ناهید رکسان و هزارة سوم

Subscribe to RSS feed

Sticky post

پرتال ناهید رکسان

مردم و مسئولیت!






به مناسبت سفر وزیر امور خارجة روسیه به دمشق، وبلاگ امروز را به «مسئولیت‌پذیری» و «مسئولیت‌گریزی» اختصاص می‌دهیم. همچنانکه پیشتر هم گفتیم، پس از کودتای بلشویک‌ها، مسکو خود را در انزوا قرار داد و این روند تا کودتای ناکام گرباچف که به فروپاشی اتحاد شوروی انجامید دوام داشت. حدود دو دهه پس از فروپاشی استالینیسم، مسکو سرانجام از سنگر سکوت خارج شد و در برابر امواج خروشان «افکار عمومی»،‌ مواضعی منطقی اتخاذ کرد. مواضع مسکو به مذاق محافل فاشیسم بین‌الملل خوش نیامد، ولی توانست چین را به دنباله‌روی از مسکو وادارد و ... و نهایت امر «تاواریش» پریماکوف را از سنگر «جنگ مذاهب‌» به بیرون راند، بگذریم! واکنش اسرائیل به مواضع نوین مسکو همان بود که انتظار می‌رفت، ‌ یعنی تشدید جنگ زرگری بنیامین نتانیاهو با ملایان جمکران، آنهم به بهانة عملیات تروریستی علیه سفارت اسرائیل در هند و گرجستان!

جنگ زرگری اسرائیل با حکومت جمکران، پارس کردن این حکومت به جمهوری آذربایجان، نفس‌کش‌طلبی اتحادیة اروپا و یانکی‌ها بر علیه ملایان و ... و همچنین دم‌جنبانی‌اسمعیل‌هنیه بر علیه «مذاکرات صلح»، همزمان با یاوه‌سرائی‌های «راشد الغنوشی» در راستای سیاستی «مسئولیت‌گریز» به راه افتاده. این سیاستی است که می‌خواهد «بلندی‌های جولان» همچنان تحت اشغال ارتش اسرائیل باقی بماند. و افشاگری‌های مضحک «هاآرتز» از همین سیاست تغذیه می‌کند! در واقع، هدف از انتشار مکالمات «فرضی» بشار اسد با ملایان جمکران، پیوند زدن دولت لائیک سوریه به حکومت اسلامی است. اینهمه در شرایطی که دولت سوریه، برخلاف حکومت بی‌مسئولیت ملایان جمکران، موجودیت اسرائیل را به عنوان «عضو رسمی سازمان ملل» به رسمیت ‌شناخته، و به همین دلیل نیز برای پایان دادن به اشغال «جولان» رسماً خواهان «مذاکره» با دولت اسرائیل شده بود!

مشکل اصلی طویلة مقدس مک‌کارتی همین «مسئولیت‌پذیری‌» منطقه‌ای از جانب دولت سوریه و گردن نهادن این دولت به مقررات بین‌المللی است. گرفتاری از این است که سوریه برای پایان دادن به اشغال «بلندی‌های جولان» خواهان مذاکره با دولت اسرائیل شده! بله، اگر دولت بشار اسد، همچون حکومت مرده‌شویان و دارودستة ‌اسمعیل هنیه شعار ابله‌فریب «مرگ بر اسرائیل»‌ سر داده بود، هرگز با «اعتراضات مردمی» و مسلحانه روبرو نمی‌شد. در واقع جنجال لوطی‌وعنترهای سیرک عموسام پیرامون «مردم فلسطین» و «مردم سوریه» در راستای «سیاست انسداد» و با هدف پایمال کردن حقوق قانونی فلسطینی‌ها و سوری‌ها به راه افتاده. ابعاد اقتصادی مسئولیت‌گریزی فاشیست‌ها را به صراحت می‌توان در یونان مشاهده کرد.

آنچه در یونان می‌گذرد، در واقع بازتولید روند توحشی است که هیتلر آن را با توسل به جنگ اعمال می‌کرد. هدف ناگفتة ‌هیتلر چه بود؟ تأمین برتری محافل سرمایه‌داری در لندن و واشنگتن. و دولت آنجلا مرکل هم کارگزار همین سیاست است، با این تفاوت که هیتلر با شعار ابلهانة‌ «برتری نژادی» پای به میدان گذاشت و اردوگاه‌های «کار اجباری» را به حساب‌اش نوشتند، ولی دولت آنجلا مرکل هیچ مسئولیتی در این زمینه ندارد، چرا؟ چون برای «کار اجباری» اردوگاه‌ درست نکرده! اردوگاه‌های هیتلر هزارة‌ سوم فاقد سیم خاردار و مأموران «وافن اس‌. اس» است. ولی گذشته از کشورهای آفریقا و آسیا، این سیاست در سراسر اروپا «بیگاری» را به ارزش گذاشته!

به همین دلیل است که علیرغم مخالفت سندیکا‌ها و اعتراض گستردة‌ مردم یونان، طرح توحش آلمان برای به «بیگاری» گرفتن یونانیان به تصویب دولت گلدمن ساکس و نمایندگان منتخب «پارلمان» یونان می‌رسد! 6 وزیر کابینة‌ «پاپادموس» را ترک کردند، یک سوم نمایندگان پارلمان هم طرح آلمان را نپذیرفتند، ولی هیچ اهمیتی ندارد؛‌ طرح آلمان به «تصویب» یونان رسید! و مسلم بدانیم کودتای مالی فاشیست‌‌ها در این مرحله متوقف نخواهد شد. این روند توحش با شعار بحران مالی دوباره به ایتالیا و اسپانیا و ... و خصوصاً فرانسه بازمی‌گردد و هر بار دامنة سرکوب اقتصادی‌اش را گسترش خواهد داد. ‌ بی‌د‌لیل نیست که در سوریه آشوب به راه افتاده و لوطی‌وعنترهای سیرک عموسام در میانة میدان این آشوب به جست و خیز مشغول شده‌اند.

اتحادیة اروپا و ‌واتیکان، دست در دست آنگلوساکسون‌های دو سوی آتلانتیک می‌‌خواهند با جنجال و هیاهو «افکار عمومی» را پیرامون یک «اجماع» ضداسرائیلی بسیج کنند، تا به این ترتیب «مذاکرات صلح» خاورمیانه در بن‌بست قرار گیرد و اسرائیل بتواند به اشغال «بلندی‌های جولان» ادامه دهد. اینان چنین می‌پندارند که با هوچی‌گری می‌توانند فضای سیاسی را دوقطبی کرده، و از این مفر «شرایط موجود» را در راستای منافع اسرائیل تداوم بخشند. این است دلیل افشاگری هاآرتز، دم‌جنبانی اتحادیة‌ عرب و ... و همین است دلیل شیرین زبانی‌های احمدی‌نژاد و مخالف‌نمائی‌های مزورانة «پیک نت!»

سایت «پیک نت» می‌کوشد با پرتاب احمدی‌نژاد به جایگاه جنگ‌افروزی و طرفداری از انزوای اسرائیل، میرحسین جلاد و اوباش سبز را خارج از این «سنگر» قرار دهد. حال آنکه برخلاف توهم و یا تقیة‌ اهالی پیک نت، جناح احمدی‌نژاد و محفل میرحسین موسوی هر دو در مسیر مقدس و حماقت‌گستر «نابودی اسرائیل» گام برمی‌دارند؛ مسیری که در تداوم سیاست اسرائیل‌نوازی پهلوی دوم،‌ زمینه‌ساز استقرار حکومت اسلامی و سیاست اسرائیل‌ستیزی در کشورمان شده. وبلاگ امروز را به بررسی محورهای به ظاهر متفاوتی اختصاص می‌دهیم که هدف‌شان تداوم «سیاست انسداد» در منطقه است. سیاستی که از طریق ایجاد انزوای کاذب برای اسرائیل می‌کوشد این کشور را در جایگاه برتر قرار دهد.

برای حفظ برتری اسرائیل در منطقه بود که محفل برژینسکی «سیاست انسداد» را در دستور کار قرار داد. این سیاست که بر محور شعار «نبرد با اسرائیل»‌ متمرکز شده صلح و مذاکرات صلح را نفی می‌کند. استقرار حکومت اسلامی در کشورمان نخستین گام در مسیر «سیاست انسداد» بود. تجزیة لبنان، جنگ افغانستان، جنگ «ایران ـ عراق»، اشغال عراق و ... و بهار خونبار عرب در راستای همین سیاست استعماری شکل گرفت. به همین دلیل است که در تونس، عربدة راشد الغنوشی بر علیه اسرائیل به آسمان برخاسته! و کیهان جمکران نیز از نفس‌کش‌طلبی «غنوشی» استقبال به عمل می‌آورد.

آنچه در این محشرخر جلب ‌توجه می‌کند رفتار متناقض فاشیست‌هاست. به عنوان نمونه، دولت تونس، ‌ همچون دیگر حکومت های بهارزده با سوریه قطع رابطه کرده. ولی همین دولت دکان «دوستان سوریه» افتتاح می‌کند و در همین گیرودار است که «راشد الغنوشی» شعار نبرد با اسرائیل سر می‌دهد و در کنار ملایان جمکران می‌نشیند! یا در شرایطی که حکومت «مردمفروش» جمکران در رسانه‌ها طرفدار بشار اسد معرفی می‌شود، دولت‌های دست‌نشاندة‌ عرب و تشکل‌های تروریست نظیر«القاعده»، در هم‌سوئی با یانکی‌ها و اروپای غربی در کنار «مردم» سوریه لنگر می‌اندازند! این شرایط «قمر در عقرب» باعث شده تا چین نیز از واتیکان فاصله گرفته و تاواریش‌های سابق روسیه هم تغییر موضع دهند.

دولت چین خیلی دست به عصا به انتقاد از طرح ابلهانة اتحادیة‌ عرب پرداخت، واتیکان هم با حفظ سنگر تزویر و توحش، فقط از خشونت دولت سوریه انتقاد به عمل ‌آورد! ولی از همه مهم‌تر «تاواریش» پریماکوف هستند! ایشان سرانجام دریافتند که برخلاف ادعای غرب،‌ مخالفان بشار اسد طرفدار دمکراسی نیستند!

بله، ما هم می‌دانستیم که غرب با استقرار دمکراسی در کشورهای منطقه مخالف است و کودتای 22 بهمن 1357 در ایران نیز این واقعیت را در عمل به اثبات رساند. ولی آنچه اهمیت دارد این است که تاواریش‌های شوروی سابق بالاجبار این «واقعیت» را بازگو می‌کنند. به گزارش سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 13 فوریه 2012، یوگنی پریماکف می‌گوید، کناره‌گیری بشار اسد از قدرت به استقرار دمکراسی در سوریه منجر نمی‌شود. سخنان منطقی پریماکوف در شرایطی ایراد می‌شود که پیرامون تغییرات سیاسی در سوریه، اسرائیل، گاوچران‌ها، حکومت جمکران و مخالف‌نمایان این حکومت «لات بازی» و عربده‌جوئی را به اوج رساند‌ه‌اند.

نخست وزیر اسرائیل انفجار بمب در برابر سفارتخانة‌ کشورش در هند را به حساب ملایان مفلوک جمکران گذارده! همان ملایانی که در برابر دریافت ابزار سرکوب نظامی و تسهیلات سانسور اینترنت،‌ نفت رایگان به اسرائیل می‌دهند! بله،‌ همین ملایان در برابر سفارت اسرائیل بمب هم منفجر می‌کنند تا بنیامین نتانیاهو بتواند در سنگر حسین مظلوم بنشیند. از سوی دیگر، ناوگان پنجم یانکی‌ها هم برنامة مهوع «نجات ماهیگیران ایرانی» را تعطیل کرده و «هل‌من‌مبارز» می‌طلبد! از همه مهم‌تر، سایت رادیو فردا، مورخ 13 فوریه سالجاری با انتشار سخنان خامنه‌ای خطاب به اسمعیل هنیه، در واقع به دولت فلسطین تفهیم می‌کند که هرگونه «مذاکره با اسرائیل» با منافع یانکی‌ها در تضاد قرار خواهد گرفت. بله، «مذاکره»، به طور کلی منافع استعمار را تهدید می‌کند، به ویژه اگر این مذاکره با اسرائیل صورت گیرد. چرا که بدون مذاکره، ‌ امکان دستیابی به راه حل وجود ندارد! اسرائیل می‌باید به مرزهای قانونی‌‌اش بازگردد و دست از ایجاد تنش در منطقه بردارد. پس «مذاکره با اسرائیل» هم دکان اسلام پروری لندن و واشنگتن را کساد خواهد کرد،‌ هم «مسئولیت پذیری» اسرائیل را الزامی می‌نماید.

