Wednesday, 18. November 2009, 12:07:19
بیشکوه و غریب و رهگذرند
یادهای دگر، چو برق و چو باد
یاد تو پرشکوه و جاوید است
و آشنای قدیم دل، اما
ای دریغ! ای دریغ! ای فریاد!
(مهدی اخوان ثالث)
در نخستین ساعات بامداد 26 آبانماه 1388، نیکو خردمند، یکی از زنان هنرمند ایران دیده از جهان فروبست. نیکو خردمند، در تاریخ 5 آبانماه 1311 در تهران متولد شد و پس از گذراندن دورة کارگردانی سینما در آکادمی سلطنتی لندن، فعالیت خود را در سال 1337 با گویندگی در رادیو آغاز کرد. تعجبی هم ندارد، «خرد جمعی» کارگردانی زنان را نمیپذیرفت. پس نیکو خردمند، به عنوان دوبلور، گویندة نمایشهای رادیوئی و مجری برنامة تئاتر در تلویزیون کار میکرد. وی سرانجام در سال 1369 با ایفای نقش دوم در فیلم «پردة آخر» از «واروژ کریم مسیحی» به سینما روی آورد. نیکو خردمند، هرگز به رشتة تخصصی خود یعنی کارگردانی نپرداخت!
مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من
که جز ملال نصیبی نمیبرید از من
[...]
عجب که راه نفس بستهاید بر من و باز
در انتظار نفسهای دیگرید از من
حال به برخی سایتهای فارسی زبان نگاهی بیاندازیم تا ببینیم خبر درگذشت نیکو خردمند را چگونه بازتاب دادهاند. چرا که بسیاری از سایتهای کذا به دلیل درگیری با مسائل بسیار مهمتر از جمله «انتخابات» جمکران فرصت پرداختن به مسائل «روزمره» را نمییابند. از «بیبیسی» آغاز کنیم که نیکو خردمند را چنان معرفی کرده که یکوقت کسی متوجه نشود، در ایران خانوادههائی وجود داشتند، که پیش از ظهور خردجال، دختران خود را برای تحصیل در رشتههای هنری به خارج از کشور میفرستادند. رسانههای رسمی و نیمهرسمی حکومت جمکران نیز مرگ نیکو خردمند را با بیمیلی و انزجار منتشر کردهاند. از آنجمله است سایت «حنازرچوبه» که این خبر را به نقل از دیگری پخش میکند تا «سکولاریسم» و «اومانیسم» نتواند «هویت» تحجر اسلامی سایت حکومت را خدشهدار کند و «کفر» و «الحاد» دامنگیرش شود. در مجموع رسانههای جمکران و اربابانشان چنین میگویند، «نیکو خردمند، در 77 سالگی در بیمارستان ابنسینا در گذشت.»
اگر فرو بنشیند ز خون من عطشی
چه جای واهمه تیغ از شما، ورید از من
برایتان چه بگویم زیاده [...]
شما که با غم من آشناترید از من
امروز نیکو خردمند درگذشت، و آهو خردمند مسلماً بسیار غمگین است. ولی ما از بیشرمی رسانههای فارسی زبان به راستی در حیرتایم! هر چند که اینان آینهاند و فقط تصویر نفرتانگیز ارباب منفورشان را باز میتابانند. ارباب حکومت چه میگوید؟ میگوید «رادیوفردا» از مخالفان حکومت جمکران است. بله، سناتور مککین، از طرفداران تهاجم نظامی به عراق، قصد دارد شیپور حزب طالبانپرور دمکرات آمریکا را در این شرایط به عنوان «مخالف حکومت توحش» به ما بفروشد. البته ایشان اصولاً فروشندة خوبی نیستند، چندی پیش هم جهت فروش «جنگ داخلی» به یمن، «لیبرمن» را برای بازاریابی به همراه برده بودند. باری به گزارش حنازرچوبه، مورخ 26 آبانماه سالجاری، جان مککین در دانشگاه «جان هاپکینز» میگوید، شعار «اوباما! با آنهائی یا با ما؟» نشان میدهد که ناراضیان ایران خواهان پشتیبانی دولت آمریکا هستند! شاید سناتور جمهوریخواه ینگهدنیا با توسل به همان اصل جادوئی «ترادف کلی»، ناراضیان ایران را با ابله و هالو در ترادف قرار داده باشند! آنکه خواهان پشتیبانی آمریکاست، حکومت درماندة جمکران است که نوکر آمریکاست، نه ناراضیان ایران!
ناراضیان ایران، ملت ایران است. ملت ایران مزدور بیگانه نیست، کور و ابله هم نیست؛ اوضاع عراق و افغانستان را میبیند. از طرف ما به مشاوران «فارسی» زبانتان بگوئید شعار کذا، به شما میگفت نامهنگاری برای «رهبر» و ابراز محبت همزمان به مخالفان ایشان فقط نشان دوروئی و تزویر و فریبکاری است، که هست! هاله اسفندیاری مترجم بوده یا «شائول بخاش»، یا حاج عباسمیلانی یا هر سه؟ یا اینکه این تفسیر شخص شماست از شعارهائی که به زبان انگلیسی در تهران بر پلاکاردها نوشته بودند؟ اگر شخصاً تفسیر فرمودهاید، به قول معروف کور خواندهاید! شما گاوچرانها ظرافت زبان فارسی را در شعارهای انگلیسی نمیبینید. وقتی به کسی میگویند، «با ما هستی، یا با آنها»، به این دلیل است که میبینند طرف مربوطه هم از توبره میخورد، هم از آخور، در نتیجه نمیتوان به او اعتماد کرد. جناب سناتور! شما که با دقت و تخصص فراوان روی ویتنامیها بمب میریختید، چطور شده برای تحلیل و تفسیر یک شعار مختصر به زبان مادریتان، اگر نزاکت به خرج دهیم و نگوئیم از درک و فهم کافی برخوردار نیستید، «دقت» معروفتان را به خرج ندادهاید! اما اگر در حق شما نزاکت را رعایت میکنیم، با نوکرانتان در جمکران بیپرده سخن خواهیم گفت.
ملامحمد خاتمی در یکی از همان سخنرانیهای ابلهانة خود «آزادی بیان» را در ترادف با «حرف زدن» قرار داده، و چنین فرمودهاند:
«نباید صحبت کردن هزینه داشته باشد!»
بله این چرندیات مسلماً «به نام حق» مطرح شده! به نام «حق تحریف» و «حق تخریب» آزادیبیان. میبینیم که پیشنویس قانون اساسی کذا هم به نام همین «حق» آغاز شده بود! «حق حرف مفت زدن»! پس حضور شیاد اردکان بگوئیم، اتفاقاً «حرف زدن» باید به قول سرکار «هزینه» داشته باشد، تا اوباشالله هر چه به دهانشان میآید نگویند و بدانند باید پاسخگوی سخنانشان باشند. حضرت حجتالاسلام و المسلمین! «حرف زدن» را با «آزادی بیان» اشتباه گرفتهاید، و به همین دلیل است که مزخرفات شما در رادیوفردا منعکس میشود! و به همین دلیل است که سناتور مککین خواهان افزایش کمک به این رادیوی ابتذالگستر و حماقتپرور شده.
باری، بهتر است بدانیم سخنرانی سناتور مککین که با کد: 794361 در حنازرچوبه انتشار یافته، تحت عنوان گوسالهفریب «چرا آزادی همچنان از اهمیت برخوردار است؟» ایراد شده! بله این «پرسش فریبنده» یکی از شعارهای پوچ و جادوئی اسلام ناب محمدی است و به مخاطب چنین القاء میکند که «آزادی» مد نظر سخنران، همان آزادی مطلوب مخاطب است. اینگونه است که مخاطب در «ابهام» قرار گرفته و تفاوت مواضع سخنران را با مطالبات خود نمیبیند. ما میگوئیم آزادی، مککین هم میگوید، آزادی! ولی در واقع آزادی ما در تضاد کامل با «آزادی» مطلوب سناتور مککین و همکارانشان در حاکمیت ینگه دنیا قرار میگیرد. ملت ایران تاکنون تاوان «آزادی استعمارگران» را پرداخته! روشنتر بگوئیم، آزادی مورد نظر سناتور مککین اسارت ما ایرانیان است.
البته جناب سناتور یک گام به عقب برداشته، پذیرفتهاند که «فیفی» و «لاسی»، یعنی کروبی و موسوی تنها خطدهندگان تظاهرات اعتراضآمیز نیستند. و این عقبنشینی مسلماً برای کودتاچیان، که با علم کردن موسوی قصد بازگشت به دوران امام روشنضمیر را داشتند شکست بزرگی است. ولی فریب نخوریم استعمار وقتی برنامهاش شکست میخورد خطرناکتر میشود، چرا که بجای تهدید، به «تزویر» یعنی ابراز لطف و محبت روی میآورد تا از طریق سرکوب آزادی بیان ریشة آزادیخواهان را بزند.
