Monday, 14. December 2009, 11:54:21
بارها گفتهایم باز هم تکرار میکنیم، احساسات به ویژه احساسات منفی همچون خشم و نفرت در فعالیت سیاسی جائی ندارد. به همین دلیل هدف تبلیغات حکومت اسلامی و ارباباناش برانگیختن احساسات ما ملت است. چرا که فقط به این ترتیب میتوان مطالبات منطقی ما را در هیاهوی احساسات به سکوت کشاند و بر حماقت و پفیوزی راه گشود. فقط از این طریق است که میتوان با «نعلین» و «دانشجو» برایمان «رهبرسازی» کرد. ما ملت صغیر و مهجور نیستیم که اجازه دهیم محفل فاشیسم بینالملل با معرفی تل موهوم «3 میلیون دانشجو» و یا «دانشگاهیان» و «آیات عظام» و «مردم» و غیره به عنوان «قیم» و «وکیل»، مطالبات خود را از زبان این گروههای مبهم و ناشناس در بوق بگذارد!
سازمان سیا میفرماید، بدون «خواست مردم» حکومت مشروعیت ندارد و 1400 سال پیش هم امام اول شیعیان به خواست «مردم» از حکومت کنارهگیری کرد! سازمان سیا همچنین ادعا کرده جامعهای که 3 میلیون دانشجو دارد نمیتواند با فریب اداره شود. البته این سخنان گوسالهپسند و ابلهفریب طبق معمول از زبان جیرهخواران استعمار یعنی اکبر بهرمانی و ملاممد خاتمی بیان شده. رادیوفردا، مورخ 6 دسامبر 2009، این اظهارات را منعکس کرده.
اگر اظهارات لوطی و عنتر استعمار در جمکران را یک مرحلة منطقی به پیش رانیم خواهیم داشت، پیشتر در ایران دانشجو وجود خارجی نداشته، و به همین دلیل بود که امکان حکومت با فریب فراهم آمد! یا اینکه پیشتر حکومت جمکران محبوب ملت ایران بود، به ویژه پس از کودتای سال 1360 که خمینی دجال در مورد برکناری بنیصدر رسماً اظهار داشت، «اگر همه بگویند آری، من میگویم، نه و حق هم با من است» محبوبیت و مردمی بودن حکومت «مو» لای درزش نمیرفت! آنروزها گویا سازمانسیا با امام اول شیعیان و بیبیگوزکهای ساخته و پرداختة توهمات ملایان آشنائی کافی نداشت، در غیراینصورت نمیگذاشت کار به نخست وزیری میرحسین موسوی بکشد!
بله شاید عجیب باشد که حاکمیت ایالات متحد و نوکران شناختهشدهاش در ایران، پس از سیسال جنایت و سرکوب و تاراج چنین اکتشافات بزرگی هم صورت دهند! ولی در واقع هیچ عجیب نیست! چرا که این پوچپردازیها دقیقاً در راستای اظهارات سرکوبگرانه و مزورانة «نوبلحسین اوباما» در اسلو قرار دارد. ایشان در چند جملة کوتاه طرفداران دمکراسی و مخالفان حکومت اسلامی را «حذف» کرده، دست به ستایش از «دیگنیتی آو ریفورمر...» در برمه، زیمبابوه و ایران زدهاند. سران اوپوزیسیون برمه و زیمبابوه را از این بحث کنار میگذاریم و میپردازیم به دارودستة «اصلاحطلبان» یا همان «فاشیست ـ مسلمانها» که مورد لطف و عنایت «حق» یعنی حاکمیت آمریکا قرار گرفتهاند.
اولاً «اصلاحات» تا زمانیکه تعریف نشده، یک قالب پوچ و شعار کودکفریب است، در نتیجه «اصلاحطلب» را نمیتوان چشم بسته مورد تأئید قرار داد. «مستر» پرزیدنت ایالات متحد بیجهت در شیپور اصلاحات میدمند. با سخنرانیهای عوامپسندانه در اسلو این کالای بنجل را نمیتوانند یکبار دیگر به ملت ایران بفروشند. به عبارت دیگر «ریفورمرهای» جمکران همان کودتاچیهای 22 بهمناند، که از زبالهدان استخراج شده و با دست مقدس سازمان سیا در رأس هرم قدرت در ایران قرار گرفتند، و تا به امروز هیچ دستاوردی جز سرکوب و قانونشکنی و عوامفریبی یا جنایت و ساختارشکنی نداشتهاند، به ویژه با برپائی راهپیمائیهای اخیر بر علیه تقلبی که هرگز به اثبات نرسید!
در تاریخ 4 سپتامبر 2009، فرماندة نظامیان آلمان در افغانستان، بدون داشتن «مجوز حمله»، اقدام به بمباران غیرنظامیان افغانستان کرد، چرا که طالبان چند کامیون حامل سوخت ناتو را ربوده بودند. کامیونهای کذا به علت افتادن در گلولای متوقف شده، ربایندگان از محل میگریزند و مردم در محل تجمع میکنند. و ژرمنهای متمدن پس از ردیابی کامیونها، با نقض مقررات «ایساف»، منطقه را بمباران میفرمایند و در این عملیات «قهرمانانه» 140 تن غیرنظامی را در جا به قتل میرسانند و عدة زیادی نیز مجروح میشوند. میدانیم که آلمانها برای «حفظ صلح» در افغانستان لنگر انداختهاند، ولی همة جنایاتشان در رسانهها به سکوت برگذار میشود. اینبار نیز ژرمنها قصد داشتند نقض مقررات «ایساف» و کشتار غیرنظامیان افغان را همچون دیگر نمونهها پنهان فرمایند، در نتیجه ادعا کردند «طالبان» را در این عملیات نابود کردیم، «خسارات جنبی» هم که طبیعی است! بعد معلوم شد طالبان برای شهادت به انتظار سپاهیان آنجلامرکل ننشسته، از محل گریخته بودند. خلاصه یکی دو نفر استعفا دادند تا بالاخره مجبور شدند به همه بگویند «آلمان» به دلیل اینکه جزو بازندگان جنگ دوم جهانی است، در هر حال حق شرکت در عملیات تهاجمی را نداشته! و جناب وزیر دفاعشان که نسب به «گوتنبرگ» معروف میبرند و از کاتولیکهای متعهد و مکتبی به شمار میروند، به دلیل «تقیه» سخت گرفتار شدهاند. و از آنجا که در آلمان «امکانات» فراهم نیست، ایشان نمیتوانند با چادرسیاه و مقنعه از مهلکه بگریزند و باید «تا حدودی» پاسخگوی جنایاتشان باشند. باشد که سال آینده، همچون پرزیدنت اوباما یک نوبل صلح نازنازی نیز به ایشان اهداء شود، و به زبان شیرین آلمانی برایمان یک سخنرانی به طرفداری از «شرافت» و «کرامت» و «بلاهت» و ساختارشکنی ایراد فرمایند. چرا که مشکل بزرگ ما «آریائینژادان» مرزپرگهر باید همان «بلاهت» باشد.
روشنتر بگوئیم الاغها برایمان دردسرساز شدهاند، نه الاغهای واقعی که مانند همة حیوانات محترم و شریفاند و میدانند چه میکنند، الاغهای انساننما که از پیامد گفتار و کردارشان بیخبراند و نمیدانند چه میگویند و چه خواهند کرد! یعنی میپندارند که میدانند، ولی پس از گذشت زمان به نادانی خود پی میبرند. آنگاه به مصداق حکایت سگی که استخوان خود را گم کرد، به آنها میگوئیم، پشیمانی سودی ندارد! به عنوان نمونه بهتر است نگاهی داشته باشیم به تظاهرات همزمان طرفداران حکومت اسلامی و سلطنتطلبان در خارج مرزها، و پخش فیلم آتش زدن پوستر خمینی در داخل.
سلطنتطلبها میگویند، «مرگ بر جمهوری اسلامی»، گروه دیگر هم عربدة «مرگ برشاه» سر میدهد. اینجاست که ابعاد واقعی مشکلات را میتوان مشاهده کرد! رفتار منطقی چیست؟ منطقی این است که سلطنتطلبان شعار زنده باد شاه، و پاینده ایران ودرود برشاه و غیره بدهند و با طاعونیان سبز نیز کاری نداشته باشند. اما از آنجا که هر دو گروه خود را در «سنگر حق»، و مخالف را در «سنگر باطل» میبینند، لازم است که به هر ترتیب ممکن خواهان «مرگ باطل» شوند! در نتیجه رفتار سلطنتطلبان هم از الگوی رفتار ناهنجار مصباحیزدی و جیرهخواران ساواک در غرب پیروی میکند: الگوی مرگ!
پیروان الگوی مرگ، «زبان یکسویه» و آمرانه دارند، خود را «حق» و مخالف را باطل میشمارند و چون در دین اسلام هم شناوراند، «خداوند بخشندة مهربانشان» نه تنها قتل مخالف را مجاز دانسته که هر گونه رفتار غیرمنطقی را به عنوان مبارزه با مخالف جایز میشمارد. حال بپردازیم به پخش فیلم آتش زدن پوستر خمینی از صداوسیمای جذام زدة جمکران. این فیلم با هدف تقویت «الگوی مرگ» یعنی جان بخشیدن به الاغ مردةلازار ساخته و پخش شد، تا مخالفنمایان، یعنی سران طاعون سبز در سنگر خامنهای قرار گیرند و لشکرکشیهای خیابانی رونق گیرد. شاهد بودیم که اکبربهرمانی یک بیانیه صادر کرد و آخوند کروبی و میرحسین موسوی از این عمل «ساختارشکنانه» انتقاد فرمودند، حال آنکه اینان خود در زمرة ساختارشکنان اصلی این خیمهشببازیاند. پس از پخش این فیلم الهی بود که امروز خامنهای نیز در برابر طلاب و «فضلا» به «دیگران» فرمودند، «انتخابات به پایان رسیده، کنار بکشید!» سپس قرار شد «اوباش حوزه» در اعتراض به این توهین بزرگ راهپیمائی کنند. به عبارت دیگر امروز اگر کسی با حکومت جمکران مخالفت کند، در ردة همان کسانی قرار میگیرد که در همان «فیلم» سیمای کریه جمکران تصویر «مقدس» خمینی را آتش زدند، و چهرهشان هم از دید نامحرم پنهان ماند. خلاصه اهرمهای سرکوب برای حفظ حکومت نعلین، و حقنه کردن نعلین به عنوان اوپوزیسیون از هر سو تقویت میشود.
و از آنجمله است اهدای «تندیسحقوقبشر»، به یک مدافع سرسخت احکام توحش به نام آخوند حسینعلی منتظری، و اهدای نوبل صلح به یک مدافع جنگ و جنایت. روز 11 دسامبر 2009، باراک اوباما در اسلو با توسل به دروغ، تهاجم نظامی آمریکا در بالکان، افغانستان و عراق را موجه دانست. میدانیم که حاکمیت ایالات متحد نیز در «سنگر حق» نشسته! هر چند «حق» در جبهة یانکیها دستار و نعلین نداشته باشد! و با تکیه بر همین جایگاه الهی بود، که باراک اوباما در سخنرانی خود در اسلو، مدافعان دمکراسی را در ایران «بمباران» کرد.
همچنانکه در وبلاگ «نوبلحسینی» گفتیم، رادیوفردا سخنان باراک اوباما را تحریف کرده، و به همچنین است در مورد «صدای آمریکا.» دیگر رسانههای فارسی زبان را از این بحث کنار میگذاریم چرا که اینان خط تبلیغاتی خود را مستقیماً از آنگلوساکسونهای دو سوی آتلانتیک میگیرند. بیبیسی که همواره در «خط امام» حرکت میکند و بارها تبلیغات مزورانهاش را بررسی کردهایم. پس برای بحث امروز به «رادیوفردا» و «صدای آمریکا» اکتفا میکنیم. هر دو رسانه با تحریف سخنان رئیس جمهور ایالات متحد آن را از چارچوب معاصر خود خارج کرده در چارچوب ادبیات «ارزشی» قرار داده و سخن از«شرافت» به میان آوردهاند. رادیوفردا که کارش درست است؛ از زبان اوباما به شرافت راهپیمایان «شهادت» داده بود. اما صدای آمریکا فقط از واژة «شرافت» استفادة بهینه کرده! البته دلیل تحریف برای ما روشن است، استعمار میکوشد فضای سیاسی ایران را به صورت کاذب دوقطبی کند، و بدون تکیه بر مقدسات «دینی» یا «بومی» ایجاد دو قطب کذا امکانپذیر نخواهد بود. در ادبیات حماسی «دینی»، واژة «شرافت» جایگاه ویژهای دارد. این واژه همزمان به شرافت «اخلاقی» و «ناموسی» ارجاع میدهد.
به عبارت دیگر واژة کذا از نظر «بار ارزشی» از دیگر واژگان انسانستیز نظیر، «کرامت» و «غیرت» و «اطاعت» و غیره اهمیت بیشتری دارد، و همزمان به مرد و زن و روابط جنسی نیز مرتبط میشود. در قاموس پیروان ادیان ابراهیمی شرافت مرد در گرو شرافت زن قرار گرفته، و شرافت زن نیز زیر دامناش قرار دارد. در نتیجه بیشرافتی زن گریبانگیر مردهای خانوادهاش میشود: پدر، همسر، برادر، و ... و به همین دلیل است که «قتلهای ناموسی» در احکام توحش دین امری است پذیرفته شده و مورد تأئید کتب مقدس ادیان ابراهیمی. خلاصه، موسی و عیسی و محمد برداشت یکسانی از شرافت دارند که با زن و روابط جنسی پیوند مستقیم یافته و اعمال خشونت بر زنان در همین چارچوب کاملاً توجیه میشود. حال آنکه واژة «کرامت» فاقد چنین «فواید» زنستیزی است! این است دلیل واقعی «تبدیل» واژة «دیگنیتی» به «شرافت» در ترجمههای زبان فارسی.
همچنانکه در وبلاگ «دیگنیتی و نفت» گفتیم، سخنان اوباما در مورد برمه، زیمبابوه و ایران با عبارت «دیگنیتی آو ریفورمر» آغاز شد که صدای آمریکا آنرا چنین ترجمه کرده:
«ما شاهد شرافت بیهیاهوی اصلاحگرانی همچون آنگسان سوچی، شجاعت مردم زیمبابوه که در برابر ضرب و شتم به پای صندوقهای رای آمدند و راهپیمائی آرام صدها هزار نفر در خیابانهای ایران هستیم.»
یادآور شویم در این وبلاگ واژة «شرافت» را مد نظر داریم که در رسانههای فارسی زبان ایالات متحد، یعنی رادیوفردا و صدای آمریکا به عنوان معادل «دیگنیتی» قرار گرفته. بررسی کل سخنرانی اوباما را به فرصتی دیگر موکول میکنیم. میبینیم که بر خلاف رادیوفردا، صدای آمریکا دیگر از زبان اوباما «شهادت» نمیدهد، بلکه ایشان در این رسانه «شاهد» میشوند و مشاهده میفرمایند! ولی واژة «شرافت» در «صدای آمریکا» همچنان پابرجا و استوار باقی میماند و گویا ما ملت باید آن را به عنوان «مجسمة آزادی» بپذیریم. در کمال تأسف هیچ مترجمی نمیتواند «شرافت» را در ترادف با «دیگنیتی» قرار دهد چرا که در اینصورت کیفیت کارش را به زیر سوال میبرد. اگر چنین «ترادفی» میبینیم، بدانیم و آگاه باشیم که اگر واژة «دیگنیتی» را در تاریخ 11 دسامبر 2009 یک نفر در «گفتار فردی خود» به کار برده، رسانههای وابسته به حکومت ایالات متحد آن را به قرون وسطی برده، «شرافت» ترجمه کردهاند!