حال که به «مسئولیت‌پذیری» رسیدیم، یک پرانتز باز می‌کنیم تا در مورد ارتباط «مسئولیت» با دمکراسی و منطق انسان‌محور توضیحاتی بیاوریم. هر کس در برابر عملی که انجام می‌دهد مسئولیت دارد؛ به همین سادگی! به عبارت دیگر، در یک حکومت انسان‌محور، برخلاف جنگل و «نظم طبیعی» و حکومت دینی که درآن نه «مسئولیتی» هست و نه حقوق انسانی، هم مسئولیت وجود دارد و هم حقوق‌انسانی. چرا که فقط در زمان و مکان مشخص است که انسان پاسخگوی عمل خود خواهد بود، و حکومت دین،‌ بنابرتعریف با پویائی انسان در زمان و مکان در تضاد قرار می‌گیرد. در نظام توحش دینی همچنانکه در عربستان، کویت، قطر و جمکران می‌بینیم هیچکس «مسئول» و «پاسخگو» نیست. به همچنین است در به اصطلاح اوپوزیسیون حکومت اسلامی، چرا؟ چون مخالف‌نمایان حکومت جمکران، از فیلسوف‌نماها گرفته تا چپ‌نمایان، در زمینة انسان‌ستیزی گوی سبقت از یکدیگر می‌ربایند.

در این مقطع برای اجتناب از اطالة کلام رامین جهانبگلو و شاهزاده رضا پهلوی را به عنوان نمونه‌های بارز انسان‌ستیزی و مسئولیت‌گریزی مطرح می‌کنیم. نقش شاهزاده و وظیفة ‌جهانبگلو هیچ نیست جز فروش «توحش» و «حماقت.» آخرین شاهکار جهانبگلو، معرفی یک فراماسون سرکوبگر و سانسورچی به عنوان «لیبرال» و «روشنفکر» است. در سایت رادیوفردا، مورخ 24 بهمن‌ماه سالجاری،‌ رامین جهانبگلو «فروغی» را به عنوان لیبرال و متفکر و غیره به «فروش» گذاشته! پیش از ایشان نیز، حضرت رضا پهلوی در کنار «مردم» چمباتمه زده، «حقوق‌بشر» را به موضوع سخنوری‌های‌شان تبدیل کرده بودند. حال آنکه کوفتن بر طبل «مردم»، و به طور کلی جمع‌گرائی نقض صریح حقوق بشر است. رضا پهلوی در هر مصاحبه می‌گوید و باز می‌گوید که، هر آنچه مردم بخواهند انجام می‌دهد! حال می‌پرسیم، خواست رضا پهلوی، به عنوان یک ایرانی چیست؟ آیا ایشان به عنوان وارث تاج و تخت پهلوی، و البته خارج از شعار «حقوق بشر» و «خواست مردم» برنامه‌ای هم برای کشور دارند یا حکایت همان حکایت «اسلام» آقای خمینی است که در هیچ مملکتی مثال‌اش یافت نمی‌شد؟ به عبارت دیگر مطالبات انسانی رضا پهلوی و اهداف سیاسی وی چیست؟

نیازی به توضیح نیست، تل موهوم «مردم» برای ملت ایران تاکنون چندین کودتا به ارمغان آورده، و جالب اینکه همة این سرکوب‌ها تحت عنوان «انقلاب» و «قیام» به ثبت رسیده. از آنجمله است قیام «شاه و مردم» در تاریخ 28 مردادماه 1332، «انقلاب سفید» در تاریخ 6 بهمن 1341، ‌ انقلاب اسلامی در تاریخ 22 بهمن 1357 و ... و سر انجام «جنبش سبز!» جنبشی که رضا پهلوی را یک‌بار دیگر در کنار «مردم» نشاند.

ایشان که پیش از راه افتادن کاروان خردجال، شرکت در انتخابات را تحریم کرده بودند، به محض جنجال‌آفرینی میرحسین موسوی به دفاع از نخست‌وزیر علی خامنه‌ای کمر بستند، چرا؟ چون «مردم» به طرفداری از موسوی به خیابان آمده بودند. عجیب اینکه «مردم» طرفدار موسوی شعار مرگ بر جمهوری اسلامی می‌دادند؛ شعار «الله اکبر» و «یا حسین میرحسین» هم کم نبود! خلاصه، سخنگویان و آتش‌بیاران همین «مردم»،‌ در کمال وقاحت و حماقت می‌خواستند و همچنان می‌خواهند اصل انسان‌ستیز «ولایت فقیه» و نهایت امر «قانون اساسی» حکومت آخوند را بار دیگر به رفراندوم بگذارند! باشد که جهت تداوم حکومت شیخ،‌ باز هم از کاسة «رفراندوم» توجیهی بیرون بکشند. باید اذعان کنیم که چنین وقاحتی را فقط و فقط می‌توان نزد شیخ که همواره در کنار تل موهوم «مردم» نشسته، رویت کرد.

دلیل هم اینکه خواست این تل موهوم هرگز ارتباطی با دمکراسی نداشته،‌ ندارد و نخواهد داشت. هر کس با مشاهدة‌ جمع عربده‌جویان خیابانی آب از دهان «انقلابی‌اش» سرازیر می‌شود، بهتر است بداند که حکومت اوباش در خیابان «دمکراسی» نیست. از سوی دیگر، اگر قرار است خواست «مردم» حاکم باشد، دیگر چه دلیلی دارد که سلطنت مشروطه به ایران بیاید؟ آخوند جماعت 33 سال است که حکومت «مردم» و خواست «مردم» را به راه انداخته، دعوا و مرافعه برسر چیست؟ جایگزینی عبا و عمامة «شاه» با فکل کراوات و عطر و ادوکلن؟

با توجه به علاقة وافر شاهزاده به «مردم» به نظر می‌رسد که رضا پهلوی بجای «حکومت شیخ»، خواهان استقرار «حکومت شاه» باشند. ولی این نوع «حکومت» هیچ ارتباطی با دمکراسی نمی‌تواند داشته باشد. چرا که دمکراسی به عنوان عرصة مسئولیت و پاسخگوئی انسان‌ها، هرگز نمی‌تواند مسئولیت‌های کشوری، اقتصادی، مالی و خصوصاً آزادی‌های انسانی را منوط به ارادة‌ تل گنگ و مبهم و بی‌هویتی به نام «مردم» کند. خلاصه بگوئیم، «مردم»، در مفهوم فاشیستی کلمه جایگاهی در دمکراسی ندارد! در دمکراسی صراحت انسان حاکم است،‌ و مسئولیت و پاسخگوئی.


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا




فیلترشکن‌های جدید14فوریه2012

speedsurfing.info
hax0r.be
beathidefilter.info
virilityexondecomprar.com
turbo-proxy.info
sneakyking.com
coveryourtracksonline.info
ipaddy.com
venusproxy.com
unblocked4.info
coffecups.net
httpdserver.info
beatschoolweb.info
unblocked7.info
us1.hidetraffic.com
ipcamouflage.com
proxyunblocker.us
all-unlock.info
goproxing.info
offshoretunnels.info
webmediamarket.in
https://ninjaproxy.cc
goonproxy.info
xperienc.com
unblocked8.info
movietvspot.com
vimaxtest.com
proxy2012usa.com
https://proxydefend.com
taxthat.info
https://proxygreat.com
unblocked0.info
idleracademy.com
proxy2012fb.info
net-proxy.info
unlocked-net.info
sneakytitan.com
freeproxy2012unblock.info
buyproactolireland.com
unblocked6.info
unblocked1.info
ylink.info
browsefacebookatschool.info
t5news.com
unblocked10.info
roofinghammer.info
guesspurses.net
shielded.us
trialproxy.com
avionesparticulars.com

نقطه صفر!






دخالت مستقیم روسیه جهت ممانعت از براندازی در کشور سوریه، از یک‌سو حکومت جمکران را به «نقطة صفر» یعنی «راه امام» بازگرداند، و از سوی دیگر مهار احساسات پرشور اسلام‌گرایان ترکیه را الزامی نمود و ... و همچنین پس از کودتا در مالدیو، اتحادیة‌ اروپا کودتاچیان را به رعایت حقوق‌بشر فراخواند! اینهم یکی دیگر از «معجزات» وتوی قطعنامه علیه سوریه که ایجاب می‌کند «کودتاچی» در جایگاه مدافع حقوق بشر قرار گیرد. و اما معجزة‌ دیگر انفجار بمب در شهر «حمص» است؛ آنهم پس از عقب‌نشینی اتحادیة عرب از مواضع گاوچران‌ها.

در آستانة ‌33امین سالگردکودتای ننگین ارتش ناتو در کشورمان، حکومت جمکران «یک دست شد» و همة‌ مقامات «قلعة حیوانات» دست در دست میرحسین جلاد در «راه امام» قرار گرفتند. از سوی دیگر، فوگ راسموسن، دبیرکل ناتو برای جمع کردن دست و پای رجب اردوغان وارد ترکیه شد. روضه و زوزة شبکة تلویزیونی‌ «یورونیوز» برای «مردم سوریه» ریشه در همین مصائب دارد! در اینکشور، ارتش آدمخوار ناتو، از یک‌سو شورشیان مسلح را مورد پشتیبانی قرار می‌دهد، و از سوی دیگر زمینة سرکوب غیرنظامیان را فراهم می‌آورد! نهایت امر همین سازمان برای «مردم سوریه» مراسم روضه و زوزه هم به راه می‌اندازد، ‌چرا؟ چون نمی‌تواند محور استعماری «تفلیس ـ تهران ـ قطر ـ تل‌آویو» را بازسازی کند.

وتوی قطعنامة یانکی‌ها بر علیه سوریه این محور استعماری را در هم شکست و به ویژه سنگر مهرورزی را فروپاشاند. اینگونه بود که غرب، حکومت اسلامی،‌ و مخالف‌نمایان‌اش همگی دست‌دردست یکدیگر به سنگرهای مأنوس قدیمی بازگشتند و ... و خلاصه بساط شایعه پراکنی، با هدف بازار گرمی برای میرحسین جلاد از سرگرفته شد! اوباش حزب‌الله به آرامگاه اعلیحضرت پناه بردند؛ داس‌الله هم که طی دوران پیامبری سردار اکبر سازندگی خفقان گرفته بود، ناگهان نگران «بازتولید» سلطنت شد؛ و در همین گیرودار لاریجانی کشف کرد که حکومت اسلامی «بزرگ‌ترین دمکراسی منطقه است!» همزمان با این کشفیات، «احمی» هم دریافت که «دمکراسی تحقیر مردم است!»

بله از مهرورزی یاد بگیریم؛ لات‌بازی، چادرسیا، سنگسار و قصاص و به طور کلی حاکمیت توحش و «قانون زور» تحقیر انسان نیست؛ دمکراسی، یعنی اقتدار «نظم انسان‌محور» موجب «تحقیر» می‌شود! دلیل هم اینکه «احمی» ترسیده. مهرورزی می‌پنداشت با تکیه بر یک کودتاچی ونزوئلائی و شیخک قطر از همة طوفان‌‌ها به دور است، ولی بساط سوریه کاسه کوزه‌اش را درهم ریخت و زبان‌اش دوباره از وحشت «باز» شد. جالب اینکه، مهرورزی هم عین ملاممد خاتمی، «ضددمکراسی» از کار درآمده، ولی شهامت ندارد بگوید که «مخالفت با دمکراسی» شرط لازم و کافی برای استخدام در طویلة مقدس مک‌کارتی است. «احمی» جرأت ندارد بگوید، استقرار دمکراسی در ایران منافع غرب را مستقیماً تهدید می‌کند.

در بعضی پایتخت‌های اروپا که نیازی به معرفی هم ندارند، دست مأموران دولت سوریه را بازگذاشته‌اند تا به تظاهرات سوری‌ها «حمله» کنند. بله، هیچ دلیلی ندارد که سوری‌ها هم از دمکراسی طرفداری کنند؛ برای تحقق سیاست‌‌های استعماری کافی است، از یک‌سو «مردم سوریه» در غرب با دولت مخالف باشند و به دولت «اعتراض» کنند، و از سوی دیگر، «مردم سوریه» در داخل‌مرزها نیز برای ابراز مخالفت‌ دست به «شورش مسلحانه» بزنند. هر گروهی که خارج از این دو قطب حماقت و توحش عمل کند، به ویژه در غرب سرکوب خواهد شد. و این برنامه آنقدر ادامه می‌یابد تا بشار اسد نیز حکومت را به «مردم» واگذارد! همان سناریوئی که 33 سال پیش با موفقیت تمام در کشور ایران پیاده شد، و پیامد شوم آن گریبان دیگر ملت‌های منطقه را گرفت.

