STICKY POST
Friday, 9. November 2007, 22:02:56
Monday, 23. November 2009, 10:45:57
هین که دجال بیامد، بگشا راه مسیح!
(مولوی)
شعار «جمهوری ایرانی»، شعار فاشیستهاست، و از این نظر همچون دیگر شعارهاست که توسط مخالفنمایان حکومت در بوق گذاشته شده. کاربرد «شعار» همچنانکه گفتیم «عقیده سازی» است، جهت «سربازگیری» و «لشکرکشی!» از اینرو برخلاف باور عام، در مبارزات سیاسی همواره «اولویت» با شعار خواهد بود. از طریق شعار است که میتوان به آسانی جنبشمدنی را از اهداف صریح و انسانیاش به بیراهة خشونت کشاند، بوقهای استعمار در داخل و خارج مرزها دقیقا در همین «مسیر مقدس» فرسایش جنبشمدنی حرکت میکنند. در داخل کشور، موسوی جلاد و کروبی شیاد با شعار مزورانة «تقلب»، مخالفت ملت ایران را با «کل» حکومت اسلامی به بیراهة مخالفت با نتیجة یک «انتخابات» نیستدرجهان، یا بهتر بگوئیم به مخالفت با نتیجة مسابقات مارگیری کشاندهاند. و تمام شیپورهای غرب نیز به طبل زدن پیرامون «تقلب» فرضی مشغولاند. حال آنکه در حکومت اسلامی نمایش مضحک «انتخابات» فقط با هدف «کسب مشروعیت» نزد افکارعمومی غرب به صحنه برده میشود. قانون اساسی این حکومت از پایه و اساس نافی «انتخابات» و «جمهور» در مفاهیم دمکراتیک آن است.
به سرابم ره گمان نزنید
سر آب از شما نمیخواهم
برپائی مراسم «انتخابات» در جمکران دقیقاً در همان چارچوب متحجرانة «بیعت» در صدر اسلام قرار میگیرد، یعنی تأئید بیقیدوشرط توحش موجود و حاکم «مقدس» انگاشته شده که گویا واسطهای است بین «الله» و «امت»! به همین دلیل است که در این حکومت متحجر «حضور مردم» اینچنین اهمیت پیدا میکند. و به همین دلیل است که هنگام برگزاری مراسم کذا، بوقهای استعمار با رسانههای جمکران و مقامات حکومت توحش و مخالفنمایان در داخلوخارج از مرزها به «اجماع» رسیده همگی معلقزدن برای ارباب را آغاز میکنند. بله، این «مراسم» در واقع «اتحاد مقدس» تمامی سگهای سیرک استعمار را به نمایش میگذارد. سگهائی که برخلاف سگهای واقعی و دوست داشتنی، مزور و فریبکاراند. این سگهایهار طی 6 ماهی که از افتضاحات جمکران میگذرد با همکاری ساواک جمکران تمام تلاش خود را برای آلودن جنبش مدنی به خشونت، و به بیراهه کشاندن مطالبات ملت ایران به کار بردهاند. از آنجمله است خلق گروههای مخالفنما با نامهای گوساله فریب نظیر «مادران عزادار»، و انتشار شعارهای مرگ و خشونت از زبان «مادران» کذا، که بهتر است آنان را مادران چماقدار بنامیم. بله، مادران چماقدار از این پارک به آن پارک میروند، و شعارهای ساختهوپرداختة ساواک از جمله «مرگ بر دیکتاتور» را جار میزنند، بعد هم رسانههای ساواک مینویسند، «تجمع مادران عزادار» بر هم خورد، یا مادران کذا مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و مزخرفاتی از این دست!
وقتی بلندگوها اعلام میکنند، «مادران عزادار»! بلافاصله احساسات مخاطب از چند جهت تحریک میشود. نخست اینکه در جامعة سنتی، مادر و پدر «تقدس» دارند و ضمیر ناخودآگاه مخاطب بلافاصله «مادر» را به مادر خود پیوند داده، جهشی به دوران کودکی و عصر طلائی و بهشت موعود بیمسئولیتی کرده، مادر کذا را در جایگاه مادر خود میبیند و در دلش نسبت به او احساس محبت میکند. همه مادر خود را دوست دارند، یا حداقل جامعة قبیلهای به همه چنین تکلیف میکند که باید «مادر» را دوست داشته باشند. ولی در همین جامعة قبیلهای مادر عزادار به مراتب از «مادر غیرعزادار» دوست داشتنیتر میشود! چرا که مادر عزادار در ضمیر ناخودآگاه مخاطب نه تنها مادر وی که پدر و خواهر و برادارناش را نیز تداعی کرده، همه را در سوگ میبیند، سوگ فرزند، یا سوگ خواهر و برادر از دست رفته. حال ببینیم «مادر عزادار» چه فوایدی دیگری میتواند داشته باشد.
کالای زندهام که به سودای ننگ و نام
این میفروشد، آندگری میخرد مرا
فواید ایشان این است که یک خانوادة عزادار را تداعی میکنند که جوانی را از دست داده. و در شرایط فعلی جمکران این جوان فقط میتواند قربانی خشونتهای «پساافتضاحات» باشد و بس. در خانوادة عزادار چه میگذرد؟ غم همة افراد این خانواده با نگریستن به یکدیگر تشدید میشود. خلاصه بگوئیم، «مادران عزادار» از آن اختراعات پربرکت ساواک جمکران است که حاجیه شیرین عبادی، عیال حاجآقا توسلی در رادیوهمبونهها آنان را به جهانیان معرفی کرد. «مادران عزادار» فرضی از آنجا که فرزندشان را از دست دادهاند حال و روز خود را نمیفهمند و مرتباً شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر میدهند! عذرشان هم موجه است؛ فرزند دلبندشان را احمدینژاد در کهریزک به قتل رسانده، پس حق دارند بگویند، «گوربابای دمکراسی!» و ملت ایران!
ولی از نظر ما کسانیکه شعار مرگ و خشونت سر میدهند، به ویژه مادران کذا هیچ عذر موجهی ندارند. این تحرکات مزورانه فقط با هدف تخریب مطالبات دمکراتیک ملت ایران آغاز شده. فراموش نکنیم که سیسال پیش هم ساواک با همین شعارها حکومت توحش ملایان را بر ما ملت تحمیل کرد. آنروزها هم شعار «مرگ بر شاه» در ظاهر برای ابراز مخالفت با «رژیم استبدادی» پهلوی بود، هر چند در واقع، فقط برای تأئید «مرگ» و «نیستی» و «انسانستیزی» این کالای استعماری را به «بازار» آورده بودند. و دیدیم که «کالای مرگ» نه تنها در بازار ایران که در کل منطقه چه فروش خوبی کرد!
من شراب از شما نمیخواهم
شهد ناب از شما نمیخواهم
[...]
من نپرسیدم از شما چیزی
پس جواب از شما نمیخواهم
(حسین منزوی)
برای ما الویت با «انسان» است، نه با ابهام. «انسان» همواره در زمان و مکان مشخص، روی به زندگی و آینده دارد، و این است «صراحت» انسانی. هر گروهی که به بهانة مخالفت با احمدینژاد یا مخالفت با حکومت اسلامی، شعار «انسانستیز» سر دهد، از نظر ما در سنگر فاشیسم نشسته. و با در نظر گرفتن تحولات اخیر، موضعگیری ما حداقل در رابطه با شرایط کنونی ایران به دفعات توجیه شده. ما به مزخرفاتی از قبیل «خردجمعی» نیز معقتد نیستیم، و از اینرو بر طبل «خواست مردم» نمیکوبیم، چرا که «گلهپروری» و «جمعگرائی» را نافی «حقوق انسانها» میدانیم. امروز که اربابان حکومت توحش اسلامی تضعیف شدهاند و محور طالبانپروری در پاکستان، افغانستان و ایران در حال شکستن است بعضیها همچون موسوی شیاد خواهان «بازگشت به گذشته» شدهاند. این گذشته، چه «اسلامی» باشد، چه «ایرانی» در هر حال «گذشته» است و نمیتواند در زمان حال «بازتولید» شود. از نظر ما تفاوتی نمیکند شعارها به کدام «گذشته» ارجاع میدهد، و یا اینکه شعاردهندگان بسیار «محترم» بین کوروشکبیر و محمد رسولالله کدامیک را بیشتر میپسندند! مهم این است که جامعه را نمیتوان به گذشته بازگرداند، و گذشته را نیز نمیباید به الگوی آینده تبدیل کرد. ملت ایران، مانند دیگر ملتها در زمان و مکان مشخص قرار گرفته و این زمان و مکان را نمیتواند تغییر دهد. حکومت ایران یک حکومت دستنشاندة استعمار است، و بر اساس اظهارات نخستین رئیس جمهوری همین حکومت، رهبر عظیمالشأن انقلاباش نیز از میان خیل دستاربندان طرفدار کودتای آنگلوساکسونها در سال 1332 برگزیده شده بود.