روشنتر بگوئیم اوباما زمانیکه موضوع ایران برمه و زیمبابوه را مطرح کرده از مسائل معاصر یعنی از مسائل هزارة سوم یاد میکند. پیش از ادامة مطلب پرانتزی باز کنیم و یادآور شویم که، در وبلاگ «حق موهن»، به نقل از فیگارو به «صدور پردة بکارت از چین به کشورهای عرب مسلماننشین» اشاره کردهایم. یکی از کاربران در مورد ناموس و شرافت نزد مسلمانان در سایت فیگارو پیامی گذاشته بود که برای دریافت ابعاد موهن واژة «شرافت» مجدداً بخشی از آنرا در همینجا نقل میکنیم:
«قرمساق خشمگین، پرسوناژ اصلی جهان مسلمانان است. در تخیلات این جامعة چوپانی و پدرسالار، که دو نسل پیش در آن ربودن چارپایان فعالیت مهمی به شمار میآمد (زنان به عنوان بخشی از احشام، در برابر احشام به عنوان مهریه رد و بدل میشوند)، تعجبی ندارد که ناموس (و سرمایه) خانوادگی زیر دامن دختران قرار داشته باشد. از اینرو جنایت و خونریزی در این جامعة مزور و دورو، به صورت قتلهای ناموسی بروز میکند. [...]»
حال که ابعاد ارزشی واژة جادوئی «شرافت» را مشاهده کردیم، بازگردیم به تحریف سخنرانی اوباما. اوباما از زبان خود، در زمان و مکان مشخص یعنی در اسلو و در تاریخ 11 دسامبر 2009 به رخدادهائی اشاره دارد که طی چند ماه اخیر در زمان و مکان مشخص و به «دلائل مشخص» در برابر دیدگان جهانیان به وقوع پیوسته. رئیس جمهور آمریکا در مورد این مسائل «اظهارنظر» کرده، و برای بیان نظرات خود به آیات کتاب مقدس و متون قرون وسطی متوسل نشده. خلاصه کنیم، اوباما از زبان انسانی سخن میگوید که در هزارة سوم در جایگاه ریاست جمهور دمکراسی آمریکا قرار گرفته. بنابراین چنین فردی حتی اگر باورهای مذهبی عمیق هم داشته باشد، در مقام رئیس قوهمجریة یک دمکراسی نمیتواند هنگام دریافت نوبل صلح، در برابر رسانههای جهان از واژگان واپسگرا و گنگ فئودال در چارچوب مفاهیم متحجر آیات الهی استفاده کند. نتیجتاً خارج از نقل قول و سخنان پیشینیان، همة واژگانی که از سوی اوباما استفاده شده میباید بدون هیچ بحثوگفتگوئی در مفهوم معاصر و کنونی خود «ترجمه» شود.
اما رسانههای فارسی زبان از قماش «صدای آمریکا» و «رادیو فردا» واژگان اوباما را از چارچوب معاصرشان خارج میکنند و آنها را به گذشتههای دور به ناکجاآباد میبرند، به آنجا که هنوز ارزشهای مقدس حاکم است. و در چنین مکان مقدسی «دیگنیتی» میباید از نظر مترجمین «سخندان» این رسانههای استعماری با ارزشهای دینی و قومی و بومی نیز همخوانی پیدا کند! در نتیجه، این واژه را نه به «شایستگی» و «لیاقت» و «استحقاق» و «سربلندی»، که به «شرافت» ترجمه میکنند! و به این ترتیب است که موسوی و خاتمی و کروبی تبدیل میشوند به الگوهای «شرافت» و همة آنهائیکه در پی شایعهسازی گروه موسوی، با شعار مضحک «رأی من کو» در کوچه و خیابان تجمع کرده بودند، از جمله اوباش گروه رحیمصفوی و محسن رضائی، همگی ساکنان «سنگر شرافت» میشوند! و منطقاً همة آنهائی که در این لشکرکشی استحماری شرکت نکردهاند، از جمله نویسندة این وبلاگ و همفکراناش جایشان در جبهة «بیشرافتی» است! خلاصة مطلب ما میباید مورد سرزنش قرار گیریم. حال آنکه موضوع هیچ ارتباطی با مسائل ناموسی و شرافت و غیره ندارد! قسمت اعظم ایرانیان هم با موسوی و «اصلاح طلبان» مخالفاند و هم با مهرورزی و دلیلی نمیبینند که وارد جنگ زرگری این دو گروه جنایتکار شوند. رادیو فردا و صدای آمریکا با تحریف سخنان اوباما در واقع مخالفان کل حکومت اسلامی را «طرفدار احمدینژاد» معرفی میکنند، همچنانکه شخص اوباما نیز تلویحاً آنان را «نالایق» و «ناشایست» دانسته.
باید بگوئیم چنین بیشرمی و وقاحتی را فقط در پروپاگاند یک نظام استعمارگر و ضدانسانی میتوان مشاهده کرد. حاکمیت ایالات متحد از زبان رئیس جمهور خود ما طرفداران دمکراسی و حقوق بشر را در ایران آشکارا بیلیاقت و ناشایست معرفی میکند، و همزمان شاخکهایاش در رادیو فردا و صدای آمریکا ما را در کنار نوکرانشان در سنگر «بیشرافتی» هم مینشانند تا به این وسیله برای یک گروه دیگر از جیرهخواران وفادارشان یعنی پیروان خط امام «کسب وجهه» کنند. پروپاگاند سازمان سیا در واقع با یک تیر چندین و چند نشان را هدف قرار داده، حذف مدافعان دمکراسی، و استقرار پیروان خط توحش و خیانت در جایگاه رهبری اوپوزیسیون!
اینگونه است که رفتار انسانستیز و رذیلانة امثال «میمته» توسط شبکههای خبرسازی «توجیه» میشود، چرا که ایشان مخالف احمدینژاد به شمار میروند در نتیجه هر عملی که انجام دهند، پسندیده و نیکو و دلفریب خواهد بود! در صورتیکه اصلاً چنین نیست! آنها که به بهانة طرفداری از «میمته» با چادر و مقنعه راهپیمائی میکنند، پیروی از شیوههای انسانستیز حکومت اسلامی را «شیوة مبارزه» میدانند. حال آنکه برای مبارزه با مشتی جنایتکار و مزدور و متقلب نظیر موسوی و کروبی و مهرورزی، ملت ایران نمیباید خود به مشتی جنایتکار و متقلب تبدیل شود!
راهپیمایان محترم! سرنا را از سر گشادش میزنید. چرا که دیگ احساسات مردم پرستانهتان به جوش آمده! بیدلیل نیست که رسانههای عموسام از «شرافت» شما اینهمه تجلیل میکنند. اینان در واقع شما را در جایگاه همان «قرمساق خشمگین» نشاندهاند. همچنانکه آلمان، طالبان ربایندة کامیونهای ناتو را بجای قربانیان غیرنظامی بمباران وحشیانة خود نشانده، و شبکة وزارت دفاع این حکومت «قانونی» روزها و روزها به دروغ ادعا میکرد در این حمله طالبان را به قتل رسانده. اما اگر وزیر دفاع «تیتیش مامانی» آلمان پس از گذشت حدود دو ماه پایشان روی پوست خربزه لیز خورد، افتضاح برخورد «نوبلحسین اوباما» به دو ماه نیز نخواهد کشید.
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید14دسامبر2009
anonymous2hi5.info
sitetrouble.co.uk
unblockedmultiply.info
lovesports.info
bypass-websites.info
hostalot.co.uk
proforextechnicalanalysis.info
facebookproxylists.cn
promanagedforextrading.info
bebopenetrator.info
unblockedvox.info
bypass-blocking.info
japaneseproxy.info
fastproxysurf.com
friendsterpenetrator.info
anonymouswebsense.info
cirtexhosting.info
access-twitter.info
howtounblock.info
bypassblocker.info
howtobypassproxy.info
hulupenetrator.info
firewallpenetrator.info
polno.info
proxyunion.net
golno.info
access-myspace.info
facebookpenetrator.info
unblockednetlog.info
howtobypassfilter.info
anonymous2bebo.info
webrestore.info
twitteraccess.info
dubnut.com
freeunblockproxy.cn
my-pr0xy.info
youtubebypassproxy.info
penetrate.info
incog.me
bypasspr0xyserver.info
filter-access.info
591mmmm.cn
freedomsearching.com
schoolproxylist.cn
d0p.co.uk
freetheweb.info
penetrateflickr.info
howtobypassschoolfilters.info
iptarget.info
k3klan.info
Saturday, 12. December 2009, 15:31:18
چارچوب مطالبات ما را اعلامیة جهانی حقوقبشر تشکیل میدهد و شعار ما «آری به دمکراسی» است. دمکراسی، «مردممحور» و «گلهپرور» نیست، «انسانمحور» است و هیچ ارتباطی به حق و حقوق و «اختیارات» فاقد چارچوب تل موهومی به نام «مردم» ندارد. تا آنجا که به یاد داریم، حسینعلی منتظری هرگز از دمکراسی حمایت نکرده و هیچگاه اعلامیةجهانی حقوق بشر را مورد تأئید قرار نداده. در این راستا، اهدای تندیس حقوقبشر به یک مخالف حقوقانسانی اگر نشان شارلاتانیسم سیاسی نباشد مسلماً نشان حماقت و بلاهت است. حضور اربابان ابراهیم یزدی و گروه حاجیه عبادی بگوئیم، ملت ایران نیک میداند که هر کس با احمدینژاد مخالفت کند، الزاماً مدافع حقوقبشر نیست!
آنگلوساکسونهای دو سوی آتلانتیک بیش از حد احساس زرنگی میکنند! سازمان مقدس سیا در سال 1357 با انتشار یک نامة مضحک در «اطلاعات»، یک جانور وحشی به نام روحالله خمینی را در رادیو بیبیسی به «رهبرکبیر انقلاب» تبدیل کرد. اکنون با تأئیدات الهی همین سازمان مقدس، « بیبیسی» میکوشد با شایعه پراکنی و دروغپردازی، آخوند منتظری را به «رهبر مخالفان» حکومت توحش اسلامی تبدیل کند. البته در این «تلاش مقدس» برای بازتولید براندازی ننگین 22 بهمنماه 1357، دست یاری جهت شایعهپراکنی و فریب افکار عمومی از هر سو به جانب استعمارگران دراز شده.
سایت «گویا» یکی از همان اعلامیههای گوساله پسند ساواک را تحت عنوان «بیانیةگروهی از نظامیان ایران» منتشر کرده. اینان از شدت شهامت و شجاعت نام و نشان فرضی خود را نیز پنهان داشته فقط یاد آنروزهای خوب میکنند که ارتش «در کنار مردم» قرار گرفت، البته برای تأمین منافع استعمار! بیانیة ساواک که «ویژة گویانیوز» هم تهیه شده، نیروهای نظامی را به تکرار حماقت سال 1357 فرا میخواند. همزمان با خبرهای «ویژه» صدای گوشخراش و سیمای پلید جمکران نیز با پخش فیلمهای «ویژه» گسترش توطئه را شتاب میبخشد.
با پخش فیلم پارهکردن پوستر خمینی از صدا و سیمای جذامزدة جمکران و تظاهرات طرفداران مذکر «میمته» با چادر و مقنعه، تو گوئی در ایران هم دمکراسی استقرار یافته، و هم حقوق بشر تأمین شده! خلاصه ملت ایران! آسوده بخوابید که ساواک برای شایعهپراکنی، «مرزشکنی» و «تخریب» مطالبات انسانی شما «بیدار» است. و به همین دلیل گروه حقوقبشرفروشان جمکران تندیس حقوق بشر را به کسی اهداء میکند که اعلامیة جهانی حقوقبشر را هرگز به رسمیت نشناخته! بله امروز تندیس کذا را به آخوند منتظری دادند و بیبیسی هم یک بیبیگوزک اختراع کرد و تاریخچة «مبارزات» این آیتالله «لیبرال ـ دمکرات» برگزیدة شیخ صادقصبا را 7سال ناقابل افزایش داد.
از امروز باید بدانیم و آگاه باشیم که آخوند منتظری فقط در سال 1367 به اعدامها «اعتراض» نکردهاند، بلکه ایشان از همان سال 1360 کشتار و سرکوب را محکوم میفرمودند، هر چند ما ملت از آنجا که خیلی «تکان» میخوردیم صدای اعتراض حضرتشان را نشنیدیم. البته خمینی دجال هم مسلماً این صدای «حقطلبانه» را نشنیده بود، در غیراینصورت ایشان را همانوقت از ولایتعهدی خلع میکرد! پس اگر اعتراض منتظری به گوش خمینی نرسیده، مسلماً ایشان توی دلشان اعتراض کردهاند! یا اینکه خمینی هم اعتراض ایشان را شنیده و به سرکوبها اعتراض کرده و ساواک به حضرت امام و ولایتعهدشان گفته، «شاتآپ»، یعنی خفه! البته ساواک بلافاصله پس از صدور فرمان 8 مادهای امام خمینی، «شات آپ» کذا را به «رهبر مستضعفان جهان» تحویل داد و به ایشان تفهیم کرد که به قول فرانسویها بالاتر از «مقعد» مقدسشان باد در نکنند! در هر حال، 7 سال ناقابل در تاریخ 2500 سالة ما ملت قطرهای است در دریا! البته قطرهای از دروغ و تزویر و تحریف که همچون الماس کوه نور بر تارک «بیبیسی» میدرخشد.
ما که پس از شنیدن سخنرانی اوباما و مطالعة ترجمة تحریف شدة آن در «رادیوفردا» به قول آخوند مصلحی «تکان» خورده بودیم، امروز نیز پس از مطالعة اخبار «موثق» و گزارشهای بیبیسی و گویانیوز همچنان در حال «تکان» خوردنایم. حکومت اسلامی در آستانة مرگ، مرحلة آخر مزدوری برای استعمار را به مرحلة اجرا گذاشته. پس از سخنرانی رئیس ساواک جمکران برای «طلاب» قم عملیات «خودبراندازی» در تمام لایههای حاکمیت از آخوند مصباح یزدی تا ابراهیم یزدی آغاز شد. هر یک از جناحهای برانداز با ابزار ویژة خود پای به میدان توطئه گذارده. آخوند مصباح و رحیمصفوی و شرکاء زبان به تهدید گشوده، و تل موهوم «طلاب» در اعتراض به مراسم مضحک «16 آذر» راهپیمائی کردهاند! درست همانطور که در سال 1357 نیز، همین «تل موهوم» در اعتراض به انتشار مقالة ابلهانة داریوش همایون یا همان «رشیدیمطلق» معروف در روزینامة مسعودیها، دکان راهپیمائی و لاتبازی را تحت نظارت ساواک افتتاح کرد. البته اینبار صدا و سیمای جذام زدة جمکران یک جبهة نوین برای گسترش مقدسات و سرکوب گشوده که طبق معمول آخوند کروبی هم در آن شرکت فعال دارد. پیامد پخش فیلم پاره کردن تصاویر امامالله، نامه نگاریهای ابلهانة کروبی است جهت گسترش تقدس به ویژه تقدس آخوند مزدور استعمار. حال بازگردیم به تحریف سخنرانی اوباما در رادیو فردا.