هدف طراحان سناریوی «حکومت مردم» در کشورهای مسلمان‌نشین ایجاد حاشیة امن برای اسرائیل، ‌ از طریق تحکیم پایه‌های انسان‌ستیزی در کشورهای مسلمان‌نشین است. و «مقدسات» دینی، بومی و قومی بهترین اهرم‌های انسان‌ستیزی به شمار می‌روند. این است ریشة اختراع «بهارعرب» و «بیداری اسلامی!» اولی فصل بهار را به «ایستائی» تعلقات قومی پیوند زده، و دومی نیز بیداری انسان‌ها را منوط به «توحش» اسلام می‌کند. خلاصه، بهتر از این نمی‌توان با پویائی انسان‌ها به ستیزه برخاست و نان حاکمیت اسرائیل را در روغن انداخت.

ممانعت از مذاکرات صلح، و ایجاد انزوای کاذب برای اسرائیل سیاستی است که آمریکا، چین، آلمان و فرانسه را با «قطر» در یک سنگر قرار داده. به همین دلیل است که به موازات «گفتگوهای»‌ سازندة‌ فرستادة‌ ویژه یانکی‌ها با طالبان در شیخ نشین قطر، چینی‌ها نیز دست نوازش به سروگوش مقام معظم و «انقلاب اسلامی» می‌کشند، و از «پیشرفت‌های ایران» در دوران رهبری ایشان تمجید به عمل می‌آورند! دولت چین با اسرائیل همکاری‌های گستردة نظامی دارد. ولی خوب «مصلحت» چنین ایجاب می‌کند که این همکاری‌ها از چشم تیزبین مقام معظم و رسانه‌های جمکران پنهان بماند، چرا؟ چون رسانه‌های غرب در ‌مورد روابط نظامی چین و اسرائیل سکوت اختیار کرده‌اند. همین رسانه‌ها هستند که سخت نگران «مردم» سوریه نیز شده‌اند و از سرکوب سوری‌های طرفدار دمکراسی در بلاد غرب هیچ نمی‌گویند.

بین خودمان بماند، «هوا» خیلی خیلی پس است! به دلائلی که برای ما ناشناخته باقی مانده ‌ دولت روسیه از سنگر سنتی تاواریش‌ها خارج شده و با جایگاه «حسین مظلوم» وداع کرده! به همین دلیل بود که وزیر امورخارجة روسیه از رفتن به دمشق سخت دلخور به نظر می‌رسید! بله، گویا قرار نبود سرگئی لاوروف به دمشق مسافرت کند؛ قرار بر این بوده که فجایع لیبی در سوریه هم تکرار شود؛ ولی در آخرین لحظات، و مسلماً به ارادة «قادر متعال» اوضاع «تغییر» کرد. در نتیجة همین تغییر «الهی»، معلوم شد اتحادیة عرب هرگز به مأموریت ناظران خود در سوریه پایان نداده!

به گزارش حنازرچوبه، ‌مورخ 19 بهمن‌ماه سالجاری، «یک مقام مسئول در اتحادیة‌ عرب اعلام داشت، این اتحادیه هیچ دستوری مبنی بر خروج ناظران‌اش از سوریه صادر نکرده.» شگفتا! این مقام مسئول چرا تا به حال «سکوت» اختیار کرده بود؟ ما که نمی‌توانیم برای این پرسش پاسخی منطقی بیابیم! تا آنجا که ما می‌دانیم، در تاریخ 28 ژانویه 2012، ‌ «ناظران عرب» سوریه را ترک کردند و «گزارش» خود را نیز از اوضاع اینکشور تحویل مقامات ذی‌صلاح دادند. همچنین به «ما» تلویحاً گفتند، قطعنامة شورای امنیت بر اساس گزارش کذا تنظیم شده بود، اما اینهم «دروغ» از آب درآمد! پیام‌های کاربران رسانه‌های معروف فرانسه حکایت از آن داشت که «گزارش» ناظران اتحادیة عرب نادیده گرفته شده، و «قطر» در این جریان نقش اساسی داشته!

بله این صحنه‌سازی‌ مهوع را «قطر» به راه انداخته؛ کاخ سفید، آلمان، فرانسه و ... و ترکیه و اسرائیل و گرجستان هم در این توطئه هیچ نقشی نداشته‌اند. یک وقت فکر نکنید مسافرت ساکاشویلی به واشنگتن با هدف «بازسازی» محور فروپاشیدة «تفلیس ـ تهران ـ قطر ـ تل‌آویو» صورت پذیرفته، به هیچ عنوان! ساکاشویلی برای احوالپرسی رفته بود به کاخ سفید. یادآور شویم ملاقات اوباما با رئیس جمهور محبوب،‌ «مردمی» و به ویژه «برگزیدة» مردم گرجستان در مطلبی به قلم «لوکیانوف»، تحت عنوان «آیا روسیه گرجستان را به طور قطعی از دست خواهد داد» در سایت فارسی نووستی، مورخ 13 بهمن‌ماه 1390 مورد بحث و بررسی قرار گرفته. وارد جزئیات این تفسیر نمی‌شویم فقط یادآوری ‌کنیم، در تاریخ 14 بهمن‌ماه سالجاری نشست دو روزة امنیتی مونیخ آغاز شد، و در تاریخ 15 بهمن‌ماه بود که خبر اعتراض وزیر امورخارجة روسیه به پیشنهاد «سوریه در برابر تهاجم نظامی به ایران» در رسانه‌های غرب انتشار یافت. در واقع، اسرائیل و یانکی‌ها می‌خواستند برای داغ کردن تنور به اصطلاح «انتخابات» حکومت جمکران، یک «مینی جنگ» نمایشی به راه بیاندازند تا با یک تیر چند نشان در منطقه بزنند.

سناریوی یانکی‌ها این بود که با پرتاب چند موشک ناقابل به «مراکز هسته‌ای» جمکران ضمن ایجاد جنجال و هیاهو، این عملیات را به حساب اسرائیل بنویسند تا همزمان چند دروغ شاخدار را به افکار عمومی جهان حقنه کنند. اینان می‌خواستند از یک‌سو اسرائیل و آمریکا را «دشمن» حکومت ملایان معرفی کنند، ‌ و از سوی دیگر بساط دست‌ساز هسته‌ای‌شان را برچینند، و نهایت امر با تکیه بر «ارعاب» ملت ایران، یک مشروعیت رسانه‌ای هم برای حکومت ملایان کسب کنند. برای به صحنه آوردن این سناریوی مهوع گاوچران‌ها به تأئید یا بهتر بگوئیم به «سکوت» دولت روسیه نیاز داشتند. و برای این سکوت حاضر بودند حتی سوریه را نیز به تاواریش‌ها واگذار نمایند. اما زمینة این بده بستان فراهم نشد و همانطور که دیدیم وزیر امورخارجة روسیه پس از ابراز مخالفت دولت‌اش با این طرح ناچار شد به سوریه هم مسافرت کند! در واقع پیش از نشست شورای امنیت بود که روسیه قطعنامة کذا را «وتو» کرد، و به این ترتیب برای همیشه سنگر «حسین مظلوم» را رها نمود.

این «سنگری» بود که تاواریش‌ها طی دوران نورانی «اتحاد جماهیر شوروی» در آن پناه گرفته بودند. طی دوران موجودیت اتحاد کذا، حضرات ضمن سرکوب «انقلابی» ملت‌های اتحاد جماهیر شوروی، دست امریکا را برای انجام هرگونه جنایت و وحشی‌گری از جمله در ایران باز گذاشته، سر ملت‌ها را به شعار «نبرد با امپریالیسم» گرم می‌‌کردند. دیدیم که ‌اینان در برابر تمام کودتاهائی که در ایران صورت پذیرفت چگونه در سنگر «سکوت» نشستند؛ مسلماً این سکوت «حکمتی» داشته! و مسلماً اظهار نظر اخیر «تاواریش» پریماکوف در مورد مسائل «فرضی» ناظران «سنی مذهب» اتحادیة عرب با بشار اسد در همین حکمت ریشه دارد! همچنانکه در وبلاگ «روزگار سیا» گفتیم، تاواریش سابق از اختلافات «شیعه ـ سنی» سخن به میان آورده بودند؛ شاید نمی‌دانستند که همسر بشار اسد نیز سنی مذهب است! در عوض اهالی «فیگارو»، نه تنها از دین و مذهب «اسما الاسد» آگاه بودند که از «بی‌حجابی‌اش» هم دل پرخونی داشتند و هیچ نمی‌گفتند!

سایت فیگارو، مورخ 8 فوریه 2012 مطلبی به قلم «ژرژ مالبرونو» در مورد «اسما ال‌اسد» همسر بشار اسد منتشر کرده تا همه بدانند سکوت این «اسما» در واقع «خیانت است به قرآن!» مطلب فیگارو از آن مطالبی است که فقط در چنتة خاله‌شلخته‌های اسلام‌فروش می‌توان یافت. «مسیو» مالبرونو مقالة وزین‌شان را با الصاق برچسب «سازشکار» به پیشانی همسر بشار اسد آغاز کرده و با تهاجم به حریم خصوصی و شایعه‌پراکنی آن را به پایان می‌رسانند، تا به ما بگویند، همسر بشار اسد می‌باید از جایگاه واقعی اجتماعی خود خارج شده و در کنار «سنی مذهب‌ها» قرار گیرد، چرا که سنی مذهب است!

بله، درد حضرات این است که می‌خواهند از توحش اسلام ایدئولوژی سیاسی بسازند و آن را بر ملت‌های کشورهای مسلمان‌نشین تحمیل نمایند؛ ولی این سیاست انسان‌ستیز در کشور سوریه ناکام مانده. در نتیجه، هوچی‌های رسانه‌های غرب همسر بشار اسد را هدف گرفته‌اند، و او را به دلیل عدم حمایت از «آزادیخواهان» محکوم می‌کنند. حال آنکه همسر بشار اسد، از جایگاه انسانی زن، وظیفه دارد در برابر اسلام‌گرایان بایستد، و از جایگاه اجتماعی همسر رئیس جمهور، موظف است شورشیان مسلح را محکوم کند. ولی برای هوچی‌های سیرک عموسام این مواضع منطقی به هیچ عنوان قابل قبول نیست! خواست اینان مرزشکنی در عرصة‌ سیاسی است؛ عملی که انسان را از جایگاه انسانی‌اش خارج کرده، به جایگاه حیوانات وحشی پرتاب می‌کند. و از آنجا که همسر بشار اسد از جایگاه واقعی خود، به عنوان انسان خارج نمی‌شود، در قاموس تبلیغات‌چی‌های استعمار «سازشکار» به شمار می‌آید!

مسیو «مالبرونو» می‌نویسد، «قریب یکسال است که همسر بشار اسد، با سکوت خود از سرکوب ها حمایت می‌کند. در آغاز شورش، نزدیکان‌اش او را آشفته می‌انگاشتند؛ آخر چگونه ممکن است کسی که در بهترین محلات لندن زندگی کرده، دانش‌آموز کوئینز کالج بوده و همکلاسی‌های‌اش او را اما صدا می‌کردند بتواند بر خاک افتادن جوانان آزادیخواه را ببیند و ساکت بماند؟ چگونه این وکیل برجسته می‌تواند از نگریستن به واقعیت خودداری کند؟» بله چگونه ممکن است کسی از این جوانان «آزادیخواه» طرفداری نکند؟ به ویژه که این حضرات همچون انواع لیبیائی‌شان، «آزادی» را برای کشتار و سرکوب مخالفان‌شان می‌خواهند، و به همین دلیل نیز بعضی‌ها اینان را «مسلح» کرده‌اند! هر کس در سنگر توحش اینان ننشیند،‌ مالبرونو او را «مخالف آزادی» معرفی خواهد کرد. حال ببینیم علت برآشفتن ایشان چیست؟ پریشانی ایشان علتی ندارد، جز عدم همراهی همسر بشار اسد با شورشیان مسلح!

گویا همزمان با ورود لاوروف به دمشق، یعنی در تاریخ 7 فوریه سالجاری، دفتر «اسما ال‌اسد» برای روزنامة تایمز لندن پیامی به این مضمون ارسال کرده که، «رئیس جمهور، رئیس جمهور سوریه است نه رئیس جمهور بخشی از مردم سوریه و بانوی اول نیز از او در این جایگاه حمایت می‌کند.» این اظهارات منطقی به مذاق مسیو مالبرونو اصلاً خوش نیامده و ایشان ناچار شده‌اند دست به قلم ببرند و بنویسند، «واه واه؛ خدا بدور! این ‌حرفا آدمو یاد کنگرة حزب بعث میندازه که 40 ساله قدرت رو در دمشق قبضه کرده!» مالبرونو به اینجا که رسیده اختیار از کف داده و تجاوزی هم به حریم خصوصی خانوادة اسد کرده. به گفتة ایشان ازدواج اسما و بشار اسد برخلاف «سنت رایج» در سوریه، ‌ ازدواج عاشقانه بوده و «همه» به این زوج جوان و سنت‌شکن امید داشته‌اند! معلوم نیست «همه» به چه کسانی ارجاع می‌دهد، ولی خوانندگان گرامی بدانند و آگاه باشند که طبقات حاکم در فرانسه، با «ازدواج‌های مصلحتی» بیگانه‌اند! در هر حال، گویا «همه» در جریان سیاست‌های کلان منطقه‌ای نبوده‌اند که چنین امیدهای واهی در سر می‌پروراندند. سیاست سوریه، همچون سیاست دیگر کشورهای منطقه در داخل مرزها تعیین نمی‌شود،‌ و این یک واقعیت است. اما وقتی ادامة مطلب را مطالعه کنیم، متوجه می‌شویم که «همه» از دریچة‌ چشم نویسنده به ‌مسائل می‌نگرند!

