Skip navigation.

exploreopera

| Help

Sign up | Help

عكس عاشقانه گيشاايراني گالري عكس بچه بازيگران ايراني هندي مذهبي پوستر دانلود نرم افزار موبايل اموزش وبلاگ اينترنت رايگان موبايل قالب

عکس عاشقانه گیشا ایرانی پوسترهای مذهبی.عکس بچه.بازیگران ایرانی www.gisha.sub.ir

Posts tagged with "بانک مقالات روانشناسی و رمو"

تاثیرات اجتماعی قرص اکستازی خانواده اینترنتی مصاحبه با جوانان جامعه

,

خانواده اینترنتی گیش ایرانی مقالات روانشناسی کتاب الیکترونیکی رایگان جوانان مصاحبه اخبار روانشناسان سایت فرشید قنبری مجله عکس بچه اجتماعی

قرص اکستازی از دسته آمفتامین‌های جایگزین بوده و دارای خواص توهم زایی و تحریک است. این قرص‌ها هیچ مورد مصرف درمانی ندارند. این فرآورده که در بین جوانان به نام قرص‌های شادی آور (اکس) مشهور شده است، به رنگهای قهوه‌ای ، صورتی ، سبز و شفاف در مهمانی‌های شبانه به منظور ایجاد سرخوشی کاذب مورد استفاده قرار می‌گیرد. قرص اکستازی از موادی به نام آمفتامین‌ها ساخته می‌شود.

آمفتامین‌ها گروهی از مواد محرک مغزی هستند که معمولا به شکل پودر سفید رنگ و گاهی سفید متمایل به قهوه‌ای روشن یا سفید مشاهده می‌شود. انواع آمفتامین‌ها دارای مصارف طبی هستند و تحت نظارت کامل پزشک در مواردی چون افسردگی‌ها ، اختلالات پرتحرکی ، کم توجهی به کودکان و حمله‌های خواب مورد استفاده قرار می‌گیرند که در بعضی موارد برای ایجاد حالت سرخوشی توسط دانش آموزان ، دانشجویان و رانندگان مورد سوء مصرف قرار می‌گیرند.



آثار اکستازی

آثار این دارو معمولا بعد از گذشت 30 تا 60 دقیقه از مصرف دارو شروع می‌شود و در عرض دو تا چهار ساعت به حداکثر می‌رسد و این سرخوشی تا چند ساعت باقی می‌ماند. بعد از شادی و سرخوشی اثری باقی نمی‌ماند و فرد مصرف‌کننده احساس افسردگی و بیهودگی می‌کند. بعد از مصرف فرد دچار احساس شادی و آرامش کاذب ، اضطراب ، افسردگی ، تحریک پذیری ، اختلال حافظه ، احساس نزدیکی و صمیمیت با دیگران ، ترس ، خشکی دهان ، قفل شدن چانه ، بی‌خوابی و افزایش انرژی و کاهش اشتها و در بعضی مصرف‌کنندگان عدم ثبات روانی ، بیقراری و تهوع و استفراغ و جنون و در مصارف ممتد و طولانی دچار توهم و دوره‌های بازگشت توهم می‌شود.

آمار مربوط به مصرف‌کنندگان مواد شادی آور

تاریخ ساخت اولین قرص‌های شادی‌بخش (روان گردان) سال 1912 بود. در حال حاضر حدود 214 میلیون نفر در جهان معتاد هستند که از این تعداد 15 میلیون نفر معتاد به مواد مخدر (هروئین ، مرفین ، حشیش و...) و بقیه معتاد به مواد روان گردان می‌باشند. در انگلیس 800 تا 2 میلیون نفر و در آمریکا 2 میلیون نفر براساس تحقیقی که انجام دادند در سال 1991 بین دانشجویان آمریکا 1 درصد مصرف کننده این مواد بودند که این تعداد در سال 2002 به 9.9 درصد افزایش یافت.

ظرف یکسال اخیر در هلند (آمستردام) تعداد مصرف کنندگان این مواد از 0.7 درصد در سال 1990 به 3.6 درصد در سال 2001 رسید. این مواد اکثرا در لابراتورهای غیر قانونی با کیفیت خیلی پایین (ناخالصی زیاد) تولید می‌شود. در آمریکا در سال 1991 ، 500 لابراتوار و در سال 2001 ، 7500 لابراتوار به ساخت این مواد مشغول بودند.

آیا در ایران حکم قضایی برای مقابله با مصرف یا فروش قرص‌های روان گردان وجود دارد؟

در 20 سال پیش در ایران چون این گونه مواد اعتیادآور رایج نبود، در قانون نیز اشاره‌ای به آن نشده بود. اما با رواج این مواد و تبدیل شدن آن به یک معضل اجتماعی قانون گذاران نیز به این مساله توجه کردند. از جمله در مصوبه‌ای که اعلام شد، (در تاریخ 24/7/83) لیستی از مواد نام برده شده و بندهایی مطرح گردید. از جمله بندهای آن این است.

* برای ساختن ، حبس دائم.