سیسال پیش، ساواک با انتشار یک نامة مضحک در روزینامة خانوادة مسعودیها با شعارهای دستپخت سازمان سیا راهپیمائی «طلاب» را سازمان داد، و آنقدر «تظاهرات» و «تهاجمات» و جنگ و گریز خیابانی را در سطح کشور دنبال کرد تا کار به «انقلاب شکوهمند» و کودتای مردمی 22 بهمن 1357 انجامید. امروز دیگر نمیتوان بازی گذشته را تکرار کرد. «مردم» فرضی برای مخالفت با حکومت شعار «جمهوری ایرانی» سر میدهند؟ به استنباط ما سخت اشتباه میکنند! چرا که حکومت «ایرانی» هر چه باشد، «اسلامی» را نیز شامل خواهد شد! «ایرانی» نمیتواند «اسلامی» را حذف کند؛ اسلام بخشی از تاریخ ملت ایران است. بله، این «مردم» نازنازی که ظاهراً از لج حکومت اسلامی شعار «جمهوری ایرانی» سر دادهاند، خیلی اشتباه میکنند، چرا که در عمل برای امتداد همان نظریهای شعار میدهند که ساختار استعماری حکومت اسلامی بر آن تکیه دارد. میبینیم که «خردجمعی» یک دروغ بیشرمانه است. ملتها نمیتوانند در «جمع» به خرد دست یابند. آنچه در «جمع» و هیاهو و تظاهرات حاصل میشود، نامش هر چه باشد «خرد» نیست! به احتمالی میتواند نوعی «توهم» و «اجماع» گروهی باشد. میدانیم که این قماش توهمهای جمعی به دلیل ابهامشان بهترین عصای دست شیادان و عوامفریبان است.
جمهوری «ایرانی» همانقدر مبهم است که جمهوری اسلامی. در «جمهوری ایرانی» میتوان «توحش» حکومت «دینی» را به توحش و تعصبات «بومی» افزود و دامنة سرکوب و توحش را حتی بیش از امروز گسترش داد. روشنتر بگوئیم شعار به اصطلاح مترقی «مردم» شریف، «فاشیسم بومی» را به «فاشیسم دینی» میافزاید. و بیدلیل نیست که روزینامه «روپرت مردخای» در جبین شیخ مهدی بازرگان، عضو محفل کودتای «ملی ـ مذهبی» یک «لیبرال ـ دمکرات» تمام عیار رؤیت کرده!
این گروه یک شبکة «دولایه» است: لایة مذهبی، و لایة ملی! بینالملل فاشیسم، طی سیسال گذشته سرکوب «مذهبی» این گروه خود فروخته را بر ملت ایران تحمیل کرد، اینک قصد اعمال سیاست «ملی» همین محفل را دارد. بله! مردم به خطا میپندارند که در مخالفت با حکومت اسلامی شعار میدهند، مردم سخت اشتباه میکنند. این شعار نه تنها «مردم»، که ملت ایران را در مسیر مطلوب استعمار قرار میدهد. اشتباه و به ویژه اشتباه «مردم» را «توجیه» نمیکنند! ما نمیپذیریم که وابستگیهای سیاسی مخالفنمایان به محافل سرکوب استعماری، یکبار دیگر به ابزار اعمال سیاستهای استعمار در کشورمان تبدیل شود. برای ما اولویت با انسان است، نه با انسان نسبی، نه با انسان «دینی» و نه با موجودات «بومی!»
به همین دلیل از «دمکراسی» دفاع میکنیم. ما از جایگزینی حکومت اسلامی با «حکومت ایرانی» حمایت نخواهیم کرد. در همین راستا از همة کسانی که خواهان استقرار دمکراسی در ایران هستند میخواهیم از پیوستن به صفوف طاعونسبز و «فدائیان ایران» خودداری کنند. اینان دو روی یک سکة واحد فاشیسماند؛ مطالباتشان مبهم است، و جز شعار پوچ هیچ در چنته ندارند. «جنگ» اینان با حکومت یک صحنهسازی مهوع است که فقط با هدف جذب ناراضیان و لشکرکشیهای خیابانی جهت تکرار «دور باطل» بازگشت به گذشته، و جایگزینی یک «حکومت خیابانی» با حکومت خیابانی نوین صورت میگیرد. دقیقاً در همین چارچوب است که «حضور مردم» در خیابان و سردادن شعارهای مبهم کارساز استعمار میشود. در واقع با هر تظاهرات، یک گام از دمکراسی دورتر میشویم و به بیراهة مرگ و ابهام و فاشیسم نزدیکتر.
هین که دجال بیامد ...
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید23نوامبر2009
partyproxy.co.cc
makewar.info
vimutobeast.co.cc
makeme.info
finalfreedom.co.cc
kiedle.co.cc
webtechi.com
managedforextrading.info
ripzx.co.cc
formeitsfree.co.cc
anonymousemailservice.info
penetratebebo.info
bestproxy.info
supermanvideo.com
actionanime.info
internetevade.info
pixolium.com
wiipics.com
freeunblocksite.info
getbynow.com
silentsurfing.info
jimkirk.info
surfelite.info
behindme.net
youtubevideo.me
bypassunblock.net
fundtrouble.com
forexfollowme.co.cc
bypass4.me
laxedre.co.cc
unblockedwebproxies.info
proxysuperstar.info
proxied.co.tv
skooled.co.cc
enproxy.net
thisisnotaproxy.co.cc
farmproxies.com
fullproxies.com
freeyourminds.info
futurebrowsers.com
frekzil.co.cc
ownedproxy.co.cc
proxygiant.info
kissforex.co.cc
hoppedoveryou.co.cc
hub-proxy.co.cc
universalproxy.co.cc
spleedr.co.cc
yeaunblock.info
Sunday, 22. November 2009, 14:35:05
سه روز پس از سخنرانی 6 دقیقهای الیزابت دوم «معجزات» بزرگی در عرصة سیاست جمکران به وقوع پیوست. ابتدا هیزاکسلنسی در «بیبیسی» خواهان «تعامل» با دولت جمکران شدند، سپس والستریتجورنال در جبین کودتاچیان فکلکراواتی نهضت عاظادی «سکولاریسم»، «دمکراسی» و همة آرمانهای شکست خوردة ما ملت را رویت فرمود، و نهایت امر «رادیوفردا» نیز بلافاصله لاشة حاج سیدجوادی پلید، «مخترع» قانون اساسی حکومت اسلامی را از فریزر بیرون کشیده یک مصاحبه با ایشان ترتیب داد! و اما امروز حاج «آورام یزدی»، از مقربان درگاه «رمزی کلارک» و از خادمان وفادار بارگاه برژینسکی و از مدافعان سیاست «یک کشور، یک مذهب» و به ویژه از مجریان قطع رابطه دیپلماتیک با مصر و از طرفداران «استقلال چچنی» سروکلهاش در «ایلنا» پیدا شده و میگوید، باید با آمریکا «آشتی» کنیم! خلاصه اگر برای اجرای «سیاست انسداد» پیشتر لازم بود گورکنها با اربابانشان در ظاهر «قهر» باشند، حال جهت تداوم همین سیاست یعنی ممانعت از بازگشت اسرائیل به درون مرزهای قانونیاش آشتی با ارباب الزامی شده. شیرینی آشتیکنان به احتمال زیاد شرکت ایران در جنگ «عربستان ـ یمن» خواهد بود. به همین دلیل روپرت مردخای خریدار کودتاچیان 22 بهمن شده.