چنین‌گفت مالبرونو، از قول «همه!» وقتی در سال 2001،‌ «اسما» برای اولین بار با بشاراسد به پاریس آمد، همه فکر می‌کردن خیلی کلاس داره. بجای اینکه بره بوتیک «هرمس»، رفت به مدرسة عالی علوم سیاسی؛ وقتی ازش خواستن با شبکة‌ اول مصاحبه کنه،‌ قبول نکرد. زندانی نظام بود! مطلب به اینجا که می‌رسد، مالبرونو در عرصة خاله زنکی باز هم پیشرفت می‌کند و بساط رویاروئی «اسما» را با مادر شوهر و خواهر شوهر «پهن» می‌کند. ایشان می‌نویسند، ‌ «اسما می‌بایست با دو زن مقابله می‌کرد، ‌مادرشوهرش، انیسا و ...» و ما هم مطلب وزین فیگارو را همینجا درز می‌گیریم، چرا که هیچ تمایلی نداریم از مسائل خانوادگی دیگران «تغذیه» کنیم. این سفرة پررونق ارزانی شیفتگان تهاجم به حریم خصوصی! فقط یادآور شویم که در بخش پایانی «مقالة» وزین مسیو مالبرونو، ‌ از زبان یک دیپلمات غربی به مخاطب گفته می‌شود، «در چهرة همسر بشار اسد هیچ اثری از همدردی با مردم به چشم نمی‌خورد!»

خیلی بد شد که اسما ال‌اسد چادرسیا سرش نیانداخته و در کنار «مردم» ننشسته! خیلی بد شد که همسر بشار اسد با جوانان «آزادیخواه» همدردی نمی‌کند، به ویژه این جوانان رعنا و ریشو که از سوی شیخک‌های سعودی و قطر مسلح می‌شوند. و اما بدتر از بد اینکه «فوگ راسموسن» هم مجبور شد بساط رجب اردوغان را در ترکیه برچیند و سر ایشان را در سینی بگذارد. به گزارش سایت انگلیسی‌زبان نووستی، مورخ 10 فوریه 2012، امروز دبیرکل ناتو در ترکیه اعلام داشت که این سازمان در سوریه دخالت نظامی نخواهد کرد. به عبارت دیگر، دولت ترکیه بساط اعزام مزدور مسلح به سوریه را تعطیل می‌کند. به یاد داریم که هفتة گذشته نیز اوباما مجبور شد ضمن جمع کردن دکان «قضیة هسته‌ای» مقام معظم به جنگ زرگری ایشان با اسرائیل پایان دهد. و در میانة راه اعلام مواضع «اوباما ـ راسموسن» تغییر موضع خنده‌آور اتحادیة عرب را شاهد بودیم.

حنازرچوبه، مورخ 19 بهمن‌ماه سالجاری در گزارشی با کد: 30807215 می‌نویسد، خارج از بحران مالی اتحادیة عرب، ناظران این اتحادیه یک‌ماه از خانواده‌شان دور بودند و به دلیل افزایش خشونت در سوریه، دبیرکل به آنان مرخصی داد تا با همسر و فرزندان‌شان دیدار کنند:

«[...] دبیر كل اتحادیه عرب 28 ژانویه فعالیت ناظران را [...] به دلیل افزایش خشونت‌ها از سوی همه طرف‌ها متوقف كرد [...] در نتیجه [...] به دلیل اینكه بیش از یك‌ماه از خانواده و وطنشان دور بودند، دبیركل [...] مدتی به آنان مرخصی [داد] تا به خانواده‌های خود سركشی كنند[...]»

از معجزات وتوی قطعنامة جنگ‌افروزان در تاریخ 4 فوریه 2012 ، هر چه بگوئیم کم گفته‌ایم! چه بسیار مزدوران، که همچون «اتحادیة عرب»،‌ ناچار به تکذیب رسمی مزدوری‌شان شدند؛ چه بسیار کوروکرها که پس از این وتو «شفا» یافتند؛ چه بسیار شارلاتان‌ها که شارلاتان‌تر شدند؛ و چه بسیار ابلهان که میزان بلاهت‌شان افزایش یافت. و از همه مهم‌تر 5 روز پس از وتوی قطعنامة یانکی‌ها در شورای امنیت سازمان ملل، وزیر امور خارجة حکومت کفن‌فروش‌ها، و امروز هم رهبر «قلعة حیوانات» به جنجال سبز پیوسته و بر ادامة «راه امام» تأکید کردند. اینگونه بود که دور «باطل شیخ و شاه» در داخل و خارج ایران تکمیل شد و خلاصه «فعلة فاشیسم» در جایگاه واقعی‌شان قرار گرفتند؛ به همچنین‌ است در غرب!

پس از وتوی قطعنامه علیه سوریه، جنگ‌فروشان غرب «پیشگو» از آب در آمدند! حضرات دریافتند که، مذاکرات دولت سوریه با اوپوزیسیون این‌کشور بجائی نخواهد رسید و شاید به همین دلیل بود که روز گذشته یک اتومبیل حاوی مواد منفجره در شهر «حمص» منفجر شد! هدف از انفجار بمب در میان غیرنظا‌میان «حمص» چیست؟ قرار دادن مذاکرات در بن‌بست! پس هیچ دلیلی ندارد که برای شناسائی آمران این بمب‌گزاری اتلاف وقت کنیم، چرا که سرچشمة این جنایات شناخته شده است. کاخ‌سفید، همچون جیره‌خواران‌اش در حکومت جمکران سیاستی «مذاکره ‌ستیز» دارد، و متحدان اروپائی‌اش هم جز این راه «مقدس» هیچ مسیری نمی‌شناسند. خواست اینان استقرار یک حکومت خیابانی در سوریه است و بس. به این ترتیب تمام کشورهای «بهارزده» دست‌دردست حکومت جمکران در مسیر ایجاد انزوای کاذب برای اسرائیل گام برخواهند داشت و نان اربابان بنیامین نتان‌یاهو برای دهه‌های متوالی در روغن فراوان شناور خواهد شد. این است دلیل «بدبینی» کاخ سفید به فرجام مذاکرات اوپوزیسیون سوریه با دولت اینکشور!

حال این پرسش مطرح می‌شود که کاخ‌سفید و پامنبری‌های‌اش چگونه می‌توانند از نتیجة مذاکراتی آگاه باشند که هنوز آغاز نشده! به عبارت دیگر، چگونه است که یانکی‌ها پادوهای‌شان را در سوریه همزمان بجای «اوپوزیسیون» و دولت سوریه نشانده‌اند؟ برای روشن‌تر شدن مطلب لازم است توضیح دهیم که، آمریکا می‌تواند از مطالبات تروریست‌های اسلام‌گرا آگاه باشد، چرا که مطالبات اینان همان مطالبات آمریکاست. ولی کاخ سفید نمی‌تواند از قبل بداند «پاسخ» دیگر طرف‌های درگیر در سوریه به مطالبات‌اش چیست! روشن تر بگوئیم، گاوچران‌ها نمی‌توانند در «زمان حال» از آنچه در «آینده» پیش می‌آید آگاه باشند. به عنوان نمونه، اظهارات شیخ نصرالله در باب کمک‌های نظامی حکومت جمکران به حزب‌الله لبنان طی جنگ 33 روزه، حکومت ملایان را از جایگاه واقعی‌ و پنهان‌اش به بیرون پرتاب کرد و آن را در جایگاه «آرمانی‌اش»، یعنی مبارزه با اسرائیل قرار داد.

سخنان شیخ نصرالله در سایت فارسی نووستی، مورخ 21 بهمن‌ماه سالجاری موجود است. رهبرحزب‌الله می‌گوید، طی جنگ 33 روزه از کمک‌های نظامی حکومت اسلامی بهره‌مند شده، ولی از این حکومت دستور نمی‌گیرد. به عبارت دیگر حکومت اسلامی ناچار خواهد شد از «آرمان‌های» حزب‌الله لبنان پیروی‌کند. حزب اللهی که پس از جنگ 33 روزه مهارش از دست یانکی‌ها خارج شد! این مختصر را گفتیم، تا گاوچران‌ها بدانند، «دست بالای دست بسیار است» و دیگر نمی‌توانند با توسل به امثال میرحسین جلاد به «براندازی» سازمان دهند. تعطیل شدن دکان توحش «مردم» در کشورمان را به عموسام و متحدان مردم پرست‌اش در اروپا «تسلیت» می‌گوئیم!


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا




فیلترشکن‌های جدید11فوریه2012

vimaxtest.com
forexliveonline.tk
mywebproxy.asia
loansonlinefast.tk
deadlytunnel.info
surfcarlease.tk
keyways.tk
proxy2012usa.com
1proxy.de
sneakyred.com
sneakyking.com
oroxy.com
uproxy.in
uu.tj
aproxyfree.com
idealearnings.in
2a55.com
zproxy.in
youtube-proxy.biz
byproxies.com
whyilikethis.in
asknoph.com
rantoro.com
servr.biz
free99proxy.com
surfkingproxy.com
defenseproxy.com
proxyentry.com
taruneek.in
rapidrefinance.tk
gonefreshing.tk
surfequityloans.tk
priceprox.info
virilityexondecomprar.com
surfrentals.tk
bypasspinkpooper.info
forex4forex5.tk
movietvspot.com
vacationdealsonline.tk
deltashield.info
homesurfer.tk

روزگار سیا!






مخالفت روسیه با دخالت نظامی و براندازی در سوریه، پیامد منطقی جنگ 33 روزه است. امروز سرگئی لاوروف، وزیر امورخارجة روسیه وارد دمشق شد، ‌ و به گزارش سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 7 فوریه 2012، «مسئولیت‌» رهبر هر کشور را یادآوری کرد:

«هر رهبر، در هر کشور می‌باید از مسولیت‌اش آگاه باشد. شما از این مسولیت آگاه هستید[...]»

به زبان ساده‌تر، لاوروف به «مسئولیت» رهبر هر کشور،‌ به این معنا که در برابر ملت‌اش «پاسخگو» باشد اشاره دارد. روشن‌تر بگوئیم، ‌ روسیه می‌خواهد بساط «توجیه» و بازی مهوع «کی بود، کی بود، من نبودم»، یا «خواست خداست» را، به ویژه در «قلعة حیوانات» برچیند و این فرصت طلائی امروز در سوریه مهیا شده.

برخلاف توهم «بعضی‌ها»، سرنوشت سوریه، ‌ آیندة‌ همسایگان‌اش را به ویژه در اسرائیل و ترکیه رقم خواهد زد، و این روند دیر یا زود گریبان حکومت جمکران را نیز خواهد گرفت. به همین دلیل است که محافل «احترام به ادیان» در غرب به هراس افتاده و در ایران قلادة جیره‌خواران‌شان را برای دفاع از «حجاب» و «صدور انقلاب» و «نسل مذهبی» رها کرده‌اند. خارج از سخنرانی‌های گوساله‌پسند مقامات حکومت، توقیف نمایشی رسانة «روزگار»، و نامه نگاری «جمعی» فرزندان موسوی و کروبی به «مردم» ایران در راستای همین سیاست ابله‌فریب صورت می‌گیرد.

یک روز پس از ناکامی جنگ‌افروزان در شورای امنیت سازمان ملل، اوباما و هیلاری کلینتن در مواضع‌شان بازنگری کردند! هیلاری کلینتن ناچار شد پس از دو سال طفره رفتن، ملاقات با «لیبرمن»، وزیر امورخارجة اسرائیل را بپذیرد و ... و شخص اوباما نیز برای جمع کردن دست و پای «لئون پانه‌تا»،‌ دولت اسرائیل و دیگر محافل، به ویژه جهت برچیدن بساط رهبر «قلعة حیوانات» که با «قضیة هسته‌ای» معرکه گرفته بود پای به میدان گذاشت.

رئیس جمهور آمریکا، طی مصاحبه با شبکة «ان. بی. سی» اعلام داشت، «حکومت اسلامی فاقد امکانات و فناوری‌های لازم جهت ساخت سلاح هسته‌ای است و تمایلی هم به چنین کاری ندارد.» این بخش از سخنان اوباما، در سایت فارسی نووستی، ‌مورخ 17 بهمن‌ماه سالجاری انتشار یافته:

«[...] دلائلی در دست نداریم که ایران در حال حاضر تمایل و یا امکاناتی برای انجام این‌کار دارا می‌باشد[...]»