* برای فروختن یا به معرض فروش گذاشتن حبس جنایی درجه 1 ، از 3 تا 15 سال

* نگهداری یا حمل غیر مجاز بیش از 10 گرم حبس جنایی درجه 1 ، 3 تا 15 سال

* نگهداری یا حمل غیر مجاز 10 گرم یا کمتر حبس جایی درجه 2 ، 2 تا 10 سال

چگونگی مقابله جوامع با مصرف قرصهای روان گردان

با اینکه شروع و شیوع این مواد از کشورهای غربی بوده، و از آنجا به کشورهای شرقی کشیده شده، غرب برنامه‌های پیشگیری از مصرف را برای مردم خود چنان اجرا می‌کند که موجب کاهش شدید مصرف در این کشورها شده . مثلا در آمریکا از سال2001 تا 2003 میزان مصرف 53 درصد کاهش یافته‌است. مصرف این مواد در یعضی کشورها نظیر بلژیک و هلند آزاد بوده و در برخی دیگر نظیر آمریکا ممنوع می‌باشد. از سال1993 تا 2000 ، 5500 کیلوگرم از این مواد در دنیا کشف شده است.

مبارزاتی که در جامعه ما علیه مواد مخدر و از جمله نوع جدید و به مراتب بسیار خطرناک‌تر آن (قرصهای اکستازی) صورت می‌گیرد، بیشتر در حد انهدام مواد و یا آگاه سازی از مشکلات ایجاد شده پس از مصرف است. غافل از اینکه یکی از راهکارهای قابل توجه که باید بر روی آن سرمایه گذاری کرد، فرهنگ سازی در این زمینه و در نتیجه پیشگیری از این مشکل است. اینکه ریشه‌یابی شود، چرا بعضی از افراد جامعه ما که اکثرا جوان نیز هستند، به قرص‌های شادی‌آور روی می‌آورند؟ چرا حتی با آگاهی از مشکلات پس از مصرف ، باز گرایش بسیار بالایی برای استفاده از آنها وجود دارد؟

چرا مردم به ویژه جوانان به مصرف چنین موادی روی می‌آورند؟

* یکی از عاملهای مهم در این مورد ، عدم آگاهی کافی و کامل مصرف کنندگان از این مواد (مخصوصا قبل از مصرف) است. چنانکه در یک تحقیق انجام شده از مصرف کنندگان ، در پاسخ به این پرسش که قبل از شروع مصرف چه اطلاعاتی در این زمینه داشتید؟

* 70 درصد مصرف کنندگان گفته اند: شنیده بودم که شادی آور و انرژی زاست.

* فقط 28 درصد گفته‌اند که: می‌دانستیم اعتیاد آور است.

عوامل دیگری که به نظر می‌رسد در حال حاضر در گرایش افراد مخصوصا نوجوانان و جوانان به مصرف مواد شادی آور نقش اساسی دارند

* بیکاری جوانان

* عدم برنامه و انگیزه کافی برای زندگی

* عدم تحرک و جنب و جوش کافی برای تخلیه شدن انرژی جوان

* اشتیاق برای درک حالتی متفاوت از زندگی روزانه

* عدم مهارت نه گفتن در نوجوانان و جوانان.

* عدم اعتماد به نفس.

* افسردگی و دلزدگی از زندگی

* عدم مهارتهای عملی برای اشتغال و برای زندگی

* فرار لحظه‌ای از زیر بار مشکلات و ناراحتیها و کمبودهای عاطفی

آیا می‌توان از مصرف موادشادی آور (جنون آور) در کشور جلوگیری کرد؟

برای مقابله با این معضل که دامنگیر جوانان و خانواده‌ها شده است، اگر بخواهیم با روشهای معمولی جلوی مبادله و مصرف این مواد را بگیریم (همانند راههای مبارزه با مواد مخدر) راه به جایی نخواهیم برد، چرا که این مواد از مرز بخصوصی وارد کشور نمی‌شوند. بلکه از کشورهای مختلف و از طرق گوناگون وارد کشور ما می‌شوند و نیز به سهولت در آزمایشگاههای کوچک و حتی خانگی ساخته شده و عرضه می‌شوند و بر خلاف مواد مخدر که از فرد به فرد منتقل می‌شود، الگوی مصرف این مواد از گروه به گروه است. پس باید از منظر دیگر مشکل را حل کرد.

چشم انداز بحث

چه کار کنیم و روی چه مداخلاتی کار کنیم تا مثلا 6 ماه بعد مقدار مصرف 20 درصد کمتر شود، یا مثلا یکسال بعد تعداد مصرف کنندگان نصف شود؟ یک راهکار عمده و مهم در این زمینه ایجاد اعتماد به نفس در جوانان است. اینکه جوان به جایی برسد که بدون دست یازیدن به اینگونه مواد به لذتی که خواهان است برسد.

* تغییر نوع نگاه به زندگی در ایران و نیز حل مشکلات اساسی جوانان نظیر مساله اشتغال جوانان ، و مساله ازدواج جوانان.

* ایجاد و گسترش باشگاهها و مجتمعهای ورزشی و تفریحی برای دختران و پسران

* آموزش مهارتهای فنی و عملی برای اشتغال

* ایجاد و گسترش زمینه‌های تحقیق و پژوهش ، تا جوان وقت و انرژی خود را به جای هدر دادن در چنین راههایی ، صرف آموختن و آموزش دیگران کند و به جایگاه اجتماعی و شخصیتی که گاه برای پر کردن خلاء آن به راههای دیگر روی می‌آورد برسد.