مککین هم دقیقاً در همین مسیر گام برمیدارد. ایشان گفتهاند «ما» همانطور که در اختیار «لخ والسا» چاپخانه قرار دادیم، باید «کمک کنیم» تا «تظاهرکنندگان ضدرژیم» به اینترنت دسترسی داشته باشند! ایشان همچنین پیشنهاد کردهاند «ما» میتوانیم کمک خود را به «رادیوفردا» افزایش دهیم. بله، به این ترتیب است که با چارچوب «آزادی» مطلوب مککین و شرکاء در ایران آشنا میشویم. سناتور گاوچرانها در واقع گاوهای خود را به عنوان «گلة آزادیخواه» به ما معرفی میفرمایند. ایشان میفرمایند هر کس «تظاهرات» میکند، «ناراضی»است، و هر که ناراضی است، حتماً «آزادیخواه» است، پس باید به او کمک کرد! اینگونه است که آخوند کروبی، یعنی همان «فیفی» خودمان، به دلیل شرکتشان در تظاهرات، برای سناتور مککین در صف «آزادیخواهان» قرار خواهند گرفت، و «رادیوفردا» که به عنوان شیپور «فاشیست ـ مسلمانها» به تبلیغات برای دارودستة آدمخوار خاتمی و «زندگی دلانگیز جوانان در حوزه» مشغول است نیز همان امواجی خواهد بود که باید «صدای» آزادیخواهان کذا را به گوش ما ملت برساند. بگذریم! مستر مککین همچنین از تهاجم نظامی به ایران و مسلح کردن مخالفان نیز حمایت نکردهاند. ولی در واقع از آنجا که نمیتوانند به ایران لشکرکشی کنند، گزینة نظامی را محکوم میفرمایند. همچنین ایشان باید دریافته باشند که ما مبارزة مسلحانه را اصولاً محکوم میکنیم. ولی حاکمیت آمریکا اگر خیلی خیلی طرفدار آزادی در ایران شده بهتر است به پشتیبانی پنهان خود از حکومت جمکران، به ویژه از طریق چین و اروپا پایان دهد.
خزان را به قیمت جان جار میزنید اما
بهار را به پشیزی نمیخرید از من
شما هر آینه آئینهاید و من همه آه
عجیب نیست که اینسان مکدرید از من
(حسین منزوی)
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید18نوامبر2009
breaktimesurf.com
spotifyproxy.com
phproxyunblockproxy.cn
hyvesaccess.info
carinsurance4me.info
proxyspotify.info
avoidingtherush.info
vodkajuice.info
medicalskip.info
teamcat.info
lunchbrowse.com
slycat.info
finacialskip.info
spotifyproxy.info
breaktimesurf.info
proxymeds.com
videounlocker.com
breaksurf.info
daisuki.pl
unblockedboys.info
fbunlock.com
505x.com
lolcatproxy.com
proxyiran.info
proxybiology.com
fbunlocker.com
lunchbrowse.info
proxymeds.info
bebobrowser.info
gurusproxy.com
surfincollege.info
schoolproxywebsites.cn
anonymousaccess.info
readingbox.info
videounlock.com
cash101.info
teamscience.info
collegetunnel.info
badboydogs.info
videounlocker.info
schoolproxysites.biz
blej.info
badboydogs.com
vodkajuice.com
finacialproxy.info
myproxysite.org
blockedfacebookproxy.cn
proxyfilm.info
deltaprox.info
proxytunnels.info
Tuesday, 17. November 2009, 15:17:49
به روی ما نگاه خدا خنده میزند،
هر چند ره به ساحل لطفش نبردهایم
زیرا چو زاهدان سیهکار خرقهپوش
پنهان ز دیدگان خدا می نخوردهایم
آنها که با ادبیات معاصر ایران آشنائی دارند میگویند، شعرنو با نیما یوشیج آغاز شد و با فروغ فرخزاد به اوج رسید.
مائیم، ما که طعنة زاهد شنیدهایم
مائیم، ما که جامة تقوی دریدهایم
زیرا درون جامه به جز پیکر فریب
زین هادیان راه حقیقت ندیدهایم
به دلیل شکست معرکة «موسوی ـ کروبی» قرار شده آشوبهای خیابان در به «اصطلاح» مجلس جمکران تکرار شود تا «اقتدار مجلس خیابانی» نیز به اثبات برسد. بله رئیس این «مجلس» همان پاسدار علیکوچیکة خودمان است که برای تکمیل عزت و اقتدار مجلس چاه جمکران، تک و طایفة عیالاش را نیز به عنوان سرجهازی به محل کذا آورده. «مجلس»، در لغتنامة دهخدا، «محل نشستن مردمان» را گویند. در نتیجه، همه میتوانند نشیمن مقدسشان را روی صندلیهای مجلس بگذارند، حتی موجود روانپریشی همچون علی مطهری، برادر عیال پاسدار علی کوچیکه. خلاصه از آنجا که جهت تأمین منافع آنگلوساکسونهای خداجو و خداپرست و خداشناس دو سوی آتلانتیک، «قوانین» در کشور ایران «الهی» شده و باید منطبق باشد بر «احکام شرع»، پس هر کس میتواند در قانونگزاری شرکت کند، به شرط اینکه از سوی کارخانة رجالهپروری صلاحیتاش مورد تأئید قرار گرفته باشد.
فواید قوانین منطبق بر «احکام شرع» این است که همة نوکران وفادار سفارت صلاحیت «قانونگزاری» خواهند داشت و میتوانند در یک آن «مجلس قانونگزاری» را به «طویلة علیاحضرت» تبدیل کنند. درست همانطور که در دوران مدرس و مصدق شاهد بودیم. باز بعضیها نپرسند، مگر شما در دورة «مدرس» زندگی میکردید، یا دورة «مصدق» را به یاد دارید؟! ما از آغاز پادشاهی کوروش هخامنشی در ایران زندگی میکردیم و اگر «مجلس گوادالوپ»، امام روشنضمیر را برایمان ارسال نکرده بود مسلماً هنوز هم در ایران ساکن بودیم. باری آنچه از دوران «مدرس» و «مصدق» به یاد داریم رواج «زبان گسست» یا همان «زبان فریب» و انسانستیزی است برای سرکوب آرمانهای والای مبارزان صدرمشروطه: قانون بجای شریعت، جدائی دین از سیاست، و ... و برای تحقق همین امر مقدس بود که آخوند مدرس ناگهان کشف کرد سیاستاش عین دیانتاش شده، و دیانتاش هم مزدوری و بندگی است در بارگاه استعمار. یا اینکه محمد مصدق، برای «ملی کردن نفت» در «مجلس» کذا حکایت میکرد که، یک «آقای نورانی» به خواباش آمده و ملی کردن نفت را تأئید فرموده! بله وقتی به «مدرس» و «مصدق» مینگریم میبینیم در واقع همنام و هر دو «مزور» بودهاند. چرا که تطبیق «سیاست» با «دیانت» بدون توسل به تزویر و ریا ممکن نیست. این است دلیل واقعی معرکة «هیزاکسلنسی»، یعنی لشکرکشی خیابانی و به راه افتادن کاروان خردجال در ایران.
باری، هیزاکسنلسی برای تکرار دورة مشعشع «دمکراسی دوران مصدق»، یعنی همان خرتوخر «مردمی» مرکب از شعبان جعفری، مظفر بقائی و حزب توده، جهت ملاخور کردن نفت خیز برداشتهاند و رسانههایشان در غرب نیز با توسل به جسد «ندا» و با تکیه به «خردجمعی» و «بهرهگیری از دستاوردهای دانش جوامع بشری» دستاندرکار ساخت یک «امامزادة عقلانی» شدهاند، که در وبلاگ دیگری به آن اشاره خواهیم کرد. میبینیم که مخاطب اصلی سخنرانی شیادانة نوآم چامسکی در باب «دمکراسی دوران مصدق»، یا همان «حکومت آشوب» که همواره به یک کودتای «شیرین» میانجامد در تهران نشسته، و زحمت ترجمة سخنرانی مذکور هم بردوش سایت «محسنآقا»، یعنی «تابناک» افتاده!
پیش از ادامة مطلب یادآور شویم، پیام مورخ 25 آبانماه 1388، در سایت «نووستی»، بخش «نامههایشما» متعلق به نویسندة این وبلاگ است. در تأئید همین مطلب و مطالب وبلاگ «جب و ریغان» تکرار میکنیم، اعتقادات مذهبی، همة «باورها» و «سلایق» که به دلیل ابهام، هیچ توجیه منطقی و مستدل ندارد، «حریم خصوصی» افراد به شمار میرود و نمیتوان آنرا به عنوان قوانین و مقررات به عرصة اجتماع وارد کرد. اصولاً در جوامع بهنجار قانون مبهم تدوین نمیشود. در این راستا توسل «حقوقدانان» جنبش کذا را به عبارت گنگ و مبهم «خردجمعی» در «پیشنویس» قانون اساسیشان فریبکاری میدانیم. چرا که «خرد جمعی» به سهولت میتواند حتی در برگیرندة اصول اساسی قانون فعلی حکومت اسلامی نیز باشد. پس بهتر است پیشنویس کذا را در کوزه گذاشته آبش را بنوشند. از طرف ما به غلام سفارت بفرمائید، سیاست نان و آبدار «امامزاده سازی» و شعارهای گوسالهپسند از قبیل «سیاست ما عین دیانت ماست» دیگر نمیتواند ادامه یابد، هر چند که آخوند کروبی شیاد و کودن هنوز متوجة این نکتة پیش پا افتاده نشده.
سرانجام آخوند کروبی پس از مراسم آشتیکنان با میرحسین به «خط امام»، یا همان خط زیگزاگ بازگشت، تا در «نظام»، که همان بینظمی باشد و در بطن قانون اساسی، یا همان قانون بیپایه و اساس بهتر بتواند به دروغگوئی و شیادی ادامه دهد. میدانیم که در به اصطلاح «انتخابات» چاه جمکران که در واقع همان «بیعت» صدر اسلام در صحرای عربستان است، کروبی و موسوی در نقش سگهای تزئینی هیزاکسلنسی، یعنی «فیفی» و «لاسی» ظاهر شده، به دلبری مشغول بودند. در واقع هیزاکسنلسی که استوارنامة خود را تقدیم نوکران در جمکران نکرده بودند، به عنوان سفیر «مستمعآزاد» یا توریست دیپلمات در تهران به معرکهگیری اشتغال داشته و «فیفی» و «لاسی» را برای جلب مشتری و «فروش انتخابات» و «کسب مشروعیت» برای «نظام» به صحنه آورده بودند. البته ما هر وقت در رسانهها از زبان مقامات جمکران میشنویم، «نظام» واقعاً از خنده به گریه میافتیم، و از گریه هم به خنده. به عبارت دیگر، تعادل روانیمان بکلی در هم میریزد. راه دور نمیرویم. کافی است به مذاکرات هستهای گورکنها باگروه «1+5» بنگریم.