خلاصه بگوئیم، با این سخنان، هر آنچه مقام معظم در وقوقیة 14 بهمن‌ماه سالجاری رشته بودند پنبه شد! البته پیش از عقب‌نشینی هیلاری کلینتن و اوباما، دکان‌های دیگر جیره‌خواران عموسام در بحرین، قطر و ... و به ویژه در پاکستان، جمع و جور شده بود. اما در ترکیه و جمکران اوضاع کمی متفاوت است.

دولت ترکیه که پیش از «وتو» در باب مخالفت با تهاجم به ایران جاروجنجال به راه انداخته بود، از «سکوت» حکومت اسلامی در برابر «وتو» انتقاد به عمل آورد و حکومت جمکران هم سعی کرد با توسل به «چادرسیا»، اعتراض ترکیه را به روی خودش نیاورد! بله می‌بینیم که بحث شیرین «چادرسیا» فواید بسیار دارد؛ این تکه پارچه، یا بهتر بگوئیم این نماد توحش پدرسالاری، از ‌«انقلاب» بلشویک‌ها تا به امروز، همواره بهترین پناهگاه مزدوران استعمار در ایران بوده و هست.

چه روزگار تلخ و سیاهی برای اسرائیل، ترکیه و حکومت جمکران! در پی عقب‌نشینی یانکی‌ها و متحدان‌شان در سوریه که از یک‌سو به «اتحاد» حماس و فتح در «دوحه»، و از سوی دیگر به سنگ روی یخ شدن مقام معظم انجامید، رجب اردوغان نیز، در حال بازنشخوار مزخرفات اربابان‌اش در غرب، چندین کیلومتر به عقب پرتاب شد.

به گزارش سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 7 فوریه 2012، ‌ رجب اردوغان می‌خواهد در روند استقرار صلح سوریه، «ابتکار عمل» به خرج دهد! با اینهمه، جالب‌ است که بدانیم نخست وزیر ترکیه همچنان بر طبل جنگ و براندازی می‌کوبد. اردوغان ضمن ابراز مخالفت با دولت سوریه، خود را «در کنار مردم» این کشور قرار داده؛‌ حال آنکه منطقاً، مسائل داخلی کشورهای دیگر، از جمله مسائل سوریه به هیچ عنوان ارتباطی به آقای اردوغان ندارد. ولی خوب وقتی جیره‌خواران عموسام می‌‌توانند به فضولی در امور دیگران مشغول باشند، هیچ دلیلی ندارد که مشکلات کشور خود را حل کنند! همانطور که شاهدیم، مقامات «قلعة حیوانات» به محض پیروزی «انقلاب‌شان»، ‌ برای تأمین منافع اسرائیل در جایگاه «قیم» فلسطینی‌ها لنگر انداختند. اردوغان هم می‌پندارد که با پارس کردن به «دولت سوریه»،‌ خواهد توانست نانی برای اسرائیل به تنور بچسباند! اما خیلی کور خوانده؛ وقتی روزگار سازمان سیا اینچنین تلخ و «سیا» شده،‌ دولت ترکیه جای خود دارد.

چه «روزگار» تلخی! سازمان سیا نتوانست با چند بمب «ناقابل»، دو قطب‌کاذب را بر جامعة ایران تحمیل کند تا حکومت اسلامی را از مرگ حتمی نجات دهد. در نتیجه،‌ برای تداوم «خط توحش امام»، رادیوفردا به دمیدن در شیپور «نهضت عاظادی» و دارودستة‌ ملاممد خاتمی مشغول شده؛ این است دلیل توقیف «روزگار»! آنهم به جرم واهی «مصاحبه» با داداش کوچیکة‌ ممد یونسکو! در واقع یانکی‌ها برای اعمال سیاست‌های انسان‌ستیزشان به «رهبرسازی» نیاز دارند، و «قربانی» و«شهید» نیز برای ساخت و پرداخت «رهبر» الزامی است.

اگر نیم نگاهی به تصاویر روی جلد «روزگار» توقیف شده در سایت رادیوفرا، ‌مورخ 6 فوریه سالجاری بیاندازیم، با مسیر «مطلوب» گاوچران‌ها در کشورمان بهتر و بیشتر آشنا می‌شویم: تداوم حکومت «شیخ و شاه»؛ شیخ مهدی بازرگان؛ زینب کوماندو و ... و خلاصه بگوئیم خواست آمریکا چیزی نیست جز «اسلام ناب محمدی!» اما یانکی‌ها در این مسیر مقدس تنها نیستند؛‌ از همراهی و همدلی تاواریش‌های دوران جنگ سرد و راست‌گرایان فرانسه نیز برخوردار می‌شوند.

در هم‌سوئی با راست محافظه‌کار فرانسه، تاواریش سابق، «یوگنی پریماکوف» جهت تداوم پروپاگاند محفل «کارتر ـ برژینسکی»، یعنی تحمیل فاشیسم اسلامی بر ملت‌ها، پای به میدان گذاشته‌اند. ایشان فرموده‌اند، دلیل مخالفت اتحادیة عرب با دولت «بشار اسد» این است که اعضای این اتحادیه «سنی» مذهب‌اند و با «شیعیان» میانة خوشی ندارند! بله، سرانجام روشن شد که کودتای 22 بهمن 1357، همچون کودتاهای پیشین در ایران، از حمایت «ایدئولوژیک» بلشویک‌ها برخودار بوده! در بخش پایانی وبلاگ امروز نگاهی خواهیم داشت به اظهارات جنجالی «کلود گه‌‌آن»، وزیر کشور فرانسه در فیگارو، ‌ مورخ 5 فوریه 2012 ، و سخنان «یوگنی پریماکف» در سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 6 فوریه سالجاری.

مواضع اینان بازتاب یکی از انواع دوقطبی‌های کاذبی است که در غرب با فاشیسم، و در شوروی، با استالینیسم بر ملت‌ها تحمیل شد. وجه مشترک این نوع «دوقطبی»، پیوند زدن «مکان» به «ایدئولوژی» و یا به «مقدسات» ادیان ابراهیمی است. اینگونه است که ایجاد گسست در تداوم تاریخی، ‌ از طریق نفی گذشتة غیریهودی، غیرمسیحی و غیراسلامی اقوام و ملت‌ها امکان‌پذیر می‌شود. خلاصه، مخالفت مسکو با قطعنامة پیشنهادی یانکی‌ها، نه فقط در لندن و پاریس، که حتی در داخل مرزهای روسیه نیز پیامدهای شگفت‌انگیزی به همراه آورد. در انگلستان، ویلیام هیگ، وزیر امورخارجه پس از «وتو» اظهار داشت، «دخالت نظامی در سوریه از طریق شورای امنیت امکانپذیر نیست.» از این مختصر می‌توان دریافت که «متن» قطعنامة پیشنهادی، هیچ ارتباطی با آنچه رسانه‌های غرب در بوق گذاشته بودند نداشته! به عبارت دیگر برنامة حضرات زمینه‌سازی برای دخالت نظامی در سوریه بود، و به همین دلیل، سوزان رایس، نمایندة یانکی‌ها در شورای امنیت، همچون وزیر امور خارجة بریتانیا، «در کنار مردم سوریه» لنگر انداخت.

به صراحت بگوئیم، «مردم سوریه»، همان «مردم ایران» و «مردم» تمام کشورهائی هستند که براندازی دولت‌های‌شان در دستور کار آتلانتیست‌ها قرار می‌گیرد. و مخالفت بی‌هدف و گنگ با دولت، هیاهو و غوغاسالاری از ویژگی‌های این «مردم» است. این قماش «مردم» بدون استثناء خواهان «رفتن شاه» هستند، چرا؟ چون فقط در چنین شرایطی است که استعمار فرسوده می‌تواند جای خود را به استعمار تازه نفس بسپارد،‌ و دامنة سرکوب را گسترش دهد. همان شرایطی که 33 سال پیش با «رفتن شاه» در کشورمان به وجود آمد، و اهرم‌های سرکوب استعماری، یعنی ساواک و شهربانی و ارتش را به بهانة «انقلاب مردمی» از قید هر گونه نظارت قانونی خارج کرده، دست‌نخورده و تروتازه در اختیار رهبر «تازه نفس» گذاشت. برای تداوم همین شرایط بود که «جنجال سبز» به راه افتاد، و در راستای همین سیاست است که امروز در «مالدیو»، مستعمرة سابق بریتانیا در اقیانوس هند کودتا می‌شود! پیش از ادامة مطلب یک پرانتز باز می‌کنیم تا به نشانه‌های «چرخش» سیاست انگلستان نگاهی بیاندازیم.

دولت بریتانیا پس از مسافرت دیوید کامرون به مسکو، سیاست خود را ابتدا در رابطه با اسرائیل، و سپس در مورد چین، فرانسه و آلمان تغییر داد. مسافرت بدون جنجال «تزیپی لیونی» به لندن، مخالفت بریتانیا با طرح مالی «آلمان ـ فرانسه» در اروپا، و از همه مهم‌تر اعزام زیردریائی هسته‌ای به «مالویناس» از همین تغییر سیاست نشان دارد. یادآور شویم، ادعای حاکمیت آرژانتین بر جزایر «مالویناس»، حمایت رسمی چین را در پی آورده بود، در نتیجه اعزام زیردریائی هسته‌ای بریتانیا به «مالویناس»، پیام روشنی است به چین، آرژانتین و نهایت امر به واشنگتن.

به استنباط ما و با توجه به تغییر سیاست لندن بود که دولت چین ناچار شد در شورای امنیت برای «وتو» در کنار روسیه قرار گیرد. روشن‌تر بگوئیم، قرار گرفتن چین در کنار روسیه، از روی اجبار صورت گرفت؛ تمایلی در میان نبود! به عبارت دیگر، وتوی قطعنامه توسط چین، می‌تواند بازتاب «واکنش» این کشور به چرخش سیاست لندن تلقی شود. سفر قریب‌الوقوع یک هیئت چینی به دمشق هم شاهدی است براین مدعا. همچنانکه در وبلاگ «سنگ‌پای دمشق» گفتیم، چرخش استراتژیک لندن به احتمال زیاد سقوط بنیامین نتان‌یاهو، نیکولا سرکوزی و دولت آنجلا مرکل را در پی خواهد آورد. و اما در چارچوب اقتصادی، عدم حمایت لندن از طرح «مرکل ـ سرکوزی»، می‌تواند به خروج قریب‌الوقوع یونان و چند کشور دیگر از منطقة یورو منجر شود. شاید به همین دلیل، روز گذشته رهبر یکی از احزاب یونان با تحمیل «انقلاب فقر» بر ملت مخالفت کرد؛ و به این ترتیب موضوع «توافق» احزاب یونان با طرح «مرکل ـ سرکوزی» منتفی شد.

این عدم «توافق»، به معنای شکست کودتای مالی اروپا در کشور یونان است؛ یا بهتر بگوئیم، نقطة پایانی است بر نمایش مبارزه با بحران موهوم «مالی!» کوتاه سخن، خروج یونان معنائی جز تعطیلی دکان اعطای «وام» اتحادیة اروپا به کشور مذکور نخواهد داشت. خروج محتمل یونان از اتحادیة اروپا مسلماً در ترکیه نیز پیامدهائی دارد که بررسی‌شان در این وبلاگ امکانپذیر نیست. پس اقتصاد یونان و ترکیه را رها می‌کنیم و می‌پردازیم به دوقطبی‌های کاذب، یا همان پیش‌شرط‌های «دینی ـ بومی» در اظهارات «کلود گه‌آن»، و سخنرانی تاواریش «پریماکوف»، نخست‌وزیر «محبوب» بوریس‌ یلتسین!

نخست‌وزیر اسبق روسیه، ادعا می‌کند، «تعلقات دینی» ‌ناظران اتحادیة عرب در سیاست‌شان دخالت دارد. حال آنکه اتحادیة عرب از پایه و اساس جیره‌خوار غرب است، و «ناظران‌اش» نیز نمی‌توانند از این حیطة «پرافتخار» خارج شوند. به عبارت دیگر، وظیفة «مقدس» ناظران مذکور جز تأمین منافع لندن و واشنگتن نبوده و نیست. شاید در‌آینده، دیگر قدرت‌های منطقه‌ای، یعنی روسیه، ‌هند و چین بتوانند این روند استعماری را تغییر دهند، ولی فعلاً «در» بر همین پاشنه می‌چرخد و طرفداری شیخک قطر از تهاجم نظامی به سوریه، و همچنین اخراج سفرای دمشق از تونس و کشورهای عضو اتحادیة عرب شاهدی است بر این مدعا.