خانواده اینترنتی گیش ایرانی مقالات روانشناسی کتاب الیکترونیکی رایگان جوانان مصاحبه اخبار روانشناسان سایت فرشید قنبری مجله عکس بچه اجتماعی

ده نشانه یک رابطه ی موفق زناشویی روانشناسی مقاله اجتماعی زنانه

ده نشانه یک رابطه ی موفق زناشویی

با یکدیگر مهربان بودن

آیا نسبت به یکدیگر مهربان هستید و یا سعی می کنید یکدیگر را کنترل کنید و راه خودتان را بروید؟ آیا با مهربانی کردن نسبت به همسرتان احساس خوشحالی و رضایت می کنید؟ یکی از نشانه های ضروری یک رابطه ی سالم محبت کردن به یکدیگر است نه اینکه با تحکم طرف مقابلتان را کنترل کنید.

به یکدیگر عشق ورزیدن

آیا وجودتان سرشار از گرمای عشق است و آنرا بی اختیار نثار یکدیگر می کنید؟ آیا همواره زیبایی ها و خوبی های طرف مقابلتان را می بینید و یا تنها بر روی اشتباهات و نقاط ضعف او متمرکز هستید؟ آیا احساسات درونی او را درک می کنید؟ آیا از عشق ورزیدن به یکدیگر لذت می برید؟ گرما و عشق داشتن نسبت به یکدیگر یکی از نشانه های رابطه ی سالم با شریک زندگانی تان است.


با یکدیگر شوخی کردن

آیا دوست دارید با یکدیگر بازی و شوخی کنید؟ از شوخی و بامزگی های طرف مقابلتان لذت می برید؟ سعی می کنید در بحرانها و مشکلات او را شاد کنید و بخندانید؟ آیا مانند بچه ها با یکدیگر راحت و بی غل و غش برخورد می کنید و مدام در حال شوخی کردن با هم هستید؟ یکی از بزرگترین ارکان رابطه ی سالم همین خنده و شوخی است.

از کنار هم بودن لذت بردن

آیا اگر بخواهید با کسی وقت بگذارید ترجیح می دهید با همسرتان باشد یا با شخص دیگری؟ آیا برای اینکه در کنار همسرتان باشید لحظه شماری می کنید؟ آیا هر دوی شما دوست و یا سرگرمی خاصی دارید که از انجام آن لذت ببرید؟ در مواقعی که در کنار یکدیگر نیستید چه احساسی دارید؟ اغلب زوجها اوقات زیادی را باهم سپری می کنند زیرا با تمام وجود از اینکه در کنار هم هستند لذت می برند و احساس آرامش می کنند در صورتی که دیگر زوجها از ترس تنهایی و بی کسی با همسرشان می مانند و یا به عبارتی دیگر از روی ناچاری باهم زندگی می کنند. یکی از نشانه های رابطه ی موفق این است که طرفین به یکدیگر وابسته نباشند و برای خود دوست و سرگرمی های مخصوص بخود داشته باشند. بنابراین اگر خواهان یک رابطه ی موفق هستید به همسرتان وابسته نباشید بویژه از لحاظ عاطفی.

بطور مسالمت آمیز اختلافات را حل کردن
همه ی زوجها با یکدیگر اختلاف دارند موضوع اصلی، اختلاف نظر نیست، آنچه اهمیت دارد چگونگی کنار آمدن با این اختلافات است. آیا شما برای حل اختلافاتتان روش خاصی دارید یا اینکه برای جلوگیری از بحث و جدل مجبور به کنار گذاشتن مسائل و مشکلاتتان هستید؟ آیا در صورت بروز اختلاف نظر با یکدیگر دعوا و مجادله کرده و قهر می کنید؟

کنترل خشم و عصبانیت

آیا هنگامیکه یکی از شما دچار خشم و عصبانیت می شوید موضوع را کش می دهید، غر می زنید و همسرتان را تنبیه می کنید یا اینکه سعی می کنید موضوع را فراموش کنید؟ در یک رابطه سالم زن و شوهر بعد از بروز اختلاف و مشکل خیلی سریع موضوع را تمام می کنند و از آن می گذرند و به عشق و صمیمیت قبلی خود باز می گردند.

به عشق یکدیگر پایبند بودن

آیا فکر می کنید در دشوارترین شرایط باز هم عاشق یکدیگر هستید؟ آیا می توانید در صورت اشتباه و خطای طرف مقابل باز هم عاشق او باشید؟ آیا می دانید عشق درمورد خود شخص است نه درمورد کارهایی که او انجام می دهد؟ برای داشتن یک رابطه ی سالم باید به این سطح از عاشقی رسید.

گوش دادن، درک کردن و پذیرفتن طرف مقابل

آیا احساس می کنید طرف مقابلتان به صحبت های شما گوش می دهد، آنرا درک می کند و شما را همانگونه که هستید می پذیرد؟ آیا رازهایتان را بدون ترس از داوری برای شریک زندگیتان مطرح می کنید؟ آیا دوست دارید با تمام وجود حرفهای او را بشنوید و با او احساس همدردی می کنید یا می خواهید مدام او را زیر سوال ببرید و در مقابل او جبهه بگیرید؟

رابطه ی جنسی

آیا از رابطه ی جنسی خوب و صمیمی برخوردار هستید و احساس رضایت می کنید؟

احساس آزادی کردن

آیا از اینکه خودتان باشید نمی ترسید و احساس آزادی می کنید؟ آیا با کمال آرامش می توانید دنبال کارهای مورد علاقتان بروید؟ آیا شریک زندگیتان از شادی شما خوشحال می شود؟ همانطور که می دانید بعضی از افراد بطور ناخودآگاه دارای شخصیتی سالم، مهربان، متعهد، عاشق، مسئول و شوخ طبع هستندولی بعضی دیگر به دلیل شرایط زندگی، فاقد چنین شخصیتی هستند و به مرور زمان باید روی خود کار کنند تا نقاط ضعف شخصیتشان را ترمیم کنند. رابطه ی خوب و موفق رابطه ای است که طرفین، خود را دوست داشته باشند و همانطور که هستند خود را بپذیرند در عین حال عاشق همسرشان باشند و هیچ چیزی نتواند رابطه ی بین آنها را خدشه دار کند.

