Skip navigation.

کارنامه هنری و زندگینا مه مایکل جکسون



روند پیشرفت مایکل ادامه پیدا کرد تا جایی که در سال ۱۹۷۲ به موفقیت بزرگی دست یافت و با آلبوم "گات تو بی در" به عنوان بهترین تک خوان انتخاب شد. ولی در همین سال بود که گروه جکسون فایو از هم پاشید.در سال ۱۹۷۶ بود که باز هم مایکل به کمک برادرانش گروهی جدید به نام جکسون را تشکیل داد و از موتان جدا شدند و با کمپانی اپیک قرار دادی امضاء کردند.مایکل در سال ۱۹۷۸ در فیلم موزیکالی به نام "د وایز" ایفای نقش کرد واین باعث شد که مایکل در دنیای موسیقی بیشتر مشهور شود. مایکل در سال ۱۹۷۸ اولین آلبوم سولوی خود به نام "آف د وال" را ارائه داد که مایکل در آن از صدای جدید خود بهره گرفت و به فروش نزدیک به ۱۱ میلیون دست یافت و در اروپا و امریکا در صدر پر فروشترین آلبومها قرار گرفت وجوایز زیادی به خود اختصاص داد. از معروفترین آهنگهای این آلبوم میتوان به "دونت استاپ تیل یو گت اناف" اشاره کرد که جایزهُ گرمی را نیز به خود اختصاص داد. روند پیشرفت مایکل ادامه یافت و مایکل در سال ۱۹۸۲ با بیرون دادن آلبوم تیریلر به یک خوانندهُ بین المللی با شهرت جهانی تبدیل شد و این آلبوم با گرفتن ۸ جایزهُ گرامی و فروش 52 میلیون کپی٫ رکورد پر جایزه ترین و پر فروش ترین آلبوم را برای همیشه به خود اختصاص داد.از معروفترین آهنگهای این آلبوم میتوان به ترانه های "بیلی جین و تریلر و بیت ات" اشاره کرد که ویدئوی اینها به علت سبک جدیدی که در آنها به کار رفته بود شهرت و فروش زیادی پیدا کرد و جزو اولین ویدیوی سیاها پوستان شد که حق پخش بزرگترین شبکه موزیک آمریکا
MTV
را بدست آورد. مایکل به چنان محبوبیتی رسیده بود که حتی پپسی بزرگترین قاردادش را با وی امضا کرد قرار دادی معادل با 15 میلیون دلار! مایکل در سال ۱۹۸۵ آهنگی به نام "وی آر د وورد" را که هنرمندان دیگری نیز با او همکاری داشتند ارائه داد و این آهنگ را امریکا برای افریقا اعلام کرد و تمام درآمد حاصل از فروش آن که بیش از 60 میلیون دلار! شد را به امور خیریه اختصاص داد.او در سال ۱۹۸۶ در یک فیلم به نام کاپیتان "ای او" نیز نقش آفرینی کرد این فیلم به طریقهُ سه بعدی پخش شد.مایکل در سال ۱۹۸۷ باز هم آلبومی جدید به نام "بد" را به بازار داد.این آلبوم از نظر صمعی و بصری سبک جدید و متفاوت با کارهای قبلی خودش داشت. ( باید خاطر نشان کرد که آلبوم بد مایکل جکسون تنها آلبومی در تاریخ است که 6 آهنگ شماره یک داشت!) مایکل در سال ۱۹۸۷ تور سولوی خود را به نام بد آغاز کرد و کنسرتهای زیادی در نقاط مختلف جهان داد که این تور به پر فروش ترین و پر بیننده ترین تور موسیقی تبدیل گشت بعدها خود مایکل دو بار رکورد خود را می شکند.مایکل در سال ۱۹۹۱ آلبوم "دنجورس" خود که در آن از سبکهای "تکنو و پاپ" استفاده شده بود به بازار ارائه کرد و برای تبلیغ آلبوم خود تورهای دنجروس را آغاز کرد که این تور نیز با وجود اینکه بدلیل اتفاقات بعدی ناقص ماند ولی باز هم به پر بیننده ترین و پر فروش ترین تور موسیقی زمانش تبدیل گردید. در این تور از تکنولوزی لیزر استفاده شده بود! در۲۴ آگوست سال ۱۹۹۳ و درست هنگامی که مایکل مشغول انجام تورهایش بود یک اتفاق غیر منتظره افتاد و یک پسر بچهُ ۱۳ ساله مایکل را متهم به سوء استفادهُ جنسی کرد. این پرونده بعد از ۶ ماه مذاکرات طرفین دعوی و همچنین به علت تطبیق نداشتن اظهارات کودک با عکسهایی که از نقاط بدن مایکل گرفته شده بود در سال ۱۹۹۴ بسته شد.مایکل در سال ۱۹۹۴ اولین ازدواجش را با "لیزا ماریا پرسلی" دختر خوانندهُ معروف امریکایی "الویس پرسلی" جشن گرفت.ولی این ازدواج بعد از ۱۹ ماه به جدایی انجامید.مایکل در سال ۱۹۹۵ آلبوم جدیدش را به نام "هیستوری" ارائه داد.که این آلبوم در ۲ پکیج به بازار عرضه شد. که یکی از آنها دارای ترانه های جدید و دیگری منتخبی از بهترین ترانه های قبلی مایکل بود. این آلبوم با استقبال زیادی روبرو شد.مایکل در سال ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ تورهای هیستوری خود را آغاز کرد. مایکل در سال ۱۹۹۶ در حالی که برای یکی از کنسرتهایش به استرالیا رفته بود با یک پرستار ۳۷ ساله به نام "دبی رو" ازدواج کرد.مایکل از ازدواج دوم خود دو فرزند به نام پرینس متولد سال ۱۹۹۷ و پاریس متولد سال ۱۹۹۸ دارد. مایکل در سال ۱۹۹۶ یک فیلم ۴۰ دقیقه ای به نام "گوست" که کارگردانی و جلوه های ویژهُ آن بر عهدهُ "استان وینیستون" بود ارائه داد.او در سال ۱۹۹۷ آلبوم "بلاد آن د دنس فلور" که دارای چند ترانهُ جدید و همچنین رمیکسی از ترانه های هیستوری بود بیرون داد.مایکل در سال ۱۹۹۹ از همسر دوم خود "دبی رو" نیز جدا شد.او در سال ۲۰۰۱ آلبوم جدید دیگری به نام "اینونسیبل" را به بازار داد. او همچنین در ۷ و ۱۰ سپتامبر سی مین فعالیت هنری خود را در طی دو برنامه و با حضور هنرمندان معروفی در نیویرک جشن گرفت. مایکل در همان سال ۲۰۰۱ و بعد از حملات تروریستی به برجهای دوقلو در امریکا آهنگ "وات مور کن آی گیو" را به همراه هنرمندان دیگری اجرا و آن را به قربانیان تقدیم کرد.در اوایل سال ۲۰۰۳ یک خبرنگار انگلیسی یک برنامهُ مستند به نام "زیستن با مایکل جکسون" که در آن زندگی خصوصی مایکل را به تصویر کشیده بود٫ پخش کرد. ولی مایکل از دیدن این فیلم به علت وارونه نشان دادن رفتارش بسیار خشمگین شد و بشیر را یک خیانتکار خطاب کرد.

در اواخر نوامبر سال ۲۰۰۳ و درست در روزی که آلبوم "نامبر وان" مایکل که منتخبی از بهترین ترانه های قبلی مایکل بود٫ قرار شد منتشر شود مجدداُ یک پسر بچهُ ۱۴ ساله با اتهام جدید کودک آزاری جلو آمد. مایکل در اولین جلسهُ دادگاه که در ماه ژانویهُ ۲۰۰۴ برگزار شد خود را بیگناه اعلام کرد. این دادگاه که وقایع آن بسیار مفصل است سرانجام به بی گناه مایکل جکسون رای داد. البته در طول دادگاه و در کل در طول زندگی هنری آقای جکسون مطبوعات که او آنها را با نام تبلویدها نام می برد بیشترین آزار را به او رساندند. جکسون درست بعد از اعلان رای دادگاه حدود چندین هفته از دید رسانه ها مخفی شد و بعده ها اعلام شد که توسط شاهزاده بحرین به کشورش دعوت شده. با سرمایه گذاری پادشاه بحرین و در استودیوی آن یک سینگل از مایکل ضبط خواهد شده که خوانندگان بزرگی چون ماریا کری و ... در آن شرکت میکنند قرار است که عواید آن به نفع طوفان زدگان کاترینا اختصاص یابد.مایکل بعد از دبی و بحرین به انگلستان سفر کرده و مورد استقبال هواداران خود واقع شده است. دربارهُ شایعات سفید شدن مایکل نیز طبق گفته خود آقای جکسون باید گفت که وی بر اثر یک عارضهُ پوستی به نام "ویتیلایگو" رنگ دانه های پوستش به مرور زمان رنگ خود را از دست داده وسفید به نظر میرسد و یکی از دلایل اصلی مایکل از گریم نیز برای از بین بردن لکه هایی است که در اثر این بیماری روی پوست ایجاد میشود. مایکل به علت این عارضه پوستی نمیتواند در مقابل تابش مستقیم نور خورشید قرار بگیرد(به علت سرطان زا بودن این بیماری در مقابل نور آفتاب) به همین خاطر همیشه از ماسک٫ کلاه٫ عینک و گاهی از چتر استفاده میکند. یکی دیگر از شایعات پشت سر مایکل کاهش سرمایه وی به طرز چشمگیر بوده و حتی شایعه گرده بودند که یک تابلو 2 میلیون دلاری را که از یک حراجی تهیه کرده بوده پس فرستاده برای این دسته از افراد باید بگویم که مایکل دارنده سهام زیادی از سونی میوزیک ٫دارنده کمپانیهای ام جی جی و میجاک٬دارنده مدرک پی اچ دی و موسسات خیریه و همچنین دارای حق پخش تمامی آهنگ های بیتلز است و همان طور که میدانید هر یک از آهنگ های بیتلز غیر قابل قیمت گذاری میباشد. مایکل به عنوان یک اسطوره همواره در ذهن هواداران خود باقی خواهد ماند او سبکی نو را در موزیک ازائه داد و موزیک ویدئو ها را دگرگون کرد.

مایکل در خانه ی جدیدش آرام گرفت
هفتاد روز پس از مرگ مایکل، پیکر او در مراسمی ساده و خصوصی در آرامگاهی محافظت شده به خاک سپرده شد.

8
صبح امروز به وقت تهران مراسم وداع با مایکل با حضور خانواده و دوستان وی در آرامگاهی در پارک فارست لان واقع در شهر گلندل در لس آنجلس انجام گردید. به دلیل سر وقت نیامدن خانواده ی جکسون، مراسم با یک ساعت و نیم تاخیر روبرو شد. مهمانان در مراسمی مختصر، مایکل را به منزل نهایی اش همراهی کردند، جایی که تابوت طلایی وی توسط فرزندانش، مزین به تاجی جواهر نشان شد.

پرداخت هزینه ی مراسم از دارایی مایکل
خرج مراسم خاکسپاری مایکل که گفته میشود بالغ بر 1 میلیون دلار تخمین زده شده است، از دارایی های مایکل پرداخت میشود زیرا خانواده اش اعلام کرده اند که توانایی پرداخت این مبلغ را ندارند. روز چهارشنبه قاضی میچل بکلوف به وکلای مایکل اجازه داد که هزینه ی سرسام آور این مراسم را از مالیه ی سلطان پاپ بپردازند.

البته در مورد پرداخت این هزینه بین خانواده ی مایکل و وکلایش هیچ بحث و جدلی به میان نیامده بود. اما قاضی می خواست مطمئن شود که وکلای مایکل از عهده ی پرداخت این هزینه برخواهند آمد.

جریل کوهن، وکیل وکلای مایکل در دادگاه عنوان کرد که دارایی نقدی به میزان کافی موجود است و بنابراین آنها هزینه ها را پرداخت خواهند کرد. او گفت:

"خرج مراسم شگفتی آور است، اما خوب مایکل جکسون هم شگفتی آور بود."

در این جلسه خانم وکیل یکی از دلایل بالا بودن هزینه ی مراسم را چنین عنوان کرد که 12 قبر یک جا خریداری شده است.

بکلوف گفت که مرسوم است خرج مراسم کفن و دفن از دارایی های متوفی بعد خاتمه ی مراسم پرداخت شود. اما چون خانواده ی جکسون از عهده ی پرداخت این هزینه ی سنگین بر نمی آمدند، تا تعیین نحوه ی پرداخت مخارج توسط دادگاه صبر کردند.

جو جکسون به مجله ی پیپل گفته است که خانواده هم باید غم فقدان مایکل را تحمل میکرد و هم با تحقیقات پلیس در مورد علت مرگ وی کنار می آمد.

"او پسرم است. من عاشقش هستم. من و خانواده ام سخت ترین روزهایمان را می گذرانیم. ما تا وقتی عدالت اجرا نشود آرام نمی گیریم."

مارلون، برادر مایکل به همین مجله گفته است که هر سه فرزند مایکل - «مایکل جونیور (پرنیس مایکل) 12 ساله، پاریس مایکل کاترین 11 ساله و پرینس (بلنکت) 7 ساله» - هریک برای پدرشان نامه هایی نوشته اند که همراه با یک دستکش پولک دوزی شده با پدرشان دفن میشود. در این نامه ها نوشته شده است: "بابا، ما عاشقت هستیم، دلمان برایت تنگ میشود."

مایکل در روز پنج شنبه 3 سپتامبر در ساعت 19 به وقت محلی (6:30 صبح جمعه 13 شهریور به وقت تهران) در آرامگاهی دور از دسترس در پارک فارست لان در شهر گلندل واقع در لس آنجلس دفن میشود.
.
فردا مایکل در آرامش دفن میشود
مایکل جکسون در جلوی چشم جهانیان زیست، تیترهای خبری کوچکترین اعمالش را مخابره کردند و جنون و دیوانگی مردم قدم به قدم با او بود. مرگ او، مراسم یادبودش و تحقیقات پلیس به این آشفتگی دامن زد و تشویش و دلتنگی خانواده و طرفداران را بیشتر ساخت. اما فردا، پنج شنبه 3 سپتامبر، او در گورستان فارست لان در آرامگاهی ساخته شده از مرمر و آهک در آرامش به خواب خواهد رفت.

نه ازدحام خبرنگاران، نه صحنه ای و نه پاپاراتزی ای. در آنجا تنها سکوت با او خواهد بود و هنر و درخت های راج و سنگ های مرمر که عاشقش بود. او در نورلند، خانه ای در گذشته، همه جا مجسمه های مرمرین گذارده بود. او در وسعت زمین، بلندای ساختمان ها و قدمت تاریخ احاطه خواهد شد.

مایکل در این آرامگاه وسیع در کنار اسطوره های هالیوودی چون کلارک گیبل و جین هارلو و همچنین در جوار آبگینه ای الهام گرفته از شاهکار لئوناردو داوینچی - "تابلوی شام آخر" - و مجسمه ای ساخته شده بر اساس اثری از میکلانژ – مجسمه ای بر سر قبر پاپ جولیوس دوم در رم – آرام خواهد گرفت.

در بالای تپه در ساختمانی به بزرگی یک ورزشگاه، دو تا از بزرگ ترین نقاشی های دنیا آویزان شده اند، تصویر عیسای مصلوب و رستاخیز.

مسئولان فارست لان می گویند از وقتی خانواده ی جکسون اعلام کرده اند که این قبرستان را برای دفن اسطوره ی موسیقی انتخاب نموده اند، اقبال عمومی برای دفن مردگان در این مکان افزایش یافته است.

پارک فارست لان مکان مناسبی برای آرام یافتن مایکل جکسون است زیرا مسئولانش در تامین امنیت مردگان شهیر، خبره هستند و البته این کار را با ظرافت و سلیقه انجام می دهند.

اگر خانواده ی جکسون، خلوت بخواهند، آرامگاه مکان مناسبی است. ورود به آن غیر ممکن است. از قبل غیر ممکن بود، و حالا غیر ممکن تر شده است. گرچه بازدید کنندگان آبگینه ی الهام گرفته از شام آخر، در طی مسیر خود آرام گاه هایی را می بینند، اما بسیاری از آنها حفاظت شده اند، دوربین های نظارتی همه چیز را تحت کنترل دارند و بسیاری از درها تنها با شماره های رمز باز میشوند.

اصلاح گواهی فوت مایکل
در گواهی فوت مایکل که در اینترنت نیز بطور غیر قانونی منتشر شد، علت مرگ عنوان نگردیده بود. اکنون پس از اعلام رسمی قتل وی توسط پزشکی قانونی، این گواهی اصلاح شده و در آن آمده که "تزریق توسط غیر" و "آسیبی مرگ بار" عامل قتل بوده است.

هفته ی قبل پزشکی قانونی اعلام کرد که ترکیبی از یک داروی بیهوش کننده ی قوی و چند داروی خواب آور به نامهای "پروپوفول، میدازولام، لورازپام، دیازپام، والیوم، لیداکن"، در بدن مایکل پیدا شده و علت اصلی مرگ، مسمویت ناشی از مقدار کشنده ای داروی پروپوفول است که توسط چندین خواب آور قوی و به خصوص میدازولام تشدید گردیده است. پزشکان متخصص می گویند ترکیب این داروها، اثر هم افزایی دارد


جو جکسون: مسببان مرگ مایکل مجازات شوند
جو جکسون در جدید ترین مصاحبه اش با NBC که روز دوشنبه پخش شد، گفت که فرد یا افرادی که مسبب قتل فرزندش هستند باید سزای کار خود را ببینند. او گفت که هرگز در مورد داروی پروپوفول نشنیده بود تا اینکه اسمش به عنوان عامل مرگ پسرش اعلام شد.

"من عصبانی نیستم، من دچار جنون شده ام. من چیزی راجع به این مسائل نمی دانستم. این چیزی است که مرا دچار جنون می کند. گزارش پزشکی قانونی به من می گوید که قتل رخ داده است. و باید بررسی های بیشتری صورت بگیرد تا معلوم شود به جز دکتر کانراد موری چه کسی پشت این جریان است. یک نفر باید مسئول این اتفاق باشد. نه فقط یک نفر، بلکه تمامی آنهایی که نقشی داشته اند باید مجازات شوند."

Michael Joseph Jackson بیوگرافی

مایکل جکسون ستاره پنجاه ساله موسیقی پاپ در لس آنجلس درگذشت.

NEWS CBC .
http://cosmos.bcst.yahoo.com/up/player/popup/?rn=3906861&cl=14184077&ch=4226713&src=news
http://cosmos.bcst.yahoo.com/up/player/popup/?rn=3906861&cl=14188409&ch=4226715&src=news
پیش تر گزارش شده بود آقای جکسون به علت ایست قلبی در کما فرو رفته است.

روزنامه لس آنجلس تایمز در وب سایت خود گزارش داد هنگام مراجعه ماموران امداد به منزل آقای جکسون، تنفس او متوقف شده بوداین گزارش می افزاید ماموران به احیای قلبی-تنفسی مایکل جکسون اقدام کردند.

خانواده مایکل جکسون به بیمارستان رفته اند و صدها تن از علاقمندان او در اطراف بیمارستان تجمع کرده اند







او فعالیت حرفه ای خود در زمینه موسیقی را از دوران کودکی با برادرانش در گروه جکسون فایو شروع کرد


او در دهه هشتاد میلادی با ترانه های "تریلر" و "بد" به شهرت جهانی رسید.
مایکل جکسون در سال های گذشته به علت جنجال ها و مشکلات مالی منزوی شده بود.
۵۰
سال پیش یعنی ۲۹ آگوست ۱۹۵۸ میلادی-زمینی در شهر گری ‌در ایالت اندیانای آمریکا انسانی به دنیا اومد که امروزه معروفترین فرد دنیای موسیقی کره زمین به شمار می‌رد

«مایکل جوزف جکسون» نابغه رقص زمین هشتمین فرزند از یک حانواده‌ای با ده بچه، در ده سالگی به همراه برادرش یک گروه موسیقی تشکیل داد و در بیست سالگی با ارائه آلبوم انفرادی
Off the Wall
تونست جایزه گرمی معتبرترین جایزه دنیای موسیقی رو بدست بیاره.

وقتی مایکل تبدیل به یک اسطوره شد
در بیست و پنج سالگی (۱۹۸۲) مایکل با آلبوم
Thriller 25
نامش رو در تاریخ بشر ماندگار کرد. با اطلاعاتی که من کسب کردم فروش ۱۰۴ میلیون نسخه از
Thriller
این آلبوم رو به عنوان دست‌نیافتنی پرفروشترین آلبوم موسیقی تاریخ تبدیل کرده.

۸ جایزه گرمی و ویدئوی سه آهنگ
Bille Jean ، Thriller و Beat It
از این آلبوم بخاطر سبک نوینی که درشون بکار رفته بود چنان شهرتی برای مایکل به همراه آورد که باعث شد برای اولین بار کلیپ یک سیاهپوست از شبکه‌ای تلویزیونی موسوم به
MTV
پخش بشه (مثل اینکه شبکه مهمیه در زمین) و کمپانی به اسم پپسی بزرگترین قرارداد تبلیغاتیش تا اون موقع رو با مایکل ببنده.

مایکل جکسون دو بار ازدواج کرد و از ازدواج دومش دو بچه داره، یکبار در سال ۱۹۹۴ با دختر یک اسطوره دیگر موسیقی با نام «الویس پریسلی» (هنوز نمی‌دوم کدومشون در زمین محبوبتره) که بعد از ۱۹ ماه زمینی از هم جدا شدند و بار دوم در سال ۱۹۹۷ با یک پرستار استرالیایی.

مثل اینکه جایزه معتبری روی زمین نمونده که مایکل موفق به کسبش نشده باشه. اون در طی این ۵۰ سال پولهای زیادی رو خرج کارهای بشردوستانه کرده و دردسرهای قضائی زیادی رو هم به اتهام کودک‌آزاری کشیده. دادگاهی که سرانجام مایکل رو در این موارد بی گناه تشخیص داد دادگاه قرن نام گرفت.

Jackson, Michael (Joseph)
born Aug. 29, 1958, Gary, Ind., U.S.
U.S. singer and songwriter.
The nine-year-old Jackson became the lead singer of The Jackson Five, a family group formed by his father. Their hits on the Motown label included "I Want You Back" and "ABC." Though Michael remained a member of the group until 1984, he began recording under his own name in 1971. His album Off the Wall (1979) sold millions; his next solo album, Thriller (1982), sold more than 40 million copies, becoming the best-selling album in history. The emerging format of the music video was an important aspect of Jackson''s work; his videos for "Beat It" and "Billie Jean" (both 1983) featured his highly influential dancing style (notably his trademark "moonwalk"). He later released the albums Bad (1987), Dangerous (1991), and HIStory (1995). Despite his many efforts to speak out on social issues, Jackson''s eccentric, secluded lifestyle stirred controversy in the early 1990s. His reputation was seriously damaged in 1993 when he was accused of child molestation by a 13-year-old boy. Several of his siblings, notably his sister Janet (b. 1966), have also enjoyed solo success.

