Skip navigation.

بلاگ فارسی

Persian - Farsi Weblog @ Opera Community

اس ام اس ( پیام کوتاه - پیامک ! ) های جالب و خواندنی فارسی

, , , , ,




او را گرفتند به جرمه چيدن يك شاخه گل زيرا كه دستانش بوي گل مي داد و هيچ وقت فكر نكردند كه شايد گلي كاشته باشد



دوستی مثل درخت می مونه ... همه نیست که چه قدر طول داره ! مهم اینه که ریشه ش چه قدر عمیقه




دنیا هم به آدمهای خوش بین نیاز داره - هم به آدم های بد بین ... آدم های خوش بین هواپیما می سازه - آدم های بد بین چتر نجات

.

زندگی با صدا شروع میشه - بی صدا تموم میشه ... عشق با ترس شروع می شه - با شک تموم میشه ...دوستی هر جایی می تونه شروع بشه اما هیچ جا تموم نمیشه









پرسش و پاسخ های کامپیوتر - سخت افزار- نرم افزار - اینترنتنتایج و آمار مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران

Comments

Anonymous 12. August 2008, 12:46

Anonymous writes:

ino yadet bashe donya Gerde age ye moghe ehsas kardi be tahe donya residi , shayad rooye noghteye aghaz istade bashi

persianweblog 13. August 2008, 18:55


هميشه پشت سرهرمرد موفق زني است که نتونسته جلوي موفقيتشوبگيره

Anonymous 17. August 2008, 15:02

Anonymous writes:

خدا تنها معشوقي است که عاشقاني دارد که هيچ يک از بودن ديگري ناراضي نيست و هيچگاه يکي از آنها معشوقش را تنها براي خود نميخواهد

Anonymous 18. August 2008, 05:17

اس ام اس writes:

mohabat ra be del dadan safaye sine mikhahad.....asheghe yekdigar bodan deli bikine mikhahad

Anonymous 22. August 2008, 09:40

عشق writes:

love is like war.... easy to start.... and difficult to end.... عشق مثل جنگ میمونه.... شروع کردنش خیلی آسونه..... اما پایان دادنش سخته

persianweblog 25. August 2008, 08:52

age ye rooz cheshmat por az ashk shod va niaaz be shooneye kesi dashti aslan rooye man hesab nakon chon shooneh mesle mesvak ye vasileye shakhsiyeh!:D

Anonymous 30. August 2008, 19:25

joke - sms : farsi writes:

کسی چه می داند شاید، این قدر همدیگر را دوست نمی داشتیم اگر از دور به تماشای روح هم نمی نشستیم . کسی چه می داند اگر آسمان ما را جدا نمی کرد شاید، این قدر به هم نزدیک نبودیم !

...................

برف از آسمون خسته می شه, زمستون بهونست برگ از درخت خسته میشه, پاییز بهونست, دلم برات تنگ می شه آف

...................

torke 200 tomanish miofte tu toilet. ye 1000 tomanie digeh mindaze un tu bad dastesho mikone dareshun miareh. azash miporsan: chera inkaro kardi? migeh: mikhastam ke arzeshesho dashteh bashe!

...................

lore mogheye margesh bachehasho jam mikone behshoon ye choob mide mige beshkanid mishkanan bad ye daste chob mide mige beshkanid mishkanan daste bil mide mishkanan10 ta daste bil mide mishkanan maftol mide mishkanan tirahan 14 mide mishkanan mige korekhara lor bazi dar nayarin mikham nasihatetoon konam =))=))

...................

Anonymous 31. August 2008, 12:49

آفلاین - اس ام اس writes:

دل من چه خردسال است، ساده مي نگرد، ساده مي خندد، ساده مي پوشد، دل من از تبار ديوارهاي کاهگلي ست ساده مي افتد، ساده مي شکند، ساده مي ميرد، دل من تنها، تنها، سخت مي گيرد

Anonymous 3. September 2008, 05:39

اس ام اس - آفلاین writes:

لبخند از فكر قابل اعتماد تر است .لبخند بسيار موثرتر و بسيار پر معني تر است

..............

ديدن ، شنيدن ، دوست داشتن . زندگي هديه اي است كه من ، هر روز صبح كه از خواب بر مي خيزم ، روبانها ي دور ان را به ارامي باز مي كنم

persianweblog 26. October 2008, 19:53




چینی ها میگن: اگر میخواهی شاد باشی برقص، اگر میخواهی آرام باشی بجنگ و اگر میخواهی فراموش کنی، بنویس

persianweblog 23. November 2008, 14:00


همه آدمها شادي آفرينند! بعضي ها هنگامي كه وارد جمعي مي شوند ، وبعضي ها هنگامي كه جمعي را ترك مي كنند

...................

میگن دلتنگی قشنگترین هدیه عشقه.حالا من با این هدیه قشنگ تو چی کار کنم؟

persianweblog 27. November 2008, 12:51




دو تا چشم. که تو شب. میشه روشن مثل شمع. یه سیبیل. با یه دم. همه اینا بشه جمع. میشه یه دونه پیشی. که تو عاشقش میشی. میشه یه دونه پیشی که تو عاشقش میشی

persianweblog 27. November 2008, 13:36


براي آدم نابينا ، شيشه و الماس فرقي نداره پس اگه كسي قدرتو ندونست فكر نكن تو شيشه اي, اون نابيناست

Anonymous 29. November 2008, 06:14

دعا writes:

خدایا بگذار هرکجا تنفراست بذرعشق بکارم هرکجا آزادگی هست ببخشایم وهر کجا غم هست شادی نثار کنم الهی توفیقم ده که بیش ازطلب همدلی همدلی کنم بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم زیرا در عطا کردن است که ستوده می شویم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم

Anonymous 30. November 2008, 18:52

شوهر writes:

از دختره می پرسن : شوهر چند حرف داره ؟ می گه : اگه پیدا بشه حرف نداره

Anonymous 1. December 2008, 08:11

زن writes:

!و خداوند زن را آفرید تا مرد به مرگ طبیعی نمیرد
سوره سکته

mohamadhoseinzare 2. December 2008, 12:15

:love: ki ba ye jomle mesle man mitone aromet kone on lahzehaye akhar az raftan pashimonet kone

persianweblog 7. December 2008, 18:23


اشک بهترين پديده ي دنياست ولي تا زيبا ترين چيز ها رو از انسان نگيره خودشو تقديم نميکنه

...................