در میان «مقامات» جمکران تنها کسی که هنوز در این مورد «اظهارنظر» نکرده، همان اسمال تیغزن معروف است. اصلاً پاسخ گورکنها به دلیل عدم دخالت اسمالآقا در امور هستهای به تأخیر افتاده! چرا که ایشان، یعنی جناب اسمال تیغزن به دلیل مهارتشان در چاقوکشی، متخصص امور «دستهای» هستند! میدانیم که شرط لازم برای «انتخاب» چاقوی خوب، داشتن درجة کارشناسی ارشد در رشتة «دستهای» است. به عبارت دیگر باید دستة چاقو «مرغوب» و مورد اعتماد باشد، مثل اکبر اعتماد خودمان که مورد اعتماد بعضیهاست. در غیر اینصورت حین نفسکشطلبی و عربدهجوئی ممکن است، تیغة چاقو خود را از اسارت «دسته» نجات داده، فقط دستة چاقو در دست کلاه مخملی شریف باقی بماند و نوامیس اسلام از این راه خدشهدار شود. بله، فکر نکنید انتخاب چاقو کار سادهای است! فقیه جامعالشرایط میطلبد، و «تعهد» به مکتب! یعنی باید متدین و متعهد باشید به چاقوکشی دینی، در غیر اینصورت شما را به عنوان یک «تیغکش فرهیخته»، متخصص دخالت به حریم خصوصی و لجنپراکنی و برچسب زدن قبول نخواهند داشت! خلاصه بگوئیم اسمال تیغ زن فعلاً فرصت ندارند وقت گرانبهای خود را برای امور هستهای تلف کنند.
پس تا اظهار نظر «اسمالآقا» در مورد توافقهای ژنو فرصتی هست که به معرکة هیزاکسلنسی برای برگزاری مسابقات مارگیری بپردازیم. آنروزها، یعنی همین پنج ماه پیش، برای پهن کردن بساط معرکه «هوادلپذیر» بود و همة شرایط مساعد. در نتیجه، عدهای شوتوپرت برای «تماشا» جمع شدند. «لاسی»، در پناه ارباب و «فیفی» در خیابان به هنرنمائی مشغول بودند، چون برخلاف مهرورزی و پاسدار محسن رضائی، لاسی و فیفی غیرنظامی تشریف داشتند. بخصوص «فیفی» که سالها در «مجلس» برای ارباب دمجنبانده بود و برای رهبر معرکه گرفته بود، در عرصة دروغ و شیادی کهنهکار به شمار میرفت. هیچ تعجبی هم ندارد، جنتلمنهای نزولخور در زمینة دانش بشری چنان پیشرفت کردهاند که سگهای سیرکشان نه تنها به چند «زبان نفتی» دنیا از جمله فارسی و عربی تسلط کامل دارند که در «نوسازی مردگان» و اسلام شناسی نیز تخصص یافتهاند. همین فیفی، امروز در دیدار با «فراکسیون خط امام» یک اسلام جدید و یک امام نوین، معتقد به همان اسلام جدید را به شوتوپرتها معرفی کرده، و «گویا نیوز» هم این سخنان گوسالهپسند را انعکاس داده. «فیفی» میگوید:
«اسلامی که امام (ره) و ما به آن اعتقاد داريم به آزادی حقوق و حرمت مردم پايبند است و تجسس و تفحص در زندگی شخصی مردم را منع کرده است و با کسی سر جنگ و نزاع ندارد.»
بله این اسلام و این امام که حتی پس از مرگ هم اعتقادات خود را حفظ کرده و کروبی را گویا مرتباً از آن دنیا در جریان اعتقادات نوین خود میگذارد، همزمان با پیشنویس قانون اساسی پیشنهادی، از لیفة تنبان هیزاکسلنسی بیرون افتادهاند. روزی که اوباشالله مؤنث در برابر سفارت انگلستان میزوزیدند و خواهان استرداد شاهد قتل ندا یا قاتل فرضی او بودند، هیزاکسلنسی یک بستة پیشنهادی برایشان پرتاب فرمودند که رویش نوشته شده بود، «فیفی! چنج وی نید، ام. ام .ام»، یعنی «فیفی زمان تغییر فرا رسیده، مدرس، مصدق و مجلس!» و فیفی که بسیار باهوش و فراست است و مسئول حراست از منافع ارباب، به فراکسیون خط شکسته میگوید، مجلس خوب و واقعی و قوی آن است که «افکار عمومی» را منعکس کند! بله این همان «خرد جمعی» کذا است که اربابان «فیفی» میکوشند آنرا در مجلس مضحک جمکران اعمال کنند تا عوامگرائی و توحش و ابتذال «طاعون سبز» را در قوة مقننه «رسمیت» بخشند، و برای ایجاد بحران و تنش، بین دولت و مجلس «جنگ زرگری» به راه اندازند. از اینرو «فیفی» ضمن تکان دادن دم، چنین پارسیده:
«وقتی میشنيديم که در مجلس اقليتی5 نفره منشاء چه تأثيرات شگرفی شدهاند و يا آنکه مدرس به تنهائی چگونه ايفای نقش مینمود، در ذهنم جايگاه والائی از مجلس و توان آن شکل میگرفت اين اعتبار و جايگاه[...] اعتقادم را به جايگاه و شأن مجلس صد چندان مینمود[...]»
گویا «فیفی» فراموش کرده، روزگاری خودش رئیس همین «مجلس» بود و برای ممانعت از تصویب قانون مطبوعات چهها کرد! ما که فراموش نکردهایم، دیگران نیز مسلماً پدرسوختگی شیخ اصلاحات را از یاد نبردهاند. باری کروبی در ادامة دروغهای شاخدار مزخرفاتی هم از قول اماماش نقل کرده و تعریف نوینی نیز از مجلس ارائه داده. گویا از این پس مجلس باید پیرو «افکارعمومی» یا همان «خرد جمعی» باشد و هر چه «همه» خواستند این مجلس آناً همان را به عنوان قانون «تصویب» کند.
پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب
بهر فریب خلق بگوئی خدا، خدا
میبینیم که طاعون سبز چه برنامههای مترقی و پیشرفتهای برایمان دارد. بیدلیل نبود که در پیشنویس قانون اساسیشان، پرچم و تقویم را هم به «انتخاب مردم» گذاشته بودند! اصلاً پرچم چه رنگی میخواهید؟ سه رنگ، چهاررنگ، گلدار، راهراه یا هفترنگ همچون رنگینکمان؟ کدام مبداء تاریخ را دوست دارید؟ تاریخ ورود «امام» به میهن اسلامی، تاریخ اشغال سفارت آمریکا، تاریخ شروع جنگ با عراق، تاریخ شکار جوانان در مدرسه و دانشگاه و خیابان، یا تاریخ مقدس ژانویة 1979، هنگام نشست گوادالوپ، که شما ملت را به ابزار تأمین منافع سازمان ناتو در منطقه تبدیل کرد؟ تاریخ تبدیل موسوی جلاد و کروبی شیاد به رهبران اوپوزیسیون را هم میتوانید انتخاب کنید، که هیچ بد نیست. انتخاب تاریخ و پرچم با شما، چپاول ثروتهای ملی هم با ما! «ما» با یک مجلس «قوی»، البته به فرمودة امام از آن دنیا، برای انجام این خدمات دینی آمادهایم:
«[...] امام گفتند [...] مجلس قوی نمیگذارد کشور با بحران و مشکل مواجه شود[...] مجلسی که برآيند واقعی افکار عمومی و طبقات اجتماعی ملت باشد، هيچگاه برخلاف خواست و ارادة ملت گام برنخواهد داشت.»
بله این است «مجلس» در ذهن علیل آخوند کروبی که قلم از شرح حماقت و تزویرشان عاجز میماند. «فیفی» در ادامه میگوید، ما همان جمهوری اسلامی را میخواهیم که امام مطرح کردند و 98 درصد مردم به آن رأی دادند! این گوسالة ننهحسن میپندارد همة شوتوپرتهائی که در «رفراندوم» 12 فرودینماه 1358 شرکت کردند، به پیشنهاد امام دجالاش «آری» گفتهاند، یا اینکه واقعاً 98 درصد ایرانیان عاقل و بالغ پای به معرکة رهبرکبیر گذاشتهاند. پیش از ادامة مطلب بهتر است نگاهی داشته باشیم به تبلیغات رسانههای غرب در باب «خواست مردم» که در سایت مردمپرست و خداجو و حقطلب «بیبیسی»، مورخ 15 نوامبر 2009 انعکاس یافته.