پروپاگاند «والستریتجورنال» برای نهضتعاظادی دلیل موجه دارد. این محفل منفور همچون جبهة به اصطلاح «ملی» و «آیات عظام» و مدعیان دفاع از «منافع ملی» همواره نقابی بر چهرة کودتا بوده. شیوة عمل چنین است که برای فراهم آوردن زمینة کودتا، ابتدا فکلکراواتیها با «آیات عظام» متحد میشوند تا زمینة کودتا فراهم آید. پس از کودتا «آیات عظام» در کنار قدرت قرار میگیرند و فکلکراواتیها تبدیل میشوند به قهرمانان ملی! البته در این روند قهرمانسازی، مقداری «حسین شهید» هم تولید میشود تا بازار فروش «قهرمان» کساد نشود. میدانیم که برای فروش کالاهای غیرضروری «آگهی» از الزامات اصلی است. و هر چه کالای کذا بنجلتر باشد، لازم است برای فریب خریدار آگهی پرسروصداتر شود. به عنوان نمونه برای فروش «مصدق» مزدور به ملت ایران، «حسین فاطمی» را به قتل رساندند تا هیچکس در «حقانیت» مصدق و میهنپرستی ایشان و به ویژه در «منافع» ملیکردن نفت تردید نکند. حال آنکه ملی کردن نفت در واقع خیانت به ملت ایران و خدمت به منافع بریتانیا بود. چرا راه دور برویم، برای فروش دارودستة مهدی بازرگان به ملت ایران به عنوان اوپوزیسیون این حکومت توحش استعمار چه کرد؟ عدهای لات و اوباش را برای اشغال سفارت آمریکا ارسال نمود. شیخ مهدی هم ظاهراً روحشان خبر نداشت، و در الجزایر به زدوبند با ارباب مشغول نبودند! به همین دلیل ایشان به محض شنیدن این خبر بهجت اثر حکومت را به امام زمان سپرده، استعفا دادند و تفسیر قرآن در جام جذامزدة جمکران را آغازیدند. خلاصه، همزمان با نمایشات مهوع افشاگریهای دانشجونمایان پیرو خط توحش، شیخ مهدی هم نمایش «اسلام خوب» را به صحنه آورد.
خلاصة مطلب یک «اسلام مبارز»، حسینی و تشنة خون و شهادت داشتیم که از طریق عربدههای «امامالله» در بالکن جماران و زوزههای اوباش همیشه در صحنه به صورت چماق بر فرق ما ملت فرود میآمد، یک «اسلام» مترقی، علوی و حسنی و خوب و غیره هم داشتیم که گروه شیخ مهدی در تلویزیون و روزینامة «میزان» مبلغ آن شده بود. پرواضح است که توحش اولی را دومی «تلطیف» میکرد. اگر بخواهیم این شرایط را به تصویر کشیم میتوانیم بگوئیم در زندانی به نام حکومت اسلامی، امام سیزدهم در جایگاه شکنجهگر، و شیخمهدی در نقش «پزشک» زندان ظاهر شده بودند. میدانیم که برای ادارة امور زندان «همکاری» صمیمانة ایندو الزامی است.
باری امروز نیز همچون دوران طلائی گذشته آنگلوساکسونها برای شبیخون زدن به ملت ایران اعضای منفور نهضت عاظادی را علم کردهاند. از آنجمله است، بلبلزبانیهای شیرین عبادی، ابراهیم یزدی، حاج سید جوادی و قوم و قبیلة سحابی، بازرگان، طالقانی و ... چرا که حضرات میپندارند ما دوران شیرین صدارت مهدی بازرگان را بکلی فراموش کردهایم، و از دورة نکبت مدرس و مصدق نیز هیچ نمیدانیم. هر چند که دیگر پتة فعلة فاشیسم بر آب افتاده و نیازی به افشاگری هم در میان نیست.
امروز ابوالحسن بنیصدر به سوابق درخشان آخوند کاشانی و خمینی دجال و عضویت ایندو در محفل کودتای 28 مرداد اشاره کرده. بنیصدر میگوید، کاشانی از کودتای کلنل آیرونساید و از کودتای 28 مرداد 1332 حمایت کرده و خمینی هم از مدافعان کودتای 28 مرداد بود. بنیصدر میافزاید، اینان به دلیل «اعتیاد به قدرت»، همواره از زور حمایت میکنند. حال آنکه از نظر ما این امر خارج از «اعتیاد» و «گرایش شخصی» است. به گواهی تاریخ معاصر ایران دستاربندان سیاستپیشه همواره در خدمت سیاستهای استعمار بودهاند. سیاستی که برای پیشبرد اهداف خود نیازمند خشونت «فتوی» و «ترور» یعنی دستاربند و اوباش بوده. بدون توسل به خشونت هرگز نفت «ملی» نمیشد. ترورهای سیاسی سدة اخیر، از جمله ترور «رزم آرا» که خواهان «مذاکره» برای حل بحران نفت بود شاهدی است براین مدعا.
برای ملی شدن خائنانة نفت لازم بود محمد مصدق دست در دست گروه بقائی و حزب عوامفریب توده، با ایجاد بحران، قانون شکنی و ایجاد شرایط جادوئی «انزوای سیاسی ـ اقتصادی» زمینهساز کودتا شود، البته بدون اینکه کودتای کذا را به حساب ایشان بنویسند. همچنانکه نقش نهضت عاظادی و به ویژه نقش شخص مهدی بازرگان در کودتای 22 بهمن1357 و کودتای 13 آبانماه 1358 پنهان ماند و ایشان قربانی «تندروها» معرفی شدند! حال آنکه ریشة تندروی و خشونت را میباید در همان گروه بازرگان جستجو کرد.
دولت بازرگان کمتر از سه ماه پس از کودتای 22 بهمن، یعنی دو هفته پس از استعفای کریم سنجابی از پست وزارت امورخارجه، در تاریخ 30 آوریل 1979، با مصر قطع رابطه کرد تا ضمن محکوم کردن «مذاکرات صلح» با اسرائیل زمینة گسترش جنگ و خشونت را برای دولت اسرائیل فراهم آورد. در واقع شعارهای احمدینژاد در باب «پاککردن» اسرائیل از روی نقشة جغرافیا تداوم مزدوری دولت بازرگان و نهضت عاظادی برای اسرائیل و آمریکاست. موضوع برخلاف آنچه بنیصدر میگوید «پیشینة سیاسی» نیست. اصل مطلب این است که حکومت اسلامی مجری سیاست محافل جنگطلب و نژادپرست غرب است، و همین محافلاند که منافعشان در گرو تداوم خشونت و ابتذال در کشورهای مسلماننشین است:
«پيشينة آقای کاشانی که [...] حمايت از رضاخان بود [...] او را از سازمان دهندگان اصلی کودتای 28 مرداد گرداند[...]پيشينة آقای خمينی در دوران مصدق و همگامی او با آقای بهبهانی در کودتای 28 مرداد [پس از] سقوط رژيم شاه[...] او را به اعتياد بازگرداند. قدرتمدار شد و يکی از سياهترين دورانهای تاريخ ايران را بانی گشت.»
بنیصدر چه میگوید؟ ایشان میگویند، خمینی همچون کاشانی حامی کودتای 28 مرداد بوده، میگویند کاشانی پیشتر نیز از کودتای کلنلآیرونساید حمایت کرده! میبینیم که برای ملی کردن نفت، مصدق بر ضد دولت رزم آرا با همین کاشانی متحد شد، و مهدی بازرگان نیز نهایت امر با خمینی دست اتحاد داد. پیش از ادامة مطلب یادآور شویم، پس از کودتای 28 مرداد، محمد مصدق از ایجاد تشکل نهضت عاظادی پشتیبانی کرده. به عبارت دیگر، با توجه به آنچه بنیصدر میگوید، تداوم محفل استعمار از کودتای کلنل آیرونساید تا کودتای 22 بهمن 1357 آشکارا به نمایش درآمده. کاشانی، مصدق، خمینی و بازرگان چهارستون محفل کذا به شمار میروند البته در کنار سحابی، توسلی و شرکاء. همچنانکه پیشتر هم در مورد خانوادة «موسی صدر» گفتیم، مزدوری استعمار پیشهای است موروثی. از اینرو سخنرانیهای عبدالعلی بازرگان در ینگهدنیا، همچون سخنرانیهای اعضای قبیلة سحابی و شریعتی و توسلی و ... در راستای منافع اربابانشان در لندن و واشنگتن ایراد میشود. سیاست استعمار چیست؟ تکرار یک دور باطل از خشونت و ابتذال جهت گسترش دامنة تاراج. برای تکرار همین دور باطل است که اکنون «والستریت جورنال» به طبل زدن برای نهضت آزادیستیز ابراهیم یزدی پرداخته.