نام كامل:MICHAL JOSEPH JACKSON
اسامی مستعار:KING OF THE POP-WACKO JACKO-MJ
تاریخ تولد: 29 آگست 1958.
محل تولد: ایندیانا آمریكا.
شغل: خواننده، ترانه سرا، رقصنده.
سبب شهرت: خـوانـنـده اصـلی گـروه
THE JACKSON 5. آلـبـوم
THE THRILLER در سال 1982.
قد: 178 سانتی متر.
نام پدر:JOSEPH WALTER JACKSON--شغل: گیتاریست، اپراتور جرثقیل و مدیر اجرایی گروه جكسون.
نام مادر:KATHERINE ESTHER JACKSON(NEE SCRUSE)
برادرها:
SIGMUND ESCO(JACKIE)-TORIANO(TITO)-JERMAINE LA JUANE-MARLON DAVID
STEPHAN RANDELL(RANDY)
خواهرها:
REBBIE(MAUREEN)-LATOYA-JANET
همسران:
1-DEBBIE ROWE----شغل: پرستار
ازدواج: 1966----طلاق: 1999.
2- LISA MARIE PRESLEY---- دختر الویس پریسلی
ازدواج: 1994----طلاق: 1996.
فرزندان:
1-PRINCE MICHAEL JACKSON---پسر----8 ساله---- نام مادر:DEBBIE ROWE
2-PRINCE MICHAEL JACKSON 2(MICHAEL JOSEPH JACKSON)----پسر----3 ساله----هویت مادرش مشخص نمیباشد.
3-PARIS MICHAEL KATHERINE JACKSON---دختر----8 ساله--- نام مادر:DEBBIE ROWE
شمار آثار بفروش رفته وی در سراسر جهان: 200 میلیون.
جوایز دریافتی: 18 بار GRAMMY AWARDS
15 مرتبه AMERICAN AWARD
3 مرتبه BILLBOARD MUSIC AWARD
4 مرتبه MTV AWARDS

آلبومها:

1972: Got to Be There
1972: Ben
1973: Music and Me
1975: Forever, Michael
1979: Off the Wall
1982: Thriller
1987:Bad
1991: Dangerous
1995: HIStory
2001:Invincible
2001:GREATEST HITS
2002: LOVE SONGS
2003:MAXIMUM MICHAEL JACKSON
2004:NUMBER ONES
2005:ESSENTIAL COLLECTION

بیوگرافی:
مـایـكـل در یـك خـانـواده 11 نـفری بـدنیا آمد. پدر مایكل به
سبب تنگدستی ناچار به كنار گذاشتن گیتار خود و كار در
كـارخانـه ذوب آهـن بـود. بـه عـلت درآمــد ناچیز پدرمایكل
هـمـگی اعـضای خانواده ناچار بودند در یك خانه كوچك دو
اتـاق خوابه سر كنند. پدر مایكل مرد بیرحم و سخت گیری
بـود بــطوری كه شبها در مـواقعی كه شب كار بود فرزندان
خـود را در اتـاق محبوس میكرد تا از خانه خارج نگردند. اما
مـایـكـل و بـرادر و خـواهـرهـایـش پـنـهـانـی از مـنــزل خارج
میگشتند و به خانه های همسایگان خود رفته و برای آنها ساز نواخته و آواز میخواندند.
سرانجام پدر مایكل به استعداد و علاقه فرزندانش به موسیقی پی برد و تصمیم گرفت بروی آنها سرمایه گزاری كند. ابتدا
JACKIE,TITO,JERMAINE و دو جوان همسایه دیگر بنامهای
MILFORD وREYNARD JONES به كمك پدر مایكل گروهی را بنام
TEH JACKSON BROTHERS
تشكیل دادند (در سال 1962). دو سال بعد مایكل و برادر بزرگترش مارلون به گروه پیوستند

در سال 1996 نام گروه به
THE JACKSON 5
تغییر یافت. در آن گروه مایكل 9 ساله به خواننده اصلی گروه برگزیده شد. گروه جكسون در كلوبهای محلی شروع به فعالیت كردند و نخستین آلبوم خود در سال 1967 بنام
BIG BOY
را عرضه كردند. سپس گروه جكسون با قراردادی جدید در سال 1969 به
MOTOWN آمدند. در سال 1969 گروه جكسون توسط
DIANA ROSS بطور رسمی به مردم معرفی گردیدند. در سال 1976 گروه جكسون فایو مجددا قراردادی با
EPIC RECORS به امضاء رسانیده و نام گروهشان به
JACKSON
تغییر یافت.
مایكل در سال 1979 از گروه خارج گردید و بعنوان تك خواننده شروع به فعالیت كرد. نخستین آلبوم مایكل در سال 1979 به نام
OFF THE WALL
منتشر گشت.
مطالبی دیگر در رابطه با مایكل جكسون:
1-مایكل در مصاحبه ای اعلام كرد كه از پدر خود بیزار است. وی پدر خود را فردی بیرحم و ظالم معرفی میكند.
2-مایكل و برادرانش در كودكی به درخواست مادرشان خانه به خانه به تبلیغ مسیحیت میپرداختند.
3- وی در جریان جنگ سارایو در رساندن غذا و كمكهای پزشكی به مناطق جنگ زده سارایو پیشگام بود.
4-ترانه
"WE ARE THE WORLD"
با همكاری مایكل و
LIONEL RICHIE
سروده گردید. ساخت این تك ترانه بمنظور جمع آوری اعانه برای مردمان فقیر آفریقا صورت گرفت. این
ترانه توسط 44 خواننده اجرا گشت. این تك ترانه 7 میلیون كپی در سراسر جهان فروش داشت.
4-آلبومهای
THRILLER-DANGEROUS-BAD
به ترتیب با 30،40و 29 میلیون كپی پرفروش ترین آلبومهای جهان میباشند.
5-مایكل گیاه خوار میباشد.
6-مایكل پدر خوانده پسر خواننده گروه
BEE GEES
میباشد.
7- علت تغییر رنگ پوست مایكل از تیره به روشن عمل جراحی نمیباشد. وی مبتلا به بیماری پوستی
VITILIGO
میباشد. در این بیماری دستگاه ایمنی بدن به اشتباه ملانین (رنگدانه) پوست را از میان میبرد كه سبب میگرد پوست فاقد رنگدانه گردیده و بتدریج سفید شود
8-به گفته خود مایكل وی تنها 3 بار عمل جراحی روی بینی و یك مرتبه عمل جراحی گونه انجام داده است اما همواره جراحی های متعدد مایكل بحث داغ رسانه ها و مردم عادی بوده است. به گفته برخی وی در بینی خود دیگر غضروفی ندارد و از تكه ای پروتز به عنوان بینی استفاده میكند.
9- مـایـكـل در نوامبر سال 2002 پسر دوم خود را از پنجره
اتـاق هـتـلـی در آلـمـان آویـزان كــرد كــه مــوجــب حــیـرت
هــوا دارانش گشت. به گفته خود مایكل وی هیچگاه قصد
رها كردن پسرش را نداشته است


10-وی در سال 1993 و همچنین در سال 2005 به اتهام 10 مورد كودك آزاری مورد محاكمه قرار گرفت كه سرانجام بی گناه شناخته گردید.
11-وی پس از پایان محاكماتش به خاطر كم آبی و كاهش وزن در بیمارستان یستری گشت.
12-محل سكونت فعلی وی
NEVERLAND
نام دارد كه 11
كـیـلومتر مربع وسعت داشته و در كالیفرنیا واقع است. در
نورلـنـد بـاغ وحـش و شـهـــربازی نیز وجود دارد. هر هفته
مایكل پذیرای یك اتوبوس از كودكانی است كـه بـه دعـوت
وی برای تفریح به آنجا می آیند.

13-مایكل میگوید كه رابطه بسیار قوی و صمیمی با حیوانات و كودكان دارد. وی علت این امر را چنین بیان میكند كه كودكان و حیوانات همچون افراد بزرگسال خیانت كار نبوده و فرد را مورد قضاوت منفی قرار نمیدهند.
14- سرگرمیهای مایكل شامل: بازی با كودكان ( با تفنگ آب پاش)- وی علاقه زیادی نیز به بالا رفتن از درخت دارد.
15- وی صاحب بچه شامپانزه ای بنام
BUBBLES
میباشد.
مصاحبه ی مایکل به مناسبت تولد 50 سالگیش11 شهریور
In a surprising exclusive interview with Good Morning America, the King of Pop tells reporter Chris Connelly this morning that he feels "very wise and sage, but at the same time very young."
The interview was, of course, in celebration of Michael''s 50th birthday today and was conducted by phone from Michael''s home in California. When asked by Connelly what was the happiest time in his life, Michael responded,
The recording of "Thriller" and "Off The Wall"....That meant very much to me and seemed to be received so beautifully by the public and the world. I enjoyed it very much."
Michael told Connelly that he feels he sacrificed his childhood for a lot of hard work and that he gave up his life for the medium. But when asked if he would do it all over again, his answer was,
I think I would. It is very much worth it. I have always loved show business and have always enjoyed making people happy through that medium. I love the celebration of music and dance and art. I just love it."
When asked if he''d like to see his children persue careers in entertainment he replied that he''d rather they enjoy their childhoods as much as possible saying,
I want them to get to do the kind of things I didn''t get to do. So, I fill them with a lot of enjoyment that way -- a lot of amusement. You know? I get pretty emotional when I see them having a wonderful time....when they are on a ride and they are screaming and they are happy. It makes me emotional, ''cause I see they are having a real good time."
He added,
[My children] love music ... they are very much into the arts but, I don''t push them."
Michael also hinted that he''s not finished yet, saying,
I am still looking forward to doing a lot of great things.

ترجمه مصاحبه:
امروز صبح,طی یك مصاحبه اختصاصی, سلطان پاپ به مجری برنامه كریس كانلی گفت در عین اینكه احساس جوانی و سرزندگی می كنه حس میكنه خیلی داناتر و فهیم تر شده.
مصاحبه امروز به مناسبت 50 امین سالگرد تولد مایكل و از طریق تلفن در منزل مایكل در كالیفرنیا ترتیب داده شده
بود. وقتی كانلی از مایكل پرسید كه شادترین لحظه زندگیش كی بود, مایكل در پاسخ گفت: دوران ضبط البوم
off the wall و
(thriller)
.... خیلی برام مهم بود و به خوبی هم از سوی عموم مورد استقبال واقع شد. من از این موضوع خیلی خوشحال بودم. مایكل در ادامه به كانلی گفت كه حس میكنه دوران كودكیش رو قربانی كار زیاد كرده. اما وقتی كانلی از او پرسید كه ایا حاضره دوباره این كارها رو از نو بكنه( این نوع زندگی رو داشته باشه), مایكل در پاسخ گفت كه: فكر میكنم انجام بدم. ارزشش رو داره. من همیشه عاشق كار نمایش بودم و از اینكه مردم رو خوشحال كنم لذت میبرم.من عاشق موسیقی و رقص و هنرم. وقتی كانلی از مایكل میپرسه كه ایا دوست داره كه بچه هاش كار هنری رو دنبال كنن یا نه, مایكل در جواب میگه كه : ترجیح میدم اونا تا جایی كه می تونن از كودكیشون لذت ببرن.من از اونا میخوام كارایی رو بكنن كه من نتونستم انجام بدم. اینجوری اونارو غرق در شادی و لذت میكنم. میدونین چی میگم؟ خیلی هیجان زده میشم وقتی می بینم كه بچه هام اوقات فوق العاده ای رو سپری می كنن..... وقتی سواری می كنن و داد و فریاد میكنن و خوشحالن. این منو خیلی احساساتی می كنه وقتی می بینم اونا واقعا اوقات خوشی دارن. بچه های من عاشق موسیقین.... اونا همیشه غرق در كارای هنری ان ولی من هرگز اونارو مجبور به كاری نمی كنم. مایكل در پایان گفت كه هنوز دوران كار هنریش به پایان نرسیده :
من هنوز در فكر انجام كارای بسیار فوق العاده هستم



Remembering Michae دوستان مایکل از رفتنش می گویند


مدونا و مایکل جکسون در جشن مراسم اسکار سال ۱۹۹۱
بعد از پخش خبر مرگ مایکل جکسون دوستان وی و طرفدارانش دچار شوک شدند.
مدونا از دوستان مایکل میگوید قادر نیستم که گریه ام را نگه دارم او به مجله پیپل گفته است : من همیشه مایکل را تحسین میکردم دنیا یکی از بهترینهایش را ازدست داده است اما موسیقی او برای همیشه زنده خواهد بود. قلب من همراه سه فرزند و دیگر خانواده اش ناراحت است




مایکل جکسون و الیزابت تایلور در ۱ ژانویه ۱۹۸۶
الیزابت تایلور ۷۷ ساله میگوید : قلبم و ذهنم در هم شکست ….. من با تمام روحم عاشق او بودم و الان نمیتونم زندگی بدون او را تصور کنم اوه خدایا کمکم کن ومن نگاه میکنم به عکس های او که به من داده بود و گفته بود عشق وقعی من الیزابت دوستت دارم برای همیشه و من نیز او را برای همیشه دوست خواهم داشت



مایکل جکسون و لیزا ماری پریسلی همسر اولش در موزیک ویدئو آواردز ام تی وی ۱۹۹۴
لیزا ماری میگوید : من بسیار غمگین هستم و دچار یک شوک احساسی شدم . برای بچه هایش دلشکسته هستم کسانی که میدونم همه چیز مایکل بودن و هم چنین برای خانواده اش.




مایکل و بریتنی در کنسرت روز ۷ سپتامبر ۲۰۰۱
بریتنی میگوید : من روزی که اورا در اجرای لندن دیدم بسیار هیجانزده بودم. همان زمان ما تصمیم داشتیم یک تور در اروپا داشته باشیم و من پرواز کردم تا اورا ببینم . او به صورت یک الهام در تمام زندگی من بود و وقتی او رفت من نابود شدم

مجلس ترحیم مایکل در کرایندجابو
مایکل در سال 1992 در دهکده ی کرایندجابو در آفریقا، عضوی از خاندان سلطنتی سنوای شد و «پرنس مایکل امالمن انا» لقب گرفت و ولیعهد سلطان قبیله شد. هنگامی که سران قبیله، تاج طلا را بر سرش می گذاشتند، مایکل در حالتی شاهانه ایستاده بود. افراد قبیله، سلطان پاپ را "یوسف به کنعان بازگشته" می دانستند.
این دهکده در نزدیکی آبیدجان در ساحل عاج واقع است.

اکنون پس از مرگ سلطان سنوای، دهکده عزا دار است. آنها معتقدند پیکر مایکل باید به دهکده اش برگردد و طبق آیینی که در خور سلاطین سنوای باشد، تدفین گردد. آنها میخواهند پیکر مایکل را به رودخانه بسپارند.
مراسم عزاداری از روز 31 جولای برگزار شده است و تا 2 آگوست به طول می انجامد و در شب نیز ادامه می یابد. زمین فوتبال این دهکده پر شده است از حدود هزار نفری که از داخل دهکده و مناطق اطرافش در آن مستطیل سبز، چادر زده و برای به جا آوردن مراسم عزا داری سلطان، گرد هم آمده اند

برگزار کننده ی این مراسم، امانوئل کافای گفت که آنها از طریق رسانه های بین المللی و سفارت آمریکا در آبیدجان، خواست خود برای بازگرداندن پیکر مایکل به دهکده را پیگیری نموده اند، گرچه موفقیتی بدست نیاورده اند.

"ما بدن او را میخواهیم. او مال ماست. این خود مایکل جکسون بود که از طریق تست دی ان ای، خواست تا خانواده اش را پیدا کند. و سلطان ما خودش نشانه های معینی در او تشخیص داد که روشن میکرد او از نسل خاندان سلاطین ماست. مایکل بر روی همان تختی نشست که سلطان ما بر آن نشسته بود."

آنها میگویند روح مایکل در آن دهکده است و در آنجا به آرامش می رسد.

تمام قبیله تا روز یکشنبه به عزاداری خود ادامه میدهند تا اینکه جانشین پرنس مایکل جکسون امالمن انا، تعیین گردد.
شاکی باید حقیقت را بگوید

ازجا پرایور، دوست دختر سابق کریس تاکر است. کریس، هنرپیشه ی سیاه پوست فیلم ساعت شلوغی،
دوست صمیمی مایکل جکسون بود. ازجا در همان زمانی که خانواده ی آرویزو در مزرعه ی نورلند، مهمان مایکل بودند؛ اوقات زیادی را در کنار آن خانواده گذراند. او بار دیگر در مصاحبه ای تازه با
Access Hollywood
در مورد خانواده ای که سال 2003 مایکل را مورد سو استفاده قرار دادند و او را در حالیکه بیگناه بود، به سو استفاده جنسی از پسر 13 ساله ی خانواده با نام گوین آرویزو متهم نمودند، سخن گفته است. او پیشتر در نامه ای سرگشاده خطاب به این خانواده و مخصوصا گوین که الان 19 ساله است، آنها را دروغگو خطاب کرده و گفته بود که باید قدم بردارند و نام مایکل را از اتهامات کثیف خود پاک نمایند.
پرایور در مصاحبه اش بیان کرده است که خانواده ی آرویزو به وی گفتند کمک های مایکل جکسون بوده است که گوین مبتلا به سرطان را از مرگ نجات داده است.

پرایور اعتقاد دارد که اتهامات این خانواده کاملا ساخته و پرداخته ی ذهن پول پرست و نفع طلب این خانواده بوده است.

اتهامات آرویزو، زندگی مایکل و میلیون ها نفر از طرفدارانش در دنیا را تغییر داد. مایکل پس از اتمام دادگاه، از آمریکا به بحرین و ایرلند رفت و پس از مدتی به آمریکا بازگشت و پیش از آنکه به لس آنجلس بیاید در لاس وگاس زندگی میکرد. او همیشه در جستجوی خانه ای بود که بتواند در آن به آرامش و خلوتی که میخواست برسد. او ماه ژوئن در خانه ی اجاره ای خود در بل ایر درگذشت. او پس از تبرئه شدن از تمامی اتهاماتش در دادگاه عالی سانتا ماریا در کالیفرنیا، نورلند، خانه اش، جایی را که توسط شاکی و دادستان، محل وقوع اتهامات دروغین عنوان شده بود؛ ترک کرد و هرگز به آنجا بازنگشت.

ازجا گفته است: "در پی انتشار این نامه، من از سرتاسر دنیا، حمایت های بسیار تاثیر گذاری از جانب طرفداران مایکل جکسون دریافت کرده ام. من با دلگرمی افرادی روبرو شده ام که همچو من، اعتقاد دارند که باید برای گفتن حقیقت بایستند و مقاومت کنند و میراث مایکل را به دور از تمامی این دروغ های نفرت انگیز و منزجر کننده، گرامی بدارند. این نامه را من با خلوص نیت نوشته ام و ساده ترین نامه ای بود که در عمرم نوشته ام. حمایت هایی که از من به عمل آمده است، ثابت میکند که من در مسیر درستی قدم بر میدارم و به درستی میخواهم که گوین آرویزو در ملا عام حقیقت را بگوید و نام یک انسان بیگناه و شریف را از این اتهامات پاک کند. من تا رسیدن به این هدف از پا نمی نشینم. امید من اینست که وقتی گوین حقیقت را گفت، این عملش درسی شود برای بقیه و آنها نیز جلو بیایند و حقیقت را در مورد مایکل بگویند. ما همگی در زندگی انتخاب هایی داریم و با این انتخاب ها زندگی می کنیم. من نمی توانم تصور کنم که خانواده ی آرویزو چطور می توانند با این حقیقت که انتخاب آنها، زندگی چنین مرد مهربان و دلسوزی را نابود کرده است؛ زندگی کنند. آنها هرگز به آرامش نخواهند رسید مگر آنکه کار درست را انجام دهند. من از تمامی طرفداران درخواست میکنم که این نامه را انتشار دهند. بسیار مهم است که این نامه به دست خانواده ی آرویزو برسد. صحبت کردن گوین و تبرئه کردن مایکل از اتهاماتی که به او وارد آورده، یک بخش بسیار حیاتی در ترمیم زخم هر فردی است که مایکل را دوست داشته و اکنون در مرگش سوگوار است. برخی میگویند دیگر دیر شده است. من میگویم دیر شود بهتر از اینست که هرگز نشود. میراث مایکل تا ابد حکمرانی خواهد کرد و مردم دنیا را تحت تاثیر قرار خواهد داد. گوینی که من می شناسم، مرد جوان شجاعی است. میدانم که او شهامت گفتن حقیقت را دارد، حتی در میان جنجال ها."

او در مصاحبه های قبلی خود نیز گفته بود:

"نمی دانم شب ها چطور خوابشان می برد، آنها فردی را که دوست خود می خواندند، به زشت ترین و شنیع ترین اعمالی که می توان به کسی نسبت داد، متهم کردند. وقتش رسیده است که شاکی حقیقت را بگوید، او میداند که مایکل هرگز آن اعمال را انجام نداد و هرگز او را مورد سو استفاده قرار نداد."

پرایور و کریس تاکر که در دادگاه سال 2005، از مایکل در برابر اتهامات آرویزو دفاع کردند، در همان سالها جشن تولد پسرشان را در نورلند برگزار کردند. ازجا و فرزندش اوقات زیادی را همراه با خانواده ی آرویزو در نورلند به سر بردند و از گوین که سرطان داشت حمایت کردند.

ازجا در پاسخ به این پرسش که دلیلش بر بیگناهی مایکل چیست، گفت: "من همراه با شاکی و خواهر و برادرش در نورلند حضور داشتم. روزی چند بار با آنها صحبت میکردم. همان روزهایی که میگویند اتهامات فرضی، واقع شده است."

پرایور میگوید یک شب که مایکل در نورلند حضور نداشت، بچه های خانواده آرویزو در اتاق مایکل ماندند.

"وقتی من به اعمالی که شاکی به مایکل نسبت میداد فکر میکردم، با خودم گفتم کدام بچه است که بخواهد در اتاقی که چنین اعمالی رویش انجام شده، باقی بماند. من فکر میکنم آنها می خواستند که مایکل از لحاظ مالی بیشتر به آنها برسد و کارهای بیشتری برایشان انجام دهد."

نامه ی سرگشاده ی ازجا پرایور:

4 جولای 2009

گوین (شاکی)، استار، داولین و جانت (مادر خانواده)

پس از مرگ غم انگیز مایکل در هفته ی گذشته، باید به شما بگویم که تمامی احساسات بد ام نسبت به خانواده ی شما و اتهامات ظالمانه ی تو گوین و مادرت، جانت علیه مایکل؛ با شدتی ده برابر گذشته در من زنده شد. درد، یاس، عصبانیت و خیانتی که از شما حس کردم، قابل توصیف نیست. شما به من نشان دادید که حرص و طمع تان، دروغ هایتان و منفعت شخصی تان، هر گونه اخلاقیاتی که مدعی داشتنش بودید را از بین برده است. و شما ثابت کردید که از آن دسته مردمانی هستید که به فردی که در زمان نیاز و بی امیدی، دستشان را میگیرد، پشت می کنند.

این حقیقت که شما با دروغ، مایکل را به زشت ترین اعمال متهم نمودید و زندگی را برایش جهنم ساختید، غیر قابل تصور و اطمینان دارم از دید عده ای غیر قابل بخشش است.

در تلاشتان برای تخریب دوباره ی او، تو، گوین، مردی را که "بهترین دوست" ات میخواندی، متهم به اعمالی کردی که خودت (همچون بقیه) میدانستی که زندگیش را کاملا زیر و رو میکند. تو دست روی چیزی گذاشتی که ما همه می دانستیم مایکل در بیشتر مدت زندگیش به آن اهمیت میداد... بچه ها. به خصوص بچه هایی که در رنج اند. و تو سعی کردی آن را بد جلوه دهی. تو، جانت به عنوان یک مادر، اجازه دادی که این اتفاق بیافتد، تشویقش کردی و این دروغ های وحشتناک را ساختی و تلاش کردی مایکل را نابود کنی و از او پول بسازی.

ننگ بر شما باد!

تنها کاری که او کرد، کمک به شما در بدترین دوران زندگی تان بود. مایکل برایم عضوی از خانواده بود. ما همه گول داستان های متاثر کننده ی شما را خوردیم و در همان زمان که گوین برای نجات زندگیش با سرطان می جنگید، متعهد شدیم که کمک تان کنیم. گوین، تو به من گفتی که عشق مایکل تو را از سرطان نجات داد. تمامی شما مایکل را در خفا پرستش کردید و در ملا عام در کمال بد طینتی بر ضدش گفتید.

من سالها ساکت ماندم، اما دیگر نمی توانم ساکت بمانم. الان با این همه عصبانیتی که از شما در وجودم دارم و این همه دردی که برای خانواده ی جکسون حس میکنم، دارم تقلا میکنم که این نامه را با کلمات شایسته ای بنویسم.

من از شما می خواهم کاری را برای مایکل بعد از مرگش انجام دهید، که در دوران حیاتش هرگز انجام ندادید. شما باید نام و میراث او را از اتهامات وحشتناک و نفرت انگیزی که به او زدید، کاملا پاک کنید. ادعاها و اتهاماتی که شما و من به خوبی می دانیم تماما نادرست و به کلی مسخره هستند. هر انگیزه ای که در آن زمان داشتید، الان ناچیز و بی اهمیت است. موضوع چیزی بسیار مهمتر از شماهاست. ما داریم در مورد میراث این مرد صحبت می کنیم. مردی که تاثیر مثبتی بر زندگی مردم سرتاسر دنیا گذاشت. مردی که بزرگ ترین سرگرم کننده و صحنه گردانی خواهد بود که جهان به خود دیده است. مایکل کسی است که در رنج ها و غم های خانوادگی شما سهیم شد. شما را به خانه اش راه داد و جزئی از خانواده اش کرد. او انسانی بود که هیچ کدام از این وقایع حقش نبود. گوین و جانت، شما می توانید هویت تان را تغییر دهید و خود را از بررسی ها و موشکافی های مردم پنهان نگه دارید، اما سرانجام نمی توانید از خشم و دادرسی خدا فرار کنید.