به گزارش سایت کذا به نقل از «کوریره دلاسرا»، 84 درصد مردم ایتالیا «صلیب» را نماد ریشههای فرهنگی کشورشان میدانند! البته مهم نیست «مردم» ایتالیا در توهمات خود چه میپندارند، مهم این است که برنامة گوسالهپسند «هویت» که از سوئد و بریتانیا آغاز شد و طی آن به فرهنگ 17 هزار سالة انگلستان پی بردیم، اکنون به فرانسه و ایتالیا هم رسیده! بله، پروپاگاند «فرهنگی» ناتو مثل «واکسن آنفلوانزای خوکی» باید به همه فروخته شود، چرا که اولی میلیاردها دلار به جیب ارتش ناتو و دومی میلیاردها دلار نصیب شرکتهای داروئی غرب میکند! ابتدا میگفتند این نوع گریپ میتواند باعث مرگ افراد مسن و گروههای آسیبپذیر شود، گویا کسی از واکسن کذا استقبال نکرد! در نتیجه چند روز پیش خبر مرگ یک زن 27 ساله را هم در بوق گذاشتند تا همه حسابی بترسند و واکسن بزنند! بگذریم و بازگردیم به معرکة «هویت» در فرانسه. چند روز پیش نیکولا سرکوزی گفت، «هویت ما بورکا نیست.» روشنتر بگوئیم، اربابان جمکران نیز به «زبان نفی دیگری» روی آوردهاند. همچنانکه جمکرانیها برای تعریف خود، میگویند «ما غربی و سکولار نیستیم»، اربابانشان نیز میگویند ما افغانی و مسلمان نیستیم! خلاصه چارچوب هویت جمکرانیها و اربابان را «نفی مکان» و «باورهای» یکدیگر تشکیل میدهد. به عبارت دیگر اینان دو روی سکة فاشیسم و انسانستیزیاند.
پس دلیلی ندارد که ایتالیا از فرانسه و انگلستان در زمینة فاشیسم عقب بماند! روزی ایتالیا با «موسولینی راحل» از مشروعیت 98 درصدی خوبی برخوردار بود! به هر تقدیر بر اساس یک «نظرخواهی»، 84 درصد «مردم» ایتالیا طرفدار صلیباند و 68 درصدشان صلیب کذا را نماد ریشههای فرهنگی «هویت» کشورشان دانستهاند. البته مهم نیست که این آمار تا چه حد بازتاب نظرات مردم است، مهم این است که تبلیغات مهوع ناتو قصد باوراندن این دروغ بزرگ را دارد که «توحش کلیسا» را باید به عنوان «فرهنگ» بپذیریم، آنهم در ایتالیا، خاستگاه رنسانس! رنسانسی که در تضاد با تحجر کلیسا شکل گرفته! همین تبلیغات است که در رسانههای حکومت جمکران و مخالفنمایاناش به خورد مخاطب داده میشود: توحش دین، همان «فرهنگ» است! فرهنگ هر ملت، همان «دین اکثریت» است. پس در کشورهای مسلماننشین همچون ایران، فرهنگ ملت همان بیبیگوزکهای شیعة اثنیعشری خواهد شد. حال که معنا و مفهوم «فرهنگ» ویراست فرهنگستیزان غرب را شناختیم بازگردیم به نوکران انسانستیزشان در جمکران از جمله شیخ کروبی.
آخوند کروبی یکی از سخنگویان «فرهنگ» انسانستیز، ویراست سازمان ناتو به شمار میرود. ایشان که سیسال است به جفتکپرانی و مهملگوئی اشتغال دارند، در دیدار با فراکسیون خط توحش، «جوانان» را نیز به رفتار «منطقی» دعوت فرمودهاند!
«فیفی» در پایان سخنان پریشاناش همه را از رفتار خشونتآمیز منع کرده، گویا شکستن در ورودی دانشگاه را از یاد برده باشد، یا شاید هنوز شعورش نمیرسد که خشونت همان «قانونشکنی» است. در هر حال نصایح ابلهانة کروبی فقط شامل حال «جوانان» میشود. جوانان باید «منطقی» رفتار کنند، حال آنکه دیگران به ویژه کروبی میتوانند همچنان از الگوی گاو حاج میرزا آغاسی پیروی نمایند:
«بايد همان جمهوری اسلامی که امام مطرح کردند و 98 درصد مردم به آن رأی دادند حاکم باشد[کروبی از جوانان خواست] از رفتار خشونتآميز [...] پرهيز کنند و اجازه ندهند انسانهای مريض جوانان را به کارهای تند هدايت کنند و همچنان رفتارهای منطقی و انسانی را سرلوحة جنبش سبز قرار دهند.»
همین عبارات به بهترین وجه «زبان انسان ستیز» گسست را نشان میدهد: بازگشت به گذشتة رویائی و دروغین 98 درصدی، پریشانگوئی، و از همه مهمتر در ترادف قراردادن جوانان با صغیر و مهجور. «فیفی» میگوید «جوانان» مراقب باشند، فریب انسانهای «مریض» را نخورند، و همچنان «رفتار منطقی» داشته باشند! بله، «جوانان عزیز!» رفتار منطقی داشته باشید! درست مثل شیخ کروبی که رفتارش بر «منطق توحش»، «گلهپروری»، «حق طبیعی» و «حقوق الهی» استوار است و شما را صغیر و مهجور میانگارد.
طوفان طعنه خندة ما را ز لب نشست
کوهیم و در میانة دریا نشستهایم
چون سینه جای گوهر یکتای راستی است
زین رو به موج حادثه تنها نشستهایم.
(فروغ فرخزاد)
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید17نوامبر2009
secureprotect.co.cc
90unblocknow.info
myspace.net.pl
december2009.co.cc
smeedprox.co.cc
x105f.info
bcac.info
bypass.4thegreens.com
89unblocknow.info
mostforex.co.cc
ipmagick.info
pureslow.co.cc
joliepics.co.cc
2012netsecurity.co.tv
underforex.co.cc
93unblocknow.info
videoforex.co.cc
secondip.info
fileingo.co.cc
internetbypassfilter.info
howtobypassinternetfilters.info
internet-bypass.info
lookproxy.com
filelisten.co.cc
castforex.co.cc
click-to-surf.co.cc
saveforex.co.cc
proxy-robot.co.cc
proxy-terra.co.cc
quicklylearn.info
perfect-match.cz.cc
firester.co.cc
bypassheart.com
1bypassnow.co.cc
92unblocknow.info
supportprox.co.cc
forexwanted.co.cc
iplayko.co.cc
heremydear.co.cc
proxnowforfree.co.cc
avoidingtherush.info
zoohop.co.cc
eliteproxynet.co.cc
proxy-bot.co.cc
lifemixer.co.cc
becoolprox.co.cc
91unblocknow.info
justbux.com/proxy.php
redido.co.cc
hahaimatschool.co.cc
Monday, 16. November 2009, 11:01:00
بعضیها مفتخرانه میگویند، در غرب ایرانیها را «شتر سوار» نمیخوانند! حق با شماست! در غرب ایرانی را شترسوار نمیخوانند، ولی با معرفی «زباله» به عنوان «روشنفکر» و جایزه باران «فاشیست ـ مسلمانها»، همچون حاجیه عبادی به ایرانی تفهیم میکنند که حق خروج از چارچوب سنت توحش «شترسواران» محترم و مقدس صدر اسلام و تحجر «منطق علوی» را هم ندارد. ایرانی نه تنها باید با تاریخ خود در گسست قرار گیرد، که لازم است آیندة خود را نیز در محدودة تحجر «عدالت علوی» و خلخال همان زن یهودی رویت کند! اشتباه شما اینجاست که توهین آشکار نژادپرستان غرب را نمیبینید، چرا که به دلیل غربستائی همة ظاهرسازیها و اعمال مزورانة غربیها در ستایش از «زباله» را به حساب «احترام» به ایرانی و فرهنگ ایران مینویسید. حال آنکه اعطای نوبل صلح به امثال عبادی یا تبدیل امثال موسوی و کروبی به «رهبران ملت ایران» در واقع توهین آشکار به ایرانیان است. توهینی که با توسل به «واژگوننمائی» به صورت مستقیم و در قالب تمجید ابراز میشود. محفل نوبل با اعطای جایزة صلح به عبادی به ما تفهیم میکند، این موجود بیمایه، عامی، فرصتطلب، «مفتخر به اسلام»، قانونشکن و «انسانستیز» را «مدافع حقوق بشر» در کشور ایران میشناسد. این عمل توهین نیست؟
«موزه» محل تجلی «قدرت آفرینش انسان» است. موزه، مکانی است که در آن آفریدههای والای دست «انسان»، در زمان و مکان مشخص به نمایش گذارده میشود. از این جهت موزه مکان تداوم تاریخی و شکوفائی انسان است و از اینرو در تضاد با «معبد»، یا همان مکان «گسست» شناخته میشود. همچنانکه خلق یک اثر هنری در تضاد است با «عبادت». موزه محلی است که در آن انسان، به عنوان هنرمند در جایگاه آفریدگار قرار گرفته، حال آنکه «عبادت»، در ارتباط انسان با واقعیت زمان و مکان گسست ایجاد کرده، مرتبة او را در حد «بنده» و برده تقلیل میدهد. به همین دلیل در «نامه به نصرت رحمانی»، «ذهنیت شاعر»، زندگی، انسان، دوست و هنر را در «تالار موزه» یا در «موزة بزرگ خیابان» رویت میکند، در میکده «جام معجزه» مینوشد و «خورشید» را در دست میگیرد و با «عشق» آشنا میشود. در این سرودة نادرپور زمانی «گسست» ایجاد میشود که «چراغ عشق» جای خود را به «پیهسوز عبادت» میسپارد و «زنگار» بر «آئینة تجربه» مینشیند. از این مرحله است که انسان در گسست با انسانیات قرار میگیرد. چرا که با رواج «تزویر» و «خوردن نان به نرخ روز» در واقع روند «تخریب انسان» آغاز میشود و در پایان، سراینده در «موزة تاریخ این دیار» خواهان کنار رفتن پردة ریا و پایان گسست جهت پیوستن به «دوست» و «انسان» میشود.
