Skip navigation.

Posts tagged with "رمان"

سهم سگان شکاری

,

چه کسی او را برهنه کرده بود؟ سوالی که رنه از خود می پرسید ،از خود پس از آنکه به جایگاهی که برای خویش به کمک دیگران ساخته بود پی برده بود و مستعصل در آینه به خود می نگرید ...
براستی زولا لحظه استیصال و درماندگی رنه را بسیار زیبا توصیف کرده است،لحظه ای که چشمانش به واقعیت باز شد و فهمید با خود چه کرده است...
بخش های پایانی کتاب آنقدر زیبا بود که باعث شد خستگی و کندی ابتدای داستان را فراموش کنم و احساس اتلاف وقتی که بهم دست داده بود از میان برود.

سهم سگان شکاری نوشته امیل زولا ترجمه دکتر محمد تقی غیاثی داستان زندگی طبقه اشراف فرانسه است و بیشتر توجه بر روی زندگی دختری از این طبقه به نام رنه است . جالب است که در این داستان تمام شخصیت ها منفی هستند و تنها چند شخصیت بسیار دور از ماجرا نقش افرادی به ظاهر مثبت دارند.

با اینکه خواندن این کتاب به علت عدم لذتی که به من می داد بسیار برایم طولانی شده بود اما در آخر باعث نشد که از انتخاب خویش پشیمان بشوم .بخش های اعظمی از کتاب به توصیف مناظر و خانه ها ... می پردازد(البته داستان این موضوع را طلب می کرد و زولا بسیار در اینکار قوی عمل کرده است )اما داستان در کل نکات ظریف و زیبایی همراه دارد و خواندنش بی فایده نیست.

حاجی بابای اصفهانی

,

این روزها به خواندن کتاب فوق العاده زیبای "سرگذشت حاجی بابای اصفهانی" ترجمه ی محشر " میرزا حبیب اصفهانی" (ویرایش "جعفر مدرس صادقی )مشغولم.این کتاب به قدری جذاب است که نمی شود ازآن دست کشید،با اینکه به ظاهر زندگینامه است و تا حدی خسته کننده تصور می شود اما آنقدر نکات ظریف و جالب دارد که حتی ذره ای احساس خستگی نمی کنی،به قدری زیبا واقعیت های شخصیت های ایرانی را به تصویر کشیده که متحیر می مانی چطور اجازه انتشار گرفته است!

در جایی از این کتاب میرزا احمق (حکیم شاه) برای آشنایی حاجی بابا با رفتار و کردار فرنگیان اینگونه سخن می گوید:
"قاعده کلیه در این باب این است که رفتار و کردار فرنگیان،با رفتار و کردار ما مخالف است.من بعضی را می گویم ،تو پاره ای را برآن قیاس کن:فرنگانبجای اینکه موی سر را بتراشند و ریش را بگذارند, موی سر را می گذارند و ریش را می تراشند،این است که چانه مو ندارد و سرشان چنان از مو انبوه است که گویا نذر کرده اند دست به او نزنند،فرنگان بر روی چوبمی نشینند و ما روی زمین می نشینیم ،فرنگان  با کارد چنگال غذا می خورند و ما با دست و پنجه می خوریم ,آنهاهمیشه متحرکند و ما همیشه ساکنیم , آنان لباس تنگ می پوشند ما لباس فراخ می پوشیم، آنان از چپ به راست می نویسند و ما از راست به چپ می نویسیم،آنان نماز نمی کنند و ما روزی پنج وقت نمازمی گزاریم ,درما اختیار با مردان است در ایشان اختیار با زنان, زنان ما به راست سوار اسب می شوند،زنان آنها یک وری،ما نشسته قضای حاجت می کنیم ،ایشان ایستاده می کنند،ایشان شراب را حلال می دانند و کم می خورند و ما حرام می دانیم و بسیار می خوریم, اما آنچه مسلم است و جای انکار نیست این است که فرنگی ها نجس ترین و کثیف ترین اهل روی زمین اندچرا که همه چیز را حلال میدانند و همه جور حیوانی می خورند،بی آن که دلشان برهم خورد مرده رابا دست تشریح می کنند بی آن که بعد از آن غسل میت بجای آرند . نه غسل جنابت سرشان می شود و نه تیمم بدل از غسل"

در این کتاب واقعیت هایی به صراحت بیان شده  که هنوز که هنوز است ازهمان حقه ها و ترفندها برای حکومت بر ما بهره می برندو ما همچنان با همان باورها و اعتقادات زندگی می کنیم(شاید با اندکی تغییرات جزیی)....هرچه باشد ما فرزندان همان پدرانیم....
خواندن این کتاب را بهتون توصیه می کنم مطمئنا پشیمان نخواهید شد...