اوباما درسخنرانی خود در مورد برمه، زیمبابوه و ایران، عبارت «دیگنیتی آو ریفورمر» را به کار برد. و این عبارت یا بهتر بگوئیم واژة «دیگنیتی» از قضای روزگار از چارچوب معاصر خود خارج شده به دوران فئودال پرش کرده تا در چارچوب ادبیات ارزشی دوران «طلائی» فئودالیسم برایمان ترجمه شود: شرافت! حال آنکه «دیگنیتی» هیچ ارتباطی با واژة شرافت ندارد! این واژه را در زبان فارسی و در چارچوب «ادبیات سیاسی» معاصر نمیتوان به قرون وسطی و ارزشهای شوالیههای صلیبی یا سمک عیار بازگرداند. «دیگنیتی»، در هزارة سوم میتواند، «شایستگی، سربلندی، لیاقت» معنا شود، نه «شرافت»! و این مختصر، محض اطلاع صدای آمریکا، رادیوفردا و دیگر شیپورهای سازمان تقدسپرور سیا!
«تحریف» سخنرانی باراک اوباما توسط «رادیوفردا» در چارچوب همان «مرزشکنی» قرار میگیرد که به ویژه در وبلاگهای اخیر به آن اشاره داشتیم. این «تحریف» با هدف به بیراهه کشاندن مخاطب صورت میپذیرد و مسلم بدانیم چنین عملیات مزورانهای تحت نظارت سازمان سیا و در چارچوب همان پروپاگاند استعماری انجام میگیرد که هدفاش نابودی انسانهاست. و اگر این متن دیگر روی سایت رادیوفردا در دسترس نیست، «پیک ایران»، مورخ 11 دسامبر 2009 آنرا به نقل از رادیوفردا و با کد: 10589 منتشر کرده. خلاصه روی اینترنت نمیتوان به شیوة «میمته»، پفیوزی به خرج داد و با تغییر لباس از پذیرش مسئولیت گریخت. در هر حال، ما از تحریف سخنرانی اوباما در سایت رادیوفردا و دیگر سایتها هیچ تعجب نمیکنیم. استعمار به همین «زبان مرزشکن» و مزور با ملت ایران و دیگر ملتهای منطقه سخن میگوید، چرا که اهداف «سیاسی ـ اقتصادی» استعمار تداوم همین مرزشکنی است.
از آنجمله است بمبگذاریهای اخیر در عراق! برای تصویب قانون انتخابات در مجلس عراق یک بمب در مدرسة شیعیان گذاشتند و ششتن از مبارزان ضدالقاعده را به قتل رساندند، قانون کذا به تصویب رسید! سپس پنج انفجار در منطقة سبز ادارات دولتی را هدف قرار داد و صدها کشته و زخمی بر جای گذاشت. سرانجام، امروز همزمان با حضور رابرت گیتس در عراق، کمپانی «رویالداچشل»، از شرکای «اکسون موبیل»، برندة مناقصة استخراج نفت از حوزة نفتی «مجنون» شناخته شد. رابرت گیتس هم به نخستوزیر عراق اطمینان داد که آمریکا از امنیت عراق حمایت خواهد کرد! به گزارش صدای آمریکا ایشان گفتند، در مورد انفجارهای اخیر هم تحقیق میکنند! این است زبان استعمار: تحریف، تخریب، کشتار، چپاول و وعدة دروغ و سرخرمن!
جالب اینجاست که پس از انفجار در منطقة سبز، منطقهای که ورود به آن به دلیل کنترل امنیتی عملاً برای تروریستها امکانپذیر نیست، شیپورهای استعمار این پرسش انحرافی را مطرح کردند که، تروریستها چگونه توانستند به منطقة سبز وارد شوند؟ حتماً نیروهای امنیتی غفلت کردهاند! خلاصه چند نفر از مسئولین بلندپایة امنیتی برای بار دوم به فاصلة یکماه برکنار شدند. و به این ترتیب است که افراد مورد اعتماد گاوچرانها آرام، آرام در رأس امور امنیتی قرار میگیرند: با اثبات «عدم کفایت» مسئولینی که حاضر به اطاعت بیقید و شرط نیستند. برهان هم انفجار بمب است در مراکز دولتی! این پرسش مطرح میشود که اگر افراد یا گروههائی قادراند چندین تن مواد منفجره را به آسانی از حصار امنیتی گذرانده و آنرا وارد منطقة سبز کنند، چرا بجای تخریب ادارات دولتی و کشتار غیرنظامیان عراق، سفارتخانة اشغالگران را که در همین منطقه واقع شده هدف قرار نمیدهند؟! پاسخ به این پرسش روشن است! اولاً مواد منفجره از بیرون به منطقة سبز وارد نشده، در ثانی هدف تروریستها در همسوئی کامل با اهداف اشغالگران قرار دارد. بله، خلاصه فکر نکنید ارتش ناتو مواد منفجره را بیجهت برای تخریب دولت، کشتار غیرنظامیان و تحمیل ناامنی بر عراق به هدر میدهد! به هیچ عنوان! در پس پردة کشتار و انفجار، قراردادهای تاراج از جمله تاراج نفت منعقد میشود!
آمریکا برای تصویب قانون انتخابات، تغییر «مطلوب» مسئولان امنیتی و چپاول نفت عراق هرگز با دولت این کشور مذاکره و گفتگو نخواهد کرد! چرا که مذاکره «دوسویه» است، حال آنکه اهداف استعمار درست مانند احکام الهی «یکسویه» است. به عبارت دیگر در این رابطه «منافع» همواره نصیب استعمار خواهد شد، و خسارات نصیب ملتها. به همین دلیل است که پروپاگاند غرب برای مرزشکنی به «تحریف» و «تقلب» در عرصة معانی متوسل میشود.
تمام شیپورهای استعمار غرب با توسل به همین شیوة مقدس در مسیر تخریب دمکراسی و حقوق انسانی میکوشند. در این راستا دمکراسی را «غربی» و «مسیحی» و «مبتذل» معرفی میکنند، تا نوکرانشان در ایران بتوانند با تکیه بر همین تبلیغات دمکراسی را به عنوان یک پدیدة غربی و مسیحی، در ترادف با «کفر» و «ارتداد» قرار داده، مخالفت با آن را یک «وظیفة دینی» معرفی کنند. حال آنکه دمکراسی به هیچ عنوان «دینستیز» نیست و پروپاگاند استعمار غرب در واقع با «تحریف» دمکراسی به «مرزشکنی» و فروپاشی «چارچوب مفاهیم» مشغول است، همچنانکه ریزهخواراناش نیز چنین میکنند. به عنوان نمونه نگاهی خواهیم داشت به مصاحبة «بیبیسی» با حاج فرج دباغ، فیلسوف چاه جمکران.
این فرد که سه دهه است به عنوان فیلسوف به ملت ایران حقنه شده، هنوز تعریف «حریم خصوصی» را نمیشناسد و به همین دلیل میگوید، «جدائی دین از سیاست»، یعنی دین حریم خصوصی است و باید در خانه بماند! حال آنکه خارج از حماقت و بیسوادی حاجفرج، فیلسوف برگزیدة بیبیسی و بدیل بشیریة مفلوک، باید بگوئیم «حریم خصوصی» در اجتماع نیز حضور دارد، و «خانه» هم به عنوان مکان زندگی یک خانواده و قسمتی از فضای اجتماعی نمیتواند «حریم خصوصی» تلقی شود!
روشنتر بگوئیم، درخانه و در اجتماع، «پیکر انسان» و «باورهایاش» حریم خصوصی است. و این حریم چه در جامعه و چه در خانه میباید محترم شمرده شود. یادآور شویم سخن از جامعة بهنجار میگوئیم، جامعهای که برای انسان به عنوان فرزند انسان، «حق انتخاب آزاد» را به رسمیت میشناسد. در چنین جامعهای همچنانکه دو قطب حق و باطل و نیک و بد و ظالم و مظلوم وجود ندارد، انسان نیز در چارچوب قانون آزاد است. فرد میتواند از ورود به مسائل سیاسی خودداری کند، و یا حضور خود در اجتماع را به فعالیت حرفهای محدود سازد، یا کنج عزلت برگزیند. دریک جامعة بهنجار، تا زمانیکه فرد حدود یک قانون «انسانمحور» را نقض نکرده، و جرمی مرتکب نشده، هیچکس حق ندارد از او بازخواست کرده یا در مورد او «قضاوت» کند، حتی قاضی دادگستری! این است احترام به حریمخصوصی افراد.
اما در جمکران روند مسائل متفاوت است. هر کس با تکرار چند آیه و حدیث یا چند بیت شعر به خود حق میدهد از دیگران بازخواست کند و آنها را وادار به موضعگیری سیاسی نماید. امروز آخوند مصباح یزدی همچون سگهار تهاجم به روحانیت «بیطرف» را آغاز کرده از آنان میخواهد «بفهمند» و موضعگیری کنند. سخنان سراپا مهمل مصباح یزدی را بررسی نمیکنیم چرا که اتلاف وقت خواهد بود. اربابان مصباح در رادیوفردا همین مزخرفات شهادت طلبانه را در بستهبندی دیگری به ما ارائه میدهند، پس دلیلی ندارد وقت خود را برای نوکران استعمار هدر دهیم. فقط از این اسطورة توحش که امثال حاج فرج دباغ و بشیریه را پرورش داده دعوت به «راه حق» را نقل میکنیم.
آخوند مصباح تلویحاً از «سکوت» برخی از روحانیون در معرکة خردجال خردادماه انتقاد کرده میگوید، هر کس سکوت کرده باید پیش خدا «حجت» داشته باشد. و مسلماً مصباح یزدی از سوی خدا مأموریت دارد که «حجت» روحانیون را بشناسد و در مورد آن به قضاوت بنشیند، چرا که ممکن است «حجت»کذا مورد قبول خداوند قرار نگیرد و در این باب فقط مصباح یزدی میتواند نظر دهد، البته با در نظر گرفتن خواست «مردم»:
«همه باید در یک حدّی بفهمند. مخصوصاً آنهائی که در حد [...] رهبری دیگران و جامعه قرار دارند. از مصادیق بیّن آن روحانیون هستند [...] ما باید [...] پیش خدا حجّت داشته باشیم که چرا این راه را رفتهایم، چرا گفتیم یا چرا سکوت کردهایم[...] این رفتار مسئولیتاش با ماست.»
اگر به ادعای مصباح، روحانی در برابر خدا مسئول است، این موضوع به مصباح یزدی ارتباط دارد؟ مسلماً خیر! پس به چه دلیل بجای انتقاد از قانونشکنی و دخالت امثال منتظری و صانعی، مصباح از «سکوت» روحانیون انتقاد میکند؟ به این دلیل که مصباح همچون دیگر سگهای هار استعمار خود را در سنگر «حق» میبیند، پس همة کسانی که از پارس کردن در سنگر حق و یا عربدهجوئی در سنگر باطل خودداری کنند «مسئولیت» خواهند داشت، و ممکن است چاقوکشهای مصباح یزدی به فرمان خداوند آنها را مجازات کنند! بله، به این ترتیب متوجه میشویم نامه نگاری آن سینماچی از کجا ریشه میگیرد: از حوزههای توحش گستر «دین سیاسی» و «سیاست مردمپرستی» یا بهتر بگوئیم، حوزة سرکوب انسان. اتفاقاً تندیس حقوق بشر به همین دلیل به آخوند منتظری اهداء شده، ایشان ذکر «مردم» و «حق مردم» گرفتهاند. به گزارش «بیبیسی»، مورخ 11 دسامبر 2009، کانون مدافعان حقوقبشر از ایشان به خاطر دفاع از «کرامت واقعی انسان» تمجید کرده!
«کرامت» همچنانکه پیشتر هم گفتیم متعلق به ادبیات گوساله پسند «کربلای حسینی» است. این واژگان ارزشی متعلق به ادبیات «مقدس» بوده و در تضاد کامل با اعلامیة جهانیحقوق بشر قرار میگیرد. انسان «کرامت» ندارد، حقوق انسانی دارد و این حقوق در یک چارچوب صریح میباید از منظر قانونی «تعریف» شود. این صراحت را اعضای کانون مدافعان حقوق بشر ایران با کمک مهرورزی در ابهام قرار میدهند.
مهرورزی با پوچگوئی بر طبل «کرامت انسان» میکوبد، اعضای مفلوک کانون کذا هم یک صفت «واقعی» به پوچپردازی مهرورزی افزوده، سخن از «کرامت واقعی» به میان میآورند. روشنتر بگوئیم، یک گروه میگوید «هیچ» گروه مخالف میفرماید «هیچ واقعی». کرامت واقعی انسان همان «پوچ واقعی» است که توسط سازمان سیا برای فروش در بازار حماقت و تزویر به دکان حقوقبشر عبادی و شرکاء در کانون کذا صادر شده. وظیفة اینان افزودن ابهام بر مبهمات «مهرورزی» است و به همین دلیل تحجر «فقه» را نیز به «حقوق بشر» افزودهاند:
«همزمان با روز جهانی حقوق بشر، کانون مدافعان حقوق بشر ایران آیتالله منتظری را تلاشگر حقوق بشر در سال 1388 نامید [...] نرگس محمدی [...] گفت [ایشان] از حق و کرامت واقعی انسان دفاع کرد.[...] مواضع فقهی ایشان در مورد حقوق شهروندی همة ایرانیان [...] و تأکید بر مشروعیت حکومت بر اساس آراء مردم و دفاع از حقوق مخالفان بر همگان روشن و آشکار است.»
بله بیجهت نیست که ایشان «حسینعلی منتظری» نام دارند. آیتالله منتظری طبق بیبیگوزکهای شیعیان همچون حسین و علی بر علیه ظلم قیام کرده، و به همین دلیل نیز از امروز به مناسبت روز جهانی حقوق بشر «فقه شیعه» در ترادف با اعلامیة جهانی حقوقبشر قرار میگیرد! البته در ذهن علیل اعضای دکان عبادی که با صدور بیانیههای ابلهانه به دروغ ادعا کردهاند، منتظری درسالهای 1360 و 1367 به مخالفت با اعدامهای «بیرویه» پرداخت! پس حضور اربابان «بیبیسی» و کانون کذا بگوئیم منتظری در سال 1360 هیچگونه مخالفتی با سرکوبها اعلام نکرده، اعلامیة جهانی حقوقبشر را نیز اصولاً به رسمیت نمیشناسد، با سنگسار و قصاص و دیگر احکام توحش هیچ مخالفتی ندارد، و «کورشه هر کی دروغ بگه!» حضرت منتظری در پاسخ به چاپلوسی اعضای دکان عبادی یا ریزهخواران سازمان سیا در جمکران فرمودهاند:
«این کشور مال ما مردم است [...] نظام را میخواهیم که در سایه آن احکام اسلامی اجرا شود [...] شما به چه مجوزی مردم را کتک می زنید؟ برای این که شما را قبول ندارند؟ خب قبول نداشته باشند. مگر شما خدائید یا پیامبرید؟ آنچه که شما به نام اسلام و دین انجام میدهید موجب بدنامی برای اسلام میشود.»