این مقدمة مختصر را گفتیم تا به اهمیت «مدرنیته» در روند «تقدسزدائی» یا پایان دادن به «گسستها» اشاره کرده باشیم. تمرکز پروپاگاند «بینالملل فاشیسم» بر «تخریب» نیچه، فیلسوف مدرنیته دلیل دارد. حضرات اگر از «مدرنیته» فاکتور بگیرند، آسوده خاطر سوار بر اسب جادوئی «ترادف کلی» میتوانند مزخرفات محافل مبلغ «احترام به ادیان» و «احترام» به اقوام و نژادها را به خورد شوتوپرتها دهند. در نتیجه جنگ مذاهب و اقوام در سراسر جهان رونق خواهد گرفت. «فورت هود» را که فراموش نکردهایم. در این پایگاه نظامی همان «آزادی ادیان» و «باورها» که غرب «مبلغ» آن شده کاملاً رعایت میشد، و همه بر اساس باورهای دینی خود رفتار میفرمودند. در نتیجه، تحقیر روزمرة کسی که «باور» متفاوت دارد نیز «حق طبیعی» اینان میشد. پاسخ توحش و خشونتی به نام «حق طبیعی» هم با «حق طبیعی» داده شد: خشونت و جنایت. و این دورباطل از پایگاه «فورت هود» به درون جامعة «متمدن» گاوچرانها پای گذاشت.
در تاریخ 5 نوامبر 2009، لوموند به نقل از «والستریت جورنال» گزارش داد که حدود ساعت 13 و 30 دقیقه به وقت محلی، در پایگاه نظامی «فورت هود» در تگزاس یک یا چند نظامی در دو نقطه به سوی دیگران آتش گشودهاند. این تیراندازیها در سالن محل تعویض لباس و در «تئاتر» پایگاه صورت گرفته، که قرار بود در آن مراسم اهدای دیپلم برگزار شود. پس از انتشار این خبر، اوباما در یک نشست خبری ضمن اعلام همدردی با خانوادة قربانیان فرمودند که از جزئیات حادثه بیخبرند و فقط میدانند که عدهای کشته و مجروح شدهاند. وزارت کشور یا همان «امنیت داخلی» اعلام داشت که هنوز از چندوچون ماجرا اطلاع دقیق در دست نیست. و «فورتهود» در سایت خود از «اعلام وضعیت فوقالعاده» در پایگاه خبر داد.
به گزارش لوموند، فورتهود، بزرگترین پایگاه نظامی جهان حدود 800 کیلومتر مربع وسعت دارد و 65 هزار نفر ـ با احتساب افراد خانوادهشان ـ در آن سکونت دارند. گویا بسیاری از سربازانی که در افغانستان و عراق «خدمت» کرده بودند در این پایگاه سکونت داشتند و پیشتر نیز درگیریهائی در این مکان مقدس رخ داده بود. ماه ژوئیه 2009 در یک مراسم جشن و شادی سربازی به سوی سرباز دیگر شلیک کرده بود و ماه سپتامبر 2008، نیز یک سرباز پس از شلیک به سوی افسر مافوق خود، اقدام به خودکشی میکند. باری، در تاریخ 6 نوامبر 2009، لوموند گزارش داد «نیدال ملیک حسن» که روز گذشته 12 نظامی را در «فورت هود» به قتل رسانده، خود را قربانی «آزار» و «مزاحمت» میدانسته. «نادر حسن»، پسر عموی وی به گزارشگر «فاکس نیوز» میگوید، نیدال حسن پیوسته از سوی همکاراناش مورد آزار قرار میگرفت. پس از اعلام نام نیدال حسن، بلافاصله سازمانها و انجمنهای مسلمانان ساکن ینگه دنیا بیانیه صادر کرده، ضمن محکوم کردن «این عمل» از اینکه افشای نام مجرم پیامدهای ناگوار برای مسلمانان آمریکا داشته باشد ابراز نگرانی فرمودند! البته حق داشتند بترسند، چرا که پس از حوادث 11 سپتامبر، گاوچرانها با تکیه بر «خرد جمعی» که به دلیل تبلیغات رسانهای حوادث کذا را «جرم ثابت شدة» مسلمانان معرفی کرد، با بهرهگیری از دستاوردهای «دانش جوامع بشری» چند سیک هندی را اشتباهاً به قتل رساندند، چرا که اینان را به دلیل ریش و دستار «مسلمان» انگاشته بودند!
باری سازمانهای اسلام و مسلمین در بیانیة خود برای ابراز نوکری و تأئید تبلیغات محفل برژینسکی گفتهاند که، دین هم نوعی ایدئولوژی است و همچون ایدئولوژیهای دیگر چنین جنایاتی را به هیچ عنوان توجیه نمیکند. گوسفندهای ابراهیم در ادامه به تمجید و ستایش از ارتش جنایتکار آمریکا نشسته، از تهاجم ملیک حسن ابراز انزجار میکنند، چرا که گویا او «داوطلبان خدمت در ارتش» را هدف قرار داده که از «ملت ما» محافظت میفرمایند. بله، گوسفندان محمد با صدور این بیانیه آشکارا از متجاوز و و اشغالگر حمایت کرده و مزدوری و نوکری جهان اسلام را نیز بخوبی به اثبات میرسانند، بدون اینکه خواهان رسیدگی به علل ارتکاب جرم شوند:
«هیچ ایدئولوژی سیاسی یا مذهبی نمیتواند چنین خشونت بیدلیلی را توجیه کرده یا ببخشاید. این تهاجم به دلیل هدف قرار دادن داوطلبان ارتش که ملت ما را حفظ میکنند، بیشتر ایجاد انزجار میکند.»
همچنین رئیس یک «انجمن سربازان مسلمان آمریکا» مراتب ترس و وحشت و خاکبرسری و ذلت و حقارت مسلمین را از افشای نام «ملیک حسن» اعلام داشته این جنایت فجیع را محکوم کرده و میگوید، این موضوع هیچ ربطی به دین [اسلام] ندارد. البته ما با فضای اجتماعی ینگهدنیا بیگانه نیستیم، خشونت را هم در هر حال محکوم میکنیم، مگر اینکه کسی در برابر متجاوزان و برای دفاع از خود یا از میهن خود سلاح به دست گیرد، مانند همان پلیس افغان که اشغالگران انگلیسی را هدف قرار داد و در شبکة الجزیره او را «کمونیست» خواندند! میبینید که اگر در برابر اشغالگران انگلیسی مقاومت کنید کمونیست و ملحد به شمار رفته، خونتان از نظر حزب کارگر «حلال» است، و کلیسای آنگلیکن که بزودی اتحاد «مقدس» خود را با واتیکان جشن خواهد گرفت برایتان نوحه نمیخواند. پس بازگردیم به بیانیههای دست بوسی مسلمین ساکن ینگه دنیا!
این جانوران وحشی بجای اینکه خشونت را به صورت عام و به طور کلی محکوم کنند، و با اینکار عاملین انتشار نام «ملیک حسن» را نیز در موضع تدافعی قرار دهند، ضمن محکوم کردن مجرم فرضی که در هر حال به دلیل ارتکاب قتل «محکوم» به شمار میرود و هیچ کس از عمل او دفاع نخواهد کرد، به مداحی ارتش آمریکا و ستایش از اسلام پرداختهاند! نتیجه این شد که امروز در ینگهدنیا، یک گاوچران مؤنث به یکی از گوسفندان مؤنث گلة «محمدی» حملهور شده از ایشان کشف حجاب فرمودند. هیچ تعجب ندارد! از خشونت جز خشونت هیچ زاده نخواهد شد.
به گزارش حنازرچوبه، مورخ 24 آبانماه سالجاری، یک گاوچران مونث در یکی از بازارهای شیکاگو در حالیکه به صدای بلند به وقایع «فورتهود» اشاره میکرد، به یکی از برههای گمشدة گلة «محمدی» حمله کرده حجاب ایشان را برداشت. برة محجبه هم اعلام داشته که این اعمال سکة رایج است و هیچکس هم به پلیس مراجعه نمیکند! خبر کذا که با کد: 790654 در حنازرچوبه منتشر شده، شاهدی است بر این مدعا که دمیدن در بوق ادیان و باورها، اینهمه تحت عنوان «احترام به آزادی ادیان» فقط به گسترش توحش در جامعه منجر خواهد شد و اصرار سازمانهای مدعی دفاع از حقوق بشر برای آزادی عمل بوقهای حامی «ادیان» در جامعه فقط با هدف گسترش خشونت صورت میگیرد.
مسلم بدانیم تشکلهای اسلام ناب محمدی شهامت نخواهند داشت که با تکیه بر خشونتهای پس از 11 سپتامبر، مسئولین پایگاه «فورت هود» را به دلیل انتشار نام «ملیک حسن» تحت پیگرد قانونی قرار دهند. بله بیجهت نیست که سازمان سیا به جهان اسلام عشق میورزد، این جهان خوب جز «برده» و «بنده» هیچ تولیدی ندارد. و گاوچرانها هم عاشق بردهداریاند، بدون اینکه با اسطورههای یونان باستان آشنائی داشته، یا بر اساس تراژدیهای یونان باستان نظریة زبانشناسی ارائه کرده باشند! باری سرمایه سالاری جهانی به برده نیاز دارد، جهان اسلام هم محل تولید و پرورش برده است، خلاصه خداوند منان، در و تخته را نیک به یکدیگر انداخته، چرا که از همة آرزوهای نهان بندگاناش آگاه است.
