودند و ... و خلاصه اگر ایشان «رهبر» می‌شدند حتماً به دمکراسی می‌رسیدیم، و‌ همه مدیون ایشان‌اند و مزخرفاتی از این قماش. حاجیه «عبادی ـ توسلی»، حتی پس از مرگ منتظری هم از احوالات او برای‌مان خبر می‌آورند تا ادبیات سیاسی را هر چه بیشتر در مقدسات و مزخرفات غرقه کنند. عیال حاج توسلی شخصاً مشاهده کرده که هم اکنون «روح» آخوند منتظری بر «دوش فرشتگان بهشت» است! خلاصه اگر تاکنون گورکن‌ها فقط با مردگان «صحبت» می‌کردند، از روز گذشته اینان توانائی‌های نوین یافته همچون عبادی می‌توانند مردگان را ببینند، البته ضمن مصاحبه با رادیوفردا!

مصاحبه کننده با طرح یک پرسش، حاجیه عبادی را به شاهراه «خررنگ‌کن» دروغ‌پردازی و سراب شرم‌آور «تحریف» رهنمون می‌شود. ایشان می‌فرمایند، شما که از نقش سرنوشت‌ساز آخوند منتظری در زندان، جهت نزدیک کردن چپ و راست آگاه‌اید، فکر می‌کنید اگر ایشان به مقام «رهبری» می‌رسیدند، راه‌گشای نظام دمکراسی و نزدیکی تمام نیروهای سیاسی در ایران می‌شدند؟ در واقع این پرسش مزورانه دو هدف را دنبال می‌کند، پنهان نگاه داشتن نقش حسینعلی منتظری در سرکوب و کشتار چپ در ایران، و نهایت امر در ترادف قرار دادن دمکراسی سیاسی با نزدیک شدن «نیروهای سیاسی» و‌ غیردمکراتیک به یکدیگر! نیروهائی که هیچکدام مطالبات دمکراتیک نداشته و ندارند. حاجیه عبادی هم در جواب به این پرسش گوساله فریب به نشخوار مطلب معروف شیخ مسعود بهنود در «بی‌بی‌سی» مشغول شده، می‌گوید، طالقانی و منتظری در زندان که بودند خیلی با مسلمین مبارز و چپ انقلابی خوشرفتاری می‌کردند! می‌دانیم که چپ‌نمایان ایران و مسلمانان به اصطلاح مبارز، هر دو در سنگر مقدس فاشیسم نشسته‌اند و طی سه دهة اخیر سرسپردگی‌شان به آستان مقدس گاوچران‌ها عملاً به اثبات رسیده، و نزدیکی این دو گروه به ظاهر «متضاد» هدفی جز سرکوب ملت ایران نداشته و ندارد. اما در ذهن علیل عبادی همین است نشان دفاع حسینعلی منتظری از «دمکراسی» و حقوق بشر. همچنانکه در وبلاگ «دیوید و فانی»گفتیم ‌آن حقوق‌بشری که عبادی از آن دفاع می‌کند و آخوند منتظری را «پدر» آن خوانده ثمرة شیرین ازدواج فرخندة سازمان‌سیا با محفل نوبل است و طعم شیرین ثمرة چنین ازدواجی از شیرینی چارچوب آن یعنی «جنگ، تجارت برده و قاچاق اسلحه و موادمخدر» ناشی می‌شود. به عبارت دیگر این نوع ویژه از «حقوق‌بشر» در واقع حقوق امثال عبادی و موسوی و دیگر جیره‌خواران شبکة قوادان و قاچاقچیان محترم است که از ارکان سیاست استعمار در جهان سوم‌اند. البته حاجیه عبادی ضمن تکرار سوگنامة‌شیخ مسعود فراموش کرده که طالقانی پس از استقرار حکومت اسلامی، از مخالفان منتظری به ویژه در مورد مبحث ولایت فقیه در قانون اساسی جمکرانی‌ها به شمار می‌رفت، و فقط پس از مرگ طالقانی اصل ولایت‌فقیه به تصویب مجلسی رسید که همین آقای منتظری «رئیس‌» آن شده بود، شاید فقط به همین «دلیل» طالقانی خیلی زود این جهان را ترک گفت.