بله به این میگویند مدافع «حقوق بشر» در جمکران، یعنی مدافع دو ابهام «مردم» و «اسلام»! حال آنکه حقوق بشر، حقوق صریح انسانی است. نه حقوق تل موهوم و قانون شکن «مردم»! قانون اساسی حکومت اسلامی با اعلامیة جهانی حقوقبشر در تضاد کامل قرار میگیرد، پس جای تعجب نیست که اعضایدکان عبادی یک فرد قانونشکن را حامی حقوق بشر به شمار آورند، و در همین راستا نیز آخوند منتظری با پرش به دوران معاویه الگوی «حکومت مردمی» برایمان استخراج میکند. ایشان ابتدا فرمودهاند کشور مال «ما مردم»است، سپس تأکید کردهاند که کشور کذا باید «طبق نظر ما مردم» اداره شود! برهان ایشان هم نامة امام حسن به معاویه است، همانطور که آخوند کدیور برای دمکراسی به خلخال زن یهودی و نهجالبلاغه آویزان شده بود، آخوند منتظری نیز به دوران معاویه و امام دومشان پرش کرده ایشان را «رهبرمردمی» معرفی میکنند:
«[...] والله این کشور مال ما مردم است [...] کشور مطابق رأی و نظر مردم باید اداره شود. امام حسن (ع) طی نامهای به معاویه مینویسد: پس از رحلت پدرم [...] مردم مرا ولی و حاکم قرار دادند [...] ایشان به معاویه نمیگوید من حاکم هستم چون امام معصوم هستم. بلکه رأی و اقبال مردم را مطرح میکند. پس همه کاره مردماند.»
حضور اربابان مدافع «شرافت» و حسینعلی منتظری، مدافع «کرامت واقعی» بگوئیم «مردم» دوران امام حسنتان را نمیتوانید بجای ملت ایران بنشانید. در ضمن «مردم» همهکاره نیستند و باید قانون را رعایت کنند، همان قانونی که سرکار از مدافعان آن بودید و کارآئی هم ندارد. پس قانون باید تغییر کند تا تشکلهای سیاسی بتوانند مطالبات گروههای مختلف ملت ایران را در خانة مشروطه منعکس کنند. بگذریم!
سخنان شیوا، «مردمپرستانه» و گوسالهپسند آخوند منتظری مسلماً همان است که آخوند مصلحی در جمع طلاب «ادبیات حزب توده» معرفی کرده! چرا که بوی تعفن عوامفریبی و مردمپرستی از آن به مشام میرسد. خلاصه همین روزهاست که شیخ صادق صبا آخوند منتظری را به عنوان آیتالله مارکسیست به ما معرفی کنند، تا پاسدار شریعتمداری هم در کیهان ایشان را با یک برچسب «لیبرال ـ دمکرات» برای بار دوم جهت «فروش» عرضه نمایند.
خارج از این مسائل پیشپاافتادة «تحریف»، «مرزشکنی» و «فریب» که نزد اربابان حکومت جمکران در لندن و واشنگتن سکة رایج است، و استفاده از آن را برای نوکران در هر دو سنگر «حق و باطل» نیز مجاز میدانند، باید از «دیگنیتی» آخوندمنتظری تقدیر کنیم، که پس از دریافت تندیس حقوقبشر، به دفاع جانانه از احکام انسانستیز اسلام و گلهپروری و تبلیغ برای اماماناش پرداخته! اینجاست که رادیوفردا و صدای آمریکا میتوانند با تهی کردن «دیگنیتی» از مفهوم معاصرش، این واژه را در ترادف با واژههای پوچ «شرافت» و «کرامت» و حتی «کرامت واقعی» قرار دهند، چرا که سخنان انسانستیز و ایران ستیز منتظری بازتاب بیشرمی، وقاحت، فریبکاری و مرزشکنی اربابان جنایتکار اوست.
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید12دسامبر2009
freedomsearching.com
access-twitter.info
howtobypassfilter.info
prospectlist.info
bypassblocker.info
anonymouswebsense.info
howtobypassschoolfilters.info
youtubepenetrator.info
bestproxyweb.info
fastproxysurf.com
unblockedvox.info
proautoforextrading.info
access-myspace.info
penetratewebsense.info
howtobypassproxy.info
hostalot.co.uk
bypass-proxies.info
bbqmaking.info
dubnut.com
webrestore.info
unblockedxanga.info
singinglemons.info
bestproxywebsite.info
bypass-blocking.info
anonymous2orkut.info
proxyunion.net
twitteraccess.info
japaneseproxy.info
sneakypeaky.info
winkproxy.com
freetheweb.info
bypasspr0xyserver.info
ducksareswimming.info
bebopenetrator.info
schoolproxylist.cn
penetrateflickr.info
smartworking.info
anonymousorkut.info
access-info
alien-web.info
bestproxysitefor.info
fastingdrinks.info
alien-footage.info
anonymoushyves.info
lovesports.info
proxissimo.com
sexproxy.org
access-tagged.info
tunnelbacon.info
websensepenetrator.info
Friday, 11. December 2009, 14:35:05
اربابان حکومت اسلامی در لندن و واشنگتن خیلی زرنگ و بلا و به ویژه مهربان شدهاند! اینان به مناسبت کریسمس 4 هدیة فراموش نشدنی، به نام «مریم» و «عیسی» و «روحالقدس» و «مناره» در بستهبندیهای فریبنده برای ملت ایران در نظر گرفتهاند که درون هر کدام یک پروپاگاند گوسالهفریب براندازانه جاسازی شده. البته پروپاگاند کذا به عنوان هدایای کریسمس به رایگان در اختیار ما قرار میگیرد، چرا که اربابان حکومت اسلامی از مسیحیان مکتبی و متعهد به نفت و دلاراند و جنگ با مناره را به همین منظور به راه انداختند تا مسلمین برای نبرد در راه «حق مسلم منارهای» خود به جهاد «عقلانی» برخیزند.
باری نخستین هدیة استعمار همان طاعون سبز و خط توحش امام به عنوان «جنبش آزادیخواهانه» است که دولت اسرائیل و واتیکان با آن موافقت کامل دارند، چرا که خط توحش امام به معنای فوت کردن در آستین پارة حزب لیکود و حزب کارگر برای تهاجم به لبنان و فلسطین و احیاناً مصر و سوریه و ... است. و اما هدیة دوم عبارت است از همان طاعون سبز به همراه شعار ابلهانة «جمهوری ایرانی» و حسینعلی منتظری و آیات عظام! هدیة سوم به ملت ایران که همزمان توسط حنازرچوبه، بیبیسی و رادیوفردا از زبان آخوند مصلحی، رئیس ساواک جمکران در بوق گذاشته شده از زبان اکبر بهرمانی در مشهد «خواست مردم» را فاش میکند. و خلاصه اگر این سه هدیة خداپسندانه را نمیپسندید، «گاردین» از لیفة تنبان مقدس ارباباناش هدیة چهارم را به شما تقدیم خواهد کرد. وجه مشترک چهار هدیة کذا این است که رهبری ملت ایران را به تل موهوم «مردم» و «دانشجویان مخالف» میسپارد، حال آنکه برای دستیابی به دمکراسی لازم است گروههای شناخته شده با اهداف مشخص و «مادی» بسیج شوند. «مردم» و «دانشجویان» تاکنون جز شعارهای مبهم «خط امام» و هتاکی به خامنهای و احمدینژاد مطالبات صریح «صنفی» و «سیاسی» خود را مطرح نکردهاند.
از نظر ما «خط امام» همچون گذشته «خط خیانت» به منافع ملی است و دوران وحشت روحالله خمینی نیز شاهدی است بر این مدعا. در نتیجه آخوند مصلحی بینوا بهتر است بجای طرح مطالبات استعماری اوباش محفل کودتا آنهم از زبان اکبر بهرمانی بداند و آگاه باشد که اولاً خامنهای مفلوک را نمیتوان به شاه تبدیل کرد، تا بهرمانی جنایتکار از زبان «مردم» خواهان رفتناش شود. ثانیاً، بهرمانی بسیار بیجا کرده که به عنوان رئیس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت «سخنگوی مردم» شده! ثالثاً «مردم» کذا که در تاریخ معاصر ایران همواره از سوی کارخانة رجاله پروری برای سرکوب و چپاول ملت ایران بسیج شدهاند نیز چند نکتة پیشپاافتاده را میباید بدانند.
نخستاینکه «مردم» خامنهای را انتخاب نکردهاند، رهبر حکومت اسلامی «مقام انتصابی» دارد. رفتن خامنهای میباید از طریق قانونی صورت پذیرد و همان مجلسی که به خامنهای «رأی» داده، یعنی همین مجلس خبرگان میباید رهبر را عزل کند. و اگر بهرمانی و همپالکیهایاش همچون «میمته» شهامت ندارند تا در جایگاه واقعی و قانونی خود قرار گیرند، بهتر است خود را در چادر و مقنعة «مردم» پنهان نکنند. نهایت امر این مسئله را نیز باید عنوان کنیم که کنار رفتن خامنهای مشکلات ملت ایران را حل نمیکند، همچنانکه رفتن شاه برای کسی در این مملکت معجزه نکرد. طرح این مسائل مضحک، یعنی رفتن خامنهای آنهم از زبان تل موهوم «مردم» فقط برای انحراف افکارعمومی و به بیراهه کشاندن مطالبات صریح ملت ایران است. ولی اربابان حکومت جمکران که این مزخرفات را در بوق گذاشتهاند باید بدانند، با کنار بردن خامنهای نمیتوانند جنایات سی سالة این حکومت را به حساب یکنفر بنویسند. اکبر بهرمانی، بهزاد نبوی، محمد خاتمی، کروبی، موسوی و ... در جنایات «رهبر» شریکاند و باید در دادگاه صالح در برابر ملت ایران پاسخگوی جنایاتشان باشند.
برخی از خوانندگان گرامی در مورد تشکل «مادران عزادار» و «میمته» پرسشهائی مطرح کرده و میگویند فرد مذکور دانشجوی اخراجی نبوده و خلاصه رسانة رسمی حکومت «دروغ گفته.» پیش از پرداختن به مادران سوگوار، لازم است در مورد «میمتهسالاری» توضیح دهیم. اینکه «میمته» دانشجو باشد یا اخراجی هیچ تفاوتی در ماهیت تخریبی رفتار او ندارد. فرض میکنیم فردی به نام مجید توکلی، دانشجو یا غیردانشجو از مخالفان حکومت و یا از مخالفان خامنهای و احمدینژاد در تجمع 16 آذر در دانشگاه، پس از توهین به مقامات حکومت اسلامی با لباس مبدل قصد فرار داشته که دستگیر میشود.
«توهین» در رسانهها یا در ملاء عام به مقامات یک حکومت، چه این حکومت دمکراتیک باشد چه مدعی تقدس الهی، «جرم» به شمار میرود. بنابراین «میمته» حداقل به دلیل توهین در ملاءعام «مجرم» است. میمته نمیتواند ادعا کند که با قوانین و مقررات آشنائی نداشته، چرا که چنین عذری در هیچ دادگاهی پذیرفته نمیشود. در اینصورت هر مجرمی میتواند ادعا کند که با قوانین آشنائی نداشته. البته مورد تولة آخوند واعظطبسی که پس از چپاول ثروتملی به دلیل گوسالهپسند «جهل بهقانون» تبرئه شد، استثنائی است! این استثناء در مورد همة خودیهای حکومت مقدس به یک شیوة واحد اعمال میشود، چرا که اینان به دلیل نزدیکی به قدرت «الهی» همواره در «سنگر حق» نشستهاند، پس در جنایت و چپاول نیز «حق» خواهند داشت. به نظر میرسد «میمته» نیز از خودیها باشد، چرا که همه به ذلت و حقارت و رفتار شرمآور وی «افتخار» میکنند. علامت تعجب هم نمیگذاریم. یکی از اهداف اصلی سیاست جاری در کشور دوقطبی کردن کاذب فضای جامعه، و تشویق به جرم و جنایت است.
میمته نیز در راستای همین روند تخریبی خود را به عنوان «انسان» و «دانشجو» نابود کرده. پیشتر در این مورد توضیح دادهایم پس تکرار مکررات نمیکنیم، فقط یادآور میشویم که ارتکاب جرم، عدمپاسخگوئی، خودانکاری و فرار، یک روند انسانستیز است، و توهین و فحاشی را «فعالیت سیاسی» نمینامند. اگر «مطالبات» دانشجویان در هتاکی و فحاشی به مقامات حکومت جمکران و نهایت امر «لاتبازی» خلاصه میشود، بهتر است این فرهیختگان خیابانی سکوت اختیار کنند. روز 16 آذر 1388، اکثریت قریببهاتفاق دانشجویان خارج از معرکة حکومتی طاعون سبز قرار داشتند و به همین دلیل بود که هیچکس به ممنوعیت حضور خبرنگاران در محل تظاهرات اعتراض نکرد. هر دو گروه اوباش ترجیح میدهند خارج از حوزة شفافیت رسانهای قرار گیرند تا بتوانند ما ملت را به رگبار دروغ ببندند و ادعا کنند، «انبوه میلیونی» دانشجویان به طرفداری از این یا آن جناح تظاهرات کرد، حال آنکه واقعیت جز این است. ما هم در محل «شاهدان عینی» داشتیم که برخلاف شاهدان عینی «بیبیسی» دروغباف و خیالپرداز نیستند! خلاصه بگوئیم، هیچکس دیگر این دروغها را باور نمیکند. به همین دلیل است که آخوند «مصلحی» از زبان بهرمانی خواهان رفتن خامنهای شده، و تلویحاً سخن از بسیج 3 میلیون «دانشجوی مخالف نظام» به میان میآورد و «گاردین» هم ویراست نوینی از تظاهرات 16 آذر و شعارها ارائه داده!
بله آخوند مصلحی، رئیس ساواک جمکران امروز در مورد «مواضع اخیر» اکبر بهرمانی سخنان شیوائی بر زبان رانده که با کد: 834638 در حنازرچوبه مورخ 19 آذرماه تحت عنوان « تکرار بیانیههای سران فتنه توسط هاشمی تکان دهنده است»، انتشار یافته. و از آنجا که هدف از انتشار سخنان کذا فروختن اکبر بهرمانی به عنوان «مدافع مردم» و «مخالف خامنهای» است، مهملات وزیر اطلاعات چاه جمکران در همة رادیوهمبونهها از جمله «بیبیسی» منعکس شده.
آخوند مصلحی در جمع طلاب و «فضلای» حوزه علمیة قم سخنرانی کرده، و ضمن دوختن آسمان به ریسمان و آمیختن راست و دروغ سعی کرده یکی از تولهنخبگان را طراح براندازی، و شخص حاج اکبر را هم مخالف رهبر فرزانه معرفی کند. به این ترتیب مصلحی پلید، جایگاه «رهبر معنوی» و «رهبر سیاسی» را همچنان در «سنگر حق» حفظ میکند. مهم نیست رهبر کذا بهرمانی باشد یا نه، مهم این است که وزیر اطلاعات حکومت جمکران در سخنرانی خود به بهانة آنچه در جمکران «انتقاد از سران فتنه» خوانده میشود، در واقع زیر پای دولت احمدینژاد را میکشد و «مردم» و 3 میلیون دانشجو را هم «مخالف نظام» معرفی میکند.
البته در اینکه احمدینژاد محبوبیتی ندارد تردید نداریم، ولی این عدم محبوبیت در درجة نخست شامل اکبر بهرمانی نیز میشود. روشنتر بگوئیم کل حکومت اسلامی منفور است نه فقط احمدینژاد! در واقع اربابان حکومت مقدس به وزیر اطلاعات جمکران گویا «اطلاعات غلط» داده، طبق معمول خواست خود را «واقعیت» نمایاندهاند. البته این نخستین بار نیست که مطالبات آنگلوساکسونها از زبان مقامات بلندپایة جمکران شنیده میشود، آخرین بار هم نخواهد بود. تا زمانیکه دست استعمار از ایران کوتاه نشود حکومت ایران نقش سخنگوی رسمی و کارگزار استعمار را ایفا خواهد کرد.