می‌بینیم که غرب در کنار «مردم» سوریه قرارگرفته، و جیره‌خواران‌اش نیز برای تأمین منافع ارباب به پارس کردن افتاده‌اند. شاید سفرای سوریه از برخی کشورهای اروپائی نیز اخراج شوند. در هر حال، واکنش اتحادیة‌ عرب و اروپا نشان می‌دهد که شکل‌گیری جبهة‌ جدیدی را در منطقه شاهد خواهیم بود. جبهه‌ای که هیچ ارتباطی با حکومت «دین» ندارد. کافی است تاواریش پریماکوف نیم‌نگاهی به پیش‌نویس قانون اساسی سوریه بیاندازند. این متن از مدت‌ها پیش برای رفراندوم آماده شده و امروز، حتی‌ فرانس‌پرس هم به انتشار «خبر» آن رضایت داد!

حال که به «فرانس پرس» رسیدیم نگاهی داشته باشیم به جنجال رسانه‌ای پیرامون اظهارات اخیر «کلود گه‌آن»، ‌وزیر کشور فرانسه. یادآور شویم این سخنان مصرف داخلی دارد و هدفی جز عوام‌فریبی و دوقطبی کردن فضای سیاسی فرانسه دنبال نمی‌کند. به عنوان نمونه،‌ امروز واکنش نمایندة مارتینیک به اظهارات وزیر کشور باعث شد، هیئت دولت مجلس نمایندگان را ترک کند. خلاصه علیرغم خفقان رسانه‌ها، مسیر این پروپاگاند روشن است، بگذریم.

مسیو «گه‌آن» می‌گویند، «تمدن‌ها» با یکدیگر ترادفی ندارند! ایشان به پیروی از راه مقدس روژه گارودی، در واقع «تمدن» معاصر غرب را با مجموعه آداب و رسوم «صحرائی» که در اکثر کشورهای مسلمان‌نشین با پشتیبانی غرب به حکومت تبدیل شده، در ترادف قرار داده‌اند! به عنوان نمونه،‌ وزیر کشور فرانسه کتک زدن زنان، سنگسار، تعدد زوجات و ... و قصاص را «تمدن» به شمار می‌آورند، حال آنکه در هزارة سوم پس از فروپاشی شوروی، و با از میان رفتن «بهانة» غربی‌ها پیرامون ضدیت «بلشویسم» با دین، این وحشیگری‌ها را که همواره کارساز استعمار غرب بوده، دیگر نمی‌توان در چارچوب «مدنی‌ات» قرار داد، به چند دلیل.

نخست اینکه «شهرنشینی» و «تمدن» با بساط «صدراسلام» در تضاد قرار می‌گیرد! در مکه و مدینه، دین اسلام با نخستین نشانه‌های «تمدن» و «فرهنگ»، یعنی با مجسمه‌سازی و سرودن شعر مخالفت ورزید! قرآن، کتاب «آسمانی»‌ امت مسلمان با «هنر» بیگانه است؛ امروز چگونه می‌توان هنرستیزی را یک «تمدن» به شمار آورد؟ از سوی دیگر، «زن‌ستیزی» در احکام قرآن هم نمی‌تواند معیار مناسبی برای «تمدن» شناخته شود؛ چرا که در اینصورت هر مردی که زنش را کتک می‌زند، «مسلمان» شناسائی خواهد ‌شد! و اما مهم‌ترین ویژگی احکام قرآن تأمین حاشیة امن «عدم مسئولیت» برای پیامبر «صاد» است.

عدم مسئولیت، یعنی عدم پاسخگوئی. و عدم پاسخگوئی،‌ یعنی بی‌خیال «حقوق انسانی!» کشوری که مسئولان‌اش «پاسخگو» نباشند، «قانون» و «نظم قانونی» نخواهد داشت. بی‌قانونی و عدم پاسخگوئی توحشی است که طی 33 سال اخیر،‌ به برکت «انقلاب اسلامی» در کشورمان به اوج رسیده. و در راستای توجیه و تأئید همین توحش است که امثال زهراخانوم می‌توانند در کمال بیشرمی ادعا کنند که «میرحسین و علی‌خامنه‌ای، در جریان کشتار زندانیان سیاسی نبوده‌اند!» بله، در حکومت «قلعة‌حیوانات» رئیس «جمهور» و نخست‌وزیر، از همه جا بی‌خبراند، هر چند در ظاهر به «ادارة امور کشور» مشغول‌اند! در چنین باغ‌وحشی است که امثال حاج سیدجوادی، نامة سرگشاده می‌نویسند و می‌گویند، «اگر اشتباهی شده، ما را ببخشید، ما مسلمانیم!» به عبارت دیگر، از آنجا که این جماعت «مسلمان‌اند»، نهضت عاظادی نیز قرار نیست پاسخگوی جنایات‌اش باشد. اتفاقاً وقوقیة علی‌خامنه‌ای را هم در همین راستا تنظیم کردند. علی‌خامنه‌ای در نماز علفزار می‌گوید، «اگر اشتباهی از رهبر سر زد می‌باید به او تذکر دهند!» خلاصه اگر «اشتباهی» از رهبر سر زده و مقام معظم هیچ قدمی برای کشور برنداشته‌اند، به این دلیل بوده که هیچکس به ایشان «تذکر» نداده! به عبارت دیگر خامنه‌ای و دیگر مقامات حکومت جمکران «مسئول» عملکردشان نیستند! این است شاه‌کلید حاکمیت استبدادی: گسترش بی‌مسئولیتی و ایجاد حاشیة امن برای کسانیکه ظاهراً همه‌کارة کشوراند. با توجه به حاشیة امن «عدم مسئولیت» در حکومت جمکران است که به اهمیت «پیام» لاوروف به بشار اسد، پیرامون «مسئولیت رهبران همة کشورها» پی می‌بریم.

به مصداق «به در می‌گن، تا دیوار بشنوه»، وزیر امور خارجة روسیه در عمل، برای رهبران جمکران،‌ ترکیه و شیخک‌نشین‌های حاشیة خلیج فارس پیام روشنی ارسال داشته! خلاصه، دوران بی‌مسئولیتی به پایان خود نزدیک می‌‌شود. چرا که در داخل مرزهای روسیه نیز، جهت تأمین مشروعیت سیاسی،‌ گسترش دامنة‌ مسئولیت حاکمیت الزامی شده. و برای جلوگیری از رشد همین مسئولیت حاکمیت در روسیه است، که فریاد «الله‌اکبر» جیره‌خواران غرب در منطقه به آسمان برخاسته.


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا




فیلترشکن‌های جدید8فوریه2012

shieldproxy.com
iranproxy2012.info
fbproxy2012.info
hidemyass2012.info
unblocked9.info
browsefacebookatschool.info
ipalter.com
https://proxyxtreme.com
beatmyfilternow.info
ylink.info
unblocked0.info
goonproxy.info
unblocked3.info
xperienc.com
turbo-proxy.info
beatschoolweb.info
clockship.info
taxthat.info
servr.biz
unblocked4.info
proxyforyou2012.info
unblocked6.info
slopedroofing.info
freeproxy2012unblock.info
climaxproxy.info
proxycruises.info
uberproxy.com
freeproxy2012.info
proxy2012usa.com
unblocked7.info
doorblock.info
net-proxy.info
mailexcel.com
camoproxy.info
sneakytitan.com
protectme2012.info
roofinghammer.info
unlocked-net.info
hidemyip2012.info
coveryourtracksonline.info
earjam.info
ipaddy.com
shielded.us
unblocked10.info
inlocaltv.net
unblocked2.info
venusproxy.com
ipcamouflage.com
sneakyred.com
rballs.info

سنگ‌پای دمشق!






چنان قحط‌سالی شد اندر دمشق

این «وتو» چنان زلزله‌ای به پا کرد که بوق‌های ناتو در غرب تظاهرات «مخالفان پوتین» را از یاد بردند! و اما برخلاف ادعای شیپور پروپاگاند آتلانتیست‌ها، وتوی روسیه و چین نشان داد که ایندو کشور از استقرار حکومت توحش «مردم» و براندازی در سوریه حمایت نخواهند کرد.

یک روز پیش از آغاز «نشست امنیتی مونیخ»، گاوچران‌ها و نوکران‌شان در جمکران به تمرین دخالت نظامی پرداختند. و رادیوفردا، مورخ 12 بهمن‌ماه سالجاری، نیز این تمرینات را به عنوان «نجات ماهیگیران ایرانی» در بوق گذاشت. خلاصه کارشان به «یکی بود، یکی نبود» کشید. در اطلاعیة نیروی دریائی آمریکا چنین آمده که هلی‌کوپتر آمریکائی به محض مشاهدة‌ ماهیگیران ایرانی که پارچه‌هائی سفیدرنگ را تکان می‌دادند، بی‌درنگ به کمک آن‌ها شتافته:

«[...] یکی از هلیکوپترهای ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن روز سه‌شنبه ۹ ماهیگیر ایرانی را که موتور کشتی کوچک ‌شان داغ کرده بود در خلیج فارس نجات داده‌اند [...] نیروهای آمریکائی [...] در ماه ژانویه، سه بار به کمک ایرانی‌های آسیب‌دیده در آب‌های جنوبی ایران رفته بودند.»

اوه! بچه‌ها آنقدر به ایرانی‌های «آسیب دیده» کمک رساندند که نگو و نپرس! همین بچه‌ها از همان بالا فهمیدند که موتور کشتی ایرانیان «آسیب دیده»، داغ کرده! حتماً با ابزار پیشرفته از درجه حرارت موتور کشتی ایرانیان آگاه شده بودند. باری خبر رسید که پس از وتوی قطعنامة‌ توحش‌گستر یانکی‌ها در شورای امنیت، یکی از کشتی‌های «ایرانیان آسیب دیده»، علیرغم هتاکی نمایشی ناطق‌نوری بر علیه شیخ‌های عربستان، در بندر جده پهلو گرفت!

روز گذشته در مونیخ اعلام شد که‌ سرگئی لاوروف، وزیر امورخارجة روسیه در تاریخ 7 فوریه برای «گفتگو» با بشار اسد به دمشق مسافرت خواهد کرد! خلاصه در آستانة برگزاری شصت‌امین سالگرد سلطنت الیزابت دوم، برخورد جامعة جهانی با مسائل کشورها از جمله با مسائل سوریه اندکی با گذشته‌ها «تفاوت» کرده. به استنباط ما حکومت جمکران،‌ دولت بنیامین نتانیاهو، نیکولا سرکوزی و به احتمال زیاد آنجلا مرکل از این تغییرات هیچ گریزی نخواهند داشت.

در آستانة برگزاری «کنفرانس امنیتی مونیخ»،‌ یعنی در تاریخ 12 بهمن‌ماه سالجاری، عبارت مضحک «حقوق مقدس انسانی»، آنهم از زبان «پل اوستر» در «نیورک تایمز» و سپس در سایت فارسی بی‌بی‌سی منعکس شد! در همین هیهات بود که سفر وزیر امورخارجة بریتانیا به سومالی، استعفای وزیر انرژی انگلستان، و اعلام آتش بس «دوکو عمروف» در روسیه، «در خروجی» را به نتانیاهو، آنجلا ‌مرکل،‌ نیکولا سرکوزی و به ویژه حکومت‌ آخوندهای جمکران نشان داد!

چرخش سیاست انگلستان،‌ پیامد منطقی ملاقات کیسینجر با پوتین بود و به دنباله‌روی اروپای غربی از «الگوی چینی» نقطة پایان گذارد. ولی کارفرمایان نیویورک تایمز، هم‌صدا با «پل اوستر»، اردوغان، حاج سیدجوادی و ... و خصوصاً علی خامنه‌ای همچنان به «اسلام ناب محمدی»‌ و آیات عظام «مترقی» ابراز ارادت می‌کنند. از اینرو وبلاگ امروز را به بررسی پیامدهای تغییر اجباری سیاست لندن، به ویژه در زمینة فرهنگی اختصاص می‌دهیم.

در سومین روز از دومین ماه سال میلادی 2012، یعنی همزمان با برگزاری «کنفرانس امنیتی مونیخ»،‌ مهره‌های سیاست برتری‌طلبان دو سوی آتلانتیک در غرب و شرق، برای تحکیم پایه‌های لرزان توحش اسلام‌گرایان پای به میدان گذاردند. اینگونه بود که شعار «نان، صلح، آزادی» در مصر جای خود را به شعار مرگ‌پرستی و شهادت‌طلبی سپرد، و همزمان کهنه‌فروشان «نیویورک تایمز»، با هدف «تحریف» مفاد اعلامیة جهانی حقوق‌بشر، یک‌بار دیگر کالای بنجل «حقوق مقدس انسانی» را به فروش گذاردند. حال آنکه اعلامیة جهانی حقوق‌بشر «انسان محور» است و با انواع «مقدسات» دینی، بومی،‌ قومی و...و ایدئولوژیک در تضاد قرار دارد! دلیل هم بسیار روشن است؛ در این اعلامیه «انسان» فراتر از «ابهام باورها» و «اجبار تعلقات» قرار گرفته. از اینرو در اعلامیة مذکور «آزادی بیان» از اهمیت ویژه برخوردار می‌شود. «انسان محوری» همچنانکه پیشتر هم گفتیم با هرگونه ابهام از قماش حکومت «مردم»، «خردجمعی» و به طور کلی با «خدامحوری» در تضاد قرار دارد. به همین دلیل ناکام ماندن بشار اسد در سپردن حکومت سوریه به «مردم»، با واکنش سریع یانکی‌ها روبرو شد.