در شرایط فعلی بهترین ابزار برای وارد کردن ایران به جنگ «عربستان ـ یمن» و ممانعت از استقرار صلح در کل منطقه همین نهضت منفور است. در سال 1357 نیز سازمان ناتو با توسل به نقاب کذا کل منطقه را در بحران و جنگ فرو برد. در واقع شعار محو اسرائیل از نقشة جغرافیا ریشه در همین محفل دارد. مزدوری این محفل برای استعمار به دوران مشروطه باز میگردد. ساختار این اتحاد استعماری هرمی است که در رأس آن یک زوج «دستاربند ـ فکلکراواتی»، و در پایة آن نیروهای سرکوب «انتظامی» و اوباش لباسشخصی یا همان «مردم» حکومت اسلامی قرار گرفتهاند. مردمی که سیاست کشور را در «خیابان» تعیین میکنند. 8 ماه صدارت مفتضحانة مهدی بازرگان به کمک همین «مردم» امکانپذیر شد و اکنون که کودتای 22 بهمن فرسوده شده استعمار غرب میکوشد دستنشاندگان خود را با صورتک نوین به صحنه بیاورد. روشنتر بگوئیم، حال که کار طاعون سبز به افتضاح کشیده و معلوم شده خامنهای همکاسة اینان است، حال که جناح احمدینژاد نیز در موضع ضعف قرار گرفته، پیش کشیدن آدمخواران فکلکراواتی و اسلامفروش بارگاه «رمزی کلارک» جهت ممانعت از بازگشت اسرائیل به مرزهای بینالمللی و قانونیاش میتواند کارساز تفنگفروشهای دو سوی آتلانتیک باشد.
نهضت عاظادی همچون جبهة ملی نقابی است بر چهرة فدائیان اسلام یا تیغکشهای فدائی استعمار در ایران. هر بار آنگلوساکسونها قصد کودتا دارند از این محفل خودفروخته به عنوان «روکش محافظ» استفاده میکنند. البته تاکنون اجرای چنین امر مقدسی به دلیل کودتای بلشویکها در روسیه و حاکمیت شرایط جنگ سرد سهل و ساده بوده ولی «در جادوئی» کودتا دیگر بر پاشنة سابق نمیچرخد. از اینرو بین سخنرانی ملکة انگلستان و سخنان مشاور اوباما در امور خاورنزدیک تضاد بارز دیده میشود.
همچنانکه در وبلاگ «دشمن و دستهبیل» گفتیم مشاور اوباما، آشکارا از تبدیل پاکستان به یک مرکز تروریسم سخن به میان آورده، در صورتیکه الیزابت دوم ضمن تأکید بر استقرار صلح و آرامش و ثبات در خاورمیانه و در پاکستان و افغانستان خواهان رفع بحران ایران و کرة شمالی نیز شده. سخنرانی ملکة انگلستان که خطوط اصلی سیاست دولت را تعیین میکند در سایت «بیبیسی» موجود است.
سخنرانی کوتاه ملکه انگلستان شکاف بین آنگلوساکسونهای دو سوی آتلانتیک را به صراحت نشان میدهد. انگلستان قصد تحکیم ارتباطات خود با کشورهای مشترکالمنافع را دارد ـ پاکستان در زمرة همین کشورهاست ـ حال آنکه حاکمیت آمریکا همچنان چشم امید به گسترش جنگ دوخته. چنین سیاستی بدون تبدیل ایران به سپر بلا نمیتواند اعمال شود. به همین منظور لازم است یک دولت محبوب، مزدور و به ویژه «مردمی» در ایران به قدرت برسد تا در پناه هیاهوی «مردم» سیاستهای کاذب «ضد اسرائیلی» و مطلوب گروه برژینسکی را به مورد اجرا بگذارد. اینجاست که دلیل شیفتگی ورقپارة روپرت مردخای بر چهرة کریه نهضت عاظادی آشکار میشود.
دولت اوباما نخست قصد داشت از طریق «جنبش سبز» به دوران طلائی جیمی کارتر بازگردد، ولی از آنجا که دست خود را کوتاه و «خرما را بر نخیل دید»، اکنون سعی دارد تا با توسل به صورتک نهضت عاظادی ایران را به هر ترتیب که شده به دوران امام «روشن ضمیر» موسوی بازگرداند. بله! فکر میکنیم اکنون «منبع الهام» شعار «بازگشت به دوران نورانی» صدر انقلاب روشنتر شده باشد.
با اینحال، طرح هر دو محفل آنگلوساکسون با بحران روبروست. از نظر استراتژیک در ایران امروز مشکل میتوان «خط امام» را به قدرت رساند، و خواب و خیالهای علیاحضرت در زمینة همکاریهای منطقهای با پاکستان و افغانستان میباید به دست فراموشی سپرده شود. دقیقاً به همین دلیل است که گزینة «جنگ» تا این حد از نظر تبلیغاتی به ارزش گذاشته شده. این جنگی است که در صورت بروز تمامی منافع از دست رفتة این محافل را بار دیگر در منطقه تأمین خواهد کرد. جنگی که وقوع و یا عدموقوع آن نه به خواست ما ملت، که در گرو دالانهای تودرتوی دیپلماتیک در منطقة آسیای مرکزی و خاورمیانه است.
به احتمال زیاد این طرح جادوئی با همان دستهبیلهای کذا از اندونزی باید وارد شده باشد، ولی برخلاف دستهبیلهای اندونزیائی که همچون ورق زر به فروش رفتند، هم طرح «کودتای سبز» روی دست صادرکنندگان محترم باد کرد، و هم تحفهای به نام احمدی نژاد روی دستشان مانده! به همین دلیل قصد دارند یکبار دیگر دارودستة بازرگان را به عنوان دمکراسی به ملت ایران بفروشند از اینرو والستریت جورنال سکولاریسم را در چهرة پلید روضهخوانهای بیدستار گروه ابراهیم یزدی رویت میکند. خلاصه کنیم گاوچرانها و جنتلمنهای نزولخور «سیتی» در بن بست افتادهاند. پس به هوش باشیم که جنبشمدنی را با شعارهای مبهم و تحرکات بیپایه ابتر نکنند.
شعارهای «نفی»، «خشونت» و «مرگ»، جنبش مدنی را به بیراهة خشونت خواهد کشاند، همچنانکه شعارهای «مبهم»، جنبش را از مطالبات واقعی خود دور میکند. شعارهای مرگپرستان طاعون سبز جنبش مدنی را از مسیر مسالمت آمیز به سوی خشونت سوق میدهد. میباید «مطالبات صریح» خود را به صورت «مثبت» مطرح کنیم. به عنوان نمونه ، «آری» به جمهور، یا «آری» به اعلامیة جهانی حقوق بشر، و ... «آری» به آرمانهای نیاکانمان در صدر مشروطه، یعنی همان «جدائی دین از سیاست»، و «قانون بجای شریعت» که از صراحت حقوقی برخوردار است.
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید22نوامبر2009
55note.info
35note.info
pentratorproxy.info
blej.info
widesurf.info
20note.info
anonymousinfo
cashcontest.info
15note.info
10note.info
un-blocking.info
taggedaccess.info
anonymouswebfilter.info
accessblock.info
httppenetrator.info
25note.info
unblockhero.info
anonymousflickr.info
anonymousschoolproxy.cn
penetratefilters.info
proxylistanonymous.info
dontgetblocked.info
unblockproxyweb.cn
forexsignalservice.info
blockerbypass.com
penetratewebfilter.info
95note.info
45note.info
howtoaccessblockedsites.info
ipanonymous.info
5note.info
bypass-blockedsites.info
85note.info
buzzprox.com
90note.info
access-websites.info
60note.info
forexarbitrage.info
liveforexcharts.info
unblock15.info
howtounblocksites.info
penetrateanon.info
netlogpenetrator.info
70note.info
yeaunblock.info
anonsurfing.net
access-blockedsites.info
anonymousaccess.info
fixthelotto.com
anonymousanonymity.info
Saturday, 21. November 2009, 13:23:35
آمریکا خواهان ورود حکومت جمکران به جنگ عربستان و یمن به بهانة پشتیبانی از «شیعیان» یمن است، و این مطالبات نه تنها در رسانههای حکومت «مستقل» جمکران مطرح میشود، که «ساتاس» نیز خواستههای ارباب را در وقوقیهها «بازتولید» میکند تا ائمة جمعه با رعایت «وحدت کلمه»، ضمن معلق زدن برای ارباب آنها را تکرار کنند.