باری آخوند مصلحی در جمع طلاب تلویحاً فرمودهاند، روز 16 آذر افتضاح شد، حدود 1200 نفر جمع شده بودند و ... و این افراد برای ساختارشکنی برنامهریزی کرده بودند. مصلحی در ادامه از «طلاب» میخواهد برای مقابله با ساختارشکنی «حرکت» سنگین و فشرده صورت گیرد! عجیب است که مصلحی ابتدا به تعداد قلیل مخالفان اشاره دارد و بعد از طلاب میخواهد برای مقابله با توطئة مخالفان بسیج شوند! چرا؟ چون مخالفان واقعی این حکومت آن 1200 نفر نیستند، همة دانشجویانی که در تجمع «16 آذر» شرکت نکردهاند، مخالف واقعی این نظام به شمار میروند! خلاصه حکومت اسلامی برای یک سرکوب گسترده خیز برداشته تا به قول خود با جریان جدید مقابله کند! و جریان جدید که به گفتة مصلحی در برابر «اسلام» قرار گرفته، ویژگیهای عجیبی نیز دارد. به گفتة ایشان این جریان ادبیات حزب توده را به کار میبرد، حزب آخوندپرستی که میدانیم همواره از طرفداران حکومت توحش اسلامی بوده.
باری مصلحی جریان جدید را برانداز، سکولار و ضددین میخواند! به عبارت دیگر همة دانشجویانی که در تظاهرات «پرشکوه» و خفتبار 16 آذر امسال حضور نیافتند، برانداز و سکولار به شمار میروند و در سنگر «کفر» نشستهاند، پس قتلشان «واجب شرعی» میشود. جالب اینجاست که مصلحی ادعا دارد در این جریان «سکولار» مجاهدین خلق و مذهبیها نیز حضور دارند! خلاصه بگوئیم ما متوجه نشدیم چگونه مجاهدینخلق و مذهبیها، با ادبیات حزب توده در کنار سکولارها نشستهاند، و چگونه است که «سکولار» در قاموس آخوند مصلحی «ضددین» خوانده میشود! البته برای دریافت اصل مطلب لازم است نگاهی به مزخرفات بشیریه و حاج فرج دباغ در رادیوفردا و بیبیسی بیاندازیم تا دریابیم سخنرانی بیشرمانة وزیر اطلاعات جمکران از کجا «خط» میگیرد.
ترهات بشیریه، بر فروپاشی و تخریب متمرکز شده بود، و مزخرفات حاجفرجدباغ بر تحمیل جهل و تعصب و باورهای مذهبی فرد بر جامعه. سخنرانی «مصلحی» در واقع سنتزی است از سخنان بشیریه و حاجفرجدباغ. حاج فرج در کمال بلاهت ادعا کرده که دیناش را نمیتواند در خانه بگذارد، پس «سیاست» بدون دیانت امکانپذیر نیست. بله، وقتی میگوئیم اعتقادات مذهبی حریم خصوصی افراد است، حاج فرج دباغ میپندارد زمانیکه از خانه خارج میشود باید دیناش را در خانه بگذارد. این است دلیل واقعی تبدیل چنین موجود کودن و مفلوکی به «فیلسوف» در کشور ایران: سفله پروری.
البته هیچکس از اوباشالله نخواسته جهل و توهماتاش را در خانه بگذارد، آنچه لات و اوباش «فرهیخته» میباید انجام دهند، عدم تهاجم به حریم خصوصی دیگران، یعنی خودداری از «تحمیل» باورهایشان به دیگر افراد جامعه است. حاج فرج حریم خصوصی را اشتباهاً «خانه» یا «حرم خصوصی» انگاشته که البته جای تعجب نیست. استعمار در بستر جهل و تعصب و حماقت و بلاهت رشد میکند، و به همین دلیل «جاهل پرور» و «ابلهنواز» است. بگذریم و بازگردیم به آخوند مصلحی، کاشف «جریان جدید!» جریانی که گویا در برابر اسلام قرار گرفته و به گفتة حاجاکبر در مشهد شامل 3 میلیون دانشجوی «غیرخودی» نیز میشود که طرفدار هیچیک از ایندو جناح نیستند. در نتیجه، اینان «دشمناسلام» شناخته میشوند. مصلحی چنین فرموده که «دشمنان» از طریق تولهنخبگان «روی فکر» برخی از خواص کار کرده، و خواص را از راه راست منحرف کردهاند.
میدانیم که در ادیان ابراهیمی انسان وجود خارجی ندارد، همه ذلیل و بدبخت و صغیر و مهجوراند و به همین دلیل نیز در چارچوب «ادبیات» این ادیان هیچکس پاسخگوی اعمال خود نیست، حتی اگر پیغمبر باشد! خصوصاً زمانیکه پای «خواص» جمکران به میان آید این بیمسئولیتی اوج میگیرد چرا که اینان از انسان بالغ و رشید و مسئول هزاران سال نوری عقباند. باری، مصلحی در سخنان خود بند را به آب داده میگوید، دو هفته «پس از انقلاب» رفت و آمد عدهای به انگلستان مشکوک است. به عبارت دیگر وزیر ساواک جمکران هم از طاعونیان سبز است که آشوبهای پس از مارگیری را «انقلاب» دانستند:
«جریان جدید، سکولار، ضددينی [ضد دین]، و براندازانه است با ادبيات حزب توده[...] اين جريان در برابر اسلام قرار گرفته [...] دشمنان از طريق آقازادهها روی فکر برخي از خواص کار کردهاند[...] رفت و آمد عدهاي از دو هفته بعد از انقلاب تاکنون به کشور انگليس مشکوک، عجيب و غريب و تکان دهنده است[...]»
البته مصلحی حساب تولة حاجاکبر را از جریان جدید جدا کرده تا «دشمن» نتواند از این امر سوءاستفاده کند. بله، همة جنایات و چپاول نخبگان و تولهنخبگان فقط به این دلیل نادیده گرفته میشود که دستاویز «دشمن» نشود، در غیراینصورت دستگاه عدالت علوی چاه جمکران «مو لای درزش» نمیرود، اگر باور نمیکنید ماجرای خلخال آن زن یهودی در نهجالبلاغه به شما ثابت میکند که منطق علوی بر حکومت اسلامی به ویژه بر قوة قضائیة آن حاکم است:
«وزير اطلاعات [...] در مورد دليل عدم برخورد با فرزندان هاشمي رفسنجاني گفت [...] میخواهيم در اين موارد معاندين نتوانند دست به اسطورهسازی بزنند[...]»
میبینیم که اسطورهسازی بسیار کار بدی است، البته زمانیکه از سوی دشمنان یا همان «معاندین» صورت گیرد. اگر خودیها بیبیگوزکسازی کنند و خمینی دجال را در ترادف با گاندی و نلسون ماندلا قرار دهند هیچ اشکالی ندارد. مهم این است که دشمنان، یعنی در واقع ملت ایران از جنایات قبیلة بهرمانی آگاه نشوند. چرا که حاج اکبر در مشهد گفته، «تغییر موضع هم نداده!» البته اینکه بهرمانی تغییر موضع نداده از معجزات است؛ سردار سازندگی متخصص ویراژهای سیاسی است و هر لحظه میتواند عقربة قطبنمای بصیرتاش را 180 درجه تغییر دهد، آنهم با تکیه بر سخنان یک «امام» مرده!
برای چنین کاری لازم است حاج اکبر شیرجهای به آن دنیا زده با امام گفتگو کنند و نظر ایشان را به عنوان نمونه در مورد رابطه با آمریکا جویا شوند و امامالله هم برحسب وضع مزاجیشان، «یبوست یا شکمروش»، که مانند «سیاستشان عین دیانتشان» بوده و همواره دو قطبی است، پاسخ «مناسب» را به «ستون نظام» ارائه فرمایند. این فرمایشات به ستون نظام نیز بلافاصله در «بیبیسی» منعکس میشود. از مطلب دور افتادیم! بله به دلیل همین معجزات اکبر بهرمانی است که آخوند مصلحی از قول او زیرپای نظام مقدس را کشیده، میگوید، سخنان هاشمی تکان دهنده است، او مباحث «سران فتنه» را بیان کرده:
«تکان دهنده این است که [...] هاشمی گفته [...] در کشور 3 میلیون دانشجوی فرهیخته با نظام همراه نیستند[...]»
بله، هر کس بجای مصلحی باشد «تکان» میخورد! چرا که قرار است نظام هم کمی «تکان» بخورد. در نتیجه، آن 3 میلیون دانشجوی «فرهیخته» را که در عمل مجموعهای است از اوباش ساواک، فرصتطلبان همیشه در صحنه و عوامگرایان شارلاتان با شعارهای «دینستیز» وارد میدان میکنند، تا سکولاریسم، ویراست سازمان سیا را به ما ملت معرفی نمایند! در چارچوب همین سیاست مقدس است که گاردین، مسلماً باز هم به نقل از « شاهدان عینی» ویژة خبرسازی و شایعهپراکنی، 16 آذر را به دمکراسی وصله کرده، شعارهای جدید و خررنگکن را نیز برای مشتاقان تعیین فرموده. از آنجمله است شعار گوساله فریب «دانشجو بیدار است، از دیکتاتور بیزار است!» راستش ما که خیلی «تکان» خوردیم! خصوصاً که در سال 1357، «بیداری دانشجو» و «بیزاری وی از دیکتاتور» را از نزدیک شاهد بودیم، و همچنین حماسة بلاهت دومخرداد را هم هنوز فراموش نکردهایم.
گاردین همچنین از تشکل سرکوبگر مادران عزادار تعریف و تمجید فراوان به عمل آورده چرا که اینان، همچنانکه گفتیم پارک را به مکان نمایش «سوگواری سیاسی» تبدیل کردهاند و هر چه این بساط گستردهتر شود نان کارفرمایان گاردین در روغن بیشتری شناور خواهد شد. گاردین همچنین «16 آذر» را «نماد پیشروی دانشجویان» در روند دمکراسی دانسته و دستنوازشی هم به سروگوش زهره کاظمی مبارز کشیده. پس جای تعجب نیست که مهملات گاردین هم در سایت «نرخ روز» آنلاین و هم در سایتهای «مستقل» دیگر منعکس شود.
البته اربابان آخوند مصلحی و کارفرمایان گاردین کور خواندهاند اگر میپندارند با 3 میلیون دانشجوی فرضی که طلاب قم را نیز شامل خواهد شد باز هم میتوان یک کودتای مردمی نظیر کودتای 22 بهمن سازمان داد. 3 میلیون نفر کذا را نمیتوان به جای ملت ایران نشاند. درعوض مستر پرزیدنت گاوچرانها را میتوان با «میمته» در جمکران به قیاس کشید.
ایشان که امروز برای دریافت نوبل صلح کشور نروژ را به قدوم مبارک خود زینت بخشیده بودند، فرمودند ما در کنار آزادیخواهان ایستادهایم. و به شرافت راهپیمایان ایران شهادت میدهیم و خلاصه کم مانده بود که یک روضة امام حسین حسابی برایمان بخوانند تا فراموش کنیم که همین چند روز پیش با خامنهای به نامهنگاری مشغول بودهاند! عراق و افغانستان هیچ! بله باراک اوباما هم پس از راز و نیاز با حکومت جمکران، در اسلو چادر و مقنعة حقوق بشر و آزادی به سرکرده و «شرافت» راهپیمایان را «شهادت» میدهد! سخنان گهربار ایشان در رادیوفردا مورخ 10 دسامبر 2009 منعکس شده:
«آقای اوباما در سخنرانی خود [...] اشاره کرد که آمریکا همواره در کنار مردمی میایستد که در پی آزادیاند، از جمله مردم ایران [...] او گفت: ما به عزت و شرافت صدها هزار نفری شهادت خواهیم داد که در سکوت و آرامش در خیابانهای ایران راهپیمائی کردند [...] رئیس جمهور ایالات متحد در سخنرانی نوبل صلح در شهر اسلو افزود [روشن است] که رهبران این دولتها از آرزوهای مردمان خود بیش از قدرت کشورهای دیگر واهمه دارند.»
اگر ایران، افغانستان و عراق را ندیده بودیم باور نمیکردیم که آمریکا همواره در کنار آزادیخواهان ایستاده! و اگر ادبیات فئودال را نمیشناختیم متوجه نمیشدیم که ارزشهای حماسی و گنگ نظیر «شهادت» و «عزتوشرف» که در سخنرانیهای مقامات جمکران پیوسته تکرار میشود به ادبیات مقامات ایالات متحد نیز وارد شده! مستر پرزیدنت! آیا از آنجا که خاتمی شیاد و موسوی جلاد هم در این راهپیمائی شرکت داشتند، شما اطمینان حاصل کردهاید که راهپیمایان ایران «شرافت» و «عزت» داشتند؟ یا اینکه روی سخن شما با همان 3 میلیون «دانشجوی» مخالف نظام است؟
البته فکر نکنید همة سخنرانی اوباما شعار است! به هیچ عنوان! ایشان وقتی میگویند رهبران این دولتها از «آرزوهای» مردم خود بیش از هر چیز واهمه دارند در واقع به ما میگویند، بجای طرح مطالبات صریح و مادی خود آرزوهایمان را بیان کنیم! تا همچون حسین مظلوم در کویر ابهام تا ابد سرگردان بمانیم، و همه به عزت و شرافتمان هم شهادت دهند! باراک اوباما به زبان بیزبانی از ما میخواهد به ارزشهای حماسی بازگردیم: عزت، شرافت، تعصب، قیام بر علیه ستمگر، و ... چرا که نتیجه چنین رویکردی جز «شهادت» نیست! خلاصه بیخیال نان و آب و مسکن و بهداشت و آموزش و غیره، «شهادت» و شرافت را عشق است! به قول آخوند علی شریعتی، «کاری حسینی کنید»، که نام پرزیدنت ایالات متحد نیز باراک «حسین» اوباما است! باراک اوباما برای خامنهای پیام میفرستد، حسین هم برای ملت ایران اساماس خواهد زد! آیا این سخنان «تکان دهنده» نیست؟ نه! آنچه تکاندهنده است ترجمة رادیوفردا از سخنرانی اوباما است در اسلو!
هر چه باراک اوباما به زبان آورده توسط مترجم رادیوفردا تحریف شد و در چارچوب ادبیات حماسی صحرای کربلا قرار گرفته. اوباما از شهادت به عزت و شرافت سخن نگفت، ولی رادیوفردا چنین ادعائی دارد. چرا که اگر ایرانیان برای حفظ عزت و شرافت خود در چارچوب مزخرفات شریعتی و حماسة «حسینی» راهپیمائی کنند، مادران عزادار که اکنون یک پارک را به اشغال خود در آوردهاند کل کشور را به تصرف خود در خواهند آورد و باز میگردیم به دوران خمینی دجال و جنگ مقدس که هر روزمان عاشورا بود و جهانمان کربلا.