گوین تو الان 19 سال داری و دیگر نه آن پسر نوجوانی هستی که تحت هدایت و کنترل مادرش بود؛ و نه یک مهره ی شطرنج در طرح توطئه ی ترور شخصیت مایکل. کار درست را انجام بده و یک بار برای همیشه نام مایکل را از تمامی این اتهامات پاک کن. تو این کار را به مایکل بدهکار هستی. تو به خانواده اش بدهکار هستی. و تو به خدا بدهکار هستی. کاری کن که مایکل بالاخره بتواند کاملا در آرامش باشد.
ادامه ی تحقیقات در مورد مرگ مایکل
روز گذشته، مطب یکی دیگر از پزشکان در منطقه ی بورلی هیلز در لس آنجلس مورد بازرسی پلیس قرار گرفت. ماموران پلیس به داخل مطب جراح پلاستیک، لارنس کاپلین رفتند و به خبرنگاران گفتند که وارد نشوند. آنها در جستجوی مدارک پزشکی مایکل بودند. در کنار دکتر کنراد موری و دکتر آرنولد کلین، کاپلین سومین پزشکی است که مورد بازرسی پلیس قرار میگیرد.

پیشتر نیز مطب و خانه ی کنراد موری، پزشک مایکل به دست ماموران پلیس زیرو رو شده و کامپیوتر و گوشی موبایلش توقیف شده بود. آن سو تر خبر رسیده است که بانکی که خانه ی کنراد موری را در تملک دارد، از عقب افتادن قسط هایش ناراضی است. کنراد موری روی این خانه از بانک 1.6 میلیون دلار وام گرفته است و در حال حاضر بیش از 15 هزار دلار بدهی به بانک دارد که باید زودتر پرداخت کند وگرنه خانه اش را از دست میدهد.

در حالی که تحقیقات از پزشکان ادامه دارد و دنیا برای فهمیدن علت مرگ نابهنگام اسطوره ی پاپ صبرش را از دست داده، دفتر پزشکی قانونی اعلام کرده است که یک هفته ی دیگر نیز اعلام نتیجه ی سم شناسی بدن مایکل را به تاخیر می اندازد.
پرستار سابق: مایکل میلی به غذا نداشت
پرستار و متخصص تغذیه سابق مایکل، به
E! Online
گفته است: "او عاشق آجیل بود. و ماهی یک بار هم مرغ سخاری میخورد."

شریلین لی میگوید غذای روزانه مایکل حداقل تا زمانیکه در ماه آپریل به کارش برای مایکل خاتمه داد، یک جور مایع خواکی مانند شربت و یا خوراکی هایی مانند آجیل، گرانولا (مخلوط خشکبار و غلات خشک شده که با مایعاتی چون شیر سرو میشود) و مرغ سخاری بود.

لی توسط یک دوست مشترک به مایکل معرفی شد و در ماه ژانویه برای مداوای یکی از فرزندان مایکل که آنفلوآنزا گرفته بود، به خانه ی او در بل ایر رفت. او سپس مایکل را تحت رژیم غذایی خودش که همان تغذیه با مایعات بود قرار داد. مایکل به او گفته بود:

"خوب، میدانی من خیلی خسته ام. دارم برای کنسرت ها آماده میشوم. میخواهم انرژی بیشتری داشته باشم. چه نوع تغذیه و رژیم غذایی باید داشته باشم؟"

شریلین لی فورا موادی را که بدنش بیشتر احتیاج داشت در غالب شربت و مایعات به او داد. لی میگوید مایکل ترجیح میداد از مایعات تغذیه کند: "او واقعا دوست نداشت غذا بخورد."

کی چیس، که از ماه مارس امسال به عنوان آشپز مایکل استخدام شده بود گفته است که مایکل بعد از شام، شربت می نوشیده است. او گفته است که برای مایکل و فرزندانش غذاهای جامد زیادی درست میکرده است.

"من وقتی کارم را در خانه شروع کردم، مایکل خواست که گوشت گاو یا خوک نپزم. فقط مرغ، ماهی و بوقلمون، سبزیجات ارگانیک و شربت های ارگانیکی که دوست داشت. او غذاهای جامد هم مصرف میکرد. او عاشق گامبو (نوعی سوپ سبزیجات همراه با گوشت یا صدف) و مرغ سخاری KFC بود. من یکشنبه ها کار نمیکردم. اما روز دوشنبه، ظرف های KFC، پوره سیب زمینی و سس (عصاره ی گوشت یا سبزیجات) را میدیدم."

او میگوید وقتی مایکل تمرین برای کنسرت هایش را آغاز کرد، برای او غذاهای پر پروتئین و کم چربی مانند گوشت کباب شده و ماهی آماده میکرد. اما شنبه روز غذاهای سبک تر مانند مرغ بریان و ذرت بود. همچنین مایکل برای روز پدر، گامبو درخواست کرده بود.

به گفته ی لی، مایکل نوشیدنی های کم-کافئین دوست داشت که به مشکل پایین بودن قند خونش می افزود. با اینکه مایکل خودش از غذا خوردن فراری بود، اما لی میگوید که وی اجازه نمیداد ترجیحات غذایی وی، به فرزندانش سرایت پیدا کند. او همچنین میگوید وزن مایکل زیر حد نرمال نبود.

"آنها نظم غذایی داشتند. شب ها همه در کنار هم پشت میز می نشستند. حتی اگر مایکل بارها اعلام میداشت که گرسنه نیست، اما میخواست در کنار بچه ها پشت میز بنشیند. او نمونه ی کاملی از یک پدر بسیار خوب بود."

اما بیمار زیاد خوبی نبود. لی میگوید نزدیک ماه آپریل بود که بیخوابی مایکل شروع شد و از او دیپریوان (داروی بیهوش کننده قوی) درخواست کرد. علیرغم اصرارهایش، خواسته ی وی از طرف لی رد شد.

"چیزی که او سعی داشت مرا از بابت آن مطمئن سازد، این بود که «اتفاقی برای من نمی افتد... تا وقتی یک نفر هست که حواسش به من باشد، اتفاقی برای من نمی افتد."

مایکل میگفت: "من از امتحان کردن چیزهای مختلف که خوابم کنند خسته شده ام. من میخواهم فورا خوابم ببرد. نمیخواهم چند ساعت صبر کنم. میخواهم بیهوش شوم."

لی ادامه میدهد: "اینها جملات خودش هستند. «میخواهم بیهوش شوم و بخوابم.»"

کاترین حضانت کامل بچه ها را گرفتا
مروز لاندل مک میلان، وکیل مادر مایکل، در گفتگو با برنامه ی
The Early Show از شبکه ی CBS
گفت که بر طبق توافقی که بین کاترین جکسون و دبی رو حاصل شده است، حضانت کامل فرزندان؛ پرینس، پاریس و بلنکت با کاترین خواهد بود. دبی نیز حق ملاقات دارد

پرینس 12 ساله و پاریس 11 ساله فرزندان مایکل و دبی هستند که تا کنون با پدرشان زندگی میکردند. مایکل در وصیت نامه اش نوشته که میخواهد پس از مرگش، مادرش کاترین سرپرست فرزندانش باشد.

مک میلان گفته است که مبنای این توافق، منفعت بچه ها بوده است و نه پول.

"بحث پول مطرح نیست. این توافق بر سر پول حاصل نشده است. طرفین در این توافق ثابت قدم هستند. بهترین گزینه برای بچه ها همین است که با مراقبت های عاشقانه ی خانم کاترین جکسون بزرگ شوند و پرورش یابند
نظر کارشناسان در مورد پرونده مرگ مایکل
در حال حاضر پلیس در جستجوی مدارکی است که یکی از جرمهای قتل غیر عمد، تجویز بیش از حد دارو، تجویز برای فرد دارای اعتیاد و عمل غیر حرفه ای را علیه کنراد موری یا پزشکان دیگر اثبات نماید.

در این اسناد از مایکل به عنوان یک فرد دارای اعتیاد نام برده شده است زیرا پلیس گمان میکند وی مدت زیادی از داروهای مسکن استفاده میکرده است.

در جستجویی که پلیس از مطب و خانه ی کنراد موری به عمل آورده است، داروهایی بدست آمده که پروپوفول بین آنها نبوده است. پزشکی قانونی احتمال میدهد که تزریق بیش از حد داروی بیهوش کننده ی پروپوفول منجر به ایست قلبی و مرگ مایکل شده باشد. پیشتر در خبرها اعلام شده بود که نتیجه ی سم شناسی بدن مایکل هفته ی آینده آماده میشود اما اینطور که در خبرها گفته شده است، به احتمال زیاد اعلام این نتیجه باز هم به تاخیر خواهد افتاد.

جاشوآ پرپر، پزشکی که بدن آنا نیکول (مدل و بازیگری که بر اثر مصرف بیش از حد مواد مخدر از دنیا رفت) را مورد سم شناسی قرار داده بود، گفته است که رد پروپوفول بیش از چند دقیقه در خون دوام نمی آورد و احتمالا پزشکی قانونی در بدن مایکل داروهایی پیدا کرده است اما نمی تواند به طور قطع تشخیص دهد که کدام یک از آنها عامل مرگ وی بوده است. وی میگوید علت تاخیر در اعلام نتیجه ی آزمایش سم شناسی بدن مایکل نیز همین است.



پداویتز، دادستان پرونده های قتل، میگوید پلیس مدارک و دلایل کافی برای لزوم جستجوی خانه و مطب دکتر موری را در اختیار دارد. گفته شده است که پزشکان بسیاری برای مایکل داروهای مسکن تجویز و تزریق کرده اند، اما چنانچه تجویز آخر را کنراد موری انجام داده باشد، اتهام اصلی یعنی قتل درجه دوم، متوجه او خواهد بود، با اینکه در حکم تفتیش پلیس، اتهام قتل غیر عمد ذکر شده است. پداویتز میگوید عرف است که در مجوزهای بازرسی پلیس، اتهام سبک تری ذکر میشود. در قوانین کالیفرنیا اگر پزشکی وضعیت هوشیاری بیمارش را نادیده بگیرد، با اتهام قتل درجه دوم روبرو میشود حتی اگر عمدی نبوده باشد.

پداویتز میگوید در صورت اثبات، مسئول مرگ مایکل کنراد موری است، حتی اگر ادعا کند که مایکل خودش دارو درخواست کرده است: "این آقا یک پزشک دارای پروانه ی طبابت در یک چارچوب معین است. او مسئول شناخته خواهد شد، حتی اگر مایکل جکسون خودش نیز در این پروسه دخالت داوطلبانه داشته است. اگر ثابت شود که دارو عامل مرگ بوده است، در آن صورت با یک پرونده ی جنایی جدی روبرو خواهیم شد."

با اینکه شخص دکتر موری پذیرفته است که شب قبل از مایکل به وی پروپوفول تزریق کرده، اما وکیل وی همچنان اصرار دارد که موکلش دارویی که میتوانسته علت مرگ اسطوره ی پاپ بوده باشد را تجویز نکرده است.

پروفسور رابرت کان، کارشناس پزشکی و عضو هئیت علمی بخش پزشکی ایالت کالیفرنیا میگوید اگر تایید شود که تزریق پروپوفول توسط دکتر موری عامل مرگ مایکل بوده است، اتهام قتل بر او وارد است. وی توضیح میدهد که اگر پزشکان دیگری نیز به مایکل دارو داده باشند، مسئولیت متوجه فردی است که پزشک مخصوص او بوده است. "وظایف یک پزشک چیست؟ اینکه امراض بیمارش را بشناسد و بداند او در چه وضعیتی است. ندانستن، توجیه خوبی نیست."

اما وکیل مدافع و داستان سابق نیویورک، سم گلدبرگ میگوید تاخیر در اعلام نتیجه ی سم شناسی بدن مایکل شاید بدین معنی است که وارد کردن اتهام به کنراد موری آنچنان هم سهل و آسان نیست. دلیل تاخیر شاید این باشد که پلیس به نتیجه ای که انتظار داشته نرسیده و با سوالات بیشتری روبرو شده است. آنها میخواهند بسیار محتاطانه عمل کنند، زیرا سرنوشت این پرونده به نتیجه ی سم شناسی گره خورده است."

او عقیده دارد با مشخص نبودن نتیجه ی دقیق سم شناسی، اتهامات موری ممکن است تضعیف شود.

اما از حرف آخر گلدبرگ نمی توان ساده گذشت: "ما باید انتظار وقایع غیر منتظره را هم داشته باشیم. مایکل جکسون در طول زندگیش همیشه مرموز و همیشه غیر منتظره بود. و ناراحت کننده است که مرگش نیز همان طور شده است

اما اتهام قتل، تنها مشکل کنراد موری نیست. مدارک میگویند که سال گذشته، زمانی که به عنوان پزشک مخصوص مایکل کارش را آغاز کرد، غرق در قرض و بدهی و محتاج پول بوده است. کنراد موری سابقه ی مالی خوبی ندارد. هم اکنون نیز خانه ی وی در گرو بانک است و شاید آن را از دست بدهد. موری از ماه می امسال از طرف مایکل برای مراقبت از وی در طی تمرینات و انجام کنسرت های لندن استخدام شده بود اما کمپانی AEG میگوید که مایکل پیش از مرگش هنوز قرار داد وی را امضا نکرده بود و بنابراین نه مایکل و نه کمپانی پولی به این پزشک بدهکار نیستند.

ترجمه فارسي اشعار گروه EVANSCENCE ALBOM The Open Door


Sweet Sacrifice
It's true, we're all a little insane
این حقیقت دارد ، همه ما کمی مجنونیم !
But its so clear
اما این (موضوع) بسیار واضح است
Now that I'm unchained
اکنون که من از بند و زنجیر رها شده ام
Fear is only in our minds
ترس تنها در افکار ماست
Taking over all the time
در تمامي زمانها حكمفرماست
Fear is only in our minds but its taking over all the time
ترس تنها در افکار ماست اما در تمامي زمان حكمفرماست
You poor sweet innocent thing
تو ای موجود معصوم ، شیرین و بینوا !
Dry your eyes and testify
اشكهايت را پاک کن و شهادت بده
You know you live to break me- don't deny
تو می دانی که زندگی می کنی تا مرا نابود کنی ، انکار مکن !
Sweet sacrifice
قربانی شیرین!
One day I'm gonna forget your name
یک روز نامت را فراموش خواهم كرد
And one sweet day, you're gonna drown in my lost pain
و در يك روز شيرين تو در درد گمشده من غرق خواهي شد
Fear is only in our minds
ترس تنها درافکار ماست
Taking over all the time
در تمامي زمان حكمفرماست
Fear is only in our minds but its taking over all the time
ترس تنها در افکار ماست اما در تمامي زمان حكمفرماست
You poor sweet innocent thing
تو ای موجود معصوم ، شیرین و بینوا !
Dry your eyes and testify
اشكهايت را پاك کن و شهادت بده
?And oh you love to hate me don't you, honey
و تو عاشق اين هستي كه از من متنفر باشي ، مگر نه عزيزم ؟
I'm your sacrifice
من قربانی توام !
I dream in darkness
در تاریکی به رویا فرو میروم
I sleep to die e
می خوابم تا بمیرم
Erase the silence
سکوت را بشکن
Erase my life
زندگی ام را محو کن
Our burning ashes
خاکسترهای سوزانمان . . .
Blacken the day
. . . روز را سیاه می کنند (آلوده می سازند)
A world of nothingness
دنيايي از پوچی
Blow me away
مرا نابود می کند
?Do you wonder why you hate
آيا در شگفتي که چرا متنفري؟
?Are you still too weak to survive your mistakes
آیا هنوز آنقدر ضعیفی که نتوانی بر اشتباه هایت غلبه کنی ؟
You poor sweet innocent thing
تو ای موجود معصوم ، شیرین و بینوا !
Dry your eyes and testify
اشكهايت را پاك کن و شهادت بده
You know you live to break me- don't deny
تو می دانی که زندگی می کنی تا مرا نابود کنی ، انکار مکن
Sweet sacrifice
قربانی شیرین

Call Me When You're Sober
Don't cry to me
در مقابل من گريه نكن
If you loved me
اگر مرا دوست می داشتی
You would be here with me
اکنون کنار من می بودی
You want me
مرا می خواهی
Come find me
بیا و مرا بیاب
Make up your mind
تصمیمت را بگیر
Should have let you fall
آيا بايد بگذارم که سقوط کني؟
Lose it all
و همه چيز را از دست بدهي ؟
So maybe you can remember yourself
تا شايد بتواني خودت را به ياد آوري
Can't keep believing
نمي توانم در اين باور بمانم
we're only deceiving ourselves
ما فقط داريم خودمان را فریب مي دهیم
And I'm sick of the lie
و من از دروغ خسته شده ام
And you're too late
و تو خيلي دير آمدي
Don't cry to me
در مقابل من گريه نكن
If you loved me
اگر مرا دوست می داشتی...
You would be here with me
اکنون کنار من می بودی
You want me
مرا می خواهی
Come find me
بیا و مرا بیاب
Make up your mind
تصمیمت را بگیر!
Couldn't take the blame
نتوانستي خطاهايت را بپذيري (به اشتباهاتت اعتراف کني)
Sick with shame
بسيار شرمسار هستي
Must be exhausting to lose your own game
بازنده شدن در بازی خودت باید خسته کننده باشد
Selfishly hated
بطور خودخواهانه اي متنفري
No wonder you're jaded
تعجبي ندارد که از زندگي خسته شده اي
You can't play the victim this time
اين بار ديگر نمي تواني نقش قرباني را بازي كني
And you're too late
و تو بسيار دير آمدي
So don't cry to me
در مقابل من گریه نکن
If you loved me
اگر من را دوست می داشتی
You would be here with me
باید اکنون کنار من می بودی
You want me
مرا می خواهی
Come find me
بیا مرا بیاب
Make up your mind
تصمیمت را بگیم
You never call me when you're sober
هیچ گاه زمانی که هوشیاری مرا نمی خوانی (نمي خواهي)
You only want it cause it's over - It's over
تو فقط این را می خواهی چون تمام شده است - تمام شده است
How could I have burned paradise
چگونه می توانستم بهشت را بسوزانم؟
How could I - You were never mine
چگونه می توانستم ، تو هیچ گاه از آن من نبودی
So don't cry to me
بنابراین در مقابل من گریه نکن
If you loved me
اگر مرا دوست می داشتی
You would be here with me
باید اکنون کنار من می بودی
Don't lie to me
به من دروغ نگو
Just get your things
فقط وسایلت را جمع کن
I've made up your mind
من برای تو تصمیم می گیرم

Weight of the World
Feels like the weight of the world
احساسي همانند سنگيني دنيا بر روي شانه هايم !
like God in heaven gave me a turn
انگار خداوند در بهشت (بهنگام خلقت) به من هشدار داده بود !
Don't cling to me, I swear I can't fix you
به من تکیه مکن ، قسم می خورم نمی توانم تو را بهبود بخشم
?Still in the dark, can you fix me
هنوز در سیاهی بسر مي برم ، آيا مي تواني بهبودم بخشي ؟
Freefall, freefall, all through life
سقوط آزاد ، سقوط آزاد ، در تمامي زندگی
If you love me, then let go of me
اگر مرا دوست داري ، پس رهايم کن !
I wont be held down by who I used to be
ديگر توسط کسي که قبلاً بودم ، محدود نخواهم شد
She's nothing to me
او براي من بي ارزش است !
Feels like the weight of the world
احساسي همانند سنگيني دنيا بر روي شانه هايم !
like all my screaming has gone unheard
انگار كه هيچ يک از فريادهايم شنيده نشده اند !
And ohm I know you don't believe in me
آري مي دانم که تو مرا باور نداري
?Safe in the dark, how can you see
در حاليكه در تاريكي پناه ( آرام ) گرفته اي ، چگونه ميتواني ببيني؟
Freefall, freefall, all through life
سقوط آزاد ، سقوط آزاد ، در تمامي زندگی
If you love me, then let go of me
اگر مرا دوست داري ، پس رهايم کن !
I wont be held down by who I used to be
ديگر توسط کسي که قبلاً بودم ، محدود نخواهم شد
Feels like the weight of the world
احساسي همانند سنگيني دنيا بر روي شانه هايم !
like God in heaven gave me a turn
انگار خداوند در بهشت (بهنگام خلقت) به من هشدار داده بود !
Don't cling to me, I swear I can't fix you
به من تکیه مکن ، قسم می خورم نمی توانم تو را بهبود بخشم
?Still in the dark, can you fix me
هنوز در سیاهی بسر مي برم ، آيا مي تواني بهبودم بخشي ؟
Freefall, freefall, all through life
سقوط آزاد ، سقوط آزاد ، در تمامي زندگی
If you love me, then let go of me
اگر مرا دوست داري ، پس رهايم کن !
I wont be held down by who I used to be
ديگر توسط کسي که قبلاً بودم ، محدود نخواهم شد
She's nothing to me
او براي من بي ارزش است !
Feels like the weight of the world
احساسي همانند سنگيني دنيا بر روي شانه هايم !
like all my screaming has gone unheard
انگار كه هيچ يک از فريادهايم شنيده نشده اند !
And ohm I know you don't believe in me
آري مي دانم که تو مرا باور نداري
?Safe in the dark, how can you see
در حاليكه در تاريكي پناه ( آرام ) گرفته اي ، چگونه ميتواني ببيني؟
Freefall, freefall, all through life
سقوط آزاد ، سقوط آزاد ، در تمامي زندگی
If you love me, then let go of me
اگر مرا دوست داري ، پس رهايم کن !
I wont be held down by who I used to be
ديگر توسط کسي که قبلاً بودم ، محدود نخواهم شد

Lithium
Lithium , don't want to lock me up inside
ليتيوم ، نمي خواهم خود را در درون حبس كنم
Lithium , don't want to forget how it feels without
ليتيوم ، نمي خواهم فراموش كنم كه با نبودت چه احساسي پيدا مي كنم
Lithium , I want to stay in love with my sorrow
ليتيوم ، ميخواهم عاشق اندوهم بمانم
Oh but God I want to let it go
آه ، اما خدايا مي خواهم رهايش کنم
Come to bed, don't make me sleep alone
به بستر بیا ، نگذار تنها به خواب روم
Couldn't hide the emptiness you let it show
نتوانستم پوچي اي را كه تو آشكارش كردي پنهان كنم
Never wanted it to be so cold
هرگز نميخواستم كه اينقدر سرد باشد
Just didn't drink enough to say you love me
فقط به حد کافی ننوشیده ای تا بگویی دوستم داری
I can't hold on to me
تحمل خودم را ندارم
Wonder what's wrong with me
در شگفتم که مرا چه مي شود ؟
Lithium ,don't want to lock me up inside
ليتيوم ، نمي خواهم خود را در درون حبس کنم
Lithium ,don't want to forget how it feels without
ليتيوم ، نمي خواهم فراموش كنم كه با نبودت چه احساسي پيدا مي كنم
Lithium , I want to stay in love with my sorrow
ليتيوم ، ميخواهم عاشق اندوهم بمانم
Don't want to let it lay me down this time
اين بار نميگذارم مرا از پاي بيندازد
Drown my will to fly
تمايلم را براي پرواز غرق كند
Here in the darkness I know myself
اينجا ، در تاريكي خودم را مي شناسم
Can't break free until I let it go
تا وقتي رهايش نكنم نمي توانم آزاد شوم
Let me go
رهايم كن !
Darling, I forgive you after all
عزيزم ، بعد از همه اين ها باز هم تو را مي بخشم
enything is better than to be alone
هر چيزي بهتر از تنهايي است
And in the end I guess I had to fall
و در پايان فکر میکنم که باید سقوط میکردم
Always find my place among the ashes
هميشه جايم را ميان خاكستر ها مي يابم !
I can't hold on to me
تحمل خودم را ندارم
Wonder what's wrong with me
در شگفتم که مرا چه مي شود ؟
Lithium , don't want to lock me up inside
ليتيوم ، نمي خواهم خود را در درون حبس کنم
lithium , don't want to forget how it feels without
ليتيوم ، نمي خواهم فراموش كنم كه با نبودت چه احساسي پيدا مي كنم
lithium , I want to stay in love with my sorrow
ليتيوم ، مي خواهم عاشق تو بمانم
Oh , I'm gonna let it go
آه ، ميخواهم رهايش كنم