پیش از ادامة مطلب یادآور شویم حکومت «غیردینی» هیچ ارتباطی با دمکراسی ندارد. دیکتاتوریهای کرة شمالی، برمه، چین مائوئیست و ... همه «غیردینی»و ضددمکراتیک به شمار میروند. اگر حاکمیت دمکراتیک الزماً «سکولار» است، هر حاکمیت سکولاری دمکراتیک نیست. این مختصر را محض اطلاع «والستریت جورنال» بینوا گفتیم که قیاس به نفس کرده مخاطب را کودن میانگارد. ورقپارة روپرتمردخای نه تنها فکل کراواتیهای فدائیاسلام را «سکولار» میخواند که «فاشیست ـ مسلمانهای» آدمخوار گروه خاتمی را «طرفدار دمکراسی» جا زده. ترجمة این مطلب در وبلاگ «سربازکوچک» موجود است.
امروز بپردازیم به تلاشهای اربابان حکومت اسلامی در لندن و واشنگتن برای برآوردن آرزوهای «طاعون سبز»، و بازگرداندن ملت ایران به دوران شیرین و همچون عسل صدارت «مردمی» شیخ مهدی بازرگان که در آن ماشاالله قصاب به تنهائی نقش «مردم» را ایفا میکرد. به ادعای «والستریت جورنال»، دولت آخوندهای فکلکراواتی نهضت عاظادی «سکولار» بوده. دلیل مهرومحبت گاوچرانها به دولت شیخ مهدی بازرگان این است که حکومت «مردمی» و «سکولار» ایشان به کودتای 13 آبان و جنگ خداپسندانة 8 ساله انجامید و نان کرکسهای نژادپرست را در روغن شناور ساخت.
در راستای چنین سیاستی است که امروز آخوند صدیقی در وقوقیة تهران میگوید، زندگی انسان در این جهان نیست، باید خود را برای «آنجهان» آماده کنیم! البته این چرندیات تداوم مزخرفاتی استکه در «والستریت جورنال»، روزنامة حقطلب و دینی «روپرت مرداک» انتشار یافته. در واقع گورکنها برای کارفرمایان روپرت مردخای در لندن و واشنگتن پامنبری میخوانند.
پس از انتشار مقالة «عقلانی» والستریتجورنال در باب «تمایل» ایرانیان به بازگشت به دوران شیخ مهدی بازرگان، مشاور اوباما در امور خاورنزدیک و آسیا، «بروس ریدل» نیز یک سخنرانی مبسوط در تأئید مطالبات «طاعون سبز» ایراد کرد، که از قضای روزگار در همسوئی کامل با خطبههای نماز جمعة امروز تهران قرار گرفته! بله چارچوب سیاست «نوین» و در واقع تکراری آنگلوساکسونهای دو سوی آتلانتیک در ایران مشخص شد: یک دورة کوتاه حکومت «مردمی» با شرکت چاقوکشهای «فکل ـ کراواتی» نهضت عاظادی و آیات عظام «مترقی» و به ویژه «خلخال آن زن یهودی» که برای استقرار حکومت توحش عدالت علوی الزامی خواهد بود. سپس یک کودتای «مردمی» و سفارشی نظیر اشغال سفارت آمریکا لازم داریم. این کودتا برای ورود حکومت جمکران به جنگ استعماری «یمن ـ عربستان»، جهت قانونشکنی بیشتر و نقض تعهدات در برابر گروه «1 + 5»، و تحمیل «شرایط ویژه» بر ملت ایران الزامی است. خلاصه بگوئیم، جهت لاتبازی در داخل، و نقض مقررات و تعهدات بینالمللی در خارج از مرزها، قرار است ابتدا گورکنها به دوران امام «روشن ضمیر» و دولت شیخ مهدی باز گردند، تا اراذل و اوباش به رهبری ماشاالله قصاب خیابان را به اشغال در آورده، «پیروان خط امام» برای عقبراندن به اصطلاح لیبرالها که همان «فکل ـ کراواتیهای» فدائیان اسلاماند، با اشغال یک «لانة جاسوسی» دیگر، ضمن اجرای نمایشات مهوع «افشاگری»، بمبشان را هم رو کنند!
با در نظر گرفتن اعلام آمادگی «هیزاکسلنسی» جهت «تعامل» با حکومت گورکنها، اینبار میتوان سفارت انگلستان را اشغال کرد، و جنگ زرگری با اسرائیل را تا پایان جهان ادامه داد. بله در گیرودار همین تحولات، و پس از مصاحبة معروف «هیزاکسلنسی»، موافقت ضمنی بعضی مقامات فرانسه نیز با تجهیز گورکنها به سلاح هستهای اعلام شد. و خلاصه همة عناصر لازم برای دستیابی مجدد به اکسیر جادوئی «انزوای سیاسی ـ اقتصادی» و شناور شدن در «نعمتالهی» جنگ فراهم آمده.
این اکسیرجادوئی به حکومت جمکران اجازه میدهد برای تضمین حیات ننگیناش بار دیگر خود را در شرایط جنگ با «صدامیان کافر» قرار داده، و با اسبابکشی از جبهة جنگ «حق علیه باطل» در عراق به عربستان، اینبار شیعیان یمن را نیز «آزاد» کند. تعجبی هم ندارد، حکومت جمکران به عنوان ساختاری پوشالی و دستنشاندة استعمار، یک «توده ابر مبهم» است که طرفداران و دشمناناش نیز الزاماً از همین ویژگی برخوردار میشوند. همانطور که «مردم» طرفدار فرضی حکومت اسلامی از صدر اسلام به هزارة سوم اسبابکشی فرمودهاند، «صدامیان کافر» هم از عراق رفتهاند به عربستان! پس لازم است «نبرد» با آنان در عربستان ادامه یابد. میدانیم که جنگ داخلی یمن به همت دو سناتور خداجو، حقطلب و اسرائیلپرست، یعنی مککین و «جو لیبرمن» به راه افتاد، و اکنون عربستان هم درگیر آن شده. برای فراهم آوردن تسهیلات لازم جهت مبارزین «راه حق»، یک نمایشگاه از تسلیحات آخرین مدل نیز در همان حوالی، یعنی در امارات بر پا شد تا تحویل توپ و تفنگ به طرفین به صورت همزمان و با رعایت «عدالت علوی» امکانپذیر شود.
پس از ابراز تمایل هیزاکسلنسی به «تعامل» با ایران، امروز چارچوب «تعامل» کذا کمی مشخص شد و متوجه شدیم، ورود ایران به جنگ عربستان و یمن، تجهیز حکومت اسلامی به سلاح اتمی و ایجاد محور «غزه ـ اسلام آباد» در این چارچوب مقدس قرار میگیرد. از اینروست که والستریت جورنال، ورق پارة «روپرت مردخای» در جایگاه خداوند ابراهیم نشسته و همانطور که بالاتر گفتیم خواست قلبی «همة ایرانیان» را به اطلاع جهانیان رسانده. به ادعای بوق جنگفروشان دو سوی آتلانتیک، ما ملت آرزوئی جز بازگشت به دوران «امام روشن ضمیر» و حکومت «سکولار» شیخ مهدی بازرگان نداریم و مرتب در حسرت این دورة پرشکوه از ته دل «آه» میکشیم؛ البته گویا خودمان نمیدانیم، چرا که والستریت جورنال بهتر میداند ما چه میخواهیم.
بله، این قماش «دانائی» یکی از امتیازات ویژة خداوندی است! خداوند میداند شما چه میخواهید، در کتب مقدس هم چنین آمده. ولی در این دوره و زمانه اوضاع کمی تفاوت کرده! ما هم از «خواست خداوند» آگاه شدهایم، چرا که ما در جرگة «بندگان» ایشان نیستیم! باری در کتب مقدس آمده است که خداوند آنچه را که بندگاناش «باید بخواهند» به آنان اعطاء میکند، چراکه خداوند صلاح و مصلحت بندگاناش را بهتر از آنان میشناسد. و ما هم از صلاح و مصلحت «خداوند» و بندگاناش در جمکران «خبر» موثق داریم. اینبار خداوند و بندگاناش در همسوئیکامل با یکدیگر خواهان گسترش جنگ در منطقهاند. مصلحت تفنگفروشان چیست؟ همان گسترش جنگ. مصلحت حکومت جمکران یا «بندگان» خداوند هم شرکت فعال در سیاستهای جنگافروزانة واشنگتن است. این مطلبی است که در خطبههای نماز جمعة امروز مطرح شده.
