گالری عکس بازیگران هنرپیشگان سینما و تلویزیون,مدل لباس عروس,عکس های عاشقانه,عکسهای جالب و خنده دار,گالری عکسهای ورزشی,گالری

گالری عکس بازیگران هنرپیشگان سینما و تلویزیون,مدل لباس عروس,عکس های عاشقانه,عکسهای جالب و خنده دار,گالری عکسهای ورزشی,گالری Ã

Saturday, October 17

تصاويري از سوسانو - عكسهاي زيباي سوسانو

بچه انديمشک, حسين مخته, داف هلندي, شيلا خداداد, کليپ جيگر طلا

, , , ...


بچه انديمشک, حسين مخته, داف هلندي, شيلا خداداد, کليپ جيگر طلا
حسين اصرار داره فاميليش به دلايلي فاش نشه پس هر فاميلي اي که از حسين ديديد دورغه و هيچ دليل خاصي واسه جدايي ساسي و حسين وجود نداره اونا به اين توافق رسيدن که از هم جدا بشن و يه مدت جداگانه و حرفه اي تر کار رپو ادامه بدن که اينجوري واسه جفتشون بهتره حسين متولد 1366 بچه انديمشک ولي واسه کار رپ يه مدت ساکن اهواز بود الان تهرانه حسين با ساسان فاميل هستن از سه سال پيش تصميم ميگيرن که کار رپو شروع کنن که اولين آهنگشون داف هلندي بود حسين مجرد هستش غذاي مورد علاقش ماکاراني بازيگر محبوبش شيلا خداداد حسين پرسپوليسيه الان دانشجوي رشته مکانيکه نسبت حسين با اشکان بايد بگم که اشکان پسر دايي حسين هست که بعضي ها شايه کرده بودن دامادشونه اون دختره هم تو کليپ جيگر طلا از فاميلاي حسينه که نميتونم بگم چه نسبتي با حسين داره





آهنگ مغرور نیستم, آهنگ پارمیدا, آیسان, اهنگهای ساسی مانکن, حسام استپس, ساسان حیدری, ساسی مانکن, عکسهای ساسی مانکن, مهندسی کامپیو

, , , ...

ساسی مانکن
آهنگ مغرور نیستم, آهنگ پارمیدا, آیسان, اهنگهای ساسی مانکن, حسام استپس, ساسان حیدری, ساسی مانکن, عکسهای ساسی مانکن, مهندسی کامپیوتر


اسمش ساسان هست…فامیلیش حیدری…لقبش رو هم که همه میدونن:ساسی مانکن…
بیوگرافی ساسی مانکن
الان دانشجوی رشته ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد هست…۲۱ سالشه…

رپ خوندن رو از ۱۷ سالگی شروع کرده و استارت کار حرفه ایش با آهنگ مغرور نیستم بوده…حتما آهنگ پارمیدا رو همتون شنیدین و کلیپش رو هم از شبکه های موزیک دیدین…به نظر ساسان کلیپ پارمیدا زیاد بد نشده…

خونه ی ساسان تو زعفرانیه هست!!!یه داداش داره…رنگ مورد علاقش آبی کمرنگ هست…

در بین رپرها از کار حسام استپس خوشش میاد و از آر اند بی خون خاصی خوشش نمیاد…



نکته ی جالب درمورد ساسان وقتی معلوم میشه که در مورد دوست اسم دوست دخترش ازش سوال میکنی!!!چون در جوابت میگه که اسم کدومشون رو بگم؟؟؟؟!!!!!!!!
بله…از زیر زبون این آقا سامان اسم سه چهار تا از این دخترا رو بیرون کشیدیم…اول از همه گفت پگاه…انگار این پگاه خانوم یه چیز دیگست…بعد کم کم میرسیم به هانا و سارا و آخر سر هم آیسان خانوم…



مدل طراحی ناخن ، طراحی ناخن ، ناخن زنانه ، ناخن ، نقاشی روی ناخن ، نقاشی ناخن ،


مدل های زیبا از طراحی ناخن و نقاشی ناخن برای خانم ها
مدل طراحی ناخن ، طراحی ناخن ، ناخن زنانه ، ناخن ، نقاشی روی ناخن ، نقاشی ناخن ،






براي ديدن ادامه عكس ها كليك كنيد

آموزش رقص آذريheart left


آموزش آرایشگریbomb coffee


رقص خرداديانup confused pirate

بسته آموزش و نرم افزاري طراحي مدل مو و چهره مخصوص آقايان و خانم ها


حسین ابلیس, حسین تهی, حسین تهی و متین دو هنجره, دین شیطان پرستی, شیطان پرستی, متین دو حنجره, متین دو هنجره

, , , ...


حسین ابلیس و متین دو هنجره در شیطان پرستی
حسین ابلیس, حسین تهی, حسین تهی و متین دو هنجره, دین شیطان پرستی, شیطان پرستی, متین دو حنجره, متین دو
هنجره





حتما شما هم خبر دار شده اید که چند تن از خوانندگان ایرانی از جمله متین دوهنجره وحسین تهی به دین شیطان پرستی گرایش پیداکرده اند. متین دو هنجره میگوید که این فقط یک انگ است که به من زده شده است.با این حال در حرکات او به هنگام اهنگهایش و در لباس های که می پوشد کارهای عجیبی انجام میدهد همچنین او به تازگی خود را شبیه یکی از شیطان پرستان معروف امریکا کرده بود. هم چنین او دارای نشانه های خاصی است که این نشانه ها در شیطان پرستی رایج است وشناخته شده است. همین شایعه در مورد حسین ابلیس نیز مطرح است شیطان پرستان دارای نشانه های هستند از جمله صلیب وارونه که نشانه ی رد کردن مسیح است که روی گردنبند های بسیاری از شیطان پرستان دیده میشود. تبر رو به بالا وبز شاخدار وبسیاری از نشانه های دیگر.