زمان به من آموخت که دست دادن معنای رفاقت نیست بوسیدن قول ماندن نیست و عشق ورزیدن ضمانت تنها شدن نیست....

...................

دوستی با هر که کردم خصم مادرزاد شد آشیان هرجا نهادم لانه ی صیاد شد آن رفیقی که با خون جگر پرورده بودم عاقبت بر سر دار آمد و جلاد شد

persianweblog 8. December 2008, 14:00


دختري مي رفت ، پسري او را ديد و دنبال او روان شد . دختر پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ پسر گفت : برتو عاشق شده ام . دختر گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . پسر از آنجا برگشت و دختري بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد دختر رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ دختر گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي؟؟؟؟؟؟؟؟؟

persianweblog 8. December 2008, 14:01


سر شمار : ببخشید خانوم شما چند نفرید؟ زن : منو این کره خر و اون توله سگ و اون موش مرده و اون غول بیابونی!!! سرشمار : ببخشید خونه تون باغ وحشه؟ زن : آره، منم خرم که با بابای گوریل اینا زندگی میکنم

persianweblog 8. December 2008, 14:02


هيچوقت مغرور نشو ... برگا وقتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن ... آنكس كه اعتماد مي كند خيانت مي بيند و آنكس كه اعتماد نمي كند خود خيانتكار است. آدما مثل كتابن ... از روي بعضي ها بايد مشق نوشت ... از روي بعضي ها بايد جريمه نوشت ... بعضي ها رو بايد چندبار خوند تا معنيشونو بفهميم ... و بعضي ها رو بايد نخونده دور انداخت

persianweblog 10. December 2008, 19:06




هر چند مال من نشدی ولی ازت خيلی چيزا ياد گرفتم ياد گرفتم به خاطر كسي كه دوسش دارم بايد دروغ بگم ... ياد گرفتم هيچ وقت هيچ كس ارزش شكستن غرورم رو نداره ... ياد گرفتم تو زندگيم وقتی فهميدم كه يكی چقدر دوسم داره هر روز به بهونه ا‍‍ی دلشو بشكنم ... ياد گرفتم گريه های هيچ كس رو باور نكنمياد گرفتم هر روز دم از عاشق‍ی بزنم ولی خودم عاشق نباشم

...................

زندگی را با همین غم ها خوش است با همین بیش و همین کم ها خوش است زندگی کردیم و شاکی نیستیم بر زمین خودیم خاکی نیستیم

...................

سقراط: دستهايي که کمک ميکنند ، مقدس ترند از لب هايي که دعا ميکنند

...................

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم ! " دکتر علی شریعتی"

persianweblog 11. December 2008, 18:36


اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده



دخترا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن : ‌گروه اول دخترائي هستند كه پسرا رو بدبخت ميكنن! گروه دوم دخترائي هستند كه اشك پسرا رو در ميارن! گروه سوم دخترائي هستند كه جوون پسرا رو به لبشون ميرسونن! گروه چهارم دخترائي هستند كه كاري ميكنن پسرا روزي 18 بار‌آرزوي مرگ كنن! گروه 5 دخترائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستن



زین پس جهت صرفه جویی در مصرف جوهر و به تبع صرفه جویی در منابع ارزی کشور به جای استفاده از “به منشی خانم مجرد نیازمندیم” بنویسید: ” به یک منشی نیازمندیم” خودمان شعورمان می رسد که: اولا: خانم باشد ثانیا: مجرد باشد ثالثا: خوش بر و رو باشد چهارما: {سانسور شد}

persianweblog 12. December 2008, 19:01



آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام، آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره، آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد، آخرين کلمات يک شکارچي: مامانت کجاست کوچولو؟، آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمي نيست، آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بي خطره، آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز : گفتي تا چند بشمرم؟، آخرين کلمات يک متخصص خنثي کردن بمب : اين سيم آخري رو که قطع کنم تمومه،

persianweblog 13. December 2008, 17:21

... خدا رو دوست دارم


خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند تو آل* نمي کنه خدا رو دوست دارم چون هيچ کسي رو *ايگنور* نمي کنه خدايا به داده و نداده و گرفته ات شکر؛ که داده ات نعمت است، نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان ان شاالله همه ی ما دلمون آنلاین باشه

Anonymous 14. December 2008, 06:08

Anonymous writes:

خدایا شکرت

Anonymous 15. December 2008, 14:24

Anonymous writes:

khodavand zamin ra afarid goft zibast ,aseman ra afarid goft zibast ,mard ra afarid goft zibast ,zan ra afarid,ye khorde max kard va bad goft: eshkal nadare arayesh mikone

mohamadhoseinzare 16. December 2008, 10:00

:jester: :hat: eide bozorge velayat tabrik migam be hamkaraye gerami

persianweblog 17. December 2008, 07:18

ye modate gir kardam beyne in 2 ta zarbolmasal belakhare sookoot neshaneye rezayate ya javabe ablahan khamooshist ?


من از خدا خواستم نغمه هاي عشق مرا به گوشت برساند, تا لبخند مرا هرگز فراموش نكني و ببيني كه سايه ام به دنبالت است تا هرگز نپنداري تنهايي. ولي اكنون تو رفته اي ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من اين است كه من شاهد رفتن تو هستم ... flirt


دوست دختر عضنفر بهش میگه عزیزم خیلی باید خرجم کنی تا زنت بشم. عضنفراز فرداش شروع میکنه به خر جمع کردن p:

Anonymous 18. December 2008, 15:04

irreligious_god writes:

غضنفر و دوستش ميرن هتل، غضنفر ميره توالت فرنگي دومي مياد کتکش ميزنه!!! ميگن چرا ميزنيش؟ ميگه من دو روز از اين چشمه آب مي خورم اين اومد دستشويي كرد توش

چند روزیست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست گاه گاهی بر زمین زل میزنم گاه بر حافظ تفال میزنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود انچه می پنداشتیم

agar midani dar in jahan kasi hast ke ba didanash range rokhsarat taqir mikonad va sedaye qalbat aberuyat ra be taraj mibarad,mohem nist ke u male to bashad.mohem in ast ke faqat bashad ,zendegi konad ,lezat bebarad va nafas bekeshad

لقمان : سخنان سودمند را باید نشر کرد مانند افشاندن تخم گندم ، هر چند آب و هوا و زمین به رویاندن و بار آوردن دانه ها یاری نکند باز در گوشه و کنار خرمن ، سنبلها و خوشه های معدود سر دهد و خواهد رویید .