Cloud Nine
If you want to live, let live
اگر مي خواهي زندگي كني ، زندگي كن !
If you want to go, let go
اگر مي خواهي بروي ، برو !
I'm not afraid to dream- to sleep, sleep forever
من از رویا هراسي ندارم از خوابيدن ، خوابيدن براي هميشه
I don't need to touch the sky
نیازی به لمس آسمان ندارم
I just want to feel that high
فقط مي خواهم در اوج بودن را احساس كنم
and you refuse to lift me
و تو از بالا بردن من به اوج خودداري مي كني
guess it wasn't real after all
در نهایت ، گمان میکنم حقیقت نداشت
guess it wasn't real all along
به گمانم در تمام مدت واقعي نبود
If I fall and all is lost
اگر من سقوط كنم و همه چيز از دست برود
its where I belong
به همان جايي رسيده ام كه به آن تعلق دارم
If you want to live, let live
اگر مي خواهي زندگي كني ، زندگي كن !
if you want to go, let go
اگر مي خواهي بروي ، برو !
I'm never gonna be your sweet, sweet surrender
هرگز نمي خواهم برده شيرين و دلخواه تو باشم
guess it wasn't real after all
در نهایت ، گمان میکنم حقیقت نداشت
guess it wasn't real all along
به گمانم در تمام مدت واقعي نبود
If I fall and all is lost
اگر من سقوط كنم و همه چيز از دست برود
no light to lead the way
نوري براي نشان دادن راه نيست
Never thought that it would end up this way
هرگز فکر نمي کردم که اين گونه پايان يابد
remember that all alone is where I belong
به ياد داشته باش كه تنهايي مطلق جايي است كه من به آن تعلق دارم
In a dream
در یک رویا
will you give your love to me
آیا عشقت را به من ارزانی خواهی کرد؟
beg my broken heart to beat
از قلب شکسته من بخواه تا بتپد
save my life
زندگی ام را نجات ده !
change my mind
تصمیمم را عوض کن !
If I fall and all is lost
اگر من سقوط كنم و همه چيز از دست برود
no light to lead the way
نوري براي نشان دادن راه نيست
Never thought that it would end this way
هرگز فکر نمي کردم که اين گونه پايان يابد
remember that all alone is where I belong
به ياد داشته باش كه تنهايي مطلق جايي است كه من به آن تعلق دارم

Snow White Queen
Stoplight lock the door
چراغ را خاموش ميكنم ، در را قفل ميكنم
Don't look back
(از ترسم) به پشت سرم نگاه نميكنم
Undress in the dark
در تاريكي برهنه ميشوم
And hide from you
و از تو پنهان ميشوم
All of you
از همه وجود تو
You'll never know the way your words have haunted me
تو هرگز نميداني چگونه كلماتت خاطرم را پريشان ميكند
I can't believe you'd ask these things of me [ever and ever]
نميتوانم باور كنم اين چيزها را از من بخواهي (هرگز)
You don't know me [ever and ever]
تو مرا نميشناسي (به هيچ وجه)
Now and ever
نه حالا و نه هيچوقت
You belong to me
تو به من تعلق داري
My snow white queen
ملكه سفيد برفي من
There's nowhere to run
هيچ راه فراري نيست
So let's just get it over
پس بگذار تمامش كنيم
Soon I know you'll see
ميدانم كه به زودي خواهي ديد
You're just like me
تو درست شبيه مني
Don't scream anymore my love
بيش از اين فرياد نزن عشق من
'Cause all I want is you
زيرا تويي تمام خواسته من
Wake up in a dreae
در يك رويا به آگاهي ميرسم
Frozen fear
(با) ترسي منجمد
All your hands on me
تمام وجودم را تسخير كرده اي
I can't scream
نميتوانم فرياد بر آورد
I can't scream
نميتوانم فرياد بر آورم
I can't escape the twisted way you think of me
از طرز فکر پیچیده ای که در مورد من داری خلاصی ندارم
I feel you in my dreams and I don't sleep [ever and ever]
وجودت را در روياهايم حس ميكنم و (بنابراين) نميخوابم
I don't sleep [ever and ever]
نمي خوابم (هرگز)
Say you belong to me
بگو كه به من تعلق داري
My snow white queen
ملكه سفيد برفي من
There's nowhere to run
هيچ راه فراري نيست
So let's just get it over
پس بگذار تمامش كنيم
Soon I know you'll see
ميدانم كه به زودي خواهي ديد
You're just like me
تو درست شبيه مني
Don't scream anymore my love
بيش از اين فرياد نزن عشق من
'Cause all I want is you
زيرا تويي تمام خواسته من
I can't save your life
من نمیتوانم زندگی تو را نجات دهم
Though nothing I bleed for is more tormenting
اگر چه جان ندادن براي هيچ چيز ، برايم عذاب آورتر است
I'm losing my mind
دارم ديوانه مي شوم
And you just stand there and stare as my world divides
و تو فقط آنجا مي ايستي و مينگري كه چگونه زندگي من از هم ميپاشد
Say you belong to me
بگو كه به من تعلق داري
My snow white queen
ملكه سفيد برفي من
There's nowhere to run
هيچ راه فراري نيست
So let's just get it over
پس بگذار تمامش كنيم
Soon I know you'll see
ميدانم كه به زودي خواهي ديد
You're just like me
تو درست شبيه مني
Don't scream anymore my love
بيش از اين فرياد نزن عشق من
'Cause all I want is you
زيرا تويي تمام خواسته من
All I want is you
تويي تمام خواسته من
All I want is you
تويي تمام خواسته من
All I want is you
تويي تمام خواسته من
Forever and ever
براي هميشه
Ever and ever
تا ابد

Lacrymosa
Out on your own
دور از همه ، در خلوت خودت
cold and alone again
دوباره سرد و تنها
can this be what you really wanted, baby?
عزيزم ، آيا اين همان چيزي است كه واقعا مي خواستي ؟
Blame it on me
مرا به خاطرش سرزنش كن
set your guilt free
گناهت را به دست فراموشي بسپار
nothing can hold you back now
اكنون هيچ چيز نمي تواند مانع تو شود
Now that you're gone
حال که تو رفته ای
I feel like myself again
دوباره احساس مي كنم خودم هست
grieving the things I can't repair and willing ...
اندوهگينم به خاطر چيزهايي كه نمي توانم اصلاح كنم
to let you blame it on me
اجازه دهم كه تو ، مرا به خاطرش سرزنش كني
and set your guilt free
و گناهت را از ياد ببري
I don't want to hold you back now love
عشق من ، نمي خواهم اكنون مانع تو شوم
I can't change who I ame
نمی توانم کسی که هستم را تغییر دهم
not this time, I wont lie to keep you near me
اين بار ديگر نه ، من دروغ نخواهم گفت كه تو را نزد خود نگاه دارم
and in this short life, there's no time to waste on giving up
و در این زندگی کوتاه، زمانی برای هدر دادن روی دل کندن ها نیست
my love wasn't enough
عشق من كافي نبود!
and you can blame it on me
و تو مي تواني مرا به خاطرش سرزنش كني
just set your guilt free, honey
فقط گناهت را فراموش كن ، عزيزم
I don't want to hold you back now love
عشق من ، نمي خواهم اكنون مانع تو شوم

Like You
Stay low
آرام بمان
Soft, dark, and dreamless
مهربان ، خاموش و بي رويا
Far beneath my nightmares and loneliness
بسيار پست تر از كابوسها و تنهايي من
I hate me for breathing without you
من از خودم متنفرم از اينكه بدون تو زنده ام
I don't want to feel anymore for you
نمي خواهم بيش از اين جاي خاليت را حس كنم
Grieving for you
و برايت اندوهگين باشم
I'm not grieving for you
من برايت اندوهگين نيستم
Nothing real love can't undo
چيزي وجود ندارد كه عشق واقعي نتواند برگرداند
And though I may have lost my way
و اگرچه ممكن است راهم را گم كرده باشم
All paths lead straight to you
(اما باز هم) تمامي راهها به تو ختم ميشود
I long to be like you
آرزوي من اين است كه مثل تو باشم
Lie cold in the ground like you
همانند تو در بستر زمين سرد و خاموش بيارامم
Halo
آهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای......
Blinding wall between us
ديواري بس تابناك و مقدس بين ماست
Melt away and leave us alone again
ناپديد شده و ما را دوباره با هم تنها ميگذارد
Humming, haunted somewhere out there
زير لب زمزمه ميكنم ، در حاليكه من ، جايي در بيرون پريشانم
I believe our love can see us through in death
باور دارم كه عشق ، مي تواند پس از مرگ نيز همراهمان باشد
I long to be like you
آرزوي من اين است كه مثل تو باشم
Lie cold in the ground like you
همانند تو در بستر زمين سرد و خاموش بيارامم
There's room inside for two
داخل (قبر) براي هر دوي ما جا هست
and I'm not grieving for you
و من براي تو اندوهگين نيستم
I'm coming for you
مي آيم تا كنارت بمانم
You're not alone
تو تنها نيستي
No matter what they told you, you're not alone
مهم نيست آنها به تو چه گفتند ، تو تنها نيستي
I'll be right beside you forevermore
من درست در كنار تو خواهم بود ، تا ابد
I long to be like you, sis
آرزوي من اين است كه مثل تو باشم ، خواهرم
Lie cold in the ground like you did
همانند تو در بستر زمين سرد و خاموش بيارامم
There's room inside for two and I'm not grieving for you
داخل (قبر) براي هر دوي ما جا هست و من براي تو اندوهگين نيستم
And as we lay in silent bliss
و در آن هنگام كه در سعادتي خاموش دفن شويم
I know you remember me
مي دانم كه مرا به خاطر مي آوري
I long to be like you
آرزوي من اين است كه مثل تو باشم
Lie cold in the ground like you
همانند تو در بستر زمين سرد و خاموش بيارامم
There's room inside for two and I'm not grieving for you
داخل (قبر) براي هر دوي ما جا هست و من براي تو اندوهگين نيستم
I'm coming for you
مي آيم تا كنارت بمانم

Lose Control
You don't remember my name
تو نامم را به خاطر نمي آوري
I don't really care
من حقيقتا اهميتي نمي دهم
can we play the game your way?
مي توانيم به روش تو وارد بازي شويم؟
can I really lose control?
واقعا مي توانم كنترل خودم را از دست بدهم؟
just once in my life
فقط يك بار در عمرم
I think it'd be nice
فكر مي كنم خوب باشد
just to lose control- just once
كه كنترلم را از دست بدهم – فقط براي يك بار
with all the pretty flowers in the dust
با تمام گلهاي زيبايي كه در خاك هستند
Mary had a lamb
مِري بره اي داشت
his eyes black as coals
كه چشمانش به سياهي زغال بود
if we play very quiet, my lamb
اگر خيلي آرام بازي كنيم ، َبره ی من
Mary never has to know
ديگر هرگز لازم نيست كه مري با خبر شود
just once in my life
فقط يك بار در عمرم
I think it'd be nice
فكر مي كنم خوب باشد
just to lose control- just once
كه كنترلم را از دست بدهم – فقط براي يك بار
if I cut you down to a thing I can use
اگر تو را پست گردانم ، تا حدي كه تبديل به چيزي شوي كه بتوانم از تو استفاده كنم
I fear there will be nothing good of you
من می ترسم که چیزی خوب باقیمانده ی تو نباشد
Just to lose control, just once
بيم آن دارم كه چيز مطلوبي از تو بر جاي نماند

The Only One
When they all come crashing down- midflight
زمانی که همگی آنها در میانه پرواز سقوط می کنند
you know you're not the only one
مي داني كه فقط تو نيستي
when they're so alone they find a back door out of life
هنگامی که آنها بسیار تنهایند راهي براي گريز از زندگي مي يابند
you know you're not the only one
مي داني كه فقط تو نيستي
We're all grieving
همه ما اندوهگینیم
lost and bleeding
سرگردانیم و رنج می کشیم !
All our lives
در تمامی زندگانیمان
we've been waiting for someone to call our leader
ما به انتظار کسی بودیم تا پیشوایمان خطابش کنیم
all your lies
تمامی دروغهایت را
I'm not believing
باور ندارم
heaven shine a light down on me
اي عرش ، پرتويي از نور خود بر من بتابان !
So afraid to open your eyes- hypnotized
گشودن چشمهایت بسیار بیمناکی - مسحور شده ای
you know you're not the only one
مي داني كه فقط تو نيستي
never understood this life
هیچگاه این زندگانی را درک نکرده ام
and you're right I don't deserve but you know I'm not the only one
و حق با توست ، من لیاقت این زندگی را ندارم اما تو میدانی فقط من نیستم {که لیاقتش را ندارم}
We're all grieving
همه ما اندوهگینیم
lost and bleeding
سرگردانیم و رنج می کشیم !
All our lives
در تمامی زندگانیمان
we've been waiting for someone to call our leader
ما به انتظار کسی بودیم تا پیشوایمان خطابش کنیم
all your lies
تمامی دروغهایت را
I'm not believing
باور ندارم
heaven shine a light down on me
اي عرش ، پرتويي از نور خود بر من بتابان!
Don't look down
به پایین نگاه مکن !
don't look into the eyes of the world beneath you
به چشمان مردماني كه پست تر از خودت هستند ، نگاه مكن
don't look down, you'll fall down,
به پایین نگاه مکن ، سقوط خواهی کرد !
you'll become their sacrifice
قربانی شان خواهی شد !
right or wrong
درست یا اشتباه
can't hold onto the fear that I'm lost without you
تحمل ترس از اين كه بدون تو گم گشته باشم را ندارم
if I can't feel, I'm not mine,
اگر نتوانم احساس کنم , متعلق به خویش نیستم
I'm not real
واقعی نیستم !
All our lives
در تمامی زندگانیمان
we've been waiting for someone to call our leader
ما به انتظار کسی بودیم تا پیشوایمان خطابش کنیم
all your lies
تمامی دروغهایت را
I'm not believing
باور ندارم
heaven shine a light down on me
اي عرش ، پرتويي از نور خود بر من بتابان!

Your Star
I can't see your star
نمیتوانم ستاره ات را ببینم
I can't see your star
نمیتوانم ستاره ات را ببینم
though I patiently waited, bedside, for the death of today
با اينكه صبورانه ، در بالين ، براي مرگ امروز (پايان روز) منتظر ماندم
I can't see your star
نمیتوانم ستاره ات را ببینم
the mechanical lights of Lisbon frightened it away
نور چراغهاي ليسبون او را ترسانده و فراري داده اند
and I'm alone now
و من اكنون تنهايم
me and all I stood for
من و تمام آنچه كه به خاطرش ايستادگي كردم
we're wandering now
اکنون سرگردانیم
all in parts in pieces, swim lonely
همگي بسان قطعاتي ريز و درشت ، غريبانه شناوريم
find your own way out
راه نجات خود را بیاب
I can't see your star
نمیتوانم ستاره ات را ببینم
I can't see your star
نمیتوانم ستاره ات را ببینم
? how can the darkness feel so wrong
چگونه تاریکی می تواند تا اين حد گمراه کننده باشد؟
and I'm alone now
و من اکنون تنها هستم
me and all I stood for
من و تمام آنچه كه به خاطرش ايستادگي كردم
we're wandering now
اکنون سرگردانیم
all in parts in pieces, swim lonely
همگي بسان قطعاتي ريز و درشت ، غريبانه شناوريم
find your own way out
راه نجات خود را بیاب
So far away
بسيار دورتر (از تو)
its growing colder without your love
بی عشق تو سرما فزونی می يابد
? why can't you feel me calling your name
چرا وقتي نامت را صدا مي زنم ، متوجه من نمي گردي ؟
can't break the silence
نمي توانم سكوت را بشكنم
its breaking me
(زيرا) خودم را در هم ميشكند
all my fears turn to rage
تمامي ترسهايم به خشم مي گرايند
and I'm alone now me
و من اكنون تنهايم
and all I stood for
من و تمام آنچه كه به خاطرش ايستادگي كردم
we're wandering now
اکنون سرگردانیم
All in parts and pieces, swim lonely
همگي بسان قطعاتي ريز و درشت ، غريبانه شناوريم
Find your own way out now
هم اكنون راه نجات خود را بیاب
And nothing worth fighting for
و هيچ چيز ارزش جنگيدن ندارد
We're wandering now
ما اكنون سرگردانيم
All in parts and pieces, swim lonely
همگي بسان قطعاتي ريز و درشت ، غريبانه شناوريم
Find your own way out
راه نجات خود را بیاب

Good Enough
Under your spell again
دوباره تحت تاثير طلسم تو
I can't say no to you
نمي توانم به تو نه بگويم
crave my heart and its bleeding in your hand
قلبم را طلب كن تا آن را غرق در خون تقديمت كنم
I can't say no to you
نمی توانم به تو نه بگویم!
Shouldn't have let you torture me so sweetly
نبايد اجازه مي دادم به شيريني عذابم دهي
now I can't let go of this dream
حال نمي توانم از اين رويا رهايي يابم
I can't breathe but I feel
ياراي نفس كشيدنم نيست اما ،
Good enough
احساس نسبتا خوبي دارم
I feel good enough for you
براي تو احساس نسبتا خوبي دارم
Drink up sweet decadence
جام زهر شيرين را سر مي كشم !
I can't say no to you
نمی توانم به تو نه بگویم!
and I've completely lost myself and I don't mind
و من كاملا خود را گم كرده ام و (در عين حال) اهميتي نمي دهم
I can't say no to you
نمی توانم به تو نه بگویم!
Shouldn't have let you conquer me completely
نباید اجازه می دادم به کلی مرا تسخیر کنی!
now I can't let go of this dream
حال نمي توانم از اين رويا رهايي يابم
can't believe that I feel
نمي توانم باور كنم كه احساس نسبتا خوبي دارم
Good enough
نسبتا خوب.
I feel good enough
احساس نسبتا خوبي دارم
its been such a long time coming, but I feel good
دير زمانيست كه مي گذرد اما ، احساس خوبي دارم
and I'm still waiting for the rain to fall
و من هنوز به انتظار بارانم
pour real life down on me
تا زندگي حقيقي را بر من جاري سازد
cause I can't hold on to anything this good
چون نمي توانم به هيچ چيز ، آنقدر خوب وابسته باشم
enough
کافیــــــــــــــــــست!
am I good enough
آيا من به حد كافي خوب هستم
for you to love me too?
براي اينكه تو نيز مرا دوست بداري ؟
so take care what you ask of me
پس مراقب باش كه از من چه ميخواهي !
cause I can't say no
چرا که نمی توانم بگویم نـــــــــــــــــــه!!!

ترجمه فارسي اشعار گروه EVANSCENCE ALBOM Fallen


ALBOM Fallen
Going Under
Bring Me To Life
Everybodys Fool
My Immortal
Tourniquet
Imaginary
Taking Over Me
Hello
My Last Breath
Whisper

Going Under
Now I will tell you what I've done for you
اکنون به تو خواهم گفت که برایت چه کارهایی انجام داده ام
50 thousand tears I've cried
پنجاه هزار قطره اشك ريخته ام
Screaming Deceiving and Bleeding for you
فریاد زدن ، فریفتن و خونریزی (درد کشیدن ) برای تو
And you still won't hear me
و تو هنوز هم صداي مرا نخواهي شنيد
(I’m going under)
به پايين (اعماق) مي روم (سقوط مي کنم)
Don't want your hand this time I'll save myself
اين بار به كمكت نياز ندارم ، از خودم محافظت خواهم كرد
Maybe I'll wake up for once
شايد كه براي يك بار بيدار شوم
Not tormented daily defeated by you
ديگر بخاطر شکست خوردن از تو ، هر روز زجر نمي کشم
Just when I thought I'd reached the bottom
درست زماني كه گمان كردم به انتها رسيده ام
I'm dying again
من دوباره می میرم
I'm going under
به پايين مي روم
Drowning in you
و در تو غرق میشوم
I'm falling forever
برای همیشه سقوط می کنم
I've got to break through
بايد بشكنم و جلو بروم
I'm going under
من به پايين مي روم
Blurring and Stirring the truth and the lies
حقايق و دروغها ، ناواضح و تکان دهنده اند
So I don't know what's real and what's not
بنابراین نمیدانم چه چیزی واقعي ست و چه چیزی (واقعي) نیست
Always confusing the thoughts in my head
افكار درون سرم هميشه گيج كننده (مغشوش) هستند
So I can't trust myself anymore
بنابراين ديگر نمي توانم به خودم اعتماد كنم
I'm dying again
دوباره می میرم
I'm going under
به پايين مي روم
Drowning in your
و در تو غرق میشوم
I'm falling forever
برای همیشه سقوط می کنم
I've got to break through
بايد بشكنم و جلو بروم
So go on and scream
پس ادامه بده و فرياد بزن
Scream at me I'm so far away
بر من فرياد بزن اما من خيلي دور هستم
I won't be broken again
دوباره نخواهم شکست (ديگر رنج نخواهم کشيد)
I've got to breathe I can't keep going under
من بايد نفس بكشم ، نمي توانم به پايين رفتن ادامه بدهم

Bring Me To Life
How can you see into my eyes like open doors
چگونه میتوانی به چشمان من بنگری همانند درهای باز
Leading you down into my core
(نگاهي) که تو را به ژرفاي وجودم هدايت مي كند
Where I’ve become so numb
جاييکه (در آن) بي حس شده ام
Without a soul
بدون هيچ روحي (در جسمم)
My spirit sleeping somewhere cold
روان من در جايي سرد آرميده است
Until you find it there and lead it back home
تا زمانی که ان را بیابی و به خانه هدایتش کنی
(Wake me up)
بیدارم کن
Wake me up inside
مرا از درون بیدار کن
(I can’t wake up)
نمیتوانم بیدار شوم
Wake me up inside
مرا از درون بیدار کن
(Save me)
نجاتم ده
Call my name and save me from the dark
اسمم را صدا کن و مرا از تاریکی نجات بده
(Wake me up)
بیدارم کن
Bid my blood to run
خونم را به جریان بینداز
(I can’t wake up)
نمیتوانم بیدار شوم
Before I come undone
قبل از اینکه امیدم را از دست بده ام
(Save me)
نجاتم ده
Save me from the nothing I’ve become
مرا از این پوچی که به آن مبتلا شده ام ، نجات بده
Now that I know what I’m without
حال كه من می دانم بدون (تو) چه هستم
You can't just leave me
نمی توانی مرا ترک کنی
Breathe into me and make me real
بدرون من بدم و مرا واقعی گردان
Bring me to life
مرا به زندگی بازگردان
(Wake me up)
بیدارم کن
Wake me up inside
مرا از درون بیدار کن
(I can’t wake up)
نمیتوانم بیدار شوم
Wake me up inside
مرا از درون بیدار کن
(Save me)
نجاتم ده
Call my name and save me from the dark
اسمم را صدا کن و مرا از تاریکی نجات بده
(Wake me up)
بیدارم کن
Bid my blood to run
خونم را به جریان بینداز
(I can’t wake up)
نمیتوانم بیدار شوم
Before I come undone
قبل از اینکه امیدم را از دست بدهم
(Save me)
نجاتم ده
Save me from the nothing I’ve becom
مرا از این پوچی که به آن مبتلا شده ام ، نجات بده
Bring me to life
مرا به زندگی بازگردان
(I've been living a lie, there's nothing inside)
تمام عمرم تظاهر می کردم ؛ هیچ چیز درونم وجود ندارد
Bring me to life
مرا به زندگی بازگردان
Frozen inside without your touch without your love darling
عزیزم بدون نوازش و عشق تو ، از درون یخ زده ام
only you are the life among the dead
تنها تويي که ميان مردگان ، زنده هستی
All this time I can't believe I couldn't see
در تمام این مدت ، نمی توانم باور کنم که نمیتوانستم ببینم
Kept in the dark but you were there in front of me
در تاریکی محبوس بودم اما تو انجا در مقابل من بودی
I’ve been sleeping a thousand years it seems
انگار که هزار سال خواب بوده ام
Got to open my eyes to everything
باید چشمانم را بروی همه چیز باز کنم
Without a thought without a voice without a soul
بدون فکر، بدون صدا، بدون روح
Don't let me die here
مگذار که اینجا بمیرم
There must be something more
باید چیزهای بیشتری هم باشند (که ارزش زنده ماندن دارند)
Bring me to life
مرا به زندگی بازگردان
(Wake me up)
بیدارم کن
Wake me up inside
مرا از درون بیدار کن
(I can’t wake up)
نميتوانم بيدار شوم
Wake me up inside
مرا از درون بیدار کن
(Save me)
نجاتم ده
Call my name and save me from the dark
اسمم را صدا کن و مرا از تاریکی نجات بده
(Wake me up)
بیدارم کن
Bid my blood to run
خونم را به جریان بینداز
(I can’t wake up)
نميتوانم بيدار شوم
Before I come undone
قبل از اینکه امیدم را از دست بدهم
(Save me)
نجاتم ده
Save me from the nothing I’ve become
مرا از این پوچی که به آن مبتلا شده ام ، نجات بده
(Bring me to life)
مرا به زندگی باز گردان
I’ve been living a lie, there’s nothing inside
تمام عمرم تظاهر می کردم ؛ هیچ چیز درونم وجود ندارد
(Bring me to life)
مرا به زندگی باز گردان