سايت مرجع انواع رقص ايراني هدي عربي آذري heart party heart



اکبر عبدي، رضا شفيعي جم، جواد رضويان, جمشيد هاشم پور, حبيب کاوش, خروس جنگي، چشمک، کيش و مات و اخراجي ها2, ساموئل خاچيکيان, سينما

, , , ...


از کمدي هاي جذاب سال هاي پيش تا شبه کمدي هاي امروز که همچنان مي فروشند


خروس جنگي، چشمک، کيش و مات و اخراجي ها2 همه فيلم هايي هستند موسوم به کمدي. اين فيلم ها بودند که بخش زيادي از روزهاي نيمه اول سال بر سردر سينماهاي ايران قرار گرفتند و اينچنين بود که سالي پر از کمدي را به نيمه رسانديم. ما بوديم، اکبر عبدي، رضا شفيعي جم، جواد رضويان. ما بوديم و هجوياتي به نام کمدي. ما بوديم و شوخي هايي که مي گفتيم دلچسب نيست و جواب مي شنيديم از مثنوي مولوي آمده است، ما بوديم و حرف هايي که مي گفتند ديالوگ هاي فيلم «چارچنگولي» است و مي شنيديم و از خجالت قرمز مي شديم و باز باور نمي کرديم. ما بوديم و خنده مردم، اما به نظرمان اينها فيلم کمدي نبودند و ديگران مي گفتند فراموش کرده ايم سينما را فروش همين فيلم ها نگه مي دارد. ما بوديم و اين سوال که چطور شد اين طور شد؟ چطور شد ما از اجاره نشين ها رسيديم به چارچنگولي؟ ما بوديم و اين سوال که چطور چشمک بيشتر از خاک آîشنا مي فروشد؟، ما بوديم و اين سوال که چطور همين فيلم ها با بازيگران مشترک همزمان اکران مي شوند و باز هم مي فروشند؟ ما بوديم و اين سوال که کجا رفت زماني که فيلم ها حتي از نوع کمدي آن هم فيلم بود، سينما بود، سليقه هنري در آن بود؟ ما بوديم و اين سوال که اکبر عبدي «اجاره نشين ها»، «هنرپيشه» و «نان، عشق، موتور هزار» کجا و اين عبدي بي لطف «چشمک» و «کيش و مات» کجا؟ نفهميديم «ليلي با من است» کجا و «اخراجي ها2» کجا. به همين خاطر از مرور گذشته به امروز رسيديم تا شايد علت اين تغيير را دريابيم.

مرور پرفروش هاي تاريخ
اگر به فهرست پرفروش هاي سينماي ايران از سال 63 که وضع سينما تقريباً جدي شد تا سال 85 نگاهي کنيم چند دوره متفاوت مي توانيم ببينيم. در دوره هاي ابتدايي به دليل تسلط سينماي ملودرام و جنگي اين فيلم ها به تناوب در رتبه اول قرار مي گرفتند. در اين ميان فيلم هاي کودک نيز جزء مدعيان بودند.



سال 1363، ميانگين بهاي بليت هفت تومان

1- سناتور (مهدي صباغ زاده) با بازي فرامرز قريبيان و بيژن امکانيان. فروش؛ 276/539/6 تومان
2- دادشاه (حبيب کاوش) با بازي سعيد راد و خسرو شکيبايي. فروش؛ 923/539/5 تومان

سال 1364، ميانگين بهاي بليت هشت تومان

1- عقاب ها (ساموئل خاچيکيان) با بازي سعيد راد و جمشيد هاشم پور. فروش؛ 419/666/15 تومان
2- شهر موش ها (محمدعلي طالبي) کار عروسکي، فروش؛ 768/022/1 تومان

سال 1365، ميانگين بهاي بليت 10 تومان

1- بايکوت (محسن مخملباف) با بازي مجيد مجيدي و زهره سرمدي. فروش؛ 645/123/9 تومان
2- زنگ ها (محمدرضا هنرمند) با بازي محمد کاسبي و رضا چراغي. فروش؛ 124/983/6 تومان

سال 1366، ميانگين بهاي بليت 12 تومان

1- اجاره نشين ها (داريوش مهرجويي) با بازي عزت الله انتظامي و اکبر عبدي. فروش؛18/760/240 تومان
2- گذرگاه (شهريار بحراني) با بازي خسرو شکيبايي و اردلان شجاع کاوه. فروش؛ 890/075/10 تومان

سال 1367، ميانگين بهاي بليت 15 تومان

1- کاني مانگا (سيف الله داد) با بازي فرامرز قريبيان و عبدالرضا اکبري. فروش؛ 537/285/110 تومان
2- پرنده کوچک خوشبختي (پوران درخشنده) با بازي امين تارخ و هما روستا. فروش؛ 556/353/10 تومان

سال 1368، ميانگين بهاي بليت 20 تومان

1- گلنار (کامبوزيا پرتوي) با بازي غزل بانکي و شهلا رياحي. فروش؛ 16 ميليون تومان
2- افق (رسول ملاقلي پور) با بازي جهانبخش سلطاني و سيدجواد هاشمي. فروش؛ 000/500/15 تومان