توصيه اي از يک داغديده: هيچ گاه به علامتهاي قرمز و آبي شيرهاي دستشويي اعتماد نکنيد!!!

zendegi yek pole ghadimiye, be in fekr nakon ke agar tanha azash begzari dir tar kharab mishe,be in fekr kon ke agar oftadi yeki bashe ke dasteto begire ...

گاهی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن؟

دختر : اگه منو ببوسي براي هميشه در کنارت مي مونم . پسر : ممنون از هشداري که بهم دادي

یارو دم یه گربه رو گرفته بوده و می کشیده بهش می گن : گناه داره چرا دم گربه رو می کشی؟ می گه بابا من فقط دمش رو گرفتم … خودش می کشه

شب اول قبر ترکه ازش میپرسن من ربک؟ میگه میتونم از فرصت مقایسه استفاده کنم؟

Anonymous 18. December 2008, 15:10

برنامه نویس writes:

برنامه نویس موجودیست زنده که اغلب بصورت نشسته با کمی خمیدگی روبروی خود را نگاه می کند. ا ین موجود توانایی بسیار زیادی در گیر دادن به یک موضوع و پلک نزدن را داراست. بیشتر طول عمر خود را بدون تحرک سپری می کند و فقط انگشتانش دارای فعالیت بسیار زیاد هستند. غالبا بصورت انفرادی یافت می شود و در پاسخ به مخاطب همواره می گوید: چی؟ ۹۹٪ آنها شب زیست هستند. بین یک شاخه گل رز و یک تکه پاره آجر تفاوتی قائل نمی شود

Anonymous 20. December 2008, 19:10

شب یلدا writes:

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت شب یلدایتان مبارک


يادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرين برای همه ی عمر


زخمی بر پهلویم است و خون می چکد و خدا نمک می پاشدو من پیچ می خورم و تاب می خورم و دیگران گمانشان که می رقصم من این پیچ و تاب را و این رقص خونین را دوست دارم چون به یادم می آورد که سنگ نیستم چوب نیستم خشت و خاک نیستم که انسانم


یادش بخیر !!! اون روزا ما دلی داشتیم واسه بودن جونی داشتیم واسه مردن کسی بودیم . . . کاری داشتیم پاییز و بهاری داشتیم تو سرا ما سری داشتیم عشقی و دلبری داشتیم .


hendoone bede ghach konim .... labeto bede mach konim ( YALDA MOBARAK)


روی گلت به سرخی انار* شبت به شیرینی هندوانه* خنده هات مثل پسته* و عمرت به بلندی یلدا* شب یلدا مبارک*"


:yes:

persianweblog 22. December 2008, 18:51


باش با من که همه رهگذران ميگذرند همه خوبند ولي خوب تر از خوب تويي

به غرورت هميشه احترام بگذار، چون تنها چيزيه كه از تو هميشه دفاع ميكنه

فکر می کردم زندگیم یه تکونی خورده,فکر می کردم دارم به روشنایی می رسم اما نشدبازم منم غمم تنم نفس سردم غرور مردم به خودم قول می دم که دیگه طرف کسی نرم انگار خدا تو تقدیر من فقط یه کلمه نوشته تنهایی و فقط تنهایی ...به قول یکی تنهایی مرام عشقه

persianweblog 24. December 2008, 08:31


اين مقايسه توهين به دختر و پسر اين دهه ها نيست صرفا مقايسه اي طنزآميز است

دختر دهه 60 :بايد با آبرو باشم
دختر دهه 70 :بايد تحصيلکرده باشم
دختر دهه 80 :بايد پولدار باشم

پسر دهه 60 :دارم ميرم جبهه
پسر دهه 70 :دارم ميرم دختر بازي
پسر دهه 80 :دارم ميرم بيمارستان سم زدايي

دختر دهه 60 : مرد بايد با اخلاق باشه
دختر دهه 70 :مرد بايد تحصيلکرده باشه
دختر دهه 80 :مرد بايد پولدار باشه

پسر دهه 60 :در سن 25 سالگي سيگاري ميشد
پسر دهه 70 :در 20 سالگي سيگاري مي شد
پسر دهه 80 :قبل از سن بلوغ سيگاري مي شود.

دختردهه 60 : 30 ساله شدم و احساس ترشيدگي مي کنم
دختردهه 70 : 25 ساله شدم و احساس ترشيدگي مي کنم
دختردهه 80 : 20 ساله شدم و احساس ترشيدگي مي کنم

پسر دهه 60 : دارم ميرم باشگاه ... دارم ميرم زير زمين بنوشم !!!
پسر دهه 70:دارم ميرم مهموني ... دارم ميرم قليون بکشم !!!
پسر دهه 80 :دارم ميرم دبي ... دارم ميرم توهم بزنم !!!

دختر دهه 60 : دوست پسر يکي اونهم يه عشق پاک
دختر دهه 70 :دوست پسر يکي يا دوتا . چند تا هم زاپاس براي روز مبادا
دختر دهه 80 : دوست پسر بين يک نفر تا يک هنگ يا تيپ در رده سني بين 20 تا 60 سال مجرد تا صاحب عيال و چند سر عائله. بالاخره تو اين همه آدم يکي پيدا ميشه بخواد لباس عروس واسم بخره.

پسر دهه 60 :داريوش گوش مي داد
پسر دهه 70 :ابي گوش مي داد
پسر دهه 80 :مقلدين درجه 3و 4 داريوش و ابي را (که خواب عکس انداختن با داريوش را مي بينند) را گوش مي دهد .

دختر دهه 60 :دختر بدون بکارت بايد بره بميره
دختر دهه 70:اشتباه بزرگي کردم خاک تو سرم
دختر دهه 80 : دختر باکره يعني امل و بي فرهنگ. بايد بره بميره.