آيا به دنيا آمده ايم كه آزاد باشيم؟

آيا به دنيا آمده ايم كه آزاد باشيم؟


کاری از گروه نرم افزاری و تحقیقاتی گیشا ایرانی

نویسنده : فرشید قنبری
آدرس ایمیل :gisha-irani@yahoo.com
آدرس دریافت مقالات وکتابهای روانشناسی : WWW.GISHA.COO.IR WWW.GISHA.SUB.IR






" قدرت اختیار یکی از بغرنج ترین نعمت های خداوند برای درک و قدردانی است. کسی که دست از آزادی خودخواهانه ی خود بردارد و بنده ی مخلص خدا شود، آزادی حقیقی را به دست آورده است."


آزادی یکی از ارزشمندترین چیزهاست، اما خیلی از ما ارزش آن را نمی فهمیم تا وقتی که آن را از دست می دهیم. این یکی از اصلی ترین حقوق انسانهاست و تلاش برای محدود کردن آن یکی از بزرگترین گناهان است. همه ی ما دوست داریم که آزاد باشیم و در انتخاب های زندگیمان اختیار و آزادی داشته باشیم، اما بگذارید کمی درمورد واقعیت موضوع فکر کنیم. آیا واقعاً ما به دنیا آمده ایم که آزاد باشیم؟ اگر اینطور است، به چه صورت و این چه معنایی برای ما دارد؟


برای شروع، باید یادآور شوم که میزان آزادی ما بسیار محدودتر از آن چیزی است که فکر می کنیم. با مثال ساده ای شروع میکنیم که همه ی ما چیزهایی را درک می کنیم و می فهمیم که با جسم ما مرتبط باشند. چقدر روی خمیازه ها، عطسه ها، عرق کردن، خونریزی کردن، نفس کشیدن، هضم کردن غذا، و دفع کردن آن اراده و اختیار داریم؟ آزادی ما روی دیدن ها، شنیدن ها، احساس کردن ها، و به کار انداختن عضلات و اعضای بدنمان چقدر است؟ من در گذشته عادت به کوهنوردی داشتم، مهم نیست که چقدر معتقدم که در انجام آن آزادی و اختیار دارم، اما الان قادر به انجام آن نیستم. بعضی وقت ها حتی اختیار بلند شدن و ایستادن هم ندارم. وقت هایی كه من خیلی پشت میز کامپیوتر می نشینم و تایپ می کنم، بلند شدن و ایستادن برایم بسیار مشکل می شود. مطمئناً هیچ اراده و اختیاری روی آنچه که در درون بدن من می افتد ندارم. نمی دانم ضربان قلبم چطور پدید می آید یا چه زمان متوقف می شود. ترشح بزاق دهانم، لخته شدن خونم، بد شدن حالم، یا تجزیه شدن و متلاشی شدن بدنم دست من نیست.


حال در مورد افرادی که مربوط به من هستند: من هیچ آزادی و اختیاری در انتخاب پدر و مادر یا پدربزرگ و مادربزرگ هایم نداشته ام، همینطور در مورد خواهر و برادرهایم. ترکیب ژنتیکیم را خودم انتخاب نکرده ام. نمی دانستم که فرزندانم قبل از به دنیا آمدن پسر هستند یا دختر یا چه شکلی خواهند بود. بعضی از مردم عقیده دارند که با گذشت زمان ما قادر خواهیم بود که ژنتیک بچه هایمان را هم تغییر دهیم. اما همان نوزاد هیچ اختیاری در انتخاب ژنتیک خودش نخواهد داشت. وقتی به همه ی اینها فکر می کنیم، دیگر به نظر نمی آید که انسان آزادی چندانی داشته باشد، اینطور نیست؟

اما هنوز، اعتقاد به آزادی و اختیار انسان، یکی از کلیدی ترین مسائلی است که خداوند برای ما آشکار کرده است. در اسلام به ما یاد داده اند که این یکی از هدیه ها و نعمت های خداوندی به انسان است که حتی به فرشته ها هم عطا نکرده است. درست است که ما روی وضعیت جسمانی خودمان اراده و اختیار چندانی نداریم، اما در مسائل مربوط به روحمان، کاملاً آزادیم. خداوند به ما سفارش کرده است که مراقب خودمان باشیم، انتخاب های خاص بگیریم و به طریقی خاص عمل و رفتار کنیم، اما هیچوقت ما را مجبور نکرده است. حتی می توانیم به او اعتقاد هم نداشته باشیم، می توانیم به او كافر شویم و از دستورهایش پیروی نکنیم. میلیون ها آدم همین کار را می کنند.