در واقع به دليل حال و هواي جنگي اين گونه فيلم ها به شدت طرفدار داشتند. در آن دوران به دليل مشخص نبودن مسائل مميزي جمع زيادي از کارگردانان خوب سينماي ايران و اهالي سينما در حوزه کودک و نوجوان فعاليت مي کردند و نتيجه آن ساخت فيلم هاي کودک و نوجوان موفق است. در ضمن در آن دوران بود که از سينماي کودک نيز حمايت ويژه مي شد و آن آرم معروف آفتابگردان يا خورشيد خندان بر سردر اين سينماها قرار داشت. براي ديدن فيلم ها صف هاي طولاني مي کشيدند که البته دليلش تا حدي به کمبود ساير سرگرمي ها برمي گشت. دو کانال تلويزيوني و سريال هاي هفتگي و يک فيلم سينمايي جمعه تنها سهم سرگرمي مردم بود که تلويزيون در آن دوران در اختيارشان قرار مي داد. تنها استثنا فيلم «اجاره نشين ها» از داريوش مهرجويي بود. مردم به دليل فضايي که مهرجويي به درستي ترسيم کرده بود با فيلم کاملاً ارتباط برقرار کردند و فيلم جزء پرفروش ها شد.

پس از پايان جنگ و آمدن اسرا بود که فضايي ديگر بر سينما و فرهنگ حاکم شد. در دوراني که موسوم بود به دوران سازندگي، فرهنگ هم بخشي از زمينه هاي در حال تغيير بود. مردم فرصت اين را يافته بودند که به مسائلي ديگر فکر کنند. اين مسائل ديگر مي توانست آمدن به سينما بدون دغدغه باشد، يا براي فراموش کردن دغدغه ها. انگار قبل تر مردم کمتر حق خود مي دانستند که بخندند و اکنون اين امکان فراهم شده بود که نتيجه اش حضور و توجه به فيلم هاي کمدي بود به طوري که در سال هاي بعد بيشتر اين فيلم هاي کمدي بودند که مي فروختند؛ فيلم هايي برگرفته از طنز اجتماعي. هر کدام از فيلم ها بيانگر مشکل و معضلي بودند.

سال 1369، ميانگين بهاي بليت 25 تومان

1- دزد عروسک ها (محمدرضا هنرمند) با بازي اکبر عبدي و آزيتا حاجيان. فروش؛ 24 ميليون تومان
2- خواستگاري (مهدي فخيم زاده) با بازي هادي اسلامي و ثريا قاسمي. فروش؛ 000/105/22 تومان

سال 1370، ميانگين بهاي بليت 30 تومان

1- عروس (بهروز افخمي) با بازي ابوالفضل پورعرب و نيکي کريمي. فروش؛ 38 ميليون تومان
2- سفر جادويي (ابوالحسن داوودي) با بازي اکبر عبدي و آزيتا حاجيان. فروش؛ 28 ميليون تومان

سال 1371، ميانگين بهاي بليت 35 تومان

1- ديگه چه خبر (تهمينه ميلاني) با بازي ماهايا پطروسيان و دانيال حکيمي. فروش؛ 30 ميليون و 500 هزار تومان
2- دو نيمه سيب (کيانوش عياري) با بازي ليلا و مريم مصدقي. فروش؛ 37 ميليون تومان

سال 1372، ميانگين بهاي بليت 50 تومان

1- هنرپيشه (محسن مخملباف) با بازي اکبر عبدي و فاطمه معتمدآريا. فروش؛ 000/575/50 تومان
2- افعي (محمدرضا اعلامي) با بازي جمشيد هاشم پور و بهاره رهنما. فروش؛ 320/518/49 تومان

سال 1373، ميانگين بهاي بليت 60 تومان

1- کلاه قرمزي و پسرخاله (ايرج طهماسب) با بازي ايرج طهماسب و فاطمه معتمدآريا. فروش؛ 500/041/171 تومان
2- همسر (مهدي فخيم زاده) با بازي مهدي هاشمي و فاطمه معتمدآريا. فروش؛ 270/336/71 تومان

نکته جالب پرداختن به مسائل زنان در فيلم هاي اين دوره بود. اما ناگهان تغييري ديگر پيش مي آيد؛ دو قالب ملودرام و اجتماعي مي توانند نظر مردم را به خود جلب کنند.

سال 1374، ميانگين بهاي بليت 85 تومان

1- مي خواهم زنده بمانم (ايرج قادري) با بازي فرامرز قريبيان و فاطمه گودرزي. فروش؛ 800/660/80 تومان
2- روسري آبي (رخشان بني اعتماد) با بازي عزت الله انتظامي و فاطمه معتمدآريا. فروش 100/115/633 تومان

به اين مي گويند انحراف از معيار و البته شايد اين به اوضاع اجتماعي آن سال برگردد. نبايد فراموش کرد که هر دو اين فيلم ها در نوع خود موفق بودند؛ چه در ملودرام و چه در بيان مساله اجتماعي و همين جا بود که پرورش سليقه ها آغاز مي شود.

تعادل
اما از سال بعد انگار نوعي تعادل برقرار مي شود. يعني اگر فيلم جسور «ليلي با من است» مي فروشد، فيلم «خواهران غريب » هم مي فروشد. اين روند ادامه پيدا مي کند. يک فيلم کمدي و يک فيلم ملودرام.

