Skip navigation.

خاطرات مسافرت

, , ,

سفر شمال امسالمون اولش با یه ضد حال شروع شد هنوز خیلی از شهر خودمون(اراک)فاصله نگرفته بودیم که خاله ی بابام یادش افتاد سبد پیکنیکشونو جا گذاشته ما وایسادیم شوهر خاله با آژانس رفت سبدو آورد
راننده هم اینقدر یواش میرفت که آدم خوابش میگرفت خوشبختانه پی ام پی (همون ام پی تری پلیر)همرام بود و کلی آهنگای رپ و پاپ سنتی و جاز و راک و چرت و پرت گوش دادم
راننده ای که گرفته بودیم همه ی پلیس راه ها توقف میکرد و قبضشو باطل میکرد هرجا هم وایمیساد من یه عکس میگرفتم(میتونید توی گالری کل عکس های شمال رو ببینید) کلی هم هنر عکاسی از خودم در کردم
بعد از یه روز و نصفی رسیدیم چالوس

یه بار هم توی جنگل های آب پری بودیم
که دستشویی گرفتم گل به روتون اسحال نا فرمی داشتم
بعد از کلی کند و کاو بالاخره این گنج گرانبها(دستشویی) رو پیدا کردم چشمتون روز بد نبینه صف داشت از صف شب اول سهمیه بندی بیشتر
همینطور که به خودم میپیچیدم یهو یکی گفت : خرس;خرس!خرس اومده تو جنگل
به محض اینکه ملت شنیدن ریختن بیرون همه داشتن میرفتن بجز خود یارو منم حالشو نداشتم اگه نه میرفتم
جالبش اینجا بود که اونایی هم که توی توالت مشغول بودن سریع قیچی کردن اومدن بیرون(حالا بماند که خودشونو شستن یا نه)منم حرکت کردم برم بیرون ببینم چه خبره یارو گفت کجا میری با صد تا سرعت الکی گفتم اینا برن
منم تو دلم گفتم دمت گرم بابا

یه بار دیگه هم میخواستیم بریم تله کابین نمک آبرود
ولی برای تهیه بلیط نه وقت داشتیم نه پول
فقط تله کابین هایی که میرفتن بالا و میومدن پایین نگاه کردیم(بماند که چقدر دوست داشتم میرفتیم)ولی اصلآ به درد ما نمیخورد تله کابین مال تویوتا کمری سوارا بود

توی این مسافرت هی این بربچ قلیون کشیدن و به منم تارف کردن (من که خر نمیشم)تازه چیزای تارفی دیگه بماند

یه شب تصمیم گرفتیم منو عموم و دوتا از پسر خاله های بابام و شوهر عمم بریم بیرون
وسایل (مایه تیله+عرق سگس+قلیون)رو برداشتیم و حرکت کردیم تو راه یه نوشابه خانواده و دوتا چیپس و ماست موسیر خریدم بعد آژانس گرفتیم
طرف راننده آژانسه پژو 206 داشت رو ماشینش سیستم صوتی کامل هم بسته بود با یه آهنگ خفن ما
سر صحبت که باز شد رسیدیم به سهمیه بندی بنزین یارو میگفت من خودم ماهی 800 لیتر میفروشم لیتری 600 تومن اصلآ نیازی به کار کردن توی آژانس ندارم(آره جون عمت)ولی خداییش
از اون گردن کلفتا بود که بدنسازیو پاور لیفتینگ هم کار کرده
کولر ماشینش اینقدر خونک بود که وقتی رسیدیم دلمون نمیومد پیاده شیم
توی ساحل ساکی که عرق توش بود رو داده بودن دست من (دیوار کوتاه تر از من نبود ) داشتیم دنبال یه جای خلوت میگشتیم که یهو چهار تا از این یگان ویژه ها ی بنز سوار (بدون بنزشون)داشتن میومدن سمتمون
من تا خواستم بگم اینا رو چکار کنمدیدمبربچ هر کدوم با 8 متر فاصله از من دارن میرن یه سمتی نیششونم تا بنا گوش بازه
خلاصه ما هم این این بچه مثبتا صاف رامونو گرفتیمو رفتیم بعد که وقع خوردن شد گفتم موقع پلیس بازی منو جلو میندازین موقع خوردن شوتم میکنید اونور
اونا هم که فامیل ناباب گفتن تو هم بیا بخور منم واسه اینکه کم نیارم گفتم بهم نمیسازه(تو که راست میگی)خلاصه
این صفر هم خیلی خوش گذشت البته اگه ضد حال های راننده ی بد عنق گندمون نبود که دیگه خیلی فاز میداد
خاطره های زیادی هم دارم که الان دیگه حوصلم نمیاد ایپ کنم
عکس هایی از این سف رو میتونید توی گالری ببینید
فعلآ خدا نگه دار

دوربین دیجیتالتابستون کوتاهه

Comments

mohsen_mir2009 15. September 2007, 19:03

salam khobi
ta bashe az in mosaferata
vaght kardi be man sari bezan

How to use Quote function:

  1. Select some text
  2. Click on the Quote link

Write a comment

Comment
(BBcode and HTML is turned off for anonymous user comments.)

If you can't read the words, press the small reload icon.


Smilies