کار بندگی و حقارت جهان اسلام به جائی رسیده که داسالله ساکن ینگهدنیا، ضمن بازتولید ترهات امام «روشنضمیر» و نفسکشطلبی، خواهان «اصلاح قلمها» هم شده! یکی از نخبگان داسالله اخیراً کشف کرده که حکومت اسلامی با دمکراسی مخالفتی ندارد، ولی با موسوی و کروبی خیلی مخالف است و هر کس از موسوی جلاد، یا از کروبی شیاد و آخوند کدیور پلید انتقاد کند «دشمن» است. بله حضرات هنوز نیامده چماقهایشان را برای سرکوب آزادی بیان تیز کردهاند. بالاخره کسی که مدعی حمایت از سوسیالیسم است، و پای منبر آخوند مینشیند میباید روزی از این روزها به نشخوار سخنان امام روشن ضمیر نیز بپردازد. چرا که ایشان هم گویا از مبارزان بزرگ «ضدامپریاس» بودند که با استفاده از قطبنمای بصیرت، «آزادی بیان» و حقوق انسان و ایجاد احزاب را خلاف اسلام و عامل «تفرقه» در بین امت مسلمان میدانستند.
روز گذشته یکی از شبکههای عرب زبان فیلم مستندی از مارگارت تاچر و رونالد ریگان نمایش میداد، صدای جعبة جادو را بسته بودم و فقط تصاویر را نگاه میکردم، سخنرانی ریگان را نشان میداد، و روی اکران نوشته بود «ریغان»! ماگارت تاچر را هم نوشته بود «مارغوریت تاجر»! بله این اعراب عزیز الفبایشان حروف «گاف» و «چ» و«پ» و «ژ» ندارد در نتیجه جز «حق» هیچ نمیگویند و نمینویسند. اگر «ریغان» و مارغوریت نبودند، هرگز دست داسالله بینوا اینچنین رو نمیشد. «چپ» را هم در زبان اعراب مسلماً «جب» مینویسند، «ج»، مثل جاهل، «ب»، مثل برده.
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید16نوامبر2009
astroboys.info
howtobypassinternetfilters.info
privatebrowse.com
urlfilters.info
proxylimit.com
videounlocker.info
zoomo.us
lunchbrowse.info
finacialproxy.com
slydog.info
internetfilteringforschools.info
videounlock.com
bypass-internetfilters.info
slyvip.info
batroo.info
unblockedpiczo.info
badboycats.com
schoolcontentfilter.info
blockedfacebookproxy.cn
unblockedgirls.info
finacialproxy.info
webschooltunnel.info
proxyspotify.com
vodkajuice.info
internetbypassfilter.info
spotifyproxy.com
breaksurf.info
vorplo.info
proxyfilm.info
bypass-webfilter.info
myproxysite.org
medicalskip.com
proxyiran.info
proxyscience.info
webcontentfiltering.info
breaksurf.com
unblock104.info
fbunlock.com
internet-bypass.info
webblockers.info
exploreanonymously.info
finacialskip.com
zitrex.info
bypassway.com
fastschoolproxy.cn
internetwebfilter.info
proxytit.com
fbunlock.info
lolcatproxy.com
daisuki.pl
Sunday, 15. November 2009, 13:55:55
ما از غزل به مرثیه پیوستیم
اما صفیر تیر
از نالههای شعر رساتر بود
ما در میان معرکه دانستیم
کز واژه، کار ویژه نمیآید
وین حربه را توان تهاجم نیست
گروههای سیاسی، و در ابعاد وسیعتر هر حکومتی برای توجیه سیاستهای خود به چارچوب منسجم فلسفی نیاز دارد. اما زمانیکه سیاستهای مذکور استعماری باشد، میباید برای آن چارچوب «انسانستیز» و «غیرمنطقی» دست و پا کنند، چرا که در چارچوب منطقی هیچکس نمیتواند انسانستیزی و مرگپرستی را توجیه کند. برای توجیه سیاست انسانستیزی باید «تخریب» فلسفة انسانمحور در دستور کار قرار گیرد. برای تحقق چنین امر خداپسندانهای «حریم خصوصی» فیلسوف را به فعالیت اجتماعی او، یعنی آثار و نظریههای فلسفیاش وارد میکنند. به طور مثال، همین شیوة مقدس کفایت میکند تا نظریههای انسانمحور نیچه، فیلسوف مدرنیته تخریب شود. «مدرنیته» ـ با مدرنیزاسیون و کودتا و گسست اشتباه نشود ـ همچنانکه به کرات در این وبلاگ اشاره کردهایم، تداوم رنسانس در اروپاست، و به دلیل انسانمحوری با انواع فاشیسم دینی، بومی و نژادی در تضاد کامل قرار میگیرد. به همین دلیل محافل فاشیسم بینالملل برای سرکوب «آزادی بیان» و توجیه «طالبان» و به طور کلی، جهت حمایت از «احترام به ادیان» و حکومت افراطگرایان مذهبی در سراسر جهان به «تخریب مدرنیته» نیاز دارند. از اینرو اربابان حکومت جمکران برای «ایجاد گسست» در فلسفه همچون موریانه به جان فردریک نیچه افتادهاند.
در این راستا، سایت رادیو فرانسه، مورخ 12 نوامبر 2009، با انتشار مقالهای تحت عنوان «نیچه، نمایندة انحطاط بورژوازی در عصر امپریالیسم» به قلم «ناصر اعتمادی» در بخش «نگاهها و اندیشهها»، با بیل و کلنگ و چماق و بولدوزر به جان فیلسوف مدرنیته افتاده. البته این روند تخریب «فرهنگی» با تکیه بر آثار «دومنیکو لوسوردو» و «جرج لوکاچ» صورت گرفته تا خواننده در استحکام «منطقی» آن تردید به خود راه ندهد. ولی از بد روزگار نام روشنفکران و متفکران مشهور، چه غربی و چه شرقی ما را به هیچ عنوان به هراس نمیافکند. در نتیجه، بجای تحسین و ستایش شهرت اینان، اظهاراتشان را بررسی میکنیم تا ببینیم اصولاً چه میگویند.
«لوسوردو» و «لوکاچ» به اتفاق، نیچه را «عقلستیز» دانستهاند. البته هر دو مزخرف میگویند! نیچه، «عقل» تعریف شده در فلسفة کلاسیک را به زیر سئوال برده و شکست این «عقل» را مطرح میکند. نیچه میگوید، آنچه در قاموس «کلاسیکها» عقل خوانده شده شکست خورده. درست هم میگوید، چرا که نظریة فروید پیرامون «ساختار شخصیت» تأئیدی است بر نظریة نیچه. در مورد نظریة فروید و نیچه پیشتر توضیح دادهایم پس تکرار مکررات نمیکنیم. فقط یادآور میشویم که نیچه با الهام از اسطورههای یونان باستان، به درستی، به ورود شیطنتبار «دیونیزوس» به زبان خشک و بیروح «آپولون» اشاره دارد. این یک نظریة زبانشناسانه است همچنانکه طبق فرضیة فروید نیز از ورای «گفتار فرد» میتوان به «زبان ضمیر ناخودآگاه» وی پی برد. فروید نیز از طریق بازگشت به اسطورههای یونان باستان فرضیة خود را پایه ریزی کرد. پیشتر نیز گفتیم، «بازگشت به ریشهها» این امکان را برای متفکران مدرنیته فراهم آورد تا بر «تقدس» اسطورههای کلیسای مسیحی نقطة پایان گذارده، به این اسطورهها «تاریخیات» بخشند. به زبان سادهتر، مدرنیته با تأکید بر «تقدم تاریخی» اسطورههای یونان باستان بر اسطورههای مسیحیت، این اسطورهها را به عنوان ساخته و پرداختة «ذهن بشر» در «زمان» و «مکان» خاص در جایگاه واقعیشان قرار داده از آنها تقدسزدائی کرد.
اما «لوسوردو» از مطالعة فرضی آثار نیچه به این نتیجة «مقدس» میرسد که از آنجا که نیچه نخستین اثر خود، «تولد تراژدی» را همزمان با تجربة «کمون پاریس» خلق کرده، «در قالب اسطوره» با این حرکت به مخالفت برخاسته و خلاصة کلام اینکه آثار «نیچه» یک هدف واحد را دنبال میکنند: نابودی سوسیالیسم، دمکراسی و ایدة ترقی! البته اگر گزارش اخیر لوموند پیرامون تحرکات «سوسیالیستی» چماقداران «زنتروم بی. 5» یعنی کتککاری در سینمای هامبورگ را نخوانده بودیم مسلماً از این سخنان گهربار «لوسوردو» چندین شاخ در میآوردیم!
ولی همچنانکه گفتیم لوموند «خط» را مشخص کرده: برای دفاع از حقوق مردم فلسطین، باید «پیرو خط امام» دجال میرحسین باشیم در غیر اینصورت ما را به زبان الکن حزبالله طرفدار «صهیونیسم» خطاب خواهند کرد و «حق» هم با آنهاست! همچنانکه پیشنویس گوسالهفریب قانون اساسی به اصطلاح «جنبش سبز» نیز «به نام حق» حضور شوتانوپرتان «مرز پرگهر» تقدیم شده! پیش از ادامة مطلب یادآور شویم به دلیل جنگ ایران و عراق، دولت اسرائیل توانست بیسروصدا در سال 1981 بلندیهای جولان را نیز ضمیمة خاک خود کند! اینهم یکی دیگر از فواید نوکری حکومت اسلامی و پیروان خط امام برای اسرائیل است که در سایة جنگ با عراق و شعارهای «راه قدس از کربلا میگذرد، مرگ بر اسرائیل، و مرگ بر آمریکا» محقق شد. باری، در راستای همین خط خیانت و سیاست طالبان پرور، «گاردین» نیز همچون خمینی و حزب توده مدافع «مستضعفان جهان» شده.