سال 1375، ميانگين بهاي بليت 125 تومان

1- خواهران غريب (کيومرث پوراحمد) با بازي خسرو شکيبايي و افسانه بايگان. فروش؛ 141 ميليون تومان
2- ليلي با من است (کمال تبريزي) با بازي پرويز پرستويي و محمود عزيزي. فروش؛ 105 ميليون تومان

سال 1376، ميانگين بهاي بليت 135 تومان

1- آدم برفي (داود ميرباقري) با بازي اکبر عبدي، پرستويي، داريوش ارجمند و شريفي نيا. فروش؛ 125 ميليون تومان
2- ليلا (داريوش مهرجويي) با بازي ليلا حاتمي و علي مصفا. فروش؛ 92 ميليون تومان

سال 1377، ميانگين بهاي بليت 265 تومان

1- مرد عوضي (محمدرضا هنرمند) با بازي پرستويي، معتمدآريا و بايگان. فروش؛ 410 ميليون تومان
2- آژانس شيشه يي (ابراهيم حاتمي کيا) با بازي پرستويي و رضا کيانيان. فروش؛ 171 ميليون تومان

سال 1378، ميانگين بهاي بليت 300 تومان

1- قرمز (فريدون جيراني) با بازي فروتن و هديه تهراني. فروش؛ 375 ميليون تومان
2- دو زن (تهمينه ميلاني) با بازي نيکي کريمي، فروتن و آتيلا پسياني. فروش؛ 325 ميليون تومان

سال 1379، ميانگين بهاي بليت 350 تومان

1- شوکران (بهروز افخمي) با بازي فريبرز عرب نيا و هديه تهراني. فروش؛ 383 ميليون تومان
2- عينک دودي (محمدحسين لطيفي) با بازي ايرج طهماسب و فاطمه معتمد آريا. فروش؛ 360 ميليون تومان اما دوره و زمانه عوض شده است. مردم چهار سال اصلاحات را پشت سر گذاشته اند. بسياري مي گويند مردم ايران سياسي اند؛ و اينچنين مي شود که دو فيلم تلخ مي فروشند؛ «سگ کشي» تجربه استاد بيضايي پس از 17 سال و «پارتي» جلوه بارز سينماي سياسي که به مدد دو چهره سينماي ايران توانست مردم را به سينما بياورد تا حکايت تلخ يک روزنامه نگار در برابر قدرت سياسيون را تماشا کنند. اينچنين شد که فيلم هاي سياسي با وجود انتقاد به نگاه رسمي و آنان که قدرتمندتر از قانون بودند، ساخته شد و پرفروش شد.

سال 1380، ميانگين بهاي بليت 450 تومان

1- سگ کشي (بهرام بيضايي) با بازي مژده شمسايي و مجيد مظفري. فروش؛ 323 ميليون تومان
2- پارتي (سامان مقدم) با بازي علي مصفا و هديه تهراني. فروش؛ 310 ميليون تومان

تغيير ذائقه
معادله درستي بود. مردمي که داشتند جامعه مدني را تجربه مي کردند و روزنامه هايشان مدام توقيف مي شد به دنبال تفريح مي گشتند. فيلم هاي کمدي آمد و آمد و آمد.

سال 1381، ميانگين بهاي بليت 550 تومان

1- کلاه قرمزي و سروناز (ايرج طهماسب) با بازي ايرج طهماسب، معتمدآريا و جبلي. فروش؛ 542 ميليون تومان
2- نان، عشق، موتور هزار (ابوالحسن داوودي)، با بازي عبدي، بهاره رهنما و سروش صحت. فروش؛ 395 ميليون تومان

سال 1382، ميانگين بهاي بليت 650 تومان

1- توکيو بدون توقف (سعيد عالم زاده) با بازي مهران مديري و پانته آ بهرام. فروش؛ 433 ميليون تومان
2- عروس خوش قدم (کاظم راست گفتار) با بازي پطروسيان و پيروزفر. فروش؛ 360 ميليون تومان

فيلم ها آمدند با محتوا، فکر و انديشه. سينماگران نيز در چهار سال دوم اصلاحات شيوه طنز را براي بيان مشکلات انتخاب کردند تا از تيغ تيز نظارت فرار کنند. در دو سال آخر اصلاحات، تجربه فيلمسازان سينماي جنگ که در عرصه هاي حساس فيلم ساخته بودند، خوب فروخت و آن تعادل بين کمدي و ملودرام برقرار بود.

سال 1383، ميانگين بهاي بليت 700 تومان

1- مارمولک (کمال تبريزي) با بازي پرويز پرستويي. فروش؛ 779 ميليون تومان
2- دوئل (احمدرضا درويش) با بازي پژمان بازغي، کامبيز ديرباز و هديه تهراني. فروش؛ 627 ميليون تومان

سال 1384، ميانگين بهاي بليت 900 تومان

1- مکس (سامان مقدم) با بازي گوهر خيرانديش. فروش؛ 480 ميليون تومان
2- چهارشنبه سوري (اصغر فرهادي) با بازي هديه تهراني. فروش؛ 417 ميليون تومان

و تغيير سياست ها
بادها مي وزند. بادها خبر از تغيير فصل مي دهند. در اولين سال دولت نهم محمود احمدي نژاد و وزير فرهنگش صفارهرندي سياست هاي جديدي را پايه گذاري کردند. فيلم هاي جدي و صاحب فکر و اجتماعي يا پشت در شوراهاي مکرر وزارت ارشاد ماندند يا پشت در سينماها. همه فيلمسازان بزرگ ايران فيلم ساختند و اتفاقاً در ايران هم فيلم ساختند؛ از عباس کيارستمي گرفته تا بهرام بيضايي. برخي هايشان هم به نمايش درآمد اما به چه قيمتي؟ فيلم ساختن و با سختي هاي بسيار فيلم ساختن، انگار کمترين بها را براي نگاه رسمي دارد. اين خود مي شود حديث مکرر و مثنوي هفتاد من کاغذ. ما بسيار شنيديم فيلمنامه هايي که بارها و بارها اصلاحيه خوردند و سرانجام مجوز گرفتند و فيلم هايي که فيلمنامه مشخصي نداشتند و هر چه بود، سر صحنه شکل مي گرفت و اين تفاوت از زمين بود تا آسمان. در سال اول اين چهار سال تعادل يک ملودرام و يک کمدي ادامه داشت.