پسر دهه 60 :شريعتي مي خواند
پسر دهه 70 :شاملو مي خواند
پسر دهه 80 :هري پاتر مي خواند.

دختر دهه 60 :به خاطر حفظ آبرو همه کار مي کنم
دختر دهه 70 :به خاطر دوست پسرم همه کار مي کنم
دختر دهه 80 : به خاطر پول همه کار مي کنم.

پسر دهه 60 :خانواده و پدر مادرم عزيزترين چيز است
پسر دهه 70 :دوست دخترم عزيز ترين چيزاست
پسر دهه 80 :مواد محرک و توهم زا و ماشينم عزيز ترين چيزند.

دختر دهه 60 :شوهر منجي نيست شوهر کردن سنت خدا و رسم زندگي ست.
دختر دهه 70 :شوهر شوهره شوهر... بالشت سره شوهر...
دختر دهه 80 :من يک افسرده ي رواني پر از غصه ام و شوهر منجي من است و ديگر هيچ راه نجاتي نيست.

پسر دهه 60 :در هر صورت بايد زن بگيرم
پسر ده 70 :بايد پولداربشم وزن بگيرم
پسر دهه 80 :بايد قاطي کنم و زن بگيرم.

دختر دهه 60 : زن روز و اعتمادي مي خواند
دختر دهه 70 :فهيمه رحيمي و مهدي سهيلي مي خواند
دختر دهه 80:بيشتر در اينترنت دنبال ********** ****** جديد و پروکسي است.

پسر دهه 60 :مرگ بر اثر جنگ با عراق
پسر دهه 70 :مرگ بر اثر تصادف با موتور و ماشين
پسر دهه 80 :مرگ بر اثر اور دز و سنکوپ بر اثر استعمال هرويين و ايدز و سوانح رانندگي

دختر دهه 60:سيگار کشيدن دختر يک کابوس است دختري که سيگار مي کشد خراب است.
دختر دهه 70 :گهگاهي کنار پنجره ياواسه افه تو پارتي يا کافي شاپ يه دو نخ مي کشم.
دختر دهه 80 :پيش به سوي آسم، سرطان حنجره ،ريه،ناي و خون قبل از يائستگي.

جوان دهه 60 :جنگ زده بود
جوان دهه 70 :غرب زده بود
جوان دهه 80 :پوچ است.

دختر دهه 60 :از خدا مي ترسم
دختر دهه 70 : از بي عشقي مي ترسم
دختر دهه 80 :از بي پولي مي ترسم.

جوان دهه 60 :خواب صلح و آرامش مي ديد
جوان دهه 70 :خواب بد بد مي ديد
جوان دهه 80 :فقط کابوس مي بيند.

پدر براي پسر دهه 60 :در حکم يک پدر مقدس بود حرمتش کاملا حفظ مي شد
پدر براي پسر دهه 70: در حکم يکي از اعضاي خانواده بود بايد به او حال داد.
پدر براي پسر دهه 80 :سر خره عوضي اسکل بي پدر مادر.

دختر دهه 60 : اول نجابت خود را به رخ مي کشيد
دختر دهه 70 : اول مدرک تحصيلي خود را به رخ مي کشيد
دختر دهه 80 : اول مارک و مدل اتومبيل و ريخت و قيافه خود را به رخ مي کشد.

داماد دهه 60 :فقط پدر مادرم ،زن و بچه ،و کارم
داماد دهه 70 :فقط زن و بچه و عشق و حالم و کارم
داماد دهه 80 :فقط عشق و حالم و کارم.

عروس دهه 60 :بايدمثل مادرم سوخت و ساخت اين ذات زندگي ست بدبختي و خوشبختي با هم.طلاق پاک کردن صورت مسئله ست و مسئله ميزان بردباري صبر و توان مديريت منه.بايد سعي کنم مثل دو رود در کنار همباشيم. بايد مديريت کنم اين هنر زندگيه.
عروس دهه 70 :نبايد سوخت وساخت اما بايد زندگي کرد و همينطور در وقت لزوم مقابله به مثل.طلاق پايان تلخيه اما خب مجبورم بهم سخت بگذره ول مي کنم ميرم. اين هنر زندگيه.
عروس دهه 80 :مثل دو کوه برابر هم.عوضي بره مهرمو مي زارم اجرا يه راست مي رم با يکي ديگه.خوش بگذرون و سختي نکش.اين هنر زندگيه.

مرد دهه 60:خدا خانواده ثروت
مرد دهه 70 :خانواده ثروت خيانت به همسر
مرد دهه 80:ثروت، خيانت به همسر ،مصرف پروزاک و انواع ديگر قرص اعصاب .

عروس دهه 60:تقسيم وظايف رمز موفقيت و آسايشه. من طي يک سند قانوني همسر اين مرد هستم نه دوست او .وظيفه من خانه داريه وظيفه مرد کار و تامين زندگي هر کس غير از اين به گوشم بخونه شيطانه.

عروس دهه 70 :تقسيم وظايف چيزيه که بايد دوباره معني و تعريف بشه.دليل نداره من هميشه غذا درست کنم من کلاس گيتار دارم کلاس آواز دارم . فقط سه يا چهار روز در هفته ممکنه از خونم بوي غذا بياد.اما خب مي دونم که غذا پختن کار منه نه مرد.

عروس دهه 80 :تقسيم وظايف يه حرف احمقانه و سنتيه هر کس به فراخور حالش هر کار که از دستش بر اومد انجام ميده هر کاري که مي کنم از لطف منه نه وظيفه من پس من هر کاري تو خونه مي کنم لطف مي کنم. تعهد و وظيفه اعصابمو بهم مي ريزه.