در واقع نسبت به مواضع فکری آخوند منتظری همه روشنفکر خواهند بود، حتی خر ملانصرالدین! بی‌دلیل نیست که دست‌های مقدس استعمار ایشان را برای جانشینی خمینی دجال مناسب تشخیص داد، و زمانیکه به دلیل جنایات اوباش‌الله و نزدیکان‌شان، نام منتظری از برنامة‌ جانشینی قانونی خمینی حذف شد، مصلحت اربابان بر این قرار گرفت تا این شیخ جنایتکار به «تابو» تبدیل شود، و مخالفان «جذب» ایشان شوند. از اینرو، به برکت شایعات ساواک، سرگذشت منتظری به تدریج به بی‌بی‌گوزک‌های شیعی‌مسلکان در باب امامان‌شان شباهت پیدا کرد؛ وی در«حصر» قرار گرفت و رنج فراوان برد و ... و حتی شیخ صادق صبا نیز که به دیدار ایشان رفته بود، به ما می‌گفت که ملاقات با منتظری «خطرناک» است! و ما را از جو تهدید و خطر در اطراف وجود ذیجود حضرت‌شان آگاه می‌کرد!

خلاصه برنامة تابوسازی بخوبی پیش می‌رفت و اینک که ایشان در قید حیات نیستند، برنامة بی‌بی‌گوزک‌سازی آغاز شده؛ نوبت به میرحسین رسیده که در جایگاه «تابو‌»‌ قرار گیرد. در نتیجه، پس از مرگ منتظری، میر«حسین شهید» از پست ریاست آکادمی «هنر زوزه» و روضه و سوگواری «عزل»‌ شد، و این امر باعث اندوه فراوان پیروان آن‌حضرت و طرفداران «دمکراسی» در ایران شده! می‌بینیم که با تحمیل انزوا بر «تابو» چگونه هر لحظه بر جذابیت وی ‌افزوده می‌شود! به همین دلیل است که «رادیوفردا» از زبان آخوند کدیور تلویحاً خواستار «بازداشت» میرحسین شهید می‌شود تا بازار کساد ایشان هر چه گرم‌تر شود. بله «رادیوفردا» باز هم آخوندکدیور، نظریه‌پرداز استخراج دمکراسی از خلخال آن زن یهودی را از پستو بیرون کشیده تا مطالبات حاکمیت آمریکا را از زبان ایشان برای‌مان بیان کند، ‌ چرا که رسانه‌های رسمی ایالات متحد نمی‌توانند آشکارا برای دولت‌های غرب تعیین تکلیف کنند. چنین موضع‌گیری‌هائی باعث خواهد شد که به دلیل دخالت در امور داخلی یک کشور پاسخگو نیز باشند. اما ایرانی‌نمایان ساکن ینگه دنیا درست مانند حکومت توحش جمکران کاملاً غیرمسئول و از هفت دولت آزادند، اینان همچون کودکان صغیر و مهجور پاسخگوی گفتار و کردار خویش نیستند.

در نتیجه، هر گاه آمریکا بخواهد مطالبات مرزشکنانه و فراقانونی خود را در برابر ملت ایران مطرح کند، به حکومت جمکران متوسل می‌شود، ‌ و هر گاه بخواهد مطالبات قانون‌شکنانه خود را در سطح جهان مطرح کند دست به دامن طرفداران «طاعون سبز» خواهد شد. همچنانکه برای سرکوب آزادی بیان فارسی‌زبانان بر روی شبکة مجازی «سایبر ارتش آمریکائی»‌ به راه انداخته بودند، و برای رد گم کردن ادعا می‌کردند که این ارتش قدرقدرت اول از همه به سایت طاعون سبز و توئیتر حمله کرده! روند همان روند 11 سپتامبر است. ایالات متحد برای قانون‌شکنی و چپاول و سرکوب نیاز به یکجانبه‌گرائی دیگران داشت، و به همین دلیل عملیات 11 سپتامبر را به متحدان و نوکران خود نسبت داد تا بتواند به منطقه لشکر کشی کند. و حزب دمکرات با تکیه بر همین واقعیت و مسلماً اسنادی که از آن در اختیار داشت توانست طرح اصلاحی نظام درمانی در ایالات متحد را به کنگرة آمریکا حقنه کند. حزب دمکرات از زبان «جان کری»، تلویحا حزب جمهوریخواه را به افشاگری در مورد حوادث 11 سپتامبر تهدید کرده بود.