سال 1385، ميانگين بهاي بليت هزار تومان

1- آتش بس (تهمينه ميلاني) با بازي مهناز افشار و محمدرضا گلزار. فروش؛ يک ميليارد و 10 ميليون تومان
2- ميم مثل مادر (رسول ملاقلي پور) با بازي گلشيفته فراهاني. فروش؛ 535 ميليون تومان

اما سياست ها جواب داد. در چهار سال دولت نهم مهرجويي متهم مي شد به اينکه فيلم خودش را به صورت قاچاق به بازار فرستاده. باز خدا را شکر که ديوان عالي کشور حق را به او داد. ما در اين چهار سال تا دل تان بخواهد فيلم ديديم که ساخته نشد و روي اکران هم فيلم ديديم که با کلمه هايي شرم آور در ديالوگ هايش همراه بود. ببينيد آش چقدر شور است که در همين تلويزيون که برنامه ويژه سال تحويل آن در دو سه کانال همزمان ميزبان کارگردان و بازيگر فيلمي بود که در سريال ماه رمضان، شخصيت مادر به فرزند مي گفت؛ «به ديدن فيلم… نرويد که حرف هاي زشت مي زنند.»

در اين دو سال اين فيلم ها فروختند.

1386

1- اخراجي ها (مسعود ده نمکي). فروش؛ يک ميليارد و 300 ميليون تومان
2- توفيق اجباري (محمدحسين لطيفي). فروش؛ يک ميليارد تومان

1387

1 – دايره زنگي (پريسا بخت آور). فروش؛ 128/1 ميليارد تومان
2 – چارچنگولي (سعيد سهيلي). فروش؛ 061/1 ميليارد تومان

امسال هم به لطف توانايي اصغر فرهادي و با وجود تمام کارشکني هايي که براي «درباره الي…» شد باز هم تا همين الان تعادل برقرار است؛ يک فيلم کمدي و يک فيلم ملودرام. البته تعادل نسبي چرا که مي دانيم اين فقط يک استثنا بود.

اخراجي ها2 (مسعود ده نمکي). فروش؛ بالاي هفت ميليارد تومان

«درباره الي…» (اصغر فرهادي). فروش؛ بالاي يک ميليارد تومان

براي اثبات اين يک استثنا مي شود نگاهي به 15 فيلم پرفروش اين چهار سال کرد؛ غير از فيلم هاي «درباره الي…»، ميم مثل مادر، سوپراستار و دعوت بقيه کمدي هستند.(جدول وسط صفحه)

چراي بزرگ
هنگامي که به مجموعه اين آمارها نگاه کرديم يک سوال مهم ديگر هم برايمان پيش آمد؛ «چرا دست اندرکاران سينماي ما با ساخت و اکران فيلم تلخ مخالف اند؟» بي ترديد جدول هاي فروش و حافظه ديداري مان از فيلم هاي روي پرده سينما نشانه هايي واضح هستند. اين جداول فروش بيانگر سياست ها، خواسته ها، حمايت ها و در واقع آينه يي است از سينماي ايران در اين مدتي که گذشته است. اين آينه براي نشان دادن اين بود که کدام فيلم ها از گردونه اکران حذف شدند و کدام فيلم ها امکان حضور پيدا کردند. در اين آينه بود که ديديم به فيلم «خاک آشنا» هشت سينما داده مي شود، تيزر تلويزيوني ندارد، در ماه رمضان اکران مي شود و باز هم مي تواند بفروشد. در اين آينه بود که ديديم فيلم «درباره الي…» از اکران نوروزي حذف مي شود و در اوج اتفاقات بعد از انتخابات اکران مي شود و باز هم بالاي يک ميليارد مي فروشد و براي «اخراجي ها2» هر روز در ايام نوروز تلويزيون برنامه دارد و دو گروه سينمايي آن را نشان مي دهند و تمام مقررات اکران درباره اش لغو مي شود. در اين آينه بود که ديديم بعضي ها راحت مي خواهند به سود برسند. خب اشکالي ندارد اما بهاي آن چيست؟ حذف سليقه بصري مردم؟ همان مردمي که بهترين ها را تشخيص مي دهند؟ در اين آينه بود که ديديم مدت ها است برعکس شده و قرار نيست هنرمندان پيشرو باشند بلکه براساس سليقه مردم فيلم مي سازند. در اين آينه ديديم اين پرفروش بودن و غلبه بر سينماي جدي مي تواند سياست، نحوه حمايت، روند چرخه توليد و اکران و پخش مورد قبول مسوولان باشد.

نداشتن متولي سينمايي
در اين روندي که گذشته است بي ترديد نقش تهيه کننده ها اساسي است. تهيه کننده ها بي واسطه ترين افراد درباره مسائل اقتصادي فيلم هستند. سيدضياء هاشمي را به عنوان تهيه کننده يي مي شناسيم که مدتي هم مديرعامل خانه سينما بود؛ البته نه تهيه کننده آثار به اصطلاح «بفروش» کمدي سينما.

او درباره چرايي اين اتفاقات با اين سخن آغاز کرد؛ «اصولاً اينکه فيلم هاي کمدي طرفداران بيشتري دارند مختص سينماي ما نيست. وقتي مردم هيچ گونه امکان شادي و تفريح جدي ديگري ندارند و مهم ترين کارشان رفتن به چلوکبابي و پارک است، مي ماند ديگر تفريح سالم يعني سينما رفتن. آنها به بخش کمدي سينما رجوع مي کنند که خيلي پرمخاطب است. هرچند من به شخصه گاهي از اين همه کج سليقگي و بدسليقگي، ابتذال و سطح نازل کيفيت فيلم ها که اتفاقاً طرفداران زيادي هم دارد تعجب مي کنم. از مردمي که من مي شناسم اين انتخاب بعيد است. اين روند چند ساله عجيب همچنان ادامه دارد. به نظرم روانکاوي و روانشناسي در اين زمينه لازم است.»