به محض انتشار خبر ناکامی بشار اسد برای جاخالی دادن در سوریه، «فوکویاما» در سایت رادیوفردا به خوش‌رقصی پرداخت، و همزمان قلادة‌ سگ‌های هار الیزابت دوم را در ایران و ترکیه گشودند. اینچنین بود که مزخرف‌گوئی صادق لاریجانی به ویژه در باب اعلامیة‌ جهانی حقوق‌بشر به اوج رسید، و اسلام‌گرائی رجب اردوغان نیز شدیداً «افزایش» یافت. در واقع حکومت جمکران و اربابان‌اش در لندن و واشنگتن برای ایجاد یک «مینی جنگ» با اسرائیل خیز برداشته بودند، تا هم دکان انتخابات‌‌ مضحک‌شان را گرم و داغ کنند، و هم «دشمنی» دروغین‌شان را با اسرائیل و آمریکا در عمل به «اثبات» رسانند؛ افسوس و صدافسوس که نشد!

مطلب را از حکومت جمکران آغاز کنیم که هم ادعای «استقلال» دارد، و هم رفیق گرمابه و گلستان جیره‌خواران استعمار است! و دقیقاً به همین دلیل رسانة رسمی این حکومت به تریبون «رجب اردوغان» تبدیل شده. خبرگزاری‌حنازرچوبه، مورخ 13 بهمن‌ماه سالجاری، در مطلبی با کد: 30794827 می‌نویسد، حزب حاکم ترکیه «محافظه‌کار دمکرات» است و «نسل دیندار» تربیت می‌کند! بله، در قاموس طرفداران برتری اسرائیل، و سیاست استعماری «یک کشور، یک مذهب»، «تربیت نسل دیندار» هدفی است بسیار «والا» و به ویژه «مقدس». و به همین دلیل نیز اردوغان و مقام معظم با «پل اوستر» در نیویورک تایمز هم‌صدا شده‌‌اند! به گزارش حنازرچوبه، رجب اردوغان طی سخنرانی برای رؤسای استانی حزب «عدالت و توسعه»‌ می‌فرمایند که، از ما انتظار تربیت «نسل بی‌دین» نداشته باشید که با «هویت»‌ ما جور در نمی‌آید:

«[...] از حزبی كه هویت محافظه كار دمكرات دارد نمی‌‌توان انتظار داشت كه نسل بی‌دین تربیت كند [...]»

«تربیت نسل دیندار» و «حزب محافظه‌کار دمکرات» و ... و به طور کلی «مقدسات» بومی و دینی از کالاهای بنجلی است که ویژة تغذیة «فاشیست ـ مسلمان‌ها» در طویلة مک‌کارتی تولید شده و می‌شود. و با توجه وراجی‌های اردوغان،‌ «نامه‌های» حاج سیدجوادی و ... و مطالب وزین مخالف‌نمایان حکومت جمکران می‌باید بگوئیم که این قماش کالا انصافاً خیلی خوب به مصرف می‌رسد! نه تنها جیره‌خواران استعمار، که شوت‌وپرت‌ها نیز از مشتریان پروپاقرص این دکان حماقت‌فروشی بوده،‌ هستند و خواهند بود. پس انتشار مزخرفات اردوغان در سایت رسمی حکومت جمکران جای تعجب ندارد.

فرصتی برای بررسی سخنان وزین و پرمغز این فوتبالیست «سیاستمدار» نداریم، فقط در رابطه با این اظهارات یک پرسش منطقی مطرح می‌کنیم و آن اینکه، ‌ «باورهای افراد» مگر توپ فوتبال است که آقای اردوغان می‌خواهند با مشت و لگد مهارش کنند؟ اگر‌ پاسخ به این پرسش منفی است، می‌توان تأکید کرد که فاشیست‌ها بر این تحجر تکیه‌ زده‌‌اند که می‌توان «ذهن» افراد را در اختیار گرفته و انسان را مانند شیئی در مسیر دلخواه قرار داد! به عبارت دیگر، اینان تاریخ را به عنوان پویائی انسان در زمان و مکان مشخص نفی می‌کنند. کوتاه سخن، ‌اردوغان در این شرایط وانفسا، ‌ به اصل خود رجوع کرده و ژست‌های دمکراتیک‌اش را از یاد برده. روشن‌تر بگوئیم، ‌نخست‌وزیر ترکیه به تکرار مزخرفات «امام خمینی» روی آورده. همان «امام» که چند روز پیش سالگرد ورودش را به کشور با مقوا و سریشم «بازسازی» کردند.

دروغ چرا؟ طی 33 سال اخیر، شایسته‌ترین اقدام دولت، همان نمایش «امام» مقوائی بوده! این نمایش، واقعاً «روح‌الله خمینی» را آنچنان که بود نشان داد؛ یک تصویر گزافه، تک بعدی و فاقد زندگی و ابعاد انسانی، صورتکی با پوشش تقدس‌فروشی و انسان‌ستیزی شیعی‌مسلکان. در واقع، آنچه در هیاهوی 22 بهمن خمینی را به «ارزش» می‌گذاشت، همین تصویر گزافه بود، و رسانه‌های غرب جهت جذب تل موهوم «مردم» پیوسته ابعاد این تصویر را افزایش می‌دادند.‌ جالب‌ اینکه، همین رسانه‌ها همچنان می‌کوشند از جانشین خمینی هم تصویر مشابهی ارائه کنند. هر چند دیگر «زمینه»، یعنی شرایط واقعی برای تداوم این لات بازی‌ها فراهم نیست، اما هیچکس به «شرایط نوین» اشاره‌ای نمی‌کند؛ حق هم دارند، به نفع‌شان نیست! منافع اینان با تداوم دور باطل «شیخ‌وشاه» تأمین می‌شود.

از اینرو اوپوزیسیون «فرضی» حکومت جمکران، از یک‌سو دو دستی به نعلین و دستار آخوند منتظری چسبیده و از سوی دیگر با تکیه بر «عظمت» پهلوی اول برای روسیه شاخ و شانه می‌کشد. به یاد داریم که شیخ صادق صبا خیلی «منتظری» را می‌ستود و این جانور وحشی را «لیبرال» و «دمکرات» معرفی می‌کرد. اینک بی‌بی‌سی به «حزب توده» امید بسته، و آرزومند است که از طریق این حزب «مردم‌فروش»، آخوند را در صحنة سیاست ایران سر پا نگاه ‌دارد. به همچنین است آرزوی کارفرمایان رادیو فردا.

حضرات پیش از انتشار خبر «وتو»، دم «جامعة مدرسین حوزه» را برای ما ملت در بشقاب گذاشته و می‌کوشیدند ملایان خودفروخته را در جایگاه مخالف دولت قرار دهند! امروز اهالی همین رادیوفردا دکان ملایان را برچیده، از «تجمع 50 نفر در سوئد برای استقرار دمکراسی در ایران» خبر می‌دهند! بله، دمکراسی سفارشی سازمان سیا برای ما ملت همان «50 نفره» هم باید باشد، مثل اتوبوس «تهرون ـ شابدول‌عظیم!» حضورشان بگوئیم از یک‌سو،‌ ابراز مخالفت با دولت جمکران، به هیچ عنوان نشاندهندة طرفداری مخالفین از دمکراسی نیست. و از سوی دیگر، ملت ایران تجربة تاریخی حکومت آخوند را پشت سر گذاشته. خلاصه بگوئیم، تاریخ تکرار نمی‌شود، مگر به صورت مضحکه؛ «خمینی مقوائی» هم شاهدی است بر این مدعا.

حال «ماکت رهبر» را رها می‌کنیم و می‌پردازیم به «ماکت روشنفکر»، یا همان «پل اوستر» که «آزادی بیان» را «حقوق مقدس» انسان می‌خواند و ... و با شناختی که از مطالبات یانکی‌ها در دست است، تعجبی هم ندارد! در تاریخ 13 بهمن‌ماه سال‌جاری، سایت «بی‌بی‌سی» ‌در مطلبی تحت عنوان،‌ «پل استر به ناسزاگوئی نخست‌وزیر ترکیه پاسخ داد»،‌ از «اعتراض» مستر‌ اوستر به نقض آزادی بیان در ترکیه داستان زیبائی نقل کرد؛ گویا حضرت پل اوستر به دلیل همین امر از سفر به ترکیه نیز خودداری کرده‌اند!

به گزارش بی‌بی‌سی، رجب اردوغان پل اوستر را «نادان» خوانده و گفته در اسرائیل «آزادی بیان» وجود ندارد! استدلال رجب اردوغان بر این پایه استوار است که در سال 2008، اسرائیل از سلاح شیمیائی استفاده کرده! بله، توسل به سلاح شیمیائی آنهم در پایان سال 2008 نشان می‌دهد که در اسرائیل «آزادی بیان» وجود ندارد:

«نخست وزیر ترکیه [...] گفت: این آقا نمی‌تواند اختناق و نقض حقوق بشر را در اسرائیل ببیند[...] او خطاب به آقای استر افزود: به نظر شما اسرائیل دولتی دموکراتیک است و به آزادی بیان و تمام آزادی‌های فردی احترام می‌گذارد؟ پس باید بگویم که شما فرد بسیار نادانی هستید[...] نخست وزیر ترکیه پل استر را متهم کرده که با لغو سفر خود، به ترکیه بی‌احترامی کرده [...]»

این اظهارات نغز و پرمغز در اواخر ماه دسامبر سال 2011، یعنی پس از انتخابات روسیه ایراد شده و معلوم نیست چرا برای پاسخ گفتن به نفس‌کش‌طلبی‌های اردوغان، حضرت اوستر یا بهتر بگوئیم «نیویورک تایمز»، تا روز سوم فوریه صبر «جمیل» پیشه کرده؟ البته تا حدودی «معلوم» است؛ اوستر، روز سوم ماه فوریه متولد شده و امسال تولد ایشان با نشست امنیتی مونیخ از یک‌سو و از سوی دیگر، با برگزاری مراسم نماز جمعة جمکران توسط علی خامنه‌ای تقارن زمانی داشته. و چه فرصتی به از این جهت تحریف اعلامیة جهانی حقوق‌بشر؟ سایت بی‌بی‌سی، مورخ 3 فوریه 2012 می‌نویسد، پل اوستر روز اول فوریه به اظهارات اردوغان پاسخ داده و «حق مقدس» آزادی بیان را برای زن و مرد به رسمیت شناخته‌؛ البته بر اساس «اعتقاد» شخصی‌اش:

«[...] پل استر [...] در نامه‌ای که [...] در سایت اینترنتی نیویورک تایمز منتشر شد[در پاسخ] به اظهارات رجب طیب اردوغان [اعلام داشت] واقعیت این است که در اسرائیل آزادی بیان وجود دارد[...] اعتقاد شخصی من این است که آزادی عقیده و بیان [...] حق مقدس همه مردان و زنان در تمام کشورهای جهان است.»

حضور پل اوستر که از اهالی مکتب توحش «احترام به ادیان» هستند بگوئیم، آزادی بیان هیچ ارتباطی با «اعتقاد»، چه جمعی، و چه شخصی ندارد! در اعلامیة جهانی حقوق بشر، آزادی بیان به عنوان یکی از «حقوق انسانی»، و خارج از عرصة هرگونه «اعتقاد» و «باور» مطرح شده! اگر بعضی‌ها به این توهم دچار شده‌اند که آزادی بیان در «ده فرمان» به حضرت موسی ابلاغ شده، حضورشان بگوئیم خیلی «اشتباه» می‌کنند. «آزادی بیان انسان‌ها» گامی است جهت خروج از «تقدس»، و هیچ انسانی به خود حق نمی‌دهد که با لفاظی و جفنگ‌گوئی آن را به امری «مقدس» تبدیل کند. شاید پل اوستر به اشتباه «آزادی بیان» را حق «مقدس» معرفی کرده. همه اشتباه می‌کنند.