خلاصة‌ مطلب روز 24 دسامبر 2009 سنای آمریکا طرح بیمة درمانی عمومی را تصویب کرد! هر چند که پس از تحمل اصلاحیه‌های متعدد از طرح کذا تقریباً چیزی برجای نمانده، ولی از هیچ بهتر است! از مطلب دورافتادیم، بازگردیم به حکومت اسلامی و طاعون سبز، به عنوان ابزار قانون‌شکنی و یکجانبه‌گرائی در دست دولت ایالات متحد.

ایندو صورتک به دلیل نشستن در «سنگر حق» هیچ مسئولیتی ندارند، پاسخگوی گفتار و کردار خود هم نیستند چرا که ادعا می‌کنند مجری قوانین الهی‌اند! و از این‌ نظر درست به واتیکان می‌مانند. پاپ، رهبر کاتولیک‌های جهان نیز اعمال کاتولیک‌های متعهد را «توجیه» می‌کند و همچنانکه گفتیم اخیراً جناب پاپ جنایات هیتلر را نیز به حساب «اومانیسم» گذاشت! ‌ حال آنکه کلیسای آنگلیکن، به ویژه کلیسای کاتولیک در کل اروپا هیچ مخالفتی با جنایات هیتلر نداشتند و از این ‌نظر با «جهان اسلام» در یک سنگر واحد توحش نشسته‌اند. به همین دلیل است که دین اسلام به ابزار سیاست‌گذاری در منطقه و به ویژه در ایران تبدیل شده. و به همین دلیل است که محفل جنگ‌فروشان و شبکة دلالان اسلحه به دین اسلام اینهمه علاقه دارند. از اینرو، «اشپیگل»، بوق جنگ‌فروشان محفل یوشکافیشر با آخوند کدیور مصاحبه کرده و رادیوفردا، مورخ 5 دی‌ماه سالجاری به این بهانه عکس کدیور را در سایت خود چسبانده، و بخشی از مهملات قانون‌شکنانة او را نیز برای‌مان نقل می‌کند.

شیخ محسن کدیور، که خود را در جایگاه رهبر مخالفان حکومت اسلامی رویت فرموده، همچون ماشاالله قصاب لگدی نثار مقررات و قوانین بین‌الملل کرده، از کشورهای غرب می‌خواهد حکومت ایران را فاقد مشروعیت بدانند! البته آخوند کدیور اگر ذره‌ای شعور می‌داشت چنین مهملاتی بر زبان نمی‌آورد، ولی از آنجا که ایشان به اندازة کافی از حماقت بهره‌منداند نمی‌توانیم چنین انتظار بی‌موردی داشته باشیم! باید سئوال کرد محسن کدیور به عنوان یک ملای ساکن ینگه دنیا در جایگاهی قرار گرفته که بتواند مشروعیت حاکمیت ایران را به زیر سئوال ببرد؟ با تکیه بر کدام مستندات؟ با تکیه بر سرکوب تظاهرات غیرمجاز که با شایعه‌پراکنی به راه افتاد؟ کدام دولت غرب می‌تواند برخلاف پروتکل‌های رایج حکومت اسلامی را فاقد مشروعیت بداند؟ مسلما هیچ دولتی در غرب چنین برخورد ساختارشکنانه‌ای با دولت جمکران نخواهد داشت، دلیل نیز روشن است. دمکراسی‌های غرب خود را به رعایت چارچوب‌های حقوقی سازمان ملل موظف می‌دانند، ‌چرا که می‌باید پاسخگوی سیاست‌های بین‌المللی خود باشند. در صورتیکه حکومت اسلامی به دلیل حمایت همه جانبة آنگلوساکسون‌های دو سوی آتلانتیک خود را موظف به رعایت چارچوب‌ها و ساختارهای حقوقی نمی‌بیند،‌ و به همچنین است در مورد مواضع اوپوزیسیون رسمی این حکومت که ـ در داخل و خارج مرزها ـ به شن‌های روان می‌ماند. بله سیاست شن‌های روان سیاستی است که از سوی استعمار همزمان در مورد حکومت اسلامی و مخالف‌نمایان‌اش اجرا می‌شود، و اینان را هر لحظه به اتخاذ مواضعی متناقض وادار می‌کند.