او در دفاع از سينماي کمدي مي گويد؛ «اتفاقاً فيلم کمدي خيلي هم خوب است. مردم را با اين نوع فيلم ها شاد مي کنيم. کمدي کار کردن خيلي هم مفيد است. اما اين سطح پايين کيفيت که گاه در حد يک شو پرمخاطب است و اصلاً سينما نيست، جاي سوال دارد.» او مي گويد؛ «من با اين نگاه مخالفم که سينماگران تحت تاثير سليقه مخاطبان فيلم بسازند.» به نظر هاشمي که در سينما سال هاست حضور دارد علت اين اتفاق و رويکرد اين نکته است؛ «نداشتن متولي سينمايي. سينماي امروز ايران فاقد يک مديريت منسجم است» و چنين توضيح مي دهد؛ «وقتي وزير در نمايش برخي فيلم ها دخالت مي کند، وقتي معاون سينمايي نمي گذارد برخي فيلم ها ساخته شوند، وقتي اصلاً سطح پايين کيفيت برايشان مهم نيست و فقط با فيلم هايي که صاحب انديشه و فکر هستند برخورد مي شود ديگر بايد فاتحه اقتصاد سينما را خواند ولي براي زنده نگه داشتن سينما نبايد به هر روشي متوسل شد.» او پيش از اين نيز گفته بود در اين چهار سال به اندازه 30 سال فيلم توقيف شده است. او تاکيد مي کند؛ «بحث بر سر سانسور نيست. بايد يک برنامه داشته باشيم. اين متولي سينما مي تواند خانه سينما باشد يا دولت اما اصل برمي گردد به ميزان اهميت دولت به سينما و فرهنگ خيلي از فيلم هايي که اکنون سانسور هستند و توقيف به اين دليل است که حرف دارند نه اينکه سطح کيفي آنان پايين است.»

او که تجربه مديران گوناگوني را در سينماي ايران پشت سر گذاشته است و هر بار با مديريتي متفاوت روبه رو شده است، مي گويد؛ «روش هاي مختلفي است. از درجه بندي کردن فيلم ها که آن هم اشکالات خاص خود را داشت تا تقسيم بندي مخاطبان يا اينکه براي برخي فيلم ها حداقل اکران را داشته باشند. بعضي فيلم ها را مي توان تک سانس در سينماها نشان داد.» در اين ميان نقش مخاطبان چيست؟ در کشورهاي ديگر هنگامي که فيلمي اکران مي شود که به مذاق شان خوش نمي آيد بلافاصله عدم رشد فروش اين مساله را نشان مي دهد. اما در ايران اين اتفاق نمي افتد و فيلم با وجود عدم فروش در اکران مي ماند. اين اتفاق درباره برخي فيلم ها که نياز به زمان طولاني براي برقراري ارتباط با تماشاگر دارند امري است پسنديده و متداول. اما هنگامي که يک فيلم فروش بالايي دارد اما پس از مدتي افت مي کند، نشان مي دهد تماشاگر علاقه يي به فيلم ندارد اما باز هم فيلم حذف نمي شود. هاشمي مي گويد؛ «در خارج از کشور حق انتخاب زياد است. تعداد سينماها را مقايسه کنيد. حداقل 400 فيلم در سال اضافه مي شود و تعداد زيادي فيلم نيز از کشورهاي ديگر براي اکران آورده مي شود. در واقع حق انتخاب تماشاگر زياد است.»

در اين ميان نقش ديگر دست اندرکاران سينما چيست، مثلاً سينماداران؛ «سينمادار نيازمند يک اقتصاد روزانه است مانند هزينه آب، برق، تلفن، و بايد اين هزينه را تامين کند. وقتي هيچ حمايتي از اين صنف وجود ندارد او فيلم هايي را انتخاب مي کند که بتواند درآمد خود را داشته باشد. مشکل اساسي در بالا است. وقتي اين همه فيلم ها درگير نظارت مي شوند، فيلم هايي که با وجود داشتن پروانه ساخت و تطبيق کامل با آن امکان نمايش پيدا نمي کنند اما فيلم هايي که زمين تا آسمان با آنچه به آن پروانه ساخت داده شده فرق دارند بلافاصله اکران مي شوند، او چه کار بايد بکند؟ به همين خاطر گفتم يک متولي بايد حضور جدي داشته باشد تا کيفيت فيلم ها را از نظر صنعتي بررسي جدي کند.» و به نظر سيدضياء هاشمي اين بررسي صنعتي از همه لحاظ است؛ «استفاده درست از خود فيلم به لحاظ تکنيکي است. اکنون فيلم هايي نشان داده مي شوند که تصويرها و نماها غلط است و دم دستي هستند و ساختار منسجمي ندارند و مضمون سطحي دارند.»

پسند مردم
علي سرتيپي را از ميان پخش کننده ها به عنوان تاثيرگذارترين بخش ارتباط مردم با سينما انتخاب کرديم. آنان هستند که مي توانند با انواع مذاکره ها فيلمي را به پرده اکران نزديک کنند. او يک جواب کلي در اين زمينه مي دهد؛ همان که مي دانستيم؛ «فيلم کمدي را مردم مي پسندند. دست سينماگران هم در فيلم هاي کمدي بازتر است. اين روزها هم با توجه به فضاي جامعه اين نوع فيلم ها را مردم بيشتر مي بينند.»