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید11دسامبر2009
k3klan.info
bypasstheblocks.info
sitetrouble.co.uk
facebookproxylist.cn
bypass-proxies.info
dubnut.com
access-info
bebopenetrator.info
hostalot.co.uk
sneakypeaky.info
proforextechnicalanalysis.info
httpunblockproxy.cn
anonymoushyves.info
unblockedxanga.info
lovesports.info
twitteraccess.info
penetrateflickr.info
anonymous2hi5.info
howtobypassschoolfilters.info
unblockedvox.info
howtobypassproxy.info
howtounblock.info
prospectlist.info
access-myspace.info
my-pr0xy.info
alien-web.info
bestproxyserver.info
ducksareswimming.info
anonymouswebsense.info
bbqmaking.info
youtubebypassproxy.info
bypasspr0xyserver.info
proxyservers.in
firewallfilter.com
bestproxysitefor.info
anonymousorkut.info
unblockedimeem.info
smartworking.info
freedomsearching.com
profreeforexcharts.info
schoolproxylist.cn
youtubepenetrator.info
anonymous2orkut.info
phpunblockproxy.cn
webrestore.info
access-tagged.info
unblockednetlog.info
bestproxysoftware.info
unblockedmultiply.info
websensepenetrator.info
Thursday, 10. December 2009, 17:09:23
کاروان خردجالی که از نروژ به راه افتاد، اکنون موفق شده با ایجاد تشکلهای سرکوبگر تقدس و سوگواری را بر فضاهای تفریحی شهر نیز تحمیل کند. این شیوة تحمیل مقدسات هیچ ارتباطی با آلمان و گوبلز ندارد و مستقیماً تحت نظارت آنگلوساکسونهای دو سوی آتلانتیک، و با همکاری دیگر کشورهای اروپای غربی از طریق پروپاگاند رسانهای و معرفی فاشیستهای مؤنث و مذکر به عنوان مدافعان دمکراسی و حقوقبشر بر ملت ایران تحمیل میشود. تشکل «مادران عزادار» یک تشکل سرکوبگر است که از محفل نوبل و تحرکات طاعونسبز سرچشمه گرفته. این تشکل موهوم با همکاری ساواک منفور جمکران، قصد تبدیل پارک به محل سوگواری و تجمع سیاسی را دارد.
تبدیل پارک به محل سوگواری و روضه و زوزة مادران فرضی شهدای فرضی در واقع تحمیل فضای مقدس بر فضای تفریح و شادی جمعی است که از طریق «ساختارشکنی» در فضاهای شهری امکانپذیر شده. اینهم یکی دیگر از شیوههای سرکوب برای محروم کردن انسان از«حق انتخاب آزاد» است. و تحمیل حکومت اسلامی به ملت ایران برای تحقق همین سیاست خداپسندانه صورت گرفت: تبدیل کشور به محل عربده و روضه و زوزة مقدس با هدف ممنوعیت شادی در ایران. این است حکمت پنهان در پس تجمع مادران عزادار ساواک در پارکها! میبینیم که نیروهای انتظامی یا شهرداریها هیچ ممانعتی از برپائی این نمایش مهوع به عمل نمیآورند. دلیل هم روشن است، زمانیکه برای تفریح و تفرج به پارک میرویم، تلویحاً موظفایم برای رعایت حال مادران کذا حتیالمقدور از خنده و خوشحالی صرفنظر کنیم. و به مرور زمان مادران کذا همچون «خانوادة شهدا» تبدیل خواهند شد به چماقی جهت سرکوب دیگران.
اگر قضیه به همین منوال ادامه یابد، یکروز خواهد رسید که «باید» به «احترام مادران عزادار» از تفریح و خنده در پارک خودداری کنیم. در دوران جنگ مقدس نیز بساط مشابهی به راه افتاده بود. رسانههای جمکران از قول تل موهومی به نام «خانوادة شهدا» برای دیگران، خصوصاً در زمینة تفریحات و خنده و شادی تعیین تکلیف میکردند. به عنوان نمونه اوباش جمکران میگفتند و مینوشتند، آرایش زنان توهین به خانوادة شهداست. اخبار هم در همین راستا ساخته و پرداخته میشد، به طور مثال، در یکی از شیرینی فروشیهای تهران خانوادة یک شهید از «پوشش» و «آرایش» برخی مشتریان زن سخت خشمگین شده و به آنان اعتراض کرد و ... خلاصه از این دست مزخرفات. و ما هم متوجه میشدیم که اگر روزی روزگاری در شیرینی فروشی مورد تهاجم سگهای هار سیاهپوش جمکران قرار گرفتیم، «حق» با سگهای هار است که خود را مقدس انگاشته و در کمال «آزادی» و «استقلال» واقعیت «حکومت اسلامی» و «منطق علوی» را در معابر و فضاهای عمومی به نمایش میگذارند. چرا که فرضاً در یک جنگ استعماری، که به دلیل تقدس اربابان حکومت اسلامی جنگ «مقدس» معرفی شده، اینان فرزندان فرضیشان را از دست دادهاند، در نتیجه حق دارند دیگران را مجبور کنند تا در «غم» مجازیشان شریک باشند.
بله آنروزها همه موظف بودند «عزادار» باشند، زمانیکه تهران بمباران میشد، همه میبایست عربدة «الله اکبر» و «درود بر خمینی» سر دهند و اگر همسایگان با آنان همصدا نمیشدند، شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه» را ضمیمة شعارهای ابلهانة دیگر میکردند. اگر در کوچة شما یکی از همان خانههای طاغوتی مصادرهای وجود داشت، با «فرهنگ غدیر» آشنا میشدید. اگر هم از چنین شانس بزرگی محروم بودید «فرهنگ» کذا را در خیابانهای تهران مشاهده میکردید. به عنوان نمونه زمانیکه در دوران پرافتخار ریاست علیخامنهای بر قوة مجریه چوبدارهای ساواک با شعار «حزب، فقط حزبالله» به رهگذران از زن و مرد حملهور میشدند، از اقتدار و پیشرفت و خودکفائی حکومت اسلامی در همة زمینههای توحش مبهوت میماندید. با این وجود در بزنگاه «مقدس» 16 آذر، ما از افلاس حکومت آبمنگلها هیچ تعجب نکردیم!
تظاهرات «16 آذر» از سوی حکومت اسلامی سازمان یافت و به همین دلیل حکومت جمکران سه روز «انزوای رسانهای» اعلام کرد تا مشخص نشود که اکثریت قریب به اتفاق «دانشجویان» از حضور در عرصة لاتبازی «حق و باطل» آبمنگلها خودداری کردهاند. و با تکیه بر همین انزوای رسانهای است که هر دو گروه اوباش، سبز و غیرسبز ادعا میکنند، میلیونها نفر به طرفداری از «ما» در تظاهرات کذا حضور یافتند و «انجمن اسلامی» دانشگاه امیرکبیر در کمال حماقت به زندانیان این تظاهرات سرکوبگرانه افتخار هم میکند!
در هرحال برپائی این تظاهرات از نظر ما برای تحمیل سکوت به طرفداران دمکراسی است. به همین دلیل است که حنازرچوبه، رسانة رسمی حکومت جمکران به بهانة طرفداری از دولت در شیپور مخالفان فرضی همین دولت میدمد، و از زبان زبالههائی همچون نوریزاده به مداحی جنایتکاری به نام اکبر بهرمانی و دخترش پرداخته. حنازرچوبه، همچنین در یک مقالة بسیار «تحقیقی» شعارهای ما را در مورد «جدائی دین از سیاست» با شعار فاشیستهای بومی در همآمیخته، و آخوند منتظری پلید را نیز به عنوان «رهبر» طرفداران دمکراسی معرفی میکند! پس بهتر است به اهالی حنازرچوبه یادآور شویم ما به عنوان طرفدار دمکراسی با شعار گوسالهفریب «جمهوری ایرانی» به طور کلی مخالفایم و آخوند جماعت را به هیچ عنوان در جرگة خود راه نخواهیم داد. خیالتان آسوده باشد که اشتباه صدرمشروطه تکرار نخواهد شد.
در مسیر دمکراسی سیاسی، «حق و باطل» وجود ندارد، در این مسیر «صراحت انسانی» مطالبات ملت ایران را در برابر ابهامات انسانستیز استعمار قرار خواهد داد. همان ابهامی که با صورتک حکومت اسلامی بر ما ملت تحمیل شده و از خردادماه گذشته خود را به دو جبهة کاذب نیز تقسیم کرده. اربابان شما در لندن و واشنگتن کور خوانداهاند اگر میپندارند با به راه انداختن کاروانهای خردجال و تولید انبوه زندانی، و تجمع مادرعزادار و غیره میتوانند طاعون سبز را به عنوان آلترناتیو به ما حقنه کنند. ما کاروانهای «خردجال» را از هر نوعی که باشد محکوم میکنیم و از برپاکنندگان چنین کاروانهائی به هیچ عنوان حمایت نمیکنیم. مرز مطالبات ما مشخص است: پرهیز از خشونت، در نتیجه پرهیز از همراهی با تظاهرات «حق و باطل» حکومتی. در این راستا اعمال زندانیان تظاهرات کذا به ویژه امثال «میمته» را شرمآور میدانیم، چرا که رفتار این افراد مرزشکنی اجتماعی و تخریب دیگری را با خودتخریبی در هم آمیخته. این مرزشکنی دو مرحلهای، اوج توحش و انسانستیزی به شمار میرود.
خروج از جایگاه اجتماعی و «نقض برابری» ریشة خشونت و قانونشکنی، یا بهتر بگوئیم ریشة توحش در جامعة ایران است و متأسفانه این «توحش» در جامعة فرهیختگان ساکن فرنگ خود را به صورتی چشمگیر بروز میدهد. خروج از «جایگاه اجتماعی»، یعنی همان «مرزشکنی» به فرد اجازه میدهد در جایگاه «قضاوت» قرار گرفته به حریم اجتماعی و خصوصی دیگران تجاوز کند. روشنتر بگوئیم چنین عملی، مرزشکن محترم و شریف را در«جایگاه برتر» قرار میدهد. به عنوان نمونه، بازگردیم به نامه نگاریهای حاج فرج دباغ، فیلسوف چاه جمکران با محمود دولتآبادی، رمان نویس!
حاج فرج دباغ، نه تنها موجودیت دولت آبادی را به عنوان «انسان» به سخره گرفته که به خود اجازه میدهد در مورد اعمال و رفتار یک انسان بالغ به «قضاوت» بنشیند. حال آنکه دولتآبادی مرتکب «جرم» نشده، و حاج فرج دباغ هم در هر حال «قاضی» نیست، پس صلاحیت «قضاوت» در مورد دیگران و «صدور حکم» برای آنان را ندارد. در اینجا یک پرانتز باز کنیم و توضیح دهیم که دولتآبادی و حاجفرجدباغ در «اظهار نظر شخصی» خود آزاداند، ولی «اظهار نظر» به معنای «قضاوت» اخلاقی در مورد دیگران، برچسب زدن و تخریب آنان نیست. همچنین عقاید و گرایشات سیاسی افراد، زمانیکه اینان فعال سیاسی نیستند، خارج از جایگاه اجتماعیشان قرار میگیرد. به عبارت دیگر دلیلی وجود ندارد که افراد در سطح جامعه تمایلات سیاسی خود را فریاد کنند و به دیگران نیز فرمان دهند که مواضع سیاسیشان را با صدای بلند اعلام دارند. اینکار تهاجم به حریم خصوصی و اجتماعی است! این عمل تداوم توحش حکومت اسلامی است. حکومتی که ملت ایران را وادار کرده از مواضع «سیاسی ـ اجتماعی» و فرهنگ ستیز مشتیآخوند شیعیمسلک که افتخار نوکری آنگلوساکسونها را نیز دارند طرفداری کند! چرا؟ چون آخوندهای کذا خود را «حق» و مخالفانشان را «باطل» معرفی میکنند. به همین دلیل از حضور مخالفان «پوششی» در سطح جامعه جلوگیری میشود. در یک جامعة دینی همه باید مطابق هنجارهای توحش لباس بپوشند، در غیراینصورت «دشمن حق» به شمار رفته و تکلیفشان روشن است. کسی که در حکومت حق الهی «دشمن حق» باشد، طبق احکام شریعت مجازات مرگ را نیز میباید پذیرا شود.
البته حکومت جمکران به دلیل عطوفت محمدی و رأفت علوی و توحش نبوی برای مخالفان «پوششی»، شلاق و توهین و جریمه و زندان و «نصیحت» را در نظر گرفته. برای مخالفان سیاسی هم آدمربائی و قتل در بیابان را برگزیده، و از دمیدن در شیپور مخالفنمایان خودی نیز به هیچ عنوان دریغ نمیکند. مخالف نمایان حکومت کذا کیستند؟ همانها که دیروز دست در دست این حکومت در سنگر «حق» بودند، و امروز نیز هر چند ظاهراً تغییر سنگر دادهاند، همچنان در نوعی «سنگر حق» یا سنگر مدافع «حقوق مردم» لنگر انداختهاند و از همه هم میخواهند همصدا با آخوند منتظری و دیگر آیات عظام «در کنار مردم» قرار گیرند. متأسفانه «حقوق مردم» از نظر ما معنوی نیست و در «دیانت و سیاست» هم نمیتواند خلاصه شود! حقوق مردم «حقوق اجتماعی» است که در رأس آن رعایت «حریم خصوصی» و «حریم اجتماعی» قرار خواهد گرفت.
«حریم خصوصی» عرصة اعتقادات و باورهای انسان است که هیچ پایه و اساس منطقی ندارد، حال آنکه «حریم اجتماعی» در چارچوب «منطقی» قانون استوار میشود. البته در اینجا از جوامع بهنجار سخن میگوئیم که در آنها «توهمات» و «تخیلات» و «باورها» نمیتواند به عنوان «قوانین» و «مقررات» و به ویژه به عنوان «مطالبات سیاسی» مطرح شود. در نتیجه، اهالی «بیبیسی» حاج فرجدباغ را بیجهت از پستو بیرون کشیدهاند. به ویژه که «فیلسوفسرگذر» جمکران از قضای روزگار باز هم «مدرنیته» را با «مدرنیسم» اشتباه گرفته و باز هم به خطا «سنت» را در تضاد با مدرنیته میانگارد! حال آنکه ایشان طبق معمول برای مخدوش کردن مرزها به جفتکاندازی در عرصة معانی پرداخته، جفنگ میگویند. حاجفرجدباغ گویا از تضاد «سنت مقدس» با «سنت» آگاه نیست. و به دلیل همین بیسوادی مزمن و ریشهدار و تعصبات دینی است که توانسته طی سه دهه بدون رقیب در جایگاه والای «فیلسوف» در واقع مهملبافی کند. همچنانکه بشیریه هم به دلیل استقرار در همین جایگاه مقدس «تعصب و بیسوادی» در «رادیوفردا» به عنوان پدر جامعهشناسی سیاسی ایران معرفی میشود! امثال حاج فرج دباغها و بشیریهها چندین کاربرد متفاوت دارند. در رادیوفردا و «بیبیسی» این گونه «فاشیست ـ مسلمانها» به عنوان نخبه و فرهیخته به ما ملت فروخته میشوند، سپس توپ «فیلسوفبازی» میرسد به دست اوباش حکومت اسلامی، و همین کالای بنجل در کیهان تبدیل میشود به مدافع انسان محوری، طرفدار دمکراسی، حقوقبشر و از همه مهمتر مارکسیست!
خلاصه بگوئیم زبالههای اهدائی رادیوفردا و بیبیسی توسط پاسدار شریعتمداری ارتقاء رتبه یافته یکبار دیگر در بستهبندیهای جدید به ما ملت فروخته میشود. به عنوان نمونه بچهآخوندی به نام «استاد» بشیریه را از زبان کیهان شریعتمداری میباید به عنوان مارکسیست شناسائی کنیم! البته اینهم نوعی ساختارشکنی است که با هدف مخدوش کردن مرز مفاهیم متضاد صورت میپذیرد. از آنجمله است مرزشکنی جهت زدن برچسب خیانت به افراد. به دلیل شایعهپراکنی و عقیدهسازی پس از برگزاری مسابقات مارگیری، کشور به دو جبهة خدا و شیطان تقسیم شده، و در این فضای مبتذل و مهوع «حق انتخاب» مسیر دیگر برای هیچکس به رسمیت شناخته نمیشود! همه موظفاند در رسانهها در یکی از این دو جبهة استعماری جائی برای خود باز کنند، جبهة حق و یا جبهة مردم مظلوم، و جبهة باطل یعنی همان جبهة مهرورزی!