Everybodys Fool
Perfect by nature
به طور طبيعي كامل (بي عيب و نقص)
Icons of self indulgence
نمادهاي تن آرايي (تن آسايي)
Just what we all need
تنها چیزی که همه ما نیاز داریم ،
More lies about world that
دروغ های بيشتری درباره جهانی (مجازي) است که
Never was and never will be
هرگز نبوده و نخواهد بود
Have you no shame,don't you see me
آیا تو شرم نداری ؟ آیا مرا نمی بینی ؟
You know you've got every body fooled
تو میدانی که همه را فریب داده اي (مسخره کرده ای)
Look here she comes now
نگاه كن او دارد می آید
Bow down and stare in wonder
احترام بگذاريد و با تعجب (به او) خيره گرديد !
Oh how we love you
اوه ! ما چقدر تو را دوست داريم !
No flaws when you're preteading
عیبی وجود ندارد وقتی تو وانمود می کنی
But now i know she
ولی من اكنون می دانم که او ،
Never was and never will be
هیچ گاه نبوده و نخواهد بود
You don't know how you're betrayed me
تو نمی دانی که چگونه به من خیانت کرده ای
And somehow you've got every body fooled
به نحوی تو همه را فریب داده ای
Without the mask where will you hide
بدون نقاب کجا پنهان خواهی گشت؟
Can't find your self lost in your lies
تو (حتي) نمی توانی خودت را پیدا کنی ، (چون) در دروغ هایت گم شده ای
I know the truth now
من اكنون حقیقت را می دانم
I know who you are
من می دانم تو که هستی
And i don't love you anymore
و دیگر تو را دوست ندارم
You're not real and you can't save me
تو واقعی نیستی و نمی توانی مرا نجات دهی
Somehow now you're everybody's fool
به هر حال اكنون اين تويي كه از نظر همه احمقي (مسخره اي)

My Immortal
I'm so tired of being here
من از بودن در اينجا بسیار خسته ام
Suppressed by all of my childish fears
سرکوب شده بوسيله تمامي ترسهاي کودکانه ام
And if you have to leave
و اگر مجبور به ترک من هستي
I wish that you would just leave
من آرزو می کنم که تو هم اکنون ترکم کني
Cause your presence still lingers here
زيرا وجود تو هنوز اينجا پرسه مي زند (همراه من است)
And it won't leave me alone
و مرا تنها نخواهد گذاشت
These wounds won't seem to heal
به نظر مي رسد که این زخم ها التیام نخواهند يافت
This pain is just too real
اين درد بيش از حد واقعي است
There's just too much that time cannot erase
و آن قدر زياد است كه زمان نمي تواند آن را محو كند
when you cried i'd wipe away all of your tears
وقتي كه گريه مي كردي ، تمام اشكهايت را پاك مي كردم
when you'd scream i'd fight away all of your fears
وقتي كه فرياد ميزدي من با تمام ترسهايت مبارزه مي کردم (و آنها را از تو دور مي کردم)
I held your hand through all of these years
و من در تمامي این سالها ، دست تورا در دست داشتم
But you still have all of me
اما تو هنوز، تمام وجودم را در اختیار داری
You used to captivate me by your resonating light
تو هميشه با نور جادويي و طنين اندازت ، مرا شيفته خود مي ساختي
Now i'm bound by the life you left behind
اما اکنون در زندگي اي كه تو برايم به جا گذاشتي گير افتاده ام
Your face it haunts my once pleasant dreams
تنها رویای دلپذیر من چهره ی توست که همواره در مقابل من است
Your voice it chased away all the sanity in me
اين صداي تو بود كه مرا مدهوش ساخت {تمام عقل و هوش را از من دور كرد
These wounds won't seem to heal
به نظر مي رسد که این زخم ها التیام نخواهند يافت
This pain is just too real
اين درد بيش از حد واقعي است
There's just too much that time cannot erase
و آن قدر زياد است كه زمان نمي تواند آن را محو كند
I've tried so hard to tell myself that you're gone
به سختي تلاش کردم تا به خود بگويم {بقبولانم} که تو رفته اي
And though you're still with me
اگر چه تو هنوز با منی
I've been alone all along
من در تمام این مدت تنها بود ه ام

Haunted
Long lost words whisper slowly to me
واژه هايي كهنه اما آشنا ، به آرامی با من نجوا می کنند
Still can't find what keeps me here
هنوز نمی توانم چیزی که مرا اینجا در بند کرده بيابم
When all this time i've been so hollow inside
اگرچه تمام اين مدت از درون پوچ بوده ام
I know you're still there
می دانم که هنوز آنجايي
Watching me wanting me
مرا مي نگري (از من مراقبت مي کني) ، مرا مي خواهي
I can feel you pull me down
مي توانم احساس کنم که تو (مي خواهي) مرا نابود مي کني
Fearing you loving you
از تو مي ترسم ، (در حاليكه) دوستت دارم
I won't let you pull me down
نخواهم گذاشت که نابودم کني
Hunting you i can smell you - alive
در جستجوي تو هستم ، مي توانم بويت را حس كنم (كه هنوز) زنده اي
Your heart pounding in my head
قلب تو در ذهنم مي تپد
Watching me wanting me
مرا مي نگري (از من مراقبت مي کني) ، مرا مي خواهي
I can feel you pull me down
مي توانم احساس کنم که تو (مي خواهي) مرا نابود مي کني
Saving me, raping me, watching me
مرا نجات مي دهي ، به من حمله ور مي شوي ، {در حاليکه}مراقب من هستي
Watching me, wanting me
مرا مي نگري (از من مراقبت مي کني) ، مرا مي خواهي
I can feel you pull me down
مي توانم احساس کنم که تو (مي خواهي) مرا نابود مي کني
Fearing you loving you
از تو مي ترسم ، (در حاليكه) دوستت دارم
I won't let you pull me down
نخواهم گذاشت که نابودم کني

Tourniquet
I tried to kill the pain
سعی کردم درد (و رنج) را نابود کنم
But only brought more
اما فقط باعث شدم بیشتر شود
I lay dying
در حال مرگ دراز کشیدم
And I’m pouring crimson regret and betrayal
تاسف و خیانتی شرم آور را بروز می دهم
I’m dying praying bleeding and screaming
در حال مرگم ، دعا می کنم ، خون می ریزم و فریاد می زنم
?Am I too lost to be saved
آيا من گمراه تر از آنم كه نجات يابم؟
?Am I too lost
آیا آنقدر گمراه شده ام؟
My God my tourniquet
خدای من ، مرحم (ناجی) من
Return to me salvation
مرا نجات بده
My God my tourniquet
خداي من ، مرحم (ناجی) من
Return to me salvation
رستگاري را به من بازگردان
Do you remember me
آیا مرا بخاطر می آوری؟
Lost for so long
زمان زيادي است كه گمراه گشته ام
?Will you be on the other side
آيا در طرف ديگر (دنیای دیگر) خواهی بود؟
Or will you forget me
یا مرا فراموش خواهی کرد؟
I’m dying praying bleeding and screaming
در حال مرگم ، دعا می کنم ، خون می ریزم و فریاد می زنم
?Am I too lost to be saved
آيا من گمراه تر از آنم كه نجات يابم؟
?Am I too lost
آیا آنقدر گمراه شده ام؟
my God my tourniquet
خدای من ، مرحم (ناجی) من
Return to me salvation
رستگاري را به من بازگردان
My God my tourniquet
خدای من ، مرحم (ناجی) من
Return to me salvation
رستگاري را به من بازگردان
My wounds cry for the grav
زخم هاي من به سوي قبر فرياد مي زنند
My soul cries for deliverance
روحم رستگاري (رهايي) را فرياد مي كشد
Will I be denied Christ
مسیح آیا (وجود) من انکار خواهد شد؟
Tourniquet
مرحم
My suicide
خودکشی من

Imaginary
I linger in the doorway
در درگاه درنگ ميكنم
Of alarm clock screaming monsters calling my name
زيرا صداي زنگ ساعتي همچون غريو هيولاها نامم را فرياد ميكشد
Let me stay
بگذار بمانم
Where the wind will whisper to me
جاييكه باد در گوشم زمزمه خواهد كرد
Where the raindrops as they're falling tell a story
جاييكه قطرات باران هنگام فرو افتادنشان قصه اي روايت مي كنند
In my field of paper flowers
در مزرعه ام از گلهاي كاغذي
And candy clouds of lullaby
و ابرهاي آبنباتي لالايي
I lie inside myself for hours
براي چند ساعتي دراز كشيده و غرق در خودم (افكارم) ميشوم
And watch my purple sky fly over me
و آسمان ارغواني بالاي سرم را كه در حال پرواز است ، مي نگرم
Don’t say I’m out of touch
نگو كه دور از حقيقتم
With this rampant chaos - your reality
با اين آشفتگي شايع كه همانا حقيقت توست
I know well what lies beyond my sleeping refuge
بخوبي مي دانم كه وراي امنيت خوابم چه چيزيی نهفته است
The nightmare I built my own world to escape
كابوسي كه دنياي خياليم را براي فرار از آن ساخته ام
In my field of paper flowers
در مزرعه ام از گلهاي كاغذي
And candy clouds of lullaby
و ابرهاي آبنباتي لالايي
I lie inside myself for hours
براي چند ساعتي دراز كشيده و غرق در خودم (افكارم) ميشوم
And watch my purple sky fly over me
و آسمان ارغواني بالاي سرم را كه در حال پرواز است ، مي نگرم
Swallowed up in the sound of my screaming
در صداي فريادم غرق گشته ام
Cannot cease for the fear of silent nights
نمي توانم در مقابل ترس شبهاي ساكت ايستادگي كنم
Oh how I long for the deep sleep dreaming
آه ، چقدر دوست دارم كه در روياي يك خواب عميق فرو بروم
The goddess of imaginary light
اي الهه روشنايي موهوم

Taking Over Me
You don't remember me but I remember you
تو مرا به خاطر نمي آوري اما من تو را به ياد دارم
I lie awake and try so hard not to think of you
بیدار می آرامم و به سختی تلاش می کنم تا به تو فکر نکنم
But who can decide what they dream
اما چه كسي مي تواند تصميم بگيرد كه چه رویایی داشته باشد
....And dream I do
و چه رویایی من می بینم ...
I believe in you
تو را باور دارم
I’ll give up everything just to find you
براي پيدا كردنت از هر چيزي خواهم گذشت
I have to be with you to live to breathe
من ناچارم با تو باشم تا زندگي كنم ، تا نفس بكشم
You’re taking over me
تمام وجودم را فرا گرفته ای
?Have you forgotten all I know
آيا تمام چيزهايي كه من مي دانم را فراموش كرده اي؟
And all we had
و تمام اوقاتي را كه با هم بوديم
You saw me mourning my love for you
مرا دیدی که سوگوار عشقم برای تو بودم
And touched my hand
و دستم را نوازش کردی
I knew you loved me then
در آن هنگام دانستم كه دوستم داري
I believe in you
تو را باور دارم
I’ll give up everything just to find you
براي پيدا كردنت از هر چيزي خواهم گذشت
I have to be with you to live to breathe
من ناچارم با تو باشم تا زندگي كنم ، تا نفس بكشم
You’re taking over me
تمام وجودم را فرا گرفته ای
I look in the mirror and see your face
درون آينه مي نگرم و چهره تو را مي بينم
If I look deep enough
اگر عمیقاً بنگرم
So many things inside that are just like you are taking over
چيزهاي زيادي درونم هستند كه مانند تو مرا تسخير مي كنند

Hello
Playground school bell rings again
زنگ تفريح مدرسه دوباره به صدا در مي آيد
Rain clouds come to play again
ابرهاي باراني دوباره مي آيند تا ببارند
?Has no one told you she's not breathing
آیا هيچ کس به تو نگفته است که او دیگر نفس نمیکشد؟
Hello i'm your mind
سلام...من ذهن (خيال) تو هستم
Giving you someone to talk to
می خواهم همسخن تو بشوم
Hello
سلام
If i smile and don't believe
اگر من لبخند بزنم و باور نكنم
Soon i know i'll wake from this dream
به زودي مي دانم كه از اين رويا بيدار خواهم شد
Don't try to fix me i'm not broken
سعی نکن مرا دوباره استوار سازی (بهبود بخشي)، من نشكسته ام
Hello
سلام
I'm the lie living for you so you can hide
من زندگی دروغین تو هستم تا تو بتوانی پنهان باشی
Don't cray
گریه نکن
Suddenly i know i'm not sleeping
ناگهان مي فهمم كه در خواب نيستم
Hello i'm still here
سلام من هنوز اینجا هستم
All that's left of yesterday
(با) هر آنچه از دیروز بر جا مانده

My Last Breath
Hold on to me love
عشق من ، مرا در آغوش بگیر
You know I can't stay long
تو مي داني كه نمي توانم مدت زيادي (در كنارت ) بماند
All i wanted to say was i love you and i'm not afraid
تمام حرفم اين بود که دوستت دارم و نمي ترم
?Can you hear me
مي تواني صدايم را بشنوي ؟
?Can you feel me in your arms
مي تواني مرا در آغوشت حس کني؟
Holding my last breath
(در حاليکه) آخرين نفسم را نگه داشته ام !
Safe inside myself
امن در درونم
Are all my thoughts of you
آيا همه افکارم درباره تو ،
Sweet raptured light it ends here tonight
نوري شيرين و خلسه آور است که امشب ، همينجا پايان مي گيرد ؟
I'll miss the winter
دلم براي زمستان تنگ خواهد شد
A world of fragile things
دنيايي از اشياء شکننده
Look for me in the white forest
در جنگل سپيد به دنبالم بگرد
( Hiding in a hollow tree ( come find me
(درحاليكه) در درختي تو خالي مخفي شده ام ( بيا مرا پيدا کن)
I know you hear me
ميدانم صدايم را مي شنوي
I can taste it in your tears
اين را مي توانم ازطعم اشك هايت بفهمم
Holding my last breath
(در حاليکه) آخرين نفسم را نگه داشته ام !
Safe inside myself
امن در درونم
Are all my thoughts of you
آيا همه افکارم درباره تو ،
Sweet raptured light it ends here tonight
نوري شيرين و خلسه آور است که امشب ، همينجا پايان مي گيرد ؟
Closing your eyes to disappear
چشمهايت را مي بندي تا ناپديد شوي
You pray your dreams will leave you here
دعا ميکني تا روياهايت همينجا رهايت کنند
But still you wake and know the truth
اما هنوز هم بيداري و حقيقت را مي داني
No one's there
کسي آنجا نيست
Say goodnight
بگو شب بخير
Don't be afraid
هراسان مباش !
Calling me calling me as you fade to black
صدايم كن ، صدايم كن همچنان كه در سياهي محو مي شوي !

Whisper
Catch me as I fall
من را بگير در آن هنگام كه سقوط مي كنم !
Say you're here and it's all over now
بگو كه اينجا هستي و ديگر همه چيز تمام شده است
Speaking to the atmosphere
با فضاي اطرافم سخن ميگويم
No one's here and I fall into myself
هيچ كس اينجا نيست و من در خود فرو ميروم
This truth drives me into madness
اين حقيقت مرا ديوانه ميسازد
I know I can stop the pain If I will it all away
مي دانم كه تنها با كنار گذاشتن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم
Don't turn away
روي بر نگردان
(Don't give in to the pain)
هرگز تسليم درد نشو
Don't try to hide
سعي نكن پنهان شوي
(Though they're screaming your name)
(اگر چه دارند نامت را فرياد ميزنند)
Don't close your eyes
چشمهايت را نبند
(God knows what lies behind them)
خدا ميداند كه چه چيزي پشت آنها پنهان شده است !
Don't turn out the light
روشنايي را خاموش مگردان
(Never sleep never die)
هرگز نخواب ، هرگز نمير
I'm frightened by what I see
من از چيزي كه ميبينم ترسيده ام
But somehow I know
اما به نحوي ميدانم،
That there's much more to come
ترسم از اين هم بيشتر خواهد شد
Immobilized by my fear
ترس مرا از حركت بازداشته است
And soon to be blinded by tears
و به زودي از شدت اشكهايم كور خواهم شد
I can stop the pain If I will it all away
مي دانم كه تنها با كنار گذاشتن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم
Fallen angels at my feet
فرشته هاي سقوط كرده در جلوي پايم (در مقابلم)
Whispered voices at my ear
اصوات زمزمه شده اي در گوشم
Death before my eyes
مرگ جلوي چشمهايم
Lying next to me I fear
از اينكه (مرگ) در كنارم آرميده است مي ترسم
She beckons me
آن (فرشته) به من اشاره ميكند
Shall I give in
آيا بايد تسليم شوم ؟
Upon my end shall I begin
به محض پايانم (پايان زندگيم) آيا بايد دوباره (حيات را) آغاز كنم ؟
Forsaking all I've fallen for I rise to meet the end
با ترك تمام چيزهايي كه برايشان سقوط كرده ام بسوي نقطه پايان ميشتابم
ALBOM
Catch me as I fall
من را بگير در آن هنگام كه سقوط مي كنم !
Say you're here and it's all over now
بگو كه اينجا هستي و ديگر همه چيز تمام شده است
Speaking to the atmospher
با فضاي اطرافم سخن ميگويم
No one's here and I fall into myself
هيچ كس اينجا نيست و من در خود فرو ميروم
This truth drives me into madness
اين حقيقت مرا ديوانه ميسازد
I know I can stop the pain If I will it all away
مي دانم كه تنها با كنار گذاشتن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم
Don't turn away
روي بر نگردان !
(Don't give in to the pain)
هرگز تسليم درد نشو
Don't try to hide
سعي نكن پنهان شوي
(Though they're screaming your name)
(اگر چه دارند نامت را فرياد ميزنند)
Don't close your eyes
چشمهايت را نبند
(God knows what lies behind them)
خدا ميداند كه چه چيزي پشت آنها پنهان شده است !
Don't turn out the light
روشنايي را خاموش مگردان
(Never sleep never died
هرگز نخواب ، هرگز نمير
I'm frightened by what I see
من از چيزي كه ميبينم ترسيده ام
But somehow I know
اما به نحوي ميدانم
That there's much more to come
ترسم از اين هم بيشتر خواهد شد
Immobilized by my fear
ترس مرا از حركت بازداشته است
And soon to be blinded by tears
و به زودي از شدت اشكهايم كور خواهم شد
I can stop the pain If I will it all away
مي دانم كه تنها با كنار گذاشتن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم
Fallen angels at my feet
فرشته هاي سقوط كرده در جلوي پايم (در مقابلم)
Whispered voices at my ear
اصوات زمزمه شده اي در گوشم
Death before my eyes
مرگ جلوي چشمهايم
Lying next to me I fear
از اينكه (مرگ) در كنارم آرميده است مي ترسم
She beckons me
آن (فرشته) به من اشاره ميكند
Shall I give in
آيا بايد تسليم شوم ؟
Upon my end shall I begin
به محض پايانم (پايان زندگيم) آيا بايد دوباره (حيات را) آغاز كنم ؟
Forsaking all I've fallen for I rise to meet the end
با ترك تمام چيزهايي كه برايشان سقوط كرده ام بسوي نقطه پايان ميشتابم
Catch me as I fall
من را بگير در آن هنگام كه سقوط مي كنم !
Say you're here and it's all over now
بگو كه اينجا هستي و ديگر همه چيز تمام شده است
Speaking to the atmosphere
با فضاي اطرافم سخن ميگويم
No one's here and I fall into myself
هيچ كس اينجا نيست و من در خود فرو ميروم
This truth drives me into madness
اين حقيقت مرا ديوانه ميسازد
I know I can stop the pain If I will it all away
مي دانم كه تنها با كنار گذاشتن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم
Don't turn away
روي بر نگردان !
(Don't give in to the pain)
هرگز تسليم درد نشو
Don't try to hidn
سعي نكن پنهان شوي
(Though they're screaming your name)
(اگر چه دارند نامت را فرياد ميزنند)
Don't close your eyes
چشمهايت را نبند
(God knows what lies behind them)
خدا ميداند كه چه چيزي پشت آنها پنهان شده است !
Don't turn out the light
روشنايي را خاموش مگردان
(Never sleep never die)
هرگز نخواب ، هرگز نمير
I'm frightened by what I see
من از چيزي كه ميبينم ترسيده ام
But somehow I know
اما به نحوي ميدادم،
That there's much more to come
ترسم از اين هم بيشتر خواهد شد
Immobilized by my fear
ترس مرا از حركت بازداشته است
And soon to be blinded by tears
و به زودي از شدت اشكهايم كور خواهم شد
I can stop the pain If I will it all away
مي دانم كه تنها با كنار گذاشتن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم
Fallen angels at my feet
فرشته هاي سقوط كرده در جلوي پايم (در مقابلم)
Whispered voices at my ear
اصوات زمزمه شده اي در گوشم
Death before my eyes
مرگ جلوي چشمهايم
Lying next to me I fear
از اينكه (مرگ) در كنارم آرميده است مي ترسم
She beckons me
آن (فرشته) به من اشاره ميكند
Shall I give in
آيا بايد تسليم شوم ؟
Upon my end shall I begin
به محض پايانم (پايان زندگيم) آيا بايد دوباره (حيات را) آغاز كنم ؟
Forsaking all I've fallen for I rise to meet the end
با ترك تمام چيزهايي كه برايشان سقوط كرده ام بسوي نقطه پايان ميشتابم
Catch me as I fall
من را بگير در آن هنگام كه سقوط مي كنم !
Say you're here and it's all over now
بگو كه اينجا هستي و ديگر همه چيز تمام شده است
Speaking to the atmosphere
با فضاي اطرافم سخن ميگويم
No one's here and I fall into myself
هيچ كس اينجا نيست و من در خود فرو ميروم
This truth drives me into madness
اين حقيقت مرا ديوانه ميسازد
I know I can stop the pain If I will it all away
مي دانم كه تنها با كنار گذاشتن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم
Don't turn away
روي بر نگردان
(Don't give in to the pain)
هرگز تسليم درد نشو
Don't try to hide
سعي نكن پنهان شوي
(Though they're screaming your name)
(اگر چه دارند نامت را فرياد ميزنند)
Don't close your eyes
چشمهايت را نبند
(God knows what lies behind them)
خدا ميداند كه چه چيزي پشت آنها پنهان شده است !
Don't turn out the light
روشنايي را خاموش مگردان
(Never sleep never die)
هرگز نخواب ، هرگز نمير
I'm frightened by what I see
من از چيزي كه ميبينم ترسيده ام
But somehow I know
اما به نحوي ميدانم،
That there's much more to come
ترسم از اين هم بيشتر خواهد شد
Immobilized by my fear
ترس مرا از حركت بازداشته است
And soon to be blinded by tears
و به زودي از شدت اشكهايم كور خواهم شد
I can stop the pain If I will it all away
مي دانم كه تنها با كنار گذاشتن دردم ميتوانم آن را متوقف كنم
Fallen angels at my feet
فرشته هاي سقوط كرده در جلوي پايم (در مقابلم)
Whispered voices at my ear
اصوات زمزمه شده اي در گوشم
Death before my eyes
مرگ جلوي چشمهايم
Lying next to me I fear
از اينكه (مرگ) در كنارم آرميده است مي ترسم
She beckons me
آن (فرشته) به من اشاره ميكند
Shall I give in
آيا بايد تسليم شوم ؟
Upon my end shall I begin
به محض پايانم (پايان زندگيم) آيا بايد دوباره (حيات را) آغاز كنم ؟
Forsaking all I've fallen for I rise to meet the end
با ترك تمام چيزهايي كه برايشان سقوط كرده ام بسوي نقطه پايان ميشتابم

Evanescence Biography



Evanescence Biography
(ev'e-nes'ens )
: از بين رفتن يا محو شدن مانند بخار
با اين كه ممكن است اسم گروه يك ناپديد شدن ناگهاني را تداعي كند ، اما هدف موسيقي اونسنس ماندگاري است.