هنگامي که قرار است درباره دليل اين موضوع سخن بگويد به نکته يي اشاره مي کند که نبايد فراموش کنيم؛ «مردم عادت کرده اند. تلويزيون مردم را عادت داده است. مردم دوست دارند به سينما که مي روند بازيگران مورد علاقه شان را ببينند. تلويزيون هم الان سرمايه گذاري کرده است با اين همه تله فيلم و سريال هاي 90 شبي. ولي مجموعاً فيلم هاي طنز در فروش موفق تر هستند. اين در ذات سينما است که اين گونه فيلم ها مي فروشند. منتها ايران يک فرق هم دارد؛ در ايران دست سازندگان فيلم هاي کمدي براي بيان مطالب بازتر است. اين نوع فيلم ها جواب داده اند. مردم فضاي طنز را دوست دارند. چه مستقيم چه غيرمستقيم احتياج دارند بخندند.»

مثال دست به نقد براي اينکه فيلم هاي تلخ هم مي فروشند فيلم «درباره الي…» است. او هم تاييد مي کند و مي گويد؛ «در زمينه غيرطنز؛ بله اين فيلم جواب داده است و اکنون بعد از اخراجي ها پرفروش ترين فيلم است و پرفروش ترين فيلم غيرطنز تاريخ سينماي ايران بعد از انقلاب است و از مرز يک ميليارد رد شده است. يک زماني ملودرام ها جواب مي دادند و الان بيشتر روحيات جامعه به شکلي است که طنز بيشتر طرفدار دارد.»

او درباره اينکه فيلم ها با وجود سطح کيفيت پايين هم مي فروشند، مي گويد؛ «متاسفانه نهايتاً اين مردم هستند که انتخاب مي کنند. آنها بايد بيايند و به سينما بروند و فيلم ببينند. در اين ميان نمي توان تاثيرگذاري تلويزيون را فراموش کرد. مردم به دنبال همان بازيگران سيما در سينما هستند. اگر هم کسي بخواهد سراغ فيلم هاي سياسي و اجتماعي برود مشکل پيش مي آيد.»

خب بايد چه کار کرد؟ به نظر سرتيپي همه مسوول هستند؛ «دولت، تلويزيون، خود ارشاد و مطبوعات. دست همه است. يک برنامه کلي براي ارتقاي سطح کيفي فيلم ها است. مردم اکنون حوصله بعضي چيزها را ندارند. اما قبلاً همه دنبال مطالب سنگين در مطبوعات بودند. الان بيشتر راحت طلب شده اند. فقط مي خواهند بروند تفريح کنند. مي خواهند يک فيلمي را ببينند و برگردند.»

برخي از کارگرداناني که به ساخت فيلم هاي متفاوت مشغول هستند، يک اعتقاد دارند. آنان مي گويند؛ «مردم فقط مي خواهند سينما بروند. فرقي هم ندارد که چه فيلمي. هر چه باشد آنها را مي بينند. اما اين کسان ديگري هستند که نمي گذارند فيلم هاي ديگر غير از کمدي در سينماها اکران شود.» اما سرتيپي در اين زمينه مي گويد؛ «معلوم است که مردم دنبال تفريح هستند. خب تاثيري که خروس جنگي و پسر تهروني مي گذارند با فيلم جدي فرق دارد.» هر چند اين دست اندرکار سينما اميدوار به تغيير روند است. او مي گويد؛ «يادتان هست که زماني فيلم هاي جمشيد هاشم پور با سر کچل مي فروخت. زماني فيلم هاي حادثه يي مي فروختند. قطعاً با توجه به اتفاقات افتاده تغييراتي پيش مي آيد و هر زمان با توجه به روحيات و شرايط خاص خود فيلم هاي خاصي مورد توجه واقع مي شوند. ما هم اميدواريم فيلم هاي طنز بهتر و عميق تري براي جامعه ساخته شود.»

سينماداران به دنبال فيلم خوب
آخرين حلقه اکران، سينماداران هستند که سال هاست مسائل و اختلافاتي با تهيه کنندگان دارند. مي گويند در اين سال ها آنان هستند که تعيين مي کنند کدام فيلم روي پرده بيايد؛ همان نکته يي که «محمدرضا صابري» به عنوان سخنگوي انجمن سينماداران به شدت آن را نفي مي کند و چنين مي گويد؛ «اول از همه توجه داشته باشيد که سينماداران تنها صنفي هستند که امکان هيچ گونه تغيير کاربري برايشان وجود ندارد. آنها موظف هستند فقط فيلم نشان دهند. حق برپا کردن کنسرت، تئاتر و مراسم خاص را هم ندارند. آنها بايد طبق ساعت کارشان شروع شود و پايان پيدا کند. همه چيز را ارشاد برايشان طبق مقررات تعيين کرده است. حق هيچ گونه تغيير ندارند. مي ماند اينکه از بين فيلم هايي که پروانه نمايش دارند فيلمي را که اعتقاد دارند خوب مي فروشد انتخاب کنند.» او تاکيد مي کند؛ «مگر فيلم هاي «روز سوم»، «پستچي…» يا «درباره الي…» يا همين نزديکي ها فيلم هاي «بي پولي» و «کتاب قانون» کمدي هستند که الان سرشان دعوا است. ما به عنوان سينمادار دنبال فيلم خوب هستيم. دنبال فيلمي هستيم که مخاطب خودش را داشته باشد.»