ما ربات های برنامه ریزی شده نیستیم. بعضی از ما بخشنده تر، از خود گذشته تر، با گذشت تر، یاری دهنده تر از بقیه هستند. اما ما مجبور نیستیم مثل آنها باشیم. اگر پیرزنی را در خیابان ببینیم که سبد سنگینی را به زور حمل می کند، خودمان میتوانیم انتخاب کنیم که به کمک او برویم، ضربه ای به او بزنیم و هلش بدهیم، سبدش را بدزدیم، نادیده اش بگیریم، یا به او فحش بدهیم و فرار کنیم. این یک تفکرات جالب و سرگرم کننده ای را پیش روی ما قرار می دهد. همه ی ما برای خودمان بایدها و شایدهایی داریم. ما می دانیم که هر فرد بنا بر شخصیت خود چه رفتاری باید داشته باشد.


وقتی می گوییم فلان آدم فلان کار را می بایست انجام دهد، یعنی آن فرد در انتخاب کارش آزادی و اختیار کامل دارد. باید به معنای توانستن است. و اگر خداوند قادر باشد هر کاری که می خواهد انجام دهد، می تواند کنترل ذهن، فکر و انتخاب های ما را هم در دست خود بگیرد. این مسئله ای است که در قالب توانایی های خود انسانهاست، پس برای خدا بسیار آسانتر خواهد بود. و این مسئله که او به انسانها این توانایی را داده که خود انتخاب کنند که به او اعتقاد داشته باشند یا نداشته باشند، نشاندهنده این است که او فکر و ذهن انسانها را رباتی نکرده است.


هرکدام از پیامبران، ازجمله ابراهیم (ع)، موسی(ع)، عیسی(ع)، و محمد (ص)، فرموده اند که آنچه انسانها برحسب اعتقادشان به خدا و پیروی از دستورات او انجام میدهند، در نتیجه و عاقبت کارهایشان تاثیر زیادی خواهد داشت. انسانها توانایی بی حد و حصری در دوست داشتن و مهربان بودن دارند، همینطور در متنفر بودن و آزار رساندن. این به آن معناست که بااینکه آنها همه با روح هایی با ارزش یکسان به دنیا آمده اند، اما یکسان نمی مانند. اختیار، مسلماً دشوارترین نعمت خدا برای درک و قدردانی است. هدف اختیار معنا دادن به اخلاقیات است. بدون آن دیگر خوب و بد مفهومی نداشت.


اگر ما در اعمال و رفتارمان واقعاً آزادی نداشته باشیم، آن وقت نمی توان در مورد کارهایمان قضاوت کرد، این کاملاً ناعادلانه خواهد بود. در جایی که انسانها برای انتخاب هایشان آزادی و اختیار نداشته باشند، نمی توان آنها را مسئول دانست. پیامبر فرموده اند که آنها که آزادی و نیروی عقلانیشان محدود است، مثل بچه ها، یا آنها که تعادل فکری ندارند، را نباید برای کارهایی که انجام می دهند مسئول دانست.


حال در مورد سوره ی قدر چه؟ سوره ای که در آن خداوند کنترل و اراده ی خداوند را در اتمام همه چیز، یا سرنوشت مطرح می کند؟ چطور می توان این تفکر را با آزادی انسان مقايسه كرد؟ اگر خداوند از قبل می داند که چه اتفاقی خواهد افتاد، یعنی زندگی و سرنوشت انسانها از قبل مشخص شده است. به علاوه، اگر خدا برای متوقف کردن برخی کارها دخالت نمی کند، پس می توانیم بگوییم که او خود مسئول آن کارهاست. این کاملاً با مسئله ی شر و منکر مرتبط است. وقتی خدا مسئول همه چیز است، پس چه کسی مسئول کارهای زشت و منکر است؟ یک دزد یا خلافکار ممکن است ادعای معصومیت و پاکی کند، چون سرنوشت او بوده که دزدی کند یا اعمال خلاف انجام دهد، و تقصیر خود او نبوده است.


خیلی از مردم فکر می کنند همه ی مسلمانها به سرنوشت معتقدند، یعنی همه چیز نوشته شده است و خداوند همه چیز را از قبل می داند، و همه چیز از قبل مقدر شده است. هیچ مغز انسانی قادر به حل و فصل این مشکل به طور کامل نیست. اما فرستادن پیامبران از جانب خداوند و وحی، نشان دهنده ی این است که انسانها باید گوش کنند و بعد انتخاب کنند و زندگی هایشان را بر طبق آن بسازند. خداوند در قرآن می فرمایند:


"خداوند وضعیت مردم را تغییر نمی دهد، مگر آنکه آنها خود آنچه درونشان است را تغییر دهند."


این آیه دقیقاً این معنی را می دهد که انسانها از طریق اراده و اختیارشان، قدرت تغییر دارند و این تصمیمات سرنوشت آنها را تغییر می دهد. حقیقت دارد که خداوند به همه چیز آگاه است و هر امکانی را می داند، اما انسانها چنین قدرتی ندارند. از اینرو، وقتی یک انسان چیز خاصی را انتخاب می کند، نتیجه و پی آمد خاصی نیز در بر خواهد داشت. و اگر چیز دیگر و عمل دیگری را انتخاب کند، مطمئناً نتیجه ای متفاوت خواهد داشت. اگر شما یک بسته قرص آرامبخش بخورید، مطمئناً می میرید، اما اگر فقط دو عدد از آن را مصرف کنید، می تواند باعث برطرف کردن دردهایتان شود و شاید صد سال هم عمر کردید. خداوند همه ی عواقب و نتیجه ها را می داند، اما آن را به خودِ شما واگذار میکند. ما قادر به فهم این مطلب نیستیم اما خداوند می تواند، خِرَد او میلیون میلیون بار شگرف تر و کاملاً متفاوت با خِرَد بشر است.