پسر دهه 60:خدايا جنگو تموم کن
پسر دهه 70 :خدايا يه خونه خالي برسون
پسر دهه 80 :خدايا برسون يه دومثقال شيره و يه دو سورت شيشه

دختر دهه 60 :طلاق بعد از 10 سال آنهم يک در 1000
دختر دهه 70 :طلاق بعد از 5 سال آنهم يک در 100
دختر دهه 80 :طلاق بعد از 6 ماه الي يک سال آنهم يک در5

پسر دهه 60 :پيکان 54 و مسافر کشي
پسر دهه 70 :پرايد و دختر بازي
پسر دهه 80 :پژو و تصادف منجر به فوت

دختر دهه 60:امامزاده معصوم وديگر امامزاده ها را شفيع مي کرد دعا و نذر مي کرد وبالاخره حاجت دل خود را مي گرفت
دختر دهه 70 :پيش رمال و دعا نويس مي رفت و حاجت خود را طلب مي کرد.
دختر دهه 80 :در شرکت هاي خصوصي به هر نحو که شده رفع حاجت مي کند.

persianweblog 24. December 2008, 08:41



اگر خدا آرزويي در دلت انداخت بدان توانايي رسيدن به آن را در تو ديده است:yes:

persianweblog 25. December 2008, 17:50


عشق یعنی اینکه… وقتی می‌خوای برسونیش، رادیو پیام رو روشن کنی و ببینی کدوم مسیر پر ترافیک‌تره :love: flirt

زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم :heart:


miduoni chera vaghti Adam bozorg mishe ba khudKar minevisee??! chun yad begire ke har eshtebahii PAK nemishe! :wait:

persianweblog 26. December 2008, 18:33


آدما از جنس برگند . گاهي سبزند ، گاهي پائيزن و زردند . زمستون ديده نميشن . تابستون سايبون سبزند. آدما خيلي قشنگن . حيف كه هر لحظه يه رنگند ...

يادته بهت گفتم كه خشت ديوار دلتم، تو هم منو شكستي

ولي اشكالي نداره، حالا خاك زير پاتم !

آدم‌های خوب از ياد نميرن . از دل نميرن. از ذهن نميرن. ولی خيلی زودتر از اوني‌که فکرشو بکنی از پيشت ميرن مثل تو ....

وفاي بي وفايان كرده پيرم برم يار وفا داري بگيرم، اگر يار وفاداري نديدم، سر قبر وفاداري بميرم
با وفا دوستت دارم

خودمانيم زمين اين همه نامرد نداشت . . .
روزگاري مردم دنيا دلشان درد نداشت
هر كسي غصه ي اينكه چه ميكرد نداشت
چشمه ي سادگي از لطف زمين مي جوشيد
خودمانيم زمين اين همه نامرد نداشت...

آدما نمي تونن تغيير كنن
رابطه ها نمي تونن عوض بشن
دنيا نمي تونه ثابت بمونه
ولي يه دوست ميتونه تا ابد يه دوست بمونه
دوستت دارم تا ابد

روزگاري مردم دنيا دلشان درد نداشت
هر كسي غصه ي اينكه چه ميكرد نداشت
چشمه ي سادگي از زمين مي جوشيد
خودمانيم زمين اين همه نامرد نداشت

تو همون شعر غريبي ، عاشقونه بي فريبي
تو براي دل خوشي هام ، يه سبد ستاره چيدي
تو همون ناجي عشقي ، تو همون نسيم دريا
كاش برام خبر بياري از طلوع صبح فردا

ميدوني بزرگ ترين درد دنيا چيه؟
اينه كه بفهمي پناه لحظه هات يه پناه گاه ديگه داره . . .

آرزو می کنم غم های دلت برن زیر اولین برف زمستونی و دلت سفید و همیشه بدون غم بمونه . . .

میدونی فرق من با برف چیه؟
برف میادو به زمین میشینه ولی من همین جوری هم به دل میشینم ! مگه نه !!!

ببخشید پیشی من پریده تو موبایل شما !! آخه تا بحال جیگری مثل تو رو ندیده

شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش: من كه شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به اميدي كه تو فانوس شب من باشي

مهر يه چيزيه مهربوني يه چيز ديگه، عشق يه چيزيه عاشق شدن يه چيز ديگه، قلب و دل يه چيزيه اما توي قلب تو جا شدن يه چيز ديگه

آسمونتم مي تواني هميشه بارونو تو چشمام ببيني. زمين مال زمين خوارها ،فضا مال فضا پيماها ، فقط تو مال من

همه زندگي فقط 3روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بيام ولي خودم مي خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتي هم که ديگه نباشي منم ميرم

زندگي زيباست زشتي‌هاي آن تقصير ماست، در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست! زندگي آب رواني است روان مي‌گذرد... آنچه تقدير من و توست همان مي‌گذرد

مبادا گفته باشي دوستت مي دارم دلت را مي بويم مبادا شعله اي در آن نهان باشد

گفتي که دنيا را پر از غم دوست داري پس مطمئن هستم مرا هم دوست داري گفتي نميخواهي ببارم عشق اما شعر غريبي را که گفتم دوست داري

باز در كلبه ي عشق عكس تو مرا ابري كرد.عكس تو خنده به لب داشت ولي اشك چشم مرا جاري كرد

دبير فارسي بودم نامت را اولين غزل از صفحه کتابها مي نهادم اگر دبير جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش ميکردم تا معادله محبت پديد آيد اگر دبير هندسه بودم ثابت مي کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت

روز اول شوخي شوخي جدي شد شوخي ترين جدي عمرم دوست داشتن تو بود و جدي ترين شوخي عمرم از دست دادن تو

دوستي شايد عشقست که ميسازدو ميسوزد و شايد ترانه ايست که هر دم آوايش در دل جاريست ليکن هر جه هست زيباست

هيچ وقت با خودت فکر کرده اي که انتهاي اين عشق ها چيست خرد شدن معشوقه هاي بي پروا و کم سو شدن اميدهاي پوشالي و چيزي که آغاز شد بايد پايانش را هم باور داشت.