حال آنکه جبهة مردم مظلوم در واقع همان جبهة دمکراسی و انسانمحوری است که در هیاهوی لاتبازی دو جناح «مقدس» و تاریکاندیش مذهبی وادار به سکوت شده. معتقدان به دمکراسی در ضمن از طرف هر دو گروه «مقدس» تهدید هم میشوند، چرا که در جبهة حق قرار نگرفتهاند! بین دو گروهی که جنجال سیاسی به راه انداختهاند، نویسندة این وبلاگ هیچیک را انتخاب نخواهد کرد، و البته حق دیگران را برای طرفداری از این «جبههها» به رسمیت میشناسیم. از نظر ما افراد بالغ حق انتخاب دارند، و هیچ کس نمیتواند با اعمال فشار دیگران را وادار به موضعگیری سیاسی کند، آنهم با پافشاری بر ساختار یک حکومت الهی.
ما حق انتخاب آزاد شما را به رسمیت میشناسیم ولی به شما اجازه نمیدهیم به ما دستور دهید که در کنار شما قرار گیریم، چرا که شما خود را «حق» میانگارید و مسلماً بر پایة حقانیت فرضی خود چماق تکفیر برای دیگران بلند خواهید کرد. شما که دولت را متهم به سرکوب میکنید، اکنون که اهرمهای قدرت را در دست ندارید، به مراتب از دولت جمکران سرکوبگرترید، فردا که قدرت به دست شما افتد، مسلماً باید در حسرت «آزادیهای» دوران مهرورزی افسوس بخوریم. سانسور در سایتهای مخالفنمایان ساکن فرنگ به مراتب از سانسور درون مرزی شدیدتر است. از نظر ما شما با کشیشهای دادگاه تفتیش عقاید که مخالفان را به بهانة کفر و ارتداد در آتش میانداختند هیچ تفاوتی ندارید. اگر وحشیتر نباشید مسلماً انسانمحورتر نخواهید بود.
در یک حکومت الهی برای «توجیه» قتل «مخالف» چه باید کرد؟ باید ابتدا به «تخریب» وی در افکار عمومی پرداخت، چگونه؟ با تهاجم به حریم خصوصی «اعتقادات» و باورهایاش جهت زدن بر چسب «ارتداد» و «کفر» بر او. در حکومت مقدس، به محض اینکه کسی در باور عام «مرتد» و «باطل» و «کافر» شناخته شد، میتوان جهت قتل او تهاجم را آغاز کرد، بدون اینکه ارتکاب این جنایت «پاسخگوئی» قاتل را الزامی کند. به عبارت دیگر، پس از ارتکاب جنایت، قاتل میتواند ضمن «افتخار به جنایت» با خیال آسوده به زندگی روزمرة خود ادامه دهد. این جنایتکار شریف و محترم و مردمدوست در سنگر «حق» نشسته و خود را موظف به اجرای «حکم الهی» و «شکار باطل» دیده. حال اگر یک فرد عاقل و بالغ و رشید نخواهد با جار و جنجال در جبهة حق فرضی قرار گیرد، یا اگر طرفدار «باطل» باشد به نظر شما مستوجب تکفیر است؟ مگر شما در جایگاه قضاوت اخلاقی نشستهاید؟ «سکوت» افراد در برابر مسائلی که در عرصة سیاسی پیش میآید، یک «انتخاب آزاد» است، این «حق قانونی» افراد باید به رسمیت شناخته شود. پذیرفتن حق انتخاب آزاد افراد، حتی اگر این انتخاب به مذاق دیگران خوش نمیآید از الزامات یک دمکراسی است. در یک دمکراسی نمیتوان کسی را به زور وادار به شرکت در جناح بندیهای سیاسی کرد. چرا که در دمکراسی سنگر ظالم و مظلوم، جبهة حق و باطل و دیگر دوقطبیهای مقدس و مطلق وجود ندارد.
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید10دسامبر2009
anonymous2hi5.info
bypass-proxies.info
facebookproxylist.cn
filterpenetrator.info
sneakypeaky.info
proliveforexcharts.info
k3klan.info
websensepenetrator.info
howtounblock.info
noroadblock.com
bestproxyserver.info
bestproxyweb.info
twitteraccess.info
proxyunion.net
howtobypassschoolfilters.info
howtobypassfilter.info
sitetrouble.co.uk
firewallfilter.com
cirtexhosting.info
proxyservers.in
prospectlist.info
bypasstheblocks.info
unblockedmultiply.info
bbqmaking.info
access-info
unblockedxanga.info
anonymoushyves.info
howtobypassproxy.info
my-pr0xy.info
access-myspace.info
anonymous2orkut.info
bestcgiproxy.info
httpunblockproxy.cn
unblockednetlog.info
sexproxy.org
access-tagged.info
winkproxy.com
fastingdrinks.info
bypassingproxy.info
bypassblocker.info
smartworking.info
proforexinvestment.info
unblockedimeem.info
anonymousorkut.info
glype.in
bebopenetrator.info
profreeforexcharts.info
ducksareswimming.info
singinglemons.info
tunnelbacon.info
Wednesday, 9. December 2009, 13:14:51
امروز با انتشار تصاویر مجید توکلی که او را «میمته» میخوانیم، با چهرة واقعی «اوپوزیسیون» حکومت اسلامی و اربابان این حکومت آشنا شدیم: فریب، پفیوزی و خودانکاری در اوج خود. به گزارش حنازرچوبه، مورخ 17 آذرماه 1388، میمته، دانشجوی اخراجی دانشگاه، روز گذشته در دانشگاه تهران حضور یافته و پس از هتاکی به مقامات، با چادر و مقنعه قصد فرار داشته که دستگیر میشود. تصاویر این شخصیت برجسته، با ریش و سبیل و بدون ریش، با مقنعه و چادر در حنازرچوبه انتشار یافته، و بازتابی است از ماهیت واقعی طاعون سبز، حکومت اسلامی و اربابان این حکومت در لندن و واشنگتن.
پس از گذشت حدود 6 ماه از سخنان رهبر حکومت اسلامی در دانشگاه تهران در باب رعایت قانون، امروز اژهای، دادستان کل حکومت مقدس از خواب خرگوشی پریده، به یاد آورد که قانونشکنی و بر هم زدن نظم عمومی جرم است! همزمان با آشفته شدن خواب اژهای، سخنگوی وزارت امور خارجة حکومت اسلامی نیز به یاد آورد که حکومت کذا هرگز با «تبادل اورانیوم»، طرح پیشنهادی شورای حکام در وین مخالفت نکرده! میبینیم که تغییر چهره، خودانکاری و مرزشکنی و پفیوزی سکة رایج جمکران شده و به پیروی از مقامات جمکران است که «میمته» نان را به نرخ روز میخورد.
اصل مطلب یعنی رخدادها چنین میگوید که، مرد جوانی به بهانة ابراز مخالفت با حکومت، به مقامات حکومتی که مدعی تقدس الهی است توهین میکند. و پس از این ابراز مخالفت قهرمانانه به دستشوئی رفته، ریش و سبیل مقدس را تراشیده، با یک مقنعة آبیرنگ و یک چادرسیاه ـ از همان چادرهای پفیوزی که ضمن پنهان کردن مینی ژوپ زهره کاظمیها آنان را به «زهرا رهنورد» روشنفکر و فرهیخته و غیره تبدیل میکند، هنگام خروج از دانشگاه توسط مأموران دستگیر میشود! البته برای ما عجیب این است که این فرد اصلاً توانسته به دانشگاه وارد شود! اگر خبر حنازرچوبه را بپذیریم، دانشجوی سابق منطقاً نمیبایست بتواند وارد دانشگاه شود چرا که باز هم به ادعای رسانههای جمکران، روز مقدس «16 آذر» دانشجویان میبایست به «کارت آبیرنگ» مجهز میشدند تا بتوانند به «صحن مقدس» وارد شوند! باری، ما در نظم و ترتیب گورکنها حیرانایم! شاید «میمته» از آسمان به درون حرم مقدس دانشگاه افتاده باشد! بگذریم!
آنچه اهمیت دارد «پفیوزمنشی» ایشان است. این فرد میداند که توهین به مقامات حکومت اسلامی، توهین به مقدسات به شمار میرود. او میداند که مطالبات ملت ایران هیچ ارتباطی با «جنگ زرگری» آبمنگلها ندارد، و برای ما هیچ تفاوتی ندارد که «کله پز برخیزد و سگ به جایش بنشیند.» میمته همچنین میداند، طبق قوانین حکومت اسلامی موضوع «انتخابات» به پایان رسیده و مدعیان «تقلب»، فقط شایعة تقلب را در برابر «مردم» مطرح کردند؛ و به فرض اگر تقلبی هم صورت گرفته باشد، این تقلب هرگز به اثبات نرسیده، در نتیجه نمیتوان هم در قلب این حکومت نشست و هم نتایج انتخابات همین حکومت را به زیر سئوال برد.
روشنتر بگوئیم، زمانیکه حاکمیت آمریکا اعلام داشت 85 درصد جمعیت واجد شرایط ایران در این نمایشات مهوع شرکت کردهاند، در واقع به نوکراناش در جمکران تفهیم کرد، تکلیف «انتخابات» را در همان دور نخست روشن کنند! برای دستیابی به نتیجة مطلوب، حدود یک هفته دست محفل «خطامام»را باز گذاشتند، متأسفانه مطالبات معترضین هیچگونه همسوئی با «خط امام» نداشت، اینجا بود که «رهبر» عظیمالشاًن جمکران را برای «تأکید بر قانون» و سرکوب مخالفان به زمین چمن دانشگاه ارسال کردند! نتیجة این ماجرای تأسفبار همچنانکه گفتیم گشودن یک جبهة کاذب «حق و باطل» برای پرکردن جیب ارباب بود. از آنجمله است ملاخور شدن بیش از یکونیم میلیارد دلار از ذخائر ارزی ما در لندن در سایة جنجال و هیاهوی موسوی و کروبی و اوباش مخالفنما از قماش «میمته». اوباشی که وظیفهشان همچون حکومت اسلامی «ساختارشکنی» است. با این تفاوت که حوزة فعالیت «میمته» در «دانشگاه» و حوزة فعالیت حکومت اسلامی در کشور و در عرصة بینالمللی است.
«میمته» با خروج از جایگاه واقعی خود ـ دانشجوی اخراجی ـ و اسبابکشی به جایگاه دانشجو، وارد دانشگاه شده، قانونشکنی میکند، سپس برای گریز از پیامد گفتار و رفتار خود نه تنها تغییر چهره، که تغییر «جنسیت» هم میدهد. به عبارت دیگر ایشان، برای عدم پاسخگوئی، نه تنها ریش مقدس را میتراشند که خود را به شکل زنان هم در میآورند! این عمل را «اوج ساختارشکنی» میدانیم. میمته با ورود به دانشگاه، و هتاکی به مقامات حکومت، نه تنها آگاهانه مرزشکنی میکند، که برای «گریز» از پیامد اعمالاش «حریم فردی» خود را نیز در هم میشکند. وی برای فرار خود را به شکل زنان در آورده، جنسیت خود را نیز پنهان میکند، چرا که شهامت ندارد. رفتار میمته، بازتاب حقارت و ذلت و هراس «بندگان خوب» خداوند در یک «حکومت الهی» است. آنجا که فریب، پنهانکاری و خودانکاری «انسان» را از انسانیات تهی کرده، و به یک «صورتک» تبدیل میکند. این است نتیجة تخریب انسان در حکومت مقدس. آنگلوساکسونها همین شیوة مقدس را در حوزة نفوذ اقتصادی خود اعمال میکنند، آنجا که جهت نابودی ملتها «ساختار دولت» به صورتک استعمار تبدیل میشود.
شیوة تخریب یا «ساختار شکنی» بر تمامی کشورهای حوزة دلار حاکم شده. در منطقة اروپای غربی و مرکزی این شیوه به صور متفاوت برضد ساختارها و نظم اجتماعی از طریق سوءاستفادة مزورانه از ابزار دمکراتیک اعمال میشود: آزادی بیان رسانهای در سوئد، بحث آزاد در انگلستان، برپائی رفراندوم در سوئیس، و جنجال رسانهای در اروپا پیرامون رفراندوم کذا. اما در منطقة خاورمیانه روند مقدس ساختارشکنی در چارچوب نشخوار پروپاگاند انسانستیز غرب، تداوم «بحران»، ایجاد «آشوب»، «بمبگذاری» و «ترور» در ایران، ترکیه، عراق، پاکستان و افغانستان تجلی میکند. کشورهای هند، چین و روسیه را از این بحث کنار میگذاریم چرا که «ساختار دولت» در سه کشور مذکور پوشالی و دستنشاندة استعمار نیست. باری در راستای چنین سیاستی است که آنگلوساکسونها اختلافات خود را در عراق حل میکنند.
پس از بمبگذاری «قهرمانانه» در یک دبیرستان بغداد، و قتل شش تن از شبهنظامیان که بر ضد القاعده میجنگیدند، مجلس عراق متوجه شد که قانون انتخابات باید هر چه زودتر به تصویب برسد، آنهم به صورتی که معاون نوریالمالکی نتواند با توسل به اختیارات قانونی خود از تصویب «قانون» پیشنهادی جیرهخواران شیعی مسلک انگلستان ممانعت به عمل آورد. روز گذشته این قانون با اکثریت «مطلوب» به تصویب رسید. پیامد آنهم 5 انفجار در مراکز دولتی بغداد بود که تاکنون 120 کشته و حدود 500 زخمی برجای گذاشته. امروز همچنین وزرای دفاع آنگلوساکسونهای دو سوی آتلانتیک، البته «طبق معمول» به طور کاملاً «غیرمنتظره» وارد افغانستان شدند و از حمید کرزای، رئیس طالبان خواستند «امنیت»، «آزادی»، «دمکراسی» و خلاصه شرایطی که منافع پنهان اشغالگران را تهدید میکند، هر چه سریعتر در کشور برقرار کرده، ریشة فساد را هم از جا برکند!
حمید کرزای هم گفت، شما امر بفرمائید، کیه که اجرا کنه. بعد هم اضافه کرد، ما در کمال استقلال و آزادی در راه تأمین منافع شما عزیزان «ایستاده» و آمادة شهادتایم. و اصولاً، «سر که نه در راه عزیزان بود، بار گرانی است کشیدن به دوش.» اتفاقاً یکی از همان شاهدان «عینی» در مورد میرحسین موسوی، جلاد جمکران، روایت میکند که همین امروز، اسپارتاکوس چاهجمکران آمادگی خود را برای «شهادت» ابراز داشته! البته ما حضور آن شاهد عینی نابینا بگوئیم که میرحسین موسوی، حتی در جوانی هم شهامت حرف زدن و موضعگیری صریح نداشت، حال شما بینوایان پس از سیسال میخواهید این مزدور جنایتکار و کودتاچی را به عنوان «رهبر آزادیخواه» به ما بفروشید، چون ادعا کرده در مسابقة مارگیری سال 1388، «تقلب» شده؟ مسلم است که تقلب شده، همیشه تقلب شده، خود موسوی از پیشگامان تقلب بود. مگر همین موسوی خامنهای را با 90 درصد آراء از صندوق مارگیری بیرون نمیکشید؟ نخستین بار است که تقلب میشود؟ به هیچ عنوان. ولی در «انتخابات» تقلب نشده، در یک معرکهگیری استعماری شاهد تقلب بودیم، آنهم از سوی متقلبی به نام میرحسین موسوی!