میبینیم که سناریوی «تعامل» هیزاکسنلسی چنین است: نخست پشتیبانی نظامی حکومت اسلامی از جنگی که آمریکا در یمن به راه انداخت و عربستان را به آن وارد کرد. ورود به این جنگ برای شانهخالی کردن از تعهدات ژنو و انکار توافقهای وین الزامی است. در این سناریو، انگلستان از همراهی و همکاری گروه اوباما، دولت اسرائیل و همسوئی رهبر فرزانه، «مجلس» حلقهبهگوشان و وزارت امورخارجة جمکران اطمینان کامل دارد. چرا که برخلاف مهرورزی، اینان از پذیرفتن تعهداتشان در ژنو و در آژانس بینالمللی انرژی اتمی طفره میروند. به این ترتیب یکبار دیگر صفآرائی واقعی دو جناح آبمنگلها مشخص میشود. علیخامنهای به همراه لاریجانیها و اکبر بهرمانی در صف «طاعون سبز» قرار گرفته و مخالفنمایان حکومت به دروغ خامنهای را حامی احمدینژاد معرفی میکنند. چرا که «رهبر فرزانه» بینهایت منفور است و اگر حمایتاش از «طاعون سبز» آشکار شود، رسوائی «افتضاحات» جمکران و فریبکاری محفل کودتا تیر خلاصی خواهد بود بر پیکر نیمهجان «طاعون سبز» و نظام «مستقل» توحش.
از اینرو قلم به مزدهای جمکران، و در رأس آنان پاسدار شریعتمداری تلاش دارند خامنهای را مدافع بیقیدوشرط احمدینژاد جلوه دهند. حال آنکه رهبر فرزانه و رهبران مفلوک طاعون سبز سر در آخور مشترکی دارند. «تعامل» حاکمیت انگلستان با حکومت جمکران در واقع با هدف کنار زدن احمدی نژاد از طریق «بازتولید» همان شرایطی است که طبق روایات و قصص گورکنها در آن «مجلس» در رأس امور قرار داشت، و مقتدر و بود و همهکاره. حال آنکه چنین قدرت افسانهای ناشی از حضور اراذل و اوباش یا همان «مردم» کذا در خیابانها بوده، چه در دوران آخوند مدرس، چه در دوران مصدق و چه در دوران حکومت توحش. بگذریم و بازگردیم به سخنرانی مشاور اوباما در دانشگاه تلآویو. ترجمة این سخنرانی در سایت نووستی، مورخ 29 آبانماه 1388 موجود است.
گویا «بروس ریدل»، مشاور اوباما در امور آسیا و خاورنزدیک در دانشگاه تلآویو سخنرانی مبسوطی ایراد کرده و برای تداوم لاتبازی و قانونشکنی در عرصة بینالمللی به حکومت اسلامی چراغ سبز نشان داده. ایشان گفتهاند، ما برای تهاجم نظامی به ایران امکانات کافی نداریم. ریدل همچنین در مصاحبه با «جروزالم پست» میگوید «بهای» حل مشکلات افغانستان خودداری از عملیات نظامی در ایران است. البته روی سخن مشاور اوباما در واقع با روسیه است نه با اسرائیل! مستر ریدل به روسیه هشدار میدهد که در صورت ممانعت از تجهیز گورکنها به سلاح هستهای، نه تنها مشکل «طالبان» در افغانستان حل نشده باقی میماند که پاکستان به عنوان مرکز تروریستها با سلاح اتمیای که در اختیار دارد میتواند به کانون تروریسم جهانی تبدیل شود. باید ببینیم پاکستان چگونه میتواند بدون حمایت آمریکا، چین و فرانسه در چنین جایگاهی قرارگیرد؟ پس مستر ریدل را در همینجا رها میکنیم و بازمیگردیم به «وقوقیة» امروز تهران.
آخوند صدیقی پس از زدن نعل وارونه و شاخ و شانه کشیدن برای ارباب، به یمن و عربستان پارس کرده، در پایان وقوقیه به این نتیجه میرسد که دنیا محل زندگی «انسان» نیست. سپس ایشان به گزاف خود را نیز در زمرة انسانها قرار داده، میفرمایند «ما» باید در آن جهان زندگی کنیم. صدیقی ادامه میدهد، در این دنیا باید «کشت» کرده محصول را در آن جهان برداشت کنیم. بله این نوع کشت و زرع «دینی» و «معنوی» است که هرگز «ثمری» برای کشاورز به بار نخواهد آورد، درست مانند حکومت دینی که پیرواناش شب و روز را با یاد «دشمن» میگذارنند و جز «دشمنپرستی» هیچ نمیشناسند:
«دنيا محل زندگی انسان نيست و دنيای آخرت، آغاز زندگی ماست[...] توشة دنيای آخرت را بايد از دنيای فعلی ذخيره کنيم. اين دنيا مزرعه است و بايد همه زراعت کنيم و حاصل آن بعد از زندگی دنيا به ما باز میگردد[...] لحظهای بدون دشمن به سر نمیبريم و خداوند شيطان را به عنوان دشمن ما معرفی کرده است[...] حساسيت در برابر دشمنان و خائنان شرط لازم براي پيروزی عليه دشمنان است.»
عبارت «پیروزی علیه دشمنان» را به گنجینة ادب چاه جمکران اضافه کنیم. تا پیش از وقوقیة اخیر میپنداشتیم «بر دشمن» پیروز میشوند، نه بر علیه دشمن! این گورکنها جز واژگوننمائی شیوة دیگری نمیشناسند. فارس نیوز، مورخ 29 آبانماه 1388 به نقل از حاجیه الهه کولائی مینویسد، «دسته بیل» هم از اندونزی وارد میکنند! شاید این آخوند صدیقی هم یکی از همین دستهبیلها باشد که برای بیل زدن «معنوی» و کشاورزی «دینی» از اندونزی وارد کردهاند، و به دلیل همنشینی با «آیات عظام» مترقی و به خواست قادرمتعال «سخنگو» از آب درآمده و ما نمیدانستیم! پس مسلماً «والستریت جورنال» که از همة اسرار نهان «آگاه» است، در مورد این قماش دسته بیل خیلی چیزها میداند. همین روزهاست که ارتباط این دستهبیل با دولت سکولار شیخ مهدی علنی شده، والستریتجورنال بنویسد:
نخستین «دسته بیل» آیتالله خمینی پس از بازگشت از تبعید سکولار بود[...]!
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید21نوامبر2009
10note.info
anonymousinfo
blockerbypass.com
95note.info
widesurf.info
cashcontest.info
howtoaccessblockedsites.info
60note.info
ipanonymous.info
anonymousschoolproxy.cn
bypass-blockedsites.info
flickrpenetrator.info
25note.info
orkutpenetrator.info
unblockproxyweb.cn
65note.info
unblockedbebo.info
access-websites.info
anonymouswebfilter.info
penetrateyoutube.info
mondaysucks.info
howtounblocksites.info
blej.info
50note.info
35note.info
505x.com
100note.info
55note.info
pentratorproxy.info
forexarbitrage.info
gurusproxy.com
access-blockedsites.info
fixthelotto.com
surfunblockproxy.cn
5note.info
sgmum.net
cash101.info
cultlegend.com
forexsignalservice.info
85note.info
un-blocking.info
httppenetrator.info
unblockedboys.info
anonsurfing.net
accessblock.info
anonymouslist.info
penetratenetlog.info
15note.info
buzzprox.com
iphideaway.info
Friday, 20. November 2009, 10:24:01
شما ای همه جنگجویان دانا
چه نازید بر داستانهای تاریخ
چه بالید بر زورمندان فردا
بمیرید، زیرا به مردن سزائید
بمیرید زیرا که آفت شمائید
دمکراسی، «حاکمیت قوانین انسانمحور» است، نه «حکومت مردم»! دمکراسی را تحریف نکنید! شما که دم از «مبارزه» و «مقاومت مسلحانه» میزنید، اگر با دمکراسی مخالفاید، بجای تحریف مزورانة آن به ما لطف کرده شهامت «ابراز مخالفت» خود را نشان دهید. مبارزات مسلحانه پیشکشتان. «حکومت مردم» و «حکومت مردم بر مردم» خارج از چارچوب قوانین انسانمحور همین توحشی خواهد بود که از طریق کودتای شکوهمند 22 بهمن و رفراندوم مزورانة 12 فروردینماه 1358 بر ملت ایران تحمیل شده. خاستگاه شعارهای گوساله فریبی از قبیل «حکومت مردم» و «حکومت مردم بر مردم» و «جمهوری ایرانی» همان ساواک جمکران است که طی سه دهة اخیر به نشخوار تبلیغات سازمان سیا اشتغال دارد، البته با رعایت «تقیه» و پفیوزی و انکار هرگونه رابطه با آمریکا.