به عنوان نمونه،‌ طاعون سبز دیگر «رایش» یا بهتر بگوئیم «رأی فرضی» خود را نمی‌خواهد، بلکه خواهان «آزادی» شده! اما این قماش «آزادی» همچنانکه بالاتر گفتیم، جز شعار پوچ نیست. شعاری است که فقط با هدف گسترش قانون‌شکنی و سرکوب مطالبات صنفی و به بیراهه کشاندن جنبش‌مدنی برسرزبان‌ها می‌افتد. در راستای چنین مسیری است که عبارات ابلهانة «آزادی درونی» و «آزادی فکر» ‌را از زبان عیال «روشنفکر» موسوی می‌شنویم، همان کسی که اینروزها برای تغذیه به «جسد ندا» چنگ انداخته و می‌خواهد «ندا» را نقاشی کند! «آزادی فکر» و «آزادی درونی» آزادی‌هائی است که هرگز در قالب کلام یا در قالب هنر تجلی نخواهد کرد، به عبارت دیگر این سخنان ابلهانه فقط پوچ‌پردازی و عوامفریبی است. و اما حاجیه رهنورد به شیادی اکتفا نمی‌کند، وی مخالفان خود را نیز «واپسگرا» خوانده، ‌چرا که الطاف «فارین پالیسی» به اوباش و خاله‌شلخته‌های «طاعون سبز» جایگاه «روشنفکری» اعطا کرده! چه کسی از روشنفکر انتقاد می‌کند؟ کوته فکر، واپسگرا، متحجر و ... و ازجمله نویسندة همین وبلاگ که طرفدار دمکراسی و آزادی مطبوعات است! بله این است فواید «برگزیده» شدن لات و اوباش به عنوان روشنفکر و هنرمند و غیره از طرف دکان آزادی‌فروشان غرب.

«فارین پالیسی» و دیگر محافل سفله‌پروری غرب برای برگزیدگان خود در همان جایگاهی قرار می‌گیرند که خداوند ابراهیم برای پیام آوران‌اش: در جایگاه «حق مطلق!» و از اینرو طبیعی است که مخالفان این «برگزیدگان» ممتاز، برگزیدگانی که محافل سفله‌پروری بر سرشان گذاشته و «حلوا، حلوا» می‌کنند، خود به خود در جایگاه «باطل» قرار ‌گیرند. پس «بخش دوم» مصاحبة ژیلا بنی‌یعقوب با همسر روشنفکر موسوی را در سایت «گویا» از دست ندهید که واقعاً «گویا» است. گویای بیشرمی و ابتذال و وقاحت و لاف‌زدن و حماقت و بلاهت و پوچگوئی زهرة کاظمی که در این مصاحبه به اوج می‌رسد:

«جنبش سبز تبلور همة آرمان‌های ما [...] است [...] جنبش سبز تازه به دوران رسيده نيست. به واژة‌ سبز نگاه کنيد. سبز تبلور بسياری از آرمان‌های [...] مردم ماست، چه در زندگی مادی و چه در زندگی معنوی[...]»

بله ما هم به «واژة سبز» نگاه کردیم! همة «آرمان‌های مردم» در آن تبلور یافته! چرا که واژة سبز همچون «آرمان‌های مردم» گنگ و مبهم و فاقد هر گونه صراحت است، در نتیجه می‌تواند بهترین پناهگاه فاشیسم و استعمار باشد. تداعی سبز همه چیز می‌تواند باشد جز دمکراسی، جز اعلامیة جهانی حقوق‌بشر، جز انسان‌ آزاد و قوانین انسان‌محور. و بی‌دلیل نیست که آخوند کدیور، حسینعلی منتظری را رهبر معنوی همین جنبش کذا می‌داند:

«آیت‌الله منتظری چراغی روشنی‌بخش برای ایران بود و در پایان هم به رهبر معنوی جنبش سبز تبدیل شد [...]»