من بي تو يک بوسه ي فراموش شده ام؛ يک شعر پر از غلط؛ يک پرنده ي بي آسمان؛ يک نسيم سرگردان؛ يک روياي نا تمام

صداي يک بوسه به بلنداي صداي گلوله ي توپ نيست اما انعکاس آن مدت زيادي باقي خواهد ماند؛پس عزيزم مي بوسمت تا صداي عشق من تا مدت ها در قلبت انعکاس داشته باشد

عشق را بشناس تا شادي را بشناسي . بدون عشق ، شادي وجود ندارد، نمي توانم به تو نشان بدهم که دوستت دارم . زمان اين را نشان خواهد داد

آتشي که عشق روشن مي کند بسيار بيشتر از سردي و خاموشي اي است که تنفر به بار مي آورد
و من هرگز نمي توانم کسي را که به او لبخند نزده ام از ته دل دوست داشته باشم

همانطور که به زيبايي تو خيره شده ام ، با خود مي انديشم ، هرگز فرشته اي را ديده ام که در ارتفاعي چنين پايين پرواز کند

لذت عشق زماني است که آن را نثار مي کني بيشتر از زماني است که دريافتش مي کني پس بذار من عشقم را نثارت کنم

هر کدام از ما چون فرشته اي با يک بال است . و تنها زماني قادر به پرواز خواهيم بود که در آغوش هم باشيم

قسمتي از وجود تو در من رشد کرده و ، تو خواهي ديد ، تو و من براي هميشه ، هرگز از هم جدا نخواهيم شد
در تو خود را گم مي کنم ، بي تو خود را باز مي يابم و دوباره به دنبال گم شدن

زندگي را بي عشق سپري کن غم بزرگي است . اما اين تقريبا برابر است با غمي که زندگي را ترک کني بدون اينکه به کسي که عاشقش هستي بگويي که دوستش داريد

کليد قلب ، زندگي و روح من ... همه در دستان اوست . او مالک آن است فقط بايد کليد را بچرخاند و بگذارد تا با تمامي شور و عشقم او را در بر گيرم

در صفحه ي شطرنج زندگيم تمام مهره هايم مات مهربانيت شد و من با اسب سفيد قلبم به سوي تو تاختم تا بگويم:شاه دلم دوستت دارم

با چشمان تو مرا به الماس ستارگان آسمان نيازي نيست اين را به آسمان بگو

دراين دنيا نكردم من گناهي/ فقط كردم به چشمانت نگاهي/ اگر باشه نگاه من گناهي/ مجازاتم بكن غير از جدايي

عشق يعني :چون خورشيد،تابيدن بر شب هاي دوست و چون برف ،ذوب شدن بر غم هاي دوست

قفس داران سکوتم را شکستند/دل دائم صبورم را شکستند/به جرم پا به پائي عشق رفتن/پرو بال عبورم را شکستند/مرا از خلوتم بيرون کشيدند/چه بي پروا حضورم را شکستند/تمنا در نگاهم موج مي زد/ولي رويای دورم را شکستند

صداي پايت خوش آهنگي بود برايم عميقتر از مثنوي سکوتت گوياترين نجواهاي عاشقانه و نگاهت صميمي ترين پيوند

خانه هاي جدول زندگيم را دستان مهربانت يک به يک پر کرد و رمز جدول چنين بود: دوستم بدار

اگر دو تا بودي مي زاشتمت روي چشمام حالا که يک دونه اي جات هميشه تو قلبمه

لحظه ديدار نزديك است . باز من ديوانه ام، مستم . باز مي لرزد، دلم، دستم . باز گويي در جهان ديگري هستم

بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست

فقط اسمي به جا مانده از آنچه بودم و هستم دلم چون دفترم خالي قلم خشكيده در دستم گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم رفيقان يك به يك رفتند مرا با خود رها كردند همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند

مي خواستم برايت هديه اي بفرستم نسيم گفت مرا بفرست تا موهايش را نوازش کنم باران گفت مرا بفرست تا صورتش را بشويم و اشکهايش را پاک کنم ناگهان قلبم گفت مرا بفرست نا دوستش داشته باشم و تو همه وجودم شدي.

صدايم در برابر صدايت بي صداست، چشمانم در برابر چشمانت نابيناست، خنده هايم در كنار خنده هايت خاليست، پس بدان بي تو هيچم، تنهايم نگذار تا با تو هم آواز شوم

عاشق و مجنونت شدم .نخونده مهمونت شدم. کلي پريشونت شدم. شمع تو شمدونت شدم .خاک تو گلدونت شدم . خادم دربونت شدم . عمري غزل خونت شدم . شعراي ارزونت شدم اما يه جوري مجنونت شدم.

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگراز گريه كم نشوم. :heart:

Anonymous 1. January 2009, 11:31

Anonymous writes:

جشنواره فيلمهاي ايرانسل: من ترانه ديگه شارژ ندارم، در جستجوي آنتن، چند ميگيري اس.ام.اس ندي؟؛ شبا آنتن نميده آيدا

من برای سالها می نویسم سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود همیشه یکی بود و یکی نبود

بر اثر قطع برق در ******، ده ها تن از هموطنانمان ، ساعت ها روی پله های برقی گیر کردن!

persianweblog 6. January 2009, 06:40


اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کنم


تقريبا همه ميتوانند در برابر فلاکت و بدبختي مقاومت کنند. اگر ميخواهي فردي را امتحان کني, به او قدرت بده." آبراهام لينکولن


كسانى در زندگى موفق هستند كه سماجت و استقامت ازخودشان نشان مى‏دهند، كسانى كه هرگز مأیوس نمى‏شوند و عادت به‏انجام كارهایى دارند كه دیگران از آنها مأیوس شده‏اند

Anonymous 7. January 2009, 00:05

زندگی writes:

تا میتونی از زندگی لذت ببر چون انتهای جاده زندگی یه تابلو هست که روش نوشته: دور زدن ممنوع

persianweblog 16. January 2009, 19:42


تو بارون که رفتی شبم زیرو رو شد یه بغض شکسته رفیق گلوم شد تو بارون که رفتی دل باغچه پژمرد تمام وجودم توی آینه خط خورد

persianweblog 21. January 2009, 18:57


از چارلي چاپلين مي پرسند : خوشبختي چيه ؟ ميگه خوشبختي فاصله اين بدبختي تا بدبختي بعديه

خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد

تعريف مادر زن: مادر زن اسلحه اي است انفرادي كه با عيال حمل ميشود وبا مهمات دروغ همسايگان مسلح شده وبا زخمي كردن داماد بيچاره خنك ميشود . اين اسلحه بدون عقب نشيني بوده وشرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد مادر زن گاهي تك تير وگاهي رگبار شليك مي كند طول مادر زن بدون سر نيزه 2 متر ميباشد. تعداد تير در هر ثانيه يك ميليون فحش وناسزا بوده وبرد موثر ان انتقال داماد به بيمارستان وبرد نهايي ان انتقال داماد به بهشت زهرا !!