همین گاردینی که اگر دکان جنگ کساد شود، کارفرمایاناش از کمبود خون و جسد به ماتم خواهند نشست. همین گاردین که همچون برادران دینیاش در نیویورکتایمز، جهت رونق مسابقات تسلیحاتی در منطقه و جنگافروزی، خواهان تجهیز گورکنها به سلاح هستهای است! بله همین گاردین، جدائی روشنفکران از پابرهنگان در «انقلابهای رنگین» را سخت به باد انتقاد گرفته! نویسندة گاردین میگوید، همة پیکارهای ترقیخواهانه از اتحاد میان روشنفکران مترقی و مستضعفان به وجود آمده. البته در میان این پیکارهای «ترقیخواهانه» کودتای بولشویکها که روسیه را به فلاکت اقتصادی و انزوای سیاسی کشاند در ترادف با مبارزات قانونی جمهوریخواهان اسپانیا با فرانکیستهای تحت الحمایة آمریکا قرار میگیرد. علامت تعجب هم نمیگذاریم، اصولاً این روزها دلیلی برای تعجب وجود ندارد. صورتکهای فریب به کنار رفته و همة مدافعان حقوق بشرفروش غرب که سه دهه است نان کودتای 22 بهمن زهرمار میکنند، آشکارا به طرفداری از خمینی، اسلام ضداستبداد و حجاب زنان برخاستهاند. نویسندة گاردین میگوید «انقلاب ایران» در سال 1979، یک نظام تحت حمایت بیگانه را سرنگون کرد. و این سرنگونی به زعم ایشان نتیجة اتحاد «طبقة متوسط مترقی» و «تودههای روستانشین» بوده نه پیامد توطئة گروه «برژینسکی ـ کارتر» برای جنگ افروزی در منطقه و تبدیل ایران به طویلة ارتش ناتو و پشت جبهة افغانستان!
تیر گلوشکاف که برهان قاطع است
هرگز نیازمند تکلم نیست
بله! نشست گوادالوپ هم برای بازی «آس» برگزار شده بود! چه میگویم؟ این خاجپرستها که بازی «آس» نمیشناسند، حتما دورة پوکر بوده! از همان پوکرهای روباز آمریکائی که همیشه برندة آن کسی است که زودتر از دیگران شلیک میکند و دلیلی هم ندارد که الزاماً در بازی شرکت داشته باشد! برندةخوشبخت میتواند در کافه را با لگد باز کرده با شلیک چند گلوله «حق» حاکمیت خود را بر اساس «خرد جمعی» و «بهرهگیری از دستاوردهای دانش جوامع بشری» اعمال کند. بله میبینیم که پیشنویس قانون اساسی جنبش کذا حکمتی دارد! مگر استفاده از سلاح آتشین «بهرهگیری از دستاوردهای دانش جوامع بشری» نیست؟ به همچنین است در مورد شیوهها و ابزار شکنجة مدرن! از مطلب دور افتادیم! دیوید ادگار در گاردین یک مقالة گوسالهفریب و ابلهپسند به هم بافته که ترجمة آن با کد: 34692 در سایت «فرارو»، مورخ 19 آبانماه 1388 منتشر شده است. این نویسندة «شریف» و خبیث و صاحبنظر در امور پیوند گوز به شقیقه، کودتای 22 بهمن 1357 را چنان مطرح میکند، تو گوئی کشور ایران در یک «جزیره» واقع شده و انگار نه انگار که استعمار بریتانیا بیش از یک سده در آن حضور رسمی دارد! و انگار نه انگار که نفت منطقه را همین استعمار از خلیج فارس و تنگة هرمز به تاراج برده و میبرد!
بله، یکی بود یکی نبود، یک حکومت خودکامه و مورد حمایت بیگانه بود و تودههای روستائی و به ویژه یک طبقة متوسط «مترقی»! نه نفتی بود، نه شوروی، نه پیمان سنتو، و نه ارتش ناتو در ترکیه حضور داشت! هیچ پایگاه هوائی آمریکا هم در طبس نبود! ناوگان جنگی آمریکا هم برای تفریح در دریای عرب و خلیج فارس گشت میزد. اصلاً روحشان خبر نداشت در ایران چه میگذرد، ساواک و شهربانی و سران ارتش هم هیچ گزارشی به این طفلان معصوم مسلم ابنعقیل نمیدادند، دستوری هم از این بیگانگان نمیگرفتند. و بیگانگان فقط از حکومت خودکامه حمایت میکردند، چون عاشق حکومت خودکامه بودند. البته عشقشان افلاطونی و معنوی بود! آری، این مزخرفنویسیها در راستای سیاست «ایجاد گسست» و ارائة تصویر دلفریب از توحش دینی صورت میگیرد. سیاستی که کارفرمایان گاردین و دیگر کرکسهای برتریطلب در آن تخصص ویژه دارند. بیدلیل نیست که نیویورکتایمز از زبان لاله بختیار به ما زبان عربی درس میدهد تا «معنی» آیات قرآن را آنگونه که منافع تفنگفروشهای دو سوی آتلانتیک ایجاب میکند «درک» کنیم، و دین مترقی و ضداستبداد و اسلام خوب را بشناسیم! چرا که سرانجام «آزادی ادیان» و «احترام به ادیان» در منطقه همان فاجعهای است که در «فورت هود» به وقوع پیوست.
یک روانپزشک ارتش که مسلمان زاده و متولد آمریکاست، به دلیل «آزادی» و «احترام» به ادیان که نه تنها در «فورت هود» که در کل جامعة آمریکا سکة رایج است در محل کار خود «شتر سوار» خوانده میشود! چرا؟ چون مسیحیان و یهودیان میپندارند دینشان با توحش اسلام تفاوت دارد و ابراهیم خارج از قوادی و ارسال همسرش به بارگاه فرعون، موشک هوا میکرده، یا مریم رولز رویس سوار میشده، و عیسی مخترع «برق» بوده. بله، گابریل با دیدن مریم «برق» از چشمش پریده و عیسی نتیجة پریدن برق کذا از چشمان جبرئیل است! و همین برق بود که شتر مریم را به «رولزرویس» تبدیل کرد. مگر پری افسانهای با یک حرکت چوب دستی جادوئی برای سیندرلا کدوتنبل را به آن کالسکة باشکوه تبدیل نکرد؟ میخواهید بگوئید گابریل از پری افسانة سیندرلا کمتر بوده؟ به هیچ عنوان! آنچه در «فورت هود» گذشت در ابعاد وسیعتر میتواند در منطقه نیز رخ دهد. جنگ بین شیعه و سنی که در یمن شاهدیم و میتواند به عربستان هم سرایت کند. یا جنگ بین اسرائیل و کشورهای مسلماننشین، که زمینه ساز آن دفاع دروغین نوکران اسلامگرای غرب از حقوق فلسطینیهاست.
اسلام گرایان، با نفی قوانین بینالمللی موجودیت قانونی اسرائیل را به زیر سئوال میبرند، و به آمریکا امکان میدهند تا برای محافظت از اسرائیل در برابر تهدیدهای نوکران خود اعلام آمادگی کرده، سلاح مدرن در اختیار اسرائیل بگذارد. همین برای آغاز یک دور جدید از رقابتهای تسلیحاتی در منطقه کفایت میکند. نیازی به توضیح نیست که چنین شرایط بحرانی و دلچسبی دست نوکران آمریکا را برای سرکوب ملتها به ویژه در ایران باز خواهد گذارد و همین سرکوب در ابعاد محدودتری شامل حال صلح طلبان اسرائیل نیز میشود. خلاصة مطلب هنوز که هنوز است هیچیک از روشنفکران «مترقی» برخاسته از «طبقة متوسط و مترقی» اختراعی گاردین نگفته، نفی حق موجودیت یک کشور عضو سازمان ملل «قانونشکنی» است! کاملاً بر عکس، زمانیکه احمدینژاد قصد پاک کردن اسرائیل از نقشة جغرافیا را داشت، خاخامهای ساکن آمریکا با او دست دوستی هم دادند، چرا که بدون تهدید اسرائیل فروش سلاح به عربستان و بحرین و امارات و ماهیها و صدفهای سواحل خلیج فارس امکانپذیر نیست! بله به عبارت دیگر همة کسانی که همچون رمزی کلارک نابکار و آن خاخامها و یا رئیس دانشگاه کلمبیا به صور مختلف دست نوازش به سروگوش مهرورزی میکشند همان کفتاران شریفیاند که از جنگ و جسد نیز تغذیه میکنند. پس کاملاً طبیعی است که همچون گاردین ضمن تأکید بر حمایت گستردة جناح راست از کودتای 22 بهمن 1357 برای آن سینه چاک دهند:
«انقلاب سال 1979 میلادی در ایران [...] یک انقلاب قرن بیستمی آشنا و قابل درک و رایج در جهان سوم بود که در آن، طبقة متوسط مترقی، دست در دست تودههای روستانشین، یک نظام خودکامه منفور و تحت حمایت بیگانگان را سرنگون کرد.»
