محاسبه هندسی در انسان !
Saturday, September 2, 2006 10:12:30 AM
محاسبه هندسی در انسان !
محمدرضا پوريان -
با دوستی در مورد نامردی بعضیها صحبت میکرديم . ايشان توضيحی دادند که به دلم نشست. اگر برايتان نقل کنم ، طبق محاسبات هندسی، احتمال اينکه به دل شما هم بنشيند، زياد ست! او میگفت: آدمها گرد نيستند. مربع، مستطيل و بيضی هم نيستند. انسانها چند ضلعی نا منظم هستند که اضلاع بلند و کوتاهی دارند. انسانها زوايای گوناگونی هم دارند. چنانچه با شخصی ( حالا مونث يا مذکر بودش بماند) در يک مقطع زمانی، همديگر را جذب کردهايد، به واسطه اين ست که با يک ضلع مساوی با هم مماس شدهايد. اگر بر حسب گرفتاریهای مختلف زندگی، در طول يا عرض دوستی، حرکت نوسانی يا دورانی داشته باشيد، ناگزير ضلع شما و او تغيير کرده و با يک ضلع جديد روبروی هم قرار میگيريد. در اين موقع هيچ ضمانتی وجود ندارد که اضلاع جديد شما و او با هم همخوانی داشته باشد. به بيان ديگر، شايد يکی کوتاه و ديگری بلند تر باشد. اين جاست که به جای جادبه، دافعه پيدا میشود. بنابراين سعی شود که هميشه در آن ضلعی که باهم وجه مشترک داريد و هم اندازه نیز هستيد، پيش بينی چرخش، نوسانات و اضلاع نا متناسب هم باشيد. به زبان ساده ، قدر همديگر را بدانيد که زندگی کوتاه است.
دوست ديگری تعريف میکرد: ״ همسرم مرا از خانه بيرون کرد. اين همان کسی بود که چهل سال تمام به من״ دوستت دارم ״ گفته بود.
حقيقت اين ست که از لحاظ پزشکی، مغز انسان هر روز از لحاظ کيفيّت و کميّت املاح ، پروتئينها، هورمونها ، مواد شيميايی وغيره در حال تغيير ست. همين تغيير و تحولات در ساختار سلولهای مغز، از يک فرد، شخص ديگری میسازد!
به عنوان مثال، شما سياستمداری را سراغ داريد که به قولهای پیش از انتخاباتی خود، عمل کرده باشد؟ آيا همسر شما، همان کسی ست که با او ازدواج کردهايد؟ آيا شما خودتان همان شخص ده يا بيست سال پیش هستيد؟ شاید به خاطر همين تغيير و تحولات در ساختار سلولهای مغزی ست که انسان تغییر شخصیت میدهد.
نتیجه اخلاقی: ثروت، قدرت، مقام و حتا عشق قادر هستند که ساختار مغز را دگرگون کرده و از یک انسان، انسان دیگری بسازد! حالا خوب و بدش بماند!
محمدرضا پوريان -
با دوستی در مورد نامردی بعضیها صحبت میکرديم . ايشان توضيحی دادند که به دلم نشست. اگر برايتان نقل کنم ، طبق محاسبات هندسی، احتمال اينکه به دل شما هم بنشيند، زياد ست! او میگفت: آدمها گرد نيستند. مربع، مستطيل و بيضی هم نيستند. انسانها چند ضلعی نا منظم هستند که اضلاع بلند و کوتاهی دارند. انسانها زوايای گوناگونی هم دارند. چنانچه با شخصی ( حالا مونث يا مذکر بودش بماند) در يک مقطع زمانی، همديگر را جذب کردهايد، به واسطه اين ست که با يک ضلع مساوی با هم مماس شدهايد. اگر بر حسب گرفتاریهای مختلف زندگی، در طول يا عرض دوستی، حرکت نوسانی يا دورانی داشته باشيد، ناگزير ضلع شما و او تغيير کرده و با يک ضلع جديد روبروی هم قرار میگيريد. در اين موقع هيچ ضمانتی وجود ندارد که اضلاع جديد شما و او با هم همخوانی داشته باشد. به بيان ديگر، شايد يکی کوتاه و ديگری بلند تر باشد. اين جاست که به جای جادبه، دافعه پيدا میشود. بنابراين سعی شود که هميشه در آن ضلعی که باهم وجه مشترک داريد و هم اندازه نیز هستيد، پيش بينی چرخش، نوسانات و اضلاع نا متناسب هم باشيد. به زبان ساده ، قدر همديگر را بدانيد که زندگی کوتاه است.
دوست ديگری تعريف میکرد: ״ همسرم مرا از خانه بيرون کرد. اين همان کسی بود که چهل سال تمام به من״ دوستت دارم ״ گفته بود.
حقيقت اين ست که از لحاظ پزشکی، مغز انسان هر روز از لحاظ کيفيّت و کميّت املاح ، پروتئينها، هورمونها ، مواد شيميايی وغيره در حال تغيير ست. همين تغيير و تحولات در ساختار سلولهای مغز، از يک فرد، شخص ديگری میسازد!
به عنوان مثال، شما سياستمداری را سراغ داريد که به قولهای پیش از انتخاباتی خود، عمل کرده باشد؟ آيا همسر شما، همان کسی ست که با او ازدواج کردهايد؟ آيا شما خودتان همان شخص ده يا بيست سال پیش هستيد؟ شاید به خاطر همين تغيير و تحولات در ساختار سلولهای مغزی ست که انسان تغییر شخصیت میدهد.
نتیجه اخلاقی: ثروت، قدرت، مقام و حتا عشق قادر هستند که ساختار مغز را دگرگون کرده و از یک انسان، انسان دیگری بسازد! حالا خوب و بدش بماند!