صابري در تشريح موقعيت امروز مي گويد؛ «الان مردم با فيلم هاي کمدي ارتباط برقرار کرده اند. ژانر اجتماعي با استقبال مردم روبه رو نيست که سينمادار بتواند چراغ سينماي خود را روشن نگه دارد. ما هم مثل مردم به دنبال فيلم خوب هستيم در هر ژانري که ساخته شود. اگر فيلم بد را سينمادار انتخاب کند چراغ سالنش خاموش مي شود.»

اما سوال اين است که چرا بين يک فيلم اجتماعي به ظاهر بد يا فيلم کمدي قطعاً بد سينمادار آن فيلم کمدي را انتخاب مي کند. خب جواب اين سوال انگار به همين مساله روشن نگه داشتن چراغ سينما بازمي گردد که به نظر سينماداران آن فيلم کمدي باعث روشن ماندن چراغ است اما فيلم اجتماعي را کسي نمي آيد ببيند. در ضمن از نظر سينماداران اين حرفه خيلي جدي است و سالن داري را نمي توان دست کم گرفت. در حالي که اکنون وضعيت به شکلي شده است که کارگردان ها مي خواهند تهيه کننده باشند يا پخش کننده شوند. در حالي که همه اين کارها مقوله جدي و تخصصي است.

به نظر او براي آن فيلم هاي ديگر هم که سينماداران علاقه يي به اکرانش ندارند مي توان فکري کرد. در واقع او به نحوه اکران فيلم ها اشاره مي کند. صابري که سال هاست مسائل صنفي سينما را دنبال مي کند، عقيده دارد؛ «بعضي فيلم ها احتياج به اکران طولاني مدت در چند سينماي محدود دارند. نوع تبليغات شان فرق دارد و بايد زمان بگذرد تا آنها بتوانند با مخاطب ارتباط برقرار کنند. مي توان اين گونه اکران ها را برنامه ريزي کرد. اما اکنون خيلي از فيلم ها مي خواهند همان حداکثر تعدادي که در آيين نامه عنوان شده يعني 19 سالن را داشته باشند. اما متاسفانه اين مساله اکران طولاني مدت در سينماهاي محدود در آيين نامه پيش بيني نشده است. در اين زمينه هم بايد کار کارشناسي شود. در حوزه توليد از فيلم حمايت مي شود اما در زمينه اکران اين طور نيست.»

سياست چنين بود
اين حرف هاي دست اندرکاران سينما است؛ هم خواسته هايشان و هم تحليل شان از وضعيت. نياز به سليقه سازي است، نياز به حمايت است، نياز به شناخت مردم است. اما شايد بخش اميدوار کننده اين جمله باشد که سليقه ها تغيير مي کند و مردم کم کم به ديدن هر فيلمي نمي روند. با توجه به اتفاقاتي که افتاده از هم اکنون مي توان چنين پيش بيني کرد که به زودي تفاوت نگاه ها خود را نشان مي دهد همان طور که در زمينه تلويزيون نشان داد و رويکرد به کتاب ها. اما اين سوال باقي مي ماند که آيا با وجود اين نگاه «بين فيلم اجتماعي ضعيف و فيلم کمدي ضعيف سينماداران کمدي ضعيف را انتخاب مي کنند؟» مجال تغيير نگاه ها هم مي ماند يا نه؟ اصلاً فيلم هايي توليد مي شوند که جوابگوي اين تغيير نگاه باشند؟ ما که اميدوارانه معتقديم روزهاي فيلم هاي کمدي به شکلي که اکنون روي پرده اند به پايان آمده است اما نااميدانه به عدم تغيير سياست ها چشم دوخته ايم؛ سياست هايي که در اين چهار سال به حذف مسووليت هنرمندان و سينماگران درباره جامعه شان پرداخت و فقط خنديدن به هجوترين شکل را به مردم هديه داد. اما اين مساله هم همچنان باقي ماند که چرا هيچ کس در اين زمينه خود را مسوول نمي داند؟

توضيح؛
آمارها برگرفته از سايت بنياد فارابي و چند سايت تخصصي ديگر سينمايي همچون جهان فيلم است.

منبع : اعتماد




مدل کت و شلوار زنانه, کت و شلوار زنانه , مدل لباس زنانه , مدل لباس مجلسی ,

, , ,


جدید ترین مدل کت و شلوار زنانه
مدل کت و شلوار زنانه, کت و شلوار زنانه , مدل لباس زنانه , مدل لباس مجلسی ,








براي ديدن ادامه عكس ها اينجا كليك كنيد




عکس های درو بری مور , عکس Drew Barrymore عکس هنرمندان , عکس بازیگران هالیوود , عکس بازیگران زن , بازیگران هالیوود , مشاهیر ها

, , , ...


جدید ترین عکس های درو بری مور بازیگر محبوب هالیوود





براي ديدن ادامه عكس ها كليك كنيد



,تي شرت حافظ و سعدي,تيشرت نستعليق,تيشرت طرح دار, طرح های زیبای تیشرتهای فشن ونستعلیق نیمایی,نیما بهنود ، نیمایی

, , , ...


,تي شرت حافظ و سعدي,تيشرت نستعليق,تيشرت طرح دار, طرح های زیبای تیشرتهای فشن ونستعلیق نیمایی,نیما بهنود ، نیمایی








براي ديدن ادامه عكس ها كليك كنيد


مدل موی مردانه , عکس مدل موی مردانه ,مدل فشن,مدل موي پسرانه فشن ,گالري عكس مدل مو پسرانه و مردانه,مدل مو فشن کوتاه پسرانه 2010

, , , ...


عکس هایی از مدل های جدید مو مخصوص اقایان







May 2013
M T W T F S S
April 2013June 2013
1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31