و یک «نظام» نوکر و خودکامهتر و منفورتر را بجای آن نشاند! این «انقلاب» چنان به دهان کارفرمایان گاردین شیرین آمده که سناریوی انقلاب در هزارة سوم را هم برایمان نوشتهاند. طبق پیشگوئیهای گاردین اینبار طبقة متوسط «غربگرا» در برابر تهیدستان روستانشین که «تساوی طلب»، «سنتگرا» و «محافظهکار» هستند قرار خواهد گرفت. بله گاردین پیشتر یک طبقة متوسط «مترقی» در ایران رویت کرده بود که با کمک روستائیان «حکومت خودکامه» را سرنگون کرد، امروز هم روستائیانی اختراع کرده که تساوی طلباند! باید بگوئیم این قماش روستائی در کشورهائی با پیشنیة کهن فقط در تخیلات نویسندة کذا میتواند وجود داشته باشد! روستائی در ایران ـ اگر هنوز «روستائی» وجود خارجی داشته باشد ـ از ساختار فئودال خارج نشده! روستائیان ایران با آفریکانرهای ساکن آفریقای جنوبی تفاوت دارند! بگذریم! در قاموس اهالی گاردین، طبقة متوسط «غربگرا» که با انتخاب احمدینژاد مخالف است، البته به استثنای موسوی، ریش ندارد، لیبرال و شهرنشین و از نظر اقتصادی «نولیبرال» است، در حالیکه طرفداران مهرورزی تلویحاً سوسیالیست «علوی» به شمار میروند:
«انقلاب در قرن بیست و یکم، طبقة متوسط جامعه را [...] با تهیدستان روستانشین [...] رو در رو قرار میدهد[...] معترضانی که [...] متعلق به جناح راست بودند و پیروزی احمدی نژاد در انتخابات را قبول نداشتند، شهرنشین و لیبرال بودند و هواداران رئیس جمهور روستائی و محافظه کار.»
بله حضرات شکمشان را برای یک انقلاب دیگر صابون زدهاند. اینبار انقلاب کذا میباید از سوی «سوسیال علویستهای» پابرهنه صورت پذیرد و برای حداقل سیسال دیگر نان جنگفروشان را در روغن فراوان شناور سازد. بر اساس ترهات گاردین «روشنفکران» در ایران تضادهای نوین بین آزادی و استبداد، آزادی بیان و سانسور، لائیسیته و مذهب، فمینیسم و خانواده، یکپارچگی و تنوع فرهنگی را «حقیقت» انگاشتهاند، و همین مسائل اتحاد اینان با تهیدستان را در هم شکسته!
ما، بردگان فقر و اسیران آفتاب
ما بازماندگان مشاهیر باستان
میبینیم که قلم به مزدهای غرب چگونه میکوشند در کمال پدرسوختگی «لائیسیته» را «دینستیز» و «فمینیسم» را «خانوادهستیز» جلوه دهند. هماینان جهانشمولی انسان را نیز به زیر سئوال برده انسان را «دینی» و «بومی» معرفی میکنند تا بتوانند همزمان با معرفی لائیسیته به عنوان «دینستیز»، حکومت انسانمحور را یک پدیدة «غربی» و «مسیحی» وانمود کنند. برای باوراندن چنین دروغهای شاخداری به ساکنان کشورهای مسلماننشین لازم است «زبان گسست» به کار گرفته شود. زبان گسست یا زبان انسانستیز زبانی است که انسان را از «موزه» و «تاریخ» و «تمدن» و انسانیات و آزادی و هر چه نماد فرهنگ است به برهوت وحش میبرد، همانجا که یک فلسطینی را «شتر سوار» میخوانند، چرا که مسلمانزاده است! همین «زبان گسست» برای تخریب فیلسوف مدرنیته نیز به کار گرفته شده.
«لوسوردو» میگوید، «نیچه» طرفدار فاشیسم بوده. البته این مزخرفاتی است که فاشیستها با توسل به «چنین گفت زرتشت» به هم بافتهاند، تا شعر و الهامات شاعرانه را در ترادف با ایدئولوژی قرار دهند. ما پیشتر به این لجنپراکنی بیشرمانة فاشیستها اشاره کردهایم و لوسوردو در واقع به نشخوار همان مزخرفات مشغول است. پس لوسوردو را رها کرده به سراغ لوکاچ میرویم که معروفتر است و در نتیجه بهتر میتواند پروپاگاند بعضی محافل را به مخاطب «بفروشد!»
لوکاچ نیازمند معرفی نیست! ایشان فرمودهاند، در آلمان قرن 19، «عقل ستیزی» واکنش به جهشی بود که انقلاب فرانسه در فلسفه ایجاد کرد و این واکنش، پس از نخستین انقلابهای کارگری در سالهای 1848 و 1871 در وجود نیچه متبلور شد! حضرت لوکاچ همچنین فرمودهاند، اگر فعالیتهای فکری نیچه با نخستین نشانههای امپریالیسم تقارن زمانی نداشت، نیچه هرگز به چنین مقامی دست نمییافت. نمیدانستیم امپریالیسم از قرن 19 آغاز شده! باری لوکاچ همچنین فرموده، تفکر نیچه «سوسیالیسم ستیز» بوده و خلاصه میبینیم که در راستای پروپاگاند جدید سازمان ناتو، نیچه هم با روستائیان «تساوی طلب» ساخته و پرداختة گاردین دشمن میشود! خلاصه اگر داستان عدالت علوی و خلخال زن یهودی را برای نیچه نقل میکردند مسلما اگر قهقهه نمیزد، پوزخندی تحویل مبلغین «طاعون سرخ» میداد. آوردهاند که دلیل پرداختن نیچه به اسطورههای یونان باستان مخالفت وی با سوسیالیسم و طرفداری وی از بردهداری بوده! گویا برای مبارزه با خطر سوسیالیسم نیچه خواهان تشکیل یک دولت ارتجاعی، خشن و در خدمت اهداف «بورژوا ـ امپریالیستی» شده است! ولی جالبترین بخش مقالة «رادیوفرانسه» آنجاست که نیچه را در ترادف با پیامبر و آیندهنگر و پیشگو نیز قرار میدهد:
«نیچه در قالب اسطوره و یا گزارههای اسطورهوار مسائلی را پیشبینی و حتی حل میکند که نسل بعد تنها از نزدیک با آنها آشنا میشود[...] تأثیر فراتاریخی این استعداد بر سبکی از نگارش در نزد نیچه نیز مبتنی است که بجای بهرهگیری از نثر منظم یا نثر سنتی فلسفه از گزارههای کوتاه سود میجوید که گاه در شکل پند ظاهر میشوند و گاه در قالب پیشگوئی و احکامی که به این عنوان خصلت افسانهای و رازآمیز گفتار او را تشدید میکند.»
راستش دروغ چرا؟! شاعر و ادیب با توسل به تمثیل و استعاره و کنایه و تصویر سخن در ابهام میگوید، پس کاملاً طبیعی است که ابهام ادبی تفسیرهای مختلف داشته باشد. همچنانکه اسطورهها نیز از همین ویژگی برخوردارند. ولی تاکنون نشنیده بودیم که با اسطوره بتوان مسائلی را حل کرد که در آینده به وجود میآید! به عبارت دیگر منطقاً مسائلی که امروز وجود ندارد، امروز نیز قابل حل نیست!
البته جهت اصلی این «تبلیغات» سرشار از «ابهام» کاملاً مشخص است. نیچه مخالف سوسیالیسم «مترقی» است، از این رو فلسفهاش «پیامبرگونه» و «الهی» تحلیل میشود. روشنتر بگوئیم به دلیل افلاس سازمان ناتو، یا سوسیالیسم مترقی حضرات را میباید اجباراً پذیرفت، یا باید برای در امان ماندن از «طاعون سرخ» به کتابدعا و سنگسار و قصاص پناه برد! دوقطبی کردن کاذب فضای جامعه دیگر به ایران محدود نمیشود. ماجرای کتک خوردن تماشگران فیلم «کلودلانزمن» در هامبورگ را که فراموش نکردهایم. یا «سوسیالیسم»، ویراست چماقداران مترقی جمکران را میپذیرید، یا طرفدار «صهیونیستها» هستید! در اینصورت چارهای جز کتک خوردن از سوسیالیستهای مترقی نخواهید داشت، چرا که «مردم» با «علی» بیعت کردند، و علی در برابر «دشمنان» ایستاد آنهم با شمشیر. خلاصه کنیم، «مذاکره» و «گفتگو» و ارتباط انسانی فاقد خشونت در این فضای دوقطبی کوچکترین محلی از اعراب نخواهد داشت. با بسیج افکار عمومی بر ضد صلح و مذاکره و رعایت قانون، «بینالملل شرارت» یک راه در برابر ما قرار میدهد: جنگ و رویاروئی و خشونت.
درهای چاره بر دل ما بسته است
مصداق رانده از همه سو مائیم
آه ای رفیق روز جوانبختی
بگذار تا دوباره در آئینه بنگریم
[...]
بگذار تا به خویش بپیوندیم
[...]
در ازدحام اینهمه تصویر
یا در میان اینهمه تزویر
آیا تو باز مرا توانی دید؟
یا من تو را دوباره توانم یافت؟
(نادر نادرپور)
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید15نوامبر2009
proxyiran.info
proxskim.co.cc
zxti.com
proxredz.co.cc
oxypass.co.cc
smartproxz.co.cc
enterforex.co.cc
collegetunnel.info
bleedprox.co.cc
omgwtfitsblocked.co.cc
bitjo.co.cc
centerevent.co.cc
dropspeak.co.cc
proxredded.co.cc
buct.info
allcut.co.cc
newsfolder.co.cc
freeonlineinternet.info
surfwhilenaked.co.cc
surfwhilebuzzed.co.cc
surfwhilesober.co.cc
81unblocknow.info
foundproxy.co.cc
awaypix.co.cc
forextype.co.cc
thisisnotporn.co.cc
lookforproxy.co.cc
asoky.co.cc
proxylistnow.co.cc
turnsyoufit.co.cc
livelights.co.cc
ourproxnow.co.cc
whiteyprox.co.cc
dontusetheotherproxies.co.cc
weberproxy.co.cc
server.org.pl
iproxyou.co.cc
anonymous-surfing11.co.cc
enewproxy.info
modernwarfare2iskickass.co.cc
78unblocknow.info
lifefriends.co.cc
bestproxnow.co.cc
carinsurance4me.info
water-on-themoon.co.cc
asproxy.info
proxmooned.co.cc
browse-freely.info
proxyboot.info
Showing posts 9 -
12 of 1201.