persianweblog 22. January 2009, 18:50


ضرب المثل چینی میگه: اگه از دوران مجردی لذت نمیبری ازدواج کن!! اون وقت حتماً از فکر کردن به دوران مجردیت لذت می بری

زولیخا دست از سر یوزاسیف برداشت ولی الان چند روزه به من گیر داده میگی چی کار کنم؟

persianweblog 24. January 2009, 14:40


يه معتاد 2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت مي كشيد ازش ميپرسن چرا 2 تا سيگار مي كشي ميگه يكي واسه خودم يكي هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از يه مدتي مي بينن همون معتاد يه دونه سيگار مي كشه بهش ميگن حتما دوستت از زندان آزاد شده ميگه نه خودم ترك كردم

یه یارو میره اصفهان کارخانه لیوان و بشقاب یکبار مصرف میزنه، بعد از شش ماه ورشکست میشه

یک ايراني در فرانسه مشغول رانندگي در اتوبان بوده و ناگهان متوجه ميشه که خروجي مورد نظرش رو رد کرد لذا به عادت ديرينه ي ايراني ها، ميزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع ميکنه به برگشتن به عقب ,اما در همين حال با يه ماشين ديگه تصادف ميکنه پليس مياد و اول با راننده ي فرانسوي صحبت ميکنه و بعد مياد سراغ ايرانيه و بهش ميگه ما بايد اين آقا رو بازداشت کنيم،ايشون اونقدر مسته که فکر ميکنه شما داشتي دنده عقب ميرفتي

persianweblog 30. January 2009, 13:54


خواهر کوچیکم از من پرسید: پنج وارونه چه معنا دارد؟ من به او خندیدم! کمی آزرده و حیرت زده گفت:روی دیوار و درختان دیدم.... باز هم خندیدم! گفت:مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینو داد.... بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم: هر زمان بارش بی وقفه ی درد سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنا دارد

persianweblog 11. February 2009, 14:52


دویدمو دویدم به قلکم رسیدم , زدم اونو شکستم ، تا پول بیاد به دستم , هیچی نبود تو قلک ، بجز یه سوسک کوچک , سوسکه بگم چیکار کرد؟ ترسیدو زود فرار کرد , خونه ی اون خراب شد ، دلم واسش کباب شد , دویدمو دویدم رفتم برای سوسکه قلک نو خریدم


میگن نارنگی چون پوستش زود کنده میشه، پیش مرگ همه ی میوه هـــاست ! . . . . . . . . . . . . . . نارنگیتیم هـــلــــو !

persianweblog 12. February 2009, 03:41


گاو و الاغ و اردك ، كبريت و گاز و فندك ، جوجه و مرغ و لك لك ، ولنتاينت مبارك

persianweblog 17. February 2009, 19:01


هرگز این چهار چیز را در زندگیت نشکن: اعتماد ، قول ، رابطه و قلب زیرا وقتی این ها می شکنند صدا ندارند ! ولی درد بسیاری دارند

Anonymous 2. April 2009, 18:30

شازده کوچولو writes:

روباه گفت : سلام
شازده کوچولو سر برگرداند و کسی را ندید ولی مودبانه جواب سلام داد.
صدا گفت : من اینجا هستم زیر درخت سیب...
شازده کوچولو پرسید : تو که هستی؟ چه خوشگلی!...
روباه گفت :من روباه هستم.
شازده کوچولو به او تکلیف کرد که بیا با من بازی کن . من آنقدر غصه به دل دارم که نگو...
روباه گفت : من نمی توانم با تو بازی کنم. مرا اهلی نکرده اند.
شازده کوچولو آهی کشید و گفت : ببخش! اما پس از کمی تامل باز گفت : اهلی کردن یعنی چه؟
روباه گفت : تو اهل اینجا نیستی پی چه می گردی؟
شازده کوچولو گفت : من پی آدمها می گردم. اهلی کردن یعنی چه؟
روباه گفت : تو اهل اینجا نیستی پی چه می گردی؟
شازده کوچولو گفت : من پی آدمها می گردم. اهلی کردن یعنی چه؟
روباه گفت :آدمها تفنگ دارند و شکار می کنند. این کارشان آزارنده است. مرغ هم پرورش می دهند و تنها فایده اشان همین است. تو پی مرغ می گردی؟
شازده کوچولو گفت: نه من پی دوست می گردم. نگفتی اهلی کردن یعنی چه؟
روباه گفت : اهلی کردن چیز بسیار فراموش شده ای است. یعنی ایجاد علاقه کردن...
-ایجاد علاقه کردن؟
روباه گفت : البته. تو برای من هنوز پسر بچه ای بیش نیستی مثل صدها هزار پسر بچه دیگر و من نیازی به تو ندارم تو هم نیازی به من نداری. من نیز برای تو روباهی هستم شبیه به صدها هزار روباه دیگر.ولی تو اگر مرا اهلی کنی هر دو به هم نیازمند خواهیم شد. تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت و من برای تو در دنیا یگانه خواهم بود....
شازده کوچولو گفت: کم کم دارم می فهمم...گلی هست... و من گمان می کنم آن گل مرا اهلی کرده است...
روباه گفت : ممکن است. در کره زمین همه جور چیز می شود دید...
شازد
شازده کوچولو آهی کشید و گفت: آنکه من می گویم در زمین نیست.
روباه به ظاهر بسیار کنجکاو شد و گفت: در سیاره دیگری است ؟ -بله
در آن سیاره شکارچی هم هست؟ -نه
چه خوب... مرغ چطور؟ -نه
روباه آهی کشید و گفت: حیف که هیچ چیز بی عیب نیست. لیکن روباه به فکر قبلی خود بازگشت و گفت:
زندگی من یکنواخت است. من مرغها را شکار می کنم و آدمها مرا.تمام مرغها به هم شبیهند و تمام آدمها یکسان. ولی تو اگر مرا اهلی کنی زندگی من همچون خورشید روشن خواهد شد.من با صدای پایی آشنا خواهم شدکه با صدای پاهای دیگر فرق خواهد داشت. صدای پاهای دیگر مرا به سوراخ فرو خواهد برد ولی صدای پای تو همچون نغمه موسیقی مرا از لانه بیرون خواهد کشید.بعلاوه خوب نگاه کن.آن گندم زارها را در آن پایین می بینی ؟من نان نمی خورم و گندم در نظرم چیز بیفایده ایست
گندم زارها مرا به یاد هیچ چیز نمی اندازند.اما تو موهای طلایی داری و چقدر خوب خواهد شد آنوقت که مرا اهلی کرده باشی .چون گندم که به رنگ طلاست مرا به یاد تو خواهد انداخت آنوقت من صدای وزیدن باد را در گندم زار دوست خواهم داشت...
روباه ساکت شد و مدت زیادی به شازده کوچولو نگاه کرد آخر گفت: بیزحمت مرا اهلی کن.!
شازده کوچولو در جواب گفت: خیلی دلم می خواهد ولی زیاد وقت ندارم.من باید دوستانی پیدا کنم و خیلی چیزها هست که باید بشناسم.
روباه گفت: هیچ چیزی را تا اهلی نکنند نمی توان شناخت.آدمها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند.آنها چیزهای ساخته و پرداخته از دکانها می خرند اما چون کاسبی نیست که دوست بفروشد آدمها بی دوست مانده اند.تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن.
شازده کوچولو پرسید برای این کار چه باید کرد؟
روباه در جواب گفت: باید کمی صبور بود.تو اول کمی دور از من به این شکل لای علفها می نشینی.من از گوشه چشم به تو نگاه خواهم کردو تو هیچ حرف نخواهی زد.زبان سرچشمه سو تفاهم است.ولی تو هر روز می توانی قدری جلو تر بنشینی.
فردا شازده کوچولو باز آمد. روباه گفت: بهتر بود به وقت دیروز می آمدی.تو اگر مثلا هر روز ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه به بعد کم کم خوشحال خواهم شد و هرچه بیشتر وقت بگذرد احساس خوشحالی من بیشتر خواهد شد. سر ساعت چهار نگران و هیجان زده خواهم شد
روباه در جواب گفت: باید کمی صبور بود.تو اول کمی دور از من به این شکل لای علفها می نشینی.من از گوشه چشم به تو نگاه خواهم کردو تو هیچ حرف نخواهی زد.زبان سرچشمه سو تفاهم است.ولی تو هر روز می توانی قدری جلو تر بنشینی.
فردا شازده کوچولو باز آمد. روباه گفت: بهتر بود به وقت دیروز می آمدی.تو اگر مثلا هر روز ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه به بعد کم کم خوشحال خواهم شد و هرچه بیشتر وقت بگذرد احساس خوشحالی من بیشتر خواهد شد. سر ساعت چهار نگران و هیجان زده خواهم شد و آنوقت به ارزش خوشبختی پی خواهم برد.
ولی اگر در وقت نا معلومی بیایی دل مشتاق من نمی داند که کی خود را برای استقبال تو بیاراید... آخر در هر چیز باید آیینی باشد.
بدین گونه شازده کوچولو روباه را اهلی کرد و همین که ساعت وداع نزدیک شد روباه گفت: آه .....من خواهم گریست.
شازده کوچولو گفت: گناه از خود توست. تو خودت خواستی که من تو را اهلی کنم...
روباه گفت : درست است.
شازده کوچولو گفت: در این صورت باز گریه خواهی کرد؟
روباه گفت : البته.
شازده کوچولو گفت: ولی گریه هیچ سودی به حال تو نخواهد داشت.
روباه گفت :به سبب رنگ گندم زار گریه به حال من سودمند خواهد بود. و کمی بعد به گفته افزود:یک بار دیگر برو و گلهای سرخ را تماشا کن آنوقت خواهی فهمید که گل تو در دنیا یگانه است.بعد برگرد و با من وداع کن و من به رسم هدیه رازی بر تو فاش خواهم کرد.شازده کوچولو رفت و باز به گلهای سرخ نگاه کرد به آنها گفت :
شما هیچ به گل من نمی مانید. شما هنوز چیزی نشده اید .کسی شما را اهلی نکرده است و شما نیز کسی را اهلی نکرده اید.شما مثل روزهای اول روباه من هستید. او آنوقت روباهی بود مثل صدها هزار روباه دیگر.اما من او را با خود دوست کردم و او حالا در دنیا بی همتا است.
و گلهای سرخ رنجیدند
شازده کوچولو باز گفت:شما زیبایید ولی درونتان خالی است.به خاطر شما نمی توان مرد.البته گل سرخ من در نظر یک رهگذر عادی به شما می ماند ولی او به تنهایی از همه شما سر است.چون من فقط به او آب داده ام فقط او را در زیر حباب بلورین گذاشته ام فقط او را پشت تجیر پناه داده ام فقط کرمهای او را کشته ام چون فقط به شکوه و شکایت او به خودستایی او و گاه نیز به سکوت او گوش داده ام.زیرا او گل سرخ من است....آنگاه پیش روباه بازگشت و گفت: خدا حافظ.
روباه گفت: خداحافظ و اینک راز من که بسیار ساده است:بدان که جز با چشم دل نمی توان خوب دید. آنچه اصل است از دیده پنهان است.
شازده کوچولو برای اینکه به خاطر بسپارد تکرار کرد: آنچه اصل است از دیده پنهان است.
-آنچه به گل تو چندان ارزش داده عمری است که تو به پای او صرف کرده ای.
شازده کوچولو برای اینکه به خاطر بسپارد تکرار کرد: عمری است که من به پای او صرف کرده ام.
روباه گفت : آدمها این حقیقت را فراموش کرده اند ولی تو نباید فراموش کنی. تو هرچه را اهلی کنی همیشه مسول آن خواهی بود. تو مسول گل خود هستی...
شازده کوچولو برای اینکه به خاطر بسپارد تکرار کرد: من مسئول گل خود هستم...

Anonymous 28. April 2009, 03:41

Anonymous writes:

!حکایت غریبی است : فراموش شدگان ، فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند

How to use Quote function:

  1. Select some text
  2. Click on the Quote link

Write a comment

Comment
(BBcode and HTML is turned off for anonymous user comments.)

If you can't read the words, press the small reload icon.


Smilies

December 2009
M T W T F S S
November 2009January 2010
1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31