Fallen
Wind-Up Records اولين كار رسميشان توسط
و متعلق به اين گروه چهار نفره مستعد از ليتل راك ، آركانزاس يك كار با احساس و بسيار دل انگيز از لياقت غير قابل انكار است كه به وسيله صداي آسماني ايمي لي همراهي مي شود. " ما بي شك يك گروه راك هستيم " لي 20 ساله مي گويد " اما پيچيدگي اش اين است كه موسيقي گروه يك راك بي همتا ، دراماتيك و تاريك است "
موسسان گروه لي و گيتاريست / آهنگ نويس بن مودي همديگر را در زمان نوجواني شان ديدند. " ما در يك كمپ مخصوص جوانان بوديم " مودي به ياد مي آورد " درطول اوقات فراغت ما كه در يك باشگاه ورزشي بوديم من متوجه شدم كه
ايمي در حال زدن آهنگ"
I'd Do Anything For Love " از Meat Loaf با پيانو است. پس من رفتم كه با او ملاقات كنم و او شروع كرد براي من خوندن . من واقعا تحت تاثير قرار گرفته بودم ، پس اون رو ترغيب كردم تا با هم يك گروه تشكيل دهيم " از اون روز به بعد ، اين همكاري و وابستگي موسيقيايي خيلي صادقانه حفظ شد. " ما ديد كاملا يكساني نسبت به اين كه به چه جنبه هايي از موسيقي عشق مي ورزيم داريم " مودي مي گويد " وقتي نوبت نوشتن متن آهنگ ها مي شود ، ما افكار يكديگر را كامل مي كنيم "
اونسنس در اواخر دهه نود در ليتل راك شكل گرفت . همان طور كه مي شد پيش بيني كرد ، گروه به طور كامل شكل بسياري از گروه هاي ديگر كه در ايالت مركزي غرب فعاليت مي كردند را به خود نگرفت. " اين طور كه به نظر مياد اين معمولا يا دث-متال است يا واقعا ملايم ، موسيقي اي براي افراد با سن هاي بالاتر " لي مي گويد " من حتي يك گروه را هم در اين منطقه نمي شناسم كه خواننده زن داشته باشد "
گروه در حالي كه از طيف وسيعي از خواننده ها مانند
Bjork ، Danny Elfman و Tori Amos
تاثير گرفته بود
، شروع به منتشر كردن
EP
هايي از كارهاي خود كرد. حتي بدون عامل مهمي مثل اجراهاي زنده ، اونسنس براي خود اعتبار كسب كرد.

" بيشتر پيشرفتمان به خاطر پنهان بودنمان بود " مودي به ياد مي آورد " دومين آهنگي كه ما نوشتيم اين سرود هفت دقيقه اي مسخره گاث با نام
Understanding
بود ، و به دلايل نامشخصي ، راك-استيشن منطقه تصميم گرفت اون رو زياد پخش كنه . ما توي شهر معروف شديم ، در حالي كه هيچ كس نمي دانست ما چه كساني هستيم يا اين كه كجا مي شود ما را پيدا كرد. اين به خاطر اين بود كه ما هرگز قابليت اجراي كنسرت را نداشتيم – فقط من و ايمي بوديم – و نمي تونستيم به نوازنده ديگه اي پول بديم
Fallen
در لس آنجلس توسط ديو فورتمن
( BOYSETSFIRE ، Superjoint Ritual )
تهيه شد. آلبوم به طور موفقيت آميزي تعادل غير قابل تصوري بين زيبايي ملايم و سنگيني و سختي اساسي خود ايجاد مي كند. آهنگي كه كيفيت آلبوم را نشان ميدهد اولين تك آهنگ ( سينگل ) Bring Me To Life است كه يك پيانو ملايم دارد و سخت روي آن و ريف هايش كار شده است و يك آهنگ طوفاني است. در حالي كه با صداي يك خواننده مهمان يعني پل مك –كوي از گروه 12
Stones
درخشان تر شده ، آهنگ به طور قابل توجهي در فيلم
Daredevilehaftab/blog/Evanescence%2520-%2520CuSoon_ir.gif]
قرارگرفت و به عنوان يكي از آهنگ هاي آن فيلم عرضه شد.
مودي مي گويد "
Bring Me To Life
درباره پيدا كردن چيزي يا شخصي است كه احساسي را در درون آن ها بيدار مي كند كه قبلا هرگز نداشته اند " او ادامه مي دهد " تو مي فهمي دنيايي هست كه از حباب امنيت تو بزرگتره " آهنگ هاي مهم ديگري هم هستند مانند سرود پر قدرت و درخشان Tourniquet و آهنگ عجيب Haunted . با ضرب هاي كوبان و ملودي هاي نا متعادلش . ( كه با كر زيبا و به موقع لي ارتقا يافته است ) بعد از آن مودي اين را مشخص مي كند " اين آهنگي است كه " ما " را نشان مي دهد. و به بهترين شكل نشان مي دهد كه ما سعي داريم چگونه باشيم "
در زمينه شعر ، اونسنس وجوه تاريك و چالش گري از عشق ، بي انگيزگي و نااميدي مطلق را نشان مي دهد. اما گروه اصرار دارد كه پيام اصلي اش يك پيام مثبت است " هدف كل اين آلبوم و گروه اين است كه به مردم اين را بفهماند كه آن ها در مواجهه با احساسات بد ، درد و رنج يا هر چيز ديگري كه با آن رو به رو مي شوند تنها نيستند " ايمي مي گويد ، كسي كه بيشتر كلمات را مي نويسد. " اين زندگي است و اين انسان است. آن ها تنها نيستند ، و ما هم مثل آن ها با اين رو به رو هستيم "
اجراي زنده ، اونسنس در قالب يك گروه 4 نفره به همراه جان لي كامپت ( گيتار ) و راكي گري ( درام ) كه اعضاي گروه را تكميل مي كنند عمل مي كند. " وقتي گروه 4 نفره باشد ، ما مي توانيم هارموني هاي پيچيده و همكاري سازها در آهنگ هاي خاطره انگيز
Fallen
را به اجرا در آوريم " مودي تاكيد مي كند " ما در مورد كاري كه مي كنيم بسيار جدي هستيم. الان خيلي آهنگ هاي از پيش آماده شده نوجوانانه در موسيقي هستش. ما اين گونه نيستيم. ما سعي نداريم كا با فروش يك فرشته پول در بياوريم ، ما اين جا هستيم و داريم از صميم قلب شعر مي نويسيم "
اونسنس تاكنون حدود 18 ميليون آلبوم در سطح جهان فروخته است. در پي اولين كار رسمي آن ها
Fallen
، اونسنس رشد سريع خود را با
CD
خود با نام
The Open Door
ادامه مي دهد ، آلبومي كه در 3 اكتبر منتشر شد. اين آلبوم از گروهي كه دو بار برنده جايزه گرمي
( Grammy )
شده است با ملودي هاي زيبا ، اشعار بسيار قوي ، پيانونوازي تاثيرگذار و خوانندگي حيرت آور ايمي لي تكميل شده ، در حالي كه با گيتار قابل توجه و در همان حال پيچيده تري بالسامو همراهي مي شود ، به خوبي يك تركيب ماورايي و بي حد و مرز از هارد-راك و احساسات كلاسيك گروه را شكل مي دهد. همچنين نقش اعضاي ديگر گروه جان لي كامپت ( گيتار ) و راكي گري ( درام ) هم كاملا مشخص و تاثيرگذار است.
ساختن اين آلبوم واقعا جدي و تحت فشار بود. لي توضيح مي دهد " اكتبر گذشته تري دچار يك سكته شد و هنوز هم به سلامت كامل نرسيده ، ما يك مدير جديد گرفتيم
(Andy Lurie )
، و من درگير يك جدايي سخت بوده ام. اما همه چيزهايي كه ما با هم از سر گذرانديم به رشد اين آلبوم كمك كرده است "
با Fallen ،
گروه در حالي كه هويت خود را مي شناساند چيزهاي زيادي براي اثبات داشت . اين دفعه با استفاده از تري بالسامو به عنوان نويسنده كمكي و همراه ، ما تمام وقتمون رو صرف آماده كردن اين آلبوم كرديم و اين آزادي رو داشتيم كه دامنه وسيعتري از احساسات رو بيان كنيم – نه فقط درد و غم ، بلكه خشم و بله حتي شادي
در حالي كه در اواخر سال قبل نوشتنش به اتمام رسيده
،The Open Door در
Record Plant
در شهر لس آنجلس ضبط شد و درمارس 2000 در استوديو
Ocean Way
ميكس شد. با بازگشت شادي بخش تهيه كننده و دوست قديمي ديو فورتمن
( Dave Fortman )
، عناصر موسيقيايي آلبوم در بيشتر آهنگ ها آغشته به كر و نت نويسي كلاسيك مي شوند ، كه رنگ ماندگاري به آهنگ هايي از كاوش نفس ، آرزو ، شك ، احساس غرور و در آخر كنترل اوضاع مي دهند. آلبوم
Sweet Sacrifice
شروع مي شود كه يك آهنگ در مورد آرامش بعد از جدايي از يك رابطه است و با يك مقدمه كه انگار متعلق به اين جهان نيست شروع مي شود و به سمت يك ترش
(Thrash )
سنگين و گيتارنوازي هارد-راك و خوانندگي راك در سطح بسيار بالا مي رود. اولين تك آهنگ آن آهنگ تقريبا ملايم
Call Me When You're Sober
است كه زمينه " دوري كردن از كار بي نتيجه " را در آلبوم تقويت مي كند.
ديگر آهنگ هاي قابل توجه در آلبوم
The Open Door شامل " Lithium "
، كه حس كردن را بالاتر از بي حس بودن قرار ميدهد
،" All That I'm Living For "
، نگاه ارزشمند لي به زندگي به عنوان عضوي از يك گروه
، " Weight Of The World "
جواب او به انتظارات هواداران جوان تر و
" Good Enough
" تمام كننده آلبوم كه مخلوطي از كر و سازهاي ملايم است وبه خاطر اين كه در حقيقت اولين آهنگ
( تقريبا ) شاد گروه است تحسين برانگيز مي باشد ( لي مي گويد " اين واقعا احساس خوبي دارد كه آلبوم را اين گونه تمام كني" )
در حالي كه گروه به مدت يك سال و نيم بعد از
Fallen
در تور بود و بعد از منتشر شدن
Fallen
فقط يك ماه استراحت داشت ، اونسنس اين بار اميد دارد كه اين بار هم به سفر برود در حالي كه توجه خود به بازارهاي مهم فروش خود در جهان را هم از دست ندهد. تور آمريكا درست بعد از 3 اكتبر تاريخ انتشار
The Open Door
شروع مي شود و به هواداران متعصب نمايي از آلبوم را در تعدادي اجراي صميمي تر در مكان هاي كوچك تر هديه مي دهد قبل از اين كه گروه به سراغ اجراهاي جدي تر در مكان هاي بزرگتر برود.
در حالي كه گروه در اصل از ليتل راك ، آركانزاس برخاسته است ، صداي تكامل يافته گروه تقريبا يك پيوند رمزآلود بين راك ، گاث و كلاسيك – با يك دوگانگي پيچيده شكل گرفت. لي كسي كه 9 سال در حال يادگيري پيانو كلاسيك بود توضيح مي دهد " وقتي من در دبيرستان بودم به گروه هاي هوي و هم چنين موسيقي تاريك كلاسيك گوش مي كردم . هر دو سبك به نوعي پيچيده و درهم از موسيقي هستند كه خيلي دراماتيك هستند ، و من هم به طور طبيعي به سمت آن ها كشيده شده ام " اونسنس به تنهايي دو
EP
و يك آلبوم كامل منتشر كرد ( كاري كه كمياب و همچنين بسيار دوست داشتني است –
Origin )
قبل از اين كه جايگاه خود را در
Wind-Up Records
پيدا كند.
Fallen
، اولين آلبوم رسمي آن ها در حالي در
April 2003
منتشر شد كه هم رضايت منتقدان و هم فروش موفقيت آميز را به همراه داشت. آهنگ هاي جذابي كه بين 10 سينگل برتر جهان بودند
" Bring Me To Life " و " My Immortal "
كمك كردند گروه در سطح بالاتري قرار بگيرد و 2 جايزه گرمي را در پي داشتند. ( براي بهترين هنرمند جديد و بهترين كار هارد-راك براي آهنگ
" Bring Me To Life " )
در حالي كه گروه را به سمت فروش تقريبا 14 ميليوني در سراسر جهان برد
، Fallen
، بيش از 100 هفته در جدول 200 آلبوم برتر بيلبورد بود ، در بيش از 35 كشور به طور رسمي
gold و platinum
شد ، و در سراسر جهان بليط كنسرت هاي گروه به طور كامل به فروش رفت.
Anywhere But Home يك DVD
منتشر شده از كنسرت 2004 آن ها تا به حال بيش از يك ميليون نسخه فروخته است.
درامي كه در ريشه موسيقي
Evanescence
وجود دارد – نوعي سفر طولاني در صدا كه مي تواند يك ارتباط بين پيانو نوازي تفكربرانگيز و گيتارنوازي كوباننده برقرار كند – به وسيله كساني كه در هر جايي از جهان به آن گوش مي دهند ماندگار و فراموش نشدني شده است. هسته خشن گروه نياز خود را در خوانندگي با احساس لي و اشعاري كه پيوندي بين كساني كه به دنبال هويت يا درگير احساساتي مانند هوس ، اميد ، عشق و كمبود هستند برقرار مي كند ، پيدا مي كند.
، The Open Door
يك تغيير منطقي ( اما قطعا غيرقابل پيش بيني ) در جزئيات افسانه اي گروه است كه از جهات مختلف تازه شروع كرده است تا نام خود را بر دنياي موسيقي حك كند.

اعضای کنونی گروه :
Amy Lee : موسس ، خواننده ، پیانو ، کیبوردز (از سال ۱۹۹۵ تا کنون)
Terry Balsamoa : گیتار (از ۱۶ نوامبر ۲۰۰۳ تا کنون)
Tim McCord : گیتار بیس (از ۱۰ آگوست ۲۰۰۶ تا کنون)

اعضای سابق گروه :
Will Boyd : گیتار بیس (از ژوئن ۲۰۰۳ تا ۱۴ جولای ۲۰۰۶)
Rocky Gray : درامر (از سال ۲۰۰۲ تا ۴ می ۲۰۰۷)
David Hodges : کیبوردز ، پیانو ، همخوان (از سال ۱۹۹۹ تا ۱۹ دسامبر ۲۰۰۲)
Will Hunt : درامر (عضو برای برگزاری تور از ۱۷ می ۲۰۰۷ تا ۹ دسامبر ۲۰۰۷)
John LeCompt : گیتار ، همخوان (از سال ۲۰۰۲ تا ۴ می ۲۰۰۷)
Troy McLawhorn : گیتار (عضو برای برگزاری تور از ۱۷ می ۲۰۰۷ تا ۹ دسامبر ۲۰۰۷)
Ben Moody : موسس ، گیتار (از سال ۱۹۹۵ تا ۲۲ اکتبر ۲۰۰۳




آلبوم ها


Let Goآلبوم

1. Losing Grip
2. Complicated
3. Sk8er Boi
4. I'm With You
5. Mobile
6. Unwanted
7. Tomorrow
8. Anything But Ordinary
9. Things I'll Never Say
10. My World
11. Nobody's Fool
12. Too Much to Ask
13. Naked
آلبوم
1. Take Me Away
2. Together
3. Don't Tell Me
4. He Wasn't
5. How Does It Feel
6. My Happy Ending
7. Nobody's Home
8. Forgotten
9. Who Knows
10. Fall To Pieces
11. Freak Out
12. Slipped Away

avril news



بخش خبر
Juno Awards

Juno Awards - Canada's Music Awards برندگان جوايز خود را با معرفي دختر آواز خوان ولگرد، آوريل لاوين، بعنوان دريافت كننده دو جايزه آغاز كرد. امسال با جايزه هنرمند سال ، سال برجسته اي براي ستاره جوان است كسي كه آلبوم دومش ، زير پوست من ، با فروشي داغ در سراسر جهان و قبضه كردن پر شنونده ترين آهنگ هاي راديو Nobody's Home و Don't Tell Me مواجه شد. جوايز در شام با شكوهي با حضور 1300 سنخ صنعت موسيقي داده شد. اما آوريل به علت اجرا در تور سنگاپور خود حضور نداشت. آوريل همچنين برنده جايزه بهترين آلبوم پاپ سال با غلبه بر CelineDion, FafeDobson ,RyanMalcom و Simple Plan شد.
بازار داغ بليط

يكشنبه گذشته بليط هاي جونو اواردز در زمان اندكي فروخته شد. وينيپيگري ها Winnipigger همه بليط هاي موجود را در مدت 16 دقيقه قاپيدند.
آوريل ، نامزد دريافت پنج جايزه از
Juno Awards

آلبوم Under My Skin نامزد بهترين آلبوم سال و بهترين آلبوم پاپ سال و خواننده و آهنكساز آهنگ هاي

BIOGRAPHY AVRIL LAVIGNE بيوگرافي آوريل لاوي



بيوگرافي

آوريل لاوين تابستان 2002 با نخستين آهنگ خود
Complicated
در سن 17 سالگي درخشيد. او در نوجواني آهنگ مي ساخت و گيتار مي زد. كر كيسا ، جشن ها و
نمايشگاه هاي محلي اجازه دادند تا صداي لاوين شنيده شود و از خوش شانسي او مرد اول آريستا ركوردز، آنتونيو ريد، صدايش را شنيد و به آوريل در سن 16 سالگي پيشنهاد همكاري داد تا روياهاي آوريل را به حقيقت تبديل كند. چندي نگذشت كه آوريل خود را در محاصره آهنگسازان و توليدكنندگان ديد. اما او هميشه در ساختن جرقه هاي موسيقي تكيه بر ايده هاي خود داشت. در لس آنجلس زير نظر كليف مگنس
Clif Magness
، آهنگساز و توليد كننده ، نخستين آلبوم او
، Let Go
، توليد و پخش شد. آهنگ هاي او مانند
Complicated و Sk8ter Boi
جزء بهترين ها شد در حالي كه
I'm With You و Losing Grip
از راديو پخش مي شد.
همچنين آلبوم دوم آوريل با نام
Under My Skin
در مي 2004 به بازار عرضه شد.
مشخصات :
تاريخ تولد : 27 سپتامبر 1984
محل تولد : Napanee, Ontario, Canada
مادر : جودي لاوين
پدر : جان لاوين
برادر بزرگتر: متيو
خواهر كوچكتر : ميشل
قد : 157cm
رنگ مو : بلوند
رنگ چشم : آبي
وضعيت تاهل : مجرد





Avril Ramona Lavigne (born September 27, 1984) is a Canadian pop rock singer-songwriter and occasional actress who is known for her "skater punk" persona. Her two albums, Let Go (2002) and Under My Skin (2004), topped the charts in numerous countries.
Although her surname is of French origin, she herself does not speak French and her name is pronounced in an anglicized way, somewhat as "La-veen". Her first name, Avril, is French for April, but is also pronounced in an anglicized, way as "Av-ril", rather than "avReel".

Avril Lavigne - not just a pretty face

BIOGRAPHY
Early life
Born in Belleville, Ontario, to Franco-Ontarian Christian parents John and Judy Lavigne, Avril, at age five, moved with her family to Napanee, Ontario, Canada, where she sang in a church choir and taught herself to play the guitar.
She was discovered by her first professional manager, Cliff Fabri, while singing country covers at a Chapters bookstore in Kingston, Ontario. During a performance with the Lennox Community Theatre, Avril was spotted by local folksinger Steve Medd, who invited her to sing on his song Touch The Sky for his 1999 album Quinte Spirit. She also sang on Temple Of Life and Two Rivers for his followup album, My Window To You, in 2000.

At 16, she was signed by Ken Krongard, the artists-and-repertoire (A&R) representative of Arista Records, who invited his boss, Arista head Antonio "L.A." Reid, to hear her sing in a New York City studio. She then completed work on her first album.
2002–2003
Reportedly, early attempts to co-write songs for her failed to meet her approval, and Lavigne eventually moved to Los Angeles, California, and co-wrote her album with Cliff Magness and the songwriting team The Matrix, which has also worked with Sheena Easton and Christina Aguilera. She described her first album, Let Go, as a pop album with "a couple of rock songs on it", and has voiced a desire to write more rock-oriented songs in the future. It was released by Arista on June 4, 2002, in the United States, reaching No. 2 there and No. 1 in Australia, Canada, and the United Kingdom (making Lavigne the youngest female soloist to have a number-one album in the UK until Joss Stone's 2004 album Mind, Body & Soul). It was certified four times platinum less than six months later by the RIAA, and had sold 14 million copies worldwide as of December 2004.

Let Go - 2002
Four singles from the album were released, all of them hits. "Complicated" went to No. 1 in Australia while reaching No. 2 on the U.S. Hot 100, and was also one of the best-selling Canadian singles of 2002. "Sk8er Boi" reached the top ten in the U.S. and Australia and No. 1 in Canada, "I'm With You" reached the top five in the U.S., while "Losing Grip" reached No. 1 in Canada, the top ten in Taiwan, and the top twenty in Chile. The media have often compared Lavigne to Alanis Morissette (one of her favourite artists alongside Coldplay and The Goo Goo Dolls), who is also Canadian, as well as singer-songwriters such as Vanessa Carlton and Michelle Branch, who emerged at about the same time and were popularly credited, with Lavigne, as part of a trend towards more creativity in the teen pop-music market.
Lavigne was named "Best New Artist" at the 2002 MTV Video Music Awards, won four Juno Awards in 2003 (out of six nominations), a World Music Award for World's Best-Selling Canadian Singer, and was nominated for eight Grammy Awards.
2004–present
Lavigne's second album, Under My Skin, was released on May 25, 2004 in the U.S. It debut at No. 1 in U.S.A, U.K., Germany, Japan, Australia, Canada, Spain, Ireland, Thailand, Korea and Hong Kong and sold more than 380,000 copies in U.S.A in it's first week. [1]. Lavigne wrote most of the album with Canadian singer-songwriter Chantal Kreviazuk, though some tracks were co-written by Lavigne and Ben Moody (formerly of Evanescence), Butch Walker of Marvelous 3, and the rest with her former lead guitarist Evan Taubenfeld. Kreviazuk's husband, Our Lady Peace frontman Raine Maida, co-produced the album with Butch Walker and Don Gilmore.
Lead single "Don't Tell Me" went to No. 1 in Argentina, top five in the U.K. and Canada, and top ten in Australia and Brazil. "My Happy Ending" reached the top ten in the U.S., and was her third-biggest hit to date there, but third single "Nobody's Home" did not make the top forty, though it reached the number one spot in Canada. The final single from the album, "He Wasn't", reached No. 1 in Canada, making the song her eighth No. 1 release since "Complicated", but failed to make the UK top twenty and was not released in the U.S.
Lavigne won two World Music Awards in 2004 for World's Best Pop/Rock Artist and World's Best-Selling Canadian Artist. She received five Juno Award nominations in 2005, picking up three, including Fan Choice Award, Artist of the Year and Pop Album of the Year. She also won the award for Favourite Female Singer at the eighteenth Annual Nickelodeon Kids' Choice Awards.[2]
Lavigne co-wrote "Breakaway", which was recorded by Kelly Clarkson for the soundtrack to the film The Princess Diaries 2: Royal Engagement (2004) and was later included on Clarkson's second album, Breakaway, being released as the album's first single. It went on to peak at No. 6 in the US and provided Clarkson with a substantial hit.
Lavigne is to make her film debut in the animated film Over the Hedge, which is based on the comic strip of same name, alongside William Shatner, Bruce Willis and Gary Shandling. She is also acting in the Richard Gere film The Flock, [3] and her third project is Fast Food Nation, based on her favourite book. Her co-stars in the film include Patricia Arquette, Bobby Cannavale, Ethan Hawke and Greg Kinnear. [4]
In January 2006, Lavigne signed a contract with Ford Models.[5]. She is appearing on the February edition of Harpers Bazaar Fashion Magazine with a new look. [6] Her third album is supposed to be released in November of 2006. Like her previous album, it should include collaborations with Kreviazuk and Maida.
Lavigne's band currently includes Devin Bronson (lead guitar), Craig Wood (rhythm guitar), Charlie Moniz (bass) and Matt Brann (drums). Former members include Evan Taubenfeld (lead guitar, 2002 – 2004), Mark Spicoluk (bass, 2002) and Jesse Colburn (rhythm guitar, 2002 – 2003). In 2003, it was reported that Lavigne was romantically involved with Colburn. Lavigne is engaged to be married to Deryck Whibley of the pop punk band Sum 41, and Mark Spicoluk was a former member of that band.
Lavigne performed "Who Knows" at the closing ceremony of the 2006 Winter Olympics (Turin, Italy) for the eight minutes of the Vancouver 2010 portion.[7]
Avril Lavigne as screen save

Avril Lavigne as screen save
Image and personal life
Until 2003, Lavigne traveled with a bag full of about 30 neckties. Some of them she bought, and the rest of them she took from her father and some were sent to her by fanmail. Lavigne stopped wearing neckties completely in 2003, as she was horrified at the constant media references to them overshadowing her music and that she was starting a fashion trend amongst her fans.
She has a star tattooed on the inside of her left wrist. It was created at the same time as friend and musical associate Ben Moody's identical tattoo. In late 2004, she had a small pink heart-shaped tattoo featuring the letter 'D' applied to her right wrist — thought to be a reference to fiancé Deryck Whibley. She has also bought a house with him in Beverly Hills.
In March 2004, she became involved in a celebrity feud with Hilary Duff. Duff reportedly criticized Lavigne after she apparently got mad at her fans for dressing like her. Duff called her "mean-spirited" and said, "You should be happy that these people like you and look up to you." During an interview for a Boston radio station, Lavigne then said that Duff was a "mommy's girl" and a "goody two-shoes". She then said to Duff, who was not present during that interview, "You can go screw yourself". Reportedly, Lavigne also said about Duff, "I'm sure she's really nice and sweet. I'm sure she's all smiles." Lavigne has admitted to Rollingstone.com that she got into some fights one night. "The other night, I got into three fights", says Lavigne. "I was at a club and some girl was giving me attitude. She pushed me and I got her down on the floor. Security came, and because I was on top, they threw me out."
In 2002, the top of Avril's buttocks was displayed out of her pants during a performance at the MuchMusic Video Awards (MMVA). It caused some minor controversy which resulted in Avril's saying in several music magazines that her buttocks is her biggest trademark. This sparked some outrage, particularly from parents of children who saw Avril as a role model. Not letting controversy get to her, during an interview at the following year's MMVA she lowered the back of her pants slightly, revealing the letters MMVA written at the top of her buttocks.
A profile of Lavigne in The Washington Post suggests that her personality does not reflect her marketing, and instead found her to be something of a wide-eyed innocent, citing her intention to purchase her first Ramones CD. In another interview, she listed her current listening tastes as Blink-182, Sum 41, Green Day, and System of a Down. It has been speculated many times whether or not she is a vegetarian, but she has said many times that she is not. For example, in the January 2003 issue of Seventeen magazine, she admitted to "snagging a bite of Matt's cheeseburgers every now and again." It is the guys in her band that are true vegetarians, not her.