حقیقت در عالم غیب است، عالمی که فرای درک بشر است. تنها کاری که ما مؤمنان می توانیم انجام دهیم این است که از او راهنمایی بخواهیم که ما را در راه زندگی رهنمود کند. ممکن است نتوانیم راه درازی که پیش رویمان را ببینیم، اما می توانیم از خدا بخواهیم که ما را از قدم بعدیمان آگاه کند. اگر به این دلیل که سرنوشت انسانها از قبل مشخص شده است، آنها قادر به انتخاب نبودند، عدالت خداوند دچار تردید میشد. اعتقاد به نوشته شدن سرنوشت ها از قبل، به ناامیدی، یاس و شکست منتهی میشود و انسانها دیگر تلاشی برای پیشرفت و ترقی و داشتن زندگی بهتر نمی کردند.


خداوند برای ما چه می خواهد؟ او می خواهد که ما سعادتمند و موفق شویم. او میخواهد که آزادی حقیقی را دریابیم. اگر آزادی حقیقی خوشبختی می آورد، پس مسائل آنطور که خیلی ها باور دارند نیست. ممکن است من اگر هر هفته یک شریک زندگی متفاوت داشته باشم احساس خوشبختی کنم، یا اگر غذاهای خوشمزه اما ناسالم بخورم، یا وقتی همه ی پولم را صرف خرید لباس و طلا و جواهرات کنم، یا وقتی سیگار بکشم، یا شب ها آنقدر دیر به خانه برگردم که والدینم را نگران کنم، یا وقتی درس نخوانم و از مدرسه رفتن شانه خالی کنم، یا به دشمنانم بخندم، یا مشهور شوم و مردم تحسینم کنند،....آیا واقعاً اینها آن چیزی است که برای مردم خوشبختی می آورد؟


اگر اینها مایه ی خوشبختی بود، همه چیز چه آسان می شد. برای شیطان آسان است که مردم را گمراه کند و آنها را به سمت کارهای نادرست اما لذت آور رهنمود کند. اما بایستید و کمی فکر کنید. خیلی از پولدارترین و ثروتمندترین افراد دنیا، تنهاترین هستند. آنها که شکمشان را با غذاها و نوشیدنی ها مضر پر می کنند، به اضافه وزن مبتلا می شوند. آنها که از زیر درس و مدرسه شانه خالی می کنند، بعد در آینده زندگی موفقی نخواهند داشت. سیگاری ها به امراض مختلفی مبتلا می شوند و حتی ممکن است در جوانی به خاطر سرطان های مختلف از دنیا بروند. افراد لاقید و بی بند و بار هم باعث غم و اندوه بچه هایی می شوند که با بی بند و باری تولید کرده اند اما از مراقبت و سرپرستی آنها شانه خالی کرده اند (پدرها) یا آنها را سقط کرده اند (مادرها).


خوشبختی واقعی در این است که از آنچه خداوند به امانت دست ما داده به خوبی مراقبت کنیم—جسممان، خانواده مان، استعدادها و توانایی هایمان، و احساسمان به دیگران. یعنی نباید در لذات و خوشی های دنیوی که خود می دانیم باعث آسیب رساندن به خود ما و دیگران است، غرق شویم. انسانی که دست از آزادی خودخواهانه خود بردارد و بنده ی مخلص خدا شود، آزادی حقیقی را به دست آورده است. آنها هستند که می دانند حداکثر تلاششان را انجام داده اند، وجدانشان راحت و درونشان مطمئن و پر امید خواهد بود و هیچگاه بنده ی امیال و هوس های خود، یا هر انسان یا چیز دیگر نخواهند شد.

آقايون: به تناسب اندامتان لباس بپوشيد

bale
آقايون: به تناسب اندامتان لباس بپوشيد

کاری از گروه نرم افزاری و تحقیقاتی گیشا ایرانی

نویسنده : فرشید قنبری
آدرس ایمیل :gisha-irani@yahoo.com
آدرس دریافت مقالات وکتابهای روانشناسی : WWW.GISHA.COO.IR WWW.GISHA.SUB.IR


گرچه گفته شده که "همه ی آقايون یکسان خلق شده اند،" اما وقتی صحبت از هیکل و نوع لباس پوشیدن به میان می آید، این عقیده کاملاً اشتباه به نظر می رسد. به خاطر کمتر بودن انحنای بدن آقایان نسبت به بدن خانم ها، تفاوت اندام در آنها کمتر است. اما به هر حال باز تفاوت هایی وجود دارد. اگر بدانید که چطور با تناسب اندامتان لباس بپوشید و از پوشیدن چه مدل هایی خودداری کنید، در هر اجتماعی خوش تیپ ترین خواهید بود.