همزمان با سخنرانی 6 دقیقهای الیزابت دوم در مجلس اعیان این کشور، انگلستان از سیاست سنتی خود در ایران عقب نشست. همچنانکه پیشتر هم گفتیم در جهان سیاست «فضای خالی» وجود ندارد. به همین دلیل فضای ناشی از عقبنشینی مذکور را «اتحادیة اروپا» اشغال کرد، و بلافاصله «مواضع نوین» حکومت جمکران به ویژه در باب «همکاری» با اشغالگران در افغانستان از زبان اکبربهرمانی انتشار یافت! بله، تقاضای نوکری برای ارتش ناتو، این است معنا و مفهوم واقعی «استقلال» حکومت اسلامی جمکران. پیش از ادامة مطلب پیرامون وبلاگ «سوداگران و فرهاد» چند نکته را در مورد پیامدهای مسابقات «مارگیری» توضیح دهیم.
«دین سبز» و «جامعة جنبشی»، همچون «اعترافات» زندانیان نمایشی «انتخابات» جمکران، از جمله «غنائم جنگی» استعمار است که پس از شبیخون به ملت ایران بین سربازاناش تقسیم میشود. طبیعی است که در این میانه، پس از ارباب حکومت در لندن، الویت با «رهبر» بوده، «سهم» ایشان از سهم دیگر سگهای هار استعمار بیشتر باشد. همچنانکه به یاد داریم، یک هفته پس از «انتخابات»، در تاریخ 19 ژوئن 2009، مبلغ یک میلیارد و ششصد میلیون دلار از دارائیهای ما ملت در انگلستان مسدود شد! ولی از آنجا که حکومت جمکران حکومت «معنویت» است، سهم رهبر حکومت کذا هم «معنوی» بود. جنتلمنهای نزولخور برای خامنهای مجوز سرکوب فرهنگی صادر کردند و متن سخنرانی خامنهای در مورد «علوم انسانی» با تکیه بر سخنان حجاریان منفور در نمایش «اعترافات» تنظیم شد.
امروز «هیزاکسلنسی» سایمون گاس، سفیر انگلستان در جمکران، در مقام «خداوند» طی مصاحبه با پیامبران خود در «بیبیسی»، خواهان همکاری و «تعامل» و اینجور چیزها با بندگان در جمکران شدند. به عبارت دیگر دولت بریتانیا پیشتر برای چپاول و سرکوب ما ملت با حکومت جمکران هیچ همکاری نداشته! به عنوان نمونه، آشوبهای خردادماه در ایران، «بازتولید» سیاست «سنتی» استعمار انگلستان در برابر روسیه تزاری نبوده! عجیب است که «هیزاکسلنسی» حماقت و بلاهت نوکرانشان را در جمکران به ما ملت «تعمیم» دادهاند. مستر گاس! شما که احمق نیستید، پس لطف فرموده ما را ابله نیانگارید! عقیدهسازی و سربازگیری، یعنی «شایعه پراکنی» و به راه انداختن کاروان خردجال در ایران برای امتیاز گرفتن از روسیه و زدن جیب ملت ایران پدیدة نوینی نیست. از هنگام فتوی خائنانة میرزای شیرازی، این شیوة مقدس به صورت رسمی شناخته شده. توطئة «انتخابات» ثابت کرد که در سیاست استعماری انگلستان در ایران هیچ تغییری صورت نگرفته. و امروز که سفیر انگلستان به ما «ابراز محبت» میکند، و قلادة «فیفی» و «لاسی» را به دست گرفته، مطالبات استعمار بریتانیا را برای تداوم «انزوای سیاسی» و تشدید «تحریمهای اقتصادی» از زبان منوچهر متکی، اکبر بهرمانی و سرداران جمکران میشنویم.
به جز پهنههائی پر از دود و آتش
[...]
به جز نالههائی پر از خشم و نفرت
به جز دوزخی واژگون و دگرگون
به جز تندبادی که آهسته خواند
سرود غم خویش در گوش هامون
به جز انتقامی چنین تلخ و نارس
بگو با من ایدل، چه ماندست با کس؟
به گزارش واحد مرکزی خبر، روز گذشته سفیر سوئد با اکبر بهرمانی دیدار و گفتگو کرد. یادآور شویم که سران روسیه و اتحادیة اروپا در استکهلم پیرامون «تأمین امنیت انرژی» با یکدیگر به توافق رسیدند، و خلاصه سخنان رفسنجانی را فقط در چارچوب توافق ارباباناش با روسیه میتوان بررسی کرد.
بهرمانی ضمن ابراز انزجار از سلاح هستهای، و شیون و ناله و زاری از سیاستهای غرب میگوید، اگر آمریکا به سیاستهای خود در قبال ایران ادامه دهد ما بدون توجه به این سیاستها «طبق موازین» به فعالیت صلحآمیز ادامه خواهیم داد، و «آژانس بینالمللی انرژی اتمی» موظف است «سوخت» مورد نیاز برای مصارف تحقیقاتی را در اختیار ما بگذارد. به عبارت دیگر، گورکنها آنقدر برای پاسخ رسمی به پیشنهادات گروه 1+5 پابهپا کردند، تا اتحادیة اروپا بتواند با تهدید مسکو امتیازات لازم را کسب کرده، و آمریکا هم بتواند جهت فراهم آوردن زمینة مناسب برای سرکوب ملت ایران، «انزوای سیاسی» حکومت توحش را تداوم بخشد. «انزوای سیاسی» به همراه «تحریم اقتصادی» همچنانکه پیشتر هم گفتیم شیشة عمر حکومت توحش است. در نتیجه ایالات متحد و شرکاء برای «تداوم وضع موجود» تمام امکانات خود را به کار میبرند تا مزدوران خود را در داخل و خارج ایران به عنوان «مخالف» به ما بفروشند. به همچنین است در مورد گورکنها که برای حفظ پرستیژ اربابان خود در ینگهدنیا و اسرائیل، همچنان شعار «مرگ بر آمریکا و اسرائیل» سر میدهند.
در این راستا روز گذشته اکبر بهرمانی به سفیر سوئد میگوید، از آنجا که رژیم پهلوی از غرب «اطاعت» میکرد، غربیها قصد داشتند پیشرفتهترین تکنولوژی هستهای را به ایران تحویل دهند ولی ما چون از آنها اطاعت نمیکنیم، و «مردم» هم به دلیل «اعتقادات دینی» زیر بار وابستگی به غرب نمیروند آمریکا با ما دشمنی میکند! به عبارت دیگر این جانور وحشی چنین القاء میکند که پیش از استقرار حکومت اسلامی «مردم» اعتقادات مذهبی نداشتند، یا شاید همزمان با تخلیة «امام» در فرودگاه مهرآباد، «مردم» دیگری جانشین «مردمایران» شدهاند. با توجه به مزخرفات آخوند جنتی در وقوقیة جمعة گذشته این «مردم» باید همان «مردم» دوران «خلافت علی» در صحرای عربستان باشند که از چرندیات فوکویاما در باب «دین ضداستبداد» نیز آگاهی دارند. خلاصة مطلب این «مردم»، زمان و مکان مشخص ندارند، و از دورة خلافت «آنعلی» به دوران ولایت «اینعلی» در هزارة سوم اسبابکشی کردهاند تا اکبر بهرمانی بتواند اینعلی و کل دستگاه «ولایت» حکومت «مستقل» جمکران را که سه دهه است افتخار نوکری برای آمریکا را دارد به عنوان «ضدامپریالیست» معرفی کند، آنهم به دلیل «باورهای دینی» و توهمات «مردم»! همان مردمی که «حکومتشان» در قاموس مخالفنمایان فریبکار حکومت جمکران «دمکراسی» خوانده میشود. حال آنکه «حکومت مردم» اگر خارج از چارچوب «قوانینانسانمحور» قرار گیرد، جز فاشیسم هیچ نخواهد بود.