Avril in the looking glass
Some members of the old school, hardcore, or 'underground' punk community have an intense dislike for Lavigne and her style of music. They believe it waters down what punk is really all about. She has made comments showing a lack of knowledge and interest in the seventies punk movement and the luminaries of that movement. Lavigne once admitted to not ever hearing of the Sex Pistols. This has led some to label her a poseur. However, she has consistently stated that her music is not punk rock and that she does not believe she is punk. Allmusic guide, as well as other reviewers consider her to be "teen pop" or "adult/alternative pop-rock". Although it's constantly debated whether or not she is punk, there have been several occasions where she has stated "I'm not punk."[8]
In 2005, Avril revealed her new clean image: sophisticated and classy. Once a "grungy" pop star, Avril showed her femininity in her new look, becoming the new face of Chanel in 2006. She signed as a model with the Ford modeling agency and appeared on the cover and in a feature article in Harper's Bazaar in February 2006.
In 2006 Avril was included in World's Most Beautiful People by People Magazine.[9]
Lavigne has made it to the list of FHM 100 Sexiest Women in the World for three consecutive years, from 2003 to 2005. She was also included in Maxim Hot 100 for 2003 and 2005, at 92nd and 36th spots respectively. In July 2006, Avril married Deryck Whibley. The wedding was said to be perfect. Well done and congratulations to you both. NK
Filmograph
Year
Film
Role
Other notes
2006
The Flock
2006
Over the Hedge
Heather
Voice
2006
Fast Food Nation
2004
Going the Distance
Herself
Cameo
2003
Simple Plan DVD - A Big Package For You
Herself
On Tour
2002
Sabrina the Teenage Witch
Herself
Guest-star
Awards and nominations
2002
MTV Music Video Award
New Artist in a Video for Complicated – Won.
MTV Music Video Award Latin
Best International New Artist – Won.
World Music Awards
Best Canadian Pop/Rock Artist – Won.

Avril Lavigne - pirate outfit

2003
Juno Awards *
Best Single: Complicated – Won.
Best New Artist – Won.
Best Pop Album: Let Go – Won.
Best Album of the Year: Let Go – Won.
Songwriter of the Year – Nominated
Fan-Choice Award – Nominated.
Ivor Novello Award
International Hit Of The Year: Complicated – Won.
Radio Music Awards
Song of the Year (Modern Adult Contemporary Radio): Complicated – Won.
MTV Asia Awards
Favourite Female Artist – Won.
Favourite Breakthrough Artist – Won.
The Style Award – Won.
TMF Awards
Best Rock: International – Won.

Avril Lavigne - "Did You Think I Was Gonna Give It Up To You" bodice

2005
Juno Awards
Artist of the Year – Won.
Pop Album of the Year: Under My Skin – Won.
Fan's Choice Award – Won.
Songwriter of the Year – Nominated.
Album of the Year – Nominated.
MTV Asia Awards
Favourite Female Artist – Won.
Nickelodeon Kids' Choice Awards
Favourite Female Singer – Won.
NRJ Music Awards
Best International Female Artist – Won.
2006
TRL Awards Italy
First Lady – Won.

Geneva 9th June 2005

LINKS and REFERENCEs
Finnish Avril Lavigne fansite
Singles
Albums
Top40.com
Rock on the Net.Com
Official site
Avril Lavigne at The Internet Movie Database
Avril Lavigne at TV.com
Avril Lavigne at MTV.com
Avril Lavigne at All Music Guide
Avril Lavigne
Avril Lavigne Addict
Fan Website
www.youtube.com/avrillavigne
www.myspace.com/avrillavigne




Avril Lavigne با دادن اين آلبوم جديد مقام اول Pop Charts رو به خود اختصاص داد اونم بدون هيچ عمل غير اخلاقی.نه لباس‌های مبتــذل و Sexy می‌پوشـه و نه رقص وسوسه آميز انجام ميـده و نه به حوادث به صورت خلاصـه اشاره می‌كنه و از هيـچ عامل و روش Hip Hop هم استفاده نكــرده هيچ Lyrics تحريك كننده ای هم نخونده . Avril Lavigne از همه خواننــده‌ها و همه رديف‌هــای خود هم خودش رو جســورتر نشون ميده و هم منظورش رو به صورت روشنتر و واضح‌ تر بيان ميكنه.رفتار و گفتار اون باعث شده ميليــون‌ها بچـــه دوبــــاره به پدر و مادرشون اطمينان بدن.





از دو سال گذشته تا حالا خصوصيات Avril بودن در اون متـــمركز شده همون خصوصـــياتی كه در آلبــوم Under My Skin بازگو می‌كنه . اون به هيچ چيز خيانت نكرده و حتی الان هم پس از گذشـت چند ســال با روش خود كه باعث موفقــيـت فـــوق‌العاده‌ی اولـــين آلبوم خود بنـام Let Go شد هنــوز هـم هر جــوری كه هست كارنامه‌ی عمل خودش رو بدون لكه‌ی ننگی تميز نگه داشته . اون يك ۱۹ساله‌ی سفيد لوحه
ساده بودن همون چيزی هست كه باعث شده بهترين آهنگ‌هاش مــقاوم و ســخت و پايدار باشـن حالا خواه اينكه شايسته‌ی Punk يا Faux يا Maudlin Ballad باشه Avril اين آهنگ‌ها رو قطعـــا و كاملا به طور صــريح و بی‌پرده می‌خــــونه . شما مـــی‌تونين هر چقدر كه بخوايــــن آهنگ‌هاشو گوش بدين . موزيـــك Avril واقعــــا ديوانه كنندس و خيلی سخته كه بگيم در كدوم دسته موسيـــــقی قرارش بديم – آهنــــــگ موفقيــت آميز و درخشـان I’m With You تقريبا يه صدا و حال و هوای ييلاقی غير قايل احساس داشــت و يك ملودی متــــــال مبــــهـم و سربسته و يك همخوانی كه نمی‌تونه بيـجا و بی‌محـــل به عنوان يه مدعــــــی آمريكايی مطـــرح بشه اگرچـــه هيچكدوم از اين مدعيان و مسابقه‌دهندگان نمی‌تونستن به اين سادگـــی است آهنـــــــگ رو بخونن.





Lavigne در آلـبـــوم جديـــدش يعنی Under My Skin با يك ماتريس تيمی رو كه روی بيشتر آهنگ‌های آلبوم Let Go كار كرده بودن رو جدا كرد Avril در اين آلبوم جديد با يه گروه Songwriter غير قابل تحمل و گيتاريستش Evan Taubenfeld و Songwriter كانادايـــــی Chantal Kreviazuk شــــروع بكار كرد و در تهيه اين آلبـــوم با بهم پيوستن اين عوامل آلبومی قابل قبول و فرمول دار تری بوجود آورد . Lavigne در آلبـــــوم Under My Skin هيچ فكر و هدف تازه ای وارد نمی‌كنه بلكه چهره‌ی آهنــگ‌های آلبوم قبلی يعنــــی Let Go رو درخــشان‌تر می‌كنه اغلب اوقات صداش رو در يك آهنگ به چند جور و نوع تغير ميده تا مطمئن بشه كه شما از خوانندگی اون خســـــته نشدين و زيبايی Chorus ها رو درك می‌كنين . آهنگ اصلی و مهم اين آلبوم همون آهنگی كه زودتر از خود آلبوم Under My Skin منتشر شد كه Don’t Tell Me نام داره ميشه گفت كه آهنگی هســت كه بيشترين شخصيت Avril رو در خودش داره و نشون ميده كه Avril دنبال چه چيزی هست و منظورش چيـــــه
اون در اين Clip با يه بوسه‌ی شرم آور دوست‌پسر شهوتی خودش رو می‌خواد ترك ‌بكنه و همين كه شــروع می‌كنه به عنوان يه گيتاريست گيتار ميزنه از پسره می‌پرســـه كه Did I not tell you that I’m not like that ?girl/The one who gives it all away, yeah/Did you think that I was going to give it up to you يعنـــی اينكه ” آيا به تو نگفتم كه من اون دختر نيستم ﴿اون دختری كه تو انتظار داری باشم﴾ ” / ” كسی كـه مرتبا و بطور پيوسته اونو به تو ميده؟” / ” فكر می‌كردی كه می‌خواستم اونو به تو تسليم كنم؟” نحوه‌ی بيان اين مسئله و ديدگاه ممكنه رنج‌اور باشه ولـــی در عوض اون Avril با صدای خوبش از پس اين كار بر مياد صدايی كه تظاهر به صداقت و درستكاری ميكنه.

MARILYN MANSON( Philosophy-- Ideology ) ايدئولوژي وفلسفه و سبک



MARILYN Manson’s Ideology
ایدئولوژی مرلین منسون

همینطور که از تیتر مطلب پیداست این پست راجب ایدئولوژی مرلین منسون و طرز تفکر او هست با ما همراه باشید و مطالب را به دقت بخوانید نظر خود را راجب این مطلب در
قسمت نظرات در اختیار ما بگذارید:::::
نام البوم منسون که در اکتبر 98 بیرون امد
Mechanical Animals
نبرد مرلین منسون
یا اگرشما ترجیح می دهید : احمق های بی مخ که از مد پیروی می کنند ، و انهایی که از واقعیت به وسیله مصرف قرص ها و داروها فرار می کنند (قرص ها برای افریدن و خلق هدفی استفاده می شوند اما انها در حقیقت زندگی انسان کنترل یا نابود می کنند) همه انهایی که از این راه پیروی می کنند و انسانهای ساده ای که بدون هدف به دور این موارد می گردند.ما به یک طرز تفکر نیچه ای رسیدیم که می تواند همه محاسبات را برهم بزند
اما منسون اینگونه پاسخ می دهد:"من با این موضوع موافق هستم که هوش انسان یک معیار ارزشمند برای راهنما و الگویی را
تعریف می کند برای انسانهایی که می خواهند تصمیم گیری کنند. هیچ کس ســـ.کـــ.س و
مسابقه را انتخاب نمی کند اما هر کسی می تواند برتری و پیشرفت در فرهنگ و مطالعه داشته
باشد."
منسون ناراحتی خودش را وانمود کرد اما بر طبق گفته های خودش همچین انسان هایی ازاد
نیستند و او انجیل را بعد از تفاسیرغلط و صحبت های خودش علیه این کتاب ان را پاره کرد و
این کار او در راستای راهی است که او در پیش گرفته.
منسون یک فیلسوف است؟ این مانند یک جک خنده دار است. او کسی است که قبلا همراه با
دوست دختر سابقش رز مک گوان به صورت نیمه عریان در مهمانی های هالی وود شرکت میکرد.
و در اینجا منسون به این شکل واکنش نشان می دهد که: "من با اراده خودم در این مهمانی ها شرکت کردم و این به خاطر عشق من به رسانه ها است که من را به یک مدل و
مانکن تبدیل کرده.امریکا نیاز به ساخت شخصیتی دارد که مردم قادر باشند که او را بشناسند و شناخته شود.و این موضوع برای کسی که تلاش می کند تا ستاره شود احمقانه به نظر نمی رسد. و من باور دارم که در حال حاظر عقیده من بیشتر و بیشتر می شود و مردم بشتری خود را در معرض این عقیده ها می گذارند و انها هر روز با بی تحرکی شدید مواجه می شوند و انها این عقیده را در زندگی روزانه خود به کار می گیرند.و یک چیز دیگری نیز به نام "اشفتن" به منسون اضافه شده و این از زمانی است که منسون علاقه به تصورات ناسالمی پیدا کرده که می تواند جوانان را به خطر بیندازد
از زبان خود منسون :"من برای الهام بخشیدن به جلوه اجتماعی خودم احساس مسئولیت می
کنم. و من فکر می کنم اون هم باید برای با هوش بودن احساس مسئولیت کند.
وقتی که شما بخواهید از هنر کسی تقدیر کنید شما باید قادر به تفسیر اون هنر بدون توجه به
گفته های قبلی و تفاسیر سابق باشید"
این همان چیزی است که حس کاملی از نیاز به حضور رسانه در مواقعی که کشتاری فجیع رخ می دهد به وجود می اورد. و این مانند فشاری بر روی یک بازیگر و یا هنرمند است وقتی که او در مجله ای ظاهر می شود.
و منسون کا ملا قاطعانه ان را محکوم می کند :" تمام غم ها و واکنش ها به دلیل فقدان انسان ها در زندگی احمقانه و خشن افراطی است."
چند روز بعد منسون اظهار نظر تندی کرد :"کوری و چشم پوشی رسانه ها که غیر منصفانه و
بدون کنایه به صنعت دارو اشاره می کنند که خیلی وحشیانه مانند قربانی کردن دیگران
است.وقتی که امیدوار هستید که مسئولیت پذیری دلیلی نخواهد داشت به جز تبعیض بین دو چبز
و این تراژدی باعث نادانی می شود. دشمنی و اینکه در امریکا خرید اسحله به اسانی است".
وخیلی خنده دار است خبرهایی که درحافظه ما هست که همانند دیگر شایعات بی اساسی که در باره منسون درست می شود
( مانند این شایعه بسیار معروف که تصور میشه که منسون تعدادی از دنده های خودش رو
برداشته تا بتواند خودش را ساک بزند)
نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

MARILYN MANSONفلسفه

من امروز می خوام به شما در باره فلسفه منسون بگم .فلسفه حقیقی منسون که تا کنون هیچ کجا به ان اشاره نشده و من هم این رو از سایت اختصاصی منسون گرفتم.و ترجه کردم برای شما تا بخونید و بفهمید دین حقیقی او چیست. حتما این متن را بخوانید و بعد در مورد منسون قضاوت کنید. به بقیه دوستان خود نیز این مطلب را پیشنهاد کنید
همواره مرلین منسون را به خاطر شیطان پرست بودن سرزنش کرده اند و امروزه همه مطمئن هستند که
MARILYN MANSON
بر ضد مسیحی های کاتولیک است اما اعتقاد اون در باره شیطان پرستی و دیگر ادیان به درستی معلوم و مشخص نیست.
مارلین منسون در شروع کار خود در سال1990 زمانی که نام گروه او مرلین منسون و اسپوکی کیدز بود شهرت شیطان پرست بودن رسید و داستان مشهور این قضیه ررو فکر کنم همه شما توی یکی از کنسرت ها منسون دیدید که منسون در یکی از کنسرت هاش در سال 1995 که توی اون کنسرت روی صحنه پر از جوجه بود و منسون روی اونها میپره و اونارو له می کنه که بعد از این کنسرت اتهاماتی بر او زده میشه. و این نکته که منسون حیوانات رو بر روی صحنه و در جایگاه شیطان قربانی میکرد.
اما همه این اتهامات بعد ار سال 1994 و بعد از دادن لقب افتخاری" پیشوا" به منسون که توسط انتون لاوی مبدع کلیسای شیطانصورت گرفت جدی تر شد
اما
MARILYN MANSON
در زندگی نامه ی خودش که توسط خودش نوشته شده در باره این لقب گفته که : این نامگذاری و
دادن لقب در مراسمی رسمی صورت نگرفته است. انتون و منسون با هم دوست بودند و انتون به منسون پیشنهاد داد که عضو کلیسای شیطان بشود که مارلین به سادگی و سریعا قبول کرد.و تمام سمبل هایی که منسون در البوم های خود استفاده میکند( که من قبلا در مورد اونها نوشته بودم) ارتباط هایی با شیطان پرستی و دیگر ادیان دارد مانند :لوگوی شوک،داهای روی صحنه در تور انتی کریست سوپر استار که تقلیدی از حذب فاشیست هست ، شعر ها و سمبل هایش که کتابچه البوم خود، اشاره به فرشته و صلیبی در اتش که
و Holy wood و کنایه به انجیل و تصویر عیسی در البوم Last tour on the earth نماد تور خود به نام
God Eat Godدر همین البوم که در اهنگی به نام
اشارات مستقیم به خدامییشه
و اینها همه نشان دهنده این است که منسون تحت تاثیر ادیان است.و او همواره منبعی از الهام گیری و نکوهش بوده است.
اما اون همواره مخالف این بوده که اندیشه هایش مانند شیطان پرستها و کسانی که به شیطان احترام می گذارند است.
بدین گونه در مصاحبه ای منسون گفت: که تمام دنیا با "ایسم" به پایان می پذیرد که برای او جالب است .کاتولیسم ، بودیسم و ساتانیسم و به نظر منسون بهتر اینه که ما بهترین ایدئولوژی ها را از این مذاهب دستچین و گلچین کنیم و با این ترتیب دین و ومذهبی برای خودبا فکر و اندیشه خود بسازیم.(که این به معنی همون شیطان پرستی هست که همانطور که می دانید شعار شیطان پرستها این است که :"با تفکر خودت خدای خودت باش"). و منسون سرزنش میکنه بیشتر مذاهب و کاتولیک درخصوص اینکه کشیش ها با نام قوانین کلیسا مردم را برده و اسیر کرده اند که باید یه دستورات عمل کنند.و این را در البوم
Holy wood
و در اهنگ
The fight song
میگه که
"I'm not a slave to a god that doesn't exist"
یعنی اینکه: من برده خدایی که وجود ندارد نیستم
میگه: Holy wood از البوم God Eat Godعلاوه بر این در شعر
Dear God If You Alive You Know We Kill You
یعنی اینکه: خدای عزیز اگه زنده باشی تو میدانی که ما تو را خواهیم کشت.
و منسون قبل از هر چیز دیگری ادعای بی نیازی و استقلال می کنه .(مصاحبه با او که در این مورد در پایین امده بخوانید)
و منسون همچنین اشاره می کنه به انحراف و ستم در انجیل مخصوصا در قسمت وصیت نامه کهنه در این کتاب صحبت های زیادی میکند در اینباره در یکی ازاهنگ هایش به نام
antichrist superstar
انجیل را پاره کرده و به میان جمعیت پرت می کند.
و این کار پاره کردن انجیل را بعد گفتن این قسمت از کتاب که میگوید:"تنها انسانهای خوب به بهشت میروند و بقیه انسانها به جهنم خواهند رفت این همه چیز و یا هیچ چیز است" انجام میدهد و ان را پاره می کند.
در پایان منسون که افراط کاری مذاهب و ادیان را به وسیله در کنسرتش و با اجرای
“Dead to World” ودیو اهنگ
نمایش داد منجر به این شد که تعداد زیادی از مردم خواهان لغو کنسرت هایش و بازداشت او شوند.
منسون از مسیحی ها با عنوان مردمی ضعیف در جامعه نام می برد.و بیشتر به این دلیل است که اندیشه و تفکر مسحیت همواره مخالف اصول تئوری استقلال فردی هست که خواننده ها از ان دفاع می کنند.و چیزی که بیشتر او را عذاب میدهد ریاکاری و دورویی انها (مسیحی ها) است که بخاطر این هست که منسون فکر میکند انها نمونه و مثال های حقیقی را نشان نمی دهند که انها ان را ایمان می نامند.
و همه میدانند که منسون عمیقا از مسیحیت متنفر هست و این به دلیل اموزش دینی که برایان وارنر را در کوچکی اموزش داد و از او شخصیت مرلین منسون ساخت.و الان او در صدد انتقام از انسانهایی است که او را در کودکی به وحشت می انداختند و ان هم به وسیله عقیده ضد مسیح و عذاب های وحشتناک که گناهکاران و جهنمیان مجبورند بکشند.و این دقیقا تعریف مسیحیت از گناه است که بیشترین مواقع منسون را عصبانی و خشمگین می کند.برای اینکه مانع خوشحالی مردم می شود و حتی در بیشتر مواقع بر خلاف طبیعت انسان هست. و همه اینها مطرح شده با عنوان اینکه گناه حالت ساده احساسات انسانهای طبیعی هست که مانند حس احساس خطر کردن به وسیله حس ششم است.انها کودکان را طبق شرم و خجالت خودشان بزرگ می کنند.و در انتها ما تنها چیزی که از ان بدست می اوریم زندگی بیمار گونه جوانان است که به وسیله خوکشی یا قتل عام بقیه مردم به پایان می رسد.
و بعد از ان اجتماع گناه را در موزیک را یا تلویزیون رد می کند و نمی پذیرد.
و یکی از اخلاقیات سر کوب شده مسیحی ها که او بیشتر از ان متنفر هست سرکوبی حس جنسی است و برای منسون به معنی سرکوب کردن و نفی کردن حس طبیعی انسانها است.و این سرکوبی منجر به تحریک بیشتر حس جنسی در مقابل خشونت و مسائل جنسی می شود. منسون می گوید:"روی هم رفته سیاره زمین به دور خورشید نمی چرخد بلکه به دور یک الت(ک.ی.ر) بزرگ می چرخد. هر چند که پسرفت و پیگرد قانونی در مورد تمایلات جنسی جزء زندگی روز مره ما در امریکا محسوب می شود.
و در اکثر ایالت ها ســ.کــــ.س دهانی غیر قانونی هست و در ایالات جنوبی هر علامت ســ.کــــ.س خانگی غیر قانونی هست.
و منسون طی مصاحبه ای در ماه می سال 1997 گفت: " امریکایی ها احساس خجالت و شرمساری می کنند از چیزی که او هست و راضی نیست که موافقت کند با فساد خودش که این بیان میکنه که او بسیار عصبی و خشن هست."
ازادی جنسی مبنی بر غیر اخلاقی بودن منسون نیست.و منسون همچنین مدافع سرسخت سقط جنین هست.و او به این دلیل که : اولا بیشتر او را با مسیحی ها روبه رو می کند و دوما به خاطر نظریه خودش مبنی بر انتخاب نوع نسل توسط انسان.
و او طی مصاحبه منتشر شده در سال 1995 می گوید :
" من باور ندارم که مردم احمق و نادان باید تعلیم داده بشوند.و از این جهت طرفدار سقط جنین هستم.".
و منسون در اولین اهنگ خودش به نام
که در این اهنگ اعتراضGet your gun
خودش را علیه انجمن دفاع از زندگی که بمبی را در ساختمان بیمارستان سقط جنین منفجر می کند که به کشته شدن دکتر گان منجر می شود، نشان می دهد.و منسون خواستار توجه به این عدم ارتباط بین دفاع مردم از انجمن زندگی و کشتن انسانهای بالغ توسط انها در بمب گذاری است.
منسون کشف کرده که در دین کاتولیک ها و یا دیگر ادیان مملو ازهمچین تنافقض ها و مغایرت ها است.
مدونا واین گیسی (کیبوردیست گروه) و احتمالا بقیه گروه با این نظر منسون موافق هستند. مدونا واین طی مصاحبه ای در سال 1995 گفت: "ادیان بسیار غیر منطقی هستند.و این ریشه در ایمانی دارد که مانند یک تئوری بی دفاع است.و این کاملا مخالف صحبت های فلاسفه در غرب است که می گویند:پیدا کردن مدرک درباره اعتقاد دین کاتولیک اما کاغذ و مدارک می گویند هیچ مدرکی وجود ندارد.
و توییگی رامیرز( عضو سابق گروه که نام اصلی او جردی وایت هست ) نیز موافق ریاکاری کاتولیک ها است و در اینباره می گوید :"این همانند همه ادیان دیگر است.که می گوید باری از گناه از منظور و یا مقصودی درست می شود مثل دروغ گویی و این گناهان با اعتراف از بین می روند و می توانید دوباره ان گناه را انجام دهید.و این دورویی و ریا هست. و این به مردم کمک می کنه که از مسئولیت پذیری اعمال خودشون دوری کنند و این در صورتی هست که ما باید همه این مسئولیت ها را به عهده بگیریم."
گذشته از همه اینها مرلین منسون می گوید همه چیز در رابطه با دین هستند را سرزنش نکنید. اما او (منسون) دوست دارد که ضعف و سستی و مغایرت انها را نشان بدهدتا مردم را به فکر کردن وا دارد. و او فکر می کند امریکا ملتی هست که ریشه اش در تناقض و مغایرت هست مانند کاپیتالیسم (سرمایه داری) که اکثرا از اخلاقیات مسیحی ها هست.بدین صورت که کاپیتالیسم و کاتولیسم (رژیم سرمایه داری و اصول کاتولیکی) در کل مخالف این تئوری هستند. و وقتی اصول کاتولیکی می گوید که ما باید بهتر از همسایه خود باشیم و از طرفی دیگر می گوید همه یکسان هستند و همه را به دوست داشتن یکدیگر تشویق می کند.
و بر طبق گفته های منسون این جوابی به حکمفرمایی سست مسیحی ها هست." اصول کاتولیک همواره وانمود به درستکاری که ادم ها ضعیف رو از بقیه جدا نگه می دارد.و این خیلی هوشمندانه هست که من به اصول کاتولیک حسادت می کنم.(منسون کنایه مزنه به اصول کاتولیک).این قیمتی از مصاحبه منسون با مجله الترنتیو بود که در اکتبر سال 1996 به چاپ رسید.
مرلین منسون بدون افراطی گری مسیحی ها وجود نخواهد داشت.و این دلیلی هست برای ادامه ستیز ها و وتحریک ها و تهمت ها در کنسرت هایش هست.و دقیقا به دلیل این است که انها به تحریک های منسون جواب می دهند.و این معمولا امتیاز برتری است نسبت به افراط و تفریط مسیحی ها.و افراطی ها برای منسون مانند "پایین ترین حالت هوش انسانی هست که این انسانها به چیزی نمی رسند."اگرچه او (منسون) شناخت خودش نسبت به عیسی مسیح در حد اندازه مقرری هست و این مهارت او در حکمت و اصول خودش هست.منسون می گوید چیزی که کاتولیسم از ان شروع شد هیچ چیزی نیست اما هر کسی می تونه اونو در کنسرت های من ببیند. کسی بلند شد و گفت که او (یعنی من) چی فکر میکند. وبقیه حاضران جواب او را با این جمله دادند که: " بله ما می توانیم احساس او را درک کنیم"و مسیح اولین ستاره راک بود و اولین سمبل ســ.کــــ.س و اولین تندیس ... و کسی تصمیم گرفت که او را به مذهب و دین بکشد که توسط انسانهای خوب انجام شد."و این درست مانند همین کاری هست که این جمعیت الان با من می کند.
" این قسمتی از مصاحبه با او درسپتامبر سال 1997 است.
: منسون فکر میکند که هر مدت زمانی که عقاید ضد مسیحی کسانی دیگر مانند
Nietzsche, Crowley and La Vey
(نیچه ، کرولی ، لاوی) که سعی بر نابودی تمدن مسیحیت با ایدئولوژی و افکار خودشون دارند اما موفق به انجام خواسته خود نشدند.و او فکر می کند که برای موفقیت باید این کارها را به طریقی دیگر و امیدی دیگر جایگزین کند و این جایگزینی همان موسیقی هست که او انمجام میدهد.و او برای خود این برداشت را کرده که:"علم نمی تواند ثابت کند که خدای مسیحی ها وجود دارد اما اگرچه می تواند وجود خدایی دیگر را ثابت کند و این نشانه هوش ادمی هست.و این برای مسیحی ها بهترین زمانی هست که از نظر امار و تعداد با جمعیت تمساح ها برابر بشوند.و انها (مسیحی ها) یکی از گونه های به خطر افتاده و در حال انقراض هستند.
اینها باز هم قسمتی از مصاحبه با او درسپتامبر سال 1997 است.
و ضد مسیحی بودن تنها یرای عده بخصوصی ازانسانها نیست بلکه فقدانی در دین مسیحیت هست.
و این ترس بزرگی هست برای کلیسا که اعتقاد مردم تمام شده. واین لحظات به معنای پایان این تجارت است.و این همان چیزی است که منسون می خواهد توسط این متن ما را تحریک کند که می گوید:" ما درباره خسارات فیزیکی که مسیحیت به وجود می اورند صحبت نمی کنیم و ماانها را به درون قفس شیر نمی اندازیم اما وادار کردن مردم برای اعتقاد در اندازه ظرفیت خود و متوقف کردن این حقیقت کور که انها در مورد خدا دارند همیشه مانند بریدن علف زیر پای خودشان هست."