یک نکته که همیشه موقع خرید لباس های جدید باید به خاطر داشته باشید این است که برازنده بودن لباس در تنتان در درجه اول اهمیت قرار دارد. اگر یک کت زیبا و گران در تن شما مناسب به نظر نمی رسد، دیگر مهم نیست که چقدر گران باشد یا مارک آن چه باشد، چون به درد شما نمی خورد. برعکس، اگر یک کت ارزانتر خوب به تن شما بنشیند و آن قسمت هایی از بدنتان را که دوست ندارید خیلی نمایان باشد را میپوشاند، بااینکه قیمت چندانی ندارد، اما شما را خوش تیپ نشان خواهد داد. در این مقاله می خواهیم به شما آموزش دهیم که چه لباسهایی مناسب اندام شماست و هنگام خرید باید بیشتر به دنبال چه لباسهایی باشید.



مردان قوي هیکل


از پوشیدن راه راه های افقی پرهیز کنید

اگر بزرگ و جثه دار هستید و مخصوصاً در نواحی شکم کمی اضافه دارید، از پوشیدن لباسهایی با راه راه های افقی و راه راه های مورب به شدت خودداری کنید. آنچه شما باید با کمال افتخار به تن کنید، پیراهن ها و شلوارهایی با راه راه های عمودی است. این نوع پارچه راه راه نیمرخ بدن شما را بلندتر نشان داده و لاغرتر به نظر خواهید آمد. کت و شلوارهای با راه راه باریک عمودی برای شما بهترین انتخاب است، به خصوص وقتی با یک پیراهن مشکی ساده در زیر آن سِت شود. پیراهن های راه راه عمودی باریک را هم می توانید با شلوار جین های تیره یا شلوار پارچه ای مشکی سِت کنید. برای لباس عادیتان هم می توانید به سراغ شلوارهای مخمل کبریتی تیره بروید.


از پوشیدن کت هایی با دو چاک در پشت پرهیز کنید

شما باید سراغ کت هایی بروید که پشت شما را به خوبی بپوشاند. و به خصوص اگر احساس می کنید که در نواحی باسن کمی چاق هستید، باید از پوشیدن کت هایی که در پشتشان دو چاک دارند خودداری کنید، چون این نوع کت ها توجه را بیشتر به سمت باسن شما معطوف می کند. پوشیدن کت های بدون چاک پشت یا حداکثر یک چاک برای شما بهتر است.


لباسهایی بخرید که اندازه و برازنده شماست

برخی به اشتباه تصور می کنند که لباسهای تنگ، لاغرتر نشان می دهد و قسمت های چاق و برآمده بدن را می پوشاند. البته این موضوع در خانم ها می تواند تا حدودی صحیح باشد، چون لباس زیر خانم ها می تواند تا حدی به آنها برای کنترل بعضی قسمت های چاق کمک کند. اما در آقایان به هیچ وجه اینطور نیست. لباسهای تنگ هیکل شما را حتی چاقی های شما را زننده تر هم نشان می دهد. از طرف دیگر برخی مردان چاق تصور می کنند پوشیدن لباسهای خیلی گشاد می تواند چاقی آنها را پنهان کند. اما آنها هم اشتباه فکر می کنند. لباسهای خیلی گشاد فقط شما را از آنچه هستید چاق تر نشان می دهد. رمز لاغر به نظر آمدن این است که لباسهایی تن کنید که نه خیلی برایتان گشاد باشند و نه خیلی تنگ. لباس شما باید اندازه تن شما باشد.


لباسهای تک رنگ بپوشید

پوشیدن رنگ های متضاد برای شلوار و پیراهن—مثل سیاه و سفید—بدن شما را دو قسمت می کند و میان تنه شما را بسیار بزرگتر نشان می دهد. در عوض بهتر است رنگ لباس بالاتنه و پایین تنه خود را از رنگ های یکجور و یک فام انتخاب کنید تا لاغرتر به نظر برسید. و اگر می خواهید خیلی لاغرتر به نظر برسید سرتاپا مشکی بپوشید. اما برای اینکه دیگران فکر نکنند به مراسم ترحیم می روید، کفش یا وسایل دیگرتان را از رنگ های مختلف استفاده کنید.


از پوشیدن بلوز یقه اسکی خودداری کنید

اگر سنگین و قوی هیکل هستید، به هیچ وجه بلوز یقه اسکی تن نکنید، بلوزهای یقه هفت و تی شرت، بلوزهای آستین بلند و پلوور و ژاکت برای شما مناسب تر است. به خصوص وقتی گردنتان کوتاه است، بلوزهای یقه هفت گردنتان را بلندتر نشان خواهد داد.



نقش های روی لباستان را به دقت انتخاب کنید

از پوشیدن تی شرت ها و پیراهن هایی که نقش های بزرگ دارند خودداری کنید. این نوع طرح ها توجه طرف را به قسمت بالاتنه شما معطوف می کند، که اگر شکم بزرگی داشته باشید اصلاً خوشایند نیست. لباسهایی با طرح های ریز که دور از هم قرار گرفته باشند برای شما مناسب تر است.


کمربند ببندید

بستن کمربند باعث می شود که قسمت کمرتان لاغرتر و جم و جورتر به نظر برسد. اما دقت کنید که خیلی آن را سفت نبندید که شکمتان بیرون بیفتد.




مردان لاغر و قد بلند


از پوشیدن راه راه های عمودی خودداری کنید

مردان قد بلند با پوشیدن راه راه های عمودی خیلی بلندتر به نظر خواهند آمد، از اینرو بهتر است لباسهای راه راه افقی انتخاب کنید. به خصوص پیراهن هایی که یک راه کلفت عمودی روی قسمت سینه دارند برای شما بسیار مناسب است چون شانه هایتان را پهن تر نشان می دهد و خوش هیکل تر به نظر خواهید رسید.