بله بیدلیل نیست که داسالله، همچون حزبالله همصدا با اکبر بهرمانی بر طبل «مردم» میکوبد. باری حاج اکبر در ملاقات خود با سفیر سوئد علاوه بر استقلال «حکومت مردمی»، سخنان ابلهانة دیگری نیز بر زبان رانده و از آنجمله است، وضعیت مطلوب دمکراسی و حقوقبشر در جمکران، و اعتراض به روابط غرب با حکومتهائی که «انتخابات» بر پا نمیکنند! همچنانکه پیشتر هم اشاره شد، اربابان گورکنها برگزاری مسابقات مارگیری را «انتخابات» به شمار میآورند تا آبمنگلها بتوانند خود را با تکیه بر این مضحکه «منتخب» مردم نیز معرفی کنند. حال آنکه اربابان جمکران نیک میدانند که در یک تئوکراسی نمیتوان انتخابات دمکراتیک برگزار کرد. ولی از آنجا که منافع غرب چنین ایجاب میکند، شیپورهای جنگفروشان و روشنفکرانشان در اینمورد خاص همگی به «اجماع» رسیده، «خفقان» اختیار کردهاند تا یک جانور وحشی به نام اکبر بهرمانی بتواند حکومت پوشالی و دست نشاندة غرب را «مستقل» و مردمی جا بزند، و برای حفظ آبروی ارباب، برقراری روابط شفاف با آمریکا را هم نشان «وابستگی» بداند، آنهم در برابر سفیر کشوری که از واسطهها و دلالهای «مطمئن» آمریکا و جمکران است:
«آمريکا و غرب [...] خواهان نفوذ گسترده در اينجا [ایران] هستند ولي مردم ايران به دليل سوابق طولاني تمدن چند هزارساله و عقايد ديني قطعاً زيربار فرمانبري و وابستگي دوباره نخواهند رفت[...] وضع حقوق بشر و دموکراسي در [ایران] به مراتب مطلوبتر از بسياري از کشورهاي منطقة خاورميانه است.»
اکبر بهرمانی چه میگوید؟ او ادعا میکند که روابط آشکار با آمریکا به معنای «گسترش نفوذ» غرب و وابستگی حکومت ایران است، و «مردم» به دلیل تمدن و اعتقادات دینیشان با این وابستگی مخالفاند. عجیب است که «مردم» با پر کردن جیب آمریکا از ثروتهای ملی، و با واردات کالاهای غرب و به ویژه کالاهای آمریکائی که در چین تولید میشود هیچ مخالفتی ندارند! ولی ما تعجب نمیکنیم، این «مردم» در حکومت جمکران همچون امامشان معتقدند، «اقتصاد مال خر است»! این «مردم» فقط باید مراقب باشند که اسلام خدشهدار نشود، در نتیجه، به امور اقتصادی و سیاست اقتصادی دخالت نمیکنند، مگر اینکه کارخانة رجالهپروری، با هدف کسب امتیاز از روسیه کاروان خردجال در تهران به راهاندازد. البته سفیر سوئد، برای شنیدن این ترهات با رفسنجانی ملاقات نمیکند. سفیر سوئد به حاج اکبر تفهیم میکند که برای تأمین و گسترش منافع غرب در ایران چه مزخرفاتی باید بگوید. بعد هم برای ابراز مواضع اصولی حکومت جمکران، یا تکرار مطالبات استعمار ضمن تشکر از رفسنجانی، به گسترش رابطه با گورکنها ابراز تمایل میکند:
«ماگنوس ورنشتد، سفیر سوئد [...] در این دیدار با تشکر از مواضع اصولی [حکومت اسلامی] به پیشینة خوب روابط ایران و سوئد اشاره و تأکید کرد: گسترش [...] مناسبات با [حکومت اسلامی] خواست سوئد است و در این جهت تلاش خواهد کرد.»
بله چه بهتر از این! شما بر اساس «خواست مردم» فرضی حکومت کنید، ما هم روابطمان را با شما گسترش خواهیم داد. سخنان اکبر بهرمانی در واقع مطالبات استعمارگران است که خواهان تداوم انزوای سیاسی ایران، تحمیل تحریمهای گستردهتر اقتصادی بر ما ملت و تداوم روابط پنهاناند. چرا که فقط در پس پردة همین روابط پنهان است که بدون هیچ مسئولیتی میتوان حکومتهای «مستقل» و «تبهکار» و «بیقانون» نظیر حکومت اسلامی جمکران را مورد حمایت قرار داد: مناطق تجارت قاچاق، بازارسیاه، تهدید، تحریم، سرکوبهای فردی، قومی، نژادی و بهتر بگوئیم مناطق هرجومرج و فاقد نظم قانونی که در آنها «حق طبیعی» یا احکام توحش الهی حاکم است. میبینیم که هیچیک از متفکران صاحبنام غرب حکومت اسلامی جمکران را یک حکومت فاقد نظم قانونی نمیخواند، کاملاً بر عکس، پروپاگاندیستهای غرب تلاش میکنند، ایرانی را در چارچوب حقارت و ذلت احکام شیعی مسلکان به زنجیر کشند. به این ترتیب است که میتوان «حضور» بردگان چادرسیاه در عرصة اجتماع را «پیشرفت زن ایرانی» جلوه داد، یا برپائی نمایش مهوع مارگیری را «انتخابات» خواند، و دخالت قانونشکنانة دستاربندان در آشوبهای پس از «انتخابات» را به ابزار کسب وجهه برای همان آخوند جماعت تبدیل کرد. از اینرو، هرگز از زبان «نوآم چامسکی» نخواهید شنید که برگزاری انتخابات در یک تئوکراسی جز «شبیهسازی» و تقلید میمونوار هیچ نیست. دلیل هم اینکه حضرت چامسکی عضو همان محفلی است که پیشتر «هاناآرنت» را به عنوان متفکر و فیلسوف به افکار عمومی حقنه کرده: محفل جنگفروشان نژادپرست! در مورد چامسکی مفصل گفتهایم پس بهتر است نگاهی شتابزده به «هاناآرنت» داشته باشیم.
چامسکی و هاناآرنت از نظر مواضع سیاسیشان در منطقه دو روی سکة فاشیسماند. اولی برای اسرائیل دشمن تراشی میکند، حال آنکه دومی با ارائة نظریههای «حسینی» دعوت به «انقلاب» میکند! چامسکی به بهانة دفاع از حقوق فلسطینیان، تلاش دارد با تأکید بر تجاوز و قانونشکنی دولت اسرائیل افکار عمومی را در کشورهای مسلماننشین در تقابل با مذاکرات صلح قرار دهد. گفتیم که انتشار «خاطرات» دستساز کارتر و برژینسکی و دیگران نیز با هدف برانگیختن نفرت ملتهای منطقه علیه اسرائیل صورت گرفته. در واقع برای ممانعت از استقرار صلح و بازگرداندن اسرائیل به مرزهای قانونیاش تداوم و گسترش این دشمنی الزامی است، هر چند کافی نیست. این نفرت میباید طرف مقابل را به عملیات شهادت طلبانه، شورش و شتافتن به سوی مرگ تشویق کند.
برای تحقق این مهم، هاناآرنت، جنایات نازیها را به ابزار تبلیغ برای شورش تبدیل کرده. البته مرگ به ایشان مهلت نداد اگر نه امروز میتوانستند ابهام نظریههایشان را تا حدی برطرف کرده، بر جذابیت مرگ و شهادت و انقلاب هر چه بیشتر بیافزایند. این مختصر را گفتیم تا مخالفنمایان حکومت جمکران در فرنگستان با تکیه بر سرکوب وحشیانة ملت ایران برای جوانان «فراخوان مرگ» صادر نکنند. شورش جوانان همان است که حکومت توحش و ارباباناش میطلبند، چرا که شورش دست اینان را برای سرکوب و جنایت بیشتر باز میگذارد.
به تنگ آمدم زین همه کینهتوزی
[...]
تمدن گر اینست کو بربریت؟
(نادر نادرپور)
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید20نوامبر2009
moneysceo.co.cc
helloteacher.co.tv
firewallednetwork.co.tv
privacy4everyone.info
nothingbutcute.com
ipproxy.info
surfing-anonym.co.cc
getaroundit.info
obyi.info
damgod.com
dorh.info
dailymotionproxy.com
cenn.info
laughbank.info
high-low.co.cc
unblockipnow.info
upgle.co.cc
vizits.co.cc
adaw.info
djandi.co.cc
server4surf.co.cc
storingforex.co.cc
8buckets.co.cc
iplive.info
proxychamp.com
taobaoalbum.com
bookforex.co.cc
proxy-cloaking.co.cc
makingforex.co.cc
letmeonman.cz.cc
youcanhazproxy.co.cc
88horizons.co.cc
7files.co.cc
favproxy.com
leddzeppelin.info
montase.com
bitwords.co.cc
bobbam.co.cc
ipbunny.info
lovelyteacher.cz.cc
proxy-elite.co.cc
keepfast.co.cc
computersecurity.cz.cc
cenq.info
x105z.info
Showing posts 1 -
5 of 1068.