خلاصه هایی از مصاحبه های منسون درباره اعتقادش
Rock N'Folk سوال خبرنگار
در حال حاضر انتون لاوی اسقف اعظم کلیسای شیطان مرده و شما اخرین و بزرگترین شیطان پرست حال حاضر هستید می توانید به طور خلاصه در مورد دین خود برای ما توضیح دهید؟
جواب منسون به خبرنگار:
من تنها به خودم اعتقاد دارم.خدا، شیطان، سمت راست و چپ، خوب و بد همگی نشانه و سمبل هایی درون ما هستند.برای چی ما باید یکی از اینها را انتخاب کنیم.در اصول مذهبی کاتولیک مردم احساس گناه درباره شخصیت بعضی از افراد می کنند و شیطان پرستی مردم را قادر می سازد تا میل طبیعی خود را بدون هیچ نتیجه ای بیان کنند.
:Hard Force سوال خبرنگار
ایا فکر می کنید انتون لاوی {انجیل شیطانی} با پوشیدن پوتین بلند و لباس هایی مانند شما طرفداران بسیاری پیدا می کرد؟
جواب منسون به خبرنگار
من فکر کنم که اون دوست نداشت که ستاره سینما بشود.اون خیلی باهوش بود و چیزهای زیادی برای گفتن داشت.من ایده های او را با کار می گرفتم و انها را ساده تر میکردم.
Rock N'Folk سوال خبرنگار
ما میتوانیم بگوییم که شما تنها انسانی هستید که از مسیحیت ناامید هستید.و کسی هستید که فکر می کند دنیا خیلی غم انگیز و اندوهناک هست واین یعنی نداشتن انگیزه و کسی که تصمیم گرفته لباس ضد مسیحیت بپوشد؟
جواب منسون به خبرنگار
(بعد از مکث طولانی) این راهی است برای نشان دادن خیلی چیزها .مردم زیادی هستند که حرف های مسیح را تفسیر می کنند. و این خودش باعث تبدیل شدن به پدیده و نمود تجاری است. ایا او می تواند تصور کند که بر روی دیواری از مسیحیان جهان ظاهر
Holy woodشده است؟ او خودش را قربانی میکند. و این داستانی است که من در سی دی البوم خودم به نام
در باره راه خودم گفته ام. من انجیل را نادیده نمی گیرم من ان را دوباره بازنویسی می کنم. از زمانی که انتون لاوی مرده ما احساس فقدان و کمبود اطلاعات می کنیم.
Rock N'Folk سوال خبرنگار
آیا شما کشیش اعظم هستید؟
جواب منسون به خبرنگار
من چیزهای زیادی از لاوی یاد گرفتم. من فکر می کنم که من تا ابد ذخیره ای از تاریخ ادیان و این کلیسای شیطان که عنصری بنیادین از ستیزهست و ما را راهنمایی می کند باشم.لاوی مردی خارق العاده بود اما من هرگز عضو کلیسای او یا هر کس دیگری نشدم.شما به مراسم تدفین لاوی با حضور ترند رنزر توجه کنید. چه کسی واقعا رهبری کلیسای شیطان را به عهده می گیرد؟ ایا زینا دختر لاوی این کار را به عهده می گیرد؟ من نمیدونم.من نمی توانم به سوال شما پاسخ بدهم.
(در حال حاضر و بر طبق خبر از سایت مخصوص کلیسای شیطان این سمت به کشیش اعظم بالانچ بارتون رسیده است
Hard Force سوال خبرنگار
و حالا یک سوال بزرگ:ایا تا به حال شیطان را ملاقات کرده اید؟ از زمانی که شما امدن او را توصیف کردید در شوهای جهنمی؟
جواب منسون به خبرنگار:
(بعد از مکث طولانی) خوب بعضی وقتها شما چیزی را در اتاقی خالی احساس می کنید یک نیرویی روح مانند.معمولا مردم این سوال را متفاوت تر می پرسند.انها می پرسند اگر من نیروی ماورای طبیعی را باور دارم در ان صورت من باور می کنم که هیچ چیز طبیعی نیست.بعضی از نیروها وجود دارند و بعضی از انسانها با این نیرو ها متولد می شوند.(به میز درون اتاق پذیرایی اشاره می کند). حقیقت این است که هر کسی می تواند تصور کند و ان را در اندازه بزرگی در ذهنش تولید کند و این برای من نوعی جادو و سحر است.تنها چیزهای حقیقی خدادادی هستند.
:Hard Rock سوال خبرنگار
می توانید برای ما در مورد ادراک و تصور شیطان پرستی و انتون لاوی نویسنده کتاب انجیل شیطانی .... توضیح دهید؟
جواب منسون به خبرنگار:
هر کسی می تواند این را مانند شرح دادن ارزو هایش توضیح دهد. و همان طور که قبلا گفتم خدا، شیطان کلماتی هستند که مردم برای توضیح خوب و بد از انها استفاده می کنند. مانند اسم من: مارلین منسون. تعریف من از شیطان پرستی مانند فرضیه تکامل هست. فقط قوی زندگی کردن تنها محافظ ما است و استقلال فردی و چیزی که به ان اعتقاد دارید.و با این فلسفه خدا و شیطان عموما کوچک و کم هستند.من تا اندازه ای در مورد انسان دوستی صحبت کرده ام. شیطان فقط طغیان و سرکشی در مورد خدا و تجسم وضعیت او هست. و تا انجایی که من میدانم شیطان پرستی دین و مذهب نیست. شیطان پرستی تنها فلسفه و نظر است.من چیز های زیادی ار انتون لاوی یاد گرفتم اما من زندگی روزانه خودم را مانند او انجام نمیدهم. (من کارهای ایین شیطان پرستی را انجام نمی دهم)

سبک منسون چیست ؟

تو این پست من می خوام راجب سبک منسون براتون توضیح بدم و دلیلش هم واسه اینه که الان خیلی از طرفدارهای منسون هم به خوبی سبک منسون رو نمیشناسند و بقیه ادمهای دیگه که جای خود داره.
حالا من امروز برای همه توضیح میدم پس دقیق بخونیدش تا متوجه بشید.
industrial rock و alternative metalسبک منسون در کل ادغامی از دوسبک
هست که خیلی ها اون
shock rock
رو یا همون راک شوک آور می نامند
موسیقی گروه منسون شامل تاثیراتی از سبک های
است.glam و industrial rock ، heavy metal
که heavy metalو منسون کوشش کرده تا با مخلوط کردن نوعی از صدای
متشکل است از صداهای سنگین گیتار برقی و ضربات سنگین درام و ادغام ان
که تکیه بر الات برقی سبک industrial metal با سبک
موسیقی دارد سبکی جدید به دوست داران سبک متال ارائه کند.
اینم بگم که منسون در جوانی علاقه زیادی به گروه های
داشت.Black Sabbath ، KISS
و در کل بسیار سخت هست که هر البوم منسون رو توی یه سبک از موسیقی قرار داد چون که در هر البوم سبکی متفاوت و چهره ای متفاوت تر نسبت به البوم قبلی مشاهده می کنیم.و این یکی از نکات خوب در موسیقی منسون هست و امتیازی برای اون نسبت به دیگر گروه ها محسوب میشود.


مصاحبه مرلین منسون با ام تی وی


مرلین منسون که در حال حاضرمنتظر اتمام البوم جدیدش هست که تا پایان امسال عرضه می شه
راجب البوم جدیدش گفت:MTV.comدر مصاحبه اختصاصی با سایت
من شروع به خواندن این البوم کردم اما این البوم از نظر موسیقی و اهنگ کامل هست.
و الان به دنبال وقتی هستم که بروم و قسمت خودم که خواندن این البوم هست را انجام بدهم.
این البوم نسبت به بقیه کارهای قبلی که از من و گروه شنیدید کاملا متفاوت هست.و من مطمئن
هستم که این البوم بعد از ضبط همه را راضی می کند.
و من حالا احساس می کنم که بهترین هستم.وهر کاری را که بخواهم انجام می دهم.
و اکنون مرلین منسون در حال اماده شدن برای نخستین کارگردانی اش در سینما هست.
که این فیلم به نام
"Phantasmagoria: The Visions of Lewis Carroll"
و به معنی :
منظره خیالی: تصویری از لوئیس کارول
هست. کا در ژانر ترسناک-واقع گرایانه هست.که نگاهی است
به زندگی نویسنده معروف اینگلیسی به نام
چالزلودویگ دادسون Charles Lutwidge Dodgson
که همه این نویسنده را با کتاب " آلیس در سرزمین عجایب" می شناسند.
که اسم مستعار او لوئیس کارول هست.
علاوه بر ساخت این فیلم ، مارلین منسون گفته که الان داره برای یک فیلم اهنگ
می سازه که بزودی تمام میشه این اهنگ ها با ترکیبی از عناصر مختلف موزیک هست.
که در اخرین جلسه ضبط به کار گرفته شده.
و در ایتباره مارلین گفته که:
این بسایر جالب هست که ما میتوانیم منظره ای بسازیم در کنار حالتی از شعر و موزیک.
گفت:MTV.com او همچنین به
که این اهنگ ها انطوری که شما از روند معمولی قیلم انتظار دارید نیست.
و من شروع به ساخت اهنگی کردم که در پایان ساخت هیچ شباهتی به
البوم های دیگه من نداره.و خیلی زیاد سینمایی هست.



در 13 ماه اوریل 2007 مرلین منسون در اولین قسمت از سری جدید برنامه
"Henry Rollins show"
حضور داشت، در زیر خلاصه ای از این مصاحبه رو مشاهده می کنید.
در این مصاحبه منسون در رابطه با بازگشت به موسیقی با البوم جدیدش و حادثه کلمباین و تبدیل شدن به شخصیت هنری صحبت میکند.

:H
چرا برای مدتی موسیقی را کنار گذاشتید؟
:MM
اون دوره بسیار عجیبی بود
من هیچ علاقه ای به اینکه بیشبر از این به ان بپردازم را نداشتم برای اینکه من به نقطه رسیده بودم که احساس می کردم که هنر موسیقی به جایی رسیده که کامل نسبت به ان احساس بی توجهی و بی وفایی میکردم.
و به نظر میرسید که خیلی به شکل کالا هست و بیشتر یک محصول هست و یکی قعیده و نظری هست که مدت زیادی دوام نداره و از بین رفتنی هست. و واقعا من این احساس را نداشتم که برای ساخت و انجام ان به من الهام بشود و سپس من درون گودال سیاهی غرق میشدم که در ان من نمیدانستم چه کاری انجام بدهم و هویت اصلی خودم را گم کرده بودم و نمیدانستم که چه کسی هستم برای اینکه واقعا چیزی نداشتم برای اینکه اغلب من شخصا خودم را با کاری که انجام میدادم میشناختم و همواره ترس بزرگ من این بود که چیزی درست کنم و به نقطه ای که میخواهم دست پیدا کنم. من برای رسیدن به ان نقطه ماه های زیادی در جایی به سر می بردم که فکر نمیکردم که همیشه شکست خورده ام و چیزهای زیادی تغییر کرده است.
ادم های زیادی در زندگی من و همه چیزها در اطراف من تغییر کرده بودند ومن یک اهنگ نوشتم و پس از ان شاید زودترین ضبط البوم که کار کرده بودم رقم خورد. و این همان کاری هست که من تا قبل از ان مایل به انجام ان بودم اما امکان ان وجود نداشت.
من کاملا مطمئن نیستم که این ضبط خیلی مخصوص امریکایی ها باشد و به احتمال زیاد مربوط به شرح حال خودم میشود. و نقطه و هدف اصلی در رابطه با پیدا کردن وابستگی هست. و یک میل نهایی هست که احساس می کنید که قسمتی از چیزی هستید. سپس در این حالت ان خیلی وسیع هست در زندگی من اگه من به اون به شکل بی طرفانه نگاه کنم.من فکر نمی کنم که اون من باشم که به اسایش دنیا بیشتر از این فکر می کند. این من هستم که در رابطه با خودم حرف میرنم. شاید من دوست دارم که برای گفتن اینها خیلی شرمسار یا خیلی خود اگاه باشم. و آن واقعا مردم را به یک قدم عقب تر باز میگرداند. و خیلی راک اند رول هست و خیلی فنی و شاید اون یه بازگشت خوب به موسیقی باشه.
بعد از گذراندن کلمباین من به بالای تپه ای رفتم که شما نمی توانید تحمل کنید برای اینکه خیلی وخیم و بد بود.
هالیوود و مردم با من به شکل کثیف و زشتی رفتار می کردند چنانچه که من بدتر از ان را ندیده بودم. این چه گندی بود ؟ تو چیکار کردی؟ و من تنها یاد گرفتم که چطور با اون کنار بیام.من از لس انجلس نقل مکان کردم و HR به چتس وورس رفتم.
من هیچ مصاحبه ای نمی کردم. من همه را رد میکردم و از انها سر باز میزدم. من پیشنهاد های زیادی از خیلی ها داشتم و سپس وقتی که مایکل مور (مستند ساز امریکایی) با من مصاحبه کرد، اون واقعا همه اون چیز ها رو توی مستندش به نام " بولینگ برای کلمباین" نشان نداد اما من واقعا من ان مصاحبه را انجام دادم.
به دنور رفته بودم Mile High در استدیوم OzzFestمن برای اولین بار بعد از اینکه برای فستیوال
به انجا بر گشتم. ما صدها، بله صدها تهدید به مرگ داشتیم سپس من فکر کردم، اگه قرار که من بمیرم پس بود. ما توانایی متوقف کردن Mile Highبهتره که امروز باشه برای اینکه در استدیوم
اون رو نداشتیم. اگه کسی می خواد به من شلیک کنه پس وقتی من در روی صحنه ام. من این تصمیم رو گرفتم من نمیتونم بدون انجام کاری که مایل به انجامش هستم زندگی کنم. بنابراین من مجبور بودم که حقیقت رو قبول کنم من به این دلیل به سوی مرگ می رفتم. و اگر امروز اون به واقعیت می رسید.
ان شب تبدیل به یک نمایش بزرگ میشد . اشکار بود که من نمی مردم.
اما وقتی من ان مصاحبه را انجام دادم هنوز هیچ نامی برای اون مستند وجود نداشت. واقعا هیچ نامی نداشت.
برای مدت دو ساعت و نیم با او صحبت کردم و یک سری چرندیات دیگری که اون میخواست برای قسمت دوم مستند اما من گفتم که مستند خیلی مزخرف و چرند هست اما اون پنجره ای باز کرد که من را دوباره با دنیا اشنا کرد ان هم در صورتی که قبل از ان مردم واقعا من را درک نمی کردند.
اگر هر موقع کسی پیش من بیاد در فرودگاه یا هرجای دیگر و بگه که من تو را در فیلم "بولینگ برای کلمباین" دیدم بزرگترین حرف که به این میگم : من نمیدونم، شما خیلی با هوش هستید" و من دوست دارم، "من نمیدون که تو خیلی احمق هستی یا نه؟ اما من تو رو نمیشناسم اینقدر که تو میشناسی". این یه تعارف طعنه دار هست.
مردم از من می پرسند که من چه نظری در باره ی ان دارم (فیلم بولینگ برای کلمباین) و البته اونها مایل هستند که بدانند من چطور با این فیلم کنار اومدم اما تعداد زیادی از ان (فیلم) نمیتونه کسی را کمک کنه.
مزخرفات زیادی در ان وجود داره که من مایل هستم که به انها هم جواب بدم اما امکان ان وجود نداشت.
سرانجام، من کاری را که این فیلم انجام داده دوست دارم. اما به اندازه ای که موضوع حقیقی و پاسخ به ان که من را با اون آزار داد برای اینکه من خودم را در اطاق کوچکی به مدت 3 ماه زندانی کرده بودم و نمی خواستم که با هیچ کسی صحبت کنم برای اینکه من ترسیده بودم و من در معرض کشته شدن بودم؛ بنابراین من احتیاج به پاسخ های زیادی داشتم و من انها را از ان نگرفته بودم اما انها چیز متفاوتی بودند.

:H
نقاشی برای شما چه اهمیتی دارد؟
: MM
اخیرا من در ماه های گذشته نقاشی نکشیده ام برای اینکه من مشغول خواندن
اهنگ ها هستم.
اما همیشه ان مثل یک روزنه هست. مخصوصا اگر من بیکار باشم به جای اینکه فقط قدم بزنم و یا اینکه دنیای واقعی را تماشا کنم و یا چیزهای دیگر بیشتر مایل هستم تا نقاشی را یاد بگیرم.
درDegenerate Art که با هم تشکیل Dada) و دوره تاریخی Degenerateنقاشی منحط (
مفهوم و شعور پانک راک جای میگیرد. ان همان پانک راک اصیل بود. خطرات زندگی.
در مقام یک نویسنده اگه تو بخوای بی همتا و یگانه باشی تو همیشه باید چیزی را بگویی که دیگران نمی گویند. حتی اگر بگویی که تو نویسنده هستی و مجبور هستی جدال امیز و هم ستیز باشی در غیر این صورت واقعا تو کار دیگری انجام نمیدهی. من همواره می خواهم که ان را به قدم بعدی ببرم جایی که من احساس می کنم که ما خواهم زدنگی خودم را به خطر بیندازم. شهرت و اعتبار شخصی من باید در کنار حرف هایی باشد که من میگویم

:H
شما چه ارزوی دارید که برای شما مقصود و اهمیتی همیشگی داشته باشد؟
: MM
من همیشه در موردش فکر می کنم و پاسخ اسان و همیشگی برای این سوال این است که " از موقعی که من به خاطر داشته ام" اما در پایان واقعا اون همان چیزی نبوده که من می خواستم.
به عنوان یک نویسنده، چه به عنوان اهنگ نویس (اهنگ ساز) یا کتاب نویس یا حتی کسی که باور های خودش را در نقاشی هایش میگه، هر چه که، من می خواهم تنها این است که استدلال و عقیده از کسی باشم که وقت خود و خطرات راه را برای انچه که برایش ایستادگی کرده صرف می کند، در زندگی خودشان ریسک می کنند برای اینکه در دنیا از ان بهره ای ببرند. کسی که سرانجام یک هنرمند بوده. من در حقیقت دوست دارم که قادر باشم تا... من احساس ناخوشایندی ندارم که بگم اما؛ من بزرگ شدن را بیاد دارم، گفتن اینکه تو یک هنرمند هستی این حرف خیلی پر مدعا و با جلوه خاصی هست اما اکنون این یک کلمه موقر و بزرگی هست که شما خودتان میتوانید خود را با ان نام صدا کنید. HR
November 2009
M T W T F S S
October 2009December 2009
1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30