از پوشیدن لباسهای تک رنگ خودداری کنید

اگر از بالا تا پایین یک رنگ بپوشید (به خصوص مشکی)، از آنچه هستید هم لاغرتر به نظر خواهید آمد. پس سعی کنید از رنگ های متضاد و مختلف در لباسهایتان استفاده کنید. باید خوشحال باشید چون دست شما در انتخاب رنگ لباس کاملاً باز است.


پیراهن های اندازه خود تن کنید

پیر اهن های گشاد و آزاد دور شما موج می خورد و اصلاً مناسب شما نیست. از اینرو بهتر است پیراهن ها و بلوزهایی انتخاب کنید که اندازه تن شما باشد. اما دقت کنید لباسهای چسبان اصلاً برای شما خوب نیست چون لاغری شما را صد برابر نشان خواهد داد.



کفش های پنجه گرد نپوشید

اگر واقعاً قد بلند هستید، کفش های نوک گرد باعث می شود بی تناسب به نظر بیایید. برای اینکه توازن بیشتری به هیکلتان بدهید از کفش های نوک چهار گوش استفاده کنید. وقتی موقع انتخاب کفش رسمی باشد با مشکلی مواجه نخواهید بود، اما خرید کفش های اسپرت با نوک گوشه دار کمی دشوار است، بدین منظور حتی الامکان کفش هایی بخرید که نوکشان خیلی گرد نباشد.


از پوشیدن شلوار جین های تنگ خودداری کنید

شلوار جین های تنگ با اینکه در دهه ی هشتاد خیلی مُد بود، اما اصلاً برازنده شما نیست. شما بهتر است شلوار جین هایی راسته تر انتخاب کنید.


از رنگ های روشن تر استفاده کنید

رنگ های روشن شما را کمی چاق تر نشان می دهد. پس بهتر است رنگ هایی مثل سفید، کرم، آبی روشن، طوسی کمرنگ، و از این قبیل انتخاب کنید.



مردان کوتاه قد


کفش های نوک مربعی انتخاب کنید

کفش های نوک تیز وقتی خوب به نظر می رسد که قدتان بلندتر باشد و شلوارتان تا حدی روی کفشتان را بگیرد. اما اگر کوتاه قد هستید، پوشیدن این نوع کفش ها شما را مثل دلقک های سیرک می کند. بهترین نوع کفش برای شما کفش های نوک گوشه دار و مربعی است.


کفشتان را کمی پاشنه دار انتخاب کنید

گرچه پوشیدن کفش های با پاشنه های سنگین اصلاً زیبا نیست، اما خوب است که کفش های شما یک مقدار کمی پاشنه داشته باشد. از پوشیدن کفش های تخت باید اجتناب کنید. کفش های کمی پاشنه دار زیادی در بازار موجود است و این نوع کفش ها با هر نوع شلواری هم خوب می آید. اگر می خواهید باز هم بلندتر به نظر برسید، بهتر است از شلوارهای بلند استفاده کنید که قسمت عقب آن روی پاشنه کفشتان را بگیرد.



از وسایل جانبی استفاده کنید

لوازمی مثل یک گردنبند زیبا، کراوات، یا کلاه باعث می شود که توجه افراد روی صورتتان جلب شود و کمتر متوجه هیکلتان شوند. کلاه از همه ی این ملزومات بهتر است چون قدتان را هم چند سانتی متری بلندتر می کند.


از پوشیدن لباسهایی با نقش های بزرگ خودداری کنید

روی هیکل های کوتاه، نقش و نگارهای بزرگ خیلی به چشم می آید. برای شما بهتر است که لباسهایتان را با نقش های کوچک تر انتخاب کنید.


شلوارهای فاق کوتاه بپوشید

شلوارهای فاق بلند برای مردان کوتاه قد چندان مناسب نیست چون باعث می شود قسمت های باسنتان را بزرگتر نشان دهد. اما شلوار فاق کوتاه پاهایتان را بلندتر نشان می دهد و باسنتان را هم بزرگ و چاق نمی کند.


از کراوات های باریکتر استفاده کنید

کراوات های باریک و متوسط بدنتان را بهتر نشان می دهد. از بستن کراوات های بلند اجتناب کنید چون تناسب هیکلتان را به هم می ریزد. اگر کوتاه قد هستید بهتر است از کراوات های کوتاه تر و باریک تر استفاده کنید.




آنچه برازنده شماست، تن کنید!


همه ی هیکل ها زیباست، پس از اینکه قدتان خیلی کوتاه یا خیلی بلند است نالان نباشید. شما می توانید با پوشیدن لباسهای مناسب و برازنده عیب و ایراد بدنتان را برطرف کنید. خیاطتان باید یکی از نزدیکترین دوستان شما باشد. مهم نیست قد و هیکلتان چقدر است، فقط یک خیاط ماهر می تواند برای هیکل های مختلف لباسهای متناسب بدوزد.


ممکن است دوست داشته باشید که روی مُد لباس بپوشید، اما یادتان باشد اگر در اتاق پرو دیدید که به هیکل شما برازنده نیست، اصلاً فراموشش کنید. نکاتی که در این مقاله گفته شد، موقع خرید لباس خیلی به دردتان خواهد خورد!


October 2008
MTWTFSS
September 2008November 2008
12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031