در این چارچوب، در زمینة «هنری»، البته همان «هنر» مورد تأئید سازمان سیا، «مایکل مور» هم یک نامة سرگشاده به اوباما نوشته، خواهان پایان دادن به جنگ میشود. مایکل مور، از پامنبریهای حزب دینپرور و ابتذالگستر «دمکرات» در ینگه دنیاست که به عنوان «مستندساز» به شوتوپرتها حقنه شده. مستندهای مایکلمور شباهت عجیبی به «سیاست» گورکنها دارد که چون «عین دیانتشان» است هیچ ارتباطی با واقعیات مادی برقرار نمیکند! مستندهای مایکل مور نیز در واقع نوعی از انواع «بیبیگوزک» است! به همین دلیل در فستیوال کن، یک جایزه به فیلم ایشان تعلق گرفت، حال آنکه طبق مقررات این فستیوال فیلمهای مستند هرگز در بخش «مسابقه» به نمایش درنمیآید! ولی زمانیکه ساختارشکنی در دستورکار سازمان ناتو قرار گیرد، و همقبیلهای «مور» در جایگاه ریاست فستیوال کن لنگر انداخته باشد، به سادگی میتوان مقررات را زیر پا گذاشت.
گفتیم که سیاستهای ناتو ابتدا در چارچوب «فرهنگی» به صورت فیلم، رمان و ... به ملتهای جهان حقنه میشود، سپس به صورت «چماق» بر فرق ملتهای جهان سوم فرود میآید. در راستای همین پروپاگاند انسانستیز است که «مایکل مور» به اوباما «نامه» مینویسد تا به شوتوپرتهای «دهکدة جهانی» چنین وانمود کند که تصمیم برای شروع و ادامة جنگ نه با صاحبان صنایع نظامی و نمایندگانشان در پنتاگون، که با «رئیس جمهور» انتخابی است! حال آنکه در واقع جز این است. پیشتر با تکیه بر «فرهنگ رضایتطلبی»، یکی از آثار مهم «جان کنت گالبرایت» به ساختار «خودمختار» و «غیر دمکراتیک» نظامی در ایالات متحد اشاره کردهایم، همچنین با تکیه بر آثار هاوارد زین و چامسکی به کرات گفتهایم، سیاست خارجی آمریکا یعنی «جنگ»، و تصمیم در مورد جنگ هم با پنتاگون، فرماندة ارتش ناتوست. اما جالب اینجاست که نامة مضحک مایکل مور به اوباما این امر را «واژگونه» مینمایاند و به ما میگوید، اوباما قادر است به جنگ پایان بخشد. به همین دلیل است که نامة پامنبری حزب دمکرات در همسوئی کامل با سخنان «ران پال»، سناتور جمهوریخواه تگزاس قرار گرفته.
مستر «پال»، برای اثبات نیت «خیر» خود در مخالفت با جنگ، بخشی از مطالب «فرهنگ رضایت طلبی» را از قلم شیوای خود بیان فرمودهاند! دلیل همصدائی یک هوچی حزب دمکرات با یک سناتور جمهوریخواه تگزاس چیست؟ این نیز همان مرزشکنی است. هم مایکل مور، هم سناتور «پال» از جایگاه اجتماعی خود، یعنی مستندساز و قانونگزار خارج شده به تبلیغات سیاسی روی آوردهاند، اینهمه با یک هدف مشخص: رها کردن افغانستان در هرجومرج جهت تهدید و باجگیری در کل منطقه! در واقع گاوچرانها با اطمینان از کارآئی شبکههای قاچاق انسان، کالا و موادمخدر که در عربستان، دوبی، پاکستان، ایران و افغانستان مستقر کردهاند خود را در موضع قدرت میبینند. اینان میپندارند زمان آن رسیده که با شعار «صلح» از صحنه فرار کنند. نتیجة فرار یانکیها از عراق و افغانستان چه خواهد بود؟ تعلیق روند صلح در فلسطین، و ایجاد حاشیة امن برای اسرائیل، گسترش آشوب به ایران، عربستان، کویت و... جهت چپاول بیشتر و نهایتاً باجگیری از چین، هند و روسیه. این است دلیل مخالفت مایکلمور و سناتور پال با جنگ! در واقع هدف ایالات متحد، گسترش چپاول از طریق ایجاد «اتحادجماهیر آشوب» است. ولی مطالبات گاوچرانهای پلید در قالب عوامفریبانة «مخالفت با جنگ» بیان میشود. روشنتر بگوئیم برای فروختن کالای «صلح»، مایکلمور و سناتور پال، با یک جهش از جایگاه واقعی خود خارج شده، در «سنگر حق» نشستهاند. اولی انگشت اتهام را به سوی اوباما گرفته، و دومی با استناد بر سخنان «آیزنهاور» صاحبان صنایع نظامی را در برابر «مردم» یعنی در رسانهها، به ادامة جنگ متهم میکند. چه کسی با جنگ مخالف است؟ همه! صلح «حق» است و جنگ نیز باطل! اما برخلاف مهملات مایکلمور و برخلاف اظهارات خداپسندانة آن سناتور تگزاسی، خروج ایالات متحد از افغانستان منافع صاحبان صنایع نظامی را چند برابر خواهد کرد، بدون اینکه ارتش ناتو کوچکترین مسئولیتی در برابر مسائل منطقه داشته و پاسخگوی آشوبها و سرکوبها باشد. به این ترتیب ارتش ناتو در برابر صدمیلیارد دلار درآمد سالانه از مواد مخدری که در افغانستان و پاکستان تولید میکند، گروههای تبهکار محلی را تجهیز خواهد کرد.
میبینیم که منافع چنین صلحی به مراتب از حضور نظامی بیشتر است. خلاصه کنیم پس از سیسال جهاد با «کفر» اکنون وضعیت منطقه چنان تنظیم شده که ارتش ناتو با کمال میل حاضر است شکست رسانهای خود را در برابر قدرت عظیم «طالبان» بپذیرد! و هزاران بیبیگوزک از شهامت و شجاعت «طالبان» یعنی نوکراناش در پاکستان و افغانستان برایمان نقل کند. همچنانکه تاکنون بیبیگوزکهای 22 بهمن و 13 آبان و 22 خرداد را برایمان بخوبی نقل کرده. باری سخنان گهربار سناتور «پال» این «مجاهد راه حق» باکد: 830634 در حنازرچوبه مورخ 17 آذرماه 1388 انتشار یافته تا بدانیم و آگاه باشیم که افراد خیرخواه و صلح طلب و انساندوست و مخالف جنگ در افغانستان در جهان فراواناند و قصد دارند منطقه را تحت نظارت «حاکمیت مبهم» و پنهان شبکههای خرابکار قرار دهند. این شبکهها دقیقاً همان عملکرد حکومت اسلامی جمکران را خواهند داشت: مزدوری برای آمریکا با شعار «نبرد با آمریکا»! به عبارت دیگر حکومتهای کذا همچون «میمته» کارشان نفسکشطلبی و هتاکی است ولی هنگام پاسخگوئی همچون «میمته» با مقنعه و چادرسیاه پا به فرار خواهند گذارد.
باری حکایت مخالفت دروغین با جنگ به ینگه دنیا محدود نمیشود. آنگلوساکسونهای اینسوی آب نیز مخالفت خود را با «جنگ عراق» مطرح میکنند! به استنباط ما انگلستان میخواهد از عراق خارج شود، چرا که گورکنها، ترکیه و شیعیان عراق منافعاش را حفظ میکنند و آمریکا هم با اطمینان از گورکنها و دولت پاکستان ترجیح میدهد از افغانستان فرار کند. به این ترتیب خارج از چین و هند، روسیه از دو سو مورد تهدید قرار خواهد گرفت: ایران و افغانستان. رقابت لاشخورها و کفتارها برسر طعمه بسیار «طبیعی» است، و رقابتی است غریزی و الهی.
امروز شبکة «الجزیره» به نقل از «جان سکارلت»، یکی از «نخبگان» حکومت انگلستان که لقب «سر» هم دارند اعلام داشت، در ماه مارس 2003، صدام حسین تمام موشکهائی که میتوانست اسرائیل را هدف قرار دهد نابود کرده بود! به عبارت دیگر تهاجم نظامی به عراق هیچ دلیل موجهی نداشته! بله یک نفر دیگر هم خود را در جبهة «حق» قرارداد، منتهی این «حق» همان باطل دیروزی است که جرج بوش به آن اشاره میکرد! جرج بوش انگشت اتهام را به سوی صدام حسین گرفته بود، و خداوند یعنی افکار عمومی و «مردم» نیز در جبهة پر برکت «حق» یک مبل راحت برایاش تعبیه کردند تا روی زمین ننشیند! امروز هم دیگران برای اسبابکشی به جبهة حق نوین، «باطل» گذشته را حق مینامند. اما «سر سکارلت» توضیح نمیدهند که طی سالهای اخیر از کدام سنگر تغذیه میکردهاند که صدای دلنشینشان را نمیشنیدیم! یادآور شویم تهاجم وحشیانة آنگلوساکسونها به خاک عراق از تاریخ 20 مارس 2003 آغاز شد. حال که با معجزات ساختارشکنی و فواید جبهة حق و باطل بهتر آشنا شدیم مروری داشته باشیم بر عملکرد «میمته».
ایشان ابتدا در جایگاه «دانشجو» قرار میگیرند، جایگاهی که به دلیل بیبیگوزک «16 آذر» جایگاهی است «مقدس» و همواره برحق! به محض اینکه دانشجو باشید تمام مخالفان شما در سنگر کفر قرار میگیرند و امروز هم «دانشجو» مخالف حکومت معرفی میشود! پس دانشجو «حق» دارد، حتی اگر حق نداشته باشد! و «میمته» به عنوان دانشجو در جبهة خدا نشسته، ولی از آنجا که در واقع دانشجو هم نیست، از نظر سرداران جمکران در سنگر شیطان است، به همین دلیل خود را به شکل زن درآورده! به یاد داریم که در اسطورههای ادیان سامی زن همدست شیطان است! «میمته» هم با توهین به مقامات رسمی حکومت مقدس همچون «حوا» خود را در کنار شیطان قرار میدهد. جایگاه زن در اسطورههای ادیان ابراهیمی چیست؟ جایگاه برده! «میمته» هم خود را در چنین جایگاهی میبیند در غیراینصورت بجای تغییر جنسیت ظاهری و فرار پای «حرف حق» خود میایستاد. مگر همین اوباشالله شعار نمیدهد که «میمیرد، ذلت نمیپذیرد؟» پس چرا به هر ذلتی تن میدهد؟ پاسخ روشن است، امثال «میمته» کارشان تخریب انسان است، و این تخریب را در نخستین مرحله بر شخص خود اعمال میکنند، تا الگوی فریب، رذالت و ترس و پفیوزی برای دیگران باشند. باید بگوئیم «طاعون سبز» در پیشبرد چنین اهدافی بسیار موفق بوده. و باعث ارتقاء مرتبة میمتههای دو سوی آتلانتیک نیز شده.
امروز میلیبند و یانکلی حکومت نوکران در جمکران را برای سرکوب بیش از حد مخالفان سرزنش فرمودهاند! البته اینان نیازی به مقنعه و چادر سیاه ندارند، دهههاست که چادر «حقوقبشر» و مقنعة «عفو بینالملل» بر سر کرده، به همین دلیل در افکار عمومی جهان در سنگر حق نشستهاند! خادمانشان نیز، در جمکران با تکیه بر «حق الهی» در «سنگر حق» به دفاع از منافع اربابان خود در لندن و واشنگتن مشغولاند. بنابراین هیچ جای تعجب نیست که حامیان واقعی حکومت جمکران امروز مزورانه خود را مدافع «حق» ما ملت معرفی کنند! مزدورانشان در همین سنگر مقدس، ضمن جنگ زرگری با یکدیگر به سرکوب ایرانیان مشغولاند. اما در غرب هیچ رسانهای پشتیبانی آنگلوساکسونها از «فاشیست ـ مسلمانها» را مطرح نمیکند، چرا که اینان نیز همچون میمته خود را در جایگاه «غیر» قراردادهاند. این است دلیل انتشار آن مقالة «تحقیقی» پیرامون اثر «ماتیاس کونتزل» در سایت «بیبیسی»!
رسانة حاکمیت انگلستان میخواهد این دروغ بزرگ را به ما حقنه کند که، «تبلیغات اسلامی» به نفع هیتلر در ایران کار شبکة تبلیغاتی آلمان نازی بوده و کارخانة رجالهپروری هیچ دخالتی در این امر نداشته! حال آنکه پیش از جنگ دوم جهانی، سفارت انگلستان از طریق دستاربندان به شایعه پراکنی و تبلیغ مقدسات مشغول بوده، و با تکیه بر همین شایعات اوباش را به عنوان «مردم» روانة خیابانها کرده. باید از اهالی بیبیسی پرسید، فتوی میرزای شیرازی از تبلیغات «گوبلز» سرچشمه میگرفت یا از شایعات سفارت انگلستان؟ تخریب و ترور مبارزان صدرمشروطه کار هیتلر بود، یا نتیجة توطئة انگلستان؟ کودتای کلنل آیرونساید را آلمانها سازمان دادند یا پس از کودتا، انگلستان از آلمان نازی به عنوان «چادر سیاه» حاکمیت بریتانیا استفاده کرد؟ مستشاران نظامی آلمان با حمایت کدام دولتها در مناطق شمالی ایران و در مرز اتحاد جماهیر شوروی به دنبال مخازن سوخت بودند؟ برای پاسخ به این پرسشها فقط کافی است نگاهی به عملکرد «میمته» بیاندازیم!
نسخة پیدیاف ـ اسکریبد
نسخة پیدیاف ـ آدردرایو
نسخة پیدیاف ـ مدیافایر
نسخة پیدیاف ـ داکستاک
نسخة پیدیاف ـ ایشیو
نسخة پیدیاف ـ فایل باکس
فیلترشکنهای جدید9دسامبر2009
ducksareswimming.info
penetratewebsense.info
anonymous2webfilter.info
winkproxy.com
prospectlist.info
unblockingbath.info
httpunblockproxy.cn
proliveforexcharts.info
proforexanalysis.info
tunnelbacon.info
sneakypeaky.info
profreeforexcharts.info
anonymousorkut.info
bestproxyserver.info
bestproxyservice.info
sexproxy.org
friendsteraccess.info
schoolproxyweb.cn
filterpenetrator.info
bestcgiproxy.info
qiprox.com
freepublic.info
anonymous2orkut.info
greenpass.info
proforexinvestment.info
websensepenetrator.info
proxyservers.in
facebookproxylist.cn
anonymoushyves.info
outofspace.info
taggedpenetrator.info
bbqmaking.info
unblockedimeem.info
phpunblockproxy.cn
sweetline.info
noroadblock.com
webproxysites.cn
fastingdrinks.info
singinglemons.info
spinmyass.info
smartworking.info
glype.in
bestproxyweb.info
alien-footage.info
access-info
privatebacon.info
proxissimo.com
access-tagged.info
anonymous2myspace.info
firewallfilter.com
Showing posts 21 -
25 of 1107.