صدر حاج سید جوادی هم در نامه‌اش از «اشتباه» پوزش ‌طلبیده، و خامنه‌ای نیز در نماز جمعة این هفته از چارپایة ولی فقیه «معصوم» به پائین پرتاب شده و می‌گوید، اگر رهبر هم اشتباه کرد ...! بله، می‌بینیم که اینک رهبر هم تقدس خود را از دست داده و مانند افراد عادی «اشتباه» می‌‌کند! ولی گویا آقای حاج‌سید جوادی سیاست کشور ایران را درست «درک» نکرده‌اند. عملکرد خائنانة «نهضت‌ عاظادی» در گیرودار «انقلاب» آخوندها را نمی‌توان با «پوزش» ماستمالی کرد؛ مسئلة زندگی میلیون‌ها ایرانی، و حاکمیت سه دهه جنایت بر کشور مطرح است. «رهبر» قلعة حیوانات هم بدانند و آگاه باشند که اگر تازه به این نتیجه رسیده‌اند که ممکن است اشتباه کنند، ملت ایران ایشان را، همچون سلف‌شان از روز نخست در «اشتباه» می‌دید! اظهارات «دمکرات‌منشانة» خامنه‌ای، خصوصاً پس از لغو برنامة‌ حملة اربابان‌‌اش به ایران فقط عمق خودفروختگی «رهبر انقلاب اسلامی» را نشان می‌دهد.

حال که به «حاخ» رسیدیم یک پرانتز باز می‌کنیم تا هم‌سوئی سخنرانی وی در نماز جمعة جمکران را با نامة حاج سیدجوادی نشان دهیم. حاج سیدجوادی در نامة اخیرش از «اشتباهات» دولت موقت سخن به میان آورده، و بر مسلمانی «ما»، یعنی پیشخدمت‌های رمزی کلارک تأکید کرده! به عبارت دیگر این جانور وحشی «ملت ایران» را به عنوان یک مجموعة انسانی به رسمیت نمی‌شناسد؛ مسلمانی برای حاج سیدجوادی «پیش‌‌شرط» ایرانی بودن شده،‌ همچنانکه برای خامنه‌ای هم دشمنی با اسرائیل «پیش‌شرط» مسلمانی است. باری مقام معظم در وقوقیة روز جمعه، خارج از تأکید بر «قضیة‌ هسته‌ای»، با الهام از نامة بیشرمانة حاج سیدجوادی فرموده‌اند، «اگر رهبر هم اشتباه کرد، می‌باید به او تذکر دهند!» حال این پرسش منطقی مطرح می‌شود که «نتیجة» تذکر به رهبر چیست؟ ‌ پاسخ روشن است،‌ هیچ! در «قلعة حیوانات» همه چیز صورت ظاهری دارد؛ تذکر هم فقط برای تذکر است، همانطور که «مبارزه» برای مبارزه است! در حالیکه برخلاف توهمات حنازرچوبه و شرکاء، مبارزة سیاسی برای دستیابی به اهداف مادی و مشخص و ملموس صورت می‌گیرد،‌ نه برای پیروی از خط حماقت و شهادت، بگذریم!

در فردای «وتو»، یا بهتر بگوئیم چند ساعت پس از زلزلة سیاسی در شورای امنیت سازمان ملل در نیویورک، «مواضع» حکومت کفن‌فروش‌ها و اربابان اوباش‌پرست‌شان در غرب از هم فروپاشید! اینگونه بود که پس از لندن، در پاریس هم مشتی لات و اوباش در برابر سفارت سوریه تجمع کرده و شعار «روسیه، جنایتکار» سر دادند و...و همزمان بیانیة ابلهانة‌ «شورای ملی گذار» نیز انتشار یافت. رسانه‌های غرب در کمال وقاحت از این شورا به عنوان «اکثریت اوپوزیسیون» در سوریه یاد می‌کنند، بدون اینکه در نظر داشته باشند، حتی اگر اینان «اکثریت» هم باشند، به هیچ عنوان نمی‌توان حق سرکوب «اقلیت» را به آن‌ها اعطا کرد. «اقلیت» باید بتواند حرف خود را بزند.

بله، جریان «قطعنامة» پیشنهادی غرب برای سوریه، دقیقاً همان است که 33 سال پیش استعمار، بدون تصویب قطعنامه و با تکیه بر سکوت تاواریش‌ها در ایران به راه انداخته بود! یعنی دمیدن در بوق پوپولیسم، و معرفی گلة‌ لات‌واوباش و شوت‌وپرت و هالو به عنوان «اکثریت» ایرانیان! از قضای روزگار، این «اکثریت»، هم‌صدا با خمینی، خواهان فرار شاه از مسئولیت سلطنت بود! اعلیحضرت هم به خواست «مردم» احترام گذاشته، به عادت همیشگی در رفتند! نتیجه هم امروز در برابر ماست: کودتای ارتش و شهربانی به نام «انقلاب امت مسلمان ایران!» کودتائی که 33 سال است به برکت پشتیبانی بی‌دریغ غرب در هر میعاد، و در چارچوب منافع استعماری «بازتولید» می‌شود. و اینبار نیز حضرات منتظر بودند با «رفتن اسد» از سوریه، و یاری اسرائیل، چند بمب «ناقابل» به مراکز هسته‌ای ایران اصابت کند، تا این «کودتاچیان ابدمدت» باز هم تجدید قوا کرده، ضمن پارس کردن به همسایگان، سرکوب ملت ایران را از سر گیرند؛ اما نشد که نشد!

وتوی روسیه و چین دکان براندازان حرفه‌ای را در هم ریخت، و همه را در جایگاه واقعی‌شان یعنی همان «دریوزگی» از دکان غرب نشاند. دیدیم که دشمنی «دیرینة» شیعه و وهابی کارش به کجا رسید! حکومت جمکران که چند روز پیش از زبان ناطق نوری برای نبرد با شاهان «ظالم» عربستان خیز برداشته بود، سراسیمه به آغوش شیخ عربستان در جده پرید! بله نیروی دریائی حکومت کفن‌فروش‌ها که در آرزوی کشتی «نجات» یانکی‌ها «له، له» می‌زد، سرانجام در «جده» پهلو گرفت! همزمان، «برق» وحشت از چشم «احمی»، «حاخ» و نتانیاهو پرید! برقی که شهر پاریس را روشن کرد!

دردسرتان ندهم، اینچنین بود که امروز احمدی نژاد با شعار «میک لاو، نات وار» به جشنوارة خوارزمی آمده و فرمود، «پیشرفت‌های علمی» ما در خدمت دوستی با ملت‌هاست! به عبارت دیگر، مهرورزی ناچار شده ضمن بستن دکان نبرد بی‌امان مقام معظم با پدیدة‌ موهومی به نام «دشمن» و «استکبار جهانی»، یک دکان دوستی با ملت‌ها افتتاح کند! مشروح سخنرانی دردناک «احمی» در سایت حنازرچوبه، مورخ 16بهمن‌ماه 1390 در دسترس مشتاقان قرار گرفته؛ بشتابید برای تماشای چهرة‌ غم‌زدة‌ مهرورزی! اما دل حنا‌زرچوبه خون‌‌تر از این حرف‌هاست! خبرگزاری رسمی دولت برای ابراز ناخرسندی، به «گروه 14 مارس» لبنان و رسانة «الجمهوریه» متوسل شده، و ضمن بازتاب اظهارات جنبلاط خودفروخته می‌نویسد، «تا پوتین هست، بشار اسد هم خواهد بود!»

خلاصه «جونم براتون بگه»، برنامه‌های سیاسی ولادیمیر پوتین، در گام نخست همین حکومت توحش را نشانه گرفته، و بی‌دلیل نیست که «برادران» به آغوش شیخک عربستان در جده پناه برده‌اند؛ مکانی که در آن ارتش آمریکا، حامی اصلی حکومت اسلامی حضور رسمی دارد!

البته از «تغییر» مواضع حکومت جمکران هیچ تعجب نمی‌کنیم؛ وتوی قطعنامة توحش‌گستر یانکی‌ها، نه تنها حکومت «قلعة حیوانات»، که اسلام‌پناهان فرانسه،‌ لندن و واشنگتن را نیز تهدید می‌کند. امروز، شیوخ کانادا و ینگه‌دنیا با صدور «فتوی» رسماً قتل‌های ناموسی را محکوم کردند. همزمان وزیر کشور فرانسه نیز با پذیرش «عدم برابری تمدن‌ها» به نوعی، بر سیاست مزورانه‌ای که پس از کودتای اسلامی در ایران، تکیه‌گاه گسترش تعصب و حماقت در جهان شده بود نقطة پایان گذاشت. سیاستی که در «پست مدرنیسم» و «ترادف کلی» ریشه دارد. جالب اینکه، مواضع نوین وزیر کشور فرانسه که حساب تمدن‌های انسان‌محور را از حکومت‌های باورمحور جدا کرده، مورد حمایت رسمی وزیر دفاع این کشور نیز قرار گرفت. این خبر، از یک‌سو با انفجار لولة گاز صادراتی مصر به اسرائیل، و از سوی دیگر با انتشار خبر وقوع زلزله در حوالی بوشهر «تقارن» زمانی یافت. خلاصه، انتخابات ریاست جمهوری روسیه، حکومت توحش جمکران را از همان «پیچ تاریخ» به پرتگاه رهنمون خواهد شد؛ اینبار بدون فروپاشی، بدون لشکرکشی خیابانی، و خصوصاً بدون رهبرسازی!

به همین دلیل همزمان با وتوی قطعنامة کذا، نمایندة فرانسه در شورای امنیت همچون «امام» خمینی فریاد «آن پدر و آن پسر» سر داده، روسیه و چین را مدافعان «خشونت» معرفی ‌کرد! حال آنکه نفی اقلیت سیاسی در سوریه مصداق بارز «خشونت‌طلبی» یانکی‌ها،‌ متحدان‌ اروپائی‌و جیره‌خواران مزدورشان در اتحادیة رسوای عرب است. جنایتکار کیست؟ مخالفان خشونت، یا آن‌ها که بر طبل «معترض» می‌کوبند، و از «معترض مسلح» در سوریه حمایت می‌کنند؟

گاوچران‌ها همین عمل وحشیانه را در لیبی انجام دادند. از شورشیان مسلح حمایت کردند و اینان ضمن قلع و قمع طرفداران قذافی و‌ دیگر مخالفان «شورای ملی گذار» عربدة پیروزی سر دادند، تا رسانه‌های غرب بتوانند بر طبل استقرار «دمکراسی» در لیبی بکوبند. هر چند این به اصطلاح «دمکراسی» از چشم لیبیائی‌های بخت‌برگشته پنهان مانده. خوشبختانه در سوریه چنین امکانی برای براندازان حرفه‌ای فراهم نشد. و از اینرو در فردای وتو، وزیر امور خارجة جمکران آلو از دهان برداشته،‌ «دخالت نظامی» در سوریه را خطرناک ارزیابی فرمودند! جالب اینجاست که حکومت مرده‌شویان، دست در دست دولت ترکیه و اسرائیل «مزدور مسلح» به سوریه اعزام می‌کند! ولی خوب، کفن‌فروش‌ها وقاحت را در مکتب مقدس آتلانتیست‌ها آموخته‌اند، پس روی چون سنگ‌پای‌شان تعجبی ندارد!

در فردای وتو، «نیویورک تایمز» بوق کهنه‌فروش‌های اسرائیل‌پرست و اسلام‌نواز ینگه‌دنیا، خواهان گشودن باب «مذاکره» با حکومت جمکران شد،‌ و کیهان شریعتمداری مورخ، 16 بهمن‌ماه‌ سالجاری نیز شایعات بی‌اساس ارباب را به عنوان «شاهدی» بر استقلال حکومت توحش منعکس کرد. اشکال اینجاست که مقام معظم پس از شکرهائی که در نماز جمعة گذشته میل فرموده‌اند، دیگر نمی‌توانند با آمریکا «مذاکره» کنند! و نیویورک تایمز هم نمی‌تواند با توسل به «پل اوستر»،‌ کالای بنجل «حق مقدس» را به عنوان «آزادی بیان» انسان به فروش برساند. ماهیگیران «آسیب‌دیدة» ایرانی نیز دیگر احتیاجی به تکان‌دادن پارچة سفید نخواهند داشت.


 

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ سی‌ایکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ شوگرسنک

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا




فیلترشکن‌های جدید6فوریه2012

ipcamouflage.com
proxy2012fb.info
n-e-t.biz
proxycruises.info
turbo-proxy.info
doorblock.info
freewebproxy2012.info
unblockcashnhits.info
bypasstunnels.info
clockship.info
armanipurses.com
proxies.biz
anon-proxy.info
shieldproxy.com
webmediamarket.in
hideme2012.com
goonproxy.info
unlocked-net.info
venusproxy.com
coveryourtracksonline.info
eproxe.com
fbproxy2012.info
iranproxy2012.info
net-proxy.info
rballs.info
ipalter.com
camoproxy.info
freeproxy2012.info
unblockme2012.info
guesspurses.net
apuprocessors.net
inlocaltv.net
incloak.com
hidemyass2012.info
climaxproxy.info
ylink.info
drawtheblinds.info
beatschoolweb.info
topproxies.net
hideme2012.info
proxy2012usa.com
hidemyip2012.info
proxyforyou2012.info
uberproxy.com
handgrab.info
xperienc.com
slopedroofing.info
roofreno.info
earjam.info
browsefacebookatschool.info

February 2012
S M T W T F S
January 2012March 2012
1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29