البته آخوند کدیور بهتر است در همان دانشگاهی که بودجه‌اش از سوی قبیلة دلالان اسلحه تامین می‌شود به تدریس ادامه دهد و از طرف دارودستة خودش صحبت کند. کسی که قادر است با نهج‌البلاغه و خلخال زن یهودی در هزارة سوم میلادی «دمکراسی»‌ بر پا ‌کند مسلم است که باید جنایتکاری همچون منتظری را هم چراغ روشنی‌بخش خط نورانی خود بخواند. حال بازگردیم به شعار آزادی.

«آزادی»، فریبنده‌ترین شعاری است که می‌تواند به ابزار سیاست استعمار تبدیل شود. با توسل به این واژة جادوئی می‌توان همة شوت وپرت‌ها را در اردوی غرب بسیج کرد. به همین دلیل است که این واژه را از زبان مقامات حکومت و مخالف‌نمایان حکومت کذا می‌شنویم. در واقع هر دو گروه حکومتی به یکسان از تکه استخوان اهدائی ارباب بهره‌مند می‌شوند. اما آنچه اهمیت دارد، این است که این آزادی در ابهام کامل قرارگرفته و از مرحلة شعار عوام‌پسند فراتر نمی‌رود. از اینجهت تبلیغات رسانه‌ای بر واژة «آزادی» متمرکز شده.

ابتدا رسانه‌ها از زبان آخوند منتظری نوشتند، «مطالبات مردم نسبت به گذشته بیشتر شده»، پس از مرگ منتظری،‌ از زبان احمدی‌نژاد شنیدیم که «در ایران آزادی حکومت می‌کند». همچنین از زبان «فاشیست ـ مسلمان‌های» طاعون سبز مطالب مشابهی شنیدیم که «مردم» ‌دیگر به رأی خود در انتخابات اهمیت نمی‌دهند و خواهان «آزادی‌اند.» دلیل تمرکز بر آزادی این است که این واژه به دلیل ابهام خود همه را جذب می‌کند. هیچکس مخالف آزادی نیست ولی هیچکس نمی‌داند چارچوب آزادی کذا چیست! بله، آزادی زمانیکه فاقد چارچوب باشد، بسیار فریبنده می‌شود. به همین دلیل اربابان حکومت اسلامی در لندن و واشنگتن جهت ایجاد «اجماع» در ایران از یکسو به «ندا» و از سوی دیگر به شعار پوچ و مبهم «آزادی» متوسل شده‌اند.

نسخة پی‌دی‌اف ـ اسکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ آدردرایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ ایشیو

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل باکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ زی دو




فیلترشکن‌های جدید27دسامبر2009

naughtiusmaximus.info
thehumansaredead.info
bigrax.info
ipanel.biz
goggleplex.info
anybodywantapeanut.info
tastesliketang.info
thawtbubble.info
chucknorrislives.info
rbrducky.info
togalog.info
ladidadida.info
aquabacon.info
biggusdickus.info
help-im-trapped.info
unblockproxylist.cn
this-address-is-too-long.info
wantaproxy.info
kissmyspace.info
please-just-come-here.info
inserturlhere.info
cranstyle.info
iamyourfather.info
stickfigger.info
bugabu.info
alphatango.info
fatlossexercise.info
wannaproxy.info
flightoftheproxy.info
theycamefrombehind.info
po-ta-to.info
proxyblasts.com
judoproxy.info
rugtug.info
bumblebuns.info
iloveitproxy.com
cacklestix.info
hidemysss.com
inetjump.com
ploomper.info
pugnug.info
thekurgan.info
baws.info
poe-tay-toe.info
rubrduk.info
gtmyspace.com
facebookproxyweb.cn
i-cant-think-of-a-name.info
ploofer.info
boilem-mashem.info

January 2010
S M T W T F S
December 